بایگانی موضوعی: نقد و نظر

هویت ایرانی، انتزاعی نیست / تاریخ ایران و ملیت ایرانی در گفت‌وگو با حکمت‌الله ملاصالحی

تصادفی نیست که ما چونان چینیان دیوار و حصار به دور خود نیفراشتیم. با وجود آنکه در یک جغرافیای باز بی‌حصار تقدیر مردمان این سرزمین رقم خورده است و ایمن از هجوم مهاجمان و حمله متجاوزان نبوده است. نخستین دولت- شهر متمرکز ایرانیان که در زمان هخامنشیان بنیاد می‌پذیرد دیوار و حصار به دور خود نمی‌کشد. حرکتی بازدارد و به سمت تاریخی به حرکت درمی‌آید که آهنگی جهانی دارد. نکته‌ای که هگل فیلسوف آلمانی نیک آن را دریافته بود. کاش معلمان فلسفه ما هم به چنین فهم عمیقی از تاریخ و فرهنگ ایرانی در آن عصر و هزاره سرنوشت‌ساز دست می‌یافتند. اتفاقا اهمیت اندیشه‌های دکتر جواد طباطبایی در همین جاست که دست به یک بازخوانی عمیق تاریخ و فرهنگ ایران با اتکا به سنت و خرد و اندیشه ایرانی‌اش می‌زند.

‌ ‌

 

برای جناب آقای رئیس‌جمهور / احسان هوشمند. پژوهشگر

‌ ‌رأی ۵٧ درصدی مشارکت‌کنندگان در انتخابات ریاست‌جمهوری به آقای دکتر حسن روحانی فرصتی دیگر برای ملت ایران بود تا نشان دهند اصلاحات و اعتدال را در شرایط کنونی برای اداره کشور بهترین روش و گزینه می‌دانند. آرای میلیونی آقای روحانی در غرب و شرق و شمال و جنوب و مرکز کشور نشان از همدلی ملی برای آبادانی و پیشرفت و توسعه کشور دارد. این آمار به‌ویژه در استان‌های مرزی و سرحدات کشور دارای معنای ویژه‌ای است.

‌ ‌

 

ما چگونه ما می‌شویم؟ / مجید اسدی (راوش)

با مطالعه آثار طباطبایی به این نتیجه می‌رسیم که او به مطالب عمیقی رسیده، همان عمقی که  دیگر بنیان‌گذاران ما در مقاطعی دیگر از تاریخ ما، به آن رسیده بودند، که ازجمله ریشه‌ای‌بودن، اصولی‌بودن و صاحب تاریخ و جغرافیابودن این مباحث از خصوصیات آن است. هرچند دیگرانی سعی و تلاش‌ها کردند اما هرگز به این سطح از برآورد نیاز‌ها و کوشش جهت رفع آن نرسیدند. کاری که قبل از نیما هم کردند اما سطحی بود. طباطبایی هم مانند نیما تا آنجا که از نوشته‌های ایشان می‌فهمم، همچنین به گواه درسگفتارهای هگلی ایشان، به دریافت درستی از غرب و فهم به آن رسیده‌اند و نسبت به زبان غرب به مفهوم فلسفی کلمه که بار تاریخ غرب را به دوش می‌کشد، وقوف جدی دارند.

 

تجددخواهی آدمیت / دکتر جمشید بهنام

در سال‌هایی که ادمیت تحقیق می‌کرد و کتاب می‌نوشت. گروه کوچکی از حوزه روشنفکری آن دوران ایران به غرب‌گرایان می‌تاختند و از «بازگشت» و «بوم‌گرایی» و… سخن می‌گفتند. آدمیت که عمری را به تفکر در این زمینه گذرانده بود و در وطن‌پرستی او نیز تردیدی جایز نبود این گفته‌ها را تحمل نکرد، سخت برآشفت و در رساله «آشفتگی فکر تاریخی» با سبک نگارشی که در آثار او بی‌سابقه بود به کسانی که بدون منطق دیگران را محکوم می‌کردند (جلال آل‌احمد، احمد فردید، مهندس بازرگان و…) به درشتی پاسخ داد.

 

دل‌واپسانِ آزادی! / جعفر پارساپور

‌ ‌

این «ما» برهمهٔ ایرانیان شمول عام دارد و هیچ ایرانی را نمی‌توان به هیچ نامی و هیچ بهانه‌ای از شمول عام آن خارج کرد، این «ما» فراوردهٔ وحدت کلمهٔ سیاسی نیست، به‌طور تاریخی نیز چنین نبوده است، بلکه مانند خود ایران‌زمین به‌طور خودجوش وحدتی در کثرت است.

‌ ‌

 

فراکسیون قومی؟؟ / علی تیزقدم

آقایون و خانم‌های اکتیویست، شما را به هر که دوست دارید بجای آه و زاری در مورد دونالد ترامپ و نوحه‌سرایی راجع به اینکه الان برجام را پاره کرده و به ایران حمله می‌کند، کمی روی این موضوع فراکسیونهای قومی تامل کنید، ایران قبل از این که ترامپ حتی داخل کاخ سفید شود از داخل مورد حمله واقع شده، نگران ترامپ نباشید. اگر دغدغهء امنیت و حفظ تمامیت ارضی ایران را دارید ریشه این حرکت را خشک کنید. بروید یقهء آقای یونسی دولت فعلی را بگیرید که از همان ابتدای روی کار آمدن بجای تمرکز روی وعده‌های انتخاباتی که توان به انجام رساندن آنها را به همان دلایلی که ذکر شد نداشتند، سراغ موضوع اقوام آنهم با روشی بسیار اشتباه رفتند و بذر چنین حرکتهای بی منطقی را ریختند.

 

مصلحت عمومی و حقوق شهروندی / سیامک سپهرنیا . پژوهشگر آذری

‌قوم گرایی در اندیشه جدید هیچ جایگاهی ندارد چرا که در دولت‌های جدید حقوق شهروندی ذیل مفهوم مصلحت عمومی قرار می‌گیرد و حتی شیوه‌های حکومتی چون دموکراسی نیز، نه بر اساس حاکمیت اکثریت بر مردم بساکه از طریق حکومت قانون برخاسته از مصلحت عمومی مورد سنجش قرار می‌گیرند. از آنجایی که روشنفکران وطنی آگاهی چندانی از شکل گیری بنیان دولت‌های مدرن و الزامات نظری آن نداشتند، غور در روبنای این نظام‌ها موجب ارزیابی شتاب زده و تفننی در مبانی نظری روشنفکران شد که آن‌ها را از صورت بندی مفهوم مصلحت عمومی بازداشت

 

ایران تن و کُردستان پارۀ تن / علی کشگر

شاید آقای هجری بدلیل حیات پادگانی که برای خویش و حزبش ساخته قادر به درک تفاوت فرآورده‌های زنده باد جنگ مسلحانه با زنده باد مبارزه مدنی را نداند، که حتماً نمی‌داند!! اما مردم ایران در هر پاره‌ای از ایران که ساکن باشند با تجربه‌اندوزی و آموخته‌های خود در ۳۷ سالۀ بعد از انقلاب اسلامی و با باز نگهداشتن چشم و گوش خود و جستجو و دانش‌اندوزی می‌دانند که برای رسیدن به آزادی و بنای حکومت قانونی باید به مبارزه مدنی و کسب آگاهی و دانش تکیه نماید؛ چرا که آزادی و حکومت قانونی مبتنی بر حقوق بشر و برخاسته از آن، نه از لوله تفنگ بلکه برپایه علم و آگاهی و دانش بنا می‌شود. و برای رسیدن به آن نیازی نه به جنگ مسلحانه دارند و نه حمایت زر و زور بیگانگان و ابزار دست این و آن شدن.

 

حفظ ایران، حراست از کردستان نیز هست! / علی کشگر

‌‌

چشم‌ها بر این هستۀ سخت گشوده‌ است و حفظ کشور و حراست ملت ایران، همچنان تا رفع فلاکتی که تمام منطقه را در آتش خود می‌سوزاند، بالاترین الویت خواهد ماند.

 

۲۸ مرداد، توان ملّی و منافع ملّی / فرهاد یزدی

نقش رهبری در هر جامعه، در طبقه‌بندی کردن منافع قابل‌دسترسی در هرزمان، در مقایسه با توان ملی است، و بنا به طبیعت خود باید قاطع و روشن باشد.

 

رابطه زبان و تفکر / دکتر محمدرضا باطنی

انسان موجودی است که در محدوده دریافتهای حسّی خود باقی نمی‌ماند و در جستجوی شناخت از کران تا کران عالم هستی را درمی‌نوردد. از سوی دیگر این انسان، مجهز به ابزار زبان است و می‌تواند دریافتهای خود را به دیگران منتقل کند، بطوری که آنچه ارزش دانستن داشته باشد، بزودی در اختیار همگان قرار می‌گیرد و جزو گنجینه دانش بشری می‌شود.

