«

Print this نوشته

یادداشت چهارم خطاب به خاتمی. بخش سوم / دکترجواد طباطبایی

احتمال دارد که هواداران فدرالیسم در بهترین حالت از کسانی باشند که راه جهنم را با حسن نیت‌های خود هموار می‌کنند، و نمی‌دانند چه می‌کنند، اما تردیدی نیست که بسیاری از آنان دریافت کنندگان «کوپن‌های دویست دلاری» هستند، حتیٰ اگر کوپن خود را دریافت نمی‌کنند! در این‌که در نحوۀ ادارۀ کنونی کشور ایرادهای بسیاری وجود دارد، و بسیاری از این ایرادها نیز به دردهای مزمنی تبدیل شده‌اند، من هیچ تردیدی ندارم، اما کسانی که فدرالیسم را به عنوان درمان دردها پیشنهاد می‌کنند، هم در تشخیص درد و هم در تجویز درمان دستخوش خطایی تاریخی می‌شوند. این عدم تشخیص درد و تجویز نادرست درمان، در شرایط بحرانی کنونی، تنها می‌تواند به هرج‌ـ وـ مرجی دامن بزند که به پرتگاه تجزیه ختم می‌شود.

‌ ‌

20190306150027_thumbnail_770x470

یادداشت چهارم خطاب به خاتمی. بخش سوم

دکترجواد طباطبایی

احتمال دارد که بسیاری از این شعار دهندگان مردمانی ساده و دارای حُسنِ نیّت بوده باشند؛ آن‌چه از تاریخ ایران می‌دانم به من اجازه نمی‌دهد تا این درجه ساده‌دل باشم، زیرا برای من پرسش اصلی این است : تجزیۀ ایران به نفع چه کسانی است؟ هواداران فدرالیسم، هر قدر هم ساده و دارای حسن نیت بوده باشند، اینک، با این شعار، آب به آسیاب کسانی می‌توانند بریزند که تجزیۀ ایران می‌تواند منافع آنان را تأمین کند.

احتمال دارد که هواداران فدرالیسم در بهترین حالت از کسانی باشند که راه جهنم را با حسن نیت‌های خود هموار می‌کنند، و نمی‌دانند چه می‌کنند، اما تردیدی نیست که بسیاری از آنان دریافت کنندگان «کوپن‌های دویست دلاری» هستند، حتیٰ اگر کوپن خود را دریافت نمی‌کنند! در این‌که در نحوۀ ادارۀ کنونی کشور ایرادهای بسیاری وجود دارد، و بسیاری از این ایرادها نیز به دردهای مزمنی تبدیل شده‌اند، من هیچ تردیدی ندارم، اما کسانی که فدرالیسم را به عنوان درمان دردها پیشنهاد می‌کنند، هم در تشخیص درد و هم در تجویز درمان دستخوش خطایی تاریخی می‌شوند. این عدم تشخیص درد و تجویز نادرست درمان، در شرایط بحرانی کنونی، تنها می‌تواند به هرج‌ـ وـ مرجی دامن بزند که به پرتگاه تجزیه ختم می‌شود.

چنان‌که در یادداشت دیگر خواهم گفت، هر کشوری مشکلاتی دارد که تنها می‌توان با توجه به شناخت درست تاریخ و فرهنگ آن کشور آن مشکلات را فهمید و راه حل‌هایی برای آن‌ها پیدا کرد. ایران، در دوره‌هایی که نظام کمابیش معقولی داشته، پیوسته، کشوری متمرکز، اما در عین حال متکثر بوده است. به نظر من، تا زمانی که حکومت قانون وجود نداشته باشد، نه قدرت مرکزی استواری ایجاد خواهد شد و نه چنان شرایطی فراهم خواهد آمد که کثرت‌ها بتوانند مناسباتی آزاد و برابر با مرکز ایجاد کنند.

در چنین شرایطی، نظام فدرالیسم تنها می‌تواند راه بازگشت به نظام فئودالی را هموار کند. کشورهای دارای حکومت قانون نظام‌هایی با قدرت متمرکز هستند و هرچه تمرکز قدرت بیشتر باشد، در حکومت قانون، قدرت بیشتری می‌تواند به پیرامون انتقال یابد. ایالات متحده، سویس، آلمان و فرانسه، به درجات مختلف، بهره‌ای از حکومت قانون دارند، و به مقیاسی که شالودۀ حکومت قانون در آن‌ها استوارتر است توانسته‌اند دست کثرت‌ها را در ادارۀ امور خود بازتر بگذارند. سویس بیشتر، فرانسه کمتر!

کانال اختصاصی نشر آثار و آراء جواد طباطبایی