Category: بنیاد

فهرست آثار جواد طباطبایی

بعضی ویراست‌ها در متن کتب منتشره ذکر نشده‌است؛ در هر حال انتشارات مینوی خرد که ناشر اختصاصی آثار طباطبایی‌است کتاب‌ها را با آخرین ویراست‌ها منتشر می‌کند.

ادامه‌ی مطلب

تفاوت میان دین و نگرش دینی / داریوش همایون

هر انسانی می‌باید بتواند خود را از محدودیت زایش و پیرامون و فرهنگ بالا‌تر بکشد. جامعه‌های مسیحی توانستند بر قرون وسطای خود، بر کلیسا و تفتیش عقاید و جزم مذهبی، بر ارسطوی جامه کلیسائی پوشیده، چیره ‌شوند زیرا لوتر به آنان آموخت که به بنیاد، به خود مسیح، باز گردند. بازگشت به بنیاد، چنانکه می‌بینیم، در همه مذاهب به چنان نتیجه‌ای نمی‌انجامد. با این مقدمات آیا می‌باید نا امید ‌شد یا چاره را در ریشه کن کردن اسلام دید، چنانکه دلخواه پاره‌ای به جان آمدگان است که هر زمان از یک سر بام می‌افتند؟ ما نه نیاز به در آوردن ایران به مسیحیت داریم نه بازگشت به ایران زرتشتی. برای رسیدن به پاسخ درست‌تر می‌توان به تفاوت میان دین و نگرش دینی نگریست.

ادامه‌ی مطلب

دکترسیروس آموزگار روزنامه‌نگار برجسته و یار و یاور داریوش همایون درگذشت!

با کمال تاسف دکترسیروس آموزگار روزنامه‌نگار برجسته و یار و یاور داریوش همایون در روزنامه آیندگان، روز سه‌شنبه در ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. دکتر سیروس آموزگار نه تنها با داریوش همایون سال‌ها همکار بود و با او دوستی نزدیک و بسیار طولانی داشت بلکه با نگاهی بسیار نافذ و مهربانانه بهتر از هرکس دیگر همایون را می‌شناخت و آن شناخت را در اختیار دیگران نیز قرار می‌داد.‌ ‌

‌درگذشت دکتر سیروس آموزگار را به خانواده ایشان و همه ایراندوستان تسلیت می گوئیم.

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت «روز کوروش بزرگ»

گرامی‌داشت یاد و نام کوروش نه تنها یادآور ویژگی‌های نیک مدنی و اخلاقی ایرانیان است، بلکه کمک می‌کند که بدانیم ما به عنوان ملت ایران چگونه ایرانی را می‌خواهیم: ایرانی سربلند، یکپارچه و متحد، متشکل از اقوام و مذاهب و باورهای گوناگون، و البته آراسته به ویژگی‌های ستوده‌ی دوران مدرن هم‌چون دموکراسی و سکولاریسم.

ادامه‌ی مطلب

برگزیده از سخنان داریوش همایون

شما وقتی فرهنگ ایرانی می‌گویید، باید بگویید منظورتان چیست. این فرهنگی که من می‌گویم ما را به زمین زد، این فرهنگ اسلام سیاسی است. اسلام رادیکال است که از شگفتی‌های روزگار مارکسیست‌ها را هم زیر دامن خودش آورد. آتئیست‌ها را هم زیر دامن خودش آورد. این ما را زمین زد. ولی فرهنگ ایرانی فقط مذهب نیست. فقط آخوند نیست. مذهبی که ما داریم فولکلور مذهبی است. این دین نیست حقیقتاً. وقتی شما ده هزار تا امامزاده در مملکت دارید که همه صاحب معجزه‌اند، این دین نیست و هیچ جای دین ربطی به این حرف‌ها ندارد. آن فولکلور مذهبی ما را به زمین زد. و این فولکلور مذهبی گوشه فاسد فرهنگ ما است. فرهنگ ایرانی خیلی فرهنگ وسیعی است و خیلی چیزهای خوب دارد. من اتفاقاً جزو کسانی هستم که خیلی رگه‌های امروزی در تاریخ و فرهنگ خودمان پیداکرده‌اند. که اسباب شگفتی است و حقیقتاً ما یکی از آغازکنندگان اندیشه لیبرال هستیم در دنیا. اصلاً فکر نمی‌کردم که ایران سنت لیبرال داشته باشد. اولین ملتی که یک پایه سنت لیبرال را گذاشته است ایرانی‌ها هستند برای اینکه مسئولیت فرد را شناخته. تنها ملتی که در آن زمان فرد انسانی نه فقط مسئول خودش است بلکه مسئول جهان و هستی و همه چیست، ایرانی‌ها هستند. خب، وقتی شما مسئولیت را قبول می‌کنید، انسان را مسئول جهان هستی می‌دانید ناگزیر هم باید حقی برایش قائل بشوید. و قائل شده بودند. این گل نوشته‌های تخت جمشید که تازه دارند ترجمه می‌کنند، متأسفانه دو سه هزار تا بیشتر ترجمه نشده، درحالی‌که سی هزار تا است، خب نشان می‌دهد که چقدر آزادمنشانه رفتار می‌کردند با مردم. هیچ‌کس برده نبود، حقوق می‌دادند به کارگر‌ها، به زن‌های باردار چهار ماه پیش و چهار ماه بعد حقوق می‌دادند، خانم‌ها رئیس بودند، صاحب‌کار بودند، یک هم‌چین تمدنی بوده. در نتیجه ما از آغازکنندگان سنت لیبرال هستیم. خب یونانی‌ها هم آزادی‌اش را آوردند. این است که خیلی چیزهای درخشانی هست در فرهنگ ما. بله، آنچه ما را در سال ۱۳۵۷ زمین زد فرهنگ و آن فولکلور مذهبی بود که بخشی از فرهنگ ما است.

ادامه‌ی مطلب

برگزیده از: گسترة اقتدار دین در حیات اجتماعی ایرانیان

انقلاب‌هایی ‌مانند انقلاب‌ اکتبر در روسیه‌ و انقلاب‌ اسلامی‌ در ایران‌، به‌ هر حال‌، با دیدگاه‌هایی‌ به‌ مخالفت‌ برخاستند که‌ در چارچوب‌ آن‌ها مفهوم‌ منافع‌ ملّی‌ می‌توانست‌ مطرح‌ شود. این‌ هر دو انقلاب‌، بر دریافتی‌ از اندیشة‌ سیاسی ‌تکیه‌ داشتند که‌ مفهوم‌ «ملّت‌» را نفی‌ می‌کرد و بنابراین‌، رهبران‌ این‌ انقلاب‌ها، به‌ طور اصولی‌، حتی‌ اگر می‌خواستند، نمی‌توانستند نمایندگان‌ مصالح‌ ملّی ‌باشند. هدف‌ انقلاب‌ اکتبر تأمین‌ مصالح‌ پرولتاریای ‌روسیه‌ و انقلاب‌ جهانی‌ و هدف‌ انقلاب‌ اسلامی‌ تأمین ‌مصالح‌ امت‌ اسلامی‌ بود.

ادامه‌ی مطلب

کیفیت زندگی / آیندگان ۱۸ خرداد ۱۳۴۹ / داریوش همایون

این زنانی که زیر بار فرزند آوردن‌های پیاپی و بی‌شمار خم شده‌اند و در جوانی به فرسودگی افتاده‌اند؛ و این مردانی که مسئولیت نگهداری عائله‌های بزرگ فرصت زندگی کردن و توسعه دادن شخصیت خود را از آنها گرفته است؛ و این خیل بی‌شمار کودکان محروم از تربیت و رها شده در کوی و برزن همانقدر تراژدی‌های اجتماعی بشمار می‌روند که تراژدی‌های شخصی. ادامه‌ی مطلب

حکمت پهلوی و ستیزه‌جویی پسااستعماری / بابک مینا

وقتی در احوال شخصی محمدرضا پهلوی دقیق می‌شویم، شاید نشانه‌هایی از حسرت مألوف نخبگان مشرق‌زمین بیابیم، اما این حسرت تا سرحد ایدئولوژی‌ای کور علیه غرب و تمدن جدید پیش نمی‌رود. تجلّی این همه را در سیاست خارجی وی خصوصاً در دو دههٔ آخر حکومتش می‌توانیم ببینیم. ایران به تدریج و به موازات بیشتر شدن توان اقتصادی و نظامی‌اش موضع مستقل‌تری در سیاست خارجی اتخاذ می‌کرد. در عین حال دستگاه دیپلماسی پهلوی واقع‌بینانه می‌دانست برای حفظ امنیت خود در برابر شوروی نیاز به همکاری با امریکا و نزدیکی به آن دارد. ترکیبی از واقع‌بینی و میهن‌دوستی مسئولانه.

ادامه‌ی مطلب

چهار نسل و چهار گفتمان / داریوش همایون

گفتمان نسل چهارم به صورتی روزافزون، آزادی و ترقی در باززائی سده بیست و یکمی آن است. جامعه ایرانی پس از چند ده سالی بیراهه رفتن بار دیگر رخ بسوی تجدد می‌نهد؛ این بار تجدد در صورت جنبش مشروطه و نه رضاشاهی آن که اسبابش نیز فراهم نیست. در این بازگشت ضرورتی است. طرح ناتمام مدرن کردن ایران را باز می‌باید از سرگرفت، با دستی که تواناتر شده است و چشمی که بلندتر می‌بیند.

ادامه‌ی مطلب

فقه علیه سیاست / رهیافتی سیاسی برای عبور از سلطه‌ی روحانیت شیعه در ایران / محمد ایزدی

حل معضل قدرت فقها در ایران فقط یک موضوع فرعی و مصداقِ «چو صد آید نود هم پیش ماست» نیست. اینگونه نیست که تصور کنیم با ایده‌ی جدایی دین از دولت مشکل دخالت دستگاه عریض و طویلِ روحانیت در سیاست حل می‌شود. نه نادرشاه، نه رضاشاه و نه محمدرضاشاه با توجه به قدرت زیادی که در دوران زمامداری خود داشتند نتوانستند مشکل نهادهای قدرتمند روحانیت را برای همیشه حل کنند …. پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ را نباید شکست سکولاریسم در ایران تلقی کرد، بلکه برعکس، با تاکید بیشتر بر آن و با رفع کاستی‌ها و نقاط ضعفِ سکولاریسمِ مشروطه، باید مهمترین فراز تجربه‌ی سکولاریسم در کل تاریخ ایران را در پیش روی خود قرار دهیم. تجربه‌ی کشورهای خاورمیانه نشان می‌دهد که اعتماد به نهادهای سیاسی و حزبی در ساختار جمهوری قمار بزرگی است که امکان نفوذ روحانیت و اسلام سیاسی در این کشورها را فراهم می‌کند. یک مشروطه‌ی سلطنتی همراه با ابزارهای قانونیِ مشروع در یک دولت-ملت مدرن و کاهش قدرت فقها در سیاست بهترین گزینه برای آینده‌ی ایران است.

ادامه‌ی مطلب

شبح نظم نوین بر شهر / تاملی بر آنچه در میدان براندازی رخ می‌دهد / علیرضا کیانی

‌                                                                  ‌اعتراضات انقلابی از ۹۶ به این سو را به معنای واقعی کلمه می‌توان «انقلاب ایرانی» دانست. صفت «ایرانی» برای انقلاب کنونی هم در میدان تجلی دارد و هم در گفتمان. این اعتراضات انقلابی هم گستره‌ی بزرگی از شهرهای ایران را در بر گرفته است و هم مفاهیم ایران‌گرایانه را در درون خود حمل می‌کند. یکی از محوری‌ترین شعارهای اعتراضات انقلابی اخیر این است: «ایران را پس می‌گیریم».

ادامه‌ی مطلب

بیرون از سه جهان ـ گفتمان نسل چهارم / ص 275

جمهوری اسلامی در بنیاد از نظام پادشاهی سست‌تر است. مشکل پادشاهی، سیاسی بود. شاه هرگز نتوانست نه خود چاره‌ای برای آن بیندیشد و نه به دیگران اجازه‌ دهد. مشکل جمهوری اسلامی وجودی است. هر لحظه زندگی اکثریتی از مردم ایران با آن در تضاد است. مردم با آن رژیم مخالف‌ شده ‌بودند؛ از این رژیم حالشان به‌هم ‌می‌خورد. اکثریتی از مردم ایران، مگر در آن چند ماهه زیر و رو شدن همه چیز، با توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و نوسازندگی کشور، با فلسفه عمومی تجددخواه رژیم مشکلی نداشتند و اگر مسئله سیاسی حل‌ می‌شد دگرگونی اساسی لازم‌ نمی‌آمد. در جمهوری اسلامی بی‌دگرگونی اساسی، مشکلات اداری را نیز نمی‌توان برطرف‌ کرد. اصلاً چگونه می‌توان نظامی را که به گفته خودشان هم جمهوری است هم اسلامی؛ یک سویش رأی مردم است سوی دیگرش امام زمان، ادامه داد؟ در کجای جهان فلسفه سیاسی را از ته چاه هزار و صد ساله سامره یا چاه‌های تازه‌تر جمکران در می‌آورند؟

انقلاب مشروطه سرمشق زنده‌ای که باید از آن پیش‌تر رفت

‌ ‌

در تاریخ، ما دوگونه شکست داریم، شکست سیاسی و شکست تاریخی. شکست سیاسی، مغلوب شدن در برابر اوضاع و احوال است؛ و می‌تواند در اوضاع و احوالی دیگر جبران شود. شکست تاریخی مغلوب شدن در برابر زمان است؛ سپری شدن و بی‌موضوع شدن است.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

یک بررسی تطبیقی کوتاه درباره آفرینش جهان از دیدگاه قرآن و فردوسی/ داریوش بی‌نیاز

‌ ‌

فردوسی تنها یک شاعر حماسی نیست، او متفکری است که در ردیف روشنگران اروپایی عصر رنسانس و عصر روشنگری قرار دارد. شاید برای برخی از خوانندگان ایرانی این مقایسه گزافه‌گویی باشد که چگونه می‌توان یک «شاعر» سدۀ دهم-یازدهم (940-1020 میلادی) را که هنوز علوم طبیعی مرحله جوانه‌زدن خود را طی نکرده بودند با روشنگران رنسانس و عصر روشنگری مقایسه کرد.

ادامه‌ی مطلب

Tab1

استاد عزیز و ارجمند!‌

سرافراز و خوشحالیم که دراین فرصت می‌توانیم نوروز باستانی را حضور جناب‌عالی تبریک گوییم.

در شرایطی که “ایران”، در غبار سنگین طوفان‌های “بی‌نیازی” دهه‌های میانی و پسین سده رو به پایان، می‌رفت که در وجوهی قالب تهی کند، در آن دهه‌های سرشار از دشواری، که “سامان سخن گفتن” در هیاهوی جهل و نادانی فرو پاشیده بود، جواد طباطبایی به بزرگی “فردوسی”، ایستاده در ایران، به نیروی سخن سامان داد و به نگاهبانی از “ایران” زمین، زادگاه “نوروز” بار دیگر “تخم سخن” پراکند.‌

در ستایش و بزرگی آموزگار نا بهنگام “ایران” زمین، که در دفاع از ماندگاری “ایران” چند دهه درس آموخت، بدون تردید بیش از امروز آیندگان سخن شایسته خواهند گفت.

در این “زمانه عسرت”، که ایران و ایرانی با جان و روحی در هم پیچیده و با پیکری خسته و خیره به آینده‌ای ناروشن درمانده است، و تاریکی راه، مشعلی سخت پرتو افشان می‌طلبد، ما برای شما در وسعتی به بزرگی و سزاوار ایران، آرزوی تندرستی و توانایی روز افزون جسمی و ذهنی داریم.

با احترامات فائقه‌

دوستداران و شاگردان شما از برلین و هامبورگ ۳۰ اسفند ۱۳۹۹ خورشیدی‌

بیاد گرامی محمود خوشنام

از دو روز پیش که خبر درگذشت آقای محمود خوشنام را شنیدم، بسیار منقلب شده ام. در این سالهای اخیر انسانهایی را در عرصه ی فرهنگ و هنر ایران از دست داده ایم که جایگزین ناپذیرند. آقای خوشنام یکی از آنها بود. هر چند که مرگ در انتظار همه هست و بالا رفتن سن و بیماری، بتدریج افراد متعلق به نسلهای گذشته را یکی یکی از ما می گیرند، اما مرگ هر اهل فرهنگ و هنر برجسته ی تبعیدی در این روزگار، نشانه ی روزها و سالهای مورد بی مهری و بی اعتنایی قرار گرفتن، در جای خود نبودن، فراموش شدن تلاشهای بیدریغ و تاثیرگذاریهای سالیان بر عرصه های گوناگون فرهنگی و هنری است.

ادامه‌ی مطلب

ما باید گوهر خود را به دنیا نشان دهیم. / داریوش همایون

‌ ‌

یک ایرانی که تابعیت آمریکا را می‌پذیرد در پاسخ سرزنش احتمالی هم‌میهن خود نمونه‌های اقوام دیگر را در جامعۀ آمریکائی دارد که اشاره کند. او به درست، خود را از وفاداری به حکومت کنونی ایران آزاد می‌داند و ایرانی بودنش را نیز هیچ کس نمی‌تواند از او بگیرد ــ رنگ گذرنامه‌ای که در جیب دارد هر چه خواهد باشد.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب