دیوان اشعار ایرج میرزا / تهیه شده در سایت کل کده
دیوان اشعار ایرج میرزا
Divan e Iraj mirza Mandana
تفکر و خشونت؛ تاملی در مفاهیم «یادآوری» و «بازنگری» / بهروز داودیان
همایون همه را ترغیب به تفکر انتقادی میکند تا اینکه بدیعیات سیاسی ذهنی گذشته را به چالش کشد و چهارچوبهای نو و استواری را در حوزه سیاست بنا نهد. فقدان تفکر انتقادی در حوزه سیاست ایران ناشی از همین ترس خراب کردن و ساختن از نو است که یکی از عناصر محوری تمدن غرب است، …
مردم سالاری و جنگ / فرهاد یزدی
تا کنون هرگاه سیاست، کاربرد خود را از دست میداد، یعنی هرگاه حکومتی نمیتوانست به هدفهای مورد نظر از طریق سیاسی دست یابد، جنگ به عنوان حربه نهایی بکار گرفته میشد. پس چگونه است که مردمسالاریها، با مکانیسم حل مسالمتآمیز اختلافات، در جنگ شرکت میکنند؟ آیا این مکانیسم حل مسالمتآمیز اختلاف در مقابل مردمسالاریها و …
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش سوم
هگل در مرحله دیگری می گوید آگاهی نگون بخت با وجود فردی و حیثیت درونی او یکی می شود اما ذات هم چنان جدای از آگاهی است. از این جا به بعد هگل الگوی مسیحیت را مد نظر قرار می دهد و می گوید بعد از این خودآگاهی در مقابل امر دیگر یا ذاتی قرار …
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش دوم
این جا برای توضیح وجدان نگون بخت باید یک اصطلاح هگلی را قدری توضیح بدهم و آن Consciousness است. من تا این جا این اصطلاح را به آگاهی ترجمه کردم و باید هم چنین باشد و چون کتاب پدیدارشناسی روح کتابی منظم و سیستماتیک است بنابراین نمی شود هر اصطلاحی را به چندین معنی ترجمه …
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش نخست
بعد از بحث خدایگان و بنده که دو جلسه تمام طول کشید ، متاسفانه برای ادامه ، متن فارسی قابل اعتنایی در اختیارنداریم تا به شما معرفی کنم که بتوانید بحث را دنبال کنید. بنابراین من پدیدارشناسی را از آنجا که حمید عنایت رها کرده دنبال می کنم . گفتم که خدایگان و بنده در …
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش پنجم
بار دیگر به تفسیر کوژو برمی گردم که گفت اینجا یعنی با پیروزی پرولتاریا، یا به تعبیربعدی مارکس، با پیروزی تاریخ بر ماقبل تاریخ پرونده بسته شده است و بعد از این دیگر پیکاری در میان نخواهد بود. گفتیم که هگل چنین چیزی را نمی گوید چون هگل اعتقاد نداشت که پیکار در حوزه مناسبات …
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش چهارم
اما پاراگراف نوزده که آخرین پاراگراف است. هگل می گوید : « ولی عمل شكل دادن به چیز [بوسیله كار] تنها دارای این معنی مثبت نیست كه بنده به یاری آن از این كه به طور واقعی و عینی برای خود وجود دارد آگاه می شود ». قدم اول این است كه آگاهی که كار …
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش سوم
در این جا باز تحولی صورت می گیرد و آن این است که موضوع آگاهی، مسئله استقلال است، آگاهی باید در برابر موجودی قرار بگیرد که استقلال داشته باشد تا بتواند ایستادگی کند ولی تا این جا نه بنده و نه عالم خارج، فاقد چنین استقلالی هستند. پس موضوع آگاهی خدایگان، بنده است که مستقل …
خيابان: از گذرگاه مردمان تا جلوهگاه مردم ـ آرش جودکی
گهگاهی که ندرتش شايد از آن يادگاری هميشگی بسازد، خيابان گذرگاهی ديگرگونه میشود: جلوهگاهِ سپهر همگانی و جايگاه مردم که حاصل جمع مردمان نيست.
موضع انسانی ما /آيندگان چهارشنبه 20 فروردين 1348
تظاهرات عظيمی که مدام در کشورهای مختلف عليه جنگ ويتنام، عليه اشغال چکسلواکی، عليه ديکتاتوری نظامی در يونان، عليه تطاول حقوق سياه پوستان روی میدهد شعلهای است، که تا هنگامی که حکومت زور همانند چکمهای ميخدار فرود آمده بر چهرهی خونين بشريت، پا برجاست خاموشی نخواهد گرفت.
«خانه سیاست عمارتهای بسیار دارد»: متممی بر مقاله «آسیبشناسی مخالفان بیرون» به قلم آقای داریوش همایون
همایون در نقد روان سیاسی مخالفان بیرون از چهارچوب توبه و عقوبت سیاسی عبور میکند و ندامت از گذشته سیاسی را نقطه ضعف نمیپندارد، بلکه آن را برخاسته از نیت سیاسی بلوغ یافته میداند. از این منظر در جغرافیای سیاسی همایون همه پویندگان سیاسی دارای جایگاهی رفیع هستند و شعور سیاسی مسبوق بر ارزشهای انسان …
سنجش ادبی ِ کار ِ دیکتاتورهای اهل قلم / کوشیار پارسی
به جست و جوی دیکتاتورهایی برآیی که به شکلی از شکلها دلمشغولی ادبی داشتهاند، ناگزیر و به شکل واقعی فیلم دیکتاتور بزرگ چارلی چاپلین را خواهی دید.
موضع انسانی ما / آيندگان چهارشنبه 20 فروردين 1348
با سرکوبی قيام مردم مجارستان در سال 1956، با لشکرکشی شوروی به چکسلواکی در سال 1968 و با فوران خونين مناقشات مسلکی و سياسی چين و شوروی در سال 1969 چنين مینمايد که آخرين ميخها بر تابوت وحدت و همدردی بينالمللی کوبيده شده و ملت پرستی فرادست ياريهای اقوام به يکديگر آمده است.
ایران، بزرگترین صادرکنندة مادّة خاکستری ـ روایتی از توسعة وارونه(*) / دکتر حسن منصور
بیگانگی رهبران انقلاب با مبادی دنیای مدرن، بارسنگین فرهنگ گریزی و انسانستیزی در نظام ذهنی آنان، بیقانونی ناشی از انقلاب و بیاعتقادی رهبران به قانون، بیاعتنایی به انسان علیرغم بافندگی در باره کرامت انسان، همه دست در دست هم فضا را برای انسانهای امروزی، فرهیخته و علماندیش تنگ و تنگتر کرد تا شمار گریزندگان از …


























