پرش به محتوا

بنیاد

نگاهی به بیانیه “شصت و یک کنشگر سیاسی و مدنی پیرامون الویت مقاومت در برابر تجاوز خارجی و حفظ جان شهروندان تا توقف جنگ” / نیلوفر بیضایی

در پایان از شما خواهش میکنم به مردم ایران که صاحبان اصلی آن سرزمین هستند، درس میهن‌دوستی ندهید. میهنی که بسیاری از شما در خارج… 

یادشان گرامی که به ما آموخته‌اند

دریافت ما از «مشروطه‌خواهی»که معادلی برای اصطلاح ‌ ‌ ‌constitutionalism ‌‌ در تاریخ اندیشه است، تخته‌بند آن سابقه‌تراشی عوامانه‌ای است که تصور می‌کردند از «شرط»… 

در آستانۀ پیروزی!

در این دهه‌های گذشته، مردم ایران، در وفاداری به خود و استواری بر آرمان‌های ملی و آزادی‌خواهانۀ خویش، روزهای بسیاری را، آمیخته به غرور و… 

نقش انقلاب مشروطه در تحول تعلیم و تربیت ایران / دکتر جلال متینی

شتاب رضاشاه برای نوسازی کشور در زمینه‌های مختلف حد و مرز نمی‌شناخت. در سال ۱۳۱۱ کنگره اتحاد زنان شرق با حضور نمایندگان ده کشور در تهران برگزار گردید. در سال ۱۳۱۳ لایحه تأسیس دانشگاه تهران به تصویب مجلس رسید. ساختمان دانشکد‌ه پزشکی با تالار تشریح برای پذیرفتن ۶۰ دانشجو در هرسال آغاز به کار کرد. تا آن تاریخ مدرسه طب یادگار امیرکبیر که از مدرسی دارالفنون جدا شده بود، به علت مخالفت آخوندها سالن تشریح نداشت. در ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ که تالار تشریح آماده شد بود رضاشاه آن را گشود. در ۱۲ مهر ۱۳۱۴ کنگره بین المللی فردوسی در تالار دبیرستان دارالفنون با حضور چهل تن از دانشمندان ایرانی و خارجی تشکیل شد. رضاشاه در مراسم افتتاح آرامگاه فردوسی در طوس شرکت کرد. و این نخستین کنگره بین المللی برای بزرگداشت یکی از نامداران ایران بود. در سال ۱۳۱۴ فرهنگستان ایران با ۲۴ عضو پیوسته تأسیس شد. تدریس ورزش و موسیقی در مدارس اجباری شد. نخستین استادیوم ورزشی در تهران ساخته شد. دانشسرای عالی و دانشسرای مقدماتی در تهران و شهرستانها برای تربیت دبیر و آموزگار شروع به کار کردند. گام‌های نخستین برای تعلیمات اکابر برداشته شود. وزارت فرهنگ برای اولین با کتاب‌های درسی برای دبستان‌‌ها و دبیرستان‌‌ها را به چاپ رسانید. در ۱۷ دی ۱۳۱۴ با کشف حجاب به زنان ایران این فرصت تاریخی داده شد که به مانند مردان در دانشگاه به تحصیل بپردازند و وظیفه خود را نسبت به ایران انجام دهند.

سیاست شانزده ساله‌ها / داریوش همایون

هیچ چیز غم‌انگیز‌تر از گرایش به بریدن همه رشته‌ها، به ناممکن کردن هر توافقی اگرچه به سود همگان، در گفتار و کردار بسیاری از سیاسیکاران نیست. آنها لذتی را که از راندن طرف مقابل به کینه و دشمنی می‌برند نمی‌توانند پنهان کنند زیرا خود در چنان فضائی می‌زیند. ایرانی در نابسندگی عاطفی‌اش عادت کرده است جهان را در خود خلاصه و کوچک کند. حق با اوست و دیگر همه چیز رواست. ولی مردمان می‌توانند به پایگاهی برسند که خود را با جهان یکی کنند، بکوشند که با جهانشان بزرگ شوند. این معنی واقعی رشد همه سویه شخصیت است.

رفتن به ژرفای جنبش مشروطه / داریوش همایون

فروکاستن (تقلیل) مشروطه به پادشاهی که جز یک شکل حکومت نیست و طبیعت آن مانند یک شکل دیگر حکومت یعنی جمهوری بستگی به نظام و فرهنگ سیاسی دارد، از دیرپا‌ترین و زیان‌آور‌ترین و پردامنه‌ترین بدفهمی‌ها بوده است. هواداران پادشاهی از هشت دهه‌ای پیش با این رویکرد، خود را نه تنها از یک برنامه عملی فراگیر، بلکه از یک سلاح سیاسی کارساز در رقابت‌شان با گرایش‌های سیاسی دیگر بی‌بهره ساختند. مشروطه در گستره نظری خود می‌توانست به هدف‌های بلند آنان خدمت کند، و آنهمه بی‌اعتنائی و نگرش تشریفاتی، به مشروعیت خودشان نیز آسیب زد. جمهوریخواهان از آن سو به افراطی دیگر افتادند و چون پادشاهی می‌تواند مشروطه هم باشد در بی‌اعتنائی تا مخالفت نیز رفتند و خود به خود خویشتن را در طرف بازنده گذاشتند.

ژرفای مشروطیت از دیدگاه دکتر جواد طباطبایی

‌دریافت ما از جنبش مشروطه‌خواهی و اندیشۀ مشروطیت زمانی دقت لازم را پیدا خواهد کرد که آن را به عنوان فصلی در تحول مفاهیم اندیشۀ سیاسی، لحظه‌ای در «انقلاب‌های دموکراتیکی» و به مثابه آغاز پایان نظام‌های خودکامه ــ و نه تنها سلطنت ــ بفهمیم. از این حیث، مشروطه‌خواهی حادثه‌ای در تاریخ جهانی آزادی و حکومت قانون است. چنان‌که مفهوم مشروطه‌خواهی به نظام‌های کشورهایی نیز اطلاق می شود که نظام‌های جمهوری دارند.

پهلوی‌ستیزی شگفت‌انگیزترین پدیده سیاسی در ایران معاصر. / محمد محبی

عشق محمدرضا شاه پهلوی به میهن و توسعه و تعالی ایران در تاریخ بی‌نظیر بود. کارنامه سیاسی او در مجموع مثبت و خوب بود. بدون هیچ تبصره و اما و اگری، می‌توان او را یکی از دل‌سوزترین و وطن‌پرست‌ترین و شایسته‌ترین شهریاران ایران‌زمین در پانزده قرن اخیر دانست. و دشمنانش را در ردیف روسیاه‌ترین افراد تاریخ این سرزمین قرار داد.

اگر این شکست به نقطه‌ای برای بیداری بدل نشود، سرنوشت ایران چیزی نخواهد بود جز… / مهدی پرپنچی

نسل جدید، نه با آرمان‌های انقلاب، که با عمل‌گرایی، خواسته‌های فردی، رفاه‌محوری و نگاه جهانی زندگی می‌کند. نسلی که در بستر شبکه‌های اجتماعی، بازارهای آزاد دیجیتال و سبک زندگی جهانی رشد کرده است، پیوندی با مفاهیمی چون «آرمان‌های جهان اسلام» یا «مقاومت منطقه‌ای» احساس نمی‌کند. خواسته‌ی این نسل، زندگی عادی، آزادی فردی و فرصت توسعه است، نه تکرار روایت‌های انقلابی. شکاف میان جمهوری اسلامی و این نسل، دیگر صرفاً سیاسی یا نسلی نیست؛ بلکه به سطحی تمدنی رسیده است.

هم‌میهنانم، رژیم ضدایرانی جمهوری اسلامی و رهبر ضحاک‌صفتش پس از چنددهه زیست انگلی و مکیدنِ شیره جان ایران، اینک که در آستانه سقوط قرار دارند،… 

سخنان شاهزاده رضا پهلوی در دیدار با گروهی دوحزبی از نمایندگان کنگره آمریکا

جمهوری اسلامی، رژیمی که طی ۴۶ سال گذشته با مردم من در جنگ بوده و پیروان ادیان مختلف از جمله مسیحیان، یهودیان، بهائیان و مسلمانان را تحت آزار و فشار قرار داده، در مراحل پایانی فروپاشی قرار دارد. رهبر آن به پناهگاهی زیرزمینی گریخته و از مردم به‌عنوان سپر انسانی سوءاستفاده می‌کند. تسلط این رژیم بر کشور در حال فروریختن است. آنچه اکنون در جریان است، صرفاً یک تغییر سیاسی نیست؛ بلکه یک دگرگونی معنوی و اخلاقی است.

روز سردار سپه / داریوش همایون

هنگامی که سردارسپه خود را در آن بامداد سوم اسفند (حوت) ۱۲۹۹ بر سیاست ایران تحمیل کرد، ایران به عنوان یک کشور عملاً وجود نداشت. در تهران سلطنت قاجار به آخرین ورطه‌های ضعف و تباهی در غلتیده بود. مجلس لانۀ زمینداران و خان‌ها و عملاً ترمزکنندۀ هر حرکت ترقیخواهانه بود. دستگاه اداری از هم پاشیده و غرق در فساد و محیط سیاسی عقیم بود. بیرون از تهران در شمال هواداران کمونیست‌ها نخستین تجربه‌های خود را در تجزیۀ ایران می‌کردند و در غرب سیمتقو تجزیه‌طلبی را با شیوه‌های سنتی غارت و ترکتاز به هم آمیخته بود. در جنوب غرب، خان‌ها سراسر منطقۀ زاگرس را از پیکر ایران جدا کرده بودند و در خوزستان خزعل عرب به پشتیبانی انگلیس‌ها نیم قدمی هم با تشکیل یک حکومت مستقل از ایران فاصله نداشت. در جنوب و جنوب شرقی جداافتادگی قرن‌ها عمیق‌تر و برگشت‌ناپذیرتر می‌شد.

فرازهایی از سخنان داریوش همایون: رابطه اهداف و ابزارهای پیکار ملی

نقش انقلاب مشروطه در تحول تعلیم و تربیت ایران / دکتر جلال متینی

به‌مناسبت درگذشت دکتر جلال متینی مراتب تسلیت قلبی و سرشار از احترامات فائقه خود را خدمت اعضای خانواده ایشان اعلام داشته و نوشته زیر را که برگرفته از فصلنامۀ تلاش شماره 26 سال 1385 ـ ویژه‌نامۀ صدمین سالگرد مشروطه است، به‌یاد گرانقدرشان به خوانندگان علاقمند به‌تلاش‌های علمی و سرشار از ایراندوستی ایشان تقدیم می‌کنیم. یادشان ارجمند و نامشان جاودان باد!

به مناسبت زاد روز گرانقدر فیلسوف تاریخ و فرهنگ ایران جواد طباطبایی / منصور هدایتی

جواد طباطبایی فیلسوف تاریخ و فرهنگ ایران، به پشتوانه توان علمی خود، «ایستاده در ایران»، موفق گردید «میراث معنوی» خود درباره «ایران» را که حاصل بیش از نیم سده تلاش و «جنگ» جانکاه بود؛ طی راهی سخت و طولانی «که از ناجوانمردی هیچ کم نداشت» و «در محدوده خط امانی از دیوان قضا»ی حکومت اسلامی، هم چون گنجینه و «منبع» گرانبهای علمی و ماندگار بر زمین سخت و پهناور و کهنسال ایران برای همیشه به‌یادگار بگذارد. تکرار این نکات آنگاه اهمیت بیشتر پیدا می‌کند که بدانیم، جواد طباطبایی پس از «انقلاب اسلامی» سال پنجاه‌وهفت «ایستاده» در ایران، «راه» سخن گفتن و نوشتن گشود و به همین مناسبت می‌گوید: «شیوه نوشتن من از نوع خاصی است که لئو اشتراوس منطق آن را توضیح داده است». و آن «نوشتن تحت منطق سرکوب» بوده است.

کیانوش، کیانوش‌ها، چه جوانی، چه جوانانی به سوی مرگ رانده شدند، چه جوانانی.
آنها که در ایران در قدرتند، هیچ نیستند، هیچ نیستند و حتی نام آنچه میکنند، حکمرانی نیست. قتل عمد است. مشتی قاتلند. آنها عصاره‌ی روان‌پریشی، تعصب، تجاوزگری به ذهن و جسم و روان، پدرسالاری، عقب ماندگی و جهل هستند. این وطن برای آزادیخواهان و آنها که روحشان در جسمشان نمی‌گنجد، برای آنها که آرزویشان آبادی و آزادی‌اش است، وطن نشد، چون خود در هزارتوی جهل و خشونت محبوس است. قاتلین عمد به نام حفاظت از وطنی که از ما گرفته‌اند، به جان ساکنینش افتاده‌اند. آنها این وطن را غصب و معنای وجودی‌اش را تهی‌ کرده‌اند.
کیانوش جان، اگر تو نباشی، اگر هزاران دیگر مثال تو نباشند، سقوط این وطن قطعی خواهدبود. کیانوش جان، برای جوانی نکرده، برای زندگی در حسرت، برای تمام رنحهایی که به جرم آزادیخواهی بر تو تحمیل شد، اشک می‌ریزیم اما سر خم نمی‌کنیم.
بله، این زندگی یک وطن به کیانوش و کیانوش‌ها و به همه‌ی ما بدهکار شد.
قرارمان این است که این وطن را بازپس بگیریم. یاد تو و هزاران عزیز دیگر و بهای سنگینی که پرداختید ما را متعهد کرده است که تا زنده‌ایم، بر سر این قرار بمانیم.
مرگ ناخواسته‌ خودخواسته‌شده‌ی کیانوش سنجری را به خانواده و عزیزانش، به دوستان و همرزمانش و به همه‌ی آزادیخواهان تسلیت می‌گویم.
نیلوفر بیضایی
15 نوامبر 2024

بهای وحدت سیاسی و تمامیت ارضی / جلال متینی

باید در نظر داشت که شاه اسماعیل و پدر و نیایش شیخ حیدر و شیخ جنید هیچ یک مطلقاً به ایران نمی‌اندیشیدند. کوشش آنان تنها منحصر به این بود که با کمک بی دریغ ترکان متعصب شیعۀ آسیای صغیر و دیار بکر و شام، سرزمین مستقلی برای شیعیان به وجود بیاورند، و این کاری بود که سرانجام به دست شاه اسماعیل در ایران انجام پذیرفت. حقیقت آن است که وقتی اسماعیل در 14 سالگی قیام و در 15 سالگی تاجگذاری کرد، نه به ایران می‌اندیشید و نه به وحدت سیاسی ایران. البته حاصل فتوحات او، هم به وحدت سیاسی ایران انجامید و هم به رسمیت یافتن مذهب شیعه در سراسر ایران.

