تعبیر کاخ برای پدیدارشناسی روح را که گفتم خود هگل تعبیر راه را به کار میبرد، از این حیث بار دیگر تکرار کردم که بگویم مختصات معماری جایی که میخواهیم وارد آن شویم برای ما کاملاً ناشناخته است.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ دوم بخش چهارم
هگل در ادامه به روح می رسد و میگوید : «در این پدیدارشناسی غنای پدیدارهای این روح که در نخستین نگاه بی نظم و آشفته به نظر میرسد، به مرتبه نظم علمی آورده میشود که آن پدیدارها را در ضرورت آن ها بازنماید».
پایان انزوا
هنگامی که در اکتبر ۱۹۶۸ ژنرال اسد و پشتیبانان ارتشی او یوسف زعین و دکتر ماخوس، نخستوزیر و وزیرخارجه وقت، را برکنار کردند انتظار برخورد دیگری میرفت.
شعر مشروطه، شور زندگی،گفتوگو با شمس لنگرودی، مسعود رفیعی طالقانی
بهترین تعریف را از شعر به گمان من عینالقضات همدانی دارد، که گفته است «شعر را چون آینهدان، آینه را خود معنایی نباشد» و هر کس خود را در این آینه میبیند و خود را در این شعر پیدا میکند.
بحثی در بارهی «روح» در فلسفه هگل
بحثی در بارهی «روح» در فلسفه هگل
آذری زبان باستانی آذربایجان
آذری یا زبان باستان آذربایجان
راه صدساله: از «دولت با اساس» تا سازش برای نفع مشترک
نگاهی به ظرقیتهای قانون اساسی مشروطیت در گفتگو با دکتر محمدرضا خوبروی پاک بمناسبت سالگرد انقلاب مشروطه
وزنه سیاسی و وزنه تاریخی، داریوش همایون
در پاکستان، چنانکه در بیشتر سرزمینهای خاورمیانه یا آسیای جنوبی و آفریقا و آمریکای لاتین ـ آنچه کشتی حکومت را غرق در گردابها کرد در تحلیل آخر نارضائی تودههای مردم بود ـ مردم عادی کوچه و خیابان، کارگران کارخانهها و کشاورزان روستاها…
بزرگترين سهمی که آندره مالرو به ايران داده است، چندان نيست، ابراهيم گلستان
وسائلی را که تا کنون داشتهايم هر چند که ديگر کارآمد هم نباشند، هر گاه که به دست آوريم نه به هويت فعلی و کنونی شان بلکه به هويت گذشته و از سکه افتادهشان که يادگار دوران آرزومندی ماست توجه میکنيم،…
فرازها
یک جهان بینی پویا که لطف سیاست را در پیش بردن و بهترکردن میداند طبعا نمیتواند گذشته را به بیش از حد سودمندی آن ـ چه از نظر عبرت آموزی و چه از نظر دستمایه کردن برای آینده ـ بکشاند. *** بیشتر ما به عنوان ایرانی با فرهنگ مظلومیت و شهادت بار آمدهایم. در چنین …
قدرت با دست تهی ـ داريوش همايون
ملک حسين در مجموعه جسارتهای خود اين جسارت را نيز دارد و هنگامی که زمان چنان توافقی فرا رسد اوست که رهبران و حکومتهای ديگر را از مخمصه خواهد رهاند.
تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ دوم بخش سوم
این جا از باب تقریب به ذهن می خواهم از دو اصطلاح اهل عرفان استفاده بکنم تا پیچیدگی بحث هگل را نشان بدهم. در یک حدیث قدسی معروف[1] که عرفاء بسیار به آن استناد کرده اند، و البته به احتمال زیاد جعلی است، خداوند درباره خلقت عالم میگوید : «من گنجینۀ پنهانی بودم و خواستم …
تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ دوم بخش دوم
هگل می گوید پدیدار شناسی روح با تمامی شیوه های پیشین مقدمه نویسی بر فلسفه متفاوت است، کار اصلی پدیدارشناسی این است که دانش را بنیاد گذاری کند. هگل برای بنیاد گذاری از کلمه begrunden استفاده میکند که معادل انگلیسی آن to found است.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ دوم بخش نخست
در جلسه قبل گفتم که بسیاری از نویسندگان پدیدارشناسی را به یک راه مانند کرده اند که خود هگل هم کم و بیش این تعبیر را به کار می برد. من ترجیح دادم برای فهم بهترمطلب تعبیر کاخ بلند را حفظ کنم چون آنچه در زبان فارسی درباره پدیدارشناسی روح نوشته یا ترجمه شده همگی …
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ نخست بخش چهارم
کار مهم هگل که فعلاً به صورت گذرا به آن اشاره می کنم این بود که توضیح داد که مطلق یا روح در زمان یا در تاریخ و به تعبیر دیگر در تحول تاریخی است که به خودش آگاهی پیدا می کند، در سیر تاریخی است که از خود بیگانه می شود و بار دیگر …
تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ نخست بخش سوم
جوانی هگل مصادف با پایان فلسفه کانت و اوج فعالیت فیشته است که اولی در سال 1804 و دومی 10 سال پس از آن درگذشت. هگل که در این دوره هنوز در آغاز راه بود، متوجه شد که اروپا دو دوره تاریخی را از سر گذرانده است، یکی دوره اصالت معقول و دیگری دوره اصالت …


























