Author's posts
درآمد
برای ما که در تبعید و در دورافتادگی از زادگاه و دامن میهن زندگی میکنیم و در سودای نزدیکتر کردن دل و جان بدان ـ همچون صدها هزار ایرانی دیگر ـ دمی آرام نداشتهایم، برای ما که نظارهگر دلنگرانِ سراسر تصویر آن چه که در کشور و پیرامون آن در جهان گذشته و میگذرد، بودهایم و در قیاسهای خود، که به ورزش فکری ایرانیان بدل شده است، تفاوتها میان ارج و مقام کشورها و ملتهای دیگر را با خویشتن ملی خود دیده و آنها را با هستی خویش در دو جهان گوناگون، لمس کردهایم، برای ما طبیعی بود که طرح دوبارهی پرسش جانسختِ “تفاوت در چیست”، مسیر تلاشمان را در جستجوی پاسخ بگشاید و به ما، خاصه به پرسشگر این دفتر، در این چند دهه عمر تبعید اجازه و امکان ندهد که داوطلبانه زبان، قلم و ابزار پرسیدن و در جستجوی پاسخ را بر زمین نهد.
جنبش سبز وسه دگرگونی ساختاری
…تغییر رژیم… که حالا در جریانش هستیم و یک زمان تصور میشد تنها از راه قیام مسلحانه، مبارزه مسلحانه و انقلاب خونین به وقوع میپیوندد، اما این تفکر اندک اندک تغییر کرد و موضوع اصلاحطلبی پیش آمد زیرا در خود رژیم علایمی دیده شد که جامعه را به امکان انجام اصلاحات امیدوار میساخت. امروزه ما با تغییر رژیم به معنای تغییر فلسفه حکومت رو به رو هستیم و نه به مفهوم تغییر جمهوری اسلامی.
به او که سرهنگ نیست! / سپیده جدیری
خوشحالم که در آن سرزمین تعداد شاعران از سرهنگها بیشتر است و امیدوارم به احساساتِ این شاعران که زایندهٔ شعر و شعور بوده و است… و حالا، با این شوری که این بار برای شما در کوی و برزنِ آن سرزمین بر پا شده است، میدانم که میتوانم با افتخار در این طرف آبها هم فریاد بزنم که دیارِ من که دیارِ شاعران است، به یک حقوقدان رأی میدهد، نه به یک سرهنگ.
“تظاهرات” / شبنم آذر/ آلمان
در را قفل می کنم در خودم / پنجره را می بندم / کلید را گم میکنم / چراغ را خاموش / میایستم
… / هیلا صدیقی/ ایران
ما هرجا که باهم نبودیم زخم خوردیم؛ و پیروز شدیم هرجا که همراه بودیم … ما چارهای نداریم جز این که با هم و کنار هم باشیم … به زمین و زمان سوگند اگر نقطۀ عطفی در حیات اجتماعیام باشد، همان خرداد 88 است …اگر 88 هزار بار دیگر تکرار شود، هزار بار دیگر رای میدهم و هزار بار دیگر سبز میشوم …
شکنجۀ پنهان سکوتت را آشکاره کن / احمد شاملو
زیباترین حرفت را بگو / شکنجۀ پنهان سکوتت را آشکاره کن / و هراس مدار از آن که بگویند / ترانهای بیهوده میخوانید
اندر رسالت رسانهها / احمد کریمی حکّاک
مروری مختصر در کتاب ایرج گرگین: امید و آزادی مرا به این آگاهی رهنمون میشود که گرگین تا چه اندازه کارکردهای نهادهایی همچون رادیو و تلویزیون را میشناخت، که او چگونه با روحیه و رویة اعتدالگرا همواره هر سخنی را به نقطة میانی و نکتههای مرکزی آن میکشاند و در کفّهای از ترازوی انصاف مینشاند، که او چه سان و با چه سختکوشی- شاید حتی میتوان گفت با جانفشانی- به آرمان آزادی امید داشت و امیدوار از این جهان چشم بربست.
مروجان مذهبی / آيندگان 22 مرداد 1348 / داريوش همایون
در ایرانِ نو دین و تحولات اجتماعی همیشه سیر هماهنگی نداشتهاند. به علتهای پیچیده تاریخی و اجتماعی، دین در برابر هیئت سیاسی از یک سو و موج بالاگیرنده نوسازی جامعه از سوی دیگر همواره مناسبترین عکسالعملها را ابراز نداشته است. دین در مسیر خاص خود بوده است و دیگر شئون زندگی جامعه در مجاری خاص خود جریان یافتهاند. از زمان آشنائی ایرانیان با غرب این پدیده “دو فرهنگ” هر روز نمایانتر شده است.
اداره بین المللی اماکن مقدس عراق / آیندگان ۲۱ مرداد ۱۳۴۸ / داریوش همایون
کشوری که نقشه آن از “وایت هال” لندن بیرون آمد به سبب طبیعت خود تخم نفاق و چند دستگی را از یک سو و ستم و تبعیض و خشونت را از سوی دیگر در خاک آن کشور کاشت.
نگاه ماندانا زندیان به کتاب «بخوان به نام ایران» درهفتمین نشست کتاب ماه تهرانتو (مه ۲۰۱۳)
«بخوان به نام ایران؛ داریوش و پروانه فروهر، به روایت پرستو فروهر» حکایت مرگهایی است که زندگی جاودانهاند. بازهای از حافظۀ تاریخی که با مرگ دکتر مصدق گشودهمیشود، از خشونتی که در دورانهای گوناگون بر پیکر و روان جامعۀ ایرانی رفتهاست، میگذرد و در بستری از یاد دکتر فاطمی با قتل فروهرها به انجام میرسد.
خاک میخوریم، اما خاک نمیدهیم…
…مادر کودک اومد طرفش و بچهاش رو بغل کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم …خاک میخوربم اما خاک نمیدهیم…
سخنان دکترجواد طباطبایی در نشست تخصصی «مکتب تبریز» در تبریز
ایران امروز، بخشی از ناحیه بسیار بزرگ جغرافیایی بوده که به تدریج از همدیگر جدا شدهاند… ایران امروز در قلب و مرکز این ناحیه واقع شده است و به رغم فراز و نشیبهای تاریخی هنوز استواری و استحکام خود را حفظ کرده است.
“هر احتمالی برای انسان تکلیف میآورد.”/ فرخنده مدرس
وضع مردمانمان بد است و بر سر راه کشور خطرهای بسیار کمین کرده است، رژیم تنها راه سرکوب و نمونه دست پا زدن بشار اسد را الگوی خود کرده است. سودای تجزیه کشور بسیار بیشتر و گستردهتر از مرزهائیست که رفسنجانی اشاره کرده است … ایشان شاید به ملاحظه بدتر نکردن رابطه با کشورهای همسایه و منطقه و جلوگیری از کیش دادن سلفیهای خونآشام به مرزهای کشور همهی کانونهای مرزی خطر را نشمردهاند. در چنین وانفسای بزرگی، تکلیف ما تبعیدیان چیست؟































