اگر قصد بالاکشیدن اعتبار «دگراندیشی» انسانهائیست که در دهه شصت محکوم به نابودی شدند و یا اگر نیت، برکشیدن اصل و ارزش «دگراندیشی» به عنوان یک حق و دفاع از این حق بر بستر آن واقعه فاجعهبار تاریخی بوده است، باید پرسید؛ آیا هیچ پردة ابهام و تردیدی به این ضخامت میشد بر معنای اندیشه که مقدم بر «دگراندیشی» ست افکند؟… یا فزونتر از این بیعدالتی، میشد بر «حقوق» از دست رفتة آن انسانها وارد نمود؟






























