بایگانی موضوعی: نقد و نظر

داریوش همایون، بچه‌های رضاشاهی، و برون آمدن از سه جهان / شروان فشندی

او به اینکه کل خاورمیانه بتوانند از این سه جهان بیرون بیایند چندان خوشبین نبود، به ویژه احتمال می‌داد که کشورهای خاورمیانه که بر پایه اسلام بنا شده‌اند به سختی بتوانند از “جهان اسلامی” بیرون آیند. اما کار را بر ایرانیان آسانتر می‌دید، به این دلیل ساده که گرچه اکثریت ایرانیان مسلمانند، لیکن هویت ایرانی از اسلام نمی‌آید. پیش از اسلام نیز بوده و چه بسا استوارتر و درخشانتر هم بوده است. او نوشت: “جهان اسلامی هیچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ایرانی مانده‌ایم و نه آن ‏دویست سال تاراج و کشتار و ویرانی سیستماتیک را برای نابود کردن عنصر ایرانی فراموش کرده‌ایم و نه هزار و ‏پانصد سال بزرگی پیش از آن را. اسلام دین بسیاری از ما است ولی موجودیت ما نیست. ما با عربها بیش از ‏اینها تفاوت داریم. موضوع برتری و فروتری [نسبت به عرب‌ها] نیست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته ‏است آن را بزداید.”

‌ ‌

 

شترسواری دولادولا نمی‌شود / عباس سلیمی آنگیل

قوم‌گرایی امروزین تفاوتی ظریف اما وحشتناک با قوم‌گرایی قبل از انقلاب دارد؛ بسیاری از قوم‌گرایان امروزی همزمان یا قانون‌گذارند و یا قانون‌گزار. به نحوی خرشان می‌رود. دورویی و نفاق مهترین خصیصه‌ی قوم‌گرایی متأخر و پساانقلابی است. من نمی‌دانم در عمل چه می‌کنند، اما در نظر که کارها می‌کنند. هر از گاهی که مصاحبه‌ای از این قوم‌گرایان می‌خوانم از لابه‌لای واژگان‌شان کینه‌ای عمیق از زبان فارسی و هویت ایرانی بیرون می‌زند. وجود چنین کارگزارانی برای آینده‌ی ایران بسیار خطرناک است. به نظر می‌رسد قبح قوم‌گرایی در ایران شکسته شده است.

‌ ‌

 

اصلاح برجام نه! اصلاح نظر مخالفان برجام! / امیر مُمبینی

‌ ‌

اگر قرار است قانون وحش بر جهان حکم براند و زورگویان زور عریان را نام سیاست بگذارند، آنگاه ملت‌هایی باید فداکاری کنند و به هر قیمت در مقابل این سیر سیاه جهانسوز بایستند. ما در مقابل تحقیر و زورگویی می‌ایستیم. ما به دستور شما خود را خلع سلاح نمی‌کنیم تا شما بدون دردسر ما را مغلوب کنید. جهان هنوز به آن حد از مرز توحش نرسیده است که دولت آقای ترامپ فکر می‌کند. هرگونه جنگی با ایران جنگ با ایرانیان است.

‌ ‌

 

حرکت سوم اسفند اجماع نخبگان سیاسی بود نه کودتا/ گفتگو با حمید احمدی

«کار، کار انگلیسی­ ها است.» جمله آشنایی است که برای روایت و تحلیل تاریخ ایران در ١٢۰ سال گذشته بارها استفاده شده است. حضور نیروهای خارجی مثل روسیه و انگلیس در آن حوالی تاریخی کار تحلیل­گران را برای پیدا کردن متهم در دادگاه مشکلات ایران آسان می­کند. اما سند قاطعی در کار نیست تا نشان دهد کودتای سوم اسفند ماه ١٢٩٩ هجری شمسی کار آنهاست. بیشتر بازیگران عرصه سیاسی ایران از هرج و مرج و ناامنی به ستوه آمدند و با یک اجماع به یک حرکت نظامی شبه ــ کودتا دست زدند. بررسی نقش انگلستان و اقوام در این حرکت سیاسی ــ نظامی از زبان دکتر حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با تکیه بر اسناد موجود موضوع این گفت­گو است.

