Category: نقد و نظر

فضای حرف و فضای عمل/ سخنرانی باقر پرهام در شب‌های گوته

مصلحت اجتماعی ما و شما اینست که بهانه به دست دشمنان دیرین آزادی ندهیم و کاری کنیم که فضای گفت‌و‌گوی ما آنقدر ادامه یابد تا مردم، یعنی داور اصلی و نهایی هر مسألۀ اجتماعی، دریابند که حق با کیست

ادامه‌ی مطلب

«ايران» نام ديگر برابری ـ آرش جودکی

تبعيض‌هايی که به احساسات جدايی‌طلبی در ايران امروز دامن می‌زنند ريشه در صفت «اسلامی» نظام حاکم دارند و نه در برتری‌جويی‌های يک قوم خاص در قبال قوم‌های ديگر. از سوی ديگر اقبالی که قوم‌سالاری از پس فروپاشی کشورهای سوسياليستی يافته است، زمينه‌ی مناسبی برای طرح و گسترش چنين احساساتی فراهم می‌آورد. اگر به مردم‌سالاری همچون يگانه راهِ برون‌شو از تنگناي جمهوری اسلامی باور داريم ـ تنگنايی که همه‌ی ايرانيان از هر قوم و مسلک و مذهبی در آن گرفتار آمده‌ اند ـ می‌بايستی معنای فراقومیِ مردم ِ دموکراسی را پيش چشم داشته باشيم.

ادامه‌ی مطلب

سخنرانی هوشنگ گلشیری درباره جوانمرگی در نثر معاصر فارسی

با توجه به انقلاب مشروطیت و مساله‌ای به اسم قانون اساسی ایران، ما هنوز در همان مرحله‌ای هستیم که میرزا آقاخان کرمانی بود، شیخ احمد روحی بود که دهخدای «چرند و پرند» بود که سیدجمال‌الدین اسدآبادی بود، یعنی هشتاد سالی است با‌‌ همان آرمان‌ها داریم سر می‌کنیم، بگوییم صد سالی است درجا می‌زنیم.

ادامه‌ی مطلب

من به این آزادی مشکوکم ـ سخنرانی بهرام بیضایی در شب‌های شعر گوته

کلمه‌هایی که از دستگاه‌های دولتی تا روشنفکر معاصر همینطور هم یکسان به کار می‌برند. به من حق بدهید که نسبت به این کلمه‌ها مشکوک باشم. اگر قرار باشد دستگاه دولت مسوولیت بگوید و ما هم بگوییم، من به این مسوولیت مشکوکم، اگر قرار است او دربارۀ آزادی بگوید و ما هم، من به این آزادی مشکوکم.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش سوم

قبل از ادامه بحث باید اینجا پرانتزی بازکنم و آن این است که اگر تا این جا دقت کنید می بینید که بحث هگل تقریباً به طور کلی به تنها متفاوت بلکه متعارض پارادایم نظری عمده ماست. مسئله هگل موکداً عبارت از خودآگاهی است و نه آگاهی و به توضیحی که هگل تا اینجا آورده، این خودآگاهی جز از طریق دیدن خود در آیینه غیر امکان پذیر نیست.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش دوم

اگریادتان باشد در ترجمه و توضیح چند سطری که هگل به عنوان معرفی پدیدارشناسی برای خوانندگان نوشته بود به تعبیرکاخ اشاره کردم وگفتم که گویی دراین کاخ ارکستری وجود دارد که قرار است برنامه ای را اجرا کند، که چند آن سطر هگل بمثابه معرفی کلی آن برنامه است.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه پنجم بخش نخست

باز نکته دیگری که قبل از پرداختن به متن اشاره به آن لازم است این است که هگل در سال ۱۸۳۱ چند هفته‌ای پیش از مرگ خود شروع به تصحیح ویراست آثارش کرد و بعد از تصحیح یکی ـ دو اثر به تصحیح پدیدار‌شناسی روح پرداخت که متاسفانه اندکی پس از شروع به بازنویسی بر اثر ابتلاء به وبا درگذشت.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش پنجم

وانگهی، در نظر هگل مرگ بدترین اتفاق زندگی نیست، بلکه او بر آن بود که دو نوع مرگ وجود دارد : مرگ – به تعبیر ما – افتخارآمیز و دیگر مرگ برای هیچ یا مرگ مفت. هگل بر آن بود که مرگ های انقلاب فرانسه از این نوع اخیر بود. اما همان طور که گفتم هگل از دوره جوانی توجهی به شهر و مدینه یونانی داشت و  همان به همراه دیگر دوستان هم حجره به اهمیت مناسبات شهروندی در یونان پی برده بود.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش چهارم

نظریه خود هگل مبتنی بر این است که دو ساحت فرد و جمع باید بتوانند هر یک در جای خود حضور پیدا و رابطه ای دیالکتیک ایجاد کنند. معنی دولت جدید یا مدرنیته همین است. البته ما در ایران هم بسیار شنیده ایم که گفته اند ما چون امت وسط هستیم بنابراین همه چیزمان بینابینی است و از این رو نه لیبرالیسم را قبول داریم و نه سوسیالیسم را بلکه معتقد به یک راه بینابینی هستیم.

ادامه‌ی مطلب

انجمن‌های زنان در دوران مشروطه / الهه باقری

مدرسه فمینیستی: انقلاب مشروطه یکی از قابل توجه‌ترین تحولات دوران معاصر ایران بود که در شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور تأثیر بسزایی داشت، زنان نیز به عنوان نیمه خاموش جامعه از این تاثیرات دور نماندند.

ادامه‌ی مطلب

ساکنان خانه‌های عنکبوت‌دار/ نگاهی به کتاب “سفر دانه به گل” و جایگاه زنان ایرانی در دوره قاجار

در فرهنگ مکتوب ایران نمونه‌های نثر زنان بسیار کمیاب است و در کل دوره تاریخ ایران تا ابتدای دوره قاجار، به جز چند رساله فقهی نمونه دیگری از نثر زنان در دست نیست. به واقع زنان اهل سخن فرض نمی‌شدند و در تاریخ‌ها، تذکره‌ها و سایر متون نثر به مواردی انگشت‌شمار حضور نداشتند. غایب بودن آنان، نشان دهنده بی‌اعتبار دانستن حضور زن در ساختار فرهنگ مکتوب است

ادامه‌ی مطلب

به داریوش همایون، با احترام به هشتاد و دو سال و یک سال زندگی

«تاريخ کار خودش را می‌کند و هر کس را جای خودش می‌گذارد.» بحث و بررسی آنچه داريوش همايون برای ما گذاشته، تازه آغاز شده است. نمونه‌هائی که در زير به ياد هشتادوسومين زادروز وی آورده شده، پرتوی است بر جائی که تاريخ برای او در نظر گرفته است.

ادامه‌ی مطلب

«…و با تمام افق های باز نسبت داشت» / ماندانا زندیان

سمفونی نثر همایون از صدای انسان لبریز است، و پیروزی ما در پالایش فرهنگ سیاسی جامعه، هر زمان که دست دهد، و بر هر نسل، سهمی از زندگانی داریوش همایون؛ سهمی که بر نام  ارجمندش روی خواهد داد.

ادامه‌ی مطلب

آنگاه که رودخانة تاریخ به دریای پیشرفت برسد! نقد‌ها و پاسخ‌ها / گفتگوی فرخنده مدرس با داریوش همایون

ارزیابی دوباره کارکردها و دوران خود و نگرش انتقادی به معنی واقع گرایانه از رژیم پیشین برایم دوستان زیاد و دشمنان بسیار بیشتر فراهم کرده است ولی این کار می باید از جایی آغاز می شد و من پشیمان نیستم که از آغاز کنندگان بوده ام.

ادامه‌ی مطلب

مفهوم سیاست و سیاستگر را باید عوض کرد / گفتگوی هما سرشار با داریوش همایون

من اصلاً پست مدرن نیستم برای اینكه خود پست مدرن به نظر من یك تناقض عبارتی است. مدرن در خودش همیشه پس از خود را دارد، همیشه نو شدن را دارد. مدرن یعنی نو شدن، یعنی نایستادن، یعنی دائماً با دید انتقادی نگاه كردن. در نتیجه لازم نیست ما پست مدرن باشیم. پست مدرن ایدهً بسیار خطرناكی است

ادامه‌ی مطلب

داریوش همایون آینه‌ای در برابر خویش، آینه‌ای در برابر دیگران / نیلوفر بیضایی

اصولا آشنایی بانظرات همایون, ما را بدین نكته متوجه می كند كه می توان سیاستمدار بود و هفتاد و پنج ساله، اما مدرن اندیشید, می توان سیاستمدار ایرانی بود و سر پیری هوس “بازگشت به خویشتن“ از نوع عرفانی و اسلامی نكرد, بلكه به بلوغ فكری در درك مفهوم تجدد رسید وحامل نگرشی بود كه “زمان آن رسیده است“.

ادامه‌ی مطلب

شب اوّل / سیروس آموزگار

همایون یكی از خوش فكرترین مردان سیاسی ایران بود و هست و هرگز نمی‌خواستم كه خود را آلوده كارهای اجرائی بكند. او در مقام یك اندیشمند سیاسی و اجتماعی می‌توانست خود را بالاتر از حزب و بالاتر از فعالیت‌های سیاسی نگه دارد و خیلی هم مفیدتر باشد.

ادامه‌ی مطلب