Author's posts

فروغ فرخزاد، به روایت خانم فرزانه میلانی / احمد افرادی / (بخش نخست)

‌ ‌

به باور من، خانم میلانی (برخلاف آنچه که وعده می‌دهد) در هیئت فمینیستی تمام عیار، همواره در متن روایت‌اش از فروغ، حضوری جانبدار و حتی (گاه) مُخلّ دارد. به عبارت دیگر، خانم میلانی، در مقام وکیل مدافع فروغ، به محاکمه روزگار او و اهالی‌اش نشسته است. درحالی که وظیفه‌ی ایشان درمقام پژوهشگر، بازسازی زندگی فروغ و، به عبارت دیگر، پیش رو نهادن روایتی است که (در حد امکان) فروغ واقعی را نشان دهد و داوری را (چنانچه ضرورتی در کار باشد) به خواننده واگذارد.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

تجددخواهي آدميت / دکتر جمشيد بهنام

در سال‌هايي که ادميت تحقيق مي‌کرد و کتاب مي‌نوشت. گروه کوچکي از حوزه روشنفکري آن دوران ايران به غرب‌گرايان مي‌تاختند و از «بازگشت» و «بوم‌گرايي» و… سخن مي‌گفتند. آدميت که عمري را به تفکر در اين زمينه گذرانده بود و در وطن‌پرستي او نيز ترديدي جايز نبود اين گفته‌ها را تحمل نکرد، سخت برآشفت و در رساله «آشفتگي فکر تاريخي» با سبک نگارشي که در آثار او بي‌سابقه بود به کساني که بدون منطق ديگران را محکوم مي‌کردند (جلال آل‌احمد، احمد فرديد، مهندس بازرگان و…) به درشتي پاسخ داد.

ادامه‌ی مطلب

دل‌واپسانِ آزادی! / جعفر پارساپور

‌ ‌

این «ما» برهمهٔ ایرانیان شمول عام دارد و هیچ ایرانی را نمی‌توان به هیچ نامی و هیچ بهانه‌ای از شمول عام آن خارج کرد، این «ما» فراوردهٔ وحدت کلمهٔ سیاسی نیست، به‌طور تاریخی نیز چنین نبوده است، بلکه مانند خود ایران‌زمین به‌طور خودجوش وحدتی در کثرت است.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

از کتاب در کوی دوست / شاهرخ مسکوب

اما ظلمت مطلق اهریمن خود چیز دیگر است. لکۀ نوری در آن نمی‌جوشد تا چشم دل بدان دوخت. تاریکی گسترده‌ای است که هرچه آن را بپیمائی باز به پایانش نمی‌رسی و هرچه آن را بنگری باز چیزی ندیده‌ای. «صحبت حکام ظلمت شب یلداست» انگار سحری در پی ندارد، انگار تمامی ندارد، هرچه صبر کنی و به انتظار بنشینی همچنان عمر در تاریکی گذرانده‌ای مگر آنکه از همدمی و همدلی با اینان طمع ببری و رهایشان کنی. «زاهد بدخو» نیز از قماش همین «نودولتان» و فخر فروشان است که هر صبحی بدمد او چون شام سیاهی فرود می‌آید، با احکامی که در دست دارد و طوماری از یجوز و لایجوز و محتسبی که «شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد»

این‌ها تاریک‌اند و در «ظلمات حیرت» اسیرند. حتی اسکندر نیستند که در طلب آب حیات سرگردان بمانند زیرا در طلب چیزی جز خود نیستند، پس خود ظلمات‌اند و حیرت زده در جان و دل تاریک خود ماندگارند.

ادامه‌ی مطلب

نوروزتان فرخنده باد!

ادامه‌ی مطلب

نگاهی به کتاب صدسال کشاکش با تجدد

نگاهی به کتاب صدسال کشاکش با تجدد

ادامه‌ی مطلب

مراسم یادبود داریوش همایون / بخش 1

‌  ‌

مراسم یادبود داریوش همایون / بخش 2

‌  ‌

سخنرانی دکترجواد طباطبایی در نشست «دولت، نظریه و سیاست»

‌  ‌

آن چیزی که بسیار مهم است و ما باز متوجه آن نمی‌شویم، انتزاعی بودن واقعیت دولت است؛ یعنی حکومت یک امر روشن و مشخص است و عبارت است از رئیس حکومت (که ما می‌گوییم رئیس دولت) مثل نخست‌وزیر یا رئیس‌جمهور و هیئت وزیران؛ و امری است ملموس و بین اصناف و گروه‌های مختلف می‌گردد. اما دولت چیز دیگری است، امری است انتزاعی که با آمدن و رفتن حکومت‌ها و افراد اتفاقی در آن نمی‌افتد و امری است انتزاعی که وجود دارد.

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب

سخنرانی دکتر جواد طباطبایی در انجمن علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد…

سخنرانی دکتر جواد طباطبايی در انجمن علوم سياسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

ادامه‌ی مطلب

سخنرانی دکتر جواد طباطبایی در آرامگاه ابوالقاسم فردوسی

سخنرانی دکتر جواد طباطبایی در آرامگاه ابوالقاسم فردوسی

ادامه‌ی مطلب

بارِ خارِ خود‌کِشته و پرنیانِ خود‌رشته : / گیتی‌نگریِ فرهنگی از راه ادبیات، آخوندزاده همچون ره‌نما / آرش جودکی

‌  ‌

در روند بازنماییِ شالوده‌های گیتی‌وندی در فرهنگ هم‌روزگار از رهگذر ادبیات، نیاز به درآمدی کوتاه پیش آمد تا فرایافت‌های کلیدی «سیاست» را بازبشکافد. آن درآمد کوتاه، بخش نخست این جستار شد که اکنون پیش روی شماست. بخش دوم که پیرنگ نخستین را به انجام می‌رساند و در شماره بعد بازتاب خواهد یافت

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب

یاداشت‌های دیداری از شیخ‌نشین‌ها / بخش 4 ـ 5 ـ 6 / داریوش همایون ‌

ما کرانه جنوبی خلیج فارس را در پانزده روزی درنوشتیم و دیدگاهمان همه در کرانه شمالی بود. هر چه در جنوب می‌کنیم و باید بکنیم بستگی به شمال خواهد داشت. آن شهرها و بندرگاه‌ها که تا اوایل این قرن آباد و لبریز از زندگی بودند و به گفته یک وزیر بحرینی در خیابان‌هایشان سفره می‌گستردند و بیگانگان پیوسته در آنها میهمان بودند، اکنون در برابر ساحل پر از کشش و کوشش رویاروی خود رنگ باخته‌اند. آینده ما در آن ساحل و در آن دریا بسته بدرجه موفقیت ما در بازآوردن آن رونق نخستین خواهد بود. پنجره‌های ما به جهان بیرون سالهاست غبارگرفته و شکسته است. بیشتر در اندیشۀ آنها باشیم.

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب

مسئولیت شخصی و شرایط سیاسی و اجتماعی در انقلاب اسلامی / گفتگوی فرخنده مدرس با داریوش همایون

‌  ‌

در اینجا به اهمیت بلوغ عاطفی که باز هیوم و دوست همفکرش آدام اسمیت بر آن تاکید داشتند و فضیلت‌های مدنی از آن می‌زاید می‌رسیم. سرامدان جامعه بیش از دیگران نیاز به چنان بلوغ و چنان فضیلت‌هائی دارند. تسلیم شدن به توده‌های به هیجان آمده، توده‌هائی که خود سرآمدان به هیجان آورده بودند، همواره در شکست و بدبختی فرو می‌رود. آن چوپان که با نی سحرآمیزش پیشاپیش گله به پرتگاه افتاد بهترین تمثیل در این جستار ماست. آیا گناه ما به گردن دیگران بود؟ آری، گناه دیگران نیز به گردن ما بود.

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب

شش سال از مرگ داریوش همایون گذشت / آرش جودکی

شش سال از مرگ داریوش همایون گذشت. اندیشمندی که بهکرد فرهنگ سياسی آنچنان که بتوان آن را فرهنگ شهروندانه نامید، از دلمشغولی‌هایش بود. آمادگی همايون برای گفت‌و‌شنود با طيف‌ها و ديگر گرايش‌های سياسی ـ چه نزديک به او چه دور از او ـ ادا نبود، گوهر اخلاقی انديشه و کنش او بود. آنچه همايون می‌جست فراهم آوردن زمينه‌ای برای دستيابی به همرايی بر اصول بود تا همکاری هم بتواند بر مبنای همان اصول انجام گيرد. چنين رهيافتی که از آرمانِ پويش والايی سرچشمه می‌گرفت، از چارچوب فرهنگ سياسی چیره که همکاری را تنها با دوستان می‌خواهد درمی‌گذشت. رویارویی با چنین فرهنگی از درونمايه‌های هميشگی پیکار همایون بود، پیکاری که فراتر از پیکار با رژیم جمهوری اسلامی، رويکرد چیره در فرهنگ سیاسی ما را نشانه می‌گيرد. همان رويکردی که همايون از فاشيستی خواندن‌ش پروایی نداشت و آن را تنها به حاکمان ايران بازنمی‌بست :«فاشیسم به معنی خودی و غیر خودی شمردن آدمیان و حذف کردن غیر خودی است.» شش سال پس از مرگ او، کمتر نشانه‌ای از این بهکرد می‌یابیم. هرکس که همرای ما نیست را یا وطن‌فروش می‌خوانیم یا دست‌نشانده جمهوری اسلامی. ایده‌های سیاسی ما، در سپهر همگانی، پندارى است در کنار پندارهای دیگر. در این سپهر، حساب جانیان به کنار، پیکار سیاسی با سخن پیش می‌رود و نه با فرابافتن (تهمت و افترا زدن) به هم، و شرم‌آورتر، دستاویز ساختن اعتراف‌های ساختگی زندانیان.

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب

«آیندگان» فرازی در زندگانی داریوش همایون / فرخنده مدرس

داریوش همایون چه در نوشته‌ها و چه در پرسش و پاسخ‌ها سعی وثیقی داشت که هرگز در محدودۀ بحث‌های شخصی و فردی نماند. هیچ رفتار و گفتار و عمل فردی و شخصی نبود که محل پرسش از او باشد و او خود را در برابر اجبار به پاسخ و موضع‌گیری، وادار به برخوردی شخصی و فردی نماید، مگر در بیان نیکی‌ها و نقطه قوت‌ها. داریوش همایون، در نگاه گسترده و سراسریی که به جامعه، فرهنگ و سیاست داشت، اصولاً جز در بارۀ نتیجه‌گیری‌های عام در حوزۀ فرهنگ، سیاست و اجتماع و در خدمت و فراتر بردن آنها سخن نمی‌گفت.

ادامه‌ی مطلب

بیست و هشتم ژانویه سالگرد درگذشت داریوش همایون است… / ماندانا زندیان

‌  ‌

دیوارها در سایه‌های خود می‌ریزند وُ‌

‌مرگ در رگ‌های برگ وُ‌

‌شاخه‌های زیتون‌

‌در گلوی زمان.‌

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب

مرگ هم بود بازگشت هم بود / سقوط عجب‌شیر، اهر، میانه، زنجان و آستارا

‌  ‌

انزجار مردم نسبت به تسلط ماجراجویان فرقه دمکرات و عشق به آب و خاک آباعواجدادی در این منطقه موجب شد که عده‌ای از میهن‌پرستان غیور زنجان دست از خانواده و هستی خود بردارند و بلافاصله به تشکیل سازمان‌های مقاومت و فعالیت‌های دامنه‌دار و مهمی بر علیه متجاسرین به پردازند. این افراد میهن‌پرست مدت مدیدی در منطقه گروس و خمسه و شمال همدان به رزم‌ها و عملیات ایذائی دامنه‌داری مشغول بودند و بالاخره یک سال بعد، یعنی در 25 آذرماه دوش به دوش سربازان ایرانی، خاک از دست‌رفته میهن را مجددا به دست آوردند

‌  ‌

ادامه‌ی مطلب