گنجی اگر میتوانست عمق معنای آنچه در بطن غرب میگذشت و جلوههایی مهم از آن در ایران نیز بسط مییافت، بفهمد، آنگاه شاید این چنین وحشت زده از تجربۀ عملی خود ما یعنی «تجدد آمرانۀ رضاشاهی» به سرعت نمیگریخت که این روزها حقیقتاً به کابوس هراسآور طرفداران انقلاب اسلامی و از جمله گنجی بدل شده است. هراس آنان از بازگشت، جوانترها به این گذشته و درنگ در معنای همان اوامر مولوکانه و تجددگرایانهایست که دنبالۀ تاریخی و «جامعهشناسانه»اش به آرمانهای مشروطهخواهان رسیده و به گسترش امکانات علمآموزی، تحصیل، و در کنار و به موازات آن، فراهم آوردن شرایط دستیابی به مقامات کشوری و مناصب لشگری برای طبقات و گروههای اجتماعی فاقد امتیازات خاص، یاریهای اندازه نگرفتنی رساند و بسط آن تا به رسمیت شناختن حقوق زنان رفت.




















