Author's posts
بزرگداشت فرهنگ و هنر ایرانی / به نقل از کتاب پاسخ به تاریخ
نخستین کوشش ما حفظ و صیانت هنرهای سنتی و یاستانی ایران و تجدید حیات آنها بود. همچنین توجه بلیغ به شکوفایی فرهنگ و هنر اصیل و نوین ایران معطوف شد. ایجاد کتابخانههای متعدد موسسات تحقیقاتی و آموزشی، موزهها، فرهنگسراها برپایی جشنوارهها، تشویق نویسندگان و شاعران و هنرمندان، همه براجرای این اصل تکیه داشت و آنقدر روشن است که نیازی به تفصیل در بازگفتن آن نیست.
همرائی با که و بر کدام اصول / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با نیکروز اعظمی
1 ـ چپ سنتی دارای ایدئولوژی مارکسیستی لنینیستی. این چپ که در امتداد و همراه با چپ جهانی، “راه رشد غیرسرمایهداری” را برای رسیدن به سوسیالیسم پذیرفته بود و به همین ترتیب از حکومت آخوند به رهبری خمینی دفاع کرده تا این راه به سوسیالیسم ختم گردد … 2ـ چپی که با فروپاشی شوروی و بلوک سوسیالیستی سابق از این ایدئولوژی جدا شده اما بشدت محافظهکار و حامی اصلاحطلبان دینی که خواهان تداوم نظام دینی در ایراناند، میباشد. رفتار “سیاسی” این چپ عملاً با ارزشهای مشروطه سکولار در تضاد قرار دارد. … ۳ـ چپی که دموکرات است و هر نوع نظام دینی و ایدئولوژیک را مردود میشمارد و در نهایت در تلاش برای استقرار نوع نظام سوسیالیست دموکراتیک در جامعه است.
دستورالعمل دولت برای اجرای قانون کشف حجاب.
روایتی که اسلامیستها، چپها، و بومیگرایان از قانون کشف حجاب در عصر رضاشاه ارائه کردهاند، مملو از جعل، دروغ و اغراق است. این متن دستورالعمل محمود جم، نخستوزیر و وزیر داخله وقت ایران، به فرمانداریها و شهربانیها و سایر ادارات دولتی جهت اجرای قانون کشف حجاب است که حاوی نکات مهمی است و نشان میدهد که چقدر در مورد این واقعه تاریخی، چه یاوههایی تحویل مخاطبین دادهاند. صدالبته در جریان اجرا ممکن است اتفاقات ناگواری هم رخ داده باشد، اما آن اتفاقات احتمالی در راستای رویه دولت وقت نبوده است.
تحمیلی دانستن اندیشۀ تجدد از عسرت فکریست / فرخنده مدرّس
افرادی که به شرح و توضیح و معرفی آثار دکتر طباطبایی همت میگذارند، یا نظرات خود را متکی و مستند به آثار ایشان میکنند، اندکی در بکارگیری قید «به برداشت من» گشادهدستتر باشند، که این قید نشانۀ فروتنی نیز هست. از این نظر مورد سخنان امید غیاثی شایستۀ توجه است، که هم بر «نظر» یا برداشت خود تکیه دارد و هم بر اهمیت «دیالکتیک بحث و باز بودن آن» انگشت میگذارد. اهمیت این گشادهدستی فروتنانه آنست که این افراد، در درجۀ نخست، خط تمایز و تفکیکی میان گفتههای خود و دیدگاههای دکتر طباطبایی میکشند. …در عین حال مشوق علاقهمندان است که در مواجهه با برداشتها و با پدید آمدن تردیدها و پرسشهای تازهتری، به مراجعه و بازخوانی اصل، روی آورند.
انکارِ آزادی در جنبش مشروطه / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با مزدک بامدادان
من میدانم که این سخنم شاید برای بسیاری از هممیهنان ناراحت کننده باشد، ولی آن جنبش تنها در بستر شرایط ویژه پایان دوره قاجار بود که توانست خودش را به جامعه تحمیل کند، من بر روی این تحمیل تاکید میکنم،[….] در واقع مشروطهخواهان (که تازه اینها هم یک جنبش یکدست و دارای یک اندیشه منسجم نبودند) از خلاء قدرت استفاده کردند و هنگامی که رضاخان آن سالها و رضا شاه سالهای بعد کودتا کرد، از شرایط بوجود آمده حداکثر استفاده را کردند. هدف آنها هم، همانطور که در کتاب حیات یحیی آمده و من هم در آن جستار به آن اشاره کردم، آزادی و دموکراسی نبود، آنها میخواستند چهره ایران را نوین کنند و دیدیم که در این زمینه بسیار موفق بودند.
پرسش از انحطاط نظام سیاسی ـ اجتماعی ایران باستان در شاهنامه / امید غیاثی
نخستین نکتهی مهم در باب شاهنامه، برجسته کردن این موضوع است که مسئله فردوسی، ایران است. برهمین اساس است که نولدکه شاهنامه را کتابی میدانست که هیچ ملتی نظیر آن را ندارد.
تأمین امنیت به شیوه رژیم اسلامی، سلب امنیت از ایران است / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با امین سوفیامهر
آنچه که با انقلاب اسلامی به ثمر رسید، در گسست با منطق نظام پادشاهی پهلوی بود که شامه تیزی برای پیگیری منافع ملی داشت. اما نسل سودازده انقلابی از پشت شیشه کبود ایدئولوژی به جهان مینگریست. بیشینه انقلابیون به ایدئولوژیهایی پایبند بودند که با دیده تحقیر به مسئله امر ملی و منافع ملی مینگریست. اسلامگرایان یکان سیاست را امت میدانستند، و چپها آن را طبقه پرولتاریا و محرومان. باری، مفهوم مستضعفان پیوندی بود از دو مفهوم انقلابی آن زمان یعنی امت و پرولتاریا. به خطا گفتهاند که نظام پادشاهی پهلوی اصلاحپذیر نبود. نظام پادشاهی پهلوی اصلاحپذیر بود، اما به آنچه که انقلابیون میخواستند تغییرپذیر نبود. نظام پادشاهی پهلوی نمیتوانست منافع امت و پرولتاریای جهانی را لحاظ کند، بدون آنکه دست از پیگیری منافع ملی بشوید، مگر آنکه از درون دچار استحاله میشد. اما با انقلاب اسلامی این دگردیسی ممکن شد، و انقلابیون از این حیث به هدف خود رسیدند.
با اندیشۀ طباطبایی اسلام از صدر به ذیل آمد! / فرخنده مدرّس
تقدیم به استاد ارجمند دکتر جواد طباطبایی که به فرخندگی هفتاد و ششمین زادروز خجستۀ ایشان شادیم و آنچه را که در دفاع از ایرانیت خود میگوییم، به سپاس آموختههایمان از ایشان است. اگر نابسندگی و کاستی در این دفاع هست، که هست، عذر آن را پیش استاد گرانقدر بریم و پیمان بندیم که از کوشش در آموختن بیشتر از ایشان برای دفاع استوارتر از ایرانی بودن خود، تا زندهایم، دست نشوییم.
درباره مفهوم ایرانشهر / جواد طباطبایی
آنچه در زیر میآید نخستین صفحات رسالهای مستقل درباره مفهوم ایرانشهر است که در ماههای گذشته نوشتن آن را آغاز کرده بودم اما به دلایلی که نیازی به گفتن آن نیست به انجام رساندن آن تاکنون ممکن نشده است. این صفحات را به دوستانی تقدیم میکنم که در این روزها پیغامی دادهاند اما توان پاسخگویی به فرد فرد آنان در من نیست.
شادباش! به مناسبت هفتادوششمین زادروزِ ارجمندِ دکتر جواد طباطبایی
اینبار، در آستانه و آغاز سال دیگری از عمر گرانقدر دکتر جواد طباطبایی، ما بر آن شدیم که بیانِ شادیِ دلِ وامدار و احترامِ سرِ فرودآمده در قدرشناسیِ خدمتِ سترگِ ایشان به ایرانِ ارجمندمان را به کلام دوستی واگذاریم. بگذاریم که اینبار، به مناسبت سالگردِ این روز فرخنده، فردی از میان نسلهای جوانترِ ایرانیان، زبانِ ما در یادآوریِ مقامِ بلندِ دکتر طباطبایی شود. بدین مقصود، در بیان شادباش خود، نوشتۀ علیرضا کیانی (ششم آگوست ۲۰۲۰) را برگزیدیم و آن را، با اجازۀ ایشان، به دکتر طباطبایی تقدیم میکنیم.
انقلاب مشروطه سرمشق زندهای که باید از آن پیشتر رفت / گفتگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون
مسئولیت بزرگ سرآمدان سیاسی و فرهنگی پس از رضاشاه (مورد خود او در زمانی که جامعه از دوران بعدی مذهبیتر بود، بسیار گویاست) در آن است که به ملاحظات پست و خطاآمیز سیاسی، به دست خود پایگان مذهبی را برکشیدند و در مسابقهای برای بهرهبرداری از مذهب، آن پایگان را سرانجام «طبقه» حکمروا گردانیدند. در این میان گناه روشنفکران زنندهتر است زیرا خویشکاری روشنفکر جنگیدن با تاریک اندیشی است که فولکلور مذهبی پایگان آخوندی بزرگترین سرچشمه آن بشمار میرود و هشتصد سال هر جنبش روشنگرانه و روشنفکری را در ایران خفه کرده است و مسئول اصلی جدا شدن بخش بزرگی از سرزمین ایران از میهن بوده است (در سنی کشی صفویان و جنگ دوم ایران و روس.) روشنفکرانی که هر چه را از اندیشه کم میآوردند با سیاستبازی پر میکردند بجای آنکه نقش روشنفکر را برعهده گیرند فرصت طلبانه به عبای آخوندها آویختند و دانشگاهی را که از باززائی و روشنگری غرب به ایران آورده شده بود به حوزه بازگرداندند. ولی بخش بزرگی از مسئولیت روشنفکران به سیاستگرانی باز میگردد که نفهمیدند با آخوندبازی و بیشهامتی خود چه ماری را در آستین پرورش میدهند. روشنفکران هنگامی که با سیاستبازان همراهی کردند آسیب خود را زدند.
دیوانسالاری ایرانی و اندیشۀ سیاسی ـ دیوانیِ ایران / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با بابک مینا
دستاورد مهم اندیشهٔ ایرانشهری همین ارزش افزوده بر شریعت است که فضایی اینجهانی را برای سیاست میگشاید، بی آنکه بخواهم بگویم سیاست را سکولار میکند. همین خردِ دیوانسالارانه است که در آریستوکراسی ایرانی با فراز و نشیبهای بسیار دوام داشته است؛ اگر چه کم و زیاد آن را باید متن به متن بررسی کرد و به سختی میشود حکمی کلی دربارهٔ تمام متون صادر کرد. ولی به طور کلی آنجا که روح متن بر استقلال هنر حکومتداری بر شریعت تأکید میکند، میتوانیم بگوییم با اندیشه سیاسی ایرانشهری مواجهیم.






















