…شصت‌وپنج سال مبارزه زن ایرانی / آیندگان شنبه ۱و ۲ آذر ۱۳۴۸ / داریوش همایون


ایران با انقلاب مشروطه از خواب گران چند قرنی برخاست. تکان تند انقلاب چنان بود که حتی زن ایرانی را نیز در پس نقاب و چادر سیاه و کنج حرمسرایش حرکتی داد. زنان برای نخستین بار فرصتی یافتند که با دنیای پهناور بیرون نیز آشنایی یابند.

سپاه مزدور بیگانه در خاک ایران

‌ ‌  ‌‌
‌‌ ‌از نظر ایرانیان، حضور هر نیروی نظامی بیگانه در خاک ایران، تنها و تنها، نشانۀ نقض حاکمیت ملی و زیرپا گذاشتن استقلال کشور است و این ملت چنین سرافکندگی بزرگی را برنمی‌تابد.‌ ‌
‌ ‌

خلط میان «اندیشه ایرانشهری» و «نظریه ایرانشهری» / مصطفی نصیری

‌ ‌
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که نظریه ایرانشهری عبارت از تداوم نوع اندیشیدن ایرانی در آگاهی ملیت ایرانی به تمایز خود با دیگر قومیت‌ها ـ بویژه عربیت ـ و فهم و ایضاح منطق گفتاری آن در ادوار مختلف تاریخی است.
‌ ‌

«پروژۀ فکری» دکتر فیرحی تخته بند اسلام‌گرایی‌ست! / فرخنده مدرّس

برای ملتی که از دیرباز آرزوی تأسیس نظام و نهادی را داشته است که، به اعتبار فهم امروزی او، می‌بایستی در حوزۀ بیرونی از مصلحت عالی کشور و ملت دفاع و در مناسبات درونی‌ از حقوق مردم و خیر عمومی پیروی کند، آیا وضعیت چنین کشوری، امروز، وضعیت شکست نیست که، در آن، از بلندگوهای دانشگاهِ ملتش و از کرسی‌های رسمی «دولتش» و از انبوه رسانه‌‌های کشورش، ندا سر داده می‌شود: «ایرانشهری مرده است»، «مصلحت» ـ به انضمام مصلحت ایرانشهر ـ دیگر «مدرن نیست»، «مفهومی‌ست اشراب شده با سنت» و «اصلاً مدرن نیست»!؟
‌ ‌

دیانت و سیاست در اندیشه اسپینوزا / دکتر جواد طباطبایی

برابر حقوق طبیعی، آزادی اندیشه عالی‌ترین حقّی است که فرد دارد و هیچ دولتی نیز نمی‌تواند آن را از او سلب کند و مردم را وادار کند که مطابق فرمان دولت بیندیشند. خشن‌ترین دولت‌ها آن است که «آزادی گفتن و آموختن» چیزهایی را که مردم می‌اندیشند از آنان سلب کند، اما دولت بسامان آن است که این آزادی را برای همگان تضمین می‌کند‌.
‌ ‌

کار مُلک است آن‌که تدبیر و تأمل بایدش / مصطفی نصیری

کشورهای دارای تاریخ طولانی، دارای تکوین‌های طبیعی طولانی نیز در همه زمینه‌ها هستند که دست بردن در آن تکوین‌ها امری «ضد توسعه» محسوب می‌شود، حتی اگر با نام توسعه اتفاق افتاده باشد. یکی از نمونه‌های بارز «دست یازیدن در نظام طبیعی» و یا «تخریب با نام توسعه» پر کردن «مسیل» تنگ الله‌اکبر شیراز و تبدیل آن به پارک ـ بلوار توسط یکی از شهرداران این شهر در گذشته نزدیک بدون پیش‌بینی مجرایی جایگزین برای تخلیه آب‌های سطحی با دبی بالا است.
‌ ‌

اهمیت وظائف تاریخی و بزرگی رضاشاه / گفتگوی فرخنده مدرس با داریوش همایون

رضاشاه در آغاز سواد مختصری داشت که با خواندن کتاب‌ها در ساعاتی که از خواب خود می‌زد بر آن افزود. او بیشتر تاریخ می‌خواند که برای سیاستگر و دولتمرد از بایست‌هاست. بقیه‌اش را هوش تند، انرژی بی‌پایان و تجربه دست اول از جامعه در همه گوشه‌های آن به او داد. دانش و سواد او از گونه امثال رهبران نهضت آزادی یا سنجابی‌ها و حسیبی‌ها، همه دکتر و مهندس، نبود. ولی در تحلیل موقعیت و انگشت گذاشتن بر قلب مشکل و شناخت اولویت‌ها مانندی نداشت. پترکبیر هم در دانشگاه‌ها درس نخواند و سال‌هایش در اروپای باختری به کارگری و کارآموزی پیشه‌های گوناگون، از جمله کشتی‌سازی در هلند، سپری شد. مانند همه شخصیت‌های تاریخی او «دید»ی visio داشت که انسان را به اندازه ماموریتی که برای خود قرار داه است می‌رساند. رویائی برای ایران داشت که نیروهائی ناشناخته را در جامعه و پیش از همه در روان خود او برانگیخت و از مرز ممکنات (تا آن لحظه) فرا‌تر برد.
‌ ‌

به یاد دکتر طباطبایی که نوروز امسال از عیدانه او محرومیم.

‌ ‌
به یاد دکتر طباطبایی که نوروز امسال از عیدانه او محرومیم.‌ ‌
(کاش ما را دو مانی بود، یکی همواره پیش ما می‌ماند، دیگری به سفر می‌رفت)‌ ‌‌ ‌
‌ ‌

نوروز آمد، نوروز آمد‌ ‌
نوروز، پیروز آمد.‌ ‌
و مردم ایران، زن و مرد، پیر و جوان، در جای جای این سرزمین کهن، در مام میهن این جشن جاویدان، این خجسته روزِ ماندگار از روزهای پیش، پایکوبان و شادمان به پیشبازش شتافتند، بیقرارتر و پرشورتر از همیشه!‌ ‌
نوروزتان فرخنده و پاینده و استوار باد!‌ ‌

از جدال با اسلام‌گرایی گریزی نیست / فرخنده مدرّس

و اما این که از نظر دکتر فیرحی، خواجه، به دلیل تعلق مذهبی به جماعتی از اهل سنت، نمی‌توانسته با اندیشۀ ایرانشهری و فلسفۀ سیاسی دوران باستان ایران نسبتی داشته باشد، در واقع از دیدگاهی برمی‌خیزد، که جدایی دین از سیاست و اسلام از حکومت را ناممکن می‌داند. بنابراین برای دکتر فیرحی که از پیروان سرسخت تداخل و درهم‌آمیزی دین و سیاست و طرفدار اسلام سیاسی‌ست، طبیعی‌ست که راز شگفت‌آور جدایی و استقلال اندیشه و عمل سیاسی خواجه از باور دینی و ایمان مذهبی‌اش همچنان سر به مُهر بماند.

گفتمان، قدرت، حاکمیت (اشکال از سروش نیست اشکال از متوهمان است) / فرهاد قناعتگر

شما نمی‌توانید دلسوز اسلام باشید و در عین حال از رضا شاه هم دفاع کنید. اما اگر ایران را به مثابه یک موجودیت تاریخی در نظر بگیرید که سنت‌های دانش در آن و سبک زندگی مردم رو به انحطاط می‌‌رفت و در این زمان رضا شاهی آمد و برای ایرانیان اندک احترامی آورد در آن صورت قضاوتتان نسبت به او تعیین می‌‌شود. پیش از رضا شاه اسلام همه جا حاضر بود در تمام شئون اجتماعی و خصوصی ایرانیان داور و حَکَم نهایی اسلام بود، با یک فتوای میرزای شیرازی قلیان‌ها در حرم شاه شکسته می‌‌شد. مردم با اسلام فکر می‌‌کردند و با اسلام عمل می‌‌کردند. دانش‌ها همه اسلامی بود. با قدرتگیری رضا شاه اسلام جایگاه خود را از دست داد. توقع نداشته باشید که یک اسلامگرا از پهلوی‌ها خوب بگوید.

هر فرد، یک رسانه شعار است / گفت ‏و گوی سازندگی با سیروس علی‌‏نژاد

‌دولت باید برای وجود خبرنگار ارزش قائل باشد و برای تربیت خبرنگار هزینه کند و فکر نکند که این خبرنگار، خبرنگار من نیست. خبرنگار باید برای مملکت تربیت شود نه برای دولت. ما صد و ده، بیست سال است که از نفت تغذیه می‌کنیم اما یک خبرنگار نفت در سطح جهانی نداریم. وزارت نفت به این عظمت هرگز فکر نکرده است که برای تربیت یک خبرنگار نفت در سطح جهانی هزینه کند. یک نفر را بفرستد خارج درس بخواند و خبرنگار نفت شود. به وزارت نفت هم کاری نداشته باشد. وزارت نفت فقط پول بدهد که تربیت شود. کسانی که در سطح بالای مملکت هستند باید به این قائل باشند که ما باید آدم تربیت کنیم به عنوان خبرنگار، خبرنگاری که مو را از ماست بکشد ولی گفتن این حرف‌ها اینجا چه فایده‌ای دارد؟!
‌ ‌

غیبت مفهوم ایران در پروژه فیرحی / روح الله اسلامی

‌ ‌
قرائت ساده و تقلیل‌گرای دکتر فیرحی هویت و اندیشه ایران را نشانه رفته است و به اسم گفت‌وگو، دموکراسی، حزب‌گرایی، چرخش نخبگان و واژگان مدرن، سنت ایران را نفی می‌کند. ‌ ‌
ایران همین جایی است که ایستاده‌ایم و کتاب‌های علمی تاریخی، نسخه‏‌های اندیشه‏‌ای عهد باستان و بناها و آثار و کتیبه‌هایی که هر روز هم بر کشفیات آن افزوده می‏‌گردد جای هیچ گونه انکار و نفی را باقی نمی‏‌گذارد.

تجدید مطلعی در معنای ملّت و میهن و دفاع از آن / دلِ ایرانشهر / دکتر جواد طباطبایی

وحدت ملّی ایرانشهر از همان آغازِ تاریخِ آن امری طبیعی بود. ایرانیان میهنی را برای ملّتِ واحد متکثر ایجاد کردند و همۀ اقوام متنوعی که به تدریج به آن مهاجرت کردند و در آن ساکن شدندْ فرهنگ ایرانی را پذیرفتند، به زبان فارسی سخن گفتند و آن را ترویج کردند. بدین سان، ایرانشهر، پیوسته، بیشتر از آن‌که سرزمین اقوام مهاجری باشد که هر یک زبان و فرهنگ خود را بر آن تحمیل کردند، میهن همۀ اقوامی بود که به درجات متفاوتی ایرانی شده بودند. از این‌رو، می‌گویم که ایرانیان پیش از آن‌که مفهوم ملّت در معنای جدید آن ظاهر شود ملّت شده و دولتِ ملّی خود را تأسیس کرده بودند.

فصل مشترک سخنان دکترداود فیرحی با گرایش‌های ایران‌ستیز / فرخنده مدرّس

‌ ‌
بستن ناروا و سخنان بی‌پایه به اندیشۀ دکترطباطبایی، و جرمی سنگین‌تر از آن، یعنی هجمه، تبلیغات بی‌‌پایه و مسموم، به قصد منکوب ذهنیت ایرانی نسبت به خود، که ظاهراً این ذهنیت همچون خاری در روان اسلامی‌ نشسته و موجب رنج آن است، به باور ما، پایانی ندارد، به مصداق این سروده:‌ ‌
‌ ‌چو اندر تبارش بزرگی نبود / نیارست نام بزرگان شنود
‌ ‌

پیامدهای انقلاب و مسئولیت «ما» / فرخنده مدرّس

هر عمل اجتماعی در حوزه سیاست، مسئولیت پیامدها را نیز با خود و در خود حمل می‌کند.  جداکردن یک عمل اجتماعی از نتایج و پیامدها، ستودن آن عمل و بی‌اعتنایی در قبال پیامدها، دلالت بر فقدان حس مسئولیت است که ضخیم‌ترین پوستۀ بی‌اخلاقی آن بر چهرۀ کسانی نمودار می‌باشد که از وقوع انقلاب و از شرکت خود در آن همچنان احساس سربلندی و رضایت می‌نمایند، اما سهم خود و نقش خود در پیامدها و سرچشمۀ جوشان کاستی‌‌ها، آسیب‌ها و ناروایی‌های ناشی از آرمان‌ها و ایدئولوژی‌های آن انقلاب و تداوم چهل‌سالۀ آن، نادیده گرفته و از خود سلب مسئولیت می‌کنند.
‌ ‌

خطر رخنه‌ اساسی در ارکان وحدت ملّی تاریخی / دکتر جواد طباطبایی

بی‌اعتنایی به مبانی وحدت ایرانشهر، که از پیامدهای فهم ایدئولوژیکی اسلام در دهۀ پنجاه خورشیدی است، موجب شده است که خدشه‌ای در ارکان وحدت ملّی ایرانشهر وارد شود و بیم آن می‌رود که اگر این راه دنبال شود بر وحدت سرزمینی آن آسیب‌هایی وارد شود. اگر این مقدمات من در توضیح بینان وحدت ملّی ایران درست باشد، می‌توانم این نتیجۀ موقتی را برای وضع کنونی بگیرم که بر اثر آسیب‌هایی که در دهه‌های اخیر بر بنیان وحدت ایران وارد شده، این خطر وجود دارد که رخنه‌ای اساسی در ارکان وحدت ملّی تاریخی بیفتد. کشورهایی که نتوانسته‌اند در گذر تاریخ خود فرهنگی فراگیر ایجاد کنند، دو خطرِ تنش‌های قومی و آئینی، وحدت آن‌ها را تهدید می‌کند.
‌ ‌

پایه‌های حکومت اسلامی بر فرهنگ غارت و مصادره / گفتگوی فرخنده مدرس با حشمت رئیسی

‌ ‌
از مشخصه‌های یک بحث مؤثر و مفید، در بررسی و بازنگری حوادث اجتماعی و تاریخی، گسترده‌تر کردن میدان دید و گشایش زوایای جدیدتری در بررسی آن حوادث است. بی‌تردید اگر خوانندگان تلاش با چنین محکی گفتگوی ما با حشمت رئیسی را مورد توجه قرار دهند، به‌ما حق خواهند داد که از نتایج این گفتگو پرراضی باشیم.
‌‌ ‌

« نوشته‌های قدیمی‌تر