عهد قاجاريه‌

‌‌ عهد قاجاريه‌  ‌    دوره‌ قاجاريه‌ شروع‌ شد. انگليسيها با شيوخ‌ متمرّد قراردادهايي‌ بستند. دولت‌ ايران‌ به‌انگليسيها حق‌ داد، كه‌ در موقع‌ لزوم‌، براي‌ مرمت‌ كردن‌ كشتيهاي‌ خود، در ساحل‌ ايران‌ قدم‌گذارند. ناپلئون‌ كه‌ از اقصاي‌ اروپا بهتر از فتحعلي‌شاه‌ به‌اهمّيت‌ خليج‌ فارس‌ آگاه‌ بود خواست‌ از وضع‌ جغرافياي‌ اين‌ معبر معتبر استفاده‌ كند. …

ادامه‌ی مطلب

فوت‌ فرصت‌

‌ فوت‌ فرصت‌   در نوشتن‌ اين‌ سطور، قصدم‌ تحرير گزارش‌ يوميه است‌ و ابداً ميل‌ ندارم‌ به‌اشخاص‌ و دودمانها تعرض‌ بكنم‌. ولي‌ چه‌ بايد كرد كه‌ هر قدمي‌ برمي‌دارم‌، علامتي‌ از تن‌پروري‌ و بيفكري‌ و خرابكاريهاي‌ عمدي‌ تخت‌نشينان‌ قاجار حكايت‌ مي‌كند. سلطنت‌ پنجاه‌ساله‌ ناصرالدين‌ شاه‌، كه‌ قاجاريه‌ او را گل‌ سرسبد و درّة‌التّاج‌ خود …

ادامه‌ی مطلب

خطر

‌‌ خطر ‌    شب‌ قبل‌ از عزيمت‌ از بوشهر، خبر كتبي‌ محرمانه‌ از يكي‌ از مبادي‌ مهمه‌ رسيد و دبير اعظم‌ به‌من‌ ارائه‌ داد كه‌ شيخ‌خزعل‌ از تجهيزات‌ قشون‌، سخت‌ نگران‌ است‌ و قواي‌ خود را در سر راهها تمركز داده‌ است‌ و مي‌داند كه‌ براي‌ فرماندة‌ كل‌ قوا، خط‌سيري‌ جز بندر بوشهر به‌بندر …

ادامه‌ی مطلب

در سرزمين‌ الام‌

‌ در سرزمين‌ الام‌  ‌ پنجشنبه‌ پنجم‌ قوس‌    مقارن‌ ظهر بندر ديلم‌ از دور نمايان‌ شد و برق‌ شعف‌ از چشم‌ اطرافيان‌ من‌ درخشيد. همه‌ دورنمای عمارات‌ را با آنكه‌ از گل‌ و خشت‌ خام‌ است‌ به‌يكديگر نشان‌ داده‌ و يكديگر را تبريك‌ مي‌گفتند.    در يك‌ فرسخي‌ بندر، كشتي‌ ايستاده‌ و نتوانست‌ پيشتر …

ادامه‌ی مطلب

نشان‌ دولت‌

‌‌ نشان‌ دولت‌  ‌    در ساحل‌ چيز مضحكي‌ كه‌ ديدم‌ اين‌ بود كه‌ كاپيتن‌ به‌خاك‌ افتاده‌ شكر خداوند را به‌جاي‌ آورد. چون‌ به‌او نزديك‌ شدم‌، برخاست‌ نشان‌ درجه‌ اول‌ خارجه‌ را از من‌ تقاضا كرد. سبب‌ پرسيدم‌. معلوم‌ شد همان‌ وقت‌ كه‌ ما سوار شديم‌، كشتي‌ از دوجانب‌ سوراخ‌ بوده‌، و او رخنه‌ها را …

ادامه‌ی مطلب

نتهاي‌ سفير انگليس‌

‌‌ نتهاي‌ سفير انگليس‌  ‌    در بندر «ديلم‌» تلگرافي‌ از تهران‌ رسيد كه‌ هيأت‌ وزرا تقاضاي‌ مخابرة‌ حضوري‌ دارند. به‌دبيراعظم‌ و وزير پست‌وتلگراف‌ امر دادم‌ با من‌ به‌تلگرافخانه‌ بيايند. معلوم‌ شد در تعقيب‌ سختگيريهايي‌ كه‌ انگليسيها براي‌ عدم‌ عزيمت‌ من‌ به‌خوزستان‌ كرده‌ بودند، در اين‌ موقع‌ كه‌ ديدند جداً وارد ميدان‌ جنگ‌ مي‌شوم‌، عصباني‌ …

ادامه‌ی مطلب

روابط‌ با انگليس‌

‌‌ روابط‌ با انگليس‌  ‌    انگليسيها از ديرزماني‌ خود را موظف‌ به‌دخالت‌ در امور تجارتي‌ و سياسي‌ ايران‌ مي‌دانستند. واقع‌ بودن‌ اين‌ سرزمين‌ در جوار و معبر هندوستان‌ براي‌ ساكنين‌ اين‌ خاك‌، جرمي‌ عظيم‌ شمرده‌ شده‌، و براي‌ فاتحين‌ درياها، يك‌ حق‌ دخالتي‌ در اوضاع‌ آن‌. به‌اينواسطه‌ بيش‌ از يك‌ قرن‌ است‌ كه‌ اعمال‌ …

ادامه‌ی مطلب

تسليم‌ خزعل‌

‌‌ تسليم‌ خزعل‌  ‌    در اين‌ ضمن‌ تلگرافي‌ از طريق‌ بوشهر از خزعل‌ رسيد به‌شرح‌ ذيل‌:  ‌    مقام‌ منيع‌ حضرت‌ اشرف‌ آقاي‌ رئيس‌الوزرا دامت‌ عظمته‌    «تأخير اسف‌انگيز كه‌ در رسيدن‌ تلگراف‌ حضرت‌ اشرف‌ به‌فدوي‌ روي‌ داده‌، مانع‌ شد از اينكه‌ زودتر در جواب‌ مبادرت‌ شود، و باعث‌ انفعال‌ و شرمندگي‌ فدوي‌ گرديد. …

ادامه‌ی مطلب

در زيدون‌

‌‌ در زيدون‌  ‌    من‌ كه‌ معتاد به‌اعمال‌ سربازي‌ هستم‌ و عمر خود را در ميدانهاي‌ جنگ‌ و مؤانست‌ با توپ‌ و تفنگ‌ صرف‌ كرده‌ام‌، اشتغال‌ به‌مهام‌ مملكت‌ در اين‌ چند سال‌ مرا از توقف‌ در اردوگاهها بازداشته‌ است‌. از ديدن‌ لشكرگاه‌ چنان‌ سروري‌ به‌من‌ دست‌ داد كه‌ گويي‌ بعد از سالها غربت‌ به‌وطن‌ …

ادامه‌ی مطلب

احوال‌ اردوي‌ بهبهان‌

‌‌‌ احوال‌ اردوي‌ بهبهان‌  ‌    براي‌ اينكه‌ از حالت‌ و علميات‌ ستوني‌ كه‌ از اصفهان‌ تجهيز شده‌ بود و بايستي‌ از بحبوحة‌ بختياري‌ گذشته‌ به‌بهبهان‌ بيايد، اطلاع‌ كامل‌ حاصل‌ گردد، طياره‌ را مأمور كردم‌ به‌بهبهان‌ برود و خبر بياورد. شهر بهبهان‌ در سيزده‌ فرسخي‌ شمال‌ «زيدون‌» واقع‌ است‌. اين‌ عده‌ تحت‌ فرماندهي‌ سرتيپ‌ محمدحسين‌ …

ادامه‌ی مطلب

حركت‌ به‌«لنگير»

‌‌ حركت‌ به‌«لنگير»  ‌ يكشنبه‌ 8 قوس‌    بعد از دو شب‌ توقّف‌ در اردوگاه‌ اوليه‌ «زيدون‌»، صبح‌ امروز، مطابق‌ امري‌ كه‌ داده‌ شده‌ بود به‌طرف‌ مركز اردو كه‌ در «لنگير» است‌ حركت‌ كرديم‌. بياباني‌ خشك‌ پيش‌ آمد كه‌ از هيچ‌ طرف‌، علائم‌ خرمي‌ و شادابي‌ در آن‌ به‌نظر نمي‌رسيد. فقط‌ رودخانه‌ «زهره‌» كه‌ به‌طور …

ادامه‌ی مطلب

تشويش‌ اردوي‌ غرب‌

‌‌ تشويش‌ اردوي‌ غرب‌  ‌    در طول‌ طريق‌ من‌ متفكر و واقعاً ناراحت‌ بودم‌ و كمتر با كسي‌ صحبت‌ مي‌داشتم‌. تمام‌ توجّهم‌ به‌طرف‌ قشوني‌ بود كه‌ از طرف‌ لشگر غرب‌ امر به‌تجهيز داده‌، و بايستي‌ از خط‌ خرم‌آباد و لرستان‌ عبور كرده‌، و از مناطق‌ صعب‌العبور و جبال‌ شامخه‌ سفر نموده‌ و از ميان‌ …

ادامه‌ی مطلب

ورود به‌«لنگير»

‌‌ ورود به‌«لنگير»  ‌    عصر وارد «لنگير» شديم‌. اين‌ نقطه‌ هم‌ جزء ناحيه‌ زيدون‌ است‌ و با منزل‌ شب‌ گذشته‌، شش‌ فرسخ‌ فاصله‌ دارد. نظاميها طاق ‌نصرتي‌ بسته‌ بودند. به‌محض‌ ورود از عدّة‌ متمركز در «لنگير» ساني‌ ديدم‌ و ابلاغيه‌ ذيل‌ را صادر نمودم‌:  ‌ ابلاغيه‌  ‌ اركان‌ حرب‌ كل‌ قشون‌      «1- 8 …

ادامه‌ی مطلب

مواقع‌ اشرار

‌‌ مواقع‌ اشرار  ‌    از اول‌ خاك‌ «زيدون‌» تا اين‌ نقطه‌ كه‌ قرارگاه‌ اردو است‌، تمام‌ در قلمرو قواي‌ هواداران‌ خزعل‌ و خزعل‌ بود. برادر ميرعبدالله‌ پدرزن‌ خزعل‌ بر اين‌ عدّه‌ رياست‌ داشت‌. حسين‌خان‌ بهمه‌اي‌ نيز در «قلعه ‌اعلي‌» و سالار ارفع‌ بختياري‌ در ميان‌ بهبهان‌ و رامهرمز بودند. امير مجاهد رياست‌ کل قشون …

ادامه‌ی مطلب

ده‌ ملا

‌‌ ده‌ ملا  ‌ پنجشنبه‌ 12 قوس‌    قبل‌ از ظهر وارد «ده‌ملا» شديم‌. راه‌ از «سويره‌» تا اين‌ قصبه‌ دوفرسخ‌ يا قدري‌ بيشتر است‌. همه‌ جا جاده‌ به‌طرف‌ جنوب‌ سير مي‌كند و به‌امتداد رودخانه‌.    «هنديجان‌» كه‌ مهمترين‌ قصبة‌ اين‌ ناحيه‌ است‌ هم‌ رودخانة‌ «زهره‌» را كه‌ از كنارش‌ عبور مي‌كند، هم‌ ناحيه‌ جنوب‌ …

ادامه‌ی مطلب

از ده‌ملا به‌اهواز

‌‌ از ده‌ملا به‌اهواز  ‌ جمعه‌ 13 قوس‌    صبح‌ در اتومبيل‌هاي‌ خود كه‌ بنابر دستور سابق‌ از راه‌ «هنديجان‌» به‌«ده‌ملا» آورده‌ بودند، نشسته‌ به‌طرف‌ اهواز حركت‌ كرديم‌. پسر شيخ‌خزعل‌ با چهره‌ سيه‌فام‌ در اتومبيلي‌ نشسته‌ و براي‌ هدايت‌ ما جلو افتاد. به‌خاطرم‌ گذشت‌ كه‌ هميشه‌ راهنمايي‌ غراب‌ را مشؤوم‌ مي‌دانسته‌اند و من‌ امروز به‌مباركي‌ …

ادامه‌ی مطلب

خوزيان‌

‌‌ خوزيان‌  ‌    گاهي‌ دهات‌ و چادرهاي‌ ايراني‌ ديده‌ مي‌شد كه‌ ساكنان‌ آنها ملبس‌ به‌لباس‌ عرب‌ و متكلم‌ به‌زبان‌ عرب‌ بودند، و دولت‌ به‌آنها اعتنايي‌ نكرده‌ و در چنگال‌ خزعل‌ رها كرده‌ تا به‌تدريج‌ نه‌ تنها دارايي‌ و حيثيّت‌ خود را از دست‌ بدهند، بلكه‌ به‌اصطلاح‌ نسبت‌ به‌ايران‌ به‌كلي‌ بيگانه‌ شوند. زبان‌ خود، مليّت‌ …

ادامه‌ی مطلب