ای دستها که بر دلِ ما زخم می زنید !
ای دستها که سنگ به آیینه می زنید !
زیباییِ زنانه ی ما، دشمنِ شماست.
ای دستها که بر دلِ ما زخم می زنید !
ای دستها که سنگ به آیینه می زنید !
زیباییِ زنانه ی ما، دشمنِ شماست.
گفتگوی حسین مهری با فرخنده مدرس ـ تلویزیون اندیشه برنامه چهرهها و گفتهها
بمناست پنجمین سالگرد درگذشت داریوش همایون
«بنیاد داریوش همایون ـ برای مطالعات مشروطهخواهی» در پیگیری همان وظایفی که «تلاش» در پیش پای خود گذاشته بود، راه و کار خویش را ادامه داد و چندان به طول نیانجامید که بازتاب کار و فعالیت «بنیاد» به ویژه در داخل مرزهای کشور و در نمودار شدن پیوند استوار افکار داریوش همایون با بحثها و نظرات کانونهای روشنگری در خدمت ایران و تأثیر بر سمتگیریهای تازه حوادث آن به تدریج، و هر روز بیش از پیش، آشکار گردید.
«زمان خوشبختی و دشمن بزرگ آدمی است. خوشبختی است اگر بتواند با آن پيش آيد؛ دشمن است اگر بگذارد از او درگذرد. کسی که با زمان پيش میآيد بهگونهای از نو زاده میشود، سالهای زندگیاش هرچند باشد. آن که زمان از او درمیگذرد بیربط irrelevant میشود که گونهای درگذشتن است ــ تا آنجا که به حضور مؤثر ارتباط دارد. بدترين حالت آن است که زمان، هم به معنی لفظی و هم استعاری بگذرد، چنانکه برای يک نسل کامل سیاسیکاران ايرانی ــ با استثناهای فراوان ــ پیشآمده است.» داریوش همایون
محمدعلی اینانلو درگذشت.
در آستانۀ سال نو، والاترین آرزوی ما همچنان برای مردم ایران و بیشترین امید ما به آنان است. چرا که سال 2016 آبستن حوادث و در عین حال سال فرصتهاست که در پرتو اتحاد و همبستگی ملی خویش و هوشیارتر از همیشه از عهدۀ مهار هر چه بیشتر نیروهای افراطی رژیم برآمده و ایران را پایگاه استواری در دفاع از صلح و آرامش و امنیت در منطقه و در جهان سازند.
دو شاعر جوان، فاطمه اختصاری و مهدی موسوی، به جرم نوشتن، به بیست سال زندان محکوم شدهاند. ساکت نمانیم؛ سکوت واژه حافظهٔ زمان را زخمی خواهد کرد و جراحتِ تاریخ رنج خانه از یاد خواهدبرد. خشونت زاییدهٔ ترس است. ستونهای خشونتِ خانۀ ما را نه زلزله، نه طوفان، که اعتراض ما، تنها اعتراض ما، سست خواهد کرد.
تردیدی نیست كه تاریخ، ماجراهایی پیش میآورد كه حق كسانی ضایع میشود. تردیدی نیست كه میتوان مال عدهای را مصادره كرد و حتی جانشان را گرفت اما در یك چیز هم تردیدی نیست و آن این است كه مال و جان اشخاص را میتوان گرفت اما نامشان را نمیتوان گرفت. نام جعفری در تاریخ ایران به نیكی خواهد ماند و پیروی از عدالت حكم میكند كه قدرتمندان به خاطر نام نیك خودشان هم شده سعی او را در احقاق حقش بیجواب نگذارند.
سَبْک، اگر واردآوردنِ شیوهای پرورده و پرداخته به روزانههای متعارف باشد، میتوان به هر جا و همه جای زندگانی، بیهراس از جداماندن از دیگران، سَبْکی زیبا بخشید و با خود ماند و ادامه یافت؛ -نمونهاش پخشکردنِ خِرَدورزی بر جهانِ امر عمومی، برای بهکرد فرهنگِ سیاسی، و برابر ندانستن کامیابی با شکستِ صاحبان قدرت، و این همه را، یک عمر، به چالش اندیشه سپردن. اندیشهای که بهرهای از وجود ما را با خود میبرد و باقی را از خود پرمیکند. و این حادثه، این دیگرگون شدن، گاه چنان رخ میدهد که هیچ به چشم نمیآید، که-زیباترین چیزهای دنیا بسیاری اوقات متعارفترین آنهاست؛ همانها که مسلّم میگیریم یا اصلاً حس نمیکنیم؛ و این بزرگترین دلالت است به تلاش برای حرمت نهادن زندگی، بهویژه در غیاب حضوری که چشم برنمیداشت از تماشای صد هزار جلوهٔ آموختن و بالیدن و رها شدن، که ذات زندگی است.
هستیِ انسانهایی از این دست، نیستی را هماورد جاودانگی میکند؛ و این دستهای ماست که میتواند باقیِ پرشده از آن اندیشه را به صد هزار دیده بسپارد؛ یا فراموش کند آن فروتنی و شرافت انسانی را که بهظاهر متعارف و در ژرفا اخلاق بود و انسانیت و خویشکاری، در مردابی که ساده میشد فرورفتن را تا بینهایتِ بیاخلاقی تجربه کرد.
زیبایی چنان انسانهایی، -چنان انسانیتهایی، همین حضور همیشگیشان در غیبت است. حضوری که هر تلاش و متانت و رواداری ما، ستایش، بلکه ارجگذاری اوست؛ که ستایش میتواند از زبان ژرفتر نرود، اما ارجگذاری از ژرفا بر میآید. آنکه میستاید، لازم نیست دریافته، حتی خوانده یا شنیده باشد. آنکه قدر میشناسد بهناچار در موضوع باریک شده است؛ همرأی یا مخالف، تفاوت ندارد؛ مهم خِرَدورزی است که به خشم و جهل نمیبازد، و این زیباترین جاودانگی است برای عاشقترین زندگان؛ یکی داریوش همایون که «به گیتی سخن ماند زو یادگار»