‌ ‌

 

از خدمت تا خیانت / درباره پیشه‌وری و فرقه‌ی دمکرات آذربایجان / رابعه موحد

تشکیل حکومت خودمختار زیر چتر بیگانه آتش‌بازی کودکانه‌ای را در گوشه‌ی خانه‌ی پدری بر پا کرد و ویرانی بسیار به بار آورد. روزی رسول‌زاده نام قطعه‌ای از خاک ایران بزرگ را به نام اجنبی زد. روزگاری دیگر میرزای جنگل خواست دیواری وسط خانه‌ی همه‌ی ایرانیان بکشد و روزی دیگر پیشه‌وری قطعه‌ای از خاک همه‌ی ایرانیان را به نام جمهوری آذربایجان نام‌گذاری کرد و همگی به سرنوشت یکسان دچار می‌شوند. گویا سامان نمی‌دهد این خطه بر هر آن کس که کمر به بی‌سامانی‌اش می‌بندد. نگون‌بختی نهایی پیشه‌وری این بود که او پس از برچیده شدن بساط فتنه‌ی آذربایجان و شکست پروژه‌ی خیانت همچنان متوجه عملکرد خود نشد. بلکه گله‌مند نیمه‌تمام ماندن خیانت خویش بود. او معترض پشت کردن شوروی به او در انجام مأموریت‌ش بود.

 

مرگ از نگاهِ داریوش شایگان

‌ ‌

کتابی می‌خواندم که نویسنده‌اش تصویر حکیمانه‌ای از مرگ داده بود. نوشته بود که برای یک جوان زندگی همچون خیابانی طولانی و پر از درخت در روبه‌روست. اما هرچه جلوتر می‌روید خیابان پشت سر طولانی‌تر می‌شود خیابان روبه‌رو کوتاهتر. به جایی می‌رسید که در مقابلتان فقط یک افق وجود دارد. خیابان به انتها می‌رسد و پشت سرش یک خیابان دور و دراز است. من هم به جایی رسیده‌ام که روبه رویم دیگر خیابانی نیست. پشت سرم خیابان طویلی است. رو‌به‌رویم دیگر راهی نیست

‌ ‌

 

نگهداشت جمهوری اسلامی به بهای ایران؟ ـ آرش جودکی

دگرگونی سخن من که پیگیری جنگ را پس از آزادی خرمشهر بیهوده و خونین خوانده بودم، به : «عجبا که آزادی خرمشهر موجب افسوس آرش جودکی‌ست! از آن رو که بهره‌اش، به خیال او، به جمهوری اسلامی رسید!»، نامی جز زشتکاری ندارد. چون در پسِ ترفندِ بازبستن چنین ایستاری به من، نیرنگی است که می‌خواهد تنها راه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را دست‌اندازی بیگانه و جنگ داخلی وابنمایاند و سپس به دستاویز هشدارِ همایون که سرنگونی رژیم را «به بهای تکه پاره شدن ایران یا جنگ داخلی یا تکرار وضع عراق» نمی‌شایست، با یکسان‌سازی استراتژی و تاکتیک همایون در این میان، اندیشه‌ی او را به سود ایدئولوژیِ اصلاح‌طلبی هزینه کند.

‌ ‌

 

پایان جمهوری اسلامی، نهفتی که گشته فاش! نامه به علی کشگر ـ آرش جودکی

‌ ‌

واکنش من به چگونگی بازتاب خبر پیشکش لوح تقدیر به آقای جواد طباطبایی از سوی حسن روحانی، در صفحه فیس‌بوک سامانه «بنیاد داریوش همایون برای مطالعات مشروطه‌خواهی»، یادداشتی از سوی گرداننده آن صفحه، آقای علی کشگر، در پی داشت که در همان سامانه، با نام «تقدیر رئیس‌جمور از دکتر جواد طباطبایی» یافتنی است. این نامه پاسخی است به آن یادداشت.

‌ ‌

 

آذربایجان، ایرانِ کوچک / نگاهی به جغرافیای قومی آذربایجان / حجت یحیی پور

براساس آنچه در این نوشتار آورده شد نتیجه می‌گیریم که آذربایجان صرفاً یک سرزمین ایرانی مانند خراسان یا فارس است که اهالی آن اقوام و گروه‌های مختلف ایرانی بوده‌اند و در طول تاریخ هیچ تفاوتی با دیگر ایرانیان نداشته‌اند. اما آذربایجان به‌عنوان نمونه‌ای کوچک شده از ایرانِ بزرگ همواره محل سکونت اقوام پرشماری بوده است که بواسطه سکونت در آذربایجان با عنوان آذربایجانی (یا به اختصار آذری) نامیده شده‌اند. آنچه آذربایجان را از دیگر نواحی ایران متمایز می‌کند تنوع تیره‌های ایرانی ساکن در آن بوده است و این نه دلیلی بر تمایز فرهنگی آذربایجان با دیگر نواحی ایران بلکه صرفاً عاملی در تقویت فرهنگ، علم، هنر و اندیشه در آذربایجان است؛ عاملی که در کنار توسعه آذربایجان، این سرزمین را به نمونه کوچک شده‌ای از ایران بزرگ تبدیل کرده است.

‌ ‌

 

در نقد روشنفکری دینی / دکتر جواد طباطبایی

‌ ‌

درواقع من روشنفکری دینی را نمی‌شناسم، قبلاً هم اشاره کردم، مسئلۀ ادعا نیست. من روشنفکری دینی یا روشنفکر دینی را نمی‌شناسم که با منابع اساسی غربی ور رفته باشد. نمی‌گویم حتما افلاطون، ارسطو، کانت یا هگل، بلکه می‌گویم حتی با منابعی در قرون وسطی هم چنین کاری نکرده است. آنچه تا بحال ترجمه کرده‌اند و تا به امروز نوشتند همه خلاصه‌های منابع جدید غربی بوده است که از فلسفۀ دین و فلسفۀ اخلاق، چندین کتاب ترجمه کرده‌اند. در این خلاصه‌ها چیزی پیدا نمی‌شود که به درد شما بخورد.

‌ ‌

 

هویت ایرانی، انتزاعی نیست / تاریخ ایران و ملیت ایرانی در گفت‌وگو با حکمت‌الله ملاصالحی

تصادفی نیست که ما چونان چینیان دیوار و حصار به دور خود نیفراشتیم. با وجود آنکه در یک جغرافیای باز بی‌حصار تقدیر مردمان این سرزمین رقم خورده است و ایمن از هجوم مهاجمان و حمله متجاوزان نبوده است. نخستین دولت- شهر متمرکز ایرانیان که در زمان هخامنشیان بنیاد می‌پذیرد دیوار و حصار به دور خود نمی‌کشد. حرکتی بازدارد و به سمت تاریخی به حرکت درمی‌آید که آهنگی جهانی دارد. نکته‌ای که هگل فیلسوف آلمانی نیک آن را دریافته بود. کاش معلمان فلسفه ما هم به چنین فهم عمیقی از تاریخ و فرهنگ ایرانی در آن عصر و هزاره سرنوشت‌ساز دست می‌یافتند. اتفاقا اهمیت اندیشه‌های دکتر جواد طباطبایی در همین جاست که دست به یک بازخوانی عمیق تاریخ و فرهنگ ایران با اتکا به سنت و خرد و اندیشه ایرانی‌اش می‌زند.

‌ ‌

 

برای جناب آقای رئیس‌جمهور / احسان هوشمند. پژوهشگر

‌ ‌رأی ۵٧ درصدی مشارکت‌کنندگان در انتخابات ریاست‌جمهوری به آقای دکتر حسن روحانی فرصتی دیگر برای ملت ایران بود تا نشان دهند اصلاحات و اعتدال را در شرایط کنونی برای اداره کشور بهترین روش و گزینه می‌دانند. آرای میلیونی آقای روحانی در غرب و شرق و شمال و جنوب و مرکز کشور نشان از همدلی ملی برای آبادانی و پیشرفت و توسعه کشور دارد. این آمار به‌ویژه در استان‌های مرزی و سرحدات کشور دارای معنای ویژه‌ای است.

