بایگانی موضوعی: مصاحبه‌ها

دشواری زیستن در آزادی / گفتگوی فرخنده مدرس با مهشید امیرشاهی

‌آزاد زیستن دشوار است. دشوار است چون باید قدرت تشخیص داشت و از میان امکانات متعدد یک یا چند را برگزید. دشوار است چون باید همت داشت و این انتخاب را پی گرفت. دشوار است چون باید حس مسئولیت داشت و پست و بلند این انتخاب را پذیرفت. دشوار است چون آزادی با یکبار کوشش برای همیشه به دست نمی‌آید و حفظش تلاش روزمره می‌طلبد.

 

ایرانیان در سفرنامه‌ای دیگر / گفتگو با اشتفان اورت نویسنده کتاب «کاوچ سرفینگ در ایران»

تماس‌ها و ارتباطات من عموماً با افرادی از نسل جوان این کشور بود. بسیاری از آنها از سطوح بالایی از آموزش و سواد برخوردارند، اما در برابر این کیفیت بالای آموزشی، چشم‌انداز شغلی درخوری به آنها عرضه نمی‌شود، امکان شکوفایی استعدادها فراهم نیست. فقدان آزادی را لمس می‌کنند و سودای زندگی در کشورهای دیگر را در سر می‌پرورانند. این یک سرمایۀ گرانبها و اندازه‌ نگرفتنی است که از دست می‌رود. انسان در عمل و هر روزه می‌بیند که از این سرمایه، این استعدادهای موجود، بهرۀ شایسته گرفته نمی‌شود. من حس می‌کردم که این کشور، با این فرهنگ هزاران سالۀ غنی تحت رژیمی لیبرال‌تر، نقشی به مراتب مؤثرتر در منطقه خاورمیانه می‌تواند داشته باشد.

‌‌

 

Couchsurfing im Iran / Interview mit Stephan Orth

‌‌

 

به ما مشکوک هستند! / گفت وگو با مسئول پروژه تاریخ شفاهی عصر پهلوی دوم؛

من و همه کسانی که با آنها به گفت‌وگو نشستم یک چیز مشترک داشتیم؛ ایران. هر دو یک وطن داشتیم. هر دو ما وقتی اسم ایران می‌آمد بغض می‌کردیم. ما این نقطه اشتراک را گرفتیم و پای صحبت نشستیم. ما تلاش کردیم با قریب به دویست نفر صحبت کنیم اما حدود پنجاه نفر راضی به گفت‌وگو شدند.

 

اردشیر زاهدی در گفتگو با بیژن فرهودی

‌‌‌منظور شما این است که حقوق شاهزاده از خارج تامین می‌شود و ایشان جزو آن کسانی است که برای این کار مناسب نیست؟‌

من گفتم «کسانی که»، هیچ وقت نمی‌گویم، چون نمی‌دانم. من نظرم این است ولی عمه و مادربزرگ من که زنده نیستند به او پول بدهند. ببینید، هیچ کشوری سقوط نکرده مگر این که خودشان را بفروشند. کسی که خودش را به خارج فروخت نمی‌تواند به درد مردمش بخورد.

 

«تمامی ابعاد ملی شدن صنعت نفت را باید بررسی کنیم» گفت و گو با دکتر موسی غنی‌نژاد

من معتقدم ملی شدن صنعت نفت به ضرر مردم تمام شد و نهضتی بود که چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ سیاسی نه اهداف درستی را دنبال می کرد و نه عملا می ‌توانست به آن اهداف برسد.

 

لیبرالیسم همان عقل عقلایی است / مصاحبۀ مهرنامه با دکترغنی‌نژاد و دکترطباطبایی

اشکال روشنفکری این است که نظام مشروطه صد سال پیش را از انگلستان کنونی قیاس می‌گیرد. نظام‌های آزادی آغازی دارند اما انجامی ندارند. به خلاف انقلاب‌های برای برابری که یکباره نظام تولید و قانونی کشور را نابود می‌کنند. آزادی تنها می‌تواند از نقطه صفر آن شروع شود.

 

مرگ پایان کبوتر نیست / به‌یاد داریوش همایون / گفتگوی مهرداد حریری با داریوش همایون

آنچه که پشیمانم از آن، این است که ضعف بنیادی و پوسیدگی درونی نظامی را که در آخرین روز‌ها و سال‌هایش به آن پیوستم، یعنی به درونش راه یافتم را نفهمیدم و احساس نکردم. و فرصت‌های بسیاری را از دست دادم. شاید پشیمانی دیگرم اینجاست که وقتی رفتم به درون دستگاه قدرت به مقدار زیادی شیفته قدرت و ظواهرش شدم …‌‌

 

وقتی دربار عثمانی محفل هنر ایرانی شد / گفت‌و‌گو با آرش محافظ

انتشار آلبوم «عجملر» یکی از اتفاق‌های مهم عرصه موسیقی در سال جاری است. پیش از آنکه بحث کیفیت و زیبایی‌شناسی اثر مطرح باشد، بعد تاریخی اثر اهمیت فراوانی دارد. «عجملر» برآمده از مکتوباتی متعلق به موسیقی دوران عثمانی همزمان با دوره صفوی در ایران است.

