دشوار است که که کسی با داریوش همایون و اندیشه و قلمش آشنا شود و بی تفاوت بماند. آن “دشمنی های سخت و دوستی های پر شور ” که وی از آن نام می برد را می توان فرایند همین مقوله دانست.
روزنامه آیندگان به روایت فیروز گوران: روزنامه سفید فقط یک مقاله داشت
همایون در نخستین مصاحبهای که من با او انجام دادم در پاسخ به یکی از سوالها گفت: «آیندگان روزنامه صبح را وارد تصویر مطبوعات کرد.» بیتردید این برداشت ایشان کاملا درست بود و به گمان من انتشار روزنامه صبح در ایران یادگار ماندگار ایشان است
“بچههای رضاشاهی” و مسئله توسعه و نوسازی ایران / گفتگو با دکتر علینقی عالیخانی
آنچه از همان نخستین مراحل چشمگیر بود, قدرت نویسندگی وی بود. قدرت نویسندگی همراه با استدلال. … ما به یکباره در میان جمع خود با فردی روبرو شدیم که مسائل را بقلم می کشد, آنهم نه تنها بقدر کافی زیبا بلکه دارای محتوا. او با منطق سخن می گفت. از این نقطه نظر داریوش در …
كوتولههای “بلندقامت“ در سایة غروب آفتاب / گفتگو با ایرج تبریزی
در مورد رفتن همایون به كابینه به عنوان وزیر اطلاعات و جهانگردی من معتقد بودم انتخابی بود كاملاً شایسته و مناسب و برخلاف رسم غالب كه حكومتگران اعتبار و حرمت خود را از پست و سمتاشان می گرفتند، همایون به عنوان یك صاحبنظر و عنصر جامعه مطبوعات به پست خود اعتبار بخشید.
هویت ایرانی از دوره رضاشاه تا جمهوری اسلامی در گفتوگو با جمشید بهنام و منافزاده ـ بخش دوم
“برلنیها” هم تا حدی به ایران باستان توجه داشتند، اما نگاه آنان بیشتر به آینده بود. شاید بشود گفت که تقیزاده رئالیستتر بود و کاظمزاده رمانتیکتر. ولی به طور کلی توجه آنها به موضوع تجدد و آینده بود.
هویت ایرانی و حلقه برلن به روایت جمشید بهنام و مناف زاده – بخش اول
این که مدام سئوال کنیم که “هویت ما چیست”، یا “هویتمان را از دست دادهایم”، یا “هویت ما چه شد”… این بیم و هراس به عقیدۀ من بیمعناست. ایرانیها همیشه خود را ایرانی میدانستهاند و هویتی هم برای خود قائل بودهاند.
مسئله شرق هميشگی ـ داريوش همايون
در سراسر قرن نوزدهم تا جنگ جهانی اول بالکان يک انبار باروت بالقوه بود و “مسئله شرق” ـ چنانکه قضايای مربوط به اروپای شرقی و امپراطوری عثمانی را در اصطلاح زمان می ناميدند ـ اشتغال عمدهی ديپلماسی اروپائی بشمار میرفت. بر سر اين مسئله چهار امپراطوری بزرگ روسيه و عثمانی و هابسبورگ و هوهنزونلرن از …
نقشآفرینی زنان ایرانی ارمنی در انقلاب مشروطه
زنان ایرانی ارمنی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در زمینهٔ آموزش، خیریه و به میزان کمتری در زمینه سیاست به عنوان بخشی از جنبش ملیخواهانه ارمنی که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد بسیار فعال شدند.
چرا اساس مشروطیت مختل شد؟ ـ نطق رادیویی محمدعلی فروغی در ۱۵ مهر ۱۳۲۰
مردم وقتی آزاد خواهند بود که قانون در کار باشد و هر کس حدود اختیارات خود را بداند و از آن تجاوز نکند. پس کشوری که قانونی ندارد یا قانون در آن مجری و محترم نیست مردمش آزاد نخواهند بود و آسوده زیست نخواهند کرد.
پیشدرآمد برخوردها ـ داریوش همایون
محافل حاکم عراق در در سی و چند سال استقلال کشور خود پیوسته در پیرامون مرزهایشان در پی ماجراهای جهانگیری بودهاند. زمانی هلال خصیب بود و سوریه و اردن، وقتی کویت بود و احیاناً خوزستان و امروز خلیج فارس است در سراسر کرانه جنوبی آن.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش سوم
هگل پس از توضیح چند نکته دیگر که مجال طرح آن ها نیست، از یونان که در نظر او آغاز اروپا بود، گذر کرده و به انقلاب فرانسه که از نظر وی پایان – یعنی غایت تحول تاریخی – اروپاست منتقل میشود.
«همايون» و موسيقی ـ محمود خوشنام
همايون سياستمردی بود که موسيقی را برای ارزشهای زيبائیشناسانه و روانشناختنیاش گرامی میداشت
“پیروزی“ خشم و کین انقلابی ـ داریوش همایون
انقلاب اسلامی، و فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی بطور کلی، در شهریور 1367/1988 با لحظه حقیقت خود روبرو شد. هزاران جوان انقلابی پرشور، اعضای سازمانهائی در خون تعمید یافته، در سردابهای کشتارگاههائی که زندان آنها بود دسته دسته از دم شمشیر انقلابی که در راهش از جان خود مایه گذاشته بودند گذشتند.
بخشودن و فراموش نکردن ـ داریوش همایون
سالها پیش آقای اکبر گنجی خواستار پیگرد و محکومیت و بخشودن آمران و عاملان آدمکشیهای زنجیرهای، که خود رسوایشان کرده بود، شد. اکنون بار دیگر در سخنرانی دریافت جایزه قلم طلائی به آن ایده باز گشته است و در تعبیر گستردهتری چنین میگوید: ”امروز دیگر نباید با همان سلاح خشونتطلبان به مقابله با آنان پرداخت. …
پایان “اسکاندال” ـ آیندگان شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۴۸
لبنان از آن کشورهاست که در دوستیش سودی نیست و در دشمنیش زیانی. نه زهر بهر دشمن و نه مهر بهر دوست.
پیشگفتار
پیشگفتار هزاره دوم بر ایرانی چشم گشود که از شب تیره فرمانروائی عرب بر بامداد سه سده زرین ایران و رنسانس کوچکی که تا اروپا رسید بیدار میشد. هزاره سوم، ایران را در کارزاری هر روزه با روایت دیگری از همان شب تیره مییابد. مانند هزار سال پیش باز همان نشانههای ناهمساز نومیدی تا خوشبینی، …
از سده بیست به هزاره نو
از سده بیست به هزاره نو در این نخستین روزهای سالی كه آغاز سده و هزارهای نیز هست انسان به دشواری میتواند به آینده نیندیشد؛ و آیندهبینی چیزی جز فرافكنی projection گذشته نیست. ما آینده را تنها در پرتو گذشته میتوانیم ببینیم ــ حتا هنگامی كه داستان علمی تخیلی مینویسیم. در این همزمانی تاریخی، سدهای …


































