بایگانی موضوعی: بنیاد

از پشت کدام منشور؟

‌  ‌DH 11

…من هرگز به کوشش‌هائی که سه سال پیش از سوی محافل گوناگون برای کشاندن آمریکا به جنگ با جمهوری اسلامی می‌شد نپیوستم. امروز هم جنگ را برای ایران خطرناک‌تر از جمهوری اسلامی می‌دانم. بند اول منشور یا برنامه سیاسی حزب هم برایم از بند سوم (پادشاهی) مهم‌تر است: “استقلال و تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران برای ما از همه بالاتر است و به هر قیمت و در هر وضعی از آن دفاع می‌کنیم.“ من این جملات را هژده سال پیش برای سازمانی نوشتم که امروز حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) است. در آن زمان این صحبت‌ها هم نبود؛ امروز که جای خود دارد. چنانکه زمانی گفتم ما از جمهوری اسلامی برخواهیم آمد ولی ایران برنخواهد گشت. به همین دلیل هم هست که در صورت حمله نظامی و به خطر افتادن یکپارچگی ایران موقتا در کنار همین رژیم که قدیمی‌ترین مخالف آن هستم و با آن ضدیت وجودی دارم قرار خواهم گرفت بدین معنی که هر فعالیت ضد رژیم را تا برطرف شدن خطر محکوم خواهم شمرد و به سهم خود همه ایرانیان را به دفاع از میهن در زیر هر حکومتی باشد فرا خواهم خواند. در جنگ کسی به بد‌ترین نیات و پیشینه‌ها نیر کاری ندارد. نقش‌ها مهم است؛ چرچیل و روزولت چند گاهی هم‌پیمان استالین می‌شوند. مائو کشتار کمونیست‌ها را به دست چیان کای شک فراموش می‌کند و در برابر هجوم ژاپن در کنار او قرار می‌گیرد. در جنگ حتا چرچیل دستور نابود کردن ناوگان فرانسه متحد خود را می‌دهد تا به دست آلمان‌ها نیفتند.

‌  ‌

tabatabaie 9

‌‌  ‌  ‌

و با تقدیر و بزرگداشت هفتادویکمین زادروز برجسته‌ترین دانشمند و فیلسوف همروزگار ما که هر چند حوزه درنگ‌های پژوهشگرانه‌اش در گذشته است، و خود اصرار دارد که دیگران برداشت‌ها از حاصل پژوهش‌های وی را نیز در‌‌ همان حوزه تاریخ مهار کرده و به سیاست روز نکشند، اما دیدگاه‌ها و مبانی که در‌‌ همان بررسی و بحث‌های تاریخی تا کنون ارائه نموده، چنان تأثیری بر خوانندگان در میان فعالین در حوزه‌های مختلف اجتماعی، به ویژه در میدان سیاست گذاشته است که بی‌اغراق بر هیچ امری در مسائل روز، چه امور داخل و چه مشکلات با خارج نیست که آن‌ها موضع خود را پیش از اعلام  و عملِ خویش را پیش از اقدام، صدبار زیر و رو و پیامد‌های فکر و عمل را با آن دیدگاه‌ها و مبانی نسنجند.

سبب این تأثیر و قدرت نفوذ را باید در دو امر موازی جستجو نمود:

نخست روحیه قدرتمندی از میهن‌دوستی و «نوعی» حس پیوند به ملت و کشور که  دکترطباطبایی از آن، بر بستر بررسی تاریخی و فرهنگی ایران، تحت عنوان «دریافتی غریزی» نام برده و در آثار خود، تفاوت این غریزه و حس را با دریافتی عقلانی که حکایت از «آگاهی ملی» دارد، آشکار و مبانی نظری امکان فراروییدن آن غریزه به این آگاهی را نشان می‌دهد.

و دومین که به باور ما عامل اصلی چنین نفوذ و تأثیری بوده است،‌‌ همان دستگاه و مبانی نظری دکترطباطبایی است که بر زمین و بر گرد ایران بنایی را فراهم آورده که آن روحیه تنها در این بنا و در این دستگاه نظری‌ست که احساس امنیت و ماندگاری می‌کند و امکان احیای حیات ملی خویش و دگرگونه کردن زندگی فردی و اجتماعی خود را می‌بیند.

به عبارت دیگر می‌توان گفت که نفوذ و تأثیر نظری دکترجواد طباطبایی بر بخش بزرگی از جامعه فعال ایرانی ماهیتی فرهنگی و مَنشی یافته و خوانندگان پی‌گیر آثار و جویندگان آرای وی را، به ملاحظه کشور، محتاط و «محافظه‌کار» و ایراندوست‌تر کرده است. عمرش پایدار و سلامتش افزون باد!

کجا ایستاده‌ایم؟

tabatabaie 4

بحث من ناظر بر یک پرسش است، پرسش از جایگاه ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی. بر آنم که چنین پرسشی می‌بایست در لحظه‌ای از تاریخ دوران جدید ایران مطرح می‌شد که به صورتی که من کوشش می‌کنم مطرح کنم نشده است. اینکه گفته شد من به برخی خلاف آمدهای عادت تاریخ ایران علاقه‌ای دارم درست است و این بار نیز اجازه بدهید بگویم که این پرسش اگرچه برای ما تازه مطرح شده است، اما به مناسبت دیگری نزدیک به سیصد سال پیش مطرح شده بود. می‌دانید که منتسکیو کتابی با عنوان نامه‌های پارسی یا ایرانی دارد. در یکی از نامه‌های آن هنگامی که یکی از ایرانیان با یک فرانسوی آشنا می‌شود و به او می‌گوید که ایرانی است واکنش فرانسوی آن است که: عجب، آقا ایرانی است! و می‌پرسد: چگونه می‌توان ایرانی بود؟ این گفتگوی کوتاه دارای اهمیت بسیاری است، نه تنها برای ما بلکه حتی برای فرانسوی که آن را می‌خواند. این پرسش که چگونه می‌توان ایرانی بود برای اکثر فرانسویان آشناست و حتی در فرهنگ‌های لغت در ذیل «ایرانی» این جمله را به عنوان شاهد مثال نقل می‌کنند. این کتاب منتسکیو یکی دو بار به فارسی ترجمه شده اما آن جمله نظر ما را چندان جلب نکرده است. یک ملت باید جایی بتواند بایستد و از خود بپرسد که کجا ایستاده است و کیست؟

بخشی از نوشته روشنفکران علیه ایران / دکتر جواد طباطبایی

ما را چه شده است که کلاه‌مان را به نشانۀ احترام به کسانی از سر برمی‌داریم که جز جهل دلیلی ندارند؟ گیرم که هیچ دلیلی نداریم که ایرانی وجود دارد، اما به راستی گویندۀ این سخن کجا ایستاده است؟ روی معنویتِ برباد که نمی‌شود ایستاد. زیرا خود معنویت هم جایی می‌ایستد! طیرۀ عقل است که این قدر در آزادی‌خواهی پیش رفته باشیم که سخنانی بگوئیم که بیگانگان جرئت کنند حتی نان‌دانی ما را که‌‌ همان مثنوی باشد از چنگمان در بیاورند که درآورده‌اند!

 

… / ماندانا زندیان

 

 

هشیار باشیم تجزیه‌طلبان زمان را «مناسب» یافته‌اند!

Unbenannt-2 Kopie

شرایط پر خطر است و به نظر می‌آید، به تدریج پس از توقف کوتاهی، بار دیگر پیکان‌ها به سوی ایران نشانه می‌روند. صف دشمنان علیه ایران طویل و تجزیه‌طلبان در خط مقدم این صف ایستاده‌اند. در چنین شرایط پرمخاطرۀ سرنوشت سازی از بخشهای مختلف جامعه سیاسی و فکری ایرانی می‌توان و باید انتظار داشت که به سهولت و سهل‌انگاری از آن عبور نکنند. کمترین انتظار از آنان اخذ مواضعی روشن و هشیارانه نسبت به خطریست که تمامیت ایران و ملت ایران را بار دیگر تهدید می کند.

 

پیشگفتار… / داریوش همایون

ایران چیزی بیش از آن توده‌ای است که اینهمه از کاستی‌های‌ش می‌گویند؛ و آن توده ظرفیتی بسیار بیش از موقعیت تاسف‌آور کنونی‌ش دارد. قطار دراز آهنگ تاریخ شگرف ایران این مردم را آگاهانه و نیاگاه در خود می‌کشد و از آنها مردمان دیگری بدر می‌آورد. …ایرانی نمی‌تواند خود را از سرمشق‌های بزرگ گذشته‌اش جدا کند. در ژرفای سیاهچاله‌ای که افتاده نگاه‌ش به ستارگانی است که آسمان‌های دوردست را نیز روشن کرده‌اند.

 

مردی که از خود فرا‌تر رفت / داریوش همایون

آیت‌الله منتظری مردی بود که بزرگ‌ترین مقام جمهوری اسلامی را در پای دفاع از انسانیت خود فدا کرد و دو دهه در حالت نیمه‌زندانی بسر برد. حضور دلیرانه و روشنگرانه او برای مبارزه مردم ایران، برای نگهداری آبروی دین در جامعه‌ای که با واقعیت زشت حکومت دینی روبرو شده است و برای همان انسانیتی که آماده بود زندگی خود را در پای آن بگذارد اهمیت بسیار داشت و اکنون زنده نگه داشتن نام بلندش همچنان به پیشبرد آرمان‌های او کمک خواهد کرد.

 

Tarikh jamee

منتشر شد

Dr. Yarshater's Book

 

کارنامه‌ی قاسم هاشمی‌نژاد در «آیندگان» / روایت سیروس علی‌نژاد از قاسم هاشمی‌نژاد و «بوته بر بوته»

حضور قاسم هاشمی‌نژاد در روزنامه‌ی «آیندگان» کوتاه اما پربار بود. وقتی من در اوایل سال ۴٩ وارد «آیندگان» شدم، او دبیری صفحه‌ی «عیارسنجی کتاب» را بر عهده داشت و این صفحه چنان از صفحات کتاب روزنامه‌های دیگر متمایز بود که اغراق نیست اگر بگویم از جمله به خاطر صفحه‌ی کتاب «آیندگان» وارد آن روزنامه شدم و پیشنهاد رفتن به روزنامه‌ی بزرگ عصر را رد کردم. بنا بر این طبیعی است که وقتی به روزنامه رفتم، نزد او تلمذ کردم.

 

نوروزِ پیروز مبارک باد!

PM

چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ ازان روزگار
به ما ماند ازان خسروان یادگار

‌‌
زیباییِ زنانه ی ما، دشمنِ شماست.

ای دستها که بر دلِ ما زخم می زنید !
ای دستها که سنگ به آیینه می زنید !
زیباییِ زنانه ی ما، دشمنِ شماست.

 

هشتم مارس، روز جهانی زنان

هشتم مارس، روز جهانی زنان

«ما خواستار آزادی در کنار همهٔ زندانیان سیاسی هستیم» زهرا رهنورد

 

گفتگوی حسین مهری با فرخنده مدرس

‌‌‌

گفتگوی حسین مهری با فرخنده مدرس ـ تلویزیون اندیشه برنامه چهره‌ها و گفته‌ها‌‌

بمناست پنجمین سالگرد درگذشت داریوش همایون

 

پنجمین سالگرد تأسیس «بنیاد داریوش همایون برای مطالعات مشروطه‌خواهی»

‌‌‌

«بنیاد داریوش همایون ـ برای مطالعات مشروطه‌خواهی» در پیگیری همان وظایفی که «تلاش» در پیش پای خود گذاشته بود، راه و کار خویش را ادامه داد و چندان به طول نیانجامید که بازتاب کار و فعالیت «بنیاد» به ویژه در داخل مرزهای کشور و در نمودار شدن پیوند‌ استوار افکار داریوش همایون با بحث‌ها و نظرات کانون‌های روشنگری در خدمت ایران و تأثیر بر سمت‌گیری‌های تازه حوادث آن به تدریج، و هر روز بیش از پیش، آشکار گردید.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »