بایگانی موضوعی: نوشته‌ها و پژوهش‌های مصطفی نصیری

از «کورد» است که بر «کرد» است. / مصطفی نصیری

تا زمانی‌که کردزبانان در کشورهای چهارگانه، به‌جای تکیه بر مردمان کشورهای خود و مشارکت در دولت‌های مشترک متبوع، به اسلحه کلاشینکف خود متکی باشند و به‌عنوان سربازان پیاده در خدمت مطامع احزاب معامله‌گر کردی باشند، آلام آن‌ها کم نخواهد شد. مردمان کردزبان در کشورهای سه‌گانه، اگر نیک تأمل کنند، درخواهند یافت که مشارکت فعال در دولت‌ملت‌های متبوع و کسب اعتماد آنان از یکسو، و حفظ علقه‌هایِ فرهنگیِ تاریخیِ خود با ملت ایران ـ و نه تنها کردزبان‌های استان کردستان ـ در بستر ایران بزرگ فرهنگی، بزرگترین دکترین امنیتی برای آنان در شرایط بحرانی منطقه خواهد بود.

‌ ‌

 

اُمی‌های مدرن / مصطفی نصیری

‌ ‌

با این‌که اعتقاد دارم هیچ‌یک از سه نوشته قیّم ارزش پاسخ ندارند و با این‌که برای ورود امثال قیّم‌ها در عرصه‌ای که وقوفی در آن ندارند، خاستگاهی جز «خالِفْ تُعرَفْ» نمی‌بینم، با این‌حال آن‌چه‌ مرا به تهیه این پاسخ تفصیلی واداشت، نه آن ادعاها، که اشتهار کاذب محل انتشار آن‌هاست. مجله تک‌نفره بخارا، صفحات خود را مزین به مطلبی کرده که قصاید مجعولِ موسوم به معلقات را بر شاهنامه فردوسی ترجیح می‌دهد!!

‌ ‌

 

اعتماد به نفس کاذب اصلاح‌طلبی / مصطفی نصیری

اگر مناقشه بر سر این‌که فدرالیسم چیست و آیا می‌تواند الگوی مناسبی برای ایران باشد یا نه، را به دکتر طباطبایی بسپاریم، این نکته را باید «خاتمیان» در نظر بگیرند که اجرای الگوی فدرالیسم فرع بر فهمی دقیق از فدرالیسم در خاستگاه خود و سپس اجتهادی در مبانی آن از موضعی در شرایط تاریخی ایران است، و در میان اصلاح‌طلبانی که تاکنون به دفاع از موضع رئیس خود برخاسته‌اند، هیچکدام جمله‌ای نگفته است که نشانی از آشنایی آنان با مفهوم فدرالیسم باشد.

‌ ‌

 

لکل مقام مقال و لکل زمان رجال / مصطفی نصیری

ظاهرا آقای محمد حسین غیاثی نمی‌داند که بشر، هزاران سالی است که از “وضع طبیعی”، وضعیتی که بموجب آن هر کسی مجاز بود هرچه خواست بگوید و هرچه خواست انجام بدهد، بیرون آمده و با رضایت کامل در “وضع قرارداد اجتماعی” وارد شده است تا هر کسی هر چیزی را در هر مکانی و با هر کسی نگوید. ملت ایران هم اگر تا قبل از ۲ خرداد در وضع “استبدادی راسب” بسر می‌برد، الحمدلله در مقطع ۲ خرداد، در وضع “جامعه مدنی منبعث از مدینه النبی” وارد شد تا مگر مرز “لکل مقام مقال” را پاس دارد و بداند در جامعه مدنی، گفتن هر چیزی با هر کسی و در هر شرایطی، مندرج در تحت مقوله آزادی بیان نیست. جامعه مدنی بیش از آنکه آزادی نظر دادن هرکسی در باره هرچیزی در منظر عموم باشد، یادآوری رعایت ضابطه‌های سخن معقول و التزام به مسولیت افراد در قبال منافع ملی است.

