بایگانی موضوعی: بنیاد

افتخار می‌کنم که در سده بیست و یکم هنوز به زبان فردوسی و حافظ می‌نویسم / عزت الله فولادوند

 

سخنرانی ماندانا زندیان بمناسبت نخستین سالگرد درگذشت دکتر احسان یارشاطر / کنفرانس شیکاگو ۲۰۱۹

 

دخترم، سحر

دخترم، سحر، شاید یکی از غم‌انگیزترین لحظه‌هایی که تجربه کردم شنیدن خبر پر کشیدن تو بود؛ که هم جوان بودی و هم مظلوم رفتی. هر ایرانی که داغ رنج‌دیدگان را می‌فهمد داغ تو را نیز امروز بر دل دارد.

وظیفه همه ماست که نسبت به ستمی که بر تو رفت #بی_تفاوت_نباشیم و با اتحاد و هم‌دلی اجازه ندهیم این رژیم زن‌ستیز، فریاد آزادی‌خواهانه تو را خاموش و خانواده داغ‌دیده‌ات را وادار به سکوت کند.

#دختر_آبی سرزمین فیروزه‌ای! تو نماد حق‌خواهی زنان میهنم ایران باقی خواهی ماند. باور دارم روزی که قطعا… دیر و دور نیست، نامت بر سردر یکی از استادیوم‌های #ایران_آزاد نقش خواهد بست. یاد تو همیشه در قلبم جاودان خواهد ماند.

Friends who like The Official Site of Reza Pahlavi

 

امنیت خلیج‌فارس

‌ ‌همۀ آن کسانی که سروسودایی با انقلاب اسلامی داشته‌اند، حتما به خاطر می‌آورند که محمدرضا شاه پهلوی، از زبان انقلابیون، البته به دشنام و کینه‌توزی، «ژاندارم خلیج‌فارس و منطقه» خوانده می‌شد، بدون آن‌که، این زبان‌های هرز و لغوگو در این موضوع و اهمیت آن کوچکترین تأمل و تعمقی بخرج داده باشند. به این «عنوان» از هر زاویه‌ای که نگریسته شود و یا، به گفتۀ دکتر فرهاد یزدی: «این عنوان با هر معیاری سنجیده شود، به عهده گرفتن چنین نقشی، نشان‌دهندۀ قدرت غالب ایران در منطقه و نشان‌دهندۀ استقلال کشوری‌ست که حفاظت از منافع حیاتی خود را راساً به عهده گرفته است.»(۲) اما بجای چنین تعبیری، در ذهنیت عوام و به تبلیغ و راهنمایی سرآمدان سوار بر آن ذهنیت، در آن روزگار نادانی و جهالت، این نقش به نشانۀ «ضعف و نبود استقلال ایران و تسلیم شدن در مقابل قدرت‌های غربی برای حفاظت از منافع آنان، تعبیر گردید.»

‌ ‌

 

Ferdousi

  • صدای آلمان ـ شنیده‌ایم شما به شعر علاقه زیادی دارید. شما در این حال و هوای ۸۰ سالگی چه شعری را زمزمه می‌کنید؟

‌ ‌

همایون ـ چندین شعر دارم این روز‌ها می‌خوانم.

‌ ‌

  • صدای آلمان ـ به خیام هم مثل‌اینکه خیلی علاقه دارید.

‌ ‌

همایون ـ بله ولی از همه بیشتر به فردوسی. یک شعری هست راجع به فریدون. حالا چرا فریدون؟ این روز‌ها یک مقاله‌ای نوشتم و فریدون را در آنجا آورده‌ام. بعد فریدون که آمد، آن بیت فردوسی هم آمد

‌ ‌

جهان را چو باران به بایستگی

‌ ‌

یعنی همان‌قدر که باران برای جهان لازم است

‌ ‌

روان را چو دانش به شایستگی

‌ ‌

یعنی همان‌طور که دانش شایسته روان است… این شعر همین‌طور می‌گردد در ذهن من

‌ ‌

اصلاً چطور ممکن است انسانی یک هم‌چین چیزی به عقلش برسد.

در یادبود دکتر علینقی عالیخانی

آشنایی با دکتر علینقی عالیخانی در تأخیرِ جامعه‌ای قدرناشناس و بی‌اعتنا نسبت به دستاوردهای خود، بسیار دیر دست داد. برای ما زمینۀ این آشنایی در مواجهه با نخستین تناقضات فکری خویش، همراه با پرسش در بارۀ آنچه، در واقعیت و در حقیقت، در جامعۀ پیش از انقلاب اسلامی رخ داده بود، و با ریزش نخستین توهم‌های انقلابی‌مان، در اثر درنگ در گذشته از راه مطالعۀ آثار قدیم و جدید، از جمله با مطالعۀ کتاب «خاطرات دکتر علینقی عالیخانی» فراهم شد. این آشنایی، با درخواست ما و قبول پر لطف ایشان، به رغم وضع نامساعد سلامت جسمی، به دو گفتگو انجامید. در آن زمان دکتر عالیخانی چند سالی بود که مرز هفتادسالگی را پشت سر گذارده بود.

‌ ‌

 

باید از ایران دفاع کرد به‌رغم بیزاری از رژیم اسلامی

بی‌‌هیچ تردیدی بزرگترین خطری که ایران را تهدید می‌کند و ایران بارها، تحت سلطۀ رژیم اسلامی، زیر سایۀ سنگین آن قرار گرفته است، خطر حملۀ نظامی بوده و هست. در صورت وقوع چنان حملۀ نظامی نابودی ایران، همراه با تجزیۀ فوری، حتمی خواهد بود. بنابراین وظیفۀ هر ایرانی‌ست که از وقوع چنین خطر نابودکننده‌ای، به هر قیمتی جلوگیری نماید. تعلل و تخطی از این وظیفه، برازندۀ هیچ ایرانی، در هیچ جایگاه و هیچ مقامی، نیست، رژیم هر چه و هر که می‌خواهد باشد. نوع رژیم و امکان درازتر شدن بقای آن نیز، در ضرورت مذاکره برای جلوگیری از جنگ، خللی ایجاد نمی‌کند و برپایۀ اصل حفظ ایران اساساً عددی نیست که در معادله‌ای که در یک طرف آن خطر نابودی فوری ایران، قرار دارد، اصلاً بحساب آید.

‌ ‌

 

“آیندگان“ روزنامه صبح را وارد تصویر مطبوعات کرد / گفتگویی با داریوش همایون

فیروز گوران روزنامه‌نگار قدیمی دیروز ۳۰ خرداد در تهران درگذشت. یاد او را گرامی می‌داریم و در یابودش گفتگوی وی با زنده یاد داریوش همایون را به نقل از فصلنامه تلاش شماره ۱۸ بار دیگر در اختیار خوانندگان قرار می‌دهیم. این مصاحبه برای نخستین بار در روزنامه آیندگان، چهارم دی‌ماه ۱۳۵۲ منتشر شده بود.

‌ ‌

 

در سایه شوم جمهوری اسلامی، اهمیت جنگ هشت ساله و آزادی خرمشهر را فراموش نکنیم!

سوم خرداد ۱۳۶۱ خرمشهر از اشغال نیروهای متجاوز دشمن آزاد شد. این روز نقطه عطفی در تاریخ جنگ میهنی ملت ایران بر علیه تجاوزگران صدامی شناخته می‌شود. آزادسازی خرمشهر سرآغاز درهم شکستن دشمن بیگانه و متجاوز می‌باشد.

نوشته “ انگیزه‌ها و پیامدهای جنگ ایران و عراق” نوشتۀ زنده یاد داریوش همایون را بمناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر و به احترام همه کسانی که برای دفاع از میهن و بیرون راندن دشمن متجاوز از میهن بپا خاستند و جان خود را فدا کردند، بارنشر کرده و در اختیار خوانندگان خود قرار می‌دهیم.

‌ ‌

 

ملت ایران خواهان مذاکره و حل مسالمت‌آمیز بحران است!

به جرأت می‌توان ادعا کرد؛ که‌ نه تنها در منطقۀ خاورمیانه، بلکه در بخش بزرگی از جهان مردمان ایران در صلح‌دوستی، آزادیخواهی در دفاع از امنیت و آرامش و احترام به مرزهای کشورها با بهترین الگوها برابری می‌کنند. چهل سال پیکار صبورانۀ ملت ایران علیه نظام اسلامی را با تحمیل یک جنگ نابرابر نباید به دست نابودی سپرد. جهان بشری از این نابودی بهره‌ای نخواهد برد.

‌ ‌

 

سپاه مزدور بیگانه در خاک ایران

‌ ‌  ‌‌

‌‌ ‌از نظر ایرانیان، حضور هر نیروی نظامی بیگانه در خاک ایران، تنها و تنها، نشانۀ نقض حاکمیت ملی و زیرپا گذاشتن استقلال کشور است و این ملت چنین سرافکندگی بزرگی را برنمی‌تابد.‌ ‌

‌ ‌

 

اهمیت وظائف تاریخی و بزرگی رضاشاه / گفتگوی فرخنده مدرس با داریوش همایون

رضاشاه در آغاز سواد مختصری داشت که با خواندن کتاب‌ها در ساعاتی که از خواب خود می‌زد بر آن افزود. او بیشتر تاریخ می‌خواند که برای سیاستگر و دولتمرد از بایست‌هاست. بقیه‌اش را هوش تند، انرژی بی‌پایان و تجربه دست اول از جامعه در همه گوشه‌های آن به او داد. دانش و سواد او از گونه امثال رهبران نهضت آزادی یا سنجابی‌ها و حسیبی‌ها، همه دکتر و مهندس، نبود. ولی در تحلیل موقعیت و انگشت گذاشتن بر قلب مشکل و شناخت اولویت‌ها مانندی نداشت. پترکبیر هم در دانشگاه‌ها درس نخواند و سال‌هایش در اروپای باختری به کارگری و کارآموزی پیشه‌های گوناگون، از جمله کشتی‌سازی در هلند، سپری شد. مانند همه شخصیت‌های تاریخی او «دید»ی vision داشت که انسان را به اندازه ماموریتی که برای خود قرار داه است می‌رساند. رویائی برای ایران داشت که نیروهائی ناشناخته را در جامعه و پیش از همه در روان خود او برانگیخت و از مرز ممکنات (تا آن لحظه) فرا‌تر برد.

‌ ‌

 

نوروز آمد، نوروز آمد‌ ‌

نوروز، پیروز آمد.‌ ‌

و مردم ایران، زن و مرد، پیر و جوان، در جای جای این سرزمین کهن، در مام میهن این جشن جاویدان، این خجسته روزِ ماندگار از روزهای پیش، پایکوبان و شادمان به پیشبازش شتافتند، بیقرارتر و پرشورتر از همیشه!‌ ‌

نوروزتان فرخنده و پاینده و استوار باد!‌ ‌

 

پایه‌های حکومت اسلامی بر فرهنگ غارت و مصادره / گفتگوی فرخنده مدرس با حشمت رئیسی

‌ ‌

از مشخصههای یک بحث مؤثر و مفید، در بررسی و بازنگری حوادث اجتماعی و تاریخی، گستردهتر کردن میدان دید و گشایش زوایای جدیدتری در بررسی آن حوادث است. بیتردید اگر خوانندگان تلاش با چنین محکی گفتگوی ما با حشمت رئیسی را مورد توجه قرار دهند، بهما حق خواهند داد که از نتایج این گفتگو پرراضی باشیم.

‌‌ ‌

 

برگزیده از سخنان داریوش همایون

‌بیست‌ و دوم بهمن قرار بود چهاردهم مرداد را از صفحه تاریخ محو کند. بازگشت به صدر اسلام و پشت کردن به غرب، امت اسلامی بجای ملت ایران، ولایت فقیه بجای مردمسالاری. انقلابی که از آغاز به خود صفت اسلامی داد با آرمان‌های ناسیونالیسم و ترقیخواهی و دمکراسی مشروطه نه تنها بیگانه که دشمن بود. آخوندهایی که بر تخت قدرت نشستند اگر می‌توانستند تا ویران کردن مجلس، حتا تخت جمشید، می‌‌رفتند. ولی انقلاب اسلامی در سرزمین شاهنشاهی و در سرزمین انقلاب مشروطه روی داده بود؛ نه در میان امت اسلامی بلکه در میان ملت ایران که در یک لحظه کوتاه تاریخی به فریبی خود خواسته تسلیم شده بود. روح انقلاب مشروطه زنده ماند و در بیست سال گذشته از انقلاب اسلامی جز پوسته قدرت چیزی نگذاشته است.

 

به یاد هر دو

‌ ‌

هیچ جای شگفتی نیست که گذشت ۸ سال از فقدان داریوش همایون میزان تأسف و حسرت ما را نکاسته است. شاید شرایط دشواری که ایران‌مان در آن بسر می‌برد، علت بزرگی این حسرت باشد. در چنین شرایطی حضور دولتمداران و سیاستگرانی چون او، بی‌تردید قرار و آرام روان را فراهم و امید در دل میهن‌دوستان را استوارتر می‌ساخت. اما آنچه داریوش همایون را در یاد و احساس ما زنده‌تر می‌دارد، نه کم‌تر از دیدگاه بلند و افکار سیاسی‌ روشن‌ و میهن‌دوستی پایدارش، همانا خطوط شخصیتی و منش و رفتار فردی وی بود، که به تدریج در فراز و نشیب زندگانی پویا، راه به سوی بلندای والایی یافته بود. ما اقبال آن را یافتیم، با این شخصیت از نزدیکتر آشنا شویم و در آینۀ آن منش و روش نگاهی به آن درجات والایی بیاندازیم. در این سال‌های سپری شده اما داریوش همایون دوستان و علاقمندان تازۀ بیشتری یافته است. برای سهیم کردن این دوستان در گوارایی این شناخت، آنان را به بازخوانی گفتگویی با همسرش هما زاهدی، دعوت می‌کنیم و یاد هر دو را همراه باهم، با الهام از زندگی مشترکشان که به نفع ایران بود، در دل زنده نگه می‌داریم.

‌ ‌

 

تیشه به ریشه زدن وسیله نیست انهدام است

‌همان طور که بسیارى متوجه شدند اخیراً یک فعال سیاسى بنام حسن عباسى که در ابتدا تحلیل‌گر سیاسى بود و اینک به فعال سیاسى مبدل شده است، در سخنرانى خود تلاش کرد بذر نفاق و کین‌توزى را در میان مخاطبان خود بکارد، به این امید که بتواند با افشاگرى با برخى از مسایل ناشناخته تسویه حساب  کند. اما به گمانم در نیت درونى ایشان چیزى موج مى زد که پیشتر ما آن را در تاریخِ مبارزات نازیسم مطالعه کرده بودیم.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر