جنايات‌

‌‌ جنايات‌  ‌    در اول‌ محرم‌ 1314، هنگام‌ مغرب‌، همين خزعل‌ جمعي‌ تروريست‌ را وادار كرد كه‌ به‌خانه‌ برادر رفته‌ و او را بكشند. خود نير رفت‌ و در گوشه‌اي‌ پنهان‌ شد. جانيان‌ وارد گشتند و او را و 14 نفر از اقوام‌ را در خون‌ كشيدند. بعد براي‌ اينكه‌ هيچ‌ يك‌ از دودمان‌ …

ادامه‌ی مطلب

ترجمه‌ مكتوب‌ شيخ‌خزعل‌

‌‌ ترجمه‌ مكتوب‌ شيخ‌خزعل‌  ‌ اهواز 10 صفر 1343 حضرت‌ ثقهٌ‌الاسلام‌ آقاي‌ ميرزاعبدالحسين‌ نجل‌ آيهٌ‌الله‌ شيرازي‌ دامت‌ بركاته‌  ‌    «پس‌ از تقديم‌ سلام‌ و واجبات‌ احترام‌، مخفي‌ نماند به‌حضرت‌ عالي‌، پس‌ از آنكه‌ ملت‌ ايران‌ از بذل‌ نمودن‌ نفوس‌ نفيس‌ و قرباني‌ نمودن‌ نفوس‌ زكيه‌ در راه‌ رسيدن‌ به‌مشروطيت‌ مقدسه‌، كه‌ همان‌ شورايي‌ است‌ …

ادامه‌ی مطلب

تهديد دلسوزانه‌

‌ تهديد دلسوزانه‌  ‌    پنج‌ فرسخ‌ به‌اهواز مانده‌ اتومبيلي‌ در ميان گردوغبار پيدا شد. از اتومبيل‌ من‌ گذشته‌ به‌اميرلشكر جنوب‌ و امير اقتدار رسيد. بعد از چند دقيقه‌ مشارُاليهم‌ به‌نقطه‌اي‌ كه‌ براي‌ اصلاح‌ اتومبيل‌ ايستاده‌ بودم‌، رسيدند و با نهايت‌ اضطراب‌، لرزان‌ و در حال‌ رقّت‌ گفتند:    «اين‌ قونسول‌ روس‌ بود كه‌ محض‌ …

ادامه‌ی مطلب

ورود به‌اهواز

‌‌ ورود به‌اهواز ‌ ‌ جمعه‌ 13 قوس‌    ساعت‌ پنج‌ بعدازظهر به‌اهواز رسيدم‌. عدّهٌ‌ كثيري‌ با اتومبيل‌ و اسب‌ تا نيم‌فرسخي‌ به‌استقبال‌ آمده‌ بودند و هرقدر به‌شهر نزديك‌ مي‌شديم‌، جمعيت‌ مستقبلين‌ افزوده‌ مي‌شد. از جمله‌ سردار اجل‌ پسر خزعل‌ و هشت‌ نفر از روساي‌ عشاير. خزعل‌ بواسطهٌ‌ كسالت‌ يا ترس‌ هنوز به‌اهواز نيامده‌ بود. …

ادامه‌ی مطلب

روز اول‌ توقف‌ در اهواز

‌‌ روز اول‌ توقف‌ در اهواز  ‌ شنبه‌ 14 قوس‌    صبح‌ بر حسب‌ عادت‌ زود برخاستم‌. امر دادم‌ به‌بوشهر تلگراف‌ كنند كه‌ كشتي‌ پهلوي‌ را به‌محض‌ ورود به‌طرف‌ بندر محمّره‌ بفرستند، و مدتي‌ به‌مطالعة تلگرافات‌ واصله‌ گذرانيدم‌. اين‌ تلگرافات‌ پردة عجيبي‌ در برابرم‌ جلوه‌ داد كه‌ هر چند انتظار آن‌ را داشتم‌ ولي‌ تا …

ادامه‌ی مطلب

خزعل‌

‌‌ خزعل‌  ‌    خزعل‌ بالاخره‌ از كشتي‌ بيرون‌ آمد و در منزلي‌ كه‌ براي‌ او تهيه‌ ديده‌ بودند وارد شد. مراسله‌اي‌ نوشته‌ بود كه‌ چون‌ در خود لياقت‌ شرفيابي‌ نمي‌بيند، يك‌ نفر از همراهان‌ محترم‌ خود را نزد او بفرستم‌.    من‌ هم‌ فرج‌الله‌خان‌ بهرامي‌ (دبير اعظم‌) را،  كه‌ از بدو زمامداري‌ با من‌ …

ادامه‌ی مطلب

مواجهه‌ با خزعل‌

‌ مواجهه‌ با خزعل‌ ‌    بالاخره‌ به‌خزعل‌ وقت‌ دادم، كه‌ فردا ساعت‌ ده‌ بيايد.    موقعي‌ كه‌ در ايوان‌ جنوبي‌ عمارت‌ قدم‌ مي‌زدم‌، وارد شد. فوراً به‌پاي‌ من‌ افتاد و بوسيدن ‌گرفت‌. او را بلند كردم‌ و استمالت‌ نمودم‌.    سن‌ اين‌ شخص‌ در حدود شصت‌وپنج‌، قيافه‌اش‌ تاريك‌ و چهره‌اش‌ پژمرده‌ و لبهايش‌ بارگرفته‌ …

ادامه‌ی مطلب

نمايندگان‌ خارجه‌

‌‌ نمايندگان‌ خارجه‌  ‌    اعضاي‌ دواير و روساي‌ قبايل‌ و شيوخ‌ و تجار و كسبه‌ و علما و نمايندگان‌ خارجه‌ و غيره‌ به‌ديدن‌ آمدند.    قونسول‌ انگليس‌ هم‌ وقت‌ ملاقات‌ خواست‌. پذيرفتم‌. آمد و در ضمن‌ تذكر داد كه‌ سرپرسی لرن وزيرمختار نيز با طياره‌ به‌اهواز رسيده‌اند، و به‌ديدن‌ خواهند آمد.    بعد از …

ادامه‌ی مطلب

سر پرسي‌ لرن‌

‌‌ سر پرسي‌ لرن‌  ‌    چون‌ لازم‌ بود از نمايندگان‌ خارجه‌ بازديد بشود، مراسم‌ را انجام‌ دادم‌. از جمله‌ در منزل‌ قونسول‌ انگليس‌، سرپرسي‌ لرن‌ هم‌ ملاقات‌ شد. انتظار داشتم‌ كه‌ وزير مختار با شدت‌ و سختي‌ مذاكره‌ كند و چهرة‌ ناراضي‌ نشان‌ بدهد، يا لااقل‌ از سرگذشت‌ جريانهاي‌ خوزستان‌ مبسوطاً مذاكره‌ نمايد. اما …

ادامه‌ی مطلب

اقبال‌ و اراده‌

‌‌ اقبال‌ و اراده‌  ‌    امروز صبح‌ در ايوان‌ جلو اطاق‌ قدم‌ مي‌زدم‌. همراهان‌ ايستاده‌ بودند. صحبت‌ از ختم‌ غائله‌ و فتح‌ كامل‌ و انجام‌ كار به‌ميان‌ آمد. عموماً اصرار داشتند كه‌ اين‌ كاميابي‌ را فرع‌ بخت‌ و اقبال‌ من‌ قرار بدهند. تنها رئيس‌ كابينه‌ منكر عقايد آنها بود و خودداري‌ نكرد از اينكه‌ …

ادامه‌ی مطلب

جنگ‌ رامهرمز

‌‌ جنگ‌ رامهرمز  ‌    دو شنبه‌ 16 قوس‌    شب‌ تلگرافي‌ از سرتيپ‌ محمدحسين‌ ميرزا فرماندة‌ اردوي‌ اعزامي‌ اصفهان‌ واصل‌ گرديد. معلوم‌ شد در «تنگ‌ كله‌»، نزديك‌ «سلطان‌ آباد»، امير مجاهد را پس‌ از شش‌ ساعت‌ جنگ‌ شكست‌ داده‌ به‌طرف‌ رامهرمز رانده‌اند، و روز 15 قوس‌، اردو به‌رامهرمز وارد گرديده‌ است‌.    «سلطان‌آباد» واقع‌ …

ادامه‌ی مطلب

حركت‌ به‌شوشتر

‌‌ حركت‌ به‌شوشتر  ‌    چون‌ در اهواز كاري‌ باقي‌ نبود، لازم‌ دانستم‌ كه‌ شهرهاي‌ مهم‌ خوزستان‌ را نيز ببينم‌ و اهالي‌ را حساً آگاه‌ سازم‌ كه‌ مركزي‌ جاذب‌ و قشوني‌ منتقم‌ و عدلي‌ شامل‌ و سرپرستي‌ مراقب‌ دارند. فريب‌ اشرار نخورند و به‌دسايس‌ آنان‌ طوفان‌ خرابي‌ را به‌مولد و منشاء خود جلب‌ نكنند. هميشه‌ …

ادامه‌ی مطلب

نظاميان‌ محصور

‌‌ نظاميان‌ محصور  ‌    بعد از عبور از شهر يكسر به‌قلعة‌ «سلاسل‌» رفتيم‌، كه‌ نظاميان‌ در آنجا بودند. دكتر سلطان‌ سيداحمدخان‌ پيش‌ آمد و قضية‌ محاصرة‌ خود و اين‌ سيصد نفر را با بياني‌ مؤثر شرح‌ داد، و راپرت‌ ذيل‌ را كه‌ خلاصه‌ وقايع‌ است‌ به‌رئيس‌ كابينه‌ سپرد. عين‌ آن‌ را كه‌ جنبة‌ تاريخي‌ …

ادامه‌ی مطلب

نفت‌

‌‌ نفت‌  ‌    رئيس‌ كمپاني‌ نفت‌ ايران‌ و انگليس‌ دعوت‌ كرده‌ بود كه‌ از معدن‌ بازديدي‌ كنم‌.    در سال‌ 1901 (شهر صفر 1319)، امتياز نفت‌ تمام‌ ولايات‌ ايران‌ به‌استثناي‌ خراسان‌ و استرآباد و مازندران‌ و گيلان‌ و آذربايجان‌، به‌مستر ويليام‌ ناكس‌ دارسي‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ تا شصت سال‌ به‌استخراج‌ مبادرت‌ ورزد و …

ادامه‌ی مطلب

عزيمت‌ به‌دزفول‌

‌‌ عزيمت‌ به‌دزفول‌  ‌    يكشنبه‌ 22 قوس‌ ‌    صبح‌ اتوموبيلها را به‌وسيلة‌ قايق‌ از كارون‌ عبور دادند، و تقريباً سه‌ ساعت‌ به‌ظهر از ساحل‌ يمين‌ رودخانه‌ به‌طرف‌ شمال‌ عازم‌ گرديديم‌.    دزفول‌ شهر دورافتاده‌اي‌ است‌ كه‌ تا خط‌ آهن‌ كشيده‌ نشود و راه‌ خرم‌آباد كاملاً مفتوح‌ و مأمون‌ نگردد اميد ترقّي‌ براي‌ آن‌ …

ادامه‌ی مطلب

اسناد مهم‌

‌‌ اسناد مهم‌  ‌    شب‌ 24 قوس‌، دوسية‌ مهمي‌، مشتمل‌ بر چند سند مختلف‌، از طرف‌ يك‌ نفر از علاقه‌مندان‌ به‌وطن‌ براي‌ من‌ فرستاده‌ شد. در حقيقت‌ با سوابقي‌ كه‌ داشتم‌ اين‌ اسناد چيز تازه‌اي‌ بر اطلاعات‌ من‌ نيفزود، ولي‌ مورث‌ حيرت‌ و تلخكامي‌ و تأسف‌ فوق‌العاده‌ شده‌، به‌قسمي‌ كه‌ آن‌ شب‌ تا نزديك‌ …

ادامه‌ی مطلب

انتظام‌ امور

‌‌ انتظام‌ امور  ‌    بعد از رفع‌ خستگي‌، لازم‌ دانستم‌ هرچه‌ زودتر ترتيبي‌ در امور اين‌ صفحه‌ داده‌، و مأمورجدي‌ و عاقلي‌ بگمارم‌ كه‌ اهالي‌ را بعد از آنهمه‌ صدمات‌ و اجحافات‌ شيخ‌ خزعل‌، چندي‌ به‌نعمت‌ آسايش‌ متنعّم‌ دارد. پس‌ سرتيپ‌ فضل‌الله‌خان‌ رئيس‌ اولين‌ اردوي‌ اعزامي‌ را كه‌ در شكست‌ دادن‌ هواداران‌ خزعل‌ و …

ادامه‌ی مطلب