Category: نقد و نظر

ترجمه لغات فرنگی / محمدعلی فروغی

‌بسیار معانی در ذهن یک قوم هست که در ذهن قوم دیگر یا هیچ نیست یا اگر هست کاملاً مطابق نیست و با شباهتی کم یا بیش تفاوتی در کار هست. مثلاً معانیی که در زبان فارسی به الفاظ ماه و خورشید و ستاره و آب و آتش و امثال آن ادا می‌شود در همه السنه الفاظ مطابق دارد زیرا که عین این معانی در ذهن تمام اقوام موجود است، اما معانیی که در نزد ایرانیان به الفاظ قلیان و کرسی و پشمک و باقلوا و قورمه سبزی و غیرها ادا می‌شود در هر زبانی لفظ مطابق ندارد، چون این چیزها در زندگانی همه اقوام نبوده و نیست

ادامه‌ی مطلب

ایران را چرا باید دوست داشت / محمدعلی فروغی

آخرین عقیده‌ای که می‌خواهم اظهار کنم این است که چون وطن‌پرستی و ملت دوستی البته لوازمی دارد که هر کس باید به قدر و قوه به آن قیام نماید در نظر من نخستین لوازم آن این است که شخص در ادای آن وظایف انسانیت که موجب عزت و حرمت ملتش می‌شود کوتاهی ننماید، و اگر استعدادش در انجام این وظیفه سرشار نباشد لااقل در تجلیل و تکریم کسانی که استعداد را داشته و بکار انداخته‌اند بکوشد.

ادامه‌ی مطلب

جامعه بهائی دخالت در سیاست به معنای تغییر رژیم به هر وسیله را قبول ندارد / سهراب نیکو صفت

‌بنیانگذار آئین بهائی ایرانی بوده و در ایران هزاران بابی و بهائی به خاطر اعتقاداتشان کشته شده و مدفون هستند. هیچ ایرانی از بهائیان بیشتر به فرهنگ و کشور ایران علاقه‌مند نیست. بهائیان در خارج از ایران هر ساله جلساتی در بزرگداشت فرهنگ ایران برپا می‌کنند. تهمت بی‌علاقه‌گی به ایران و فرهنگ ایرانی به بهائیان اتهامی است خالی از حقیقت.

ادامه‌ی مطلب

حقوق در ایران / سخنرانی محمدعلی فروغی در دانشکدۀ حقوق، در سال ۱۳۱۵ شمسی

حکومت واقعی را علمای دین حق خود می‌دانستند و نمی‌خواستند از دست بدهند، در صورتی که هر روز در حکومت خودشان احکام ناسخ و منسوخ صادر می‌کردند، و اگر عدلیه صحیح درست می‌شد یا حکومت از دست آن‌ها بیرون می‌رفت یا مجبور می‌شدند با قید به نظامات و اصول حکومت کنند، آن هم منافی با صرفه و مصالح آن‌ها بود.

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ هفتم/ سیروس

من کوشش کردم که نشان دهم آنان نظریۀ طباطبایی را با ارجاع به متن‌هایی می‌خوانند که خود آن متن‌ها را نمی‌فه‌مند. بدیهی است که تا اطلاع ثانوی بحث باز است. مخالفان می‌توانند ایرادهای خود را بیان کنند. در تعطیلی دانشگاه در ایران، به تعبیر طباطبایی، درهای فضای مجاری هم چنان باز است. این تعلیقه‌های پراکندۀ من پایان بحث نیست، آغاز آن است. جنبه‌های ایجابی بحث من در نوشتۀ دیگری خواهد آمد.

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ ششم / بخش دوم / سیروس

یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که فوکو – به خلاف مترجمانی که دربارۀ چیزی که ترجمه می‌کنند هیچ نمی‌دانند و گمان می‌کنند مانع فهم اندیشۀ جدید واژه‌های به کار رفته است، یعنی چیزنویس «اندر مناقب لغت بازی» – واژۀ جعل نمی‌کند – زیرا زبان فرانسه متولی دارد و هر یاوه‌ای را نمی‌شود به مردمی که به زبان خود احترام می‌گذارند قالب کرد – بلکه او فکر نو خود را در‌‌ همان واژگان موجود بیان می‌کند.

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ ششم / بخش نخست / سیروس

بار‌ها گفته‌ام که استادان فارسی نمی‌دانند، به قول خودشان، «به‌‌ همان نشان که» در آغاز عبارتی که آورده‌ام، گفته‌اند: «ناکامی و نادرستی سخن طباطبایی…» که معلوم نیست سخن چگونه ناکام می‌شود؟ آن «ناکامی» از سنخ این «نادرستی» نیست که بتوان به آن عطف کرد.

ادامه‌ی مطلب

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش پایانی/ آرش جودکی

انتخابات ریاست جمهوری، بزنگاه نمودِ آشکار پارادوکس‌های رژیم جمهوری اسلامی بوده و هست. چون با همه فاصله کیهانی‌اش از انتخاباتی شایسته نام انتخابات آزاد، سنجه گزینشِ بالاترین مقام اجرایی کشور را، از میان نامزدان دستچین شده و وابسته به حکومت، رای مردم می‌گیرد.

ادامه‌ی مطلب

آقای شاهین فاطمی، احکام جزمی صادر نکنید!‌‌‌ / علی کشگر

‌‌

دشمن تراشی‌ها علیه رژیم اسلامی در منطقه و تشویق کشورهای پیرامون ایران، علیه ایران و آماده کردن آنان و فراخواندنشان به اقدام برای درهم شکستن قدرت سیاسی در ایران یک صندوق پاندورای واقعی را بر ایران خواهد گشود و از دشمنان قسم خورده هزار ساله ایران تا غول بی‌شاخ و دم داعش امروزی و از القاعده تا دسته‌های مسلح کوچک و بزرگ که هم اکنون در مرزهای ایران بسیج شده‌اند به ایران سرازیر خواهند شد و سرنوشتی چون سوریه و عراق را در ایران رقم خواهند زد.

ادامه‌ی مطلب

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش سوم / آرش جودکی

‌در پنجاه سال گذشته، ایران سه دگرگونی بزرگ، هر بار به رنگی از رنگ‌های پرچم‌اش را از سر گذرانده است. نخستین آنها، انقلاب سفید، اصلاحاتی بود که خود را انقلاب می‌نامید. دومین دگرگونی، انقلابی بود که اسلام آورد و رنگ خونین بیشتر از آنکه نمادِ پس‌زمینه پیدایش‌اش باشد، دستاوردش شد. و آخرین آنها، جنبش سبز، نیمه انقلابی بود که می‌خواست اصلاحات باشد.

ادامه‌ی مطلب

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش دوم / آرش جودکی

انقلاب اسلامی نمودی است از پارادوکسِ درونیِ ایرانِ اسلامی. چرا که در زیر لعابِ تجدد، سرسپردگیِ دینی همچنان در تپش بود، به گونه‌ای که متجددنمایان را آنچنان شرمسار نوزیستی و نوگرایی خود می‌کرد که حکومت را دو دستی همچون جزیه به مذهبی‌ها هدیه کردند.

ادامه‌ی مطلب

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش اول / آرش جودکی

‌در پنجاه سال گذشته، ایران سه دگرگونی بزرگ، هر بار به رنگی از رنگ‌های پرچم‌اش را از سر گذرانده است. نخستین آنها، انقلاب سفید، اصلاحاتی بود که خود را انقلاب می‌نامید. دومین دگرگونی، انقلابی بود که اسلام آورد و رنگ خونین بیشتر از آنکه نمادِ پس‌زمینه پیدایش‌اش باشد، دستاوردش شد. و آخرین آنها، جنبش سبز، نیمه انقلابی بود که می‌خواست اصلاحات باشد.

‌‌

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ پنجم / سیروس پرویزی

‌آیا استادان فصل دربارۀ قائم مقام یا تجربه‌های نو در زبان فارسی را دیده‌اند؟ می‌توانند یک مقاله دربارۀ قائم مقام به من نشان دهند که حتی بتواند با یک سطر فصل طباطبایی ـ که به جرأت می‌گویم شاهکاری در فهم نامه‌های میرزا ابوالقاسم و فارسی نویسی است ـ برابری کند؟ از استادان دعوت می‌کنم که ده سطر دربارۀ منشأت بنویسند و آن‌گاه معلوم خواهد شد که به واقع طباطبایی در این فصل ـ و البته فصل‌های دیگر ـ چه کرده است.

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ چهارم / سیروس پرویزی

در کشوری که روشنفکری آن تاکنون هرگز موضعی دقیق و جدی نداشته ـ یا دست کم علنی نکرده ـ است، طباطبایی به این خطر تن داده است که موضع خود را اعلام کند. بنابراین، رونمایی چند نقل قول نجویده کمکی به روشن شدن موضع او نمی‌کند. اینکه طباطبایی به همۀ منایع خود اشاره می‌کند و همۀ منابع دست دوم را که می‌تواند در بحث او مورد ارجاع باشد، در پایان هر کتابی می‌آورد، از باب مفهوم مخالف فاصله‌ای با کسانی ایجاد می‌کند که گمان می‌کنند بحث علمی در فضای عمومی «مؤسسۀ وعظ و خطابه» است.

ادامه‌ی مطلب

سیمین، دردانۀ فرهنگ ما

شاید هیچ شاعری نتوان یافت که مانند سیمین با شعرش زندگی کرده باشد. حرف‌های قلمبه سلمبه نمی‌زد. همان حرف‌هایی را که ما از درد و داغ‌های روزانه با یکدیگر در میان می‌نهیم سیمین بهبهانی با خود به زبان شعر زمزمه می‌کرد. ادای شعر در نمی‌آورد چنانکه ما آدم‌های معمولی ادای حرف زدن در نمی‌آوریم. حرف زدنش به همین سیاق بود که در دیوان شعرش می‌بینیم. وقتی درد می‌کشید زبانش این گونه می‌شد. وقتی قلم و کاغذ بر می‌داشت زبانش همین بود که می‌گوییم شعر.

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ سوم / سیروس پرویزی

یکی از کشفیات جدید منتقدان طباطبایی این است که او در نوشته‌های خود به مهم‌ترین منابعی که مباحث اساسی خود را با الهام از آن‌ها مطرح کرده ارجاع نداده است. تعبیر «با الهام» از من است تا ترکیب مهوع «انتحال» و «سرقت علمی» را که برادر آقاجری همۀ هفتاد بطن معنای آن را می‌داند، به کار نبرده باشم. این کشف در کشوری که رسم ارجاع در میان روشنفکران هرگز وجود نداشته است، تاحدی شگفت و حتی اندکی مشکوک نیز می‌نماید.

ادامه‌ی مطلب

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ دوم / سیروس پرویزی

تا جایی که من می‌توانم بفهمم، روح نوشته‌های طباطبایی، که به طور عمده ناظر بر طرح پرسش هستند، با هیچ چیزی به اندازۀ جستجوی کلید بیگانه نیست. کسی می‌تواند کلید جستجو کند که قفلی داشته باشد، هم چنان که نویسندگان «زوال سیاسی در ایران» در جستجوی کلید «دموکراسیِ مقدم بر حقیقت» هستند، زیرا آنان مشکلی در شناسایی قفل خودکامگی نداشته‌اند.

ادامه‌ی مطلب