Author's posts
هواداران نظام پادشاهی را نباید تنها گذاشت! / فرخنده مدرّس
لازمست، با درنگی بر اتهام «بیمخی» نشان دهیم که این اتهام برازندۀ چه کسانیست؟ چه کسانی یا چه دستههایی، در حقیقت امر، «بیمخ» بودهاند؟ هواداران نظام پادشاهی یا سازمانها، احزاب چپ و ملی ـ مصدقی و ملی ـ مذهبی و اکثریت بزرگ روشنفکران ورشکستۀ اخلاقی که در 57 به دست خود نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه را در ایران حاکم نمودند، تا همۀ آزادیها را از میان بردارد، نظم و نسق جامعه را از هم بدرد، منافع کشور و ملت را قربانی اهداف امتگرایانه و اسلامی خود نماید و چوب حراج به کشور، به نفع چین و روسیه بزند؟
نابسندگی حضور در لحظههای دشوار پیکار ملی / سخنی با هواداران پادشاهی مشروطه / فرخنده مدرّس
دست هواداران پادشاهی مشروطه، با نگاه به گستردگی آنان و با توجه به مشروعیت مبارزات و اهدافشان، و در قیاس با شرایط دشوار پیکارگران درون کشور، در رفع موانع برای سازماندهی و هماهنگی برای حضور به موقع در پشتیبانی داخل، به هیچ روی بسته نیست. جبههای که یکبار حضور هماهنگ و منسجم و درخشان خود را پیروزمندانه به نمایش گذاشته است، نمیتواند، سکوت و بیتحرکی بیموقع خود را، در آن لحظههای دشواری که مردم در میهن به حضور منسجم، یکپارچه، فعال و غرش اعتراضی آنان بیش از پیش نیاز داشتند، به هیچ وجه توجیه کند.
«جمهوریخواهی» در گرداب سیاستبازی / بخش پایانی / فرخنده مدرّس
هیچ سخنی سبکسرانهتر و بیمعناتر از این پرسش نمینماید که: «آیا انسان مهمتر از خاک یا خاک مهمتر از انسان است؟» انسان یک حقیقت است با همۀ تعلقاتش. او را به عنوان یک موجود، یک هستی و یک پدیدۀ واقعی نمیتوان منتزع از واقعیت عینی و منفک از تعلقاتش، به عالم هپروت انتقال داد و آنگاه به صورت یک امر موهوم، انتزاعی و غیرواقعی پرستید و یا او را، به صورت بیمعنایی، در برابر تعلقاتش، از جمله در برابر خاک، میهن، هممیهن، مأوا، موطن، حتا آرامگاه و مزارش قرار داد. علاوه براین، برای تأسیس یا به رسمیت شناساندن و شناختن تعلقات جدید و برحق انسانیاش هم نمیتوان و نباید تعلقات برحق دیگرش را نفی کرد یا از او بازستاند.
«جمهوریخواهی» در گرداب سیاستبازی / بخش نخست / فرخنده مدرّس
از نظر همۀ آن انقلابیون، بدون استثناء، هر رویکردی به مشروطیت، دفاعیهای از نظام پادشاهی محسوب میشد. به همین دلیل، ضدیت با پادشاهی، از سوی مجموعۀ نیروهای انقلابی، منضم و ملزم به ستیز با مشروطیت ایران نیز بود. در خور توجه اینکه؛ در کانون این ستیزِ انقلابیون هیچ تفکیکی میان این دو امر، یعنی پادشاهی و مشروطه وجود نداشت، اصلاً قد و قامت فکریشان به این مرتبه نمیرسید و تا این درجه توان ارتقاء نداشت.
فرازهایی از پیشگفتار کتاب صدسال کشاکش با تجدد
نظر ما به پادشاهان پهلوی هرچه باشد، آن دوران از بسياری سويه (جهت)ها دنباله جنبش تجدد ايران و برآورنده آرزوهای برنيامدنی آن بود.
بازگشت به تجربه مشروطیت / گفتگو با دکتر جواد طباطبائی
یکی از تالیهای فاسد حسرت خوردن است. ما باید با این برخوردهای عاطفی تسویه حساب کنیم. زمان آن رسیده است که در آرامش و با خردورزی وضع خودمان را در دنیای امروز ارزیابی کنیم. بسیاری از اشکالات ما ریشه در گذشته تاریخی ما دارد، اما این مانع از این نباید بشود که ما بتوانیم این را خیلی منطقی مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که اصلا چه باید کرد؟ با حسرت خوردن راه به جایی نمیبریم! مساله اساسی بقای ما به عنوان یک ملت است در دنیای کنونی و این جز با ارزیابی منطقی گذشته و البته یادگرفتن زبان دنیای جدید و مناسبات جدید امکانپذیر نخواهد شد.
حدیث نفسِ پیوندِ مردم و شاهزاده / بخش دوّم / فرخنده مدرّس
برای دریافتی فراتر از احساس عاطفی و برای ارائۀ درکی عقلانی از منطق و ضرورت وجودی نماد وحدت ملی به مثابۀ کانون جلب اعتماد عمومی، خوبست، در تجربههایی نظر کنیم که، به سپاس از بخت بلند، خود درگیر آنها نشدهایم. به عنوان نمونه باید از عراقیها، از سوریها، از لیبیاییها و از افغانها بپرسیم که چرا از مبارزات چندین دهۀ گذشتهاشان، جز زمین سوخته و جز «ملت»های از هم دریده هیچ برجای نمانده است؟ در پاسخ به این پرسش، بیدارترینشان، بیتردید خواهد گفت؛ ما از آن موهبت ملت بودن، از آن انسجام درون، و از آن اقبالِ داشتنِ نماد این انسجام و یگانگی ملی، از رهبری که از آنِ همگان باشد و در اندیشۀ کشور و ملت، بهرهای نداشتیم. فهم جانمایۀ این وحدت و رؤیت روح و ریشۀ این انسجام از دسترس آنان، به دلایل بسیار، بیرون بوده است.
حدیثِ نفس پیوند مردم و شاهزاده / فرخنده مدرس
تقدیم به سازمان مشروطه ایران، به مناسبت و به نشانۀ شادباشِ افتتاح سایت این سازمان، همراه با آرزوهای قلبی پیروزی برای این آغاز و برای آیندهای پیروزمندتر!
…
یکی از برنامههای اصلی سفر اخیرم به دو کشور اسرائیل و ایتالیا بازدید از اماکن مذهبی در اورشلیم، حیفا و واتیکان با هدف رساندن این پیام به افکار عمومی، و رهبران دینی و سیاسی بود که کشور کهن ایران از چند هزار سال قبل، مهد آزادی ادیان و آیینهای مختلف بوده است و پیروان ادیان و باورها تا پیش از روی کار آمدن رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، آزادانه و با تساهل و مدارا در کنار هم زندگی میکردند. این رژیم از روز نخست، به جان و مال یهودیان، بهاییان، مسیحیان، زرتشتیان، اهل سنت، دراویش، جامعه یارسان، خداناباوران و حتی اکثریت شیعیان مخالف ولایت فقیه تعرض کرده. اما در ایران آزاد و سکولار فردا، حکومت قانون، ضامن آزادی مذهب و باور خواهد بود و ایران دوباره به اصل خویش باز خواهد گشت.
آقای مهاجرانی، برای فهم داریوش همایون باید شایستگی و توانایی داشت / علی کشگر
داریوش همایون وقتی از نسل چهارم ایران صحبت میکرد، بدرستی میدانست که پیروزی انقلاب اسلامی و عمر ننگین آن حتی اگر به بیش از چهاردهه هم بکشد «آواز قو»ی پیش از مرگ اسلام سیاسی است و سُرودیست که اعلام پایان روانپارگی ایرانیان در هزار و چهارصد ساله است. داریوش همایون میدانست که پیروزی انقلاب اسلامی، آغاز پایانِ روانپارگیِ حل نشدۀ ملی ما در چهارده سده گذشته یعنی ایران در برابر اسلام سیاسی است.
پویش مشروطهخواهی در تنگنای «آستانه» / فرخنده مدرّس
مصطفی نصیری وقتی از «دانستن منظور مشروطهخواهی» آباء مشروطهخواه ما سخن میگوید، قبول کرده است که ما، در «عملِ مبتنی بر اندیشۀ مشروطه»، بسیار پیش آمدهایم و پس از این توقف «کوتاه» فلاکتبار نیز ادامه خواهیم داد. همین توقف فلاکتبار هم، ما را در عمل بسیار پیش برده است. من تردید ندارم که همان مقالۀ «مشروطه عثمانی یا تحفةالعثمانی»، در وجه مهمتر و سنگینتر آن، و بکارگیری لقب «رضاشاه» توسط نصیری، در نوشتۀ «خودملهپنداران و خودملهانکاران» نیز نشانههای مبرهنی هستند، در ترک «آستانۀ دارالسلطنۀ تبریز» و رسیدن به پیروزی مشروطه و پذیرفتن دگرگونیهای اساسی در حیات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ما، از سوی ایشان، که مرا بیش از همه و بیش از همیشه از داشتن چنین معلمی سربلند میکند.
یادبود جواد طباطبایی / منصور هدایتی
طباطبایی دو دهه پس از آغاز سالهای نگونبختی، آنگاه که «شوکران تباهی» چنان درارکان و نهادهای کشور رخنه کرده بود، در سطحی از آن «تامل» در عرصه سخن با «مردانگی» در دفاع از «میهن» قد برافراشت، او برای ما توضیح داد که دفاع از «میهن»، وجهی است اساسی از معنای تاریخی ملت و ملیت ایران، که در طی هزاران سال، «به طور خودجوش» معنا یافته و در نام «میهن» ظاهرگشته است.
زیانهای تشکلگریزی در جبهه هواداران مشروطۀ پادشاهی / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با حسین تاجیک
زیان این نگاه تشکلگریز در زمان حاضر و دوران مبارزه برای گذار از جمهوری اسلامی و شرایط خلأ قدرت پس از فروپاشی جمهوری اسلامی به چشم میآید. فقدان سازمان یا سازمانهای مشروطهخواه در این بحران قطعا از این جریان یک بازنده بزرگ خواهد ساخت. جریانی بازنده که علیرغم هواداران میلیونی در سراسر ایران به دلیل عملکرد جزیرهای و عدم تلاش سازماندهی شده به راحتی از جریانات رقیب که با قدرت تشکیلاتی وارد عمل شدهاند، شکست خواهد خورد. مشروطهخواهان با تکیه بر ساخت یک تشکیلات بزرگ ملی، هم میتوانند به صورت سازمانمند پاسخگوی هجمهها و شبهاتی که به ساختار نظام مشروطه وارد میشود، باشند و هم اینکه با وجود سازمانهای قدرتمند میتواند در بحث گذار از جمهوری اسلامی و بازگشت به مشروطه، پادشاهی را به جای تکیه بر شخص محور بودن به ریل نهاد محوری رهنمون کنند.
اندیشۀ ملی، بستر فراگیر حقوق زنان / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با شیدا تهرانی
خیزش انقلابی اخیر نیز حاصل خشم و نارضایتی عمیقی است که در اثر چند دهه تحمل انواع فشارها و تبعیض و سرکوب، در زیر پوست جامعه ایران انباشته شده است. جامعه ایران مانند انبار باروت است. قتل حکومتی مهسا امینی، دختر ایران، در شهریور ۱۴۰۱ به مانند گرانی شبانه بنزین در آبان ۹۸، جرقهای بود بر این انبار باروت. اما آنچه از دی ۹۶ تا به امروز، در خیزشهای پیدرپی آشکار و غرورانگیز است، بلوغ سیاسی ملت ایران است که فرای ابراز خشم از حکومت، در شعارهایی با مضامین ملّی و میهنی بروز مییابد.




















