بایگانی موضوعی: فرخنده مدرس

بازگشت به مشروطیت، کابوس حامیان جمهوری اسلامی / فرخنده مدرس

برای داریوش همایون مهم فلسفۀ پادشاهی نشسته بر قانون اساسی مشروطه و تفاوت بنیادین آن فلسفه با فلسفۀ حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر قانون اساسی ملتزم به اسلام شیعه و ولایت فقیه بود. آن پادشاهی، در صورت ارادۀ بازگشت به فلسفه حکومتی‌اش یعنی مشروطیت و پایبندی به حکومت قانون آزادی مهیایش در ایران، از استعداد و امکان اصلاح برخوردار بود … اما برای وی نام «جمهوری» بر ناصیۀ حکومت اسلامی، که از خاستگاه و خواستگاه دشمنی با انقلاب مشروطه و با قانون اساسی مشروطیت و دستاوردهای آن، پیروز شده بود، هرگز نمی‌توانست، هیچ توجیه دیگری جز فرصت‌طلبی و عوامفریبی داشته باشد.

‌ ‌

 

ذهن آشفتۀ اسلامگرا را به مشروطه چه کار؟! / فرخنده مدرس

خط پررنگی که داریوش همایون از همان آغاز میان سلطنت‌طلبی و طرفداری از پادشاهی و همچنین میان صورت نظام پادشاهی و مضمون مشروطه‌خواهی کشید، ژرفتر، اما آشکارتر و روشن‌تر از آن بود که به دیده‌ها نیاید، مگر از سوی کسانی که ذهن اسلامگرا و آشفته‌شان به سیاهی خو کرده و از روشنی می‌گریزد. و برای درهم ریختن مرزهای تفکیک میان مفاهیم و فرایافت‌های سیاسی و فکری، بی‌شرم حضور همۀ روشنگری‌ها و تلاش‌های فکری داریوش همایون به وی نسبت سلطنت‌طلبی می‌دهند.

‌ ‌

 

آگاهی دیرینۀ ایرانیان به ملت بودن خود و خشم روشنفکران دینی و مارکسیست‌ها / فرخنده مدرس

رابطۀ نظریه‌های دکتر طباطبایی با «حس» و «عاطفۀ» میهن دوستی ایرانیان و علمِ دیرینه به این که یک ملت‌اند، رابطۀ مرغ و تخم مرغ نیست که نتوان تقدم و تأخر آنها را ثابت کرد. چند بار دیگر این حس و عاطفه و این علمِ به هستی خود به عنوان یک ملت باید در مسیر تاریخ و در راه دوام ایران و تداوم فرهنگ آن، خود را نمودار سازد، تا روشنفکران مارکسیست ـ لنینست و روشنفکران دینی قانع شوند؛ دکتر طباطبایی در خلق آن حس و در برانگیختن این عاطفه، در لحظات و بزنگاه‌های تاریخیِ عملکرد آن، نقشی نداشته است. اما کار سترگ ایشان تبیین نظری ـ تاریخی این حس و عاطفۀ «پر تعین»، به یاری آگاهی‌های نو و ابزارها و روش‌های علمی‌ست. ایشان بر این همت گماشته‌اند، تا راز بقای ایران را، به رغم همۀ مصیبت‌های تاریخی و اشتباهات مرگبار خود ایرانیان، روشن کنند. راز ماندگاری این ملت و پیوند آن با حس ملی آن، به مثابۀ یک عنصر خویشکار، سخن یک فعال سیاسی با «ایدئولوژی ناسیونالیستی» نیست.

‌ ‌

 

درک برکه‌ای کمال خسروی از اندیشۀ مارکس / فرخنده مدرس

امیدوارم در اینجا با تأکید دوباره بر احساس احترام فائقه خود نسبت به روشنگری‌های دکتر طباطبایی و فراتر از آن حس وامداری خویش و بسیاری از ایرانیان دیگر در وارد ساختن سیلی‌های نقد و سخت ایشان بر گونۀ تعهد ما به حفظ ایران، که در حال از دست رفتن است، و بیدار ساختن‌مان از خواب و خیال شیرین بر بستر حلواهای نسیه افکار امتی ـ اسلامی و طبقاتی ـ مارکسیستی، خراش و جراحت دوباره‌ای به روان «فروتن‌پسند» اما تنگ‌‌نظر و کوچک‌منش در تحسینِ آقای خسروی وارد نساخته باشم، که در نوشتۀ خود (تندیس زندۀ موبد فره‌مند ـ در نقد ایدئولوژی سیدجواد طباطبایی) از ابراز علاقه و احترام هواداران نظری دکتر طباطبایی به ایشان چنان برافروخته شده‌اند که در توهین، چه به دکتر طباطبایی و چه به خوانندگان، بند ادب را از زبان زشت‌گو برداشته و در میدان بی‌ادبی مهار از دست داده‌، تاخته و گردوغبار کرده‌اند.

‌ ‌

 

برتری راهِ ایرانی / فرخنده مدرس

کسانی که، برای گرفتن ژست انتلکتوئلی و مبارزاتی «مقبول»، یاد گرفته‌اند با موضع‌گیری علیه انقلاب اسلامی آغاز و طوطی‌وار ناسزاگویی به روشنفکری سیاست‌زده و فرصت‌طلب دست درکار انقلاب اسلامی را تکرار کنند، فراموش می‌کنند و نمی‌بینند یا نمی‌فهمند که، در فراخوان آلترناتیوسازی به کمک بیگانگان، خود از همان الگوی شکست خورده، ـ به ویژه شکست اخلاقی و انتلکتوئلی روشنفکری شریک در آن انقلاب ـ تبعیت می‌نمایند. آن روشنفکران اگر موفق شدند، در بی‌مسئولیتی و در نهایت نادانی، ایران را گرفتار یک رژیم ضد ایرانی کنند، این روشنفکران، اگر موفق شوند، در بی‌اخلاقی محض و آگاهانه، ایران را به نابودی خواهند کشاند.

‌ ‌

 

هشیاری و ایستادگی بعد از انتخابات / فرخنده مدرس

روحانی به عنوان سیاستمداری در کانون قدرت، در طول چهاردهه حکومت اسلامی، بی واسطه و از نزدیک شاهد بزرگترین تغییرات در مردم و در روحیات، رفتار و افکار آنان و شاهد دگرگونی‌های اساسی در مطالبات و سمت‌گیری نسل‌های جوان کشور بوده است. او به عنوان فردی در بالاترین نهادهای ادارۀ کشور، نگاه واقع‌بینانه خود را نمی‌تواند و نمی‌خواهد بر ناتوانی نظام سیاسی کنونی در پاسخگویی به این تغییرات و مطالبات و سمتگیری نسل‌های تازه و نیازهای امروز و فردای آنان، بربندد.

‌‌ ‌

 

حضور در انتخابات، قوام جنبش مدنی و ژرفتر شدن شکاف درون حکومت / فرخنده مدرس

تجربه نشان داده است، کاهش حضور مردم در انتخابات و خانه‌نشینی آنان، تا کنون نه سودی به حال مردم داشته و نه به حال تحریم کنندگان مخالف. نه اتفاق تازه‌ای در جهت بهبود اوضاع افتاده است و نه به سست‌تر شدن بند استبداد و غارتگری و سرکوب انجامیده است، بلکه  بر عکس همواره اوضاع روبه وخامت بیشتری گذاشته است. تنها سود احتمالی به نفع تبعیدیان پس از خانه‌نشینی مردم، جری‌تر شدن صف دشمنان ایران و مبلغان و مشوقان حمله نظامی به کشور بوده است. آنها چه این نتیجه را بخواهند و یا نخواهند، چه آشکار بگویند و چه پنهان کنند، در مسئولیت و عواقب آن دست دارند.

‌ ‌

 

سیاست‌ورزی مردم و انتخابات / فرخنده مدرس

‌ ‌

‌ ‌

هر چه حضور مردم در صحنه سیاسی و اجتماعی سنگین‌تر شده، ضعف و ناتوانی آن بخش از نظام اسلامی که علیه ملت و مردم ایرانست، آشکارتر شده است. این روندیست که تا کنون از مقطع انتخابات دوم خرداد، تا جنبش سبز و انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ ادامه داشته است.

 

«آیندگان» فرازی در زندگانی داریوش همایون / فرخنده مدرس

داریوش همایون چه در نوشته‌ها و چه در پرسش و پاسخ‌ها سعی وثیقی داشت که هرگز در محدودۀ بحث‌های شخصی و فردی نماند. هیچ رفتار و گفتار و عمل فردی و شخصی نبود که محل پرسش از او باشد و او خود را در برابر اجبار به پاسخ و موضع‌گیری، وادار به برخوردی شخصی و فردی نماید، مگر در بیان نیکی‌ها و نقطه قوت‌ها. داریوش همایون، در نگاه گسترده و سراسریی که به جامعه، فرهنگ و سیاست داشت، اصولاً جز در بارۀ نتیجه‌گیری‌های عام در حوزۀ فرهنگ، سیاست و اجتماع و در خدمت و فراتر بردن آنها سخن نمی‌گفت.

 

بذل «آگاهیِ» اقتصادی در «سیاست‌نامه» / فرخنده مدرّس

وارد شدن به بحث در بارۀ موضوعات و امور مختلف زندگی اجتماعی انسان، از دیدگاه دینی و با استناد به ارزش‌ها، نمادها و نهادهای آن، چه از موضع مخالف یا موافق، پای لنگی دارد و به معنای «تسلیم شدن به ادعای اهل دیانت» یا دینمداران باطنی و ظاهری‌ست که گویا همه چیز، حداقل برای ما ایرانیان، با دین اسلام آغاز شده است.

 

دمکراسی در «دولت معتدل» قوچانی / فرخنده مدرّس

به باور ما، قوچانی … به نام «سیاست‌نامه»نویسی، به توجیه دستِ بالایی که اسلام‌گرایان در سیاست و حکومت ایران یافته‌اند، مشغول است و در این مشغولیت از برخی موضوعات مطرح شده در بحث‌های نظری ـ تاریخی امروز ایران و در مورد «سنت ایرانی/ اسلامی» تعبیرهای دلخواه می‌نماید و در تبلیغ این تعبیرها در «سیاست‌نامه» ما را، به عنوان خواننده، در بارۀ نقش این نشریه، در دادن آگاهی، دچار شک و تردید می‌کند. از موارد دیگر تردید ما به تعبیرهایی‌ست که قوچانی از «دمکراسی» در «اقتداء»‌ به ارسطو ارائه می‌دهد.

 

«رطب خورده منع رطب چون کند؟» / فرخنده مدرّس

اشارۀ ما به «شرایط کنونی» البته ناظر بر بحث‌ها بر سر موضوعات بسیار پراهمیتی‌ست که دیریست در کشورمان درگرفته است و «سیاست‌نامه» نیز به فراست و با تلاشی، در خور توجه و تشویق، با رجوع به منابع و سرچشمه‌های بسیار و افق‌های وسیع و بس گوناگون «اندیشیدن ایرانی» سعی دارد بدان بحث‌ها در صورت‌های مختلف دامن بزند. در چنین تلاش شایسته‌ای البته سعی در دسته‌بندی گروهی و ایدئولوژی‌بافی و القاء «آنچه خوبان همه دارند “من” یکجا دارم» شایسته نیست، و طریقۀ بستن بحث و نوعی سیاست حزبی‌ را تداعی می‌کند که ما تصور نمی‌کنیم «سیاست‌نامه» مکان مناسبی برای آن باشد.

 

قدردانی از استاد احسان یارشاطر / در نگاهی به کتاب «گفتگوی یارشاطر با ماندانا زندیان» / فرخنده مدرّس

آینده‌ای که پیش خواهد آمد، چه ما باشیم و چه نه، حاصل، آن رفتار و تصمیمی‌ست که امروز برمی‌گزینیم. هر رازی وجود داشته باشد در همین نقطۀ کنونی‌ست. گشودن سِر آن زیر تأثیر میزان روشنی، درجه آگاهی و میزان مسئولیتی‌ست که نسبت به رفتارها و تصمیم‌هایمان وجود دارد. در تلاش برای بالا بردن مرتبۀ آگاهی و تقویت حس مسئولیت در قبال مردم و میهن، ما الگوهای انسانی کم نداشته‌ایم. استاد احسان یارشاطر برای یادگیری و هدایت یک زندگانی اثرگذار و سرشار از حس مسئولیت، الگوی ارزشمندیست که در برابر وی سر تقدیر و سپاس نمی‌توان فرود نیاورد.

 

خواننده و «سیاست‌نامه» / در میدان کارزار بسط آگاهی ملی ـ بخش سوّم / فرخنده مدرّس

نوشتۀ محمد ایمانی هر چند اندیشۀ اروپایی بر محور دولت را در دوران جدیدِ چندین قرنۀ آن کم‌و بیش تصویر کرده است، اما آنجا که آن تصویر را «افق اندیشیدن» برای سیاست در ایران قرار می‌دهد، هیچ تأمل پژوهشی در بارۀ ویژگی‌های دولت و ملت در ایران و تاریخ این کشور ارائه نمی‌دهد. ما در زمینۀ تاریخ ایران و توضیح پدیداری ملت و دولت بر بستر این تاریخ و در شاخه‌ها و ارکان مختلف «نظام سُنت اندیشدن» آن، از این نویسنده پژوهشی در دست نداریم و هنوز نمی‌دانیم مبانی ایشان در ارزیابی از «مفهوم» دولت ملی در ایران و یا مشخصات «دولت ملی» در عصر مشروطه در همین کشور چه بوده و چه چیز آن شکست خورده و چه از آن مانده است؟

 

13‌                                                  ‌ ملت ایران و پیروزی‌های پیاپی

در فاصله‌ای نه چندان دراز، در این دو سال گذشته، این چندمین بار است که ما، پس از پشت سرگذاردن هفته‌ها التهاب و دلنگرانی، در همدلی با مردم میهن‌مان، زبان به اعلام شادمانی گشوده و دست به ارسال پیام شادباش خطاب به ملت ایران می‌بریم. از سرور و تهنیت به مناسبت نتایج موفقیت‌آمیز مذاکرات و حل صلح‌آمیز بحران هسته‌ای ایران با کشورهای قدرتمند جهان ـ ۱۳ فروردین ۱۳۹۴ـ هنوز سالی نگذشته که بار دیگر بادلی سرشار از شادی و امید پیروزی تازۀ ملت ایران را در انتخابات هفتم اسفند ماه ۱۳۹۴گرامی می‌داریم. انتخابات دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری به انجام رسید و در درجۀ نخست به مهمترین هدف از پیش تعیین شده خود، یعنی نشان دادن فقدان پایگاه مردمی بخش تندرو رژیم یا به عبارت درست‌تر عدم مشروعیت این بخش در اِعمال انحصار و استفادۀ نامشروع از نهادهای قدرت در کار شکنی علیه سیاست در خدمت مصالح و منافع کشور به پیروزی رسید و امید به هموار شدن مسیر اصلاحات و اجرای برنامه‌های دولت و رئیس جمهور حسن روحانی را در دل مردم ایران استحکام تازه‌ای بخشید. این پیروزی را به مردم ایران و طرفداران اصلاحات و حامی و حافظ رأی مردم و تابعان ارادۀ ملت ایران شادباش می‌گوییم.

جایگاه این پیروزی و مقام پر قدر این گام موفق مردم ایران را نه در آینۀ لیست نمایندگان و ترکیب و جناح‌بندهای آنها در دو مجلس باید نگریست و نه در ساختار حکومت اسلامی و ماهیت انتخاب در این نظام و نه در تصویرهای کلیشه‌ای از یک انتخابات آزاد که دیریست بر بحث‌های دسته‌هایی از مخالفین حکومت سایه ‌افکنده و سخنان آنان را همچون صفحات خشدار گوش‌آزار کرده است. در بارۀ هر یک از این موضوعات و در اثبات و ابطال هر یک از آنها سخن‌ها می‌توان گفت و به طول کلام افزود.

اما از بیان دو شگفتی و تحسین ناگفته نمی‌توان گذشت؛ نخست کیاست و فراست آن بخش از سران کشور که در عزم و اراده برای تغییر رویکردها و سیاست‌های حکومت اسلامی در کنار مردم ایستاده‌اند و به رغم همۀ تحمیلات و محدودیت‌ها توانستند در ترکیبی از هوشمندی و ایستادگی از عهدۀ بسیج و جلب اعتماد مردم و بیدار نگه داشتن شعلۀ امید و همچنین حفظ یکپارچگی صف پیکارگران انتخاباتی برآمده و آنان را تا انتهای موفقیت آمیز راه هدایت کنند.

و شگفتیِ ستایش‌انگیز و احترام‌آمیزِ دیگر، سخنان و پیام رأی‌دهندگانی‌ بود که در رسانه‌های گوناگون ایرانی و غیر ایرانی، طی مصاحبه‌های کوتاه و یا در رسانه‌های اینترنتی بازتاب یافته و به گوش‌ها می‌رسید؛ سخنان خردمندانۀ افرادی نه تنها از میان روشنفکران، سیاستمداران یا هنرمندان مشوق شرکت در انتخابات، بلکه ازمیان مردمان عادی، از آحاد ملتی که چنین خودآگاه به اهمیت حضور تعیین کننده و تأثیرگذارخویش در سیاست، در تسلطی بی‌مانند بر خواست‌ها و مطالبات خود و با ذهنی تحلیل‌گر و روشن در بارۀ ممکنات و محدودیت‌ها، با زبانی مستدل و شفاف، در پیش‌برد اهداف گام به گام و مرحله به مرحلۀ خویش و بی‌هیچ نشانی از تزلزل و خلل در پیکاری بدور از خشونت برای دستیابی به آزادی و مطالبات خویش در میدان کارزار حضور به هم رسانده و چنین موفق عمل نموده است.

خواننده و «سیاست‌نامه» / در میدان کارزار بسط آگاهی ملی ـ بخش دوم / فرخنده مدرس

‌با خواندن مقالۀ قوچانی، در درجۀ نخست، این پرسش در ذهن خواننده می‌نشیند که بنا بر کدام ویژگی باید این نوشته را متنی در «عرصۀ اندیشۀ سیاسی» به حساب آورد؟ کدام اندیشه؟ چه تفاوتی‌ست میان این نوشته و متون متداول کوشندگان سیاسی که هر روز نمونه‌اش در مطبوعات و رسانه‌های سیاسی به فراوانی دیده می‌شود و از دو مهارت نیز بیش از هر چیز دیگری برخوردارند: ۱ـ دسته‌بندی و تعیین «چپ» و «راست» خود و ۲ـ گرد آوردن و نسبت دادن هر آنچه نیکو به نظر می‌رسد به خویشتن

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر