Category: نقد و نظر

ایران‌ستیزی با اسلحه زبان! / محمد محبی

با صراحت می‌گویم، هرکسی، تأکید می‌کنم، هرکسی که در ایران و در میان ایرانیان، با هر ادبیاتی و از هر موضعی، از «حق تحصیل به زبان مادری» (کذا) حرف می‌زند، هیچ انگیزه‌ای غیر از خط‌کشی بین مردم ایران و تکه‌تکه کردن ایران، ندارد و نمی‌تواند که داشته باشد. چون اولاً، چنین حقی اساسأ وجود ندارد، و تجربه هم ثابت کرده که، تحصیل به زبان فارسی، هیچ حقی از هیچ کسی ضایع نمی‌کند، بلکه این تحصیل به زبان محلی است که فرد را از ارتباط با سایر هم‌میهنان و محسنات فرهنگی و اقتصادی و …. آن ارتباط محروم می‌کند.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

جمهوری‌خواهان و حسین فاطمی / بُت‌پرستان جهان، متحد شوید! / مزدک بامدادان

کسانی که جمهوری‌خواهی را به دشمنی با خاندان پهلوی، و چپ‌گرائی را به دشمنی با پرچم شیروخورشید، تاریخ ایران باستان و سرود ای ایران فروکاسته‌اند، فروشندگان کالایی تقلبی هستند و باید گریبان‌شان را در این بازار مکاره‌ سیاست ایرانی گرفت و نقاب از چهره‌هایشان فروکشید، تا بر همگان آشکار شود: نه هر که چهره برافروخت، دلبری داند!

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

(نقدی بر کتاب زندگی‌نامه سیاسی بابک امیر خسروی) / اصلاح چه؟ و اصلاح برای چه؟ / بهروز فتحعلی

کمترین خسران یک تلاش برای اصلاح آنچه بنیانی اصلاح‌نشدنی دارد، کم اثر ماندن استعداد‌های درخشان انسان‌های پاک‌نهادی چون بابک امیر خسروی است. مردی ریز نقش، با هوش و توانی مثال‌زدنی که با شرافت، وفاداری و پشتکار بی‌مانندش می‌توانست، اگر در جای خود قرار می‌گرفت، تاثیر بسزایی در پیشرفت میهن خود، که از جان و دل می‌پرستید و می‌پرستد، داشته باشد.

ادامه‌ی مطلب

لزوم حفاظت از شرافت وطن‌دوستی در برابر مدعیان دروغین آن / محمد محبی

‌ ‌

باید اسلحه میهن‌دوستی را از این جماعت گرفت، جماعتی که جنایات جمهوری اسلامی در داخل و یا خارج را توجیه می‌کنند، و در عین حال با ژست میهن‌دوستی خواهان رفع تحریم‌ها هستند حداقل پیش‌شرط تغییر رفتار ج.ا در داخل و خارج را هم برای رفع تحریم‌ها مطرح نمی‌کنند! این جماعت بویی از شرافت و انسانیت نبرده‌اند، چه رسد به حب وطن! حب وطن فضیلتی است که پتیارگان و فرومایگان نمی‌توانند آن را لقلقه زبان خود کنند!

ادامه‌ی مطلب

گزارش یک سقوط /چرا «ملاحظات درباره دانشگاه» در هفته اول توزیع در بازار نشر کشور نