نگاهی به بیانیه “شصت و یک کنشگر سیاسی و مدنی پیرامون الویت مقاومت در برابر تجاوز خارجی و حفظ جان شهروندان تا توقف جنگ” / نیلوفر بیضایی

در پایان از شما خواهش میکنم به مردم ایران که صاحبان اصلی آن سرزمین هستند، درس میهن‌دوستی ندهید. میهنی که بسیاری از شما در خارج از چارچوب این بیانیه با تمام نمادها و تاریخش سر عناد دارید. این مردم برای نجات این میهن از دست این آدمخوران هزینه‌ها داده‌اند و می‌دهند. هیچ ایرانی فکر نمی‌کند که ترامپ و نتانیاهو به دلیل ایران‌دوستی وارد جنگ با جمهوری اسلامی شده‌اند.

نگاهی به بیانیه “شصت و یک کنشگر سیاسی و مدنی پیرامون الویت مقاومت در برابر تجاوز خارجی و حفظ جان شهروندان تا توقف جنگ

در این بیانیه از “تجاوز خارجی” سخن می‌گویند بدون اینکه حتی اشاره‌ای به سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی در این چند دهه بکنند. آنجا که از”ایستادن پای میهن” می‌گویند، فراموش می‌کنند که این میهن چهار دهه است که در اشغال حکومتی است که آن را فدای سیاست‌های خصمانه خود با مردم این سرزمین و با جهان کرده ست. مردمی که اینک به این جنگ امید بسته‌اند، میخواهند میهن خود را از دشمن خودی نجات بدهند که بر جان و مال و هستی آنها سایه انداخته و جوانان چند نسل آنان را به ورطه مرگ کشانده است. حکومتی که نه تنها از طریق سرکوب مستقیم مردم و صداهای معترض، بلکه از طریق بر باد دادن منافع ملی و منابع ایران و سپردن آن به “دوستان” مقطعی حود در حال باج‌دهی و باجگیری بوده است. حکومتی که مردم خود را به گروگان گرفته است.

در شرایط پیچیده، دادن شعارهای ساده و به ظاهر اخلاقی هزینه ای ندارد. هر انسانی میداند که جنگ بد است. در یک دنیای کاملاً عادلانه، جایی برای جنگ وجود ندارد. هر جنگی حقوق بشر را نقض می‌کند و بنابراین، هیچ جنگی عادلانه نیست. اما در زمانی که هیچ اقدامی وجود ندارد که حقوق هیچ‌کس را نقض نکند، مردم می‌توانند حق داشته باشند که از دیگران کمک بخواهند. وقتی مردمی دهه‌ها از فاحش‌ترین بی‌عدالتی‌ها توسط حاکمین خود رنج می‌برند، وقتی در نزدیک به پنج دهه پاسخ این مردم در هر اقدامی که برای تغییر انجام داده‌اند، تنها سرکوب و زندان و گلوله بوده، وقتی مردم با حکومتی روبرویند که تمام توان اقتصادی کشور را وقف تامین دستگاههای اطلاعاتی و دستگاه سرکوب و جنگهای نیابتی کرده است، وقتی مردمی در فقر و بی دفاعی محض برای نجات خود و کشورشان به خیابان می‌آیند و دسته دسته کشته می‌شوند، وقتی در زندگی روزمره شاهد جنگی نابرابر با حکومتی زورگو و گروگان‌گیر هستند، وقتی در زندگی روزمره از هیچ امنیتی برخوردار نیستند، کمک گرفتن از نیروهای متخاصم این حکومت برای نابود کردن دستگاه‌های سرکوب آن امری کاملا اخلاقی است. اگر جنگ آخرین و تنها وسیله‌ی عملی و امیدوارکننده برای پایان دادن به نقض‌ فاحش و روزمره‌ی حقوق بشر باشد، از منظر اخلاقی موجه است.

نویسندگان بیانیه دقیقا مانند جمهوری اسلامی از واژه “آشوب در شهرها” استفاده کرده‌اند و “پسر شاه” را وسیله‌ای برای ایجاد آشوب دانسته‌اند و اینجاست که قصد اصلی‌شان را خودشان رو میکنند. کاش آنقدر صداقت می‌داشتند که با صراحت بیان میکردند که هیچ همدلی با انقلاب ملی دیماه مردم ایران ندارند. چرا ندارند؟ چون شعارهای غالب این انقلاب فراخواندن رضا پهلوی برای پذیرش رهبری این انقلاب بوده‌اند و اینان چون با رضا پهلوی دشمنی دیرینه دارند، این انقلاب را “آشوب” می‌خوانند. اگر جان ایرانیان ذره‌ای برای این مدعیان “ضدجنگ” ارزش داشت، در یک جمله حتی کوتاه به 40000 هزار کشته در دو روز (که حتی در جهان معاصر در میان خونخوارترین رژیمها نیز کشتن این تعداد آدم در دو روز بسیار نادر است) اشاره میکردند. با توجه به محتوای بیانیه، دوستان امضاکننده اگر واقعا به زعم محتوای متن از نظر خودشان می‌خواهند پای “میهن” بایستند، تشریف ببرند به ایران و در ایست‌های بازرسی اسلحه به دست بگیرند تا عاملان “آشوب” را شناسایی کنند.

آنها حتی از جنبش “زن، زندگی، آزادی” نیز استفاده ابزاری میکنند تا آن را در برابر انقلاب ملی مردم ایران قرار دهند. جنبش “زن، زندگی، آزادی” یکی از مترقی‌ترین جنبش‌هایی بوده که ایران تاکنون به خود دیده و شجاعت و دلاوری زنان و مردان نسل جوان ایران در ایستادگی در برابر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در آن مثال‌زدنی است. نسلی که نشان داد پروپاگاندای چند دهه جمهوری اسلامی نتوانسته حافظه تاریخی ملت را به عقب براند. زنانی که در مرکز این جنبش قرار داشتند. آنچه نویسندگان بیانیه مسکوت میگذارند، این است که همان زنان و جوانانی که در آن جنبش فعالانه شرکت داشتند، در انقلاب ملی ایرانیان نیز در قلب مبارزه حضور داشتند. تفاوت در این است که شعار “زن، زندگی، آزادی” یک شعار کلی و در عین حال ایجابی است که توانست انسانهایی با باورهای متفاوت را بطور مقطعی گرد هم بیاورد اما به محض اینکه از این شعار کلی وارد مرحله عمل ملی برای براندازی حکومت شد، اختلاف‌ها آغاز شد و بسیاری از همین دوستان که این جنبش را ملک شخصی خود می‌دانستند در تشدید این اختلافات نقش داشتند، همانطور که امروز نیز این جنبش را در برابر انقلاب ملی قرار می‌دهند در حالی که انقلاب ملی ادامه‌ی منطقی آن جنبش است.

آنچه تحت عنوان “دستاورد” از آن نام می‌برند، حضور بی حجاب زنان پس از سرکوب جنبش “زن، زندگی، آزادی” در خیابانهاست که به باور اینان توانسته حکومت را به عقب براند و در ناگفته‌های لابلای خطوط می‌گویند که پس همچنان می‌شده حکومت را به عقب‌نشینی وادار کرد. آنها مسکوت میگذارند که عقب‌نشینی تاکتیکی و مصلحتی در دوران ضعف در این حکومت بارها رخ داده و بعد که شرایط را مساعد دیده با تمام قوا وارد شده و وضعیت را به قبل بازگردانده است. (ورود دستگاههای سرکوب در انقلاب ملی باید حداکثر به اینان یادآوری میکرد که مکانیسم قدرت در جمهوری اسلامی چگونه عمل می‌کند) دستاورد بزرگ جنبش “زن، زندگی، آزادی” شجاعتی بود که تکثیر شد و ایستادگی که تا همین امروز ادامه دارد و مرکزیت زنان در تحول عظیمی که ایران پیش رو دارد. در نگاه بسیاری از اینان علت کشتار بزرگ دیماه توسط حکومت، رادیکال بودن معترضین بوده و نه شقاوت ذاتی حکومت. آنها تعداد بالای کشته شدگان انقلاب ملی را به گستردگی چندین برابری حضور مردمی در آن به نسبت جنبش‌های قبلی نسبت نمی‌دهند.

نویسندگان بیانیه الویت خود را “مبارزه با بیگانه” توضیح می‌دهند و به حکومت “هشدار” میدهد که اگر باز به کشتار دست بزند، برگ سیاه دیگری به کارنامه خود افزوده! عجب نگاه عمیقی! انگار حکومت ذره‌ای ککش میگزد که برگه یا برگه‌های دیگری به کارنامه سیاهش افزوده بشود یا نشود. این حکومت از شقاوت خود ارتزاق میکند. شما می‌خواهید بترسانیدش؟ نه، میخواهید وجدان خودتان را راحت کنید. چون می‌دانید پایان این جنگ بدون سقوط جمهوری اسلامی چه معنایی خواهد داشت و می‌خواهید بار مسئولیت اخلاقی کشتارهای بعدی را از گردن خود بردارید.

جمهوری اسلامی نیز همچون شما گمان میکند با دادن شعارهای “میهنی” و “ضدجنگ” می تواند مردم را دوباره گرد خود جمع کند. اما این بار این مردمی که من دیده‌ام تا ساقط کردن این حکومت از پای نخواهند ایستاد.

در پایان از شما خواهش میکنم به مردم ایران که صاحبان اصلی آن سرزمین هستند، درس میهن‌دوستی ندهید. میهنی که بسیاری از شما در خارج از چارچوب این بیانیه با تمام نمادها و تاریخش سر عناد دارید. این مردم برای نجات این میهن از دست این آدمخوران هزینه‌ها داده‌اند و می‌دهند.

هیچ ایرانی فکر نمی‌کند که ترامپ و نتانیاهو به دلیل ایران‌دوستی وارد جنگ با جمهوری اسلامی شده‌اند. آنها منافع خود را با وجود این حکومت بی خرد دیوانه در خطر می‌بینند و اگر ذره‌ای صادق باشید، خواهید دانست که معنای جمهوری اسلامی مجهز به بمب اتم چه خواهد بود. امروز منافع ملی ایرانیان با منافع مورد نظر آنها در یک همسویی تاریخی قرار گرفته است. اما مطمئن باشید که این مردم اداره‌ی کشورشان را بعد از جمهوری اسلامی به هیچ بیگانه‌ای نخواهند سپرد و هیچ قیمی چه داخلی و چه خارجی نمی‌تواند آنها را از این مسیر بازدارد. ای کاش اگر حفظ ایران ذره‌ای برایتان اهمیت داشت، در این سالها واقعا به دنبال تبدیل کردن نیروهای جمهوریخواه به یک بدیل دمکراتیک جمهوری اسلامی که قابل قبول مردم باشد می‌بودید. مسئله عاجل ایران این است که بعد از گذار از جمهوری اسلامی چگونه جلوی ایجاد خلاء قدرت گرفته شود و چگونه ایران به سمت ایجاد شرایطی برای برگزاری یک رفراندوم برای ایجاد یک نظام دمکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر هدایت شود. بسیاری از ایرانیان برای این دوران به آقای رضا پهلوی اعتماد کرده‌اند و اگر نیروهای مطرح دیگری نیز می‌بودند که برای آینده‌ی ایران برنامه‌ای داشته باشند و در تنظیم چنین برنامه‌ای سطح گسترده‌ای از اشتراکات ملی را بدون ایدئولوژی‌زدگی ضدغربی، بدون خودبزرگ بینی‌هایی که بلای جان تمام اتحادهاشان شد و با تعهد به دمکراسی در نظر داشته باشند، حتما می‌توانستند در بخش مهمی از مردم ایران همراهانی پیدا کنند.

نیلوفر بیضایی

17 مارچ 2026

نقل از:

https://www.facebook.com/niloofar.beyzaie