هویت اگر از دلالتهای فرهنگی ـ سیاسی خود آزاد شود معنائی سادهتر از آن دارد که نزد ماست. برای بیشتر مردم پیشرفته جهان هویت، آگاهی به خویش و درباره خویش است؛ هم از سوی خود، هم از سوی دیگران. هویت یک ملت یا اجتماع چنان آگاهی درباره وابستگی به یک ماهیت تاریخی است. با این تعریف روشن است که هویت فرایافتی پویاست و سراسر گذشته و اکنون و آینده را در بر میگیرد و هم به ماهیت بزرگتر ارتباط دارد هم به یگانهای آن؛ هم شخصی است هم جمعی، و هر چه انسانیت پیشتر آمده، به این معنی که فرد جای مهمتری یافته، مولفه شخصی آن نیرومندتر شده است. خود، چه فرد و چه جامعه، از مراحل گوناگون میگذرد و شکلهای گوناگون میگیرد ولی همواره برای خودش و دیگران همان است.
Category: بنیاد
توضیح یک اشتباه / منصور هدایتی
همان گونه که در تصویرهای زیر دیده میشود و طباطبایی در واپسین پیشگفتار توضیح داد، از سال 1367 خورشیدی که نخستین چاپ کتاب تحت عنوان «درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» منتشر گردید، تا دو دهه پس از آن کتاب بدون تغییر و در 249 صفحه به «چاپهای متعدد» رسید. پس از دو دهه کامل، «ویراسته جدید» کتاب این بار با عنوان «درآمدی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» در 300 صفحه منتشر گردید، در این «ویراسته جدید» 50 صفحه بر کل کتاب افزوده شده که 18 صفحه آن به فصل منحنی تحول اندیشه سیاسی غزالی اختصاص دارد، و صفحات این فصل از 30 به 48 افزایش یافت. با «فرمت» متفاوت. در «ویراسته جدید» فصل جدیدی نیز برکتاب افزوده شد تحت عنوان «فصل نخست:ملاحظاتی در اندیشه سیاسی از اسلام تا ایران».
به مناسبت 24 اسفند زادروز رضاشاه، بزرگترين ايرانی سده بيستم
“همه چیز را میشود اصلاح کرد. هر زمینی را میشود اصلاح نمود. هرکارخانهای را میتوان ایجاد کرد. هر مؤسسهای را میتوان بکار انداخت. اما چه باید کرد با این اخلاق و فسادی که در اعماق قلب مردم ریشه دوانیده، و نسلاً بعد نسل برای آنها طبیعت ثانوی شده است؟ سالیان دراز و سنوات متمادی است که روی نعش این مملکت تاخت و تاز کردهاند. تمام سلولهای حیاتی آنرا غبار کرده، بههوا پراکندهاند و حالا، من گرفتار آن ذراتی هستم که اگر بتوانم، باید آنها را از هوا گرفته و به ترکیب مجدد آنها بذل توجه نمایم. اینهاست آن افکاری که تمام ایام تنهائی مرا بهخود مشغول، و یکساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال کرده است….. هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کردهاند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، برروی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفتهام. این کار شوخی نیست و سرمن در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است.“
سخنان رضاشاه بزرگ به نقل از سفرنامه مازندران
پیوندی نیرومندتر از هر گفتمان / گفتگوی فرخنده مدرُس با دکتر مهرداد پاینده
نکتهای که میخواهم در پایان پاسخ به این پرسشتان اشاره کنم، پیوند عاطفی میان همۀ ایرانیان است، که نیرویش از هر گفتمانی بیشتر است. این پیوند است که نگهبان واقعی این سرزمین است. این پیوند را هیچکس نمیتواند از ما بگیرد، مگر خود ما. ولی به بهای نابودی خودمان. وقتی به غرور ملی خودم و فرزند نیمه ایرانیام نگاه میکنم، آسوده خاطر میشوم. سرزمین ما، ایران، هویت، پارۀ تن تک تک ماست. همه ما به آن نیاز داریم، چون بدون آن بیهویت میشویم.
در سوگ دکتر
هرقدر که بخواهیم بهدلآریم و بگوییم سوگوار نیستیم، چون آن جاودانیاد و آن روح زنده، با همۀ آنچه از هستی پرمَجدش مانده است، همچون ترنم نوشتهها، در برابر چشمان جویایِ دوان بر سطرهای مبارک، مینشینند، اما، گو! که روان ناآسوده و قلب ماتمزده راه نمیآیند و روا نمیدارند. پس بگو که سگواریم، در این نخستین سالگرد غیبت پر حسرت و افسوسشان! کیست که بداند؛ دوام عمر تا چند است؟ اما تا عمر باقیست، وامدار آن هزاران هزار زَر بر ورق، که از آنها، این چندین سطر پرقدر را بار دیگر تقدیم خوانندگان میکنیم، که «تزهایی» هستند، برآمده از گذشتۀ درازدامن سرزمین و مردمانی که او خوب میشناخت، که فرضیههایی هستند، سپرده به آیندگان، که اگر خواستند آیندهاشان ثمردهد، آنها را شالودۀ احیای خود کنند، تا بخت دولتشان بار دیگر بدمد!
مسئولیت شخصی و شرایط سیاسی و اجتماعی در انقلاب اسلامی / گفنگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون
انقلابیون از آغاز و پیش از آنکه بدنبال میلیونها کشانده شوند میتوانستند تصمیمهای دیگری بگیرند. بخشی به علت تصمیمهای خود آنان بود که حضور آن میلیونها صورت گرفت. اگر عمل از منطق هدف پیروی میکند و به باخت همگانی، بیش از همه دست زنندگان به عمل، میانجامد پس منطق هدف عوضی بوده است. ما که عروسک خیمه شب بازی روزگار یا تماشاگران بیاختیار و بیمسئولیت توطئه ابرقدرتها نیستیم. راهی را از میان راههای گوناگون بر میگزینیم و بعد قربانی منطق آن میشویم. خطائی در این فرایند نیست، سراپای این گزاره خطا بوده است.
رفیق خونی، انور السادات؛ / آرمین. م
شاید مهمترین اقدام او از نظر ما؛ حمایت از محمدرضاشاه و دعوت او به مصر در جریان فتنه ارتجاع سرخوسیاه باشد که در ذهن و دل هر ایرانی قرار دارد. جاییکه به دولت آمریکا فشار برده و جلوی دسیسههای انقلابیان ایران و شخص قطبزاده و امثالهم را میگیرد و آریامهر را به مصر میبرد.
…
استقلال و تماميت ارضی و يگانگی ملی ايران برای ما از همه بالاتر است و به هر قيمت و در هر وضعی از آن دفاع میکنيم. ما به جای آنکه در موضوعی بدین اهمیت “سلامت را در کنار” بدانیم و خاموش بنشینیم، با صراحت اعلام میکنیم که در صورت حمله به ایران جای ما موقتا در کنار جمهوری اسلامی این دشمن وجودیِ خودمان خواهد بود. برای ما امری هست که از هر چیز دیگری از جمله جانهای خودمان بالاتر میآید: استقلال و تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران، که در جنگی چنان ویرانگر بر باد خواهد رفت.
سیاست بخشش؛ بدیلی در برابر سیاست حذف / بابک شامگاهان
در مورد همایون باید بگوییم که اولاً توأمان دانشآموختۀ حقوق و علوم سیاسی و کارگزار سیاسی رده بالا بود. ثانیاً بر خلاف اندیشمندانی مانند آرامش دوستدار، داریوش شایگان، رضا داوری اردکانی، سید جواد طباطبایی و عبدالکریم سروش که وارد مجادلات و مباحث فلسفی میشوند عمدتاً با اتکا به مبنایی فلسفی (فایدهگرایی) در مورد تاریخ، سیاست و جامعه نظرورزی میکند. از این منظر، در فضای فکری ایران، بیشتر به محمدعلی فروغی، سید حسن تقیزاده و فخرالدین شادمان شباهت دارد؛ یعنی کارگزاری سیاسی با علائق فکری است.
پیام شاهزاده رضا پهلوی

جمهوری اسلامی از زمان تاسیس، تروریستپروری را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است و با این تروریستپروری، تمام منطقه را درگیر جنگ و تنش کرده است.
پیش از فاجعه ۵۷، رابطه پاکستان و ایران بر اساس دوستی و احترام متقابل بود. ایران نه تنها میانجی صلح میان هند و پاکستان بود بلکه در موقع دشواریهای اقتصادی به کمک این همسایه شرقی میرفت. آن احترام، برآمده از اقتدار اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک و فرهنگی ایران بود.
چهار دهه بعد، جمهوری اسلامی با ماجراجوییهایی منطقهای سپاه پاسدارانش و با بیکفایتی اقتصادی و سیاسی و امنیتی، ایران را دچار چنان فلاکتی کرده که پاکستان کیلومترها درون مرزهای ایران عملیات نظامی میکند و در صداوسیمای ضدملی بابت آن خدا را شکر میگویند.
موشکپراکنی دیوانهوار جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه و ناتوانیش در محافظت از مرزها و شهروندان، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور، دو روی یک سکهاند و محکوم.
راه حل روشن است: مُهرِ پایان نهادن بر رژیمِ برآمده از فاجعه ۵۷، بازگرداندن قطار ایران به روی ریل ترقی و تمدن، بازسازی اقتدار اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و فرهنگی کشور و برقراری روابط صلح آمیز و دوستانه با همسایگان بر اساس منافع ملی، و بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه.
