ضرورت ارتش برای کشورها، محض برخورداری از نیرویی نظامی نیست. ارتش هر کشوری، نمایندهی نظام آن کشور است. ارتش نمایندهی نظم مدرنیست که هر کشوری عملا میبایست داشته باشد. پیش از آنکه هر نظریهای دربارهی شیوهی تشکیل و انسجام کشوری بتواند فراتر از کاغذها معنایی در واقع بیابد، میبایست ارادهی عمومی یک ملّت را به …
رساله در انتقال حقوق عمومی / جواد طباطبایی
سبب اینکه اینک به انتشار این دفتر دلیر شدهام این است که تاریخ و فلسفۀ حقوق بحثی مغفول در نظام دانشگاهی ایران است و تا کنون هیچ نوشتهای از استادان دانشگاه مادر در این باره صادر نشده است که، نمیگویم بتواند حقِّ مطلب را ادا کند، بلکه طرحی از این بحث را عرضه کرده باشد. …
درآمد بر تحقیقی دربارۀ مشروطیت ایران / جواد طباطبایی
مشروطیت مهمترین رخداد تاریخ معاصر ایران و یکی از انقلابهای مهم جهانی برای برقراری حکومت قانون است، اما این فرق عمده را با همۀ آن انقلابها دارد که دربارۀ آنها انقلابهای دیگر یک کتابخانه نوشتهاند، در حالیکه آنچه تاکنون دربارۀ مشروطیت نوشته شده در بهترین حالت حتیٰ به دو سه دوجین هم نمیرسد.
«سیرآفاقیِ» لاقید زمان و مکانِ روشنفکران تاریکاندیش / فرخنده مدرّس
به نظر ما خالی بودن دست مرادی طادی همچون مصیبتی او را گرفتار کرده است، از هر طرف که میخزد، به دیوارههای همان سد سکندر و حضور «سخن طباطبایی» برمیخورد! درست است که در عسرت نظری و مفهومی مجبور است ظاهر آن سخنان را بهکار گیرد و استنادات خود را با آن «سخن» …
در دفاع از ایرانگرایی / میزگرد شماره چهارم «فریدون»
نه صرفا برای کنشگران میهنپرست ایرانی بلکه به نظر میرسد حتی برای شهروندان عادی ایرانی نیز، ایرانگرا بودن امری بدیهی است. برای آنان این مسئله که سیاستگذاریهای کلان بایستی در جهت خدمت به ایران و تامین منافع شهروندان ایرانی باشد امری قطعی به نظر میرسد؛ ولی مسئله این است به واسطه سلطه رژیم امتگرای جمهوری …
…
فرازهایی از سخنان داریوش همایون پیرامون لحظۀ تاریخیِ 28 مرداد
سرداران نبرد زیباییشناسانه / بابک مینا
نقش سرداران زیباییشناسی انقلابی را در پیروزی و تداوم انقلاب به هیچ عنوان نباید دستکم گرفت. فاصلهٔ میان شورش ۴۲ تا انقلاب اسلامی همین سایهها و براهنیها و لطفیها هستند. اینها بودند که اعتبار از پهلوی گرفتند و به انقلابیون دادند. چشمِ بخشِ غیرمذهبیِ جامعهٔ ایران که فعالانه در انقلاب شرکت کرد، دنبال آنها بود. …
رضاشاه محصول انقلاب مشروطه بود / گفتگوی فرخنده مدرّس با پرفسور گوئل کهن
بیتردید قبل از آمدن رضاشاه بخش عمدهای از رهبری فکری ایران به این نتیجه رسیده بود که شرایط در حال معرفی پارادیم جدیدی است، میرفت که این پارادیم را برای خود تعیین نماید. این گروه متوجه شده بود که به آرمانها و آرزوهای صدر مشروطیت یعنی دمکراسی، آزادی، مساوات و عدالت باید با دید دیگری …
رضاشاه «خودکامه» نبود کام بخش ایران بود / علی کشگر
فهم اصلاحات و اقدامات تاریخی رضاشاه و دورانِ رضاشاه و کارهایی که این پادشاه دورانساز در ایران انجام داده، برای همگان یکسان نیست. بهقول زندهیاد داریوش همایون؛ «پارهای اندیشهها را همگان از همان آغاز درنمییابند… و آثاری که به یک زبان نوشته میشوند همه در یک زمان برای همگان فهمیدنی نیستند.» این گفته زندهیاد داریوش …
خدای طالب و قانون الهی / جستاری در اندیشۀ سیاسی و فلسفۀ حقوق / جواد طباطبایی
طلبان نیز مانند همۀ خیالبافان دیگر، با به بنبست رسیدن «فکر پریدن»، تازه خواهند «فهمید» که «یک عمر قفس بافتن» چه پیآمدهایی برای نسلهای افغان داشته است. اگر تجربۀ ایران را ملاک عمل بدانیم میتوانیم بگوییم که آنان، به عنوان مؤمنان راستین، به جمعی اصلاحطلب ـ در داخل یا در پناه امریکای جهانخوار ـ تبدیل …
نکتهای دربارۀ معنای سکولاریسم / جواد طباطبایی
یکی از مسئولان حکومت «یکدست» فرموده است: بانوان اول حجاب را در میآورند، بعد اگر دیدند ج.ا. واداد میگویند: پس اوریجینال سکولار شو! شورت را درمیآورند.
پهلوی در تداوم یا گسست از مشروطه؟ / الهه حسینی رامندی
ایران در فاصله مرگ شاهعباس تا رضاشاه کشوری از دست رفته بود. چند سالِ کریمخان هم استثنایی بود، هیچ یک از شاهان مدیر نبودند، حتی نادرشاه سردار خوبی، اما شاه بدی بود. ایران چهار قرن به قهقرا رفت. این نیازمند تدابیر رادیکال بود تا کشور حفظ و نهادهای جدید تاسیس شود. این بود که همان …
بخشی از رسالۀ دربارۀ ایرانشهر / جواد طباطبایی
چنانکه گذشت، تداوم تاریخی ایران، از ایرانشهرِ دوران باستان تا ایران دورۀ اسلامی، یکی از مهمترین ویژگیهای تاریخ این کشور است. فهم تاریخ کشوری که بهرغم دگرگونهای بسیار بیش از بیست و پنج سده تداوم پیدا کرده و توانسته است وحدت سرزمینی، فرهنگ ملّی و ویژگیهای تمدنی خود را حفظ کند نیازمند مفاهیم و مقولاتی …
بیرون آمدن از «عالَم اسلامی» یا ادامۀ راه «شترگاوپلنگی» / فرخنده مدرّس
کسی که چنین بر مضامین «آبستن» کنندۀ ایرانشهرانه ـ خاصه در حوزۀ مفاهیم نظری ـ در «عالم اسلامی» تکیه دارد، آیا نباید در مورد سهم و مسئولیت این عامل «باروری» در عقبماندگی این «عالَم اسلامی» نیز اندیشناک شود؟ آیا نباید فروتنانهتر بیاندیشد که؛ آن «تمدن اسلامی» که «کاملاً …ایرانشهرانه است» چرا و چگونه عقب ماند؟ …




