پیکار بی‌امان مردم، علیه جمهوری اسلامی می‌تواند به بزرکترین عامل بازدارندگی حمله نظامی به ایران بشود. اما اگر کار به جایی بکشد، که از میان… 

داریوش همایون؛ شهروند مسئول و کنشگر / دکترحسن منصور

عنصر ثابت شخصیت داریوش همایون، عشق به ایران و دوست داشتن مردمان این سرزمین است. او می‌گفت «ایران، تنها چیزی است که داریم» و ایران را بر هر هویتی برتر می‌دانست. از جوانی با خود پیمان بسته بود که برسر تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران سر به هیچ سودائی نسپارد. بر آن بود که ایران از «یک هسته سخت» برخوردار است که مایه پایداری آنست و با اینکه در معرض وزش‌های دمادم توفان‌های سیاسی و هجوم‌های اقوام و ایلات بیابانگرد از عرب و مغول و تاتار و مطامع استعماری روس و انگلیس واقع بوده باز هویت خود را حفظ کرده است.

عاشق تقدير خويش / سیروس علی‌نژاد

آن وزارت همان جور که مرا مغبون کرد براي همايون حريف و حديث بسيار به بار آورد و سرنوشت او را تغيير داد. ايراد مي‌گرفتند که چرا همايون به وزارت رفته است. کمترين و مهربان‌ترين ايرادها اين بود که دولت چيز زيادي به دست نياورد اما روزنامه‌نگاري ايران يک روزنامه‌نويس برجسته را از دست داد. اين حرف هم بوي همان غبني را مي‌دهد که من داشتم. رفتن همايون از عرصة روزنامه‌نگاري براي لشکري که روزنامه‌نويس نام داشت مانند از دست دادن سردار خود بود. از اين رو دچار غبن بود و ايراد مي‌گرفت. در واقع همايون چنان آبرويي در روزنامه‌نويسي داشت که گمان مي‌رفت وزارت آن آبرو را ندارد. بنابراين چرا بايد «يوسف مصري» را به «زر ناصره» مي‌فروخت. راستي را هم که همايون به وزارت آبرو مي‌داد نه وزارت به همايون. درست مثل فروزانفر که به سناتوري آبرو مي‌داد نه سناتوري به فروزانفر. اگر نام فروزانفر مانده به خاطر سناتوري‌اش نبوده است. گمان ندارم حالا ديگر کسي يادش مانده باشد که فروزانفر هم سناتور شد. همايون هم اگر نامش مانده به خاطر روزنامه‌نگاري‌اش است نه وزارتش.

پاسخی، با احترامات فائقه به ملاحظه سن، به جناب آقای امیر طاهری

روح و روانی آرام و قلبی صاف و پاک از کدورت‌های کهنه، که ما از صمیم دل آن را برای جناب طاهری آرزو می‌کنیم و بر این باوریم که به اقتضای سن لازم‌ و ضروری‌‌ست، اما چون آزردگی آقای طاهری از آقای همایون بس شخصی‌ست و شاهدان نیز دست‌شان از روزگار کوتاه و زبانشان خاموش، پس صحت و سقم را هم نمی‌توان سنجید، لذا ما از پیش حق را به آقای طاهری واگذار می‌کنیم و همان‌طور که گفتیم، بازهم تأکید می‌کنیم، که امیدواریم رفع کدورت شده و بار سنگین قلب ایشان بالاخره بعد از این همه سال در کانال 1 بر زمین گذاشته شده باشد.

فرازهایی از سخنان داریوش همایون

  • درخواست اصلاح رژیم اسلامی «بی‌پایه‌ترین شعار است زیرا بی آزاد کردن سیاست از نظامی که ولایت فقیه می‌آورد، و بی آزاد کردن جامعه از فرهنگی که در آن امام زمان با سرعت نور از چاه سامره به یکی از دو چاه جمکران یا هردو آنها جابجا می‌شود» امکان پذیر نیست.

«ایراندوستیِ» ما و اندیشۀ دکترجواد طباطبایی / فرخنده مدرّس

«آن‌چه در تاریخ ایران‌زمین شگفت‌انگیز می‌نماید، این نکته است که اگر چه تحول نظام “شاهنشاهی”، بویژه در دورۀ اسلامی و با زوال اندیشۀ ایرانشهری، در جهت برتری قومی و در خلاف جهت حفظ وحدت “ملی” بود، اما تداوم “ملی” در تنوع قومی پایدار ماند. به نظر می‌آید که با زوال تدریجی اصل نظام “شاهنشاهی”، فرهنگ و ادب ایران به شالودۀ این پایداری “ملی” اقوام ایرانی، تبدیل شد….اصل در تداوم ایران، تجدید نظام “شاهنشاهی” به عنوان نهاد حکومتی نیست؛ ایران‌زمین، از آغاز، قلمرویی فرهنگی بود و به طور طبیعی، پس از هر گسستی، بازگشت به اندیشۀ ایرانشهری به شالوده‌ای برای تجدید حیات تبدیل می‌شد. پشتوانۀ تکوین “ملیت” ایرانی اندیشۀ ایرانشهری است و نه نظام “شاهنشاهی”، اما واقعیت تاریخی ایران با اقوام متنوع و ضرورت حفظ وحدت سرزمینی آن ایجاب کرده است که ایرانیان و بویژه وزیران که دوره‌هایی نمایندگان راستین تمدن و فرهنگ ایرانی بوده‌اند، آن شیوۀ فرمانروایی را حتی به اقوام مهاجر تحمیل کنند. …»

تجدید مطلعی در معنای ملّت و میهن و دفاع از آن / دلِ ایرانشهر / دکتر جواد طباطبایی

در ایرانشهر، پیش و پس از اسلام، وحدت ملی وابسته به وحدت دینی آن نبود، همچنان که این وحدت «از بالا» نیز نبود. ایرانشهر کانون فرهنگی بود که می‌توانست صورت‌های متفاوت دین‌ها و آئین‌های مذهبی را درون خود بگذارد و صورتی ایرانشهری به آن‌ها دهد. دلیل اینکه ایرانشهر، به‌رغم بحران‌های درونی، یورش‌های بیگانگان و فرمانروایانی که جز تیشه بر ریشه آن نمی‌زده‌اند، هرگز از درون دستخوش فروپاشی نشد، جز این نیست که شالوده استوار وحدت ملی آن وحدت فرهنگی ایرانیان بود که همه شئون مادی و معنوی آنان را شامل می‌شد. همین فرهنگ توانست مبنایی برای مدارای دینی ایرانیان فراهم آورد، زیرا تنها ملتی دارای فرهنگ می‌تواند زمینه مدارای دینی درون فرهنگ را ایجاد کند و با فرهنگ بر تنش‌های دینی و عصبیت‌های قومی فائق آید.

تجدید عهدی با مشروطیت در یکصدو نوزدهمین سالگرد پیروزی / فرخنده مدرّس

حقیقت آن است که نیروی تخریب ایدئولوژیکی از بیرونِ اندیشۀ تجدد و ترقی و میهن‌دوستی آمد. منطق اندیشۀ میهن‌دوستانۀ مشروطه‌خواهی، منطق «شکستِ» محتوم نبود. شکستِ محتوم، یا به عبارت دقیق‌تر «شکست تاریخی» را ما به معنای اقدامات، افکار و اراده‌هایی می‌دانیم که از بنیاد کهنه‌اند، خلاف مصالح کشور و ملت، خلاف روح زمان و خلاف جریان تاریخ‌اند، سیر و حرکت آنها در جهت اجبار انسان و اجبار اجتماع انسانی به گذشته‌های سپری شده و تکرار نشدنی‌ست. از نظر تاریخی، هم آن افکار و هم نیروهای حامل آن افکار، بی‌ربط شده‌ و محتوم به شکست هستند.

انقلاب مشروطه سرمشق زنده‌ای که باید از آن پیش‌تر رفت / گفتگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون

انقلاب مشروطه شکستی سیاسی خورد. طرح یا پروژه اصلی آن در سده بیستم ناتمام ماند و در پایان با انقلاب اسلامی ‌به زیر افتاد. ولی طرح مشروطه خواهی زنده است و هنوز در بنیاد خود اعتبار دارد و در نتیجه دچار شکست تاریخی نشده است. برعکس انقلاب اسلامی‌ که پیروزی سیاسی تمام عیار و بسیار کامل‌تری از مشروطه داشت از نظر تاریخی شکست خورده و بی‌موضوع است؛ چیزی جز درس‌های تلخ برای آینده ندارد.

فصل‌چهارم‌ / نخستین‌ رساله‌ در اصلاح‌ نظام‌ حقوقی‌ / دکتر جواد طباطبائی

دکتر جواد طباطبائی در پاسخ مثبت به درخواست و نظرخواهی ما از ایشان در باره جنبش مشروطه و درج آن در شمارۀ ویژه تلاش، این فصل از اثر آتی خود را در اختیار ما قرار دادند و موجبات سپاس‌گذاری ما را از خود فراهم آوردند. فصلی در بررسی ارزش و اهمیت رساله «یک کلمه» به عنوان اثری در خور توجه در تاریخ شکل‌گیری اندیشه و نظام حقوقی و تاریخ قانون‌خواهی ایرانیان که بر بستر آن خواننده به صورت عمیق‌تری با جایگاه و قدر تلاش‌های میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله رجال روشنفکر عصر ناصری در تاریخ تجددخواهی ایران آشنا می‌گردد.

مشروطیت، مرحله‌ای در سیر تکوینی تجددخواهی / گفتگوی فرخنده مدرّس با دکتر جمشید بهنام

فراموش نکينم که تجددخواهی ايرانيان در زمينه مدرنيزاسيون و نوسازی ايران گاه تند و گاه کند همواره ادامه داشته و در 150 سال اخير جامعه ايران دگرگونی بسيار پيدا کرده و رو به پيشرفت بوده اما اصول فلسفی و سياسی مدرنيته مورد توجه قرار نگرفته است.

مجلس اول و اهمیت قانون انجمن‌ها و تشکیلات ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام / گفتگوی فرخنده مدرّس با دکتر محمدرضا خوبروی پاک

در کشورهای تاریخی نوعی ملی‌گرائی بومی و کهنسال وجود دارد که با ملی‌گرائی «وارداتی» ـ مانند «دولت وارداتی» در کشورهای نوپا ـ متفاوت است. ناسیونالیسم کشورهای نوخاسته بر اساس ساختن هویت ملی به جای هویت‌های محلی و قبیله‌ای قرار گرفته است هرچند که به برابری قانون و حقوق شهروندی اصرار بورزند. در حالی که در کشورهای تاریخی، مانند ایران، به علت تاریخ مشترک و پذیرفتن سرنوشت مشترک به ملت‌سازی و هویت مصنوعی نیازی نیست.

نقش انقلاب مشروطه در تحول تعلیم و تربیت ایران / دکترجلال متینی

آخوندها از این که دولت در امر تعلیم و تربیت دخالت کرده است و در دارالفنون علوم جدید به توسط معلمان خارجی تدریس می‌شود سخت برآشفتند. ناصرالدین شاه برای آن که از گزند آنان خود را حفظ کند، از آغاز کار دارالفنون، دو ایرانی واجد شرایط، را به عنوان «اذان گو» و «پیشنماز» در دارالفنون به خدمت گماشت.

میرزا فتحعلی آخوندزاده پیشگام فكری مشروطه در چندین عرصه / نیلوفر بیضائی

آخوندزاده بعنوان یكی از معدود روشنفكران مشروطه بدین درك درست رسیده بود كه مشروطه با رنگ و لعاب اسلامی و برای اینكه مقبول علما واقع گردد، برقرار شدنی نیست و مهمترین اصل آن كه برابری حقوقی است با اصول شرعی كه طبق آن نه حقوق زن و مرد برابر است و نه حقوق غیر مسلمانان با مسلمانان، در تناقضی آشكار قرار دارد. بهمین جهت او بدرستی جدایی دین از سیاست را پیش‌شرط برقراری مشروطه می‌دانست.

«خدمت به میهن» سنت روشنفکری دوران رضاشاهی / گفتگوی فرخنده مدرّس با استاد احسان یارشاطر

رضاشاه كوشش در توسعه و تجدید بنای ایران و همساز كردن آن با دُول پیشرفته داشت و محیطی بوجود آورد كه تمام كسانی كه شیفتۀ خدمت به ایران بودند می‌توانستند امیدوار باشند كه تلاششان به ثمر می‌رسد. نیروی رضاشاه پشتیبان همه كوشش‌های فرهنگی، و به قول شما روشنفكری بود.

برگرفته از کتاب: صدسال کشاکش با تجدد

گذشته این ایران در سه هزاره است و آینده‌اش در غرب، در جهانی که مرزهایش منظومه شمسی است. این ایرانی است که دارد از قالب فکری عرب ـ اسلامی بیرون می‌آید و جهانی می‌شود. مسئله آن دیگر سازگار کردن پیشرفت و آزادی با جزمیت و تامگرائی و ذهن توتالیتر نیست (که معادل فلسفی و جامعه شناسی مسئله ریاضی غیرممکن «تربیع دایره» است)؛ بدور افکندن «پوست» شعر مولوی است، حتا در شعر خود او؛ دریدن هر پوستی و شکستن هر قالبی است؛ درآمدن از اندیشه باطل اصلاح مذهبی بجای اصلاح سیاسی و اقتصادی است.

