سخن هگل این است که فیلسوفان دیگر ــ از دکارت تا کانت که در همین مقدمه از آن ها انتقاد میکند ــ در محدوده نوعی واقع گرایی یا رئالیسم فلسفه تأسیس کرده اند، در حالی که اولین گام فلسفه پشت کردن به همین رئالیسم فلسفی است.
Category: نقد و نظر
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ سوم بخش نخست
تعبیر کاخ برای پدیدارشناسی روح را که گفتم خود هگل تعبیر راه را به کار میبرد، از این حیث بار دیگر تکرار کردم که بگویم مختصات معماری جایی که میخواهیم وارد آن شویم برای ما کاملاً ناشناخته است.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ دوم بخش چهارم
هگل در ادامه به روح می رسد و میگوید : «در این پدیدارشناسی غنای پدیدارهای این روح که در نخستین نگاه بی نظم و آشفته به نظر میرسد، به مرتبه نظم علمی آورده میشود که آن پدیدارها را در ضرورت آن ها بازنماید».
شعر مشروطه، شور زندگی،گفتوگو با شمس لنگرودی، مسعود رفیعی طالقانی
بهترین تعریف را از شعر به گمان من عینالقضات همدانی دارد، که گفته است «شعر را چون آینهدان، آینه را خود معنایی نباشد» و هر کس خود را در این آینه میبیند و خود را در این شعر پیدا میکند.
راه صدساله: از «دولت با اساس» تا سازش برای نفع مشترک
نگاهی به ظرقیتهای قانون اساسی مشروطیت در گفتگو با دکتر محمدرضا خوبروی پاک بمناسبت سالگرد انقلاب مشروطه
تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ دوم بخش سوم
این جا از باب تقریب به ذهن می خواهم از دو اصطلاح اهل عرفان استفاده بکنم تا پیچیدگی بحث هگل را نشان بدهم. در یک حدیث قدسی معروف[1] که عرفاء بسیار به آن استناد کرده اند، و البته به احتمال زیاد جعلی است، خداوند درباره خلقت عالم میگوید : «من گنجینۀ پنهانی بودم و خواستم که شناخته شوم. پس، عالم را آفریدم تا شناخته شوم»
تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ دوم بخش دوم
هگل می گوید پدیدار شناسی روح با تمامی شیوه های پیشین مقدمه نویسی بر فلسفه متفاوت است، کار اصلی پدیدارشناسی این است که دانش را بنیاد گذاری کند. هگل برای بنیاد گذاری از کلمه begrunden استفاده میکند که معادل انگلیسی آن to found است.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ دوم بخش نخست
در جلسه قبل گفتم که بسیاری از نویسندگان پدیدارشناسی را به یک راه مانند کرده اند که خود هگل هم کم و بیش این تعبیر را به کار می برد. من ترجیح دادم برای فهم بهترمطلب تعبیر کاخ بلند را حفظ کنم چون آنچه در زبان فارسی درباره پدیدارشناسی روح نوشته یا ترجمه شده همگی بحثهایی است که در بیرون این ساختمان می گذرد و در واقع توصیفهایی از بیرون است.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ نخست بخش چهارم
کار مهم هگل که فعلاً به صورت گذرا به آن اشاره می کنم این بود که توضیح داد که مطلق یا روح در زمان یا در تاریخ و به تعبیر دیگر در تحول تاریخی است که به خودش آگاهی پیدا می کند، در سیر تاریخی است که از خود بیگانه می شود و بار دیگر به خود برمی گردد، پس، این مطلق اولیه و این روح اولیه، مطلق یا روح آخرهم هست با این تفاوت که بر او تاریخ گذشته است.
تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ نخست بخش سوم
جوانی هگل مصادف با پایان فلسفه کانت و اوج فعالیت فیشته است که اولی در سال 1804 و دومی 10 سال پس از آن درگذشت. هگل که در این دوره هنوز در آغاز راه بود، متوجه شد که اروپا دو دوره تاریخی را از سر گذرانده است، یکی دوره اصالت معقول و دیگری دوره اصالت عاقل یا به تعبیر دیگر رئالیزم و ایدئالیزم که البته هگل این کلمات را به این صورت به کار نمی برد.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ نخست بخش دوم
در ادامه بحث خواهیم دید که بحث اصلی کتاب پدیدارشناسی روح عبارت از علم تجربه است، یعنی مسئله مهم این است که نه تنها علم تاسیس می شود و تکوین پیدا می کند بلکه این علم در تکوین خود چگونه به خود آگاهی پیدا می کند. به عبارت دیگر و برای تقریب به ذهن، اگر خط مستقیمی وجود داشته باشد که علم یا فلسفه (علم در نزد هگل به معنی فلسفه است) در آن جا تکوین پیدا می کند و پیش می رود،
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ نخست بخش نخست
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ بخش نخست جلسۀ نخست
این درسگفتار به مناسبت دویستمین سال انتشار پدیدارشناسی هگل در هشت جلسه در تهران عرضه شده است. آقای مصطفی نصیری با دقت آن ها را از نوار پیاده و بازنویسی کرده است. با تشکر از او این درسگفتارها را در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.
***
اشاره : درسگفتارهای تفسیر پدیدارشناسی روح هگل به تقل از http://gadim-va-jadid.blogfa.com/ در سایت بنیاد داریوش همایون درج گردیده است.
فروغی در گذر تاریخ ـ احمد افرادی
فروغی ـ در مقام وزیر عدلیه ـ قانون اصول محاکمات حقوقی را، که میرزا حسنخان مشیرالدوله زحمت تهیه، تنظیم و گذراندن آن را از کمیسیون عدلیهی مجلس کشیده بود، به مرحلهی اجراء در میآورد و از این طریق «قدمی بزرگ در راه استواری عدلیهی جدید» برمیدارد
داريوش همايون؛ قامت افراختهی روشنفکر مسئول
وقتی همايون را با معيارهائی که از کسانی چون رمون آرون، ژان پل سارتر و هانا آرنت آموختهايم بسنجيم، بیترديد او را نماد قامت افراخته روشنفکر مسئول میيابيم او حقيقت پژوه است و دمی از پويش بازنمیايستد،
سخنان حسین مُهری در مراسم یادبود داریوش همایون
تک تک سلولهای همايون از اميد ساخته شده بود…. او برخوردار از يک فرهنگ سياسی ژرف بود: يک دورنگر سياسی، عاری از بغض و کين سياسی…. بردباری و رواداری در کردار او مشهود بود….
جلسه نخست ـ نظریه دولت هگل به عنوان مدخل به اندیشه مارکس
نظریه دولت هگل یکی ازنظریههای بسیار مهم درباره دولت است واولین نوشته مهم مارکس هم از همینجا آغاز میشود. این نظریه به همراه نظراتی که هگل درباره جامعه مدنی طرح کرده، دو مفهوم بنیادین در تمام بحثهای اندیشه سیاسی جدید پس از هگل است. اما اینکه از میان اینهمه اندیشمندان مهم متاخر مثل ماکیاوللی، هابز و جان لاک و…. که گاهی بحثهایی درباره اندیشه و آراء آنها صورت میگیرد چرا هگل این همه اهمیت دارد و بیشتر بحثها درباره اندیشه و نظرات اوست در چند نکته نهفته است.




















