Author's posts

نقش وزارت کشور / آیندگان 16 بهمن 1348 / داریوش همایون

شگفت‌آور است که ما هنوز در مسئلۀ اساسی تقسیم قدرت‌های اداری و وظیفۀ استانداران و جایی که وزارت کشور می‌تواند در سازمان اداری ایران داشته باشد این همه آشفته و پریشان فکریم. با همه دشواری‌ها که هر روز بدان برخورده‌ایم هنوز نمی‌خواهیم بپذیریم که رهبری دستگاه اداری را در استان‌ها و شهرستان‌ها نمی‌توان به مأموران سادۀ یک وزارتخانه سپرد. استاندار و فرماندار تا وقتی به عنوان مأمور وزارت کشور بشمار می‌روند هیچ برتری بر رؤسای ادارات دیگر ندارند و حقاً نمی‌توانند انتظار پیروی از آنها داشته باشند.

ادامه‌ی مطلب

گزارش در مجمع اتفاق ملل (سال 1308) / محمدعلی فروغی

‌چنان که اینجانب همیشه پیش‌بینی و اظهار کرده‌ام اهمیّت جامعۀ ملل روز بروز زیاد می‌شود یعنی احتیاج ممالک و ملل به یکدیگر دائماً رو به ازدیاد می‌رود و این احتیاج بهتر محسوس می‌گردد و دول مجبور می‌شوند سیاست بین‌الملل اختیار نمایند و جامعۀ ملل ناظم و مدیر این سیاست است به علاوه روز بروز جنگ در نظر مردم مخوف و مهیب‌تر می‌گردد و امیدواری به جلوگیری از جنگ و استقرار صلح نیز پیش می‌رود، چنان که امروز مثل چند سال قبل دیگر کسی فکر برطرف کردن جنگ را استهزا نمی‌کند . همان اندازه که سابقاً رجال تحصیل افتخار را در ترغیب و تشویق مردم به جنگ و جدال برای ترقی و شرافت مملکت خود می‌دانستند امروز شهرت و امتیاز را در ترویج صلح و نزدیکی ملل به یکدیگر می‌بینند

ادامه‌ی مطلب

سیاستگر متفاوت / آیندگان 8 بهمن 1348 / داریوش همایون

‌خود نخست‌وزیر نخستین کسی است که از پنج سال گذشته ناراضی باشد و چشمان خود را به سال‌های درخشان‌تری بدوزد. ولی گذشته و حال را با آینده مقایسه نمی‌توان کرد و در مقایسه با گذشتۀ پیش از خود، نخست‌وزیر حق دارد از کارنامۀ پنج‌ساله‌اش خرسند باشد. دوران او دوران اصلاح روش‌ها و تجدید تشکیلات عمقی در سیاست ایران بوده است که، هر چند هنوز در نخستین مراحل خود قرار دارد، آثار پردامنه خواهد داشت.

ادامه‌ی مطلب

آن « صبح » را ندید و رفت / سیروس علی‌نژاد

تردیدی نیست كه تاریخ، ماجراهایی پیش می‌آورد كه حق كسانی ضایع می‌شود. تردیدی نیست كه می‌توان مال عده‌ای را مصادره كرد و حتی جان‌شان را گرفت اما در یك چیز هم تردیدی نیست و آن این است كه مال و جان اشخاص را می‌توان گرفت اما نام‌شان را نمی‌توان گرفت. نام جعفری در تاریخ ایران به نیكی خواهد ماند و پیروی از عدالت حكم می‌كند كه قدرتمندان به خاطر نام نیك خودشان هم شده سعی او را در احقاق حقش بی‌جواب نگذارند.

ادامه‌ی مطلب

«آیندگان و روندگان» خیزشی علیه تاریخ‌نگاری دروغ ـ فرخنده مدرّس

اگر «ماجرایی» که اسماعیلی از آن نام می‌برد، می‌توانست به «روایت سقوط پهلوی»، و تنها سقوط یک رژیم و یک نظام محدود بماند، اگر می‌شد جلوی کارکرد طبیعی عقل آدمی را گرفت و او را از ادامۀ تعمق و نتیجه‌گیری بازداشت و اگر مفهوم «شکست تاریخی» و معنای «تاریخی شکست» در افق فکری بسیاری ایرانیان پدیدار نشده بود و اگر افق‌های دید تاریخی از وضعیت و موقعیت کنونی به «تداوم این شکست»، گسترش و ژرفایی نیافته بود، شاید آسوده‌تر می‌شد از نتیجۀ کار دهباشی و سهل‌‌گیرانه‌تر از سخنان داریوش همایون گذشت. اما فرو رفتن در ژرفای تاریخ از منظر «درونی بودن سقوط» و لاجرم «تداوم شکست»، نتایج بسیار شگفت‌آوری ببار آورده و می‌آورد و جایی برای آرامش روان‌هایی که به درجاتی متوجۀ این شکست و تداوم آن شده‌اند، نگذاشته و نمی‌‌گذارد.

ادامه‌ی مطلب

بیست و هفتم سپتامبر زادروز داریوش همایون است… / ماندانا زندیان

‌   ‌

banner14‌   ‌

سَبْک، اگر واردآوردنِ شیوه‌ای پرورده و پرداخته به روزانه‌های متعارف باشد، می‌توان به هر جا و همه جای زندگانی، بی‌هراس از جداماندن از دیگران، سَبْکی زیبا بخشید و با خود ماند و ادامه یافت؛ -نمونه‌اش پخش‌کردنِ خِرَدورزی بر جهانِ امر عمومی، برای بهکرد فرهنگِ سیاسی، و برابر ندانستن کامیابی با شکستِ صاحبان قدرت، و این همه را، یک عمر، به چالش اندیشه سپردن. اندیشه‌ای که بهره‌ای از وجود ما را با خود می‌برد و باقی را از خود پرمی‌کند. و این حادثه، این دیگرگون شدن،‌ گاه چنان رخ می‌دهد که هیچ به چشم نمی‌آید، که-زیبا‌ترین چیزهای دنیا بسیاری اوقات متعارف‌ترین آنهاست؛ همان‌ها که مسلّم می‌گیریم یا اصلاً حس نمی‌کنیم؛ و این بزرگ‌ترین دلالت است به تلاش برای حرمت نهادن زندگی، به‌ویژه در غیاب حضوری که چشم برنمی‌داشت از تماشای صد هزار جلوهٔ آموختن و بالیدن و‌‌ رها شدن، که ذات زندگی است.‌

هستیِ انسان‌هایی از این دست، نیستی را هماورد جاودانگی می‌کند؛ و این دست‌های ماست که می‌تواند باقیِ پرشده از آن اندیشه را به صد هزار دیده بسپارد؛ یا فراموش کند آن فروتنی و شرافت انسانی را که به‌ظاهر متعارف و در ژرفا اخلاق بود و انسانیت و خویشکاری، در مردابی که ساده می‌شد فرورفتن را تا بی‌نهایتِ بی‌اخلاقی تجربه کرد.‌

زیبایی چنان انسان‌هایی، -چنان انسانیت‌هایی، همین حضور همیشگیشان در غیبت است. حضوری که هر تلاش و متانت و رواداری ما، ستایش، بلکه ارج‌گذاری اوست؛ که ستایش می‌تواند از زبان ژرف‌تر نرود، اما ارج‌گذاری از ژرفا بر می‌آید. آن‌که می‌ستاید، لازم نیست دریافته، حتی خوانده یا شنیده باشد. آنکه قدر می‌شناسد به‌ناچار در موضوع باریک شده است؛ هم‌رأی یا مخالف، تفاوت ندارد؛ مهم خِرَدورزی است که به خشم و جهل نمی‌بازد، و این زیبا‌ترین جاودانگی است برای عاشق‌ترین زندگان؛ یکی داریوش همایون که «به گیتی سخن ماند زو یادگار»‌

زندگی در 87 سالگی، پس از درگذشت / فرخنده مدرّس

زمستان سال پیش، در حالی که داریوش همایون چندسالی‌ست که دیگر در میان ما نیست، کتابی در ایران، با عنوان «آیندگان و روندگان»، شامل مجموعه گفتگوهایی با داریوش همایون، انتشار یافت که تنها بحث‌های برآمده از این انتشار و بر گِرد نام، سخنان و سرگذشت اجتماعی وی، بار دیگر جای ویژۀ او را در میان اندک‌شمارانِ ایرانی نمودار ساخت و نشان داد؛ آنچه از زندگی داریوش همایون مانده است هم‌روزگاران و آیندگانش را آسوده نمی‌گذارد. نشان داد که او درست دیده بود و آن آینده‌ای که برای خود وی، در زمان نگاشتن عبارات فوق، هنوز «در مه زمان پوشیده» بود، راه و روند خود را آغاز و او را، که زندگیش با رفتنش خاتمه نیافته، درگیر خویش کرده است.

ادامه‌ی مطلب

ادارات ما / محمدغلی فروغی

ادارات ما حالا کاملاً مثل ماشین کار می‌کنند اما تصّور نفرمایید این عبارت را من باب تمجید عرض می‌کنم بلکه مقصودم اینست که همانطور که ماشین در کارکردن بی‌تصرف است ادارات ما هم همان حال را دارند، یعنی جریان اداری در ادارات ما این شده که یک مراسله این اداره به آن اداره می‌نویسد، آن ادارۀ دوم این مراسله را سواد کرده به ادارۀ سوم ارسال می‌دارد، ادارۀ سومی هم مثل ماشین به ادارۀ دومی جوابی می‌دهد، ادارۀ دوم سواد آن جواب را به ادارۀ اولی ارسال می‌دارد و خیال می‌کنند به این ترتیب کار صورت گرفته است.‌

ادامه‌ی مطلب

پیروزی امید / آیندگان 6 بهمن 1348 / داریوش همایون

ما در یک زمینه اساسی کامیاب شده‌ایم. ما عزم پیشرفت را در ملت خود راسخ کرده‌ایم و موانع ذاتی که راه را بر پیشرفت می‌بست در سازمان اجتماعی خود درهم شکسته‌ایم. پیروزی ما پیروزی امید بر دلمردگی و یأس است. و هر ششم بهمن ما دلائل تازه‌ای بر خوشبینی و امیدواری بیشتر پیدا می‌کنیم.

ادامه‌ی مطلب

درسگفتارهای فلسفۀ حقوق / جواد طباطبایی / جلسۀ اول

‌آن چه پایین تر می آوریم تقریرات فلسفۀ حقوق دکتر طباطبایی است که دوست ما الیار جمالی بازنویسی و منقح کرده و آن متن را از نظر دوست دانشمند علی رضا سیداحمدیان گذرانده است. مطلب حاضر تنها بخش نخست آن تقریرات است. دنبالۀ مطلب را نیز به تدریج در همین صفحات به نظر خوانندگان خواهیم رساند.

ادامه‌ی مطلب

“شهر آزاد” / آیندگان 16 بهمن 1348 / داریوش همایون

‌نظامی‌های بعثی بیهوده چاره را در اعدام‌ها و کشتارها و ساختن شهرها و ویران کردن شهرها می‌جویند. از عراق یک ملت واحد نمی‌توان ساخت، مگر آن که مسئلۀ ملی آن گشوده شود. و این مسئله را به زور و با آهن و خون نمی‌توان گشود. عناصر مختلف جمعیت عراق باید احساس کنند که سهم شایسته‌ای در امور ملی دارند. تا وقتی قدرت اداره و نیروی اسلحه تنها به اقلیتی در میان این عناصر ـ اعراب سنی ـ انحصار دارد، از اکثریت نمی‌توان انتظار داشت بیحرکت بنشینند.

ادامه‌ی مطلب

فارسی نویسی / محمدعلی فروغی

این اوقات بعضی اصطلاحات جدید میان نویسندگان شایع شده که با طبع زبان فارسی و فصاحت منافی است و لازم است به ادارات وزارت مالیه تذکر داده شود که از استعمال آنها احتراز کنند و از این جهت از فاسد شدن و تغییر شکل بیجا یافتن زبان فارسی جلوگیری نمایند. از جملۀ آن اصطلاحات از نقطۀ نظر است که ترجمۀ De vue Point می‌باشد.

ادامه‌ی مطلب

پیشگفتار

Jeld 1

‌            ‌‌‌‌‌بمناسبت فرا رسیدن هشتادوهفتمین سالگرد تولد داریوش همایون منتشر شد.‌‌

ادامه‌ی مطلب

حمام خون / آیندگان 4 بهمن 1348 / داریوش همایون

وضع به جائی رسیده است که جماعت رهبران بعثی پوشیده در رخت‌های غرق مدال که گاه به اشتباه قداره را به جای قلم می‌گیرند ـ شاید چون نوک آن تیزتر است ـ برای تصفیۀ روح هر روز حمام خون می‌کنند. و گناه‌های بیشمار مردم را، برای رستگاری خود ایشان، در خون می‌شویند. عدالت و بخشندگی و مهربانی کشورگیرشان هیچ گروهی را بی‌بهره نمی‌گذارد. یک روز حمام خون کردان روان است، یک روز شیعیان، یک روز کمونیست‌ها و روز دیگر بعثی‌ها. گاه خون دست راستی‌ها را پالاینده‌تر می‌دانند و گاه خون دست چپی‌ها را.

ادامه‌ی مطلب

در بارۀ تاریخ ایران ــ محمدعلی فروغی

در باب تألیف تاریخ ایران نظر آقای اعتمادالدوله چیست نمی‌دانم شاید هم شخصاً نظر خاصی اتخاذ نکرده باشند و بناشان بر این باشد که به رأی سرکار یا بنده واگذار کنند در هر حال به عقیدۀ بنده این کار خوب لازمی است و من خود همیشه در این فکر بوده‌ام اما گرفتاری‌های بی‌معنی من تا کنون نگذاشته است برای اجرای این نیت فکری بکنم. اتفاقاً در همین ایام بخاطرم گذشت که چه خوب بود بنده و سرکار مجال پیدا می‌کردیم و مشترکاً به تصنیف یک تاریخ ایران می‌پرداختیم و اگر می‌توانستیم برای تسریع و تسهیل امر بعضی جوان‌های قابل از قبیل میرزا عباسخان اقبال و آقای مجتبی مینوی که فعلاً غیر از این دو نفر هم کسی را نمی‌شناسم کمک می‌گرفتیم.

ادامه‌ی مطلب

قطب‌های اقتصادی / آیندگان 29 دی 1348 / داریوش همایون

در شرایط خاص ایران کم‌آبی یک عامل اضافی است که به سود کوتاه کردن فواصل و تمرکز بیشتر جمعیت کار می‌کند. بالا رفتن سطح زندگی و فعالیت اقتصادی نیاز به آب را چند برابر می‌کند. و وقتی در مناطق وسیعی آب به مقدار کافی یافته نشود باز راهی جز این نمی‌ماند که یا از بالا بردن سطح زندگی مردم در آن مناطق چشم‌بپوشند ـ که پوشیده‌اند ـ و یا مردم را به جاهایی سوق دهند که آب بتوان یافت. ساختن سدهای پر هزینه و شبکه‌های آبیاری در جاهای معدود ممکن است ولی در همه جا نمی‌توان به آن توسل جست.

ادامه‌ی مطلب

….

‌‌

MA‌‌       ‌ سخنرانی خانم مهشید امیرشاهی به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد ترور شاپور بختیار