امروز در کشورمان روندهای پُرامیدی در حال قوامیابیاند که نخستین اشاره به نطفههای آنها بهعنوان جای پاهای استوار برای ساختن جامعهای نوین با روحیه، فرهنگ و سیاستی تازه، در برهههائی صورت گرفت که تصور آنها از سوی طبقه سیاسی تازه بدر آمده از تجربه انقلاب اسلامی، ناممکن مینمود. باز نویسی گفتگوی زیر با زندهیاد داریوش همایون در سالگردی دیگر از انقلاب مشروطه، نه تنها از آن روست که سخنان وی در این گفتگو چون همة گفتهها و نوشتههای دیگرش حامل اسباب شناخت جایگاه بلند انقلاب مشروطه در تاریخ ایران است، بلکه به ویژه و بطور خاص اشارهایست که وی به ضرورت «نسب شناسیِ» گرایشها و نیروهای سیاسی دارد که باید مبدا حضور اجتماعی خود را در انقلاب مشروطه بیابند. به این تعبیر انقلاب مشروطه این بار نیز آغاز حیات تازهِ یک جامعه نوین است که گوناگونی و رنگارنگی از نمودهای انکارناپذیر آن است. روند پذیرش و احترام به این گوناگونی و پیامدهای حقوقی و اجتماعی آن نه تنها در پیکر جامعه، بلکه در بالاترین سطوح قدرت حکومتی نیز میرود جای خود را بیابد.

































