لبنان از آن کشورهاست که در دوستیش سودی نیست و در دشمنیش زیانی. نه زهر بهر دشمن و نه مهر بهر دوست.
پیشگفتار
پیشگفتار هزاره دوم بر ایرانی چشم گشود که از شب تیره فرمانروائی عرب بر بامداد سه سده زرین ایران و رنسانس کوچکی که تا اروپا رسید بیدار میشد. هزاره سوم، ایران را در کارزاری هر روزه با روایت دیگری از همان شب تیره مییابد. مانند هزار سال پیش باز همان نشانههای ناهمساز نومیدی تا خوشبینی، …
از سده بیست به هزاره نو
از سده بیست به هزاره نو در این نخستین روزهای سالی كه آغاز سده و هزارهای نیز هست انسان به دشواری میتواند به آینده نیندیشد؛ و آیندهبینی چیزی جز فرافكنی projection گذشته نیست. ما آینده را تنها در پرتو گذشته میتوانیم ببینیم ــ حتا هنگامی كه داستان علمی تخیلی مینویسیم. در این همزمانی تاریخی، سدهای …
بخش اول ـ دگرگونی اجتماعی صحنهسازی نیست
بخش اول ـ دگرگونی اجتماعی صحنهسازی نیست از همان فردای انقلاب اسلامی، یك مساله مركزی بر اجتماع ایرانی برونمرزی كه هزار هزار بر آن میافزود، سایه انداخت: نظریه توطئه. از آن پس هرچه از اندیشه و عمل اكثریت این اجتماع بوده به صورتی، از این نظریه تاثیر پذیرفته است. چیرگی توطئه اندیشی بر ذهن بسیاری …
بخش اول ـ پیشبرد آنچه در 17 دی آغاز شد
بخش اول ـ پیشبرد آنچه در 17 دی آغاز شد این روزها با هفده دی همزمان شده است. هفده دی روزی بود (در ١٣١۴/1936) كه زنان ایرانی بطور رسمی و به دستور دولت از پوشیدن روی خود در بیرون خانه منع شدند. نام رسمی آن رویداد كشف حجاب بود، اما بسیار بیش از برافتادن پرده …
بخش اول ـ 28 مرداد مهمترین رویداد جهانی
بخش اول ـ 28 مرداد مهمترین رویداد جهانی پنجاهمین سالگرد 28 مرداد در یک فوران تبلیغاتی و سیاسی، با چنان سر و صدائی گذشت که خود یکی از مهمترین رویدادهای سال شد. پنجاه سال برای سپردن هر رویدادی به تاریخ میباید بس باشد. آلمان و فرانسه پس از سه جنگ در چهار نسل پیاپی که …
بخش اول ـ چهل سال پس از یک انقلاب اجتماعی
بخش اول ـ چهل سال پس از یک انقلاب اجتماعی ششم بهمن را اگر دوستی به یاد نیاورده بود از این خاطر نیز میگریخت ــ با همه اهمیتی که در زندگی من داشت و مرا به امکان اصلاح آن نظام و ضرورت کارکردن از درون نظام برای اصلاح آن متقاعد کرد. ششم بهمن روزی بود …
بخش اول ـ دمکراسی خم رنگرزی نیست
بخش اول ـ دمکراسی خم رنگرزی نیست درباره دمکراسی در ایران و دورههای کوتاه آن در سده گذشته، به اندازه کافی کلیشههای تکراری شنیدهایم. برداشت روزنامهای و تبلیغاتی از دمکراسی و مشروطه که دیرزمانی بر جستارهای ”علمی” نیز چیره بود (علمیکه با پیشداوری آغاز شود پیشاپیش خود را نفی میکند) تصویر محو شکستهای از یک …
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش دوم
هگل در پدیدارشناسی روح از نظریه اولیه خود درباره آرمانی بودن وضع یونان فاصله میگیرد. پیشتر هگل گمان میکرد که راه پایان دادن به وجدان نگون بختی که مسیحیت برای انسان اروپایی ایجاد کرده بازگشت به هماهنگی و وحدت زیبای یونانی و تکرار آن تجربه است.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش نخست
آن چه در جلسات قبل درباره پدیدارشناسی روح گفتم بیشتر مقدمات با تاکید بر مقدمه و پیشگفتار این کتاب بود و بحث به این جا رسید که دوعنوان فرعی پدیدارشناسی روح هر دو به یک مطلب اصلی برمیگردند. نظر مفسران پیشین – بویژه مفسران سده نوزده و اوایل سده بیستم – نیز که اعتقاد داشتند …
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه سوم بخش چهارم
هگل از این حیث تعبیر راه را به کار می گیرد که تجربه آگاهی یا آگاهی آگاهی از خود در این رفتن – به تعبیر دیگری در این سلوکی که مسیر تجربه آگاهی و خودآگاهی از آن می گذرد که تکرار می کنم معنای دیالکتیک در نزد هگل جز این نیست – تحقق پیدا می …
در سراشيب ـ داریوش همایون
عبدالناصر نه میتواند صلح را به ملت خود عرضه دارد و نه پيروزی در جنگ را. توسعه اقتصادی و بهروزی مردم مصر نيز در شرايط کنونی داستانهای فراموش شده است.
لفظ مشروطه و يادی از اوايل مشروطيت: حسن تقیزاده
به نظر من مشروطيت ايران اگر چه با مجاهدت صادقانه و بيغرضانه و جانفشانی پرشور و فدارکاری و کوشش مستمر قسمت بزرگی از طبقات متوسط ملت و علماء و تجار و اصناف پيشرفت نمود، در درجه اول مديون يازده يا دوازده نفر پيشروان و قوائم مشروطيت و آزادی سياسی بود.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه سوم بخش سوم
این جا این سوال پیش مطرح می شود : چرا فلسفه از این جا شروع میشود؟ چرا این راه در نهایت به علم مطلق منجرمیشود؟ و بالاخره این که علم مطلق به این معنی چیست؟
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ سوم بخش دوم
سخن هگل این است که فیلسوفان دیگر ــ از دکارت تا کانت که در همین مقدمه از آن ها انتقاد میکند ــ در محدوده نوعی واقع گرایی یا رئالیسم فلسفه تأسیس کرده اند، در حالی که اولین گام فلسفه پشت کردن به همین رئالیسم فلسفی است.
جنگ در دو جبهه ـ داریوش همایون
علائم فروریختگی سیاست اروپای شرقی شوروی ـ سرکشی رومانی و بیگانگی یوگوسلاوی و مقاومت منفی شگفتآور چکسلواکی و بالا گرفتن شبح ناسیونالیسم در بالکان و اروپای مرکزی ـ در همه جا آشکار است. دکترین حاکمیت محدود برژنف در کار آنست که خود شوروی را بیش از پیش در منطقه تسلط خود محدود سازد
در حاشیه نوشته داریوش آشوری / فرخنده مدرس
نگارش این اشاره… تنها سخنی با خودمان و با خوانندگان آثار بزرگانمان در حوزهی نظر و اندیشه است، آن هم به منظور یادآوری و تقویت روحیهی جدیدی در خوانندگان ـ یعنی خودمان ـ که دیگر در برابر «پرخاش» و «تشر» و «تهدید» و…. مصون شده است و در پس غوغا و همه این پردهها گوهرها …
























