بایگانی موضوعی: مقاله‌ها

در باره عبارت و یا شعار «خود فروپاشی نظام» / پرویز خسروی

دختران و پسران جوان در صف مقدم این جنبش ملی ژرف و گسترده، با همه توحشی که «نظام» سرکوبگر به‌کار می‌گیرد، با هوشمندی شگفت‌انگیزی، در شرایطی سخت و طاقت‌فرسا و با هزینه سنگین، حلقه محاصره را بر «نظام» تنگ‌تر می‌کنند تا که بتوانند با برهم زدن «نسبت نیروها»، «نظام» را وادار به تسلیم و قبول صورتی از پذیرش پایان خود کنند. ایرانیان همواره آگاهانه تلاش کرده‌اند مبارزه خود علیه رژیم متوحش و خونریز را، به قصد کنترل ابعاد خشونت آن، هوشمندانه پیش ببرند و در دام نقشه‌های خطرناک مورد علاقه حکومت گرفتار نیایند. اما به‌کارگیری این روش‌های خردمندانه و هوشمندانه را نباید به حساب خالی شدن میدان مبارزه با «نظام» تلقی کرد و بدتر از آن به جامعه این گونه القا کرد که نظام خود بخود در حال فرو پاشی است!

 

مصطفی تاج‌زاده به دنبال چیست؟ / پرویز خسروی

رژیم می‌کوشد زندان‌ها را با اجرای نقشه‌های پلید به محل اختلاف‌افکنی تبدیل کند و به گونه‌ای مصنوعی افرادی را معتبر و افراد دیگری را بی‌اعتبار کند. هرگاه نیاز افتاد زندان را چون ابزار ایجاد ارعاب و وحشت به خدمت درآورد و در حالتی دیگر آن را چون «ویترین»ی برای وارونه جلوه دادن چهره سرکوبگر خود و در مواردی زندان را محل «مقاومت» افراد مورد نظر خود قرار می‌دهد تا که با دادن اعتباری مصنوعی به آنان برای روز مبادا در جایی «جاساز» شوند. نمونه‌های اکبرگنجی، مهدی خزعلی و بسیاری دیگر در سطوحی متفاوت برابر ما قرار دارند. بی جهت و تصادفی نیست که آقای تاج‌زاده نوشته خود تحت عنوان «تقاطع تنش زایی» را با آدرس «زندان اوین» به پایان برده است.

 

خطر جنگ و پرسش اساسی / پرویز خسروی

اتکا به قدرت همبستگی ملی فراگیر و نقش بی‌بدیل شاهزاده رضا پهلوی، که اینک همچون پاردایمی «روح و جان» ملت ایران را در تسخیر خود دارد، برای رو در رویی مقتدرانه با رژیم جمهوری اسلامی و جنگ افروزی‌های آن، نقش تعیین کننده در تغییر توازن قوا خواهد داشت. ایرانیان همیشه از موجودیت کشور خود در برابر بیگانگان و دشمنان خارجی حفاظت کرده‌اند، این بار از جمله دلایل دشواری و پیچیدگی دفاع از کشور این است که دشمنان ایران، داخلی و یا به ظاهر داخلی هستند. ایرانیان قادر خواهند شد بر این نیروی ضد ملی نیز فائق آیند.

 

بمناسبت ۲۱ آذر روز نجات آذربایجان

‌ ‌‌ ‌

بمناسبت ۲۱ آذر روز نجات آذربایجان

به نقل از: سامانه سازمان مشروطه ایران

‌ ‌

در هفتادوهفتمین سالگرد روز نجات آذربایجان، و به نشانۀ بزرگداشت آن رخداد مهم تاریخی، که آن را، بی‌تردید، باید ذیل «پارادایم برنده» در تاریخ معاصر ایران ثبت نمود، سایت «سازمان مشروطه ایران» با اتکا به توان تحقیقی و داوریِ اعضا، کادر نویسندگان و یارانِ خود، دست به بازخوانی آن واقعۀ پراهمیت زده و مجموعه‌ای فراهم آورده و تقدیم کرده است.

