Category: نقد و نظر

دموکراسی: سلطنتِ حرف / آرش جودکی

و حرف بايد که حرف بياورد تا کسی نباشد که حرف آخر را بزند: گردش آزادِ حرف در دهان. دهان‌هايی ‌که آزادی را فرياد می‌زنند با چنين گردشی آغاز می‌کنند و آن را فرجام فريادشان می‌خواهند. اينجاست که شکلِ حرف زدن، شکلِ سلطنتِ حرف می‌شود. و سلطنتِ حرف هم يعنی دموکراسی. که گردش بی‌دليل کلماتی است که پيوسته بی‌دليل پهلوی همديگر در دهان همان مردمی قرار می‌گيرند که اين حرفها در ابتدا برای دهانشان بی‌دليل قلمداد می‌شد.

ادامه‌ی مطلب

اقوام و اقلیت‌ها و جایگاه حقوقی آنان / دکتر محمدرضا خوبروی پاک

ملیت گرائی و شهروندی ممكن است از دو مقوله جداگانه باشند مانند بسیاری از ایرانیان دو تابعیتی كه شهروند یك كشور خارجی هستند ولی در ژرفای وجودشان ملی گرا و دلبسته ریشه و تبار ایرانی خویشند. میتوان وابستگی فرهنگی یا قومی ویژه ی داشت. اما در همان حال وفادار به یك كشور بود.

ادامه‌ی مطلب

ملیت، هویت و فدرالیسم / گفت‌وگو با احسان هوشمند / چشم انداز

امروزه نهاد دولت ـ ملت از دو زاویه مورد تهدید  قرار می‌گیرد؛ از بیرون به‌وسیله جهانی‌شدن و از درون به‌وسیله برجسته‌كردن گروه‌های خُرد و فرو-ملی كه هر یك ممكن است خواستار خروج از حاكمیت ملی یا تحدید آن در منطقه مورد ادعای خود باشند. به نظر نمی رسد در ایران چنین وضعیتی حكمفرما باشد و جدا از دخالت‌های خارجی در حوزه اقوام، نگرانی خاصی حس نمی‌شود، ولی در كل دو تحول بزرگ در دو دهه گذشته تأثیر زیادی بر هویت ملی و به دنبال آن امنیت ملی در كشور ما داشته است: نخست فروپاشی شوروی و دیگری اشغال عراق و برپایی نظام فدرالی در این كشور. آنچه در زیر می‌آید حاصل گفت‌وگو با احسان هوشمند، جامعه‌شناس و كارشناس مسائل هویتی بویژه در حوزه كردستان است.

ادامه‌ی مطلب

بررسی “صدسال کشاکش با تجدد” در گفتگوی حسین مهری با داریوش همایون

کتاب «صد سال کشاکش با تجدد» اثری است به قلم داریوش همایون که در سال ۲۰۰۶ و به مناسبت صدمین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه توسط «نشر تلاش» منتشر شده است.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم آخرین بخش

با این بخش تفسیر پدیدارشناسی روح هگل که به همت مصطفی نصیری از نوار پیاده شده بود به پایان می رسد. گویا جلسۀ دیگری نیز وجود داشته است که نواری از آن در دسترس نیست. با تشکر از این دوست گرامی امیدوارم مجموعه این مطالب مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته باشد

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش سوم

هگل در نقد خود از رویکرد روشنگری به عصر ایمان به چند نکته اشاره می کند که یکی از آن ها موضوع آگاهی در دیانت و ایمان است که خداست. هگل معتقد است که روشنگری متوجه این نکته نیست که در ورای  مناسکی که مسیحیت به عنوان دین مبین آورده و اجرا می شود، معانی رمزی وجود دارد. به عنوان مثال وقتی مومن مسیحی در مقابل صلیبی چوبی قرار می گیرد، در ورای این قطعه چوب یک معنای رمزی وجود دارد که روشنگری نسبت به آن معنا بی تفاوت است. هگل این جا یک توضیح نسبتاً مفصلی درباره مارتین لوترمی دهد و می گوید اصلاح دینی در آلمان از این جا شروع شد که که تمام ابزار و اشیائی که در داخل کلیسا در مناسک مسیحی به کار می رفت، به تدریج برای مومنان به قطعه ای شیء تبدیل شدند، بنابراین در واکنش به این وضع بود که لوترگفت ایمان لطیفه ای درونی است و هیچ ربطی به این مناسک بیرونی ندارد.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش دوم

هگل در توضیح نخستین وجه یعنی جهالت مردم عصر ایمان می گوید مردم از طریق مناسک ــ که مهمترین این مناسک در مسیحیت مراسم عشای ربانی یا نان و شراب است و اشاره به آخرین شام عیسی با حواریان دارد[1] ــ سعی می کنند پیوند مجددی با مسیح برقرار کنند و به این طریق گناهان خود را بازخرید کنند در حالی که این مناسک از نظر روشنگری فاقد هر گونه معنای رمزی بوده وهیچ اهمیتی ندارد پس تکه ای نان و جرعه ای شراب نمی تواند موجب بخشودگی گناهان آنان شود ، هگل نتیجه می گیرد که مردم نسبت به معنای روحانی ایمان خود جاهل هستند یا به تعبیر دیگر، ایمان آنان به این مناسک مردم را جاهل بارآورده است. از طرف دیگر، کشیشان هم موجب فریب می شوند تا بتوانند حاکمیت خود را تثبیت کنند.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش نخست

در این جلسه سعی می کنم نظر هگل را درباره دوره روشنگری به اجمال بررسی کنم. همان طور که در مبحث انقلاب فرانسه بیان شد این انقلاب از پیامدهای جنبش روشنگری در فرانسه بود و به همین جهت این دوره برای تحولات اروپا بسیارمهم است. شاید بتوان گفت این دوره برای ما هم از جهت سلبی مهم است چون ما هنوز چنین دوره ای را تجربه نکرده ایم. به همین دلیل فهمیدن آن برای ما بسیار مهم است. به اعتباری هگل را می توانیم فیلسوف عصرروشنگری بدانیم چون حدود سی سال اول عمر خود را در عصر روشنگری و نیمه دوم آن را درقرن نوزدهم گذراند که این دو سده هم برای اروپا وهم برای بشریت بسیارمهم بوده است.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش چهارم

نتیجه مهمی که هگل می گیرد، از دیدگاه اندیشه دینی که برای ما آشناست مطلقاً غیر قابل دفاع و نوعی کفرگویی است. این نتیجه در مسیحیت هم مبتنی بر تفسیر خاصی است و آن این که دین مسیح در واقع در زمان خود مسیح و حواریان کامل نشده است بلکه دین یک امر تاریخی است و آشتی میان جمع و فرد، درون و بیرون و خدا و انسان در پایان تاریخ امکان پذیر خواهد شد. دین هم باید در تحول خود تمام دوران­های تاریخی را گذرانده باشد تا به آن وحدت نهایی برسد، و بیشتر از آن هگل حتی می خواهد بگوید که خدای آغازین همان خدای نهایی و پایانی نیست.

ادامه‌ی مطلب

توسعه سيستان و بلوچستان و چالش های پيش رو / احسان هوشمند

توسعه یکی از مفاهیم جاری و پر مصرف است؛ از مطالب روزنامه‌ها و نشریه‌ها گرفته تا متون سیاسی، اداری و علمی، از محاورات روزمره تا مناظره‌های سیاسی و فرهنگی همه و همه به این مفهوم ارجاع می‌دهند. بارها و بارها واژه توسعه مورد استفاده و استناد قرار می‌گیرد، بی آنکه گویندگان و یا نویسندگان توافق روشنی درباره این مفهوم داشته باشند.

*

*

ادامه‌ی مطلب

واسلاو هاول، و فرهنگ رفتار سیاسی / ماندانا زندیان

هاول روشنفکری را اندیشیدن برای عمل کردن می‌داند، و روشنفکر را انسانی که اندیشه ورزی را تا بهکرد امر عمومی- آنچه او اهمیت دادن به زندگی «دیگری» تعریف می‌کند- پیش می‌برد. او که برای سال‌ها پیش از ورود به سیاست، در جایگاه نمایشنامه نویسی توانا و کامیاب، از مخالفان و معترضان به سیستم حاکم بر جامعه بود، از تجربۀ ریاست جمهوری- راهی برای لمس نزدیک مشکلات پیش رو در امر عمومی- به تاکید بر ارزش اخلاق و فرهنگ در سیاست می‌رسد، و چنان که در خودزندگی نامه‌اش می‌نویسد، درمی یابد سیاست، در درازای عمرش، چه اندازه از پرهیز روشنفکران در نزدیک شدن به گسترۀ خود، آسیب دیده است

ادامه‌ی مطلب

چرا بیانیه تسلیت به مناسبت درگذشت آقای همایون را امضا کردم / علی تیزقدم

برای من داریوش همایون بزرگ و ستودنی بود به خاطر ثابت قدم بودن و مداومت او در پیشبرد تفکری که آن را درست می انگاشت. بر خلاف باور معمول از نظر من شالوده بینش داریوش همایون  حفظ تمامیت ارضی ایران و ایجاد دموکراسی در آن بود و اگر از نظام پادشاهی مشروطه نیز جانبداری می کرد به این دلیل بود که بر اساس آنچه او از تاریخ ایران استنباط کرده بود شاه می توانست به عنوان نماد وحدت ملی و عامل مهمی برای حفظ تمامیت ارضی کشور باشد.

ادامه‌ی مطلب

مشروطه و موسیقی سرفصل های نوآوری در موسیقی ایران ـ دکتر محمود خوشنام

یکی دیگر از تأثیرات فرهنگی جنبش مشروطه در جامعة موسیقی ایران، گشوده شدن راه هنرنمائی به روی زنان است. البته این گشایش به آرامی انجام گرفت. جنبش در آغاز کار می بایست به «مسائل مبرم سیاسی» می پرداخت. از آن گذشته محافظه کاران مذهبی نیز در رهبری جنبش مشارکت داشتند و به «تابو»های اسلامی پایبند بودند. مردانی که به سوی موسیقی می رفتند کمابیش اعتبار اجتماعی خود را از دست می دادند. چه برسد به زنان که اگر چنان می کردند مستحق سنگسار می شدند.

ادامه‌ی مطلب

تفکر و خشونت؛ تاملی در مفاهیم «یادآوری» و «بازنگری» / بهروز داودیان

همایون همه را ترغیب به تفکر انتقادی می‌کند تا اینکه بدیعیات سیاسی ذهنی گذشته را به چالش کشد و چهارچوب‌های نو و استواری را در حوزه سیاست بنا نهد. فقدان تفکر انتقادی در حوزه سیاست ایران ناشی از همین ترس خراب کردن و ساختن از نو است که یکی از عناصر محوری تمدن غرب است، و بنظر می‌رسد که همایون در این خراب کردن و از نو ساختن بدیعیات سیاسی ذهن ایرانی هیچ ترسی را به دل خود راه نمی‌دهد.

ادامه‌ی مطلب

مردم سالاری و جنگ / فرهاد یزدی

تا کنون هرگاه سیاست، کاربرد خود را از دست می‌داد، یعنی هرگاه حکومتی نمی‌توانست به هدف‌های مورد نظر از طریق سیاسی دست یابد، جنگ به عنوان حربه نهایی بکار گرفته می‌شد. پس چگونه است که مردمسالاری‌ها، با مکانیسم حل مسالمت‌آمیز اختلافات، در جنگ شرکت می‌کنند؟ آیا این مکانیسم حل مسالمت‌آمیز اختلاف در مقابل مردمسالاری‌ها و حکومت‌های خودکامه یکسان عمل می‌کنند؟

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش سوم

هگل در مرحله دیگری می گوید آگاهی نگون بخت با وجود فردی و حیثیت درونی او یکی می شود اما ذات هم چنان جدای از آگاهی است. از این جا به بعد هگل الگوی مسیحیت را مد نظر قرار می دهد و می گوید بعد از این خودآگاهی در مقابل امر دیگر یا ذاتی قرار می گیرد که آن را به نوعی درونی کرده ولی آن ذات هنوز کاملاً در بیرون آن هست. هگل می افزاید ضمن این که ذات امری غیر قابل دسترسی است و از هرحرکتی که بخواهد او را به چنگ آورد فرار می کند یا به تعبیر بهتر فرارکرده است. بحث هگل این جا درباره خدای مسیحیت است که باید آن را توضیح بدهم.

ادامه‌ی مطلب

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش دوم

این جا برای توضیح وجدان نگون بخت باید یک اصطلاح هگلی را قدری توضیح بدهم و آن Consciousness است. من تا این جا این اصطلاح را به آگاهی ترجمه کردم و باید هم چنین باشد و چون کتاب پدیدارشناسی روح کتابی منظم و سیستماتیک است بنابراین نمی شود هر اصطلاحی را به چندین معنی ترجمه کرد و این کار به انسجام کلی کتاب و درک آن لطمه می­زند ولی این جا جایی است که فکر می­کنم به جای آگاهی باید از وجدان صحبت بکنیم چون همان طورکه مفسرین گفته اند این جاست که هگل برای اولین بار در حوزه مسیحیت وارد می­شود یعنی به وجه تاریخی بحث خود می­پردازد و به مقام مسیحیت در تاریخ اروپا اشاره می­کند.

ادامه‌ی مطلب