‌ ‌

 

ما چگونه ما می‌شویم؟ / مجید اسدی (راوش)

با مطالعه آثار طباطبایی به این نتیجه می‌رسیم که او به مطالب عمیقی رسیده، همان عمقی که  دیگر بنیان‌گذاران ما در مقاطعی دیگر از تاریخ ما، به آن رسیده بودند، که ازجمله ریشه‌ای‌بودن، اصولی‌بودن و صاحب تاریخ و جغرافیابودن این مباحث از خصوصیات آن است. هرچند دیگرانی سعی و تلاش‌ها کردند اما هرگز به این سطح از برآورد نیاز‌ها و کوشش جهت رفع آن نرسیدند. کاری که قبل از نیما هم کردند اما سطحی بود. طباطبایی هم مانند نیما تا آنجا که از نوشته‌های ایشان می‌فهمم، همچنین به گواه درسگفتارهای هگلی ایشان، به دریافت درستی از غرب و فهم به آن رسیده‌اند و نسبت به زبان غرب به مفهوم فلسفی کلمه که بار تاریخ غرب را به دوش می‌کشد، وقوف جدی دارند.

 

تجددخواهی آدمیت / دکتر جمشید بهنام

در سال‌هایی که ادمیت تحقیق می‌کرد و کتاب می‌نوشت. گروه کوچکی از حوزه روشنفکری آن دوران ایران به غرب‌گرایان می‌تاختند و از «بازگشت» و «بوم‌گرایی» و… سخن می‌گفتند. آدمیت که عمری را به تفکر در این زمینه گذرانده بود و در وطن‌پرستی او نیز تردیدی جایز نبود این گفته‌ها را تحمل نکرد، سخت برآشفت و در رساله «آشفتگی فکر تاریخی» با سبک نگارشی که در آثار او بی‌سابقه بود به کسانی که بدون منطق دیگران را محکوم می‌کردند (جلال آل‌احمد، احمد فردید، مهندس بازرگان و…) به درشتی پاسخ داد.

 

دل‌واپسانِ آزادی! / جعفر پارساپور

‌ ‌

این «ما» برهمهٔ ایرانیان شمول عام دارد و هیچ ایرانی را نمی‌توان به هیچ نامی و هیچ بهانه‌ای از شمول عام آن خارج کرد، این «ما» فراوردهٔ وحدت کلمهٔ سیاسی نیست، به‌طور تاریخی نیز چنین نبوده است، بلکه مانند خود ایران‌زمین به‌طور خودجوش وحدتی در کثرت است.

‌ ‌

 

فراکسیون قومی؟؟ / علی تیزقدم

آقایون و خانم‌های اکتیویست، شما را به هر که دوست دارید بجای آه و زاری در مورد دونالد ترامپ و نوحه‌سرایی راجع به اینکه الان برجام را پاره کرده و به ایران حمله می‌کند، کمی روی این موضوع فراکسیونهای قومی تامل کنید، ایران قبل از این که ترامپ حتی داخل کاخ سفید شود از داخل مورد حمله واقع شده، نگران ترامپ نباشید. اگر دغدغهء امنیت و حفظ تمامیت ارضی ایران را دارید ریشه این حرکت را خشک کنید. بروید یقهء آقای یونسی دولت فعلی را بگیرید که از همان ابتدای روی کار آمدن بجای تمرکز روی وعده‌های انتخاباتی که توان به انجام رساندن آنها را به همان دلایلی که ذکر شد نداشتند، سراغ موضوع اقوام آنهم با روشی بسیار اشتباه رفتند و بذر چنین حرکتهای بی منطقی را ریختند.

 

مصلحت عمومی و حقوق شهروندی / سیامک سپهرنیا . پژوهشگر آذری

‌قوم گرایی در اندیشه جدید هیچ جایگاهی ندارد چرا که در دولت‌های جدید حقوق شهروندی ذیل مفهوم مصلحت عمومی قرار می‌گیرد و حتی شیوه‌های حکومتی چون دموکراسی نیز، نه بر اساس حاکمیت اکثریت بر مردم بساکه از طریق حکومت قانون برخاسته از مصلحت عمومی مورد سنجش قرار می‌گیرند. از آنجایی که روشنفکران وطنی آگاهی چندانی از شکل گیری بنیان دولت‌های مدرن و الزامات نظری آن نداشتند، غور در روبنای این نظام‌ها موجب ارزیابی شتاب زده و تفننی در مبانی نظری روشنفکران شد که آن‌ها را از صورت بندی مفهوم مصلحت عمومی بازداشت

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر