ایران را چرا باید دوست داشت / محمدعلی فروغی

آخرین عقیده‌ای که می‌خواهم اظهار کنم این است که چون وطن‌پرستی و ملت دوستی البته لوازمی دارد که هر کس باید به قدر و قوه به آن قیام نماید در نظر من نخستین لوازم آن این است که شخص در ادای آن وظایف انسانیت که موجب عزت و حرمت ملتش می‌شود کوتاهی ننماید، و اگر استعدادش در انجام این وظیفه سرشار نباشد لااقل در تجلیل و تکریم کسانی که استعداد را داشته و بکار انداخته‌اند بکوشد.

باید هوشیار بود! / علی کشگر

باید هوشیار بود!
‌ ‌
آزادی، دمکراسی و حقوق بشر، اجزاء بهم پیوسته‌ای از یک نظام ارزشی هستند که استقرار و نهادینه کردن آن هدفی است که امروز دختران و پسران، زنان و مردان در سراسر ایران، دستیابی آنها را در دستور کار خود قرار داده‌ و کوشش می‌کنند ایران را دوباره در جایگاه شایسته در جهانِ امروز قرار دهند.
آنچه در رسیدن به اهداف فوق باید مورد توجهِ همۀ ایرانیان قرار گیرد، این است که ارزشهای فوق که سازنده ایران فردا خواهند بود، بر محور اصل اساسی یعنی، حفظ هستی و بقای سرزمین ایران و ملت یکپارچه آن معنا می‌یابد و ایران بعنوان یک ملت و یک دولت و یک کشور محور این گردونه و موضوعیت دهنده و معنا بخش در این راستا خواهد بود.
متاسفانه به نظر می‌رسد بعضی افراد و سازمانهای جدائی‌طلب یکی از موانع اصلی بر سر راه خیزش ملت ایران در براندازی رژیم اسلامی اُمت‌گرا و پس گرفتن ایران برای تحقق آزادی و حقوق برابر همۀ ایرانیان می‌باشند. این افراد و سازمانها با اهداف تجزیه‌طلبانه و پاره کردن ملت ایران به چند ملت قومی ـ زبانی، خیزش یکپارچه ملت ایران را از مسیر اصلی آن منحرف کرده و عملا آب به آسیاب جمهوری اسلامی می‌ریزند.

سخنان حجت کلاشی در کانال یک / سوّم آذر ۱۴۰۱
یک توضیح / جواد طباطبایی

من می‌دانم که جاه‌طلبی برخی از این بانوان مانند طاعون است که – به تعبیر زیبای یک رجل سیاسی ایتالیایی – تنها می‌توان از آن فرار کرد. این یادداشت ناچیز را برای جوانان وطن می‌نویسم که بدانند کسانی که «آدم‌های خنده‌دار» دست آنان را می‌گیرند و در دست مکرون می‌گذارند، شاید، هدف‌هایی را دنبال کنند که جوان ایرانی را از چاله درآورد و در چاه بیفکند!

سازمانهای تجزیه طلب و افرادی چون خانم حکاکیان باید بدانند؛ همانگونه که برای تمامی ملتهای جهان حفظ و بقای سرزمینشان اصل اساسی و تعیین کننده منافع ملی آنهاست، برای ملت ایران نیز حفظ و بقای سرزمین ایران مبنای انتخاب راهکارها و تاکتیک ها می باشد. ملت ایران و نیروهای آزادیخواه و دمکرات ایران هر چند سرسختانه در مبارزه با جمهوری اسلامی واپسگرا و ارتجاعی هستند اما حاضر نخواهند شد هستی خود، تاریخ خود، هویت خود، سرزمین خود و بود و نبود خود را برای نابودی جمهوری اسلامی آنهم با تجزیه ایران هزینه کنند.

پایندگی پیمان ارتش ملی ایران برای دفاع از تمامیت سرزمینی و وحدت ملی / فرخنده مدرّس

ارتشیانی که از چنگ جوخه‌های اعدام حکومت نوخاستۀ انقلابی رسته بودند، محروم از حمایت و جریحه‌دار از بدعهدی مردمان خود، و به رغم آن‌که فردایشان تیره‌ می‌نمود، اما، زیر فرماندهی «تیمور لنگی» دیگر، در آن جنگ هشت ساله شرکت جسته، دلیرانه سینه‌هایشان را دیواری ساختند و از میهن‌ و از مرزهای کشور دفاع کردند. افسران و سربازان ایران از آزمایش وفاداری به پیمان دفاع از ایران، از میان آتش و خون سرفراز بیرون آمدند. از آن پس بود که ورق برگشت و ارتش بار دیگر در نگاه ملت عزت خود را بازیافت و ایرانیان بدان باردیگر به ستایش و احترام نگریستند و ایدۀ ارتش بار دیگر در حافظۀ ایرانیان رو به روییدن نهاد. و از آن پس بود که ارتشِ باقی مانده در دست و اختیار رژیم اسلامی به نقطۀ امید و اتکای ایرانیان، برای روز مبادای ایران، بدل گشت.

سخنان حجت کلاشی با کانال یک مورخ ۲۴ آبان
اصلاح‌طلبان در نشئۀ فریب / فرخنده مدرّس

پیکار امروز ایرانیان، به سرکردگی جوانان، برای آزادی، برای حقوق برابر انسانی و برای ایران ا‌ست. پیکاری‌ست که نه تنها تمام موجودیت و هستی نظام اسلامی را به لرزه انداخته، بلکه تمام نفوذ و سلطۀ فرهنگ اسلامی آن را نیز در برابر پرسش‌های اساسی و گذار ریشه‌ای از آن قرار داده است.

… / داریوش همایون

آمادگی بیشتر ایران برای یک نظام دمکراتیک، ساخته بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، برجسته‌ترین ویژگی آن و بهترین نشانه نقش سازنده‌ای است که ایران در جهان پس از جمهوری اسلامی‌ خواهد داشت. در سرتا سر جهان اسلامی‌ تنها ایران است که نه تنها از بیماری واگیردار بنیادگرائی آزاد است، خود را از پیروی رهبران مذهبی نیز آزاد کرده است؛ و برای رویاروئی با خطر بنیادگرائی به مسلمانان میانه‌رو نیز نیازی ندارد. جدال میان اسلام توتالیتر و اسلام “مکراتیک” به سود عرفیگرایی پایان یافته است. دیگر میانجیگری مسجد لازم نیست زیرا کمتر کسی به مسجد می‌رود.

نقل از: بیرون از جهان های ما / داریوش همایون

زنان ایران پدیده‌ای یگانه‌اند. در زیر یک حکومت متعهد به اجرای شریعت، در نبردی فرسایشی، با مبارزه‌ای نفسگیر ــ نفس حکومت ــ جز پوسته ضعیفی از شریعت نگذاشته‌اند. از هر دری گشوده بوده وارد شده‌اند و بسیار در‌ها را گشوده‌اند. در جهان اسلامی، سنت‌های غیرانسانی به کمک احکام تبعیض‌آمیز شریعت می‌آیند، و توده‌های رویهمرفته تن در داده، زنان را قربانی رفتار‌های وحشیانه‌ای چون ناقص کردن دختران و جنایات ناموسی و ازدواج‌های اجباری می‌کنند. در ایران پاره‌ای از این تبهکاری‌ها هنوز زیر حمایت حکومت اسلامی‌روی می‌دهد. ولی اینها پدیده‌هائی رو به کاهش‌اند. زن ایرانی بر رویهم  از آن مقررات و سنت‌ها روی برگردانده است و طبقه متوسط بزرگ ایران، و پیشاپیش آن نسل جوان‌تر زنانی که بیش از شصت درصد گروه انبوه دانشجویان را تشکیل می‌دهد، در شرایط مساعدتر سیاسی و اقتصادی به آسانی جامعه را از آثار قرون وسطائی پاک خواهد کرد.

از: داریوش همایون

جهان اسلامی هیچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عرب‌هاست. ما همواره ایرانی مانده‌ایم و نه آن دویست سال تاراج و کشتار و ویرانی سیستماتیک را برای نابود کردن عنصر ایرانی فراموش کرده‌ایم و نه هزار و پانصد سال بزرگی پیش از آن را. اسلام دین بسیاری از ما هست ولی موجودیت ما نیست. ما با عرب‌ها بیش از اینها تفاوت داریم. موضوع برتری و فروتری نیست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته است آن را بزداید.

یک توضیح دربارۀ سخنان امروز جان بولتون / جواد طباطبایی

ایران، مانند همۀ کشورها، منافعی دارد و منطق تأمین همین منافع، و معیار این منافع، است که دوست را از دشمن تمیز می‌دهد و گرنه ما دوست و دشمن ابدی نداریم. بولتون و همفکران او به دنبال پیاده کردن نقشۀ خاورمیانۀ جدید هستند که یکی از مهم‌ترین هدف‌های آن نابودی ایران و تبدیل آن به چیزی شبیه به «ایرانستان» است. همۀ ایرانیان، اگر تنها یک هدف داشته باشند، آن هدف باید دفاع از ایران باشد، به قول میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام : «به مردی یا نامردی»! از همۀ قرائن موجود چنین برمی‌آید که این دفاع از ایران «به مردی» ممکن نخواهد شد. جای شگفتی است بولتون آبی به آسیاب مسئولان ایران می‌ریزد که برخی از آنان نیز در مواردی چنین ادعاهایی دارند.

درد مزمن «خدعه» و «فریب» / فرخنده مدرّس

تشبث به «فریب» و «خدعه» در توجیه عمل انقلابی و استقرار نظام اسلامی، و بکارگیری آن در توضیح بنیاد عمل نیروهای قد و نیم‌قد انقلاب اسلامی در ایران، از جمله فقهای در قدرت، چنان متداول شده و قوت گرفته که گویی توضیح انقلاب اسلامی و پیامدهای آن را همین «نظریه» فریب‌خوردگی و فریب‌کاری کفایت کرده و هر توضیح تاریخی و ریشه‌ای دیگری را بیهوده و بی‌اعتبار می‌کند. و در صدر این بی‌اعتباری البته عبارت مهم، تکان‌دهنده و پردامنۀ «جهل دلیل نیست» را از رونق می‌اندازد

AY (2)

شاهزاده رضا پهلوی در یک نشست خبری گفت که باید برای سقوط جمهوری اسلامی آماده و متحد شد. او از نیروهای مسلح، مخصوصا ارتش خواست که حامی مردم و حافظ جان آنها باشند. گفتگو با امیریحیی آیت اللهی پژوهشگر فلسفه و علوم و سیاسی و فعال سیاسی مشروطه خواه:
h ps:// wi e .com/i/s a us/1583419909194731520

هیچ «شکافی» در میان نیست، پیروزی با وحدت ملی‌ست! / فرخنده مدرّس

وحدت تاریخی و یکپارچگی ملی که امروز خود را، بار دیگر در یک قامت واحد پدیدار ساخته و خویشتن را، تمام قد، به نمایش گذاشته است، را نمی‌توان با اتحاد عمل نیروهای سیاسی گوناگون و چانه‌زنی‌های کوته‌بینانه اشتباه گرفت. طبیعی‌ست که هر اتحاد عمل سیاسی، بر مبنای پذیرش این وحدت  ویکپارچگی ملی وتعهد به تمامیت سرزمینی کشور، می‌تواند موجب تقویت رستاخیز ملی علیه رژیم اسلامی باشد، اما چنین اتحادی سیاسی را نمی‌تواند به هر قیمت، از جمله به قیمت پاشیدن تخم لق و لغو علیه همین وحدت و یکپارچگی، به نام وجود «شکاف‌های» خیالی، در این پیکر واحد پذیرفت؛.تخم‌های لغو ولقی که امروز توسط مزورانِ دورویِ سیاست‌باز پراکنده و کشت می‌شوند، تا نوبت برداشت محصولِ ازهم‌پاشی ایران فرا رسد.

Azadi

نسل امروز ایران نه پیرو شریعت است و نه دنباله‌رو شریعتمدار
آقای حسن شریعتمداری، نسل امروز ایران، با مشاهده چهل و اندی سال از دشمنی‌های آشکار و پنهان حکومت اسلامی با بقای ایران، عزم خود را جزم کرده و می‌خواهد از رژیم اسلامی امت‌گرا، عبور کرده و ایران را از این وضعیت روانپارگی تاریخی ـ اسلامی، ایرانی ـ بیرون آورد.
آقای حسن شریعتمداری، ملت یکپارچه ایران؛ در سراسر ایران نشان دادند که همه پشت و پناه یکدیگرند، و با تمام تنوعات تباری، زبانی، جنسیتی، عقیدتی و آیینی، ملتی یکپارچه‌اند. مردم ایران در این جنبش ملی خود بعنوان ملت یکپارچه در پی بازپس گرفتن حقوق ملی خود می‌باشد، نه حقوق سیاسی اتنیک‌های ایران.
آقای حسن شریعتمداری مردم ایران امروز، نه دنباله‌رو خلق مسلمان هستند و نه خلق‌های دیگر. مردم ایران؛ با سر دادن شعار «سنندج، زاهدان، چشم و چراغ ایران»، در یک کلام، به شعار «جانم فدای ایران» معنا بخشیدید.
آقای حسن شریعتمداری، همۀ ایرانیان در ایران و در بیرون ایران به روشنی با سوابق شما آشنایند و بدرستی می‌دانند که، وقتی شما از شکافِ گروه‌های اتنیکی سخن می‌گوئید در اصل در پی اهداف گفتمان تجزیه‌طلبی خود بوده و بدان جان می‌بخشید و از تمامیت سرزمینی و یکپارچگی ملت ایران جان می‌ستانید.
ـــــــــــــــــــــ
ارزیابی حسن شریعتمداری، از صحبت‌های شاهزاده رضاپهلوی
h ps:// wi e .com/i/s a us/1583187098156552193

قدرت مردم متحد

متن کامل سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی روز پنج‌شنبه ۲۸ مهر با حضور خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها

بُرندگیِ «سلاح خودآگاهی ملی» / فرخنده مدرّس

تبیین گام به گام «انقلاب ملی» به نشانۀ بیداری دو باره ملتی‌ که از خود غافل شده بود، بیش از هرچیز دل در گرو به نتیجه رساندن یک نبرد تاریخی‌ دارد. بیانگر اهمیت تاریخی این «رستاخیز ملی»ست و بیش از آن‌که «نظام را بکار آید» بکار همین رستاخیز می‌خورد، تا سترگی و اهمیت و جدیت و ژرفای تاریخی هدفی که بدان برخاسته است را دریابد. تبیین و توصیف «شکست‌ناپذیری» ملتی تاریخی که به «خودآگاهی ملی» رسیده باشد، خرد و فهمی نیست که بکار قوم حرامی اشغالگر سریر سیاست ملتِ ایران آید، که با ایدئولوژی مبتنی بر اعلام مرگ این ملت تاریخی، به قدرت رسید. این آن خرد و فهمی‌ست که بکار تعمیق درک و به ژرفابردن این پیکار ملی و اشاره به وظایف آن می‌آید.

« نوشته‌های قدیمی‌تر