Category: بنیاد
پیام ما به مناسبت زادروز خجستۀ دکتر جواد طباطبایی
پیام ما به مناسبت زادروز خجستۀ دکتر جواد طباطبایی
ما دلبستگان به ایران «باهفت هزارسالگان همسفریم»!
و سرفراز و خرسند از آنیم که هفتاد و سومین زادروز دکتر جواد طباطبایی، این حافظ و احیاگر بنیادهای فکر دفاع از ایران، را خجسته داشته و برای ایشان بقای عمر دراز، سلامت جسم و جان آرزو کنیم و امید بداریم که روانهای بهرهمند از علم ایشان، دل به مهر این کهندیار بیافزایند و در نگاهبانی میهن، در این روزگار سخت، دل قوی داشته و بیدارتر و پایدارتر از همیشه بمانند.
ایرانشهری غرق خون است و نمیمیرد
ایرانشهری غرق خون است و نمیمیرد
در روزهای اخیر خبرهای بهجتاثری از برگزاری نشستی با عنوان «نگاهی به آوردهها و بایستههای … در دانش سیاست» در فضای رسانههای مجازی پخش شد و همچون مائدهای برای روزنامههایی بود که چیزی برای گفتن ندارند. عنوان اصلی یکی از روزنامهها، با اعلامِ «نقد صریح فلانی به فلانی» چنین بود : «ایرانشهری مرده است!» … در خلاصهای از سخنان گوینده که در کانال خود او آمده گفته شده است که «اندیشۀ ایرانشهری مرده است» و روزنامۀ دیگری نیز از جناح مقابل این عنوان را ترجیح داده اعلام کند که «سلطنت ایرانشهری مرده است» و … قدرِ مُتیقَّن آن است که آقایان مردهای را شناسایی کردهاند که دارند بر نعش آن چوب میزنند و چون آن مردهْ مرده است، و دستش از دنیای استادان دانشگاه بومی شده کوتاه است، نمیتواند به اعلان ترحیم خود اعتراضی بکند و در مجلس ترحیمی که برای او آراستهاند فاتحهای به روح خود بخواند! من، به عنوان کسی که از سالهایی پیش دست آن مرحوم را گرفته و به میدان آورده بودم، ناچارم آستین بالا بزنم و، اگر هم نمیتوانم با دَمِ مسیحایی او را جانی دوباره بخشم، دستکم، او را با «دستهای عاشق» خود کفنـ وـ دفنی کنم، زیرا که، به قول نیچه در آغاز چنین گفت زرتشت، «او خطر کرده بوده است!» تا جایی که عقل سلیم حکم میکند، و ما مردمان عامی میتوانیم دریافت، احتمال دارد، این همه چوب زدن بر مردهای که توان دفاع از خود را ندارد، چوب زدن مردگان بر زندهای است که شبح او همچون کابوسی روح آنان را میآزارد و این اعلام مرگی که از هر طرف روانه میشود به معنای تصفیه حساب با آن موجودی است که مانند فرهاد «غرق خون بود و نمیمرد»، یعنی نمیمیرد، زیرا اگر زنندگان ایناناند، حبذا مردگان و بدا به حال زندگان که زبالهدان تاریخ جای آنان خواهد بود!
آنگاه که رودخانۀ تاریخ به دریای پیشرفت برسد!
ملتهائی که نشان خود را بر تاریخ جهانی گذاشتهاند از زیر بار آن تاریخ بیرون نمیآیند و نباید بیایند. «دید»ی که بدان اشاره کردم لازمه و فرا آمد آن تاریخ است که ملت را رها نمیکند. این ملتها گذشته از هستی مادی خود نماینده «ایده»ای هستند، پیامی که از سرگذشت و آثار خود به بشریت میدهند و به کار همگان میآید. از «ایده» ایران به آسانی میتوان سخن گفت. حضور فعال عنصر ایرانی در زندگی جهانیان از سه هزاره پیش و دامنه نفوذ آنکه سه قاره را دربر میگیرد به خواننده و شنونده تصوری میدهد که دست کم دوسوم کشورهای عضو سازمان ملل متحد بهرهای از آن ندارند. اینایده مایه گردنفرازی است و «بار امانت»ی برای یکصد نسل ایرانیان بوده است، حتا اگر زمانهائی به مقدار زیاد از آن آگاه نبودهاند. ما یکی از آن ملتها هستیم
جواد طباطبایی از ایران رفت
جواد طباطبایی روز گذشته برای تکمیل منابع طرحهای تالیفی و تمرکز بر پژوهش خود درباره تاریخ اندیشه سیاسی جدید در اروپا، سفری چند ماهه به مثابه یک فرصت مطالعاتی به ایالات متحده را آغاز کرد.
به مناسبت گرامیداشت نودمین زادروز داریوش همایون و به احترام روزنامهنگاران ایران
«عصر روشنفکر- روزنامه نگار- سیاستگر در ایران تازه آغاز شده است. چهارمین نسل پس از انقلاب مشروطه، که انتخابات ۲ خرداد ۷۶ گوشه ای از ضرب شصتهای آن بود، بر این راه کوفته از صد سال گام زدنهای نافرجام، هموار تر خواهد رفت.»
…
ما تهاجم وحشیانۀ مشتی مزدور و تروریست به صف نیروهای مسلح ایران و مردم را محکوم و مراتب تسلیت و همدردی عمیق خود را با خانوادههایی که در این هجوم وحشیانه عزیزان خود را از دست دادهاند، اعلام میداریم.
به رغم اندوهباری و فشردگی قلب ایرانیان از یورش جنایتکارانه مزدوران و کشته و زخمی شدن دهها تن از هممیهنانمان و به رغم آن که این لحظهها، لحظههای همدردیست، اما ناگزیر فرصتی تلخ برای هشدار به طراحان و حامیان این عملیات ددمنشانه نیز هست. همۀ دشمنان ایران در هر کجای جهان و در هر مقام و منصبی و مسئولیتی که باشند، باید بدانند، برای ملت ایران، حفاظت از امنیت ملت، پاسداری از بقای تمامیت سرزمینی و نگهبانی از وحدت ملی مبنای راهکارها و تاکتیکها، حتا در مبارزه با حکومت اسلامیست. هر عملیات خشونتآمیز مسلحانه چه از سوی بیگانگان و یا از سوی دست پنهان آنان در حمایت از تجزیهطبان یا از تروریستهای اسلامی، ناگزیر با صف یکپارچه ایرانیان در دفاع از ملت و کشور روبرو خواهد شد.
…
استاد احسان یارشاطر درگذشت
آیندهای که پیش خواهد آمد، چه ما باشیم و چه نه، حاصل، آن رفتار و تصمیمیست که امروز برمیگزینیم. هر رازی وجود داشته باشد در همین نقطۀ کنونیست. گشودن سِر آن زیر تأثیر میزان روشنی، درجه آگاهی و میزان مسئولیتیست که نسبت به رفتارها و تصمیمهایمان وجود دارد. در تلاش برای بالا بردن مرتبۀ آگاهی و تقویت حس مسئولیت در قبال مردم و میهن، ما الگوهای انسانی کم نداشتهایم. استاد احسان یارشاطر برای یادگیری و هدایت یک زندگانی اثرگذار و سرشار از حس مسئولیت، الگوی ارزشمندیست که در برابر وی سر تقدیر و سپاس نمیتوان فرود نیاورد. یادش جاودان باد.
انقلاب مشروطه سرمشق زندهای که باید از آن پیشتر رفت
در تاریخ، ما دوگونه شکست داریم، شکست سیاسی و شکست تاریخی. شکست سیاسی، مغلوب شدن در برابر اوضاع و احوال است؛ و میتواند در اوضاع و احوالی دیگر جبران شود. شکست تاریخی مغلوب شدن در برابر زمان است؛ سپری شدن و بیموضوع شدن است. انقلاب مشروطه شکستی سیاسی خورد. طرح یا پروژه اصلی آن در سده بیستم ناتمام ماند و در پایان با انقلاب اسلامی به زیر افتاد. ولی طرح مشروطه خواهی زنده است و هنوز در بنیاد خود اعتبار دارد و در نتیجه دچار شکست تاریخی نشده است. برعکس انقلاب اسلامی که پیروزی سیاسی تمام عیار و بسیار کاملتری از مشروطه داشت از نظر تاریخی شکست خورده و بیموضوع است؛ چیزی جز درسهای تلخ برای آینده ندارد. شکست انقلاب مشروطه نیروی زندگی را از برنامه مشروطه خواهان نگرفت و بیشتر آن برنامه در ابعاد بسیار بزرگتر در دهههای بعدی به اجرا درآمد. پدران جنبش مشروطه خواهی در نبرد شکست خوردند ولی جنگ را به تمام نباختند. در تاریخ نظامی بسیار میشود که یک طرف نبرد را میبازد و جنگ را میبرد. روسها و بریتانیائیها در جنگ جهانی دوم بیشترین تجربه را در این زمینه داشتند. آلمانیها بر عکس نبردها را پیاپی میبردند.
“سمفونی رنجِ زنان” / رابعه موحد
جستجوی شادمانی بیشک، هیچ ضلع و زاویهاش به معنی مبارزه با حکومت نیست ولی وقتی حکومتی مبارزه با شادی و بستن دست و پای مردم مخصوصا زنان را در اولویت وظایف خود قرار داده است، خود پا پیش نهاده و راههای حیات و تنفس ملتی را به مبارزه خوانده است. به مبارزه طلبیدن شادمانی و به مبارزه طلبیدن مردمی که طبق ماهیت حیات در اوج سرگشتگی و ناامیدی از هر راه امن و ناامنی به سوی زندگی نقب میزنند و برقص تا برقصیم هم معنی با بجنگ تا بجنگیم میگردد.
…
اینکه امروز زن ایرانی میتواند اراده خود را بر حکومتی تحمیل کند که همان نگرش ارتجاعی آخوند هفت دهة پیش را به اضافة قدرت مالی و تشکیلاتی و نظامی بیش از رضاشاه دارد، به مقدار زیاد به 17 دی 1314 برمیگردد. زنان از خانه بیرون زدهاند؛ دانشگاهها را دارند میگیرند در بازار کار بیرونق ایران اسلامی با نوآوری و کارآفرینی خود با مردان در رقابتاند؛ پشتیبان هر حرکت به پیش در سیاست و جامعهاند و در زمین لرزه بزرگی که در پیش است نقشی تعیین کننده خواهند داشت. آنها یکبار اشتباهی ویرانگر کردند و بیست و پنج ساله گذشته را در جبران آن کوشیدهاند. رضاشاه آنان را از زندان حجاب رهانید؛ انقلاب و حکومت اسلامی چشم آنها را بر حقیقت نظام اسلامی گشود. همه سخنان درباره هویت و ارزشهای اصیل و اسلام ناب و جامعه توحیدی و عدل و قسط بر سر زورگفتن به زنان است. / نقل از صد سال کشاکش با تجدد
…
مجموعه آثار دکتر جواد طباطبایی
…
مجموعهای از گفتگوهای دکتر جواد طباطبایی
سازمان مجاهدین خلق با رژیم آخوندی از ریشه شبیه است / از دستنوشتههای داریوش همایون
سازمان مجاهدین خلق با رژیم آخوندی از ریشه شبیه است. هردو از لجنزار واحدی برخاستهاند. هر دو غیرانسانی هستند و هر دو میتوانند تا درجات باور نکردنی در مرداب فساد فرو رودند. هر دو میتوانند برای رسیدن به منافع شخصی یا گروهی دست به هر جنایتی بزنند. اختلاف آنها در درجه است. مجاهدین بیشتر خواهند کشت. آنها پل پت وار از نابود کردن نیمی از جمعیت هم باک نخواهند داشت.
…
بچهها متشکریم! بچهها متشکریم!
با آغاز مسابقات جام جهانی فوتبال 2018 اغراق نخواهد بود اگر بگوییم چشمان پرانتظار میلیاردها انسان در سراسر جهان از کشورهای غنی یا فقیر به روسیه، محل برگزاری بازیها دوخته شده است. در اینجا ما، پیش از هر چیز، و با خاطری آسوده از سوی کل ملت ایران میگوییم و اعلام امیدواری میکنیم که پس از یک دورِ یکماهه از رقابتهای دوستانه و ورزشکارانه، به قول معروف: باشد که تیم ملی آن کشوری پیروز شود و جام را به خانه ارمغان ببرد که بهترین بازیها را در طول این یک ماه مسابقات ارائه نموده است. و اگر آن تیم نمونۀ اخلاق ورزشکاری و منش قهرمانی نیز باشد، زهی سعادت و سرفرازی بیشتر برای آن ملت و کشور.
در این روزهای سراسر شور و احساسات و عواطف، بیتردید ایرانیان پرشماری نیز به این اجتماع عظیم و پرشکوه انسانی تعلق دارند. به رغم همۀ اخبار نه چندان رضایتبخشی که در بارۀ وضعیت تیم ملی فوتبال ایران و کلاً ورزش محبوب فوتبال در ایران و با وجود خبرهای هر روزه در بارۀ سیاستهای ظالمانه و رفتار سراسر دشمنانه حکومتگران اسلامی در قبال کل ورزش کشور و قهرمانان ملت بگوش میرسند و علیرغم مشاهدۀ رفتار غیرورزشکارنهای که تیم کشورهای دیگر، زیر فشارها و از ترس تهدیدهای سیاسی و اقتصادی آمریکاییان، در همین چند روزۀ پیش از آغاز رسمی مسابقات، در برابر تیم ملی کشورمان از خود نشان دادهاند، اما ایرانیان با قلبی پر انتظار و بسیار بیشتر از انتظار، با چشمانی سراسر ستایش به ملیپوشان خود مینگرند. زیرا در چنین شرایط دشوار و زیر فشارهای سخت از بیرون و درون، باید انسان از درجۀ بالایی از اخلاق و شجاعت برخوردار باشد که بتواند ملتی را که رژیم اسلامی جایگاه نمایندگیاش را غصب کرده، با گردنی افراشته با منشی ورزشکارانه در میدانهای بینالمللی نمایندگی کند.
فوتبالیستهای ایران باید در این روزها و در هر لحظۀ بازیها و رقابتهای خود به خاطر آورند و این را به ضمیر آگاه خود فراخوانند که قلب و حمایت قلبی همۀ ملت ایران همراه آنان است. به رغم همۀ فشارهای روانی چه از سوی فرستادگان حکومت اسلامی و عاملان آن، عاملان حکومتی که در خدمت اهداف ایدئولوژیک خود، حتا ورزشکار و قهرمان ملت خود را وادار به باختن در برابر حریف میکنند، و به رغم فضای نامطلوب تبلیغاتی ـ سیاسی و یا احیاناً نگاه غیردوستانۀ افکار عمومی جهانی، ملیپوشان ایران حتا نباید لحظهای در حمایت پرشور ملت تردید کنند. آنها آگر در این شرایط سخت گوشهای خود را بازتر و تیزتر از همیشه نگاه دارند، آنگاه غریو یکپارچۀ ملت را خواهند شنید که یکصدا و یکدل فریاد میزند: «بچهها متشکریم! بچهها متشکریم!»
حسین مهری، رونامهنگارِ پرسابقۀ میهنمان درگذشت
خبر درگذشت حسین مهری، از رونامهنگاران پرسابقۀ میهنمان را دریافتیم و بسیار متأثر و متأسف شدیم. نزدیک به دو دهه آشنایی نزدیکتر ما با ایشان و با تلاشهای بیوقفهشان در رسانههای گوناگون و به ویژه رادیو صدای ایران و انجام مصاحبههای بیشمار با چهرهها و شخصیتهای سیاسی، فکری، ادبی و هنری توسط ایشان همواره موجب ستایش ما بوده است. یادآوری همکاری با ایشان در فصلنامۀ تلاش و همچنین در رادیو صدای ایران همواره موجب برانگیخته شدن احترام ما بوده است. به ویژه خاطرۀ زحمات ارزشمند ایشان در اشاعه افکار، نوشتهها و گفتههای داریوش همایون در سی سالۀ تبعید همواره موجب قدردانی و سپاس ما، مسئولین و دست درکاران بنیاد داریوش همایون برای مطالعات مشروطهخواهی، بوده و یاد گرامی ایشان را در قلب ما برای همیشه زنده و پاینده نگاه خواهد داشت. ما مراتب تسلیت و همدردی خود را خدمت اعضای خانواده و به ویژه همسر گرامیشان و خدمت تمامی دوستان و همکاران ایشان و به طور خاص به جامعۀ روزنامهنگاری ایران اعلام میداریم.
راهی جز واژگون کردن ولایت فقیه نمانده است / گفتگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون
تفاوت میان جناحهای حکومت اسلامی تفاوت در تاکید است که عبارت جمهوریت یا اسلامیت نظام آن را به خوبی بیان میکند. هر جناح بخشی از ویژگی نظام را نادیده میگیرد ولی مسلم است که در این اختلاف حق با اصولگرایان است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید عمده بر ولایت فقیه نهاده میشود و بیتغییر کلی آن قانون و برچیدن ولایت فقیه نمیتوان از عنصر مردمی سخن گفت. از اینجاست که حتی راه سبز امید نیز در کوشش خود برای عقب نماندن از مردم سخن از تغییر قانون اسـاسـی به میان آورده است. با این قانون اساسی نه تنها حکومت قانونی بلکه حکومت قانون نیز نمیشود. هر تکه قانون را بخواهند اجرا کنند تکه دیگر میتواند جلوش را بگیرد.




