 

در جستجوی راز بقا: مسئله رستاخیز فرهنگی خراسان / احسان یارشاطر

آنچه در باره برخاستن و قدعلم کردن مجدّد ایران پس از شکست از یونانیان و تازیان گفته شد و در مورد شکست از مغولان نیز مصداق دارد اصل دوّمی از نظریه بقا و زوال فرهنگ‌ها را روشن می‌سازد، و آن اینکه هر فروپاشی و شکستی دلیل ضعف کلّی و نهائی و نشان به پایان رسیدن نیروی پویندگی جامعه نیست. بلکه در زندگی هر ملّتی گاه شکست‌هائی روی می‌دهد که نتیجه خستگی و فتور دولتی یا سلسله‌ای یا نحوه‌ای از حکومت یا حیات دینی است، ولی گذرنده است و پایدار نیست، بلکه جامعه پس از مدّتی، مانند رهنوردی که از طول راه و دشواری آن فرسوده شده و به زمین می‌نشیند و نفس می‌گیرد و پس از مدتی استراحت و خستگی از تن بدرکردن به پا می‌خیزد و چون هنوز نیروی جوانی در او باقی است باز به راه می‌افتد، به مسیر خود ادامه می‌دهد (هرچند با اثری از فرسودگی پیشین).

 

طباطبایی فرا‌تر از یک هگل‌پژوه است / مصاحبۀ دکتر احمد بستانی با اطلاعات حکمت و معرفت

طباطبایی نخستین پژوهشگری بود که نگرشی منضبط، فلسفی و روشمند به تاریخ اندیشه‌ی سیاسی عرضه داشت. طباطبایی به تاریخ‌نگاری به‌مثابه شکلی از اندیشه‌ورزی است که در این زمینه او به‌ویژه متأثر از هگل است. طباطبایی تجدد و وضع کنونی را مبنای نگارش تاریخ‌نگاری اندیشه قرار می‌دهد و بر اهمیت پرسش‌های امروزین از متون کهن تأکید می‌ورزد. طباطبایی ایران را کانون نظریه‌پردازی خود قرار می‌دهد و در نهایت، ایشان بر نسبت و پیوند میان عمل و نظر، به‌مثابه مهم‌ترین پرسش در فلسفه‌ی سیاسی، در تاریخ‌نگاری اندیشه تأکید می‌کند.

 

انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه و انقلاب دیگر / داریوش همایون

انقلاب‌ها را بیهوده چرخشگاه و آغازگاه دوره‌های تاریخی نمی‌دانند. انقلاب، برخاسته از دگرگونی ذهنی در یک جامعه است و با خود دگرگونی‌های بزرگ می‌آورد. چه در انقلاب مشروطه و چه در انقلاب اسلامی، جامعه ما دستخوش دگرگونی‌های ژرفی شد که مقایسه آن موضوع این نوشته است.

 

فیلسوف گذار / به مناسبت زادروز هفتادسالگی دکتر جواد طباطبایی / محمّد ایمانی

طباطبایی به عنوان کسی که وضعیت بحران ژرف ایران بر لبۀ پرتگاه تاریخ را در ژرفنای خودآگاهی خود دریافته است، بیش از چهار دهه از عمر خود را وقف ایران، و تدوین نظریۀ انحطاط ایران و تأسیس دانش نوبنیادی می کند، که ضمن تبیین منطق انحطاط ایران، راه خروج از این شرایط و تجدید عظمت ایران را به نوبۀ خود فراهم کند. از نظر نگارنده او در تلاش خود و فراهم آوردن مقدمات تأسیس فلسفۀ سیاسی جدید ایران موفق بوده است، هر چند گویا هنوز زمان او فرا نرسیده، امّا برای خواننده ای که نه از سر تفنّن و سیاست زدگی، بلکه از سر جدیّت و همسخنی، نظریۀ او را به تالار آگاهی خود انتقال می دهد، طباطبایی بر آستانه تاریخ جدید ایران ایستاده است.

 

زیر تازیانۀ توهینِ روشنفکریِ ناتوان / فرخنده مدرس

‌‌

اگر مترجمینی چون آقای موقن، می‌خواهند جامعۀ “ابتدایی” ایران و اذهان “اسطوره‌ای ـ عرفانی” اهل مطالعۀ ما را از طریق ترجمه و به کمک آثار و اندیشه‌ها و مکاتب غربی تغییر دهند، یا به تغییر آن یاری رسانند، اگر از توضیح مراتب پیچیدگی فرهنگی، ساختارها و نهادهای تمدن مدرن برای مغزهای “ساده‌اندیش” و “ابتدایی” ایرانیان ناتوانند، شاید بهتر باشد در محدوده ترجمه بمانند و از پخش استنباط‌ها و تفسیرهایی که نمونه‌های آن آورده شد و از “بازنمایی” همان پیچیدگی‌ها بپرهیزند.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر