Author's posts
«میخواستند به همۀ کارها رنگ سیاسی خودشان را بزنند» ـ گفتوگوی ماندانا زندیان با مهشید امیرشاهی پیرامون شبهای شعر گوته
وقتی نفس مخالفت ارزش پیدا کرد دیگر محتوای آن و صلاحیت مخالفخوان از قلم میافتد. ما در انقلاب شاهد تمام ضایعاتی که چنین وضعی میتواند به بار بیاورد بودیم. در آن شرایطِ بحرانی آدمهایی که در حوزههای خودشان هم قابلیت چندانی نشان نداده بودند، با قابلیتی کمتر در حوزههایی وسیعتر و بغرنجتر به ارشاد مردم پرداختند.
ایران «تاریخ» است! در بارة برخی واژههای نااصل در فرهنگ سیاسی ایرانیان معاصر ـ محمد جلالی چیمه (م. سحر)
واژگان مجعول نااصل و زحمتافزا در فرهنگ رایج سیاسی ایران فراواناند اما من فعلا به توضیح کوتاه این چند واژه، که شرح آنها رفت، اکتفا میکنم. به نظر من از ایراندوستان و آزادیخواهان و کسانی که درد ایران و درد آزادی ملت ایران را دارند انتظار میرود که به موضوع فرهنگ مجعول سیاست در ایران اهمیت بیشتری قائل شوند.
«نتیجه را هیچگاه نباید از مقدمات جدا کرد» ـ گفتوگوی ماندانا زندیان با سیروس علینژاد
ریاست شخص آزادیخواهی چون فریدون آدمیت، بر کانون حتا دو ساعت هم تحمل نشد. اساسا جامعۀ ما برای رفتن به سمت دمکراسی آمادگی لازم را پیدا نکرده بود. ما وارد دوران آزادی نشده بودیم. درک عمومی ما از آزادی خواهی ابتر بود.
بزرگداشت مهشید امیرشاهی روز شنبه ۱۶ فوریۀ ۲۰۱۳ در سالن دانشگاه سوربن پاریس برگزار شد.

مهشید حدیث آشنا می گوید / تلخ است اگرچه خوش ادا می گوید / حرف دل ماست برزبانش جاری: / از فاجعۀ رفته به ما می گوید
سخنی و شعری برای مهشید امیر شاهی / محمد جلالی چیمه(م.سحر)
افزون برهمهء این ها اندیشه و فکر او و عشق کم نظیر او به آن سرزمین و به آن آب و خاک و به فرهنگ ایران و زبان فارسی و به آزادی ست که در سطر سطر نوشته های او موج می زنند و این خود ویژگی بسیار مهم و ارزنده ای ست که به ویژه در این این ایام مثل سیمرغ و کیمیا نادر و کمیاب است.
به مهشید امیرشاهی که رسم آزادی و آزادگی را می نویسد
فارسی در داستانهای کوتاه، در رمانها و در طنزنامهی دختر دخو، در افسانههای ایرانی عصرما و در هزار بیشههای سیاسی مهشید امیرشاهیست که زبان آزادی، آزادگی، آزاد زیستن و دفاع از آزادی شده است. این را باید ستود و قدر شناخت.
«هر متن در ذات خود اجتماعی است» / گفت و گوی ماندانا زندیان با دکتر احمد کریمی حکاک / پیرامون شبهای شعر گوته
به رغم همۀ مسائل سی و چند سال گذشته، جامعۀ ایران ـ و نه حکومت ـ بسیار پیش رفته است و مهمترین شاخص این پیشرفت، حرکت زنان است؛ زنان نسل جوان ایران واقعاً زنان دیگریاند ـ نه یک فمنیست رادیکالاند، نه یک مذهبی فناتیک. اگر شبهای شعر گوته در این دوران اتفاق میافتاد، شاید بیش نیمی از شاعران و نویسندگان، خانمها میبودند. عقدۀ فروخوردۀ هزارسالۀ شهرزاد، عملاً سر بازکرده است؛ و باید هم این طور باشد. ادبیات کاری خلاقه است و باید دست زن باشد، چون آفرینندگی و زایندگی از آنِ اوست، و از زاییدن زنانه تا نوشتن، راه چندانی نیست.
دورنمای تیره / آیندگان ۱۰ تیر ۱۳۴۸ / داریوش همایون

اگر مصریها صلح را در لولههای توپ جستجو میکنند جز خونریزی و ویرانی بیشتر نخواهند یافت.
بازخوانی ده شب شعر گوته / متن سخنرانی محمود اعتمادزاده (م. ا. بهآذین) / شب دهم
آزادی من و تو به هم بسته است. آزادی را برای هم بخواهیم. تو پاسدار آزادی من باش و من نگهبان آزادی تو. نه تنها در خواندن و نوشتن، در همۀ جلوههای زندگی فردی و اجتماعی. چه، آزادی، مجموعۀ آزادیهاست. آزادیها را از هم جدا نمیتوان شمرد.
یک اولویت و سه راهکار “تغییر فلسفه حکومت، حفظ نظام گزینهای واقعگرایانه و یک سازش آبرومند” ـ مروری بر دیدگاه داریوش همایون / فرخنده مدرس

با وجود حکومتی چون رژیم اسلامی و رئیسجمهوری چون احمدینژاد و حد بیزاری اندازه ناگرفتنی ایرانیان از چنین حکومتی که خود عامل بیثباتی و ناامنیست، چه کسی میتواند تضمین کند، که ایران در صورت از دست دادن رشته شکیبائی و عقلانیت، غفلت در تشخیص اولویتها سرنوشتی رنجآورتر و ویرانکنندهتر از آن چه بر سوریه میرود، در پیش نخواهد داشت؟
گذار از فراز و فرودهای تاریخ ایران ـ حفظ یگانگی ملی و چندگونگی قومی / گفتگوی فرخنده مدرس با دکتر محمدرضا خوبروی پاک

آنچه را که ما نیازمندیم عبارت است از نفی و طرد هر گونه تفکر سلطه جویانه، خواه از سوی طبقه یا قوم ویژهای باشد و یا از سوی صنفی از اصناف. و آنچه را که باید ایجاد کنیم عبارتست از حاکمیت مردم از راه انتخابات آزاد و کنترل قدرت با ایجاد نهادهای غیردولتی مانند انجمنهای محلی برای برقراری دو اصل: دخالت و مشارکت ـ نظارت و مخالفت برای همه مردم. به این ترتیب دموکراسی میتواند همگان را به احترام هر چه بیشتر گوناگونیها وا دارد.






