 

ایران در جنگ جهانی دوم / بخش نخست / بخش دوّم / بخش پایانی / آریا زرنگار

در زمان کنونی، در حالی که از روند رویدادهای تاریخی آن دوره آگاه شده و از سرنوشت نهایی جنگ، مطلع هستیم، گرفتن موضعی مبنی بر ضرورت ایستادن در جبهه پیروزمندان و بهره‌مندی از آن به نفع کشور بسیار آسان می‌نماید. اما در بحبوحۀ جنگ و در میانۀ رویدادها، یعنی زمانی‌که هیچ قطعیتی در مورد رقم خوردن حوادث و نتایج جنگ، به صورتی که امروز رخ داده و ما از آنها آگاه هستیم، وجود نداشت، اخذ تصمیم «درست» به هیچ‌روی نمی‌توانست آسان باشد. از همین‌رو قضاوت و ایرادگیری در مورد اخذ تصمیمات در شرایط آن روزگار، از موضع امروز منصفانه نخواهد بود.

 

هسته سخت ایران جانانه ایستادگی خواهد کرد / حسین تاجیک

نسخه سیاسی مورد نظر احزاب ضدکُردی ایران در بهترین شرایط همین وضعیت شمال عراق است. وضعیتی غوطه‌ور در بحران‌های پی در پی، نشاْت گرفته از ساختار قبلیه‌ای حاکم بر منطقه‌ای که جنگ همه علیه همه را برای هم‌وطنان شریف و میهن‌پرست کُردمان و در نهایت همه ایرانیان به وجود خواهد آورد. برای گذاری امن از جمهوری اسلامی باید این نیروهای مخرب که به مدد رسانه‌های اجاره‌ای باد شده‌اند کنترل شوند. به این چهره‌ها و گروه‌های شبه نظامی تروریستی باید هشدار داد که از تجویز الگو‌های قبیله‌محور برای یک ملت تاریخی دست بردارند.

 

تروریست‌های صادراتی از قفقاز در برابر پدران مشروطیت در ایران / منصور هدایتی

در یک دهه و نیم پس از به توپ بسته شدن مجلس، کشور که در بحرانی گسترده و ژرف ناشی از “بینوایی، قحطی، بیماری‌های کشنده و واگیردار، ناامنی، زورگویی اشراف و خان‌‌ها و آخوند‌‌ها و پاره‌ای «مجاهدین» تازه رسیده، و فساد پُر دامنه‌ای که بسیاری از سر آمدان سیاسی مشروطه نیز بدان پیوسته بودند” گرفتار شده بود نتوانست به یک حکومت توانا و کار آمد دست یابد. در چنین وضعیتی ایران یکبار دیگر،با خطر واقعی از هم پاشیدگی و نابودی هستی و موجودیت خود مواجه گردید. ظهور و بر آمدن سردارسپه، با وقوع «کودتا»ی  سوم اسفند ۱۲۹۹ و سپس در قامت رضاشاه بزرگ به عنوان ناجی یکپارچگی و وحدت ملی ایرانیان و موسس دولت نوین و مقتدر ایران، در چنین شرایطی در تاریخ ایران جایگاهی کوروش گونه و یگانه پیدا می‌کند و معنا می‌یابد.

 

هشداری که به جد گرفته نشد! / علی کشگر

من خیلی خوشحالم که شاهزاده در ابتدای صحبت‌هایشان اشاره کردند که موضع‌گیری سیاسی نمی‌کنند. در پوزیسیونی قرار دارند که موضع‌گیری‌هایشان، موضع‌گیری‌های ملی است. بعبارتی بعنوان نماد پادشاهی حامی ‌و حافظ ارزش‌های مشترک و ستون‌های قوام بخش ‌ایران و جامعه‌ ایرانی است. ‌این جای بسی خوشحالی است. و اما ‌این ارزش‌های مشترک کدامند؟ که شاهزاده حامی ‌و حافظ‌ آن‌هاست و مطرح می‌کنند که موضع‌گیری ملی می‌کنند. ارزش‌های مشترک ملت ‌ایران، حفظ تمامیت ارضی ‌ایران، حفظ یکپارچگی و همبستگی ملی ‌ایران و امروز به آن اضافه شده است، دمکراسی، تاسیس آزادی، حقوق شهروندی و در کنار همه‌ اینها رشد و ترقی جامعه و بهروزی مردم‌ ایران. ‌اینها ارزش‌های مشترکی است که امروز نهاد پادشاهی علی‌الخصوص نماد‌ این نهاد موظف است در تمام عملکرد خودش، رفتار خودش مدام حافظ و نگهبان‌ این ارزش‌ها باشد.

 

شماره پنجم فصلنامه‌ی فکری ـ تحلیلی فریدون منتشر شد

در شماره پنجم از «فریدون» تلاش شد به تامل در انقلاب ملی ایران پرداخته شود. انقلابی که از دی ۱۳۹۶ آغاز شده است و در شهریور ۱۴۰۱ بلندترین خیز خود را برداشته است. انقلابی ملی در انقلاب اسلامی که «فتنه ۵۷» را «عامل هر فلاکت» معرفی می‌کند و بسیاری از پیش‌بران آن، خواستار بازگشت «ولیعهد» به خاک ایران هستند. انقلاب ملی، ایران را وارد مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر کرده است و بر این اساس، لازم است پیرامون انقلاب ملی ایران، بیشتر سخن رود.

 

reza

آقای نوری‌زاده! ایران چند هزار ساله در “انتظار” چیست؟ / پرویز خسروی

نوری‌زاده در کشف بزرگی ضمن بر شمردن “ویژگی‌های اپوزیسیون ایران در داخل و خارج کشور از “آیت‌الله‌زاده سکولار ملی” تا انواع و اقسام “گروه‌های قومی” هم‌چون “کومله” و “جنبش تضامن (همبستگی) عرب‌های ایرانی و…” و مقایسه آن با “اپوزیسیون عراق”، به “چاره درد وطن، جدایی دین از حکومت، و برابری نژادی و جنسی و مذهبی” اشاره می‌کند و با ناامیدی از بی‌توجهی و سستی دولت‌های خارجی در حمله به ایران و با فغان از ناکامی مخالفین “آخوندها” در خارج از کشور در برپایی “اپوزیسیون”ی هم چون مدل عراقی‌ها، زانوی غم به بغل گرفته و… در شرایط پر مخاطره کنونی کشور واحد کهن سال ایران در عمل راه تجزیه ایران را نشان و بشارت می‌دهد.

 

زبان فارسی و تاریخ ایران بازیچه‌ای در دست استادان / دکترجواد طباطبایی / بخش پایانی

واپسین فصل، که خود نویسنده به عنوان حُسن ختام بر این مجموعه مقاله‌ها افزوده، آیتی در فارسی‌دانی و فارسی‌نویسی است که نظایر اندکی در نوشته‌های فارسی دارد. اگر سخن نویسنده را بپذیریم که همۀ متن کتاب را خود او بازبینی کرده تا «خطاها و ابهامات» اثر را کمتر کند می‌توان گفت نویسنده نه تنها موفق نبوده، بلکه سطح دانش خود را نیز لو داده است. این‌جا من تنها به غلط‌ها و اشتباه‌های صوری اشاره می‌کنم و وارد بحث اصلی نمی‌شوم.

 

پاسخ دکتر حکمت‌اله ملاصالحی به اظهارات ضرغامی

پاسخ دکتر حکمت‌اله ملاصالحی (استاد تمام باستان‌شناسی) به اظهارات ضرغامی

آقای وزیر ناباستان‌شناسِ میراث‌ناشناش! قامت فکر شما کوتاه‌تر از آنست که قامت بلند تاریخ و فرهنگ ملتی پُرمایه، دیرینه و دیرپا چونان ایران را ببیند و بفهمد و بتواند نقدش کند. آنها که شما را از صغارت به وزارت برکشیده‌اند و بر کرسی رفیع وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نشانده‌اند نیز آدم‌هایی از جنس شما و مثل شما هستند و در حد و اندازه قامت کوتاه و چشم احول بین شما. اگر اندکی فروغ انسانیت، عدالت، انصاف و حسی از آزادگی در جانتان فروزان و در وجدانتان بیدار بود؛ از کرسی رفیعی که غاصبانه بر آن تکیه زده‌اید برمی‌خاستید تا به انسان‌هایی مسئولیت سنگین و خطیرش سپرده شود که از زبده‌ترین و با تجربه‌ترین فرهنگ‌شناسان و سنگربانان و میراثداران و باستان‌شناسان خاک خورده کشورند و سال‌های متمادی از عمر و اندیشه خود را به پای روشن کردن برگی از تاریخ و فرهنگ مُلک و ملتشان در بیابان هزینه کرده‌اند و ریخته‌اند و سال‌ها زیر سقف دانشگاه‌ها زانوی آموختن بر زمین طلبگی فروکوفته‌اند.

بروید کارنامه درخشان علمی و پژوهشی و آموزشی این فرزندان هوشمند و دانای تاریخ و باستان‌شناس مُلک و ملت ما را جستجو کنید و شرم بدارید از کارنامه تهی و صفر دانش و دانایی خود! ستمکارترین مردم آن کسانند که بر مقام و کرسی رفیعی تکیه بزنند که شایسته و لایق آن مقام نیستند. اینان غاصبانند و سارقان حقوق و حدود آن کسان که شایسته و بایسته چنین مقام و کرسی رفیعی هستند؛ نه شما که دست و دامن فکر و دانش و دانایی‌تان تهی است و کارنامه زندگی‌تان از این منظر صفر و مردود. شما کاسه شکسته سرد‌تر از آش هستید!!

جامعه ما فرهنگ و زندگی و روان و رفتار و اقتصاد و معیشت مردم ما بی بودِ آدم‌های عهد عتیق، چونان شما که بیگانه با تحولات دنیای مدرن هستند و نامعاصر و غریبه با فرهنگ و آداب و ادب و مقتضیات و ملزومات یکی از پیچیده‌ترین تمدن‌ها در تاریخ بشر هم ایمن‌تر است هم مصون‌تر از مخاطرات و دشمنان درون و بیرون مرزها.

‌ ‌
به تعبیر حضرت مولوی در مثنوی:

‌ ‌
سر ز شکر دین از آن برتافتی

کز پدر میراث مفتش یافتی

مرد میراثی چه داند قدر مال

رستمی جان کند و‌ مجان یافت زال

‌ ‌
حکمت‌اله ملاصالحی، دانشگاه تهران: ۳/۸/۱۴۰۰ هجری خورشید.

‌ ‌

نقل از: بنیاد ایران شناسی آپادانا / Apadana Iranology Foundation | Facebook

 

راهنمای جویندگی و آموزگار پرسیدن از میان ما رفت!

‌ ‌                                                                                                                                                           راهنمای جویندگی و آموزگار پرسیدن از میان ما رفت!

درگذشت آرامش دوستدار موجب تأسف و اندوه‌مان است، اندوه قلبی از درگذشت شخصیت ارجمندی که فقدانش بار سنگینی‌ست بر حس وظیفه و مسئولیت جامعه‌ای که ذیل آموزه‌های وی به تدریج می‌آموزد که در نگاه به خود و خسران‌های خلجان‌آور خویش هر روز بی‌قرارتر و ناآرام‌تر شود. میراث سترگ او، هرگز نهراسیدن از به ژرفا بردن نگاه نقد به خود و جهان خویش بود. امیدواریم که جامعۀ اهل نظر و دوستدارانِ آرامش دوستدار میراث‌داران شایستۀ این اندیشمند هم‌روزگار خود بوده و نسل‌های آیندۀ وی، بیاموزند و در مسیر پرسندگی و جویندگی، که آرزوی بزرگ وی برای ایرانیان بود، پایدار گام بردارند.

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر فتحنامه لیبرالیسم است / داریوش همایون

  سلوک پر دست‌انداز و نشیب و فراز بشریت به جهانروائی ارزش‌های دمکراسی لیبرال، حکومت اکثریت در جهارچوب حقوق بشر، پایان نیافته است و پایان یافتنی نیست. دشمنان آزادی در همه جا هستند و با همه توان، این سلوک را دشوارتر می‌سازند. طبقات ممتازی که حقوق برابر را توهینی به خود می‌شمارند؛ گروه‌های حاکمی که جا خوش کرده‌اند و به زبان خوش پائین نمی‌آیند؛ مذاهب که مدعیان همیشگی حقایق مطلق و نگهدارندگان همیشگی کلیدهای رستگاری هستند؛ و مارکسیست‌هائی که در پسامدرنیسم و غرب‌ستیزی، بیشتر امریکاستیزی، و نسبی‌گرائی فرهنگی پناه گرفته‌اند. ولی دو هزار و پانصد ساله گذشته اگر یک چیز را ثابت کرده باشد آرزوی نامیرای انسان به زیستن در آزادی است. همه پیشرفت‌های این  دوهزار و پانصد سال در دمکراسی و حقوق بشر، از همین آرزو سرچشمه گرفت.

 

هر پدیده‌ای ضد خود را در خودش دارد … / داریوش همایون

کمبود دمکراسی در خودش نیست، در کیفیت آن است. در پایان این مردم‌اند که دمکراسی را تعریف می‌کنند. اگر دمکراسی کار نکند و لیبرالیسم بیشتر به صورت آزادی مثبت شناخته شود تنش‌های اجتماعی زمینه را برای دیکتاتوری‌های بدتر از همیشه آماده می‌سازد. مردمان با مقاومت نیرو‌هائی روبرو می‌شوند که در جامعه‌های بحران زده که، گاه مانند‌های آلمان دهه سی را نیز دربر می‌گیرد، فرایند دمکراتیک را یا مصادره و یا خفه کرده‌اند. در چنان اوضاعی مردم بجای رسیدن به آزادی و حقوق خود، به اسارت دیکتاتوری‌های گوناگون می‌افتند.

 

ما و انتخابات امریکا / هاپی را می‌شناسید؟ / مزدک بامدادان

برای کسانی که کار را به بخت و اقبال واگذار کرده‌اند، اگر از آسمان باران زر و سیم نیز ببارد، سرمایه‌ای فراچنگ نخواهد آمد. ما نمی‌توانیم رئیس‌جمهور آرمانی خود را به کاخ سپید بفرستیم، همچنین نمی‌توانیم به امریکا بگوییم دست از تحریم رژیم اسلامی بردارد، یا بر تحریم‌هایش بیافزاید، اینها “هاپی”های روزگار ما هستند و دست و پای ما در برابر آنها بسته است. ما تنها می‌توانیم در پهنه سیاست کشور خود کنشگری کنیم. پس در پیشِ روی چنین پس‌زمینه‌ای بد نیست از خود بپرسیم: اگر ترامپ، که تا پایان سال هنوز رئیس جمهور امریکا است، همین یکشنبه آینده رژیم اسلامی را سرنگون کند، ما روز دوشنبه و هنگامی که از خواب گران خود برخیزیم، چه خواهیم کرد؟ در این سالها کدام برنامه را برای آینده ایران نوشتیم و برای آن آن تلاش کردیم، که اکنون بتوانیم رخدادهای بیرونی را در راستای آن ساماندهی کنیم؟

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر