
رهبری سازمان مجاهدین خلق، همکاری با دشمن در جنگ و مزدوری عراق را با یک مقایسه تاریخی توجیه میکند. رهبر مجاهدین از خیلی پیش خودش را لنین ایران میدانسته است. هنگامی که جنگ با عراق پیش آمد به نظر خودش شباهتش با لنین بیشتر شد.

رهبری سازمان مجاهدین خلق، همکاری با دشمن در جنگ و مزدوری عراق را با یک مقایسه تاریخی توجیه میکند. رهبر مجاهدین از خیلی پیش خودش را لنین ایران میدانسته است. هنگامی که جنگ با عراق پیش آمد به نظر خودش شباهتش با لنین بیشتر شد.

ویژگی احزاب سوسیال دموکراسی اصلاحطلب مدرن در مقایسه با قرن نوزدهم، چنانچه در توضیحات قبلی عرض کردم، تبدیل آن از حزب یک طبقه (پرولتاریا) به حزب مردمی بود. لذا سوسیال دموکراسی صرفا حزب طبقه کارگر یا «اقشار فرودست» جامعه نیست. ولی بی گمان لازمه پیکار برای عدالت اجتماعی و ایجاد جامعه متعادل، توجه به مسائل و معضلات اقشار فرودست و یافتن راه حل عاجل به نیازها و خواستهای آنان است.
تكرار ميكنم كه، به خلاف آنچه نويسندگان و مترجمان ايراني گفتهاند، رسالة شهريار ماكياوللي نه تنها هيچ ربطي به «دستورنامه»، «اندرزنامه» و … ندارد، بلكه، برعكس، تدوين مبناي نظري اين انديشة سياسي جديد جز با گسستي از منطق سياستنامهها ممكن نشده است. اگر اين بحث بر خوانندهاي ــ يا مترجمي ــ روشن نشده باشد، بسياري از نكتههاي ظريف رسالة ماكياوللي از او فوت خواهد شد، چنانكه از نويسندگان ايراني و مترجمان فارسي فوت شده است.

اشاره: آنچه تحت عنوان “دستنوشتهها” در اين بخش منتشر میگردد، نوشتههای دستی داريوش همايون است که به تدريج در اختيار علاقمندان آثار وی قرار خواهند گرفت.

نویسنده کتاب در پردازش تمامی مفاهیمی که در آن کتاب معرفی کرده است هم از مشاهدات عینی خود از سیاست بهره برده است و هم از منابع تاریخی ـ هم غربی و هم ایرانی ـ برای بسط و تعمیق از مبانی آن مفاهیمی که ارایه داده است، استفاده نموده است.
چنانكه گذشت، ماكیاوللی، در سه رسالة مهم خود، شهریار، گفتارها و تاریخ فلورانس، توصیف تنشهای نظام سیاسی هر دولتـ شهر و كشوری را با اصطلاح «دو طبع مخالف» بیان كرده است. تأكید من بر اینكه نمیتوان این اصطلاح را نفهمید و آن رسالهها را ترجمه كرد، از این حیث اهمیت داشت كه اگرچه ماكیاوللی فیلسوف نبود، و به زبان فلسفی سخن نمیگفت، اما با اهل فلسفه هم سخن میگفت و، از اینرو، شیوة نوشتاری او فلسفی است، یعنی با دقتی فلسفی دستگاه مفهومی اندیشة سیاسی خود را بیان كرده است تا به تعبیری كه در آغاز دفتر نخست از رسالة گفتارها آورده «راهی» را هموار كند كه تا زمان او كسی در آن قدم نگذاشته بود.
من از این حیث به رسالة اسكینر و ترجمة فارسی آن اشاره كردم كه اسكینر از مفسران مهم اندیشة سیاسی سدة شانزدهم است و رسالة او تنها نوشتة مهمی است كه تاكنون دربارة ماكیاوللی به زبان فارسی ترجمه شده است.

گر مهر من نسبت به وطن تنها از آن سبب باشد كه خود از آن مرز و بوم هستم و بخواهم این عنوان را وسیله ی مغایرت خویش و بیگانه قرار داده و از اختلاف و نفاق بین مردم برای خود استفاده كنم، این وطن پرستی نیست، خود پرستی است و مانند تعصب دینی آن جماعت از ارباب ادیان كه اختلاف دین و مذهب و نفاق بین مردم را وسیله ی منافع و اعتبارات شخصی و فرقه ای قرار می دادند، مذموم است و باید مردود باشد.

ما در ایران کرد داریم، عرب داریم، آذری داریم، بلوچ داریم. اما لزوماً مردم سمنان را در هیچکدام از این قومها نمیتوان جا داد. مردم شیراز، مردم بوشهر، مردم هرمزگان را. اینها ممکن است که خودشان را شیرازی، بوشهری و یا هرمزگانی بشناسند، ولی به عنوان اینکه مثلاً فرض کنید قومی به نام قوم فارس در ایران هست محل تردید است و این هم از آن خطاهایی است که برخی از کسانی که درگیر مطالعات قومی هستند، متأسفانه، به آن توجه نکردهاند. ما در ایران قومی به نام قوم فارس نداریم و زبان فارسی، نمادی از تعامل تاریخی ایرانیان و زبان همهی قومهای ایرانی است نه زبان یک قوم به نام فارس.
این مقاله در مجلهی نگاهِ نو (شمارهی ۹۲، سال بیست و یکم)، تهران ١۳۹٠، منتشر شده و برای نشرِ در این جا دوباره آن را بازبینی و اندکی گستردهتر کرده ام.
یشتر، گفتم كه اندیشة سیاسی ماكیاوللی نقیض آن چیزی است كه در نوشتههای فارسی آمده است. خوانندهای كه اندك آشنایی با مبانی اندیشة سیاسی جدید داشته باشد، با نظری به دو رسالة مهم او، در یكی از زبانهای اروپایی، یا به تفسیرهای مهم اندیشة سیاسی ماكیاوللی، در خواهد یافت كه ترجمة این متنها یا نوشتههای فارسی تا چه پایهای تُنُكمایه است. از اشارههای من به برخی از اشكالات ترجمة این متنها نیز كمابیش میتوان دریافت كه دانش ایرانی حتی در كلیات این مباحث نیز از حدِّ تفنن فراتر نرفته است.
اگر بنویسم که کسروی، گفت و گو برانگیزترین روشنفکر دوران مدرنیته ایران است، سخنی به گزاف بر کاغذ ننهاده ام. با این که شست و شش سال از ترور او در کاخ دادگستری می گذرد، گویی او زنده و کوشا در کانون گفتمان اجتماعی امروز ایران نشسته و هنوز سخنی برای گفتن دارد. هفت دهه بی مهری دولتیان به کتاب ها و نوشتارهایش، نه بازدارنده روی آوری نسل در پی نسل جویندگان راستی و شیفتگان پژوهش در تاریخ بوده و نه دم تیز نقد او را به خرافات و شریعت کند کرده است. راستی این است که هرچه زمان می گذرد، کمبود کسانی که مانند او به نقد بی امان روشنفکرانه به ارزش های فرهنگی چیره بنشینند، بیشتر و بیشتر احساس می شود.
داریوش همایون همواره نگاهی به نیروی محرکی که غرب و تمدن غربی را پیش میبرد داشت…. اینکه عقلانیت غربی از نیروی شک به یقین میرسید، او را مفتون میساخت و همین شیفتگی به غرب، در مقالهها و ترجمههائی که در صفحات لایی آیندگان انعکاس مییافت، به چشم میخورد.
بر مبنای آنچه به اجمال دربارۀ اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی از درسنامۀ حمید عنایت، و نیز مقدمههای مترجمان بر رسالۀ شهریار، آوردم، میتوان گفت که اندیشۀ ماکیاوللی نقیض آن چیزی است که در این نوشتهها آمده است. به خلاف گفتۀ عنایت، شهریار مهمترین نوشتۀ ماکیاوللی نیست و آن رساله را نیز نمیتوان، و نباید، به برخی از تدابیری که ماکیاوللی برای نگاه داشت قدرت پیشنهاد کرده، و گویا موجب بدنامی او شده است، فروکاست. اگر اندیشۀ ماکیاوللی جز آن نبود که عنایت، و دیگر نویسندگان ایرانی، خلاصهای از آن را بر مبنای خلاصههای دیگر نویسندگان آوردهاند، نمیبایست اهمیتی داشته باشد.
از زمانی که رسالۀ شهریار ماکیاوللی نخستین بار توسط محمود محمود به فارسی برگرانده شده، بیش از هفت دهه گذشته است. این نخستین ترجمه به سال ۱۳۱۱ انتشار پیدا کرده واز آن پس نیز در ۱۳۲۴ تجدید چاپ شده است. محمود محمود بر ترجمۀ خود دیباچهای را نیز افزوده که حاوی اطلاعاتی دربارۀ تاریخ ایتالیا و فلورانس، زندگی و نوشتههای ماکیاوللی، و خلاصهای از اندیشۀ سیاسی اوست. در این صفحات در مواردی مطالبی سودمند برای خوانندۀ آن زمان آمده است، اما اطلاعات نادرست نیز در آنها اندک نیست.

چکیده: سخن بر سر سنجش است در عرف و در علوم. سه صفحه اول به طرح مجمل نظریه سنجش و اعتبار سنجه ها و نیز شرائطی می پردازد که مقیاس را برای احراز صلاحیت مساعد می کند. با طرح این مقدمه می رسیم به موضوع سنجش در علم اقتصاد و سپس به تحلیل پول بمثابه سنجه در اقتصاد می پردازیم. برای تبیین این امر ناگزیر سری می زنیم به سازوکار بانک مرکزی بمثابه آفریننده پول پایه و نظام بانکی بمثابه تولید کننده پول اعتباری و نقش بانک مرکزی در حفظ قدرت خرید پول ملی و شرائط احراز آن. …
در مدرسۀ علوم سیاسی و در نخستین دهههای دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران، اندیشۀ سیاسی جایی در میان موادی که تدریس میشد نداشت. علم سیاست در ذیل و در صورت حقوق عمومی، که مهمترین بخش آن حقوق اساسی بود، وارد ایران شد.