با خواندن مقالۀ قوچانی، در درجۀ نخست، این پرسش در ذهن خواننده مینشیند که بنا بر کدام ویژگی باید این نوشته را متنی در «عرصۀ اندیشۀ سیاسی» به حساب آورد؟ کدام اندیشه؟ چه تفاوتیست میان این نوشته و متون متداول کوشندگان سیاسی که هر روز نمونهاش در مطبوعات و رسانههای سیاسی به فراوانی دیده میشود و از دو مهارت نیز بیش از هر چیز دیگری برخوردارند: 1ـ دستهبندی و تعیین «چپ» و «راست» خود و 2ـ گرد آوردن و نسبت دادن هر آنچه نیکو به نظر میرسد به خویشتن




















