انتلکتوئل ایرانی در برابر “وضعیت“ کشورش / داریوش همایون

انتلکتوئل امروز در عصر توده‌ها، “طغیان توده‌ها“، توانائی‌ها و وظیفه بزرگ‌تری در راهنمائی جامعه‌ها بر راه درست دارد. وزنه او اگر بر ترازوی عمل سیاسی نهاده شود سنگینی بیشتری خواهد داشت. او بیش از هر زمان می‌تواند نه تنها کوتاهی‌ها و پلیدی‌های جهان را نشان دهد بلکه از کمک به دگرگون کردن آن نیز برآید. مردم در همه‌جا نشان داده‌اند که سخن انتلکتوئل را جدی می‌گیرند. اگر او بر سر امری بایستد مردم از سرگردانی به در می‌آیند و چه بسا کارهای بزرگ از پیش می‌رود. شاید به همین ملاحظات بود که هامرشولد، بهترین دبیرکلی که سازمان ملل متحد به خود دیده است، در دهه شصت سده پیش گفت سیاست عبادت عصر ماست؛ همان که سعدی گفت: عبادت بجز خدمت خلق نیست.
‌ ‌

مروری بر انقلاب ۵۷ به نیازهای امروز برای مبارزات / حجت کلاشی

‌ ‌
در این برنامه حجت کلاشی، کنشگر و پژوهشگر سیاسی، ضمن مروری بر انقلاب ۵۷ به نیازهای امروز برای مبارزات می‌پردازد.

دیوانسالاری ایرانی و اندیشۀ سیاسی ـ دیوانیِ ایران / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با بابک مینا

دستاورد مهم اندیشهٔ ایرانشهری همین ارزش افزوده بر شریعت است که فضایی اینجهانی را برای سیاست می‌گشاید، بی آنکه بخواهم بگویم سیاست را سکولار می‌کند. همین خردِ دیوان‌سالارانه است که در آریستوکراسی ایرانی با فراز و نشیب‌های بسیار دوام داشته است؛ اگر چه کم و زیاد آن را باید متن به متن بررسی کرد و به سختی می‌شود حکمی کلی دربارهٔ تمام متون صادر کرد. ولی به طور کلی آنجا که روح متن بر استقلال هنر حکومت‌داری بر شریعت تأکید می‌کند، می‌توانیم بگوییم با اندیشه سیاسی ایرانشهری مواجهیم.

بخت‌بلند ما، دکتر جواد طباطبایی / فرخنده مدرّس

‌ ‌

به باور ما این از اقبال بلند ایران است که در شرایط دشوار کنونی میهن، در قطب دفاع از ایران اندیشمندی همچون دکتر طباطبایی ایستاده است و انگشت هشدار و خطاب خود را به‌سوی رژیم اسلامی گرفته است. اما مردمانی که نتوانند قدر و مقام بخت خویش را بشناسند، مردمانی بی‌معیار و محک‌ و تجربه‌نیاموخته‌‌اند. کسانی که از تجربه‌ها نمی‌آموزند، حکم بی‌خردی و جهالت خود را صادر می‌کنند.
‌ ‌

بازگشت به مشروطه؛ چرا و چگونه؟ / گفتگوی علیرضا کیانی با حجت کلاشی / نقل از: نشریۀ فریدون

علیرضا کیانی: شاید از همان ماه‌های آغازین سرنگونی پادشاهی مشروطه در ایران در بهمن ۱۳۵۷، ایده‌ی بازگشت به مشروطه در ذهن مشروطه‌خواهان ریشه دوانیده باشد. اندیشه‌ای که سال‌ها زیر سایه گفتمان ۵۷ قرار داشت ولی اکنون با توجه به تحولات میدانی در ایران از دی ۹۶ تاکنون، چند سالی است که به مثابه‌ی ایده‌ای قدرتمند، از بازیگران اصلی رقابت فکری ـ سیاسی در سپهر سیاست ایرانی است. این ایده عمری دراز دارد ولی بیشترین حامیان آن از جوانان هستند. حجت کلاشی که در قالب سیاسی هنوز یک جوان محسوب می‌شود از سرسخت‌ترین حامیان این ایده است. پادشاهی‌خواه است و در جایگاه یک پادشاهی‌خواه، می‌گوید که براندازی برای نیل به مقصود مفهومی کامل نیست و آنچه براندازی را به غایت مطلوب می‌رساند بازگشت به مشروطه است و این ایده را براندازانه‌تر از هر ایده دیگری می‌داند. حجت کلاشی زاده اردبیل است و به تازگی ۴۰ سالگی را پشت‌سر گذاشته. دعوت «فریدون» را صمیمانه پذیرفت. با او به بررسی ابعاد فکری و سیاسی مفهوم «بازگشت به مشروطه» پرداختیم
‌ ‌

فهرست آثار جواد طباطبایی

بعضی ویراست‌ها در متن کتب منتشره ذکر نشده‌است؛ در هر حال انتشارات مینوی خرد که ناشر اختصاصی آثار طباطبایی‌است کتاب‌ها را با آخرین ویراست‌ها منتشر می‌کند.

تفاوت میان دین و نگرش دینی / داریوش همایون

هر انسانی می‌باید بتواند خود را از محدودیت زایش و پیرامون و فرهنگ بالا‌تر بکشد. جامعه‌های مسیحی توانستند بر قرون وسطای خود، بر کلیسا و تفتیش عقاید و جزم مذهبی، بر ارسطوی جامه کلیسائی پوشیده، چیره ‌شوند زیرا لوتر به آنان آموخت که به بنیاد، به خود مسیح، باز گردند. بازگشت به بنیاد، چنانکه می‌بینیم، در همه مذاهب به چنان نتیجه‌ای نمی‌انجامد. با این مقدمات آیا می‌باید نا امید ‌شد یا چاره را در ریشه کن کردن اسلام دید، چنانکه دلخواه پاره‌ای به جان آمدگان است که هر زمان از یک سر بام می‌افتند؟ ما نه نیاز به در آوردن ایران به مسیحیت داریم نه بازگشت به ایران زرتشتی. برای رسیدن به پاسخ درست‌تر می‌توان به تفاوت میان دین و نگرش دینی نگریست.

زبان فارسی و تاریخ ایران بازیچه‌ای در دست استادان / دکترجواد طباطبایی / بخش پایانی

واپسین فصل، که خود نویسنده به عنوان حُسن ختام بر این مجموعه مقاله‌ها افزوده، آیتی در فارسی‌دانی و فارسی‌نویسی است که نظایر اندکی در نوشته‌های فارسی دارد. اگر سخن نویسنده را بپذیریم که همۀ متن کتاب را خود او بازبینی کرده تا «خطاها و ابهامات» اثر را کمتر کند می‌توان گفت نویسنده نه تنها موفق نبوده، بلکه سطح دانش خود را نیز لو داده است. این‌جا من تنها به غلط‌ها و اشتباه‌های صوری اشاره می‌کنم و وارد بحث اصلی نمی‌شوم.

دکترسیروس آموزگار روزنامه‌نگار برجسته و یار و یاور داریوش همایون درگذشت!

با کمال تاسف دکترسیروس آموزگار روزنامه‌نگار برجسته و یار و یاور داریوش همایون در روزنامه آیندگان، روز سه‌شنبه در ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. دکتر سیروس آموزگار نه تنها با داریوش همایون سال‌ها همکار بود و با او دوستی نزدیک و بسیار طولانی داشت بلکه با نگاهی بسیار نافذ و مهربانانه بهتر از هرکس دیگر همایون را می‌شناخت و آن شناخت را در اختیار دیگران نیز قرار می‌داد.‌ ‌
‌درگذشت دکتر سیروس آموزگار را به خانواده ایشان و همه ایراندوستان تسلیت می گوئیم.

زبان فارسی و تاریخ ایران بازیچه‌ای در دست استادان / دکترجواد طباطبایی

این توضیح مقدماتی را از این حیث آوردم بگویم نباید اجازه داد، در کنار جبهۀ داخلی تخریب زبان فارسی و یاوه‌سرایی دربارۀ تاریخ ایران، که همۀ دانشگاه‌های ایران کانون آن است، چنان‌که اقبال به کتاب آبراهامیان در همۀ سطوح تحصیلات دانشگاهی نشان می‌دهد، جبهۀ دیگری نیز در خارج از کشور باز شود. یک نمونه از فرآورده‌های این جبهۀ خارج مجموعه مقاله‌هایی با عنوان عهد قاجار و سودای فرنگ است که من در این‌جا اشاره‌هایی به برخی از اشکالات آن می‌آورم.

پاسخ دکتر حکمت‌اله ملاصالحی به اظهارات ضرغامی

پاسخ دکتر حکمت‌اله ملاصالحی (استاد تمام باستان‌شناسی) به اظهارات ضرغامی

آقای وزیر ناباستان‌شناسِ میراث‌ناشناش! قامت فکر شما کوتاه‌تر از آنست که قامت بلند تاریخ و فرهنگ ملتی پُرمایه، دیرینه و دیرپا چونان ایران را ببیند و بفهمد و بتواند نقدش کند. آنها که شما را از صغارت به وزارت برکشیده‌اند و بر کرسی رفیع وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نشانده‌اند نیز آدم‌هایی از جنس شما و مثل شما هستند و در حد و اندازه قامت کوتاه و چشم احول بین شما. اگر اندکی فروغ انسانیت، عدالت، انصاف و حسی از آزادگی در جانتان فروزان و در وجدانتان بیدار بود؛ از کرسی رفیعی که غاصبانه بر آن تکیه زده‌اید برمی‌خاستید تا به انسان‌هایی مسئولیت سنگین و خطیرش سپرده شود که از زبده‌ترین و با تجربه‌ترین فرهنگ‌شناسان و سنگربانان و میراثداران و باستان‌شناسان خاک خورده کشورند و سال‌های متمادی از عمر و اندیشه خود را به پای روشن کردن برگی از تاریخ و فرهنگ مُلک و ملتشان در بیابان هزینه کرده‌اند و ریخته‌اند و سال‌ها زیر سقف دانشگاه‌ها زانوی آموختن بر زمین طلبگی فروکوفته‌اند.
بروید کارنامه درخشان علمی و پژوهشی و آموزشی این فرزندان هوشمند و دانای تاریخ و باستان‌شناس مُلک و ملت ما را جستجو کنید و شرم بدارید از کارنامه تهی و صفر دانش و دانایی خود! ستمکارترین مردم آن کسانند که بر مقام و کرسی رفیعی تکیه بزنند که شایسته و لایق آن مقام نیستند. اینان غاصبانند و سارقان حقوق و حدود آن کسان که شایسته و بایسته چنین مقام و کرسی رفیعی هستند؛ نه شما که دست و دامن فکر و دانش و دانایی‌تان تهی است و کارنامه زندگی‌تان از این منظر صفر و مردود. شما کاسه شکسته سرد‌تر از آش هستید!!
جامعه ما فرهنگ و زندگی و روان و رفتار و اقتصاد و معیشت مردم ما بی بودِ آدم‌های عهد عتیق، چونان شما که بیگانه با تحولات دنیای مدرن هستند و نامعاصر و غریبه با فرهنگ و آداب و ادب و مقتضیات و ملزومات یکی از پیچیده‌ترین تمدن‌ها در تاریخ بشر هم ایمن‌تر است هم مصون‌تر از مخاطرات و دشمنان درون و بیرون مرزها.
‌ ‌
به تعبیر حضرت مولوی در مثنوی:
‌ ‌
سر ز شکر دین از آن برتافتی
کز پدر میراث مفتش یافتی
مرد میراثی چه داند قدر مال
رستمی جان کند و‌ مجان یافت زال
‌ ‌
حکمت‌اله ملاصالحی، دانشگاه تهران: ۳/۸/۱۴۰۰ هجری خورشید.
‌ ‌
نقل از: بنیاد ایران شناسی آپادانا / Apada a I a ology Fou da io | Facebook

راهنمای جویندگی و آموزگار پرسیدن از میان ما رفت!

راهنمای جویندگی و آموزگار پرسیدن از میان ما رفت!
درگذشت آرامش دوستدار موجب تأسف و اندوه‌مان است، اندوه قلبی از درگذشت شخصیت ارجمندی که فقدانش بار سنگینی‌ست بر حس وظیفه و مسئولیت جامعه‌ای که ذیل آموزه‌های وی به تدریج می‌آموزد که در نگاه به خود و خسران‌های خلجان‌آور خویش هر روز بی‌قرارتر و ناآرام‌تر شود. میراث سترگ او، هرگز نهراسیدن از به ژرفا بردن نگاه نقد به خود و جهان خویش بود. امیدواریم که جامعۀ اهل نظر و دوستدارانِ آرامش دوستدار میراث‌داران شایستۀ این اندیشمند هم‌روزگار خود بوده و نسل‌های آیندۀ وی، بیاموزند و در مسیر پرسندگی و جویندگی، که آرزوی بزرگ وی برای ایرانیان بود، پایدار گام بردارند.

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت «روز کوروش بزرگ»

گرامی‌داشت یاد و نام کوروش نه تنها یادآور ویژگی‌های نیک مدنی و اخلاقی ایرانیان است، بلکه کمک می‌کند که بدانیم ما به عنوان ملت ایران چگونه ایرانی را می‌خواهیم: ایرانی سربلند، یکپارچه و متحد، متشکل از اقوام و مذاهب و باورهای گوناگون، و البته آراسته به ویژگی‌های ستوده‌ی دوران مدرن هم‌چون دموکراسی و سکولاریسم.

برگزیده از سخنان داریوش همایون

شما وقتی فرهنگ ایرانی می‌گویید، باید بگویید منظورتان چیست. این فرهنگی که من می‌گویم ما را به زمین زد، این فرهنگ اسلام سیاسی است. اسلام رادیکال است که از شگفتی‌های روزگار مارکسیست‌ها را هم زیر دامن خودش آورد. آتئیست‌ها را هم زیر دامن خودش آورد. این ما را زمین زد. ولی فرهنگ ایرانی فقط مذهب نیست. فقط آخوند نیست. مذهبی که ما داریم فولکلور مذهبی است. این دین نیست حقیقتاً. وقتی شما ده هزار تا امامزاده در مملکت دارید که همه صاحب معجزه‌اند، این دین نیست و هیچ جای دین ربطی به این حرف‌ها ندارد. آن فولکلور مذهبی ما را به زمین زد. و این فولکلور مذهبی گوشه فاسد فرهنگ ما است. فرهنگ ایرانی خیلی فرهنگ وسیعی است و خیلی چیزهای خوب دارد. من اتفاقاً جزو کسانی هستم که خیلی رگه‌های امروزی در تاریخ و فرهنگ خودمان پیداکرده‌اند. که اسباب شگفتی است و حقیقتاً ما یکی از آغازکنندگان اندیشه لیبرال هستیم در دنیا. اصلاً فکر نمی‌کردم که ایران سنت لیبرال داشته باشد. اولین ملتی که یک پایه سنت لیبرال را گذاشته است ایرانی‌ها هستند برای اینکه مسئولیت فرد را شناخته. تنها ملتی که در آن زمان فرد انسانی نه فقط مسئول خودش است بلکه مسئول جهان و هستی و همه چیست، ایرانی‌ها هستند. خب، وقتی شما مسئولیت را قبول می‌کنید، انسان را مسئول جهان هستی می‌دانید ناگزیر هم باید حقی برایش قائل بشوید. و قائل شده بودند. این گل نوشته‌های تخت جمشید که تازه دارند ترجمه می‌کنند، متأسفانه دو سه هزار تا بیشتر ترجمه نشده، درحالی‌که سی هزار تا است، خب نشان می‌دهد که چقدر آزادمنشانه رفتار می‌کردند با مردم. هیچ‌کس برده نبود، حقوق می‌دادند به کارگر‌ها، به زن‌های باردار چهار ماه پیش و چهار ماه بعد حقوق می‌دادند، خانم‌ها رئیس بودند، صاحب‌کار بودند، یک هم‌چین تمدنی بوده. در نتیجه ما از آغازکنندگان سنت لیبرال هستیم. خب یونانی‌ها هم آزادی‌اش را آوردند. این است که خیلی چیزهای درخشانی هست در فرهنگ ما. بله، آنچه ما را در سال ۱۳۵۷ زمین زد فرهنگ و آن فولکلور مذهبی بود که بخشی از فرهنگ ما است.

نقد کتاب ایران بین دو انقلاب: / جواد طباطبایی

این‌که ایران، مانند هر کشور دیگری، دشمنانی دارد امری بدیهی است، اما این‌که همۀ دشمنان خارجی ــ یا مقیم خارج ــ نمایندگانی نیز در داخل دارند که شمار اینان از عدد آنان نیز بیشتر است جای شگفتی دارد. در نخستین نگاه، احتمال دارد این ادعا، مانند برخی دیگر از ادعاهای نگارندۀ این سطور، سخن گزافی به نظر آید. در این یادداشت کوتاه به یک نمونۀ جالب توجه و سخت اسفناک اشاره می‌کنم و می‌خواهم بگویم که در مواردی برخی از دشمنان این کشور نمایندگانی دارند که آمیب‌وار تکثیر و پخش می‌شوند و، آگاهانه یا ناآگاهانه، تیشه به ریشه انسجام و وحدت ملّی می‌زنند.

آن‌که تاریخ می‌داند و آن‌که نمی‌داند / جواد طباطبایی

کمتر کشوری در جهان متمدن وجود دارد که کارگزاران بلندپایۀ آن به اندازۀ فرمانروایان ایران از تاریخ کشور خود بیگانه و از آن نفور باشند. البته، این تنها یکی از فضیلت‌های ملّی ماست و انحصار به فرمانروایان نیز ندارد. در این کشور، دیواری کوتاه‌تر از تاریخ ایران وجود ندارد، اما آن‌چه در این مسابقۀ رمی جَمَرات به دیوار کوتاه ایران مغفول می‌ماند این است که «در زمانه‌ای که سنگ فتنه از آسمان بر سر این کشور و مردم آن می‌بارد»، آن ریزه‌سنگ‌ها به تخته‌سنگ‌هایی تبدیل می‌شوند و بر سر همین کشور و مردم آن فرومی‌ریزند.

نکته‌ای در رثای بنی‌صدر / جواد طباطبایی

‌‌ ‌
‌ ‌
با تجربه‌های تلخی که بشر امروز به بهای گزافی کسب کرده می‌دانیم که «راه جهنم با حُسن نیّت‌ها سنگ فرش شده است!» این حُسن نیّت‌ها از انسان‌های خوب و شریف صادر می‌شود و گرنه خبایث، برحسب تعریف، خبیث‌اند و تبهکار! به این اعتبار می‌توان گفت که بنی صدر مردی شریف و درستکار بود.
‌ ‌

تفاوت بنیادینِ انقلاب مشروطه با انقلابی‌گری ایدئولوژیک / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با حجت کلاشی

همراه با خیزش موج مشروطه‌‌خواهی‌،‌ در دوره‌‌ی ناصری‌،‌ ایرانیان از راه آشنایی بیشتر با تحولات فرانسه ـ آشنایی با انقلاب و تاریخ فرانسه از پیشتر و قبل از دوره ناصری آغاز شده بود ـ و سپس آگاهی از کمون پاریس با شکل دیگری از انقلاب آشنا شدند‌؛‌ و البته بعدها فدایی‌‌ها و مجاهدین قفقازی نوع روسی آن را هم با خود آوردند. از این پس رفته رفته ،انقلاب اصالت دارد و اصلِ اصالتِ انقلاب، بر افکارِ بسیاری حاکم می‌‌شود‌؛‌ در نظر اینها انقلابْ همان تکامل است و ارزش در ذات آن نشسته و آن چه ارزشمند است؛ انقلابی ست و انقلابْ خود، خالق ارزش و زیبایی ست. پس دو دیدگاه دربارهٔ انقلاب، یکی برگرفته از ارزش‌‌های انقلاب مشروطه و دومی تحت تأثیر انقلاب‌‌های فرانسه و روسیه در برابر هم قرار گرفتند در دیدگاه نخست انقلاب در مبانی حکم‌‌رانی با هدف تأمین خیر عمومی و اعاده‌‌ی عظمت و قدرت دولت و ملت ایران دنبال می‌‌شد اما در دیدگاه دوم، انقلاب به ذات خود ارزش بود و جبری تاریخی آنرا پیش می برد و بخشی از دفتر انقلابِ جهانی بود. این دو اندیشه مانند دو الهه در میدان عمل به مصاف هم رفتند و ظهور جریانهای انقلابی مالیخولیایی ریز و درشت و انقلاب ۵۷ و آشفتگی‌‌ها و فجایع پس از آن محصول چیرگی دومی بر اولی است که البته به نظر من این پیکار ادامه دارد و پیروزی دیدگاه دوم در سال ۵۷ صرفاً پرده‌‌ای از این جدال بوده است.

« نوشته‌های قدیمی‌تر