رضاشاه از آن جمله شخصیتهای تاریخی است که بررسی نقش او در شکلگیری ساخت جامعه ایران به بازنگری دوباره نیاز دارد. یکی از دلایل عمده برای این بازنگری تسلط تحلیل ایدئولوژیک از تاریخ بر جامعه روشنفکری ما بوده است. اما ورشکستگی ایدئولوژی مارکسیسم از یکطرف، که با شکست سوسیالیسم شکلی عینی گرفت، و شکست ایدئولوژی واپسگرایانة اسلام از طرف دیگر، که با تحمیل خود بر زندگی روزمره مردم، سیاست و اقتصادِ کشورمان نقش ویرانگر ایدئولوژی را بر همه عیان کرده است، منجر به فاصلهگیری مردم و بویژه نسل جوان از چنین گزینشهای ایدئولوژیک و آمادگیشان برای بررسی عینی گذشته، حال و حتا آیندهشان شده است.





