@OfficialRezaPahlavi
پیام شاهزاده رضاپهلوی
کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان ازجمله کودکان در انفجارهای تروریستی کرمان به دست داعش، نشانه دیگری از مرگخویی و آدمخواری اسلامگرایی جهادی از یکسو، و بیکفایتی و بیلیاقتی جمهوری اسلامی از سوی دیگر است. داعش و جمهوری اسلامی دو روی سکه تروریسم بنیادگرایانه اسلامی هستند.
..
امروز اسرائیل بار دیگر زیر هجوم تروریستهایی با ایدئولوژی آدمکشانه قرار دارد. این نیروهای شر و حامیانشان باید متوقف شوند.
ما حمله وحشیانه امروز به مردم عادی، خشونت بیرحمانه علیه زنان و کودکان و گروگانگیری افراد بیگناه را محکوم میکنیم. همراه با همه ایرانیان آزادیخواه و صلحجو، که به جای دشمنی با همسایگان به دنبال همکاری و همزیستی هستند، همدردی صمیمانه خود را با قربانیان و خانوادههای آنان اعلام میکنیم.
اشتباه نکنید، اسرائیل امروز هدف هجوم همان نیروهای افراطی و اندیشههای زهرآگینی قرار دارد که کشور ما را که زمانی پیشرفته و پیشرو بوده، به عصر تاریکی بازگرداندهاند.
حمایت جمهوری اسلامی از حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گروههای تروریستی دیگر غیرقابل انکار است. شادی مقامات این رژیم در تهران از اخبار تلخ امروز بار دیگر نشان داد که آنها در حمایت از ترور و خشونت علیه مردم عادی لحظهای تردید نمیکنند.
اسرائیل، مردم ایران، و کل منطقه تنها زمانی به امنیت و ثبات دست خواهند یافت که رژیم اسلامی در تهران که ثروت ایرانیان را هزینه حمایت از یک ایدئولوژی قاتلانه و تروریستهای معتقد به آن میکند به زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
@OfficialRezaPahlavi
بحران هویّت در عالم کنونی
آنچه میخوانید حاصل بحثی است در باب “بحران هویّت در عالم کنونی” که با حضور آقایان شهید سید مرتضی آوینی، مسعود ترقیجاه، محمد علی شعاعی، دکتر جواد طباطبایی، محمد کاردان و دکتر کریم مجتهدی صورت گرفته است.
ما از جواد طباطبایی چه آموختهایم / علی کشگر
در یکی دو روز گذشته باردیگر هذیانگویانی پریشاناحوال و آشفتهذهن ــ و اینبار در زیر چتر «پادشاهیخواهی» ــ پا از گلیم خود درازتر کرده، یاوههایی به مهمترین فیلسوف عصرِ حاضرِ ایران دکتر جواد طباطبایی نسبت میدهند و از این طریق کورسویی در دل گروههای ضد ایرانی، از جمله پانترکیستها، تجزیهطلبان و امتگرایان جمهوری اسلامی انداخته و کامشان را شاد کردهاند. یاوهگویی چنین پلشتهایی، تازه نیست. اما ما ایراندوستان باید از خود بپرسیم چرا این یگانه فرزانۀ همروزگار ما چنین در کانون کینهتوزیهای اینهمکیشان ضد ایران قرار دارد؟ مگر در آموزههای ایشان چه نهفته است، که هر دشمن ایران را، هر دشمن تاریخ این کشور را، هر دشمن پایداری این ملت را، هر دشمن دورۀ مشروطه ایران را و… چنین برمیانگیزد؟ ما از جواد طباطبایی چه آموختهایم که ما را سعادتمند و سرفراز و دشمنان ایران را پریشان و آشفتهحال کرده است؟
سخن سَردبیر / مسعود دبّاغی
گفتمان ملّی در تقابل میان انقلاب ملّی با خیزشهای سابق، به گسست باور دارد. علاوه بر آن معتقد است که بابت خصلت دگماتیک مختصّات نظری جبههٔ مقابل، چنین گسلی آشتیناپذیر نیز هست. به همین سیاق، رتوریکِ گفتمان ۵۷ی معتقد است که اختلاف دو موضع بالا را میتواند تحت یک نظریه مرتفع کند. آنها این تعلّق نظر ما را به گسست، به تمامیّتخواهی و حتّی خشونتورزی فکری متّهم میکنند. مصداق چنین برخوردی را با گفتمان ملّی در زدن برچسبِ توتالیتاریسم به مشروطهخواهان میتوان عیان دید.






