تندیس دستان شهبانو فرح پهلوی

Shahbano

‌ ‌

قرار است تندیس دستان شهبانو فرح پهلوی توسط رامین اعتمادی بزرگ و اشا صدر هنرمندان ساکن واشینگتن ساخته شود. تیم خبری صدای آمریکا با حضور در جریان این پروژه که در منزل مسکونی شهبانو فرح پهلوی در نزدیکی واشینگتن صورت گرفت به گفت‌وگو با او پرداخت. پروژه دست‌های ماندگار تلاش دارد با ساخت مجسمه دستان افراد تاثیرگذار در حوزه فرهنگ و هنر ایران، میراث آنان را یادآوری کند

یک هشدار از دل تاریخ! / الاهه رامندی

تشابهاتی که میان نمونۀ تاریخی جنبش‌های دانشجویی دهه 60 میلادی و تحرکاتی که امروزی در دانشگاه کلمبیا دیده می‌شوند، بسیار نگران‌کننده‌اند. گسترش فزاینده ایدئولوژی‌های یهودی‌ستیز در میان دانشجویان و در محافل دانشگاهی، آن‌هم در پوشش ضدیت با جنگ و به نام دفاع از «خلق فلسطین» می‌توانند، باردیگر منجر به رادیکالیسم، ایجاد تفرقه، از هم‌گسیختگی و ایجاد ناامنی‌های مشابه آنچه در آلمان در دهه ۱۹۶۰ به وقوع پیوست، گردد.

دلبستگی به انقلاب 57 بزرگترین مانع نزدیکی! / بنیاد داریوش همایون

انقلاب 57 انقلابی بوده است؛ علیه تاریخ ملت ایران، علیه دولت ملی ایران، علیه انقلاب مشروطه ایران، علیه نظام پادشاهی ایران، علیه دستاوردهای ایرانِ مدرن خاصه در دورۀ پادشاهان پهلوی، علیه آزادی، علیه حقوق و آزادی زنان، علیه برابری ادیان، علیه قانون‌گذاری عرفی، علیه قرارگرفتن اسلام برابر سایر ادیان در ایران، علیه آغاز شکل‌گیری نطفه‌های نظام و حقوق شهروندی، علیه امینت مرزهای ایران، علیه اعتبار و نام و عزت ایران، علیه صلح با جهان و همسایگان. بدون نفی ماهیت ضدایرانی آن انقلاب و بدون بستن آگاهانۀ پرانتز این انقلاب نحس، و بدون بازگشتن به پیش از نقطه‌ای که فتنۀ نابودی و فلاکت ایران، از آنجا آغاز شد، هیچ گامی را به جلو نمی‌توان برداشت. عزیمت‌گاه مهم است. اصلاح‌طلبانی مانند آقای مهدی نصیری، یا تاجزاده و امثال آنها، باید بگویند، برکدام شالوده‌ها ایستاده و از کدام عزیمت‌گاه عزم رفتن به جلو دارند؟ به کدام جلو؟

از غربت با خزر… / نقل از سامانه رضا فرخفال

وقتی شعر سیاوش کسرایی ” دلم هوای آفتاب می کند ” منشر شد و همه آن را خواندیم هوشنگ گلشیری گفت بالاخره کسرایی یک ” شعر” گفت!… کسرایی آن شعر را در غربت سروده بود.
اما همیشه برای من این سوآل بود که کسرایی در آن غربتگاه باکو چکونه آبهای فیروزه فام دریای خزر را می دیده است . امروز در صفحه خانم سوسن آزادی شعری از کسرایی را خواندم که پاسخ سوالم بود. روحش شاد که با همه چرک آلودگی ایدئولوژیک اما تا مغز استخوان ایرانی بود و دغدغه میهن داشت:

سخنرانی دکتر مهرداد پاینده در مراسم بزرگداشت داریوش همایون

در میان ما ایرانیان رایج است که هرگاه می‌خواهیم ارج کسی را بداریم، او را با شخصیتی مشهور مقایسه می‌کنیم. هرچه شهرت آن شخصیت بیشتر باشد، خوب ارج آن فرد هم بیشتر می‌شود. هرچه به خودم فشار آوردم که رسم است و شخصیتی را پیدا کن ـ حال از هر گوشه ای از دنیا ـ دیدم رضایت خاطرم را فراهم نمی‌کند. از ویلی برانت گرفته تا ماکس وبر، از هلموت اشمیت تا …! راستش باید مچ خودم را می‌گرفتم. با این سنت نمی‌توانستم بسازم. اگر می‌خواستم همایون را با کسی مقایسه کنم، یکتایی‌اش را از او می‌گرفتم. و از عهده‌ی این کار نمی‌توانستم برآیم، زیرا او را یگانه می‌خواستم.

دانشگاه تهران چگونه به‌وجود آمد؟ / علی‌اصغر حكمت

در میان حضار مرحوم مهدی‌قلی هدایت (حاجی‌مخبرالسلطنه) رئیس‌الوزراء سابق ایران كه از لحاظ سن و قدمت خدمت مرتبه ارشدیت داشت مرتجلا عرض كرد “ذات مقدس شاهانه چند سال قبل كلنگی به زمین زدند كه اوضاع جسمی مردم این كشور را اصلاح می‌كرد (اشاره او به كلنگی بود كه اعلیحضرت شاه در 1307 برای ایجاد راه‌آهن در محل ایستگاه كنونی به زمین زدند) امروز نیز بنایی را شروع می‌فرمایند كه روح را پرورش می‌دهد. الحمدالله كه نمردم و چنین روزی را دیدم… “

هشدار شاهزاده رضا پهلوی

جمهوری اسلامی، رژیمی بحران‌زا و بحران‌زی است. ۴۵ سال است که این رژیم ضدایرانی، جنگ و بحران و تحریم را به ملت ایران تحمیل کرده… 

پیوند گسستنی دین و فرهنگ و هویت / داریوش همایون

هویت اگر از دلالت‌های فرهنگی ـ سیاسی خود آزاد شود معنائی ساده‌تر از آن دارد که نزد ماست. برای بیشتر مردم پیشرفته جهان هویت، آگاهی به خویش و درباره خویش است؛ هم از سوی خود، هم از سوی دیگران. هویت یک ملت یا اجتماع چنان آگاهی درباره وابستگی به یک ماهیت تاریخی است. با این تعریف روشن است که هویت فرایافتی پویاست و سراسر گذشته و اکنون و آینده را در بر می‌گیرد و هم به ماهیت بزرگ‌تر ارتباط دارد هم به یگان‌های آن؛ هم شخصی است هم جمعی، و هر چه انسانیت پیش‌تر آمده، به این معنی که فرد جای مهم‌تری یافته، مولفه شخصی آن نیرومندتر شده است. خود، چه فرد و چه جامعه، از مراحل گوناگون می‌گذرد و شکل‌های گوناگون می‌گیرد ولی همواره برای خودش و دیگران همان است.

توضیح یک اشتباه / منصور هدایتی

همان گونه که در تصویرهای زیر دیده می‌شود و طباطبایی در واپسین پیشگفتار توضیح داد، از سال 1367 خورشیدی که نخستین چاپ کتاب تحت عنوان «درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» منتشر گردید، تا دو دهه پس از آن کتاب بدون تغییر و در 249 صفحه به «چاپ‌های متعدد» رسید. پس از دو دهه کامل، «ویراسته جدید» کتاب این بار با عنوان «درآمدی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» در 300 صفحه منتشر گردید، در این «ویراسته جدید» 50 صفحه بر کل کتاب افزوده شده که 18 صفحه آن به فصل منحنی تحول اندیشه سیاسی غزالی اختصاص دارد، و صفحات این فصل از 30 به 48 افزایش یافت. با «فرمت» متفاوت. در «ویراسته جدید» فصل جدیدی نیز برکتاب افزوده شد تحت عنوان «فصل نخست:ملاحظاتی در اندیشه سیاسی از اسلام تا ایران».

به مناسبت 24 اسفند زادروز رضاشاه، بزرگ‌ترين ايرانی سده بيستم

“همه چیز را می‌شود اصلاح کرد. هر زمینی را می‌شود اصلاح نمود. هرکارخانه‌ای را می‌توان ایجاد کرد. هر مؤسسه‌ای را می‌توان بکار انداخت. اما چه باید کرد با این اخلاق و فسادی که در اعماق قلب مردم ریشه دوانیده، و نسلاً بعد نسل برای آنها طبیعت ثانوی شده است؟ سالیان دراز و سنوات متمادی است که روی نعش این مملکت تاخت و تاز کرده‌اند. تمام سلول‌های حیاتی آنرا غبار کرده، به‌هوا پراکنده‌اند و حالا، من گرفتار آن ذراتی هستم که اگر بتوانم، باید آنها را از هوا گرفته و به ترکیب مجدد آنها بذل توجه نمایم. اینهاست آن افکاری که تمام ایام تنهائی مرا به‌خود مشغول، و یک‌ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال کرده است….. هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کرده‌اند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، برروی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفته‌ام. این کار شوخی نیست و سرمن در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است.“

سخنان رضاشاه بزرگ به نقل از سفرنامه مازندران

پیوندی نیرومند‌تر از هر گفتمان / گفتگوی فرخنده مدرُس با دکتر مهرداد پاینده

نکته‌ای که می‌خواهم در پایان پاسخ به این پرسشتان اشاره کنم، پیوند عاطفی میان همۀ ایرانیان است، که نیرویش از هر گفتمانی بیشتر است. این پیوند است که نگهبان واقعی این سرزمین است. این پیوند را هیچکس نمی‌تواند از ما بگیرد، مگر خود ما. ولی به بهای نابودی خودمان. وقتی به غرور ملی خودم و فرزند نیمه ایرانی‌ام نگاه می‌کنم، آسوده خاطر می‌شوم. سرزمین ما، ایران، هویت، پارۀ تن تک تک ماست. همه ما به آن نیاز داریم، چون بدون آن بی‌هویت می‌شویم.

در سوگ دکتر

هرقدر که بخواهیم به‌دل‌آریم و بگوییم سوگوار نیستیم، چون آن جاودان‌یاد و آن روح زنده، با همۀ آن‌چه از هستی‌ پرمَجدش مانده است، همچون ترنم نوشته‌ها، در برابر چشمان جویایِ دوان بر سطرهای مبارک، می‌نشینند، اما، گو! که روان ناآسوده و قلب ماتمزده راه نمی‌آیند و روا نمی‌دارند. پس بگو که سگواریم، در این نخستین سالگرد غیبت‌ پر حسرت و افسوس‌شان! کیست که بداند؛ دوام عمر تا چند است؟ اما تا عمر باقی‌ست، وامدار آن هزاران هزار زَر بر ورق، که از آن‌ها، این چندین سطر پرقدر را بار دیگر تقدیم خوانندگان می‌کنیم، که «تزهایی» هستند، برآمده از گذشتۀ دراز‌دامن سرزمین و مردمانی که او خوب می‌شناخت، که فرضیه‌هایی هستند، سپرده به آیندگان، که اگر خواستند آینده‌اشان ثمردهد، آنها را شالودۀ احیای خود کنند، تا بخت دولت‌شان بار دیگر بدمد!

مسئولیت شخصی و شرایط سیاسی و اجتماعی در انقلاب اسلامی / گفنگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون

انقلابیون از آغاز و پیش از آنکه بدنبال میلیون‌ها کشانده شوند می‌توانستند تصمیم‌های دیگری بگیرند. بخشی به علت تصمیم‌های خود آنان بود که حضور آن میلیون‌ها صورت گرفت. اگر عمل از منطق هدف پیروی می‌کند و به باخت همگانی، بیش از همه دست زنندگان به عمل، می‌انجامد پس منطق هدف عوضی بوده است. ما که عروسک خیمه شب بازی روزگار یا تماشاگران بی‌اختیار و بی‌مسئولیت توطئه ابرقدرت‌ها نیستیم. راهی را از میان راه‌های گوناگون بر می‌گزینیم و بعد قربانی منطق آن می‌شویم. خطائی در این فرایند نیست، سراپای این گزاره خطا بوده است.

رفیق خونی، انور السادات؛ / آرمین. م

شاید مهم‌ترین اقدام او از نظر ما؛ حمایت از محمدرضاشاه و دعوت او به مصر در جریان فتنه ارتجاع سرخ‌وسیاه باشد که در ذهن و دل هر ایرانی قرار دارد. جایی‌که به دولت آمریکا فشار برده و جلوی دسیسه‌های انقلابیان ایران و شخص قطب‌زاده و امثالهم را می‌گیرد و آریامهر را به مصر می‌برد.

استقلال و تماميت ارضی و يگانگی ملی ايران برای ما از همه بالاتر است و به هر قيمت و در هر وضعی از آن دفاع… 

سیاست بخشش؛ بدیلی در برابر سیاست حذف / بابک شامگاهان

در مورد همایون باید بگوییم که اولاً توأمان دانش‌آموختۀ حقوق و علوم سیاسی و کارگزار سیاسی رده بالا بود. ثانیاً بر خلاف اندیشمندانی مانند آرامش دوستدار، داریوش شایگان، رضا داوری اردکانی، سید جواد طباطبایی و عبدالکریم سروش که وارد مجادلات و مباحث فلسفی می‌شوند عمدتاً با اتکا به مبنایی فلسفی (فایده‌گرایی) در مورد تاریخ، سیاست و جامعه نظرورزی می‌کند. از این منظر، در فضای فکری ایران، بیشتر به محمدعلی فروغی، سید حسن تقی‌زاده و فخرالدین شادمان شباهت دارد؛ یعنی کارگزاری سیاسی با علائق فکری است.

پیام شاهزاده رضا پهلوی

maxresdefault (3)

‌ ‌

جمهوری اسلامی از زمان تاسیس، تروریست‌پروری را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است و با این تروریست‌پروری، تمام منطقه را درگیر جنگ و تنش کرده است.

‌ ‌

پیش از فاجعه ۵۷، رابطه پاکستان و ایران بر اساس دوستی و احترام متقابل بود. ایران نه تنها میانجی صلح میان هند و پاکستان بود بلکه در موقع دشواری‌های اقتصادی به کمک این همسایه شرقی می‌رفت. آن احترام، برآمده از اقتدار اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک و فرهنگی ایران بود.

‌ ‌

چهار دهه بعد، جمهوری اسلامی با ماجراجویی‌هایی منطقه‌ای سپاه پاسدارانش و با بی‌کفایتی اقتصادی و سیاسی و امنیتی، ایران را دچار چنان فلاکتی کرده که پاکستان کیلومترها درون مرزهای ایران عملیات نظامی می‌کند و در صداوسیمای ضدملی بابت آن خدا را شکر می‌گویند.

‌ ‌

موشک‌پراکنی دیوانه‌وار جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه و ناتوانیش در محافظت از مرزها و شهروندان، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور، دو روی یک سکه‌‌اند و محکوم.

‌ ‌

راه حل روشن است: مُهرِ پایان نهادن بر رژیمِ برآمده از فاجعه ۵۷، بازگرداندن قطار ایران به روی ریل ترقی و تمدن، بازسازی اقتدار اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و فرهنگی کشور و برقراری روابط صلح آمیز و دوستانه با همسایگان بر اساس منافع ملی، و بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه.

‌ ‌

‌ ‌ @OfficialRezaPahlavi

پیام شاهزاده رضاپهلوی

کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان ازجمله کودکان در انفجارهای تروریستی کرمان به دست داعش، نشانه دیگری از مرگ‌خویی و آدم‌خواری اسلامگرایی جهادی از یک‌سو، و بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی جمهوری اسلامی از سوی دیگر است. داعش و جمهوری اسلامی دو روی سکه تروریسم بنیادگرایانه اسلامی هستند.

..

امروز اسرائیل بار دیگر زیر هجوم تروریست‌هایی با ایدئولوژی آدم‌کشانه  قرار دارد. این نیروهای شر و حامیان‌شان باید متوقف شوند.

ما حمله وحشیانه امروز به مردم عادی، خشونت بی‌رحمانه علیه زنان و کودکان و گروگان‌گیری افراد بی‌گناه را محکوم می‌کنیم. همراه با همه ایرانیان آزادی‌خواه و صلح‌جو، که به جای دشمنی با همسایگان به دنبال همکاری و همزیستی هستند، هم‌دردی صمیمانه خود را با قربانیان و خانواده‌های آنان اعلام می‌کنیم.

اشتباه نکنید، اسرائیل  امروز هدف هجوم همان نیروهای افراطی و اندیشه‌های زهرآگینی‌ قرار دارد که کشور‌ ما را که زمانی پیشرفته و پیشرو بوده، به عصر تاریکی بازگردانده‌اند.

حمایت جمهوری اسلامی از حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گروه‌های تروریستی دیگر غیرقابل انکار است. شادی مقامات این رژیم در تهران از اخبار تلخ امروز بار دیگر نشان داد که آنها در حمایت از ترور و خشونت علیه مردم عادی لحظه‌ای تردید نمی‌کنند.

اسرائیل، مردم ایران، و کل منطقه تنها زمانی به امنیت و ثبات دست خواهند یافت که رژیم اسلامی در تهران که ثروت ایرانیان را هزینه حمایت از یک ایدئولوژی قاتلانه و تروریست‌های معتقد به آن می‌کند به زباله‌دان تاریخ فرستاده شود.

@OfficialRezaPahlavi

بحران هویّت در عالم کنونی

آنچه می‌خوانید حاصل بحثی است در باب “بحران هویّت در عالم کنونی” که با حضور آقایان شهید سید مرتضی آوینی، مسعود ترقی‌جاه، محمد علی شعاعی، دکتر جواد طباطبایی، محمد کاردان و دکتر کریم مجتهدی صورت گرفته است.

ما از جواد طباطبایی چه آموخته‌ایم / علی کشگر

در یکی دو روز گذشته باردیگر هذیان‌گویانی پریشان‌احوال و آشفته‌ذهن ــ و اینبار در زیر چتر «پادشاهی‌خواهی» ــ پا از گلیم خود درازتر کرده، یاوه‌هایی به مهم‌ترین فیلسوف عصرِ حاضرِ ایران دکتر جواد طباطبایی نسبت می‌دهند و از این طریق کورسویی در دل گروه‌های ضد ایرانی، از جمله پان‌ترکیستها، تجزیه‌طلبان و امت‌گرایان جمهوری اسلامی انداخته و کامشان را شاد کرده‌اند. یاوه‌گویی‌ چنین پلشت‌هایی، تازه نیست. اما ما ایراندوستان باید از خود بپرسیم چرا این یگانه فرزانۀ همروزگار ما چنین در کانون کینه‌توزی‌های این‌هم‌کیشان ضد ایران قرار دارد؟ مگر در آموزه‌های ایشان چه نهفته است، که هر دشمن ایران را، هر دشمن تاریخ این کشور را، هر دشمن پایداری این ملت را، هر دشمن دورۀ مشروطه ایران را و… چنین برمی‌انگیزد؟ ما از جواد طباطبایی چه آموخته‌ایم که ما را سعادتمند و سرفراز و دشمنان ایران را پریشان و آشفته‌حال کرده است؟

سخن سَردبیر / مسعود دبّاغی

گفتمان ملّی در تقابل میان انقلاب ملّی با خیزش‌های سابق، به گسست باور دارد. علاوه بر آن معتقد است ‌که بابت خصلت دگماتیک مختصّات نظری جبههٔ مقابل، چنین گسلی آشتی‌ناپذیر نیز هست. به همین سیاق، رتوریکِ گفتمان ۵۷ی معتقد است که اختلاف دو موضع بالا را می‌تواند تحت یک نظریه مرتفع کند. آن‌ها این تعلّق نظر ما را به گسست، به تمامیّت‌خواهی و حتّی خشونت‌ورزی فکری متّهم می‌کنند. مصداق چنین برخوردی را با گفتمان ملّی در زدن برچسبِ توتالیتاریسم به مشروطه‌خواهان می‌توان عیان دید.

تقدیم به دختر فضانورد / فرخنده مدرّس

من تردید ندارم برای میلیون‌ها تن از هم‌میهنانم، در سراسر جهان، یکی از آن لحظه‌های استثناییِ لذت و شور و غرور، با شنیدن اخبار در مورد یاسمین مقبلی، بانوی آمریکایی ایرانی‌تبار فضانورد، پیش آمده است، که فقط باید خود را، هر قدر کوتاه، در شعف و لذت آن غرق کرد و به هیچ چیز دیگری نیاندیشید؛ غرق در آن لحظه‌های شادی‌آورِ شنیدن اخبار، شنیدن صدا و دیدن برق خوشبختی در چشم‌ها، نظاره‌گری آن خنده‌های شادمانه به پهنای سیمای آن مادر جوان و نیوشیدن سخنان شعف‌انگیز این زن دلاورِ و پایدار و استوار که به ایرانی‌تبار بودنِ خود، و در قبال پدر و مادر خویش، نیز بس سربلند است و ما ایرانیان نیز بدو بس سربلندتر.

فرازهایی از سخنان داریوش همایون در باره دو کودتای سده بیستم در ایران

به خوبی می‌توان تصور كرد كه اگر مصدق از ۲۸ مرداد بدر می‌آمد افراطيان پيرامونش مانند فاطمی، واپسين موانع تسلط كمونيست‌ها را در نيروهای مسلح از ميان می‌بردند و مردمي نيز كه سه روز پس از رفتن شاه چنان برآشفته شدند با گذشت زمان احتمالا در برابر يك كودتای كمونيستی مقاومتی نشان نمی‌دادند، چنانكه در چكسلواكی همان زمان‌ها پيش آمده بود.

هنر و فرهنگ در جریان جنبش مشروطه / شروین محبی کرمانی

تاثیر جنبش مشروطه بر هنر و ادبیات ایران آن‌چنان گسترده بود، که هنرمندان و ادبیان پرشماری در دامن آن ظهور کردند. آوردن نام همگی آنان در اینجا نمی‌گنجد. تلاش من بر این است که این نوشته آغازی باشد، بر پژوهش در زمینه هنر و ادب ایران، در دوره‌ای که به انقلاب مشروطه منتهی شد و پس از آن نیز با نیرو گرفتن از مفاهیم و پتانسیل موجود در این جریان به نمو و شکوفایی خویش، هرچند با موانع بسیار به ویژه از سوی روحانیت، ادامه داد.

بزرگداشت صد و هفدهمین سالروز پیروزی مشروطیت در ایران / منصور هدایتی

با «انقلاب» مشروطیت، مقدمات حقوقی ـ قانونی دگرگونی‌هایی در ایران آغاز شد که ناظر بر نوآئین کردن بنیاد‌های همه وجوه زندگی، درکشور به بن‌بست کشیده شده ایران در دوره قاجار بود و بر خلاف آنچه با ابهام زیاد گفته شده، هدف جنبش مشروطه‌خواهی ایرانیان، تنها دریافتی سطحی از عبارت «محدود کردن قدرت» و یا خیالبافی دستیابی به دموکراسی‌های امروز، آن هم در سال‌های نخستین قرن بیستم، نبود. هدف اساسی مشروطیت، «حکومت قانون» در معنای وسیع آن بود. یکی از اهداف نخستین این دگرگونی، قانونمند کردن خود دستگاه «قدرت دولتی» بود، که به ضرورت می‌بایست برمبنای «نظام حقوقی جدید» که منشا آن انسانی و برخاسته از اراده مردم توسط «نمایندگان» می‌بود، تحقق یابد.

پهلوی‌ستیزی شگفت‌انگیزترین پدیده سیاسی ایران. / محمّد محبی

‌ ‌

پدیده پهلوی‌ستیری یکی از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های سیاسی در تاریخ ایران است. جمهوری اسلامی برای این پدیده، لشکری از موافقان و مخالفان فیک پهلوی را ایجاد کرده است تا هم‌چنان فضا را غبارآلود نگه دارد. بقیه فرفه‌های پنجاه‌وهفتی هم براساس عقده‌هایی که دارند، به جای ستیز با ج.ا هم‌چنان با پهلوی می‌جنگند.

در هفته‌ای که گذشت، سه خبر و رویداد تأسف‌آورموجب خشم و تأثر همه ایرانیان میهن‌دوست شد. / شاهزاده رضاپهلوی

نخست، خشونت رژیم علیه دلاوران آزاده‌ای که در جنگ هشت‌ساله با دشمن متجاوز بعثی، جان‌شان را برای دفاع از خاک ایران در کف دست‌شان گرفتند…. خبر تأسف‌آور و مرتبط دوم، اعلام ورود شبه‌نظامیان حشدالشعبی به دانشگاه‌های ایران به بهانه تحصیل است. …رویداد تأسف‌آور سوم، ضعف و ناتوانی رژیم در دفاع از خاک و تمامیت ارضی کشور است که تازه‌ترین نمونه آن را می‌توان در واکنش ضعیف و خفت‌بار به ادعای اخیر روسیه در خصوص جزایر سه‌گانه ایرانی و استفاده از نام جعلی برای «خلیج فارس» مشاهده کرد.

اخلاق در ایران / از طب روحانی تا اخلاق ناصری / آرش شاهسون

خواجه با عقب راندن عقل به نفع نقل، در واقع امکان تجدید سنت عقلی، در حکمت عملی، توسط خود را از بین برد. از این رو به جای تجدید بخش‌هایی از سنت که در پی آن بود مرتکب تکرار سنت می­شود و با توجه به مقتضای زمانه، اعتدالی که به آن سفارش می­کرد چنان بی­ربط به عمل به نظر می­رسد که خود در ابتدای کتاب چنان که به تفصیل ذکر آن رفت مسئولیت به خطا افتادن ناشی از عمل به آن را از خویش سلب می­کند. «و، بدین سان، در فاصله‌­­ی یورش مغولان تا برآمدن صفویان، حکمت عملی معنای خود را از دست داد، در حالی که نظریه­ای نیز برای تبیین این بی­معنایی تدوین نشد.»

از گفتگوی واشینگتن دی سی با داریوش همایون در سال ۱۹۸۲

ایرانی‌ها‌ [ نسل پنجاه‌وهفت ]‌ یک حماقت عظیمی کردند، یک اقدام به خودکشی دسته جمعی کردند و برایشان خیلی سخت است که بگویند ما این کار را کردیم. منصف‌ترین آنها می‌نویسد، در یک مجله‌ای خواندم، که این من نبودم که انقلاب کردم من را فریب دادند. خودش را جدا می‌کند از آن خود فریب خورده. معلوم نیست این دو تا خود دارد مثل اینکه یک خودی دارد که فریب نخورده و مسئولیتی ندارد و یک خودی که فریب خورده است.

خاک قبولش نمی‌کرد! / محمد محبی

خاک قبولش نمی‌کرد! ‌ ‌ گورکن‌های ولایت ما اعتقاد عجیبی دارند. می‌گویند که وقتی برای یک کهن‌سال فوت‌شده قبر می‌کنند، زمین بدون دردسر و زحمت زیاد… 

بازگشت به تجربه مشروطیت / گفتگو با دکتر جواد طباطبائی

یکی از تالی‌های فاسد حسرت خوردن است. ما باید با این برخوردهای عاطفی تسویه حساب کنیم. زمان آن رسیده است که در آرامش و با خردورزی وضع خودمان را در دنیای امروز ارزیابی کنیم. بسیاری از اشکالات ما ریشه در گذشته تاریخی ما دارد، اما این مانع از این نباید بشود که ما بتوانیم این را خیلی منطقی مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که اصلا چه باید کرد؟ با حسرت خوردن راه به جایی نمی‌بریم! مساله اساسی بقای ما به عنوان یک ملت است در دنیای کنونی و این جز با ارزیابی منطقی گذشته و البته یادگرفتن زبان دنیای جدید و مناسبات جدید امکان‌پذیر نخواهد شد.

یکی از برنامه‌های اصلی سفر اخیرم به دو کشور اسرائیل و ایتالیا بازدید از اماکن مذهبی در اورشلیم، حیفا و واتیکان با هدف رساندن این پیام به افکار عمومی، و رهبران دینی و سیاسی بود که کشور کهن ایران از چند هزار سال قبل، مهد آزادی ادیان و آیین‌های مختلف بوده است و پیروان ادیان و باورها تا پیش از روی کار آمدن رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، آزادانه و با تساهل و مدارا در کنار هم زندگی می‌کردند. این رژیم از روز نخست، به جان و مال یهودیان، بهاییان، مسیحیان، زرتشتیان، اهل سنت، دراویش، جامعه یارسان، خداناباوران و حتی اکثریت شیعیان مخالف ولایت فقیه تعرض کرده. اما در ایران آزاد و سکولار فردا، حکومت قانون، ضامن آزادی مذهب و باور خواهد بود و ایران دوباره به اصل خویش باز خواهد گشت.

یادبود جواد طباطبایی / منصور هدایتی

‌ ‌

‌طباطبایی دو دهه پس از آغاز سال‌های نگونبختی، آنگاه که «شوکران تباهی» چنان درارکان و نهادهای کشور رخنه کرده بود، در سطحی از آن «تامل» در عرصه سخن با «مردانگی» در دفاع از «میهن» قد برافراشت، او برای ما توضیح داد که دفاع از «میهن»، وجهی است اساسی از معنای تاریخی ملت و ملیت ایران، که در طی هزاران سال، «به طور خودجوش» معنا یافته و در نام «میهن» ظاهرگشته است.