در یکی دو روز گذشته باردیگر هذیانگویانی پریشاناحوال و آشفتهذهن ــ و اینبار در زیر چتر «پادشاهیخواهی» ــ پا از گلیم خود درازتر کرده، یاوههایی به مهمترین فیلسوف عصرِ حاضرِ ایران دکتر جواد طباطبایی نسبت میدهند و از این طریق کورسویی در دل گروههای ضد ایرانی، از جمله پانترکیستها، تجزیهطلبان و امتگرایان جمهوری اسلامی انداخته و کامشان را شاد کردهاند. یاوهگویی چنین پلشتهایی، تازه نیست. اما ما ایراندوستان باید از خود بپرسیم چرا این یگانه فرزانۀ همروزگار ما چنین در کانون کینهتوزیهای اینهمکیشان ضد ایران قرار دارد؟ مگر در آموزههای ایشان چه نهفته است، که هر دشمن ایران را، هر دشمن تاریخ این کشور را، هر دشمن پایداری این ملت را، هر دشمن دورۀ مشروطه ایران را و… چنین برمیانگیزد؟ ما از جواد طباطبایی چه آموختهایم که ما را سعادتمند و سرفراز و دشمنان ایران را پریشان و آشفتهحال کرده است؟
Category: بنیاد
سخن سَردبیر / مسعود دبّاغی
گفتمان ملّی در تقابل میان انقلاب ملّی با خیزشهای سابق، به گسست باور دارد. علاوه بر آن معتقد است که بابت خصلت دگماتیک مختصّات نظری جبههٔ مقابل، چنین گسلی آشتیناپذیر نیز هست. به همین سیاق، رتوریکِ گفتمان ۵۷ی معتقد است که اختلاف دو موضع بالا را میتواند تحت یک نظریه مرتفع کند. آنها این تعلّق نظر ما را به گسست، به تمامیّتخواهی و حتّی خشونتورزی فکری متّهم میکنند. مصداق چنین برخوردی را با گفتمان ملّی در زدن برچسبِ توتالیتاریسم به مشروطهخواهان میتوان عیان دید.
تقدیم به دختر فضانورد / فرخنده مدرّس
من تردید ندارم برای میلیونها تن از هممیهنانم، در سراسر جهان، یکی از آن لحظههای استثناییِ لذت و شور و غرور، با شنیدن اخبار در مورد یاسمین مقبلی، بانوی آمریکایی ایرانیتبار فضانورد، پیش آمده است، که فقط باید خود را، هر قدر کوتاه، در شعف و لذت آن غرق کرد و به هیچ چیز دیگری نیاندیشید؛ غرق در آن لحظههای شادیآورِ شنیدن اخبار، شنیدن صدا و دیدن برق خوشبختی در چشمها، نظارهگری آن خندههای شادمانه به پهنای سیمای آن مادر جوان و نیوشیدن سخنان شعفانگیز این زن دلاورِ و پایدار و استوار که به ایرانیتبار بودنِ خود، و در قبال پدر و مادر خویش، نیز بس سربلند است و ما ایرانیان نیز بدو بس سربلندتر.
فرازهایی از سخنان داریوش همایون در باره دو کودتای سده بیستم در ایران
به خوبی میتوان تصور كرد كه اگر مصدق از ۲۸ مرداد بدر میآمد افراطيان پيرامونش مانند فاطمی، واپسين موانع تسلط كمونيستها را در نيروهای مسلح از ميان میبردند و مردمي نيز كه سه روز پس از رفتن شاه چنان برآشفته شدند با گذشت زمان احتمالا در برابر يك كودتای كمونيستی مقاومتی نشان نمیدادند، چنانكه در چكسلواكی همان زمانها پيش آمده بود.
هنر و فرهنگ در جریان جنبش مشروطه / شروین محبی کرمانی
تاثیر جنبش مشروطه بر هنر و ادبیات ایران آنچنان گسترده بود، که هنرمندان و ادبیان پرشماری در دامن آن ظهور کردند. آوردن نام همگی آنان در اینجا نمیگنجد. تلاش من بر این است که این نوشته آغازی باشد، بر پژوهش در زمینه هنر و ادب ایران، در دورهای که به انقلاب مشروطه منتهی شد و پس از آن نیز با نیرو گرفتن از مفاهیم و پتانسیل موجود در این جریان به نمو و شکوفایی خویش، هرچند با موانع بسیار به ویژه از سوی روحانیت، ادامه داد.
بزرگداشت صد و هفدهمین سالروز پیروزی مشروطیت در ایران / منصور هدایتی
با «انقلاب» مشروطیت، مقدمات حقوقی ـ قانونی دگرگونیهایی در ایران آغاز شد که ناظر بر نوآئین کردن بنیادهای همه وجوه زندگی، درکشور به بنبست کشیده شده ایران در دوره قاجار بود و بر خلاف آنچه با ابهام زیاد گفته شده، هدف جنبش مشروطهخواهی ایرانیان، تنها دریافتی سطحی از عبارت «محدود کردن قدرت» و یا خیالبافی دستیابی به دموکراسیهای امروز، آن هم در سالهای نخستین قرن بیستم، نبود. هدف اساسی مشروطیت، «حکومت قانون» در معنای وسیع آن بود. یکی از اهداف نخستین این دگرگونی، قانونمند کردن خود دستگاه «قدرت دولتی» بود، که به ضرورت میبایست برمبنای «نظام حقوقی جدید» که منشا آن انسانی و برخاسته از اراده مردم توسط «نمایندگان» میبود، تحقق یابد.
پهلویستیزی شگفتانگیزترین پدیده سیاسی ایران. / محمّد محبی
پدیده پهلویستیری یکی از شگفتانگیزترین پدیدههای سیاسی در تاریخ ایران است. جمهوری اسلامی برای این پدیده، لشکری از موافقان و مخالفان فیک پهلوی را ایجاد کرده است تا همچنان فضا را غبارآلود نگه دارد. بقیه فرفههای پنجاهوهفتی هم براساس عقدههایی که دارند، به جای ستیز با ج.ا همچنان با پهلوی میجنگند.
در هفتهای که گذشت، سه خبر و رویداد تأسفآورموجب خشم و تأثر همه ایرانیان میهندوست شد. / شاهزاده رضاپهلوی
نخست، خشونت رژیم علیه دلاوران آزادهای که در جنگ هشتساله با دشمن متجاوز بعثی، جانشان را برای دفاع از خاک ایران در کف دستشان گرفتند…. خبر تأسفآور و مرتبط دوم، اعلام ورود شبهنظامیان حشدالشعبی به دانشگاههای ایران به بهانه تحصیل است. …رویداد تأسفآور سوم، ضعف و ناتوانی رژیم در دفاع از خاک و تمامیت ارضی کشور است که تازهترین نمونه آن را میتوان در واکنش ضعیف و خفتبار به ادعای اخیر روسیه در خصوص جزایر سهگانه ایرانی و استفاده از نام جعلی برای «خلیج فارس» مشاهده کرد.
اخلاق در ایران / از طب روحانی تا اخلاق ناصری / آرش شاهسون
خواجه با عقب راندن عقل به نفع نقل، در واقع امکان تجدید سنت عقلی، در حکمت عملی، توسط خود را از بین برد. از این رو به جای تجدید بخشهایی از سنت که در پی آن بود مرتکب تکرار سنت میشود و با توجه به مقتضای زمانه، اعتدالی که به آن سفارش میکرد چنان بیربط به عمل به نظر میرسد که خود در ابتدای کتاب چنان که به تفصیل ذکر آن رفت مسئولیت به خطا افتادن ناشی از عمل به آن را از خویش سلب میکند. «و، بدین سان، در فاصلهی یورش مغولان تا برآمدن صفویان، حکمت عملی معنای خود را از دست داد، در حالی که نظریهای نیز برای تبیین این بیمعنایی تدوین نشد.»
از گفتگوی واشینگتن دی سی با داریوش همایون در سال ۱۹۸۲
ایرانیها [ نسل پنجاهوهفت ] یک حماقت عظیمی کردند، یک اقدام به خودکشی دسته جمعی کردند و برایشان خیلی سخت است که بگویند ما این کار را کردیم. منصفترین آنها مینویسد، در یک مجلهای خواندم، که این من نبودم که انقلاب کردم من را فریب دادند. خودش را جدا میکند از آن خود فریب خورده. معلوم نیست این دو تا خود دارد مثل اینکه یک خودی دارد که فریب نخورده و مسئولیتی ندارد و یک خودی که فریب خورده است.
خاک قبولش نمیکرد! / محمد محبی

خاک قبولش نمیکرد!
گورکنهای ولایت ما اعتقاد عجیبی دارند. میگویند که وقتی برای یک کهنسال فوتشده قبر میکنند، زمین بدون دردسر و زحمت زیاد کنده شده و قبر آماده میشود. اما وقتی برای یک جوان با نوجوان فوتشده قبر بکنیم، زمین سفت میشود و پدر ما در میآید تا قبر آماده شود. به جد معتقدند که نوجوان و جوان مرده را خاک به راحتی قبول نمیکند که در خود دفن کند!
بیش از هشت ماه پیش، جمجمه ابوالفضل امیرعطایی این نوجوان رعنای میهن، با شلیک مستقیم گلوله گاز اشکآور توسط عملههای ضحاک شکسته شد، اما او هزاران آرزو در سر داشت، میخواست زندگی کند، خاک هم قبولش نمیکرد، ۲۵۰ روز مقابل مرگ مقاومت کرد، دقایقی چشمان زیبایش را باز کرد و نگاهی به مادرش کرد و بعد برای همیشه از این دنیای ما رفت. و داغی شد ابدی در دل این سرزمین. در کنار داغهای بیشمار دیگر.
فرازهایی از پیشگفتار کتاب صدسال کشاکش با تجدد
نظر ما به پادشاهان پهلوی هرچه باشد، آن دوران از بسياری سويه (جهت)ها دنباله جنبش تجدد ايران و برآورنده آرزوهای برنيامدنی آن بود.
بازگشت به تجربه مشروطیت / گفتگو با دکتر جواد طباطبائی
یکی از تالیهای فاسد حسرت خوردن است. ما باید با این برخوردهای عاطفی تسویه حساب کنیم. زمان آن رسیده است که در آرامش و با خردورزی وضع خودمان را در دنیای امروز ارزیابی کنیم. بسیاری از اشکالات ما ریشه در گذشته تاریخی ما دارد، اما این مانع از این نباید بشود که ما بتوانیم این را خیلی منطقی مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که اصلا چه باید کرد؟ با حسرت خوردن راه به جایی نمیبریم! مساله اساسی بقای ما به عنوان یک ملت است در دنیای کنونی و این جز با ارزیابی منطقی گذشته و البته یادگرفتن زبان دنیای جدید و مناسبات جدید امکانپذیر نخواهد شد.




