 

متن کامل مصاحبه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با روزنامه آمریکایی فایننشیال تایمز

‌‌

فایننشیال تایمز: آقای رفسنجانی ۷۹ ساله در یک مصاحبه‌ای نادر اعلام کرد که توافق موقت روز یکشنبه سخت‌ترین گام بود زیرا به معنای فایق آمدن بر چندین دهه بیگانگی دیپلماتیک با آمریکا بود که از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ شروع شد.

 

«می‌خواستند به همۀ کار‌ها رنگ سیاسی خودشان را بزنند» ـ گفت‌وگوی ماندانا زندیان با مهشید امیرشاهی پیرامون شب‌های شعر گوته

Mahshid-Amirshahi2

وقتی نفس مخالفت ارزش پیدا کرد دیگر محتوای آن و صلاحیت مخالفخوان از قلم می‌افتد. ما در انقلاب شاهد تمام ضایعاتی که چنین وضعی می‌تواند به بار بیاورد بودیم. در آن شرایطِ بحرانی آدم‌هایی که در حوزه‌های خودشان هم قابلیت چندانی نشان نداده بودند، با قابلیتی کمتر در حوزه‌هایی وسیع‌تر و بغرنج‌تر به ارشاد مردم پرداختند.

 

«نتیجه را هیچ‌گاه نباید از مقدمات جدا کرد» ـ گفت‌و‌گوی ماندانا زندیان با سیروس علی‌نژاد

ریاست شخص آزادی‌خواهی چون فریدون آدمیت، بر کانون حتا دو ساعت هم تحمل نشد. اساسا جامعۀ ما برای رفتن به سمت دمکراسی آمادگی لازم را پیدا نکرده بود. ما وارد دوران آزادی نشده بودیم. درک عمومی ما از آزادی خواهی ابتر بود.

 

«هر متن در ذات خود اجتماعی است» / گفت و گوی ماندانا زندیان با دکتر احمد کریمی حکاک / پیرامون شب‌های شعر گوته

به رغم همۀ مسائل سی و چند سال گذشته، جامعۀ ایران ـ و نه حکومت ـ بسیار پیش رفته است و مهم‌ترین شاخص این پیشرفت، حرکت زنان است؛ زنان نسل جوان ایران واقعاً زنان دیگری‌اند ـ نه یک فمنیست رادیکال‌اند، نه یک مذهبی فناتیک. اگر شب‌های شعر گوته در این دوران اتفاق می‌افتاد، شاید بیش نیمی از شاعران و نویسندگان، خانم‌ها می‌بودند. عقدۀ فروخوردۀ هزارسالۀ شهرزاد، عملاً سر بازکرده است؛ و باید هم این طور باشد. ادبیات کاری خلاقه است و باید دست زن باشد، چون آفرینندگی و زایندگی از آنِ اوست، و از زاییدن زنانه تا نوشتن، راه چندانی نیست.

 

گذار از فراز و فرودهای تاریخ ایران ـ حفظ یگانگی ملی و چندگونگی قومی / گفتگوی فرخنده مدرس با دکتر محمدرضا خوبروی پاک

آنچه را که ما نیازمندیم عبارت است از نفی و طرد هر گونه تفکر سلطه جویانه، خواه از سوی طبقه یا قوم ویژه‌ای باشد و یا از سوی صنفی از اصناف. و آنچه را که باید ایجاد کنیم عبارتست از حاکمیت مردم از راه انتخابات آزاد و کنترل قدرت با ایجاد نهادهای غیردولتی مانند انجمن‌های محلی برای برقراری دو اصل: دخالت و مشارکت ـ نظارت و مخالفت برای همه مردم. به این ترتیب دموکراسی می‌تواند همگان را به احترام هر چه بیشتر گوناگونی‌ها وا دارد.

 

نشر”گفتگو با فرزند رضاشاه” با مقدمه‌ای بر مقدمه «تاریخ ایرانی»

‌این مقدمه را بر مقدمه «تاریخ ایرانی» می‌نویسیم تا بگوئیم، که با همه  قدرشناسی از کار آقای قانعی فرد، و به ویژه با همه ستایش دلاوری مسئولین سایت «تاریخ ایرانی» در انتشار این گفتگو، برخی نکات و ارزیابی‌ها در آن مقدمه را اگر نگوئیم؛ تحمیل روایت‌های خدشه‌دار و سیاست‌زده بر تاریخ، اما ناشی از تجربه‌‌نیاموختگی نویسنده‌ی آن مقدمه بشمار می‌آوریم.

 

«و ما هزار و یک شب دیگر داریم» / گفت‌وگوی ماندانا زندیان با جلال سرفراز / پیرامون شب‌های شعر گوته

متاسفانه بخش بزرگ جامعة ما همیشه روی چهره‌های شناخته شده و ارزش‌های تضمین شده حساب می‌کند، و در پی کشف استعدادهای نو نیست. در این میان،‌ای بسا چهره‌های مستعد، و ارزش‌های نوین که در سایه قرار می‌گیرند، و به موقع شناخته نمی‌شوند. من دوست داشتم که میدان باز باشد. هر شاعری بتواند به فراخور حرف و استعدادش جایی در میان جمع داشته باشد، و شعرخوانی فقط در تیول دو سه چهرة صاحب نام نباشد.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر