یکی از برنامههای اصلی سفر اخیرم به دو کشور اسرائیل و ایتالیا بازدید از اماکن مذهبی در اورشلیم، حیفا و واتیکان با هدف رساندن این پیام به افکار عمومی، و رهبران دینی و سیاسی بود که کشور کهن ایران از چند هزار سال قبل، مهد آزادی ادیان و آیینهای مختلف بوده است و پیروان ادیان و باورها تا پیش از روی کار آمدن رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، آزادانه و با تساهل و مدارا در کنار هم زندگی میکردند. این رژیم از روز نخست، به جان و مال یهودیان، بهاییان، مسیحیان، زرتشتیان، اهل سنت، دراویش، جامعه یارسان، خداناباوران و حتی اکثریت شیعیان مخالف ولایت فقیه تعرض کرده. اما در ایران آزاد و سکولار فردا، حکومت قانون، ضامن آزادی مذهب و باور خواهد بود و ایران دوباره به اصل خویش باز خواهد گشت.
Category: بنیاد
یادبود جواد طباطبایی / منصور هدایتی
طباطبایی دو دهه پس از آغاز سالهای نگونبختی، آنگاه که «شوکران تباهی» چنان درارکان و نهادهای کشور رخنه کرده بود، در سطحی از آن «تامل» در عرصه سخن با «مردانگی» در دفاع از «میهن» قد برافراشت، او برای ما توضیح داد که دفاع از «میهن»، وجهی است اساسی از معنای تاریخی ملت و ملیت ایران، که در طی هزاران سال، «به طور خودجوش» معنا یافته و در نام «میهن» ظاهرگشته است.
فدرالیسم؛ حامیان آن، وظایف ما / داریوش همایون
شما ملت ایران را از دست بدهید که چهار تا سازمان تجزیهطلب دورتان جمع شوند که نمیشوند. اینها همینطور امتیاز میگیرند و یک امتیاز هم نمیدهند. شما ببینید بعد از این همه تماسهای شاهزاده و امتیازات و تعارفات، یک کلمه از مواضعشان پائین آمدهاند؟ ابدا. حالا “مناطق ملی“ را هم علم کردهاند. لابد چون از بابت ایشان مطمئناند. ایشان هیچ در این زمینهها نمیگوید چون پادشاه همه ایرانیان است! آخر این حرف شد؟
درختی که تلخ است وی را سرشت / مسعود دباغی
ارادهی ملّی ارادهی ملّت ایران است، چهآنها که آن را بپذیرند، چه نپذیرند، چه به شاهزاده باور داشته باشند یا نه. این اراده تفکیکناپذیر است، درست عین تمامیّت ارضی. ارادهی ملّی، ارادهی ناسیونالیستها یا هوادادان شاهزاده نیست. البته که ارادهی مخالفان هم نیست. آن را نمیتوان به شعبات مختلف تقسیم کرد و بعد بابت اشتباه در انتخاب نمایندگان هر شعبهش، مجموع آن عقاید متضاد ضدملّی را داخل منشوری گرد آورد و مدعی شد که این منشور ملّی است. منشور انقلاب ملّی نمیتواند مانیفست ۵۷یها باشد.
کاری نکنید «به نیندیشیدنیها بیندیشیم»
زمانی که این پرسش در برابر داریوش همایون قرار داده شد و او با چنین روشنی بدان پاسخ داد، نگاه داریوش همایون و پرسشگر ــ هر دو ــ به تصاویر زنندهای بود که نمونههای آن را امروز هم مشاهده میکنیم و ناگزیر از تکرار همان هشدارها بیدار میشویم.
ایران، بزرگمردی را از دست داد / مسعود دباغی
از تعدادی از این روزنامهنگاران اصلاحاتطلب بهشدّت بیزار بودند. امروز دیدم یکی از همانها که از ترس رسوایی تا دکتر زنده بود جرئت نداشت یک کلمه حرف بزند، با رذالتی مخصوص عمّال رژیم، هنوز چند ساعتی از فوت سیدجواد نگذشته، مشغول مصادرهی دکتر شده است! مصادرهی همان دکتری که کل عمر ضد ایدئولوژی ۵۷یها نوشت.
آخرین پیام، بدرود

صبحگاه امروز غم عالم در قلب ما آوار شد. پدر ایران درگذشت و ما سیاه پوشیم!
استاد عزیز و ارجمند!
اگر حتی حوصله این احوالپرسی هم نداشته باشید، برای ما قابل فهم است.
در حدود سه هفته پیش کوتاه نوشته بودید “سخت از پا” افتادهاید. با آشناییهایی که ما از سابقه رویارویی شما با آن بیماری داریم، آن دو کلمه گویای معنایی سخت نگران کننده بود.
امروز، نمیدانم برای چندمینبار، که بهکتاب “ابن خلدون و علوم اجتماعی” گفتار در شرایط امتناع” مراجعه کردم، با نگاهی بهآن، نیرویی در درون من فکر “خودداری از ایجاد مزاحمت” برای شما را پس زد و تصمیم به احوالپرسی گرفتم.
“تقدیم نسخه”ها، “جستار ها” و “یادداشت ها”ی جدید “جواد طباطبایی” به “خوانندگان” در همه سالهای بیماری، نشان بزرگ اراده نیرومندی بود در برابر بیماری و بویژه در دوره تشدید آن در پنج سال اخیر و معالجات خارج از کشور.
اطلاع و آگاهی نسلهای امروز و فردای ایران از تلاشهای شگفتانگیز شما در این سالهای سخت، برای انتشار “نسخه”ها، “جستارها” و “یادداشتها”ی جدید، با “اندک امکانات” و در حین رفت و آمدهای بیپایان به بیمارستانها، بدون تردید ستایش همیشگی آنان را در هر دورهای از تاریخ ایران برخواهد انگیخت.
ما نیز فهمیده بودیم که طی آن سالهای سخت به موازات معالجات، آنچه که پیشروی بیماری را در جسم شما سد کرده بود، “روح”ی بود که خیال آن نداشت سر از پرواز بر آسمان تاریخ ایران و “ایران” بر دارد.
ما با آرزوی موفقیتآمیز بودن تلاشهای پزشکی برای متوقف کردن بیماری، امید خود را به قدرت پایداری شما، که “روح” پایداری بر ایران کهنسال دمید، از دست نخواهیم داد.
با احترامات فائقه از آلمان
وراثت، پادشاهی و حق انتخاب: آیا وراثت سیاسی امری ضد دموکراسی است؟ / امیریحیی آیتاللهی
برخلاف آزادی انتراعی که خاستگاهی در تاریخ ندارد، آزادی موروثی ریشه در سنت سرامدان دارد و نگاهبان فرهنگ فرهیختگی است (ادموند برک). آزادیها و حقوق در زنجیره میراث و رسوم دیرین جای میگیرد و بدینسان تردیدناپذیر و ابدی میشود. بدینمعنا، آزادی موروثی نسبنامه و نیاکان خود را دارد و بهعنوان یک حق برآمده از سنت، دارای پیشینه، اصالت و مشروعیت موروثی است.
سپاسِ امروز را باید داشت!
حضور شاهزادهای که پیامآور بزرگی، عزت و منزلت مردم ایران و ملت خود بود. آن عزت و بزرگی، اما امروز در سخنان شاهزاده رضاپهلوی، تلالویی خاص و سزاوار خود را یافت. در روایت شاهزاده از ایرانیان، تصویر مردمانی «قربانیِ» دژخیم، سرکوب شده، سرخورده از وضعیت ناشاد و «ترحمبرانگیز» هیچ جایی نداشت.





