‌ ‌

 

آیینه‌گردانی اعراب / مصطفی نصیری

پرواضح است که توصیه این نوشتار، این نیست که ما نیز همانند عربانْ واقع‌گرایی سیاسی به‌خرج داده و جلوتر از آن‌ها صدر تاریخ خود را ذیل تاریخ غرب تعریف کرده و آیینه‌های خود را از آنان بگردانیم زیرا معتقدم که ایران به‌لحاظ تاریخی، آیینه‌ای جز غرب برای تاباندن خود ندارد و بالعکس. اما منافع ملی ما ایجاب می‌کند که بر سر مسائل خودمان با غرب گفتگو (منازعه ـ مصالحه) کنیم نه مسائل و منافع دیگرانی که در تعارض منافع با ما هستند. این‌که «رفلاکسیون» ما و غرب از میان صورت‌های ممکن، صورت خصمانه به‌خود گرفته، بیشتر به فقدان مبانی فلسفی و ضعف ساختارهای سیاسی بر می‌گردد. تاریخ گواهی می‌دهد که واقعیتی به‌نام «امت اسلامی» اگر در تحت زعامت پیامبر اسلام حظّی از وجود داشت، بعد از ارتحال آن حضرت وجود خارجی نداشته و ما همواره با مراتب و اطیافی از «امت عربی» مواجه بوده‌ایم که موضع ایران نسبت به آن، موضع «درونی‌بیرونی» بود. اینک در شرایطی که دور تازه‌ای از تضاد منافع عربان با ایران نمایان شده است، امیدوارم دولت جمهوری اسلامی ایران بداند که منابع حیاتی کشور را باید در کدام جبهه‌ها هزینه نماید.

 

خلط میان «اندیشه ایرانشهری» و «نظریه ایرانشهری» / مصطفی نصیری

‌ ‌

در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که نظریه ایرانشهری عبارت از تداوم نوع اندیشیدن ایرانی در آگاهی ملیت ایرانی به تمایز خود با دیگر قومیت‌ها ـ بویژه عربیت ـ و فهم و ایضاح منطق گفتاری آن در ادوار مختلف تاریخی است.

‌ ‌

 

کار مُلک است آن‌که تدبیر و تأمل بایدش / مصطفی نصیری

کشورهای دارای تاریخ طولانی، دارای تکوین‌های طبیعی طولانی نیز در همه زمینه‌ها هستند که دست بردن در آن تکوین‌ها امری «ضد توسعه» محسوب می‌شود، حتی اگر با نام توسعه اتفاق افتاده باشد. یکی از نمونه‌های بارز «دست یازیدن در نظام طبیعی» و یا «تخریب با نام توسعه» پر کردن «مسیل» تنگ الله‌اکبر شیراز و تبدیل آن به پارک ـ بلوار توسط یکی از شهرداران این شهر در گذشته نزدیک بدون پیش‌بینی مجرایی جایگزین برای تخلیه آب‌های سطحی با دبی بالا است.

‌ ‌

 

به یاد دکتر طباطبایی که نوروز امسال از عیدانه او محرومیم.

‌ ‌

به یاد دکتر طباطبایی که نوروز امسال از عیدانه او محرومیم.‌ ‌

(کاش ما را دو مانی بود، یکی همواره پیش ما می‌ماند، دیگری به سفر می‌رفت)‌ ‌‌ ‌

‌ ‌

 

انیرانی / مصطفی نصیری

‌ ‌

‌ ‌

هرکسی که بخواهد دولت ـ ملت تاریخی ایرانی را ـ فارغ از تکوین طبیعی آن ـ از وجه سیاسی و مبنای «عمران» به‌ وجه طبیعی «عصبیت» و از مبنای «حضارت» به خوی «بدویت» فروبکاهد، بی‌گمان صفتی جز “ایران ستیزی” برازنده قامت ناساز او نخواهد بود.

‌ ‌

 

پاسخ به نقد الحایر / مصطفی نصیری

‌ ‌

تصدیق می‌فرمایید که ابن اثیر در مقابل موضوع شعری شاعر عرب را «تاریخ العرب» ننامیده است زیرا به دلایلی که در مقاله توضیح داده‌ام، عرب به عنوان یک قوم مطرح نبوده است. البته باید تاکید کنم که اینجانب اصراری بر درستی دریافت خود یا نادرستی دریافت جنابعالی ندارم، زیرا مهم این است که هر دو (به خلاف آقای انصاری) قبول داریم که عبارت ابن اثیر نیازمند تفسیر است، هرچند «جهت» تفسیری هر یک از ما متفاوت است.

‌ ‌

 

پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم / مصطفی نصیری

باز تاکید می‌کنم که پایه استدلال ابن‌اثیر این نیست که در زبان فارسی امکاناتی برای تصنیف فصیح و بلیغ ابیاتی طولانی وجود دارد که زبان عربی تهی از آن امکانات است. بلکه به‌عکس، ابن‌اثیر به‌دلایلی که آن‌ها را در سیاهی خطوط نمی‌آورد، مدعی است که شاعر ایرانی را توانایی کاری است که شاعر عربی را نیست. آن‌چه را که فیلسوف از میان خطوط ابن‌اثیر خوانده، با تاکید بر قابل مناقشه بودن فهم او، متکی به فلسفه تاریخی است که در قالب یک نظریه منضبط و روشمند ارایه شده است. اما تردیدی نیست که افاضه آقای حسن انصاری از سیاهی خطوط و سفیدی میان خطوط ابن‌اثیر، جز اظهار لحیه عربیدانی بی‌پایه، بر هیچ پایه نظری تکیه ندارد. دوباره تاکید می‌کنم که فهم دکتر طباطبایی از عبارت ابن‌اثیر قابل مناقشه است، اما این مناقشه می‌بایست با تکیه بر نظریه‌ای متناظر در فلسفه تاریخ ـ و نه براساس قواعد صرف و نحو عربی ـ صورت گیرد. ناگزیر از اشاره به این نکته هستم که عربیدانی ایرانیانی که این زبان را به روش سنتی «ضربَ زیدٌ عَمراً» رایج در حوزه‌های علمیه و نیز برخی دانشگاه‌ها در ایرانْ آموخته‌اند، محل اعتبار نیست. این نکته را قبلا در نقد ترجمه دو شعر عربی توسط شاعر سرشناس دکتر شفیعی کدکنی توضیح داده‌ام که امیدوارم بزودی ویرایش جدیدی از آن ارایه بدهم.

‌ ‌

 

صلیب به‌دوشان/ به‌مناسبت هفتادو چهارمین سال میلاد دکتر جواد طباطبایی / مصطفی نصیری

‌ ‌

دانشگاه ایرانی در گذر عمر خود، بی‌آن‌که به بلوغ برسد تنها فربه شده است. اگر می‌شنویم که اساتیدی از موضع دانشگاه، نمایندگانی از موضع مجلس شورا و حتی هیات رئیسه آن و استانداران و فرماندارانی از دولت، امکانات و تریبون‌های در اختیار خود را در جهت نفرت پراکنی قومی و تضعیف زبان ملی به‌کار می‌گیرند، نتیجه بیگانگی دانشگاه تقلیدی ـ از حیث روش و موضوع ـ با امر ملی است.

‌ ‌

 

«ایرانشهری» سلطنت نیست / مصطفی نصیری

جمله پایانی دکتر فیرحی را می‌نویسم و نکته‌ای را بر آن می‌افزایم. ایشان گفته‌اند؛ “اینک با افتخار باید از فقه و فقها بپرسیم که سرنوشت ایران زیر دست شماست و ….” نکته‌ای که می‌خواستم به نکته با افتخار دکتر فیرحی اضافه کنم این است که تنها ایرانیان شیعه می‌توانند فقه و فقها را مخاطب پرسش قرار بدهند و بقیه ایرانیان از افتخار چنین پرسشگری محروم خواهند ماند. آنجا که ما ایرانیان همگی می‌توانیم از یک امر مشترک پرسش کنیم، همان “ایرانشهری” است، و به همین دلیل ایرانشهری نظریه حفظ سلطنت نبوده و نیست تا بمیرد. سلطنت تنها صورتی از اندیشه و فرهنگ ایرانشهری در دوران کهن بود. اما ایرانشهری نظریه حفظ ایران و بنیادهای فرهنگی آن بمثابه یک ماده بنیادین است که صورت‌های تاریخی، اعم از سلطنت و ….، بر آن عارض می‌شوند. مرگ صورت مرگ ماده نیست بلکه به معنی پیدایش پیشینی صورتی دیگر است.

‌ ‌

 

علم ایران / مصطفی نصیری

وضع و توضیح «ایران» به‌عنوان یک مفهوم نظریِ پیچیده در حیث‌های مورد اشاره، نیازمند «علم» جدیدی است که تاسیس آن، قدرمتیَقّن از دو سده‌ پیش‌تر، به تاخیر افتاده است. تاسیس فلسفه ایران و تدوین نظریه خروج از وضعیت و شرایط امتناع اندیشیدن، ضروری‌ترین و تنها علم ممکن برای ماست. و این، همۀ آن‌چیزی است که این قلم می‌تواند از اصرار دکتر طباطبایی بر طرح ایران به‌عنوان یک «مشکل فلسفی» بفهمد. زیرا حل یک «مشکل»، تنها با «علمی» ممکن می‌شود که برای حل آن مشکل‌خاص تاسیس می‌شود.

‌ ‌

 

ما و راه بی‌پایان فردوسی/ مصطفی نصیری

زبان عربی در تمام دوره‌ای که زبان فارسی به‌عنوان زبان ملی در ایران بزرگ فرهنگی و ایران سیاسی سیادت داشته، همواره این زبان را در نظام سنتی تولید علم همراهی کرده و از این رهگذر بسیاری از گنجینه‌های علمی و فرهنگی ما را در سرزمین و خاک خود دفن و پنهان کرده است. بنابراین با تبدیل تاریخ‌نویسی ادبیاتِ زبان فارسی به تاریخ‌نویسی ادبیات ایرانی یا «ادبیات زبان‌های ایرانی»، آثار تعداد بی‌شماری از شاعران و نویسندگانی که امروزه جزوی از تاریخ ادبیات عرب و غیره به‌حساب می‌آیند، در قلمرو گنجینه علمی‌ادبی ایران و امکان تاریخ‌نویسی ایرانی قرار می‌گیرد.

‌ ‌

 

در باره پروژه فکری عابد الجابری / مصاحبه مجله قلمیاران با مصطفی نصیری

عربان امکانی و پارادایمی جز «خلافت ـ امت» اسلامی برای اندیشیدن نداشتند و هنوز هم ندارند، هر چند که اندیشه‌‌های جدیدی با نام «الفکرة الوطنیة» یا همان اندیشه‌های ملّی‌‌گرایی و یا ناسیونالیسم عربی نیز در فضای روشنفکری عربی پیدا شده بود و بحث‌‌هایی نیز پیرامون اندیشه‌های جدید ملی‌گرایانه درگرفته بود، ولی در نهایت و در وجه کلی، عرب‌‌ها هنوز هم فضایی و اتمسفری خارج از خلافت و امّت برای اندیشیدن ندارند. درواقع همان‌طورکه امکان اندیشیدن در میدان مغناطیسی «امت ـ خلافت» به‌صورت تاریخی برای ایرانیان سخت و ناشدنی است، به‌همان میزان اندیشیدن در میدان مغناطیسی «دولت ـ ملت» برای عربان سخت و غیرممکن بود و هست.

‌ ‌

 

همچنان «زوال»/ مصطفی نصیری

از نظر دکتر طباطبایی، فلسفهْ علم تأمل در مناسبات انسانی در جامعه است و از این حیثْ از اساس سیاسی بوده و «غرضی» جز بنیاد «جامعه» و تاسیس «دولت» ندارد. ازدهار و شکوفایی که کتاب حاضر تبیین تاریخی زوال از آن را در عهده همت و کفایت خود گرفته است، در صورت خاص خود، عبارت از آن اندیشه خردگرایی است که تاسیس سلطنت‌های مستقل ایرانی، و نیز، استقلال ایران‌زمین از سلطه سیاسی دستگاه خلافت و مآلا تجدید بنیادهای فرهنگی آن را در شرایطی ممکن ساخت که همه مقدمات گسست از سابقه تاریخی و تمدنی‌اش فراهم آمده بود. اما در صورت عام، عبارت از آن بن‌مایه‌ انسان‌گرای ـ ایرانشهرانه ـ است که به‌مثابه روحی در کالبد «الحضارة‌الاسلامیة» دمیده شده بود، روحی که عربان آن را «العقل العربی» و احیاناً «عربی‌اسلامی» می‌دانند.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر