گره‌گاه ایرانی ــ اسلامی / داریوش همایون

ما در ایران یک گره تاریخی داریم که سیاست ما را در‌پیچیده است و تا آن را نگشائیم به جامعه‌هائی که تنها دارای مسائل بزرگ و بسیار بزرگ هستند نخواهیم رسید. ایران در ارتباط و در برابر اسلام، گره تاریخی ماست که در صد ساله گذشته کور‌تر شده است. در این صد ساله ایران، هم یک جامه سیاسی، به معنی افکار عمومی و نهاد‌های مدرن پیدا کرد، و هم درجه‌ای از خودآگاهی ملی که با دولت ملت‌های نوین پهلو می‌زند، و هم به تب پیشرفت و امروزی شدن افتاد. هر سه این پدیده‌ها دوگانگی عنصر ایرانی و اسلامی را برجسته‌تر و همزیستی نا آسوده آنان را دشوار‌تر ساخته است. اسلام نه افکار عمومی و نهاد‌های مدرن مستقل از مذهب را تحمل می‌کند؛ نه نیازی به خودآگاهی ملی و دولت ملت دارد؛ و نه به پیشرفت و امروزی شدن جز در زمینه‌های مادی ــ علوم و فنون ــ تا جائی که کاری به باور‌های مذهبی نداشته باشد.

درباره میراث فرهنگی و طبیعی ایران‌زمین / گفتگوی صفحه پاسارگاد با داریوش همایون

وظیفه هر ایرانی است که آنچه می‌تواند برای حفظ و ادامه ایران انجام دهد. نیاکان ما در درازای سه هزاره، زندگانی خود را سپر دفاع از ایران و ارزانی نگهبانی از «ایده» ایران کرده‌اند. این میهن ایرانی تنها، مرده ریگ آنان نیست؛ هدیه ما به آیندگان نیز هست. گفته‌اند که تاریخ یک وام شرافتی به گذشته است. ما وامدار آن گذشته‌ایم که این سرزمین زخم دار و آسیب‌دیده را با ظرفیت استثنائی که برای باززائی و والائی دارد به ما سپرده است. کار ما دشوار است ولی نه دشوار‌تر از بد‌ترین دوران‌هایی که از سر گذراندیم.
‌ ‌

تاریخ جهان با ایران آغاز می‌شود/ تعبیر «ایران» جعل رضاشاه نیست / دکتر جواد طباطبایی

از زمانی که در اروپا مفهوم دولت در معنای جدید درست شد، شروع کردند به توضیح اینکه دولت در کجاها بوده و به طور تاریخی ظاهر شده است. یک مورد حرف هگل در حدود ١٨٢٠ در درس‌هایش است که می‌گوید تاریخ جهانی با ایران آغاز می‌شود. زیرا ایرانیان نخستین دولت (de S aa ) را درست کرده‌اند. از نظر هگل چین و هند به این معنا دولت نبودند. هگل می‌گوید دولت یعنی دولت جدید که ما در اروپا می‌فهمیم، نطفه‌اش در ایران بسته شده است. هگل می‌گوید چین و هند نظام‌های استبدادی مبتنی بر اقتدار یک شخص بودند، یعنی وحدت شان کثرت را نمی‌پذیرفت. در حالی که دولت جدید، دولت کثرت‌ها و دولت اقوام متکثر است.
‌ ‌

ایران همین جا است که ایستاده ایم- بخش دوم و پایانی / سخنرانی دکتر جواد طباطبایی
ایران همین جاست که ما ایستاده ایم- بخش نخست / سخنرانی دکتر جواد طباطبایی
آنگاه که رودخانۀ تاریخ به دریای پیشرفت برسد!

ملت‌هائی که نشان خود را بر تاریخ جهانی گذاشته‌اند از زیر بار آن تاریخ بیرون نمی‌آیند و نباید بیایند. «دید»ی که بدان اشاره کردم لازمه و فرا آمد آن تاریخ است که ملت را‌‌ رها نمی‌کند. ‌این ملت‌ها گذشته از هستی مادی خود نماینده «ایده»‌ای هستند، پیامی‌ که از سرگذشت و آثار خود به بشریت می‌دهند و به کار همگان می‌آید. از «ایده» ‌ایران به آسانی می‌توان سخن گفت. حضور فعال عنصر ‌ایرانی در زندگی جهانیان از سه هزاره پیش و دامنه نفوذ آنکه سه قاره را دربر می‌گیرد به خواننده و شنونده تصوری می‌دهد که دست کم دوسوم کشورهای عضو سازمان ملل متحد بهره‌ای از آن ندارند. ‌این‌ایده مایه گردنفرازی است و «بار امانت»ی برای یکصد نسل ‌ایرانیان بوده است، حتا اگر زمان‌هائی به مقدار زیاد از آن آگاه نبوده‌اند. ما یکی از آن ملت‌ها هستیم

‌ ‌

جایگاه «ایران» در علوم سیاسی امروز و آینده؛ کارنامه علوم سیاسی در ایران منفی است / سخنرانی دکتر جواد طباطبایی

کلمه ایران تاریخ طولانی دارد و به عنوان یک پیشنهاد و طرح مسئله معتقدم موضوع دانشگاه باید روزی بر این متمرکز شود که ایرانشهر چیست. ایرانشهر باید به عنوان موضوع دانشگاه ایران مطرح شود. اگر این را به عنوان موضوع علم قرار دهیم، تمام علوم انسانی و اجتماعی از آن ناشی می‌شود. یعنی ایران کجاست؟ جغرافیای سیاسی این ایران کجاست؟ مناسبات سیاسی آن چیست؟ تاریخش چه بوده است؟ مناسباتش با سایر جوامع چگونه بوده است؟ چه تحولی در تاریخ ایجاد کرده است؟ هویت مردم این کشور چه بوده و تمایزش با مردم دیگر چه بوده است؟ این علم ایران است. همان طور که در اروپا میراث مشترک یونانی ـ رمی ـ مسیحی توانسته موضوع نظام دانشگاهی باشد و تحولش در رنسانس به بعد دوران جدید اندیشیدن اروپایی را ایجاد کند، در ایران هم همین طور است.
‌ ‌

علم ایران / مصطفی نصیری

وضع و توضیح «ایران» به‌عنوان یک مفهوم نظریِ پیچیده در حیث‌های مورد اشاره، نیازمند «علم» جدیدی است که تاسیس آن، قدرمتیَقّن از دو سده‌ پیش‌تر، به تاخیر افتاده است. تاسیس فلسفه ایران و تدوین نظریه خروج از وضعیت و شرایط امتناع اندیشیدن، ضروری‌ترین و تنها علم ممکن برای ماست. و این، همۀ آن‌چیزی است که این قلم می‌تواند از اصرار دکتر طباطبایی بر طرح ایران به‌عنوان یک «مشکل فلسفی» بفهمد. زیرا حل یک «مشکل»، تنها با «علمی» ممکن می‌شود که برای حل آن مشکل‌خاص تاسیس می‌شود.
‌ ‌

جواد طباطبایی از ایران رفت

جواد طباطبایی روز گذشته برای تکمیل منابع طرح‌های تالیفی و تمرکز بر پژوهش خود درباره تاریخ اندیشه سیاسی جدید در اروپا، سفری چند ماهه به مثابه یک فرصت مطالعاتی به ایالات متحده را آغاز کرد.
‌ ‌

به مناسبت گرامیداشت نودمین زادروز داریوش همایون و به احترام روزنامه‌نگاران ایران

«عصر روشنفکر- روزنامه نگار- سیاستگر در ایران تازه آغاز شده است. چهارمین نسل پس از انقلاب مشروطه، که انتخابات ۲ خرداد ۷۶ گوشه ای از ضرب شصت‌های آن بود، بر این راه کوفته از صد سال گام زدن‌های نافرجام، هموار تر خواهد رفت.»
‌ ‌

نادانی در تاریخ و خدعه در سیاست / فرخنده مدرّس

آل‌احمد با موضعی که اخذ کرده و نماد آن را «نظرات صائب شیخ شهید» قرار داده بود، حتا اگر خود بویی از تاریخ مشروطیت و جدال‌های تاریخی آن نمی‌برد، که نبرده بود، اما او بر زمین ضدیت با نظام حقوقی جدید، و در جبهۀ دشمنی با حکومت قانون و در تقابل با نظام آزادی ایستاده بود. اما شادمان بی‌آنکه، شاید، به آن عمقی واقف باشد که بعدها ـ در روزگار خوش‌اقبالانی چون ما ـ آشکار شده است، در اصل به ژرفا و افق گسترده و تمدن ساز فرهنگ غربی، به قصد بیدار کردن توان تاریخی ایران و قوام راهی که تازه به تجدد گشوده بود، نظر داشت. ایران با مشروطیت خود را به راه تجدد انداخته و پایی، هنوز نه چندان استوار، در رکاب تمدن جدید گذاشته بود؛ شادمان، هر چند ناشکیبا و نه چندان پخته، اما بر کیفیت و چگونگی رفتن این راه و میزان استواری گذر از سطح به عمق آن نظر داشت… اما آل‌احمد، از اساس ضد آن راه و خواهان «بازگشت» و بیرون کشیدن پا از آن رکاب داشت. این دو بستر را تنها، مگر به غرض سیاسی و بیماری ضدیت با تجددخواهی در ایران، بتوان یکی گرفت یا درهم آمیخت.

ما تهاجم وحشیانۀ مشتی مزدور و تروریست به صف نیروهای مسلح ایران و مردم را محکوم و مراتب تسلیت و همدردی عمیق خود را با خانواده‌هایی که در این هجوم وحشیانه عزیزان خود را از دست داده‌اند، اعلام می‌داریم.‌ ‌
‌به رغم اندوه‌باری و فشردگی قلب ایرانیان از یورش جنایتکارانه مزدوران و کشته و زخمی شدن ده‌ها تن از هم‌میهنانمان و به رغم آن که این لحظه‌ها، لحظه‌های همدردی‌ست، اما ناگزیر فرصتی تلخ برای هشدار به طراحان  و حامیان این عملیات ددمنشانه  نیز هست. همۀ دشمنان ایران در هر کجای جهان و در هر مقام و منصبی و مسئولیتی که باشند، باید بدانند، برای ملت ایران، حفاظت از امنیت ملت، پاسداری از بقای تمامیت سرزمینی و نگهبانی از وحدت ملی مبنای راهکارها و تاکتیک‌ها، حتا در مبارزه با حکومت اسلامی‌ست. هر عملیات خشونت‌آمیز مسلحانه چه از سوی بیگانگان و یا از سوی دست پنهان آنان در حمایت از تجزیه‌طبان یا از تروریست‌های اسلامی، ناگزیر با صف یکپارچه ایرانیان در دفاع از ملت و کشور روبرو خواهد شد.

راهزنان سیاست‌نامه / دکتر جواد طباطبایی

ایرانیان سده‌هایی پیش از مهاجرت ترکان، که خود از پیامدهای حملۀ عربان به ایران و شکست خلافت در تحمیل زبان و آداب تازیان به ایرانیان بود، تجربه‌ای از شکست نظامی پیدا کرده بودند، و می‌دانستند که پایداری در برابر مهاجمان پیوسته ممکن نیست، اما این درس را نیز از آن تجربه آموخته بودند که سنگر راستین آنان در جبهۀ فرهنگ قرار دارد و در این جبهه کسی نمی‌تواند بر آنان چیره شود. ایرانیان تنها قومی در این منطقه بودند که توانسته بودند نوعی نظام سیاسی ایجاد کند، که دو سده پیش نخستین نظریه‌پرداز «دولت»، هگل، آن را ذیل مفهوم Reich فهمیده و گفته بود که تاریخ جهانی با تأسیس آن نظام در ایران آغاز می‌شود. ایرانیان با پشتوانۀ چنین تجربه از دولت‌داری توانستند بر همۀ مهاجمان همۀ تاریخ خود تا سده‌های اخیر برتری جویند.
‌ ‌

‌‌‌‌ ‌                                                 ‌استاد احسان یارشاطر درگذشت
آینده‌ای که پیش خواهد آمد، چه ما باشیم و چه نه، حاصل، آن رفتار و تصمیمی‌ست که امروز برمی‌گزینیم. هر رازی وجود داشته باشد در همین نقطۀ کنونی‌ست. گشودن سِر آن زیر تأثیر میزان روشنی، درجه آگاهی و میزان مسئولیتی‌ست که نسبت به رفتارها و تصمیم‌هایمان وجود دارد. در تلاش برای بالا بردن مرتبۀ آگاهی و تقویت حس مسئولیت در قبال مردم و میهن، ما الگوهای انسانی کم نداشته‌ایم. استاد احسان یارشاطر برای یادگیری و هدایت یک زندگانی اثرگذار و سرشار از حس مسئولیت، الگوی ارزشمندیست که در برابر وی سر تقدیر و سپاس نمی‌توان فرود نیاورد. یادش جاودان باد.

ناراستی در نگاه به تاریخ جایز نیست! / علی کشگر

‌ ‌
در سکوت ریاکارانۀ آقای گنجی، در واقعه آذربایجان نه از وجود سرلشگر ارفع فرمانده ارتش و نه از افسران و درجه‌داران و سربازان ارتش و نه از مردم میهن‌پرستی که از شهرهای دور و نزدیک مسلح شده و دوش به دوش سربازان ارتش برای نگهداری تمامیت و استقلال کشور می‌جنگیدند خبری است و نه نشانه‌ای از دیپلماسی استادانه و بی‌نظیرِ قوام‌السلطنه و ماندگار در تاریخ ایران که به آزاد شدن تمام عیار کشور از دست بیگانگان در جنگ جهانی دوم ختم شد، یادی به میان آمده است.
‌ ‌

مردم ایران بدنبال نماد وحدت ملی ایرانند / فرخنده مدرس

اگر مردمانی در درون کشور، امروز، به نماد بازماندۀ نهاد پادشاهی ایران روی کرده‌اند، صرف‌نظر از دلایل مهم دیگر، مهمترین دلیل و ریشۀ این رویکرد از حس قوی دلبستگی این مردم به حفظ وحدت ملی و امنیت کشور برخاسته است. بسیاری از ایرانیان هستی خود و میهن خویش را، بدون «متولی» یافته و در خطر نابودی می‌بینند و از آن بیمناک و به دنبال نماد وحدت ایرانند و به طور طبیعی سرمشقی را، از درون تجربه‌های گذشتۀ خویش، جستجو می‌کنند و با تکیه بر نزدیکترین تجربه‌های گذشتۀ کشور خود، برخلاف همۀ تبلیغات منفی، دریافته‌اند؛ در سلسله پهلوی، چه پدر بزرگ و چه پدر، به رغم همۀ کم و کاستی‌ها، قسم و همت به حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی و وحدت ملی و امنیت کشور، به عنوان «بالاترین الویت»، معنا داشت و راهنمای عمل پادشاهان پهلوی بود.
‌ ‌

داریوش همایون، بچه‌های رضاشاهی، و برون آمدن از سه جهان / شروان فشندی

او به اینکه کل خاورمیانه بتوانند از این سه جهان بیرون بیایند چندان خوشبین نبود، به ویژه احتمال می‌داد که کشورهای خاورمیانه که بر پایه اسلام بنا شده‌اند به سختی بتوانند از “جهان اسلامی” بیرون آیند. اما کار را بر ایرانیان آسانتر می‌دید، به این دلیل ساده که گرچه اکثریت ایرانیان مسلمانند، لیکن هویت ایرانی از اسلام نمی‌آید. پیش از اسلام نیز بوده و چه بسا استوارتر و درخشانتر هم بوده است. او نوشت: “جهان اسلامی هیچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ایرانی مانده‌ایم و نه آن ‏دویست سال تاراج و کشتار و ویرانی سیستماتیک را برای نابود کردن عنصر ایرانی فراموش کرده‌ایم و نه هزار و ‏پانصد سال بزرگی پیش از آن را. اسلام دین بسیاری از ما است ولی موجودیت ما نیست. ما با عربها بیش از ‏اینها تفاوت داریم. موضوع برتری و فروتری [نسبت به عرب‌ها] نیست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته ‏است آن را بزداید.”
‌ ‌

« نوشته‌های قدیمی‌تر