بایگانی موضوعی: بنیاد

انتلکتوئل ایرانی در برابر “وضعیت“ کشورش / داریوش همایون

انتلکتوئل امروز در عصر توده‌ها، “طغیان توده‌ها“، توانائی‌ها و وظیفه بزرگ‌تری در راهنمائی جامعه‌ها بر راه درست دارد. وزنه او اگر بر ترازوی عمل سیاسی نهاده شود سنگینی بیشتری خواهد داشت. او بیش از هر زمان می‌تواند نه تنها کوتاهی‌ها و پلیدی‌های جهان را نشان دهد بلکه از کمک به دگرگون کردن آن نیز برآید. مردم در همه‌جا نشان داده‌اند که سخن انتلکتوئل را جدی می‌گیرند. اگر او بر سر امری بایستد مردم از سرگردانی به در می‌آیند و چه بسا کارهای بزرگ از پیش می‌رود. شاید به همین ملاحظات بود که هامرشولد، بهترین دبیرکلی که سازمان ملل متحد به خود دیده است، در دهه شصت سده پیش گفت سیاست عبادت عصر ماست؛ همان که سعدی گفت: عبادت بجز خدمت خلق نیست.

‌ ‌

 

۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

Ferdousi

  • صدای آلمان ـ شنیده‌ایم شما به شعر علاقه زیادی دارید. شما در این حال و هوای ۸۰ سالگی چه شعری را زمزمه می‌کنید؟

‌ ‌

همایون ـ چندین شعر دارم این روز‌ها می‌خوانم.

‌ ‌

  • صدای آلمان ـ به خیام هم مثل‌اینکه خیلی علاقه دارید.

‌ ‌

همایون ـ بله ولی از همه بیشتر به فردوسی. یک شعری هست راجع به فریدون. حالا چرا فریدون؟ این روز‌ها یک مقاله‌ای نوشتم و فریدون را در آنجا آورده‌ام. بعد فریدون که آمد، آن بیت فردوسی هم آمد

‌ ‌

جهان را چو باران به بایستگی

‌ ‌

یعنی همان‌قدر که باران برای جهان لازم است

‌ ‌

روان را چو دانش به شایستگی

‌ ‌

یعنی همان‌طور که دانش شایسته روان است… این شعر همین‌طور می‌گردد در ذهن من

‌ ‌

اصلاً چطور ممکن است انسانی یک هم‌چین چیزی به عقلش برسد.

متن اعلامیه رضاخان سردار سپه وزیر جنگ درباره مسبب کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹

آیا با حضور من، مسبب حقیقی کودتا را تجسس کردن مضحک نیست؟‌ ‌

‌ ‎

آری تحمل این شدائد و مظالم برای من و هرکس که خود را پروردۀ این آب‌وخاک می‌داند کمرشکن و طاقت‌فرسا بود و بالاخره با حقوق بشریت من مخالف بود که بینم و مشاهده کنم یک جمعی پست‌فطرت دون‌همت نالایق، رشتۀ ارکان مملکت را گسسته و درصدد آن هستند که به حیات استقلالی مملکت و ملت خاتمه داده و در تمام موارد مختصر نفع شخصی را بر ارکان یک مملکت سه هزار ساله ترجیح و مرجح سازند. مسبب حقیقی کودتا همین عواملی هستند که هزار یک آنرا در ضمن این ابلاغیه ملاحظه می‌کنید و در تحت تأثیر همین عوامل بود که من به لطف خداوندی پناه برده و با عقیده راسخ و عزم جازم درصدد برآمدم که به آن دوران سیاه خاتمه داده آبروی از دست رفتۀ نظام را عودت و با شهامت همان‌ها حیات مملکتی را تجدید نمایم.

 

بیاد گرامی نجف دریابندری و سپاس از خدمات وی به زبان فارسی و فرهنگ ایران

 

فرازهایی از سخنان داریوش همایون

درجامعه سنتی، دین و دولت همزاد یکدیگر بودند و بقای کشور به تعادل میان آنان بستگی داشت. این شعاری بود که از ساسانیان تا قاجاریان در سرزمین‌های ایرانی پژواک می‌انداخت. پس از هخامنشیان و اشکانیان، که نمونه بسیار کمیاب آزادی مذهبی در جهان کهن ــ و تا همین سده‌های جدید هم ــ بودند، دین و دولت همواره دست در دست می‌راندند. پادشاهان دین را نگه می‌داشتند و دین به پادشاهان کمک می‌کرد که مردم را در “وضع موجود”‌شان نگهدارند. در یک فضای فرهنگی بسته که یک فولکلور مذهبی روح و نشاط زندگی را خفه می‌کرد و پرواز اندیشه را نا‌ممکن می‌ساخت، سیاست، قلمرو گروه‌های مسلح عشایری بود و اقتصاد، بی بهره از تاثیر پیش‌برنده تکنولوژی.

 

فرازی از سخنان رضاشاه

شبهه و تردیدی نیست که مذهب و سیاست دو اصل مقدسی است که در تمام موارد، جزئیات این دو اصل باید مطمح نظر زمامداران عالم و عاقل باشد و دقیقه‌ای از آن غفلت نورزند، ولی اختلاط آنها با یکدیگر نه به‌صرفۀ مذهب تمام می‌شود، نه به‌صرفۀ سیاست اداری، و بالمال در ضمن این اختلاط و امتزاج، هم مذهب سست و بلااثر می‌گردد، و هم سیاست رو به‌تمامی و اضمحلال می‌رود. اگر چه ضربت این تصمیم مهلک را خود سلسلۀ صفویه در زمان سلطان حسین بهتر از همه دیدند، مع‌هذا نتیجۀ این تصمیم غیر عاقلانه را نباید در دورۀ صفویه ملاحظه کرد، بلکه باید با تاریخ همراه آمد، و تأثیرات آنرا در ایام سلطنت قاجاریه تماشا نمود که پایۀ مذهب و سیاست برروی چه منوالی چرخید، و به چه فلاکتی منتهی شد.

 

….

با مذهب می‌باید روبرو شد و آن را به ارزیابی و بررسی گذاشت. ایرانیان این توانایی را سرانجام به بهای سنگین یافته‌اند. از این پس می‌توان مذهب را نیز مانند همه امور بشری در قلمرو استدلال و پژوهش و تحلیل قرار داد. بی‌ترس و ملاحظه باید مذهب را از حالت “تابو”‌وار آن بیرون آورد. آنها که تکفیر می‌کنند و به آتش دوزخ بیم می‌دهند (ما این آتش را بر روی زمین آزموده‌ایم و می‌آزماییم)  و آنها که تهمت غربزدگی و دوری از ارزش‌های اصیل فرهنگی و آنچه آمیزه اسلامی ـ ایرانی می‌نامند، می‌زنند (در جمهوری اسلامی بسیاری از ارزش‌های اصیل فرهنگی تحقق یافته‌اند و همه این “ارزش‌ها” شایسته نگهداری نیستند) و آنها که به نام مصلحت اندیشی می‌کوشند تسلط آخوندها را بر روحیه و سیاست‌های ایرانیان پاینده سازند  (ما دست آنها را در انقلاب خوانده‌ایم) نمی‌توانند جلوی بحث آزاد و بی‌پرده درباره مذهب را بگیرند. این مذهب است که پیوسته خود را بر بحث ــ چنانکه بر زندگی و سرنوشت ایرانیان ــ تحمیل می‌کند.

 

بامدادِ ایران و ایرانی / پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالروز ۲۲ بهمن

هم‌میهنانم!‌ ‌

‌ ‌خیزش‌هایِ دلیرانه‌یِ ‌شما در دی‌ماه ۹۶ و در آبانِ ۹۸، نقابِ ریا را از صورتِ فریبکارانی که در پیِ “اصلاحِ” اَنگل بودند برداشت. در طی این سال‌ها، شخصیت‌هایِ خوش‌نیتی که با مدنی‌ترین و مسالمت‌آمیزترین شیوه‌ها در پیِ استقلال و آزادی و جمهوری بودند، سرانجام به نقصِ تحلیلیِ خود پی‌ برده، پرده‌یِ ابهام از ساده‌اِنگاری‌ها کنار زده، در قبالِ فرقه‌ای که کمترین سنخیّتی با جمهورِ مردم ندارد، با چشمانی باز در جستجوی راهکاری عقلایی‌ به سوی آینده‌ای بهترند. آینده‌ای که در آن، کلمات، معانی خود را به مصلحت نمی‌فروشند و به اقتضای زمان و معیشت، معنی عوض نمی‌کنند! آینده‌ای که در آن، “جمهور” از مفهومِ خود تهی نمی‌شود، “استقلال” به سرسپردگی در انزوا تنزّل نمی‌یابد، و “آزادی” به نوکری فساد در نمی‌کاهد. چرا که حقیقت امانتی است که در مدنیّت به ودیعه گذاشته شده و مسوولیت شخصیت‌های مدنی، همانا پاسداری از آن است. چرا که نخستین قدم در راه پاسداری از حقیقت، درست نامیدن هر چیز است.

 

تعلیق پیکار آزادیخواهی علیه رژیم اسلامی زیر وزن سنگین تهدید حملۀ نظامی

در شرایطی که بار دیگر ابرهای سیاه تهدیدهای حملۀ نظامی آسمان کشور را می‌پوشانند، برای اعلام ضرورت دفاع از میهن و ضرورت حفظ صف اتحاد و یکپارچگی ایرانیان در این دفاع، هیچ نیازی به ریختن آب توبه بر سر رژیم اسلامی و تعریف و تمجید از عناصر این رژیم تبه‌کار نیست

 

کشته شدن قاسم سلیمانی

بی‌تردید، قاسم سلیمانی عنصری بس خطرناک و زیان‌آور برای ایران بود، اما رژیم اسلامی از این گونه عناصر کم ندارد. کل بساط این رژیم با همۀ عوامل و عناصر آن باید از ایران برچیده شود و این برچیده شدن تنها و تنها بدست ایرانیان و بدون دخالت بیگانگان، به ویژه با پرهیز از اقدامات نظامی بیگانگان باید صورت گیرد. زیرا سرنگونی رژیم اسلامی تنها بدست ایرانیان در ایران می‌تواند بقای ایران را تضمین نموده و هزینه‌های برچیدن این رژیم شوم را به کمترین رساند.

 

برگزیده از سخنان داریوش همایون

جامعه‌های بشری را به گونه‌های فراوان بخش کرده‌اند: توانگر و بینوا، پیشرفته و واپس‌مانده، سنتی و مدرن… یک گونه دیگر نیز هست که به “وضعیت” ملی ما می‌خورد. جامعه‌هائی که مسائل بزرگ یا بسیار بزرگ دارند و آنها که گذشته از مسائل، گره‌گاه دارند. ما در ایران یک گره تاریخی داریم که سیاست ما را در‌پیچیده است و تا آن را نگشائیم به جامعه‌هائی که تنها دارای مسائل بزرگ و بسیار بزرگ هستند نخواهیم رسید. ایران در ارتباط و در برابر اسلام، گره تاریخی ماست که در صد ساله گذشته کور‌تر شده است. در این صد ساله ایران، هم یک جامه سیاسی، به معنی افکار عمومی و نهاد‌های مدرن پیدا کرد، و هم درجه‌ای از خودآگاهی ملی که با دولت ملت‌های نوین پهلو می‌زند، و هم به تب پیشرفت و امروزی شدن افتاد. هر سه این پدیده‌ها دوگانگی عنصر ایرانی و اسلامی را برجسته‌تر و همزیستی نا آسوده آنان را دشوار‌تر ساخته است. اسلام نه افکار عمومی و نهاد‌های مدرن مستقل از مذهب را تحمل می‌کند؛ نه نیازی به خودآگاهی ملی و دولت ملت دارد؛ و نه به پیشرفت و امروزی شدن جز در زمینه‌های مادی ــ علوم و فنون ــ تا جائی که کاری به باور‌های مذهبی نداشته باشد.‌ ‌

‌‌از رفتار با غیر شیعیان ایرانی، تا سیاست‌های فرهنگی و سیاست خارجی، از دشمنی با گذشته بزرگ ایران تا بی‌اعتنائی به بزرگی آینده، ما به عنوان یک ملت همه جا با کشاکش میان اسلام و ایران، میان ملی با مذهبی، روبروئیم و همواره روبرو بوده‌ایم. نه ایران را می‌توانیم فدا کنیم نه اسلام را دور اندازیم.

 

“نغمه سرای کودکان”، زندگی و کار عباس یمینی شریف Children’s Song Writer”, Abbas Yamini Sharif”

 

ایرانیان فرزانگی را پاس می‌دارند

ایرانیان فرزانگی را پاس می‌دارند

‌ ‌

فرارسیدن هفتاد و پنجمین خجسته زادروز استاد ارجمند، دکتر جواد طباطبایی را گرامی داشته و خرسند و سپاسگذاریم که مشعل دانایی و خرد ایران، دست بدستِ فرزانگانِ صد نسل این ملت، در دست ایشان نهاده و تجدید فروغ شعلۀ آن در اندیشه و آثار این فرزانۀ روزگار ما، راه برون‌رفت از یکی دیگر از شب‌های تیره ایرانیان را می‌نمایاند.‌ ‌

‌بقای عمر پرکرامت و سلامت جسم و جان پرعزت ایشان آرزوی قلبی و همچنان نور امید در دل ما است.

 

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت خیزش آبان‌ماه ۹۸: فروپاشی حتمی است و باید برای آن آماده شد

هم‌میهنانم،‌ ‌

‌سیاستمداران، فرهنگیان، هنرمندان، اساتید و وکلای محترم،‌ ‌

‌سربازان، خلبانان، تکاوران و فرماندهان نیروهای مسلحِ ایران،‌ ‌

‌رویدادی بزرگ در راه است. نگاه ایران به شماست. نگاه معلم، نگاه کارگر، نگاه دهقان، پیر و جوان، زن و مرد. دی رفت و آبان آمد. دی دیگری و آبانی دیگر می‌آید، گسترده‌تر، خروشان‌تر، میهنی‌تر از گذشته. فروپاشی حکومت اسلامی قطعی است. آمادگی برای آن، یک ضرورت حیاتی‌ست. بیایید تا دست‌ در دست سیاستمدارانِ ایران‌اندیش و نخبگانِ مدنی و فرهنگی و صنفی، آمادگیِ ملی لازم را فراهم‌ آوریم و از دل فروپاشی ظلم، ایرانی با مدنیّتی نوین بر پایه‌ی نظمِ شهروندی بنا کنیم.

 

مراسم یادبود مهدی موبدی

‌ ‌

مهدی موبدی، همسری عزیز، همراهی استوار و پدری مهربان، در شامگاه ۱۹ نوامبر بدرودی گفت و درگذشت.

 

مهدی موبدی دوست ارجمندمان از میان ما رفت

‌ ‌«بنیاد داریوش همایون ـ برای مطالعات مشروطه‌خواهی» عضوی از اعضای هیئت امنای خود و یکی از وفادارترین یارانش را از دست داد.

‌ ‌

 

نقش زبان، ارتباطات و فهم یکدیگر در بافتار تجدد و توسعه / گفتگوی سریرا شاگردان با داریوش همایون

پیشروان تجدد ایران رابطه میان مدرنیته و دولت ـ ملت و زبان ملی را خوب دریافته بودند ــ آنچه هنوز عناصر “مترقی” نمی‌خواهند دریابند. مسئله آنان مشارکت و همبستگی ملی بود؛ در آوردن ملتی از شهروندان صاحب حق، از جماعت انبوه “رعایا”ی خان و سلطان و مقلدان و مریدان ارباب مساجد و خانقاه‌ها بود. آن مشارکت و همبستگی با ارتباط بدست می‌آمد و با آموزش به جائی که بایست می‌رسید. در یک “برج بابل”، در یک همهمه زبان‌های گوناگون، نه از ارتباط می‌شد سخن گفت نه از آموزش همگانی. تاکید آنان بر زبان ملی از ملاحظات عملی، از ملاحظاتی مانند دفاع از استقلال و یکپارچگی کشور در جهان استعماری، سیر کردن اکثریت گرسنه، و جلوگیری از مرگ و میر انبوه بر می‌خاست. فارسی بی هیچ بحثی آن زبان ملی بشمار می‌رفت. هیچ گوشه‌ای از ایران از نفوذ فراگیر و فرهنگ‌گستر آن بی بهره نبود. هیچ کس جز آن زبان ملی نمی‌شناخت.

‌ ‌

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر