بایگانی موضوعی: مقاله‌ها

گزارشی در باره لغو سخنرانی دکتر جواد طباطبایی در تبریز بمناسبت سالگرد انقلاب مشروطه

‌ ‌

در حوادث ده سال گذشته، فارغ از هر نوع داوری سیاسی، قوم‌گرایان در هیچ جای ایران منشا اثر نبوده‌اند. دشمن را باید همیشه قوی تصور کرد اما نباید در توهم قدرت قوم‌گرایان اسیر بمانیم. سیل خروشان ملت ایران هر نوع قوم‌گرایی و فرقه‌گرایی را یک جا و یک آن نابود می‌کند.

‌‌

 

نامه‌نگاری سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه با سلطان علاالدین کیقباد سلجوقی به زبان پارسی حدود ۸۰۰ سال پیش

‌ ‌

سخن گفتن از جایگاه تاریخی، ویژه و فرا قومی زبان فارسی در طول تاریخ یعنی نامه نگاری دو حاکم تُرک‌تبار یکی در آناتولی و دیگری در شمال‌شرق ایران‌زمین، به زبان پارسی حدود ۸۰۰ سال پیش

‌ ‌

 

سیرک جدیدی از جمهوری شمال ارس و سکوت مسئولان کشور / رضا کدخدازاده

حکایت، حکایتِ «جمهوری شمال ارس» است؛ کشوری که صد سال پیش نام ایرانی «آذربایجان» را از ایران سرقت کرد و آن را بر روی کشورک تازه‌تاسیس خود گذاشت و در تمام این سالها از هیچ تلاشی برای جعل تاریخ  ـ آن هم به احمقانه‌ترین شکل ممکن ـ فروگذار نبوده است. حالا در تازه‌ترین سیرکی که این کشورک در جعل «فکاهی» طورِ تاریخ به راه انداخته، کتابخانه مرکزی باکو، از مناسبتی با عنوان «۱۴۳ سالگی مطبوعات جمهوری (به اصطلاح) آذربایجان» سخن گفته است. نکته جالب و طنز ماجرا اینجاست که این کشورک همین چند ماه پیش، جشن یکصد سالگی خود را با چه «زلم‌زیمبو»یی برگزار کرده بود! انصافاً لطیفه از این خنده‌دارتر شنیده‌اید؟! کشوری که قدمت تاسیسش صد ساله است؛ در یک پدیده، تاریخ ۱۴۳ ساله دارد!

 

فدریکو مایور: پیش از تولد دکارت و تولد ولتر، یک شاعر ایرانی، فراتر از هر چیز، اندیشه و خرد را ستوده است

C:Documents and SettingsrugarrizaEscritorioCARPETA MIAfed0001.JPG

شاهنامه، این اثر ادبی فنا ناپذیر، با چنین شکوهی آغاز می‌شود، در این اثر جاودانه بی‌درنگ در پی ستایش پروردگار، در همان نخستین صفحه به ابیاتی برمی‌خوریم که لحظه‌ای ما را حیران و شگفت زده برجای می‌گذارد، زیرا که به طرزی نامنتظر، با مدح خرد روبرو می‌شویم.

‌ ‌

 

مفهوم سیاست و سیاستگر را باید عوض کرد / گفتگوی هما سرشار با داریوش همایون

 

تاثیر کوروش بر توماس جفرسون و بنیان‌های آمریکای مدرن / پویا زارعی / کارشناس ارشد تاریخ دانشگاه سوربن پاریس

‌ ‌

«به تو توصیه میکنم به طور منظم به درس‌آموزی از تاریخ و ادبیات در هر دو زبان [یونانی و لاتین] بپردازی. در یونانی اول از همه با” کوروش‌نامه” شروع کن.»‌ ‌‌

این جملات بخشی از نامه‌ای است که توماس جفرسون؛ نویسنده‌ی پیش‌نویس اعلامیه استقلال، از پدران بنیانگذار آمریکا و سومین رئیس‌جمهور این کشور، به نوه‌اش فرانسیس اپس در قریب به دویست سال پیش نوشته است.

 

ایران‌ به‌عنوان ایران‌شهر / سخنران دکتر جواد طباطبایی

پیامدهای این بحث منطق ملی برای ما امروز این است که ما دارای یک وحدت ملی بودیم و هستیم. فهم این منطق، مسئلۀ اساسی کنونی ماست یا به عبارت دیگر موضوع اصلی دانشگاهی باید باشد که الان نیست و باید درست کرد. از اینجا به بعد است که دانشگاه ملی با علمی ایجاد خواهد شد که علم ماست. علم بومی ما نیست، علم جهانی ماست. چون سهم ما هم، که قبل از ما هگل این را گفته است، سهم ما در تاریخ ملت‌ها و در تاریخ دولت‌ها اگر بتوانیم چنین علمی را اینجا درست کنیم، سهم ما به علم جهانی این خواهد بود.

‌ ‌

 

ایران به‌عنوان ایران‌شهر

ایران‌ به‌عنوان ایران‌شهر / سخنران دکتر جواد طباطبایی

پیشگفتار / بیرون از سه جهان ـ گفتمان نسل چهارم / آرش جودکی

برای همایون کانونی‌ترین مسائل اصولی که در آن هیچ امتیازی نمی‌توان داد، «نگهداری این سرزمینی است که از رنج‌ها و فداکاری‌های یکصد نسل ایرانیان به ما رسیده است»، پس جا دارد که در اینجا بیشتر از دیگر بن‌مایه‌های کتاب به آن بپردازیم. پروژه آرمانی «بیرون از سه جهان» بر پایه گفتمان دموکراسی لیبرال پیوند جدایی‌ناپذیری دارد با «تعهد به نیاخاک کهن» که هرچند به درستی زیر نامش مقاله‌های بخش نخست گردآمده‌اند اما روح اصلی تمامی مقاله‌های کتاب را می‌سازد، و فرا‌تر از آن، معنای زندگی همایون را. اما تعهد به نیاخاک هیچگاه نزد همایون از تعهد به مردمی که در آن می‌زیند جدا نیست.

 ‌

 

از کتاب در کوی دوست / شاهرخ مسکوب

اما ظلمت مطلق اهریمن خود چیز دیگر است. لکۀ نوری در آن نمی‌جوشد تا چشم دل بدان دوخت. تاریکی گسترده‌ای است که هرچه آن را بپیمائی باز به پایانش نمی‌رسی و هرچه آن را بنگری باز چیزی ندیده‌ای. «صحبت حکام ظلمت شب یلداست» انگار سحری در پی ندارد، انگار تمامی ندارد، هرچه صبر کنی و به انتظار بنشینی همچنان عمر در تاریکی گذرانده‌ای مگر آنکه از همدمی و همدلی با اینان طمع ببری و رهایشان کنی. «زاهد بدخو» نیز از قماش همین «نودولتان» و فخر فروشان است که هر صبحی بدمد او چون شام سیاهی فرود می‌آید، با احکامی که در دست دارد و طوماری از یجوز و لایجوز و محتسبی که «شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد»

این‌ها تاریک‌اند و در «ظلمات حیرت» اسیرند. حتی اسکندر نیستند که در طلب آب حیات سرگردان بمانند زیرا در طلب چیزی جز خود نیستند، پس خود ظلمات‌اند و حیرت زده در جان و دل تاریک خود ماندگارند.

 

«دختران از ایران آمده» چگونه در افغانستان زندگی می‌کنند؟

خدیجه مرادی، رئیس دانشکده علوم اجتماعی ابن سینای کابل از جمله دختران از ایران آمده است که برای اولین بار از دانشجویان خود خواست که بر روی ورق های امتحانی در کنار نام پدر، نام مادر خود را نیز بنویسند تا به این ترتیب تابوی آوردن نام نوامیس مردان را در روابط اجتماعی از بین ببرد. این حرکت او البته با واکنش‌هایی هم مواجه شد.

 

درختی که تلخ است وی را سرشت

هیأتی از حزب دمکرات کردستان ایران در مراسم روز استقلال عربستان سعودی در شهر اربیل، پایتخت اقلیم کردستان حضور یافت.

 

تولد محمدرضا شجریان (یکم مهرماه نود و پنج)

 

هشیار باشیم تجزیه‌طلبان زمان را «مناسب» یافته‌اند!

Unbenannt-2 Kopie

شرایط پر خطر است و به نظر می‌آید، به تدریج پس از توقف کوتاهی، بار دیگر پیکان‌ها به سوی ایران نشانه می‌روند. صف دشمنان علیه ایران طویل و تجزیه‌طلبان در خط مقدم این صف ایستاده‌اند. در چنین شرایط پرمخاطرۀ سرنوشت سازی از بخشهای مختلف جامعه سیاسی و فکری ایرانی می‌توان و باید انتظار داشت که به سهولت و سهل‌انگاری از آن عبور نکنند. کمترین انتظار از آنان اخذ مواضعی روشن و هشیارانه نسبت به خطریست که تمامیت ایران و ملت ایران را بار دیگر تهدید می کند.

 

ژرفای مشروطیت از دیدگاه دکتر جواد طباطبایی / بمناسبت یکصد و دهمین سالگرد انقلاب مشروطه

‌دریافت ما از جنبش مشروطه‌خواهی و اندیشۀ مشروطیت زمانی دقت لازم را پیدا خواهد کرد که آن را به عنوان فصلی در تحول مفاهیم اندیشۀ سیاسی، لحظه‌ای در «انقلاب‌های دموکراتیکی» و به مثابه آغاز پایان نظام‌های خودکامه ــ و نه تنها سلطنت ــ بفهمیم. از این حیث، مشروطه‌خواهی حادثه‌ای در تاریخ جهانی آزادی و حکومت قانون است. چنان‌که مفهوم مشروطه‌خواهی به نظام‌های کشورهایی نیز اطلاق می شود که نظام‌های جمهوری دارند.

 

یادگارهایی از قاسم هاشمی‌نژاد در روزنامه آیندگان

‌دیدار از نمایشگاه «یادگارهای ادبی و تحقیقی پنج دانشمند فقید، عباس اقبال ـ ابراهیم پور داود ـ علی اکبر دهخدا ـ محمد قزوینی ـ سعید نفیسی» گلگشتی است در جهان فرزانگی، روشندلی و وقار شکوهمندانه ارواحی که ذره ذره از جانشان را در کلمات سرشته‌اند. از ورای کلماتی که عباس اقبال از خود بجا گذاشته و به سوزن دوزی‌های یک دست هنرمند شبیه است؛ از خطوط درهم رفته و عصبی محمد قزوینی، از کلام صریح پورداود که گوئی مستقیما از اسطورهای کهن مایه می‌گیرد، یا از کلام دستاموز سعید نفیسی، یا از خط دهخدا که زهرخندی از آن می‌تراود، دنیائی پیش چشم دلربائی می‌کند، وسوسه می‌کند و دریچه حریمی را برویت می‌گشاید که یگانه و والاست. غرورانگیز است.

 

Norooz

«روز باران است و ما جو می‌کنیم/ بر امید وصل دستی می‌زنیم
ابرها آبستن از دریای عشق/ ما ز ابر عشق هم آبستنیم»  مولوی

‌‌

آنان که خواستند صاحبان خواست‌های خویش و  خیابان‌های شهر باشند، از راه‌های سرد و دراز گذشته‌اند، تا دست‌های زخمی و  خستۀ آفتاب جان بگیرد، باغ سبز شود و درختان میوه‌های رنگارنگ و رسیده دهند. این باغ هزینۀ گزافی پرداخته تا سال کهنه را کنار بگذارد و  بهاری دیگر تن کند؛ بهاری در ستیز با فرهنگی که ناتوانی را با خشونت جایگزین می‌کند و نادانی را با خودکامگی.

 ما چشم‌هایمان را در عمر این باغ تکانده‌ایم تا چشم‌اندازهای سبز را ببینیم. نوروز روز نوی ماست، دستمان را می‌گیرد و بعد سالی دیگر و چشم‌اندازی گسترده‌تر، پیچیده در امید و درایت…

سال ۱۳۹۵ خورشیدی شاد و روشن و خجسته باشد.

« نوشته‌های قدیمی‌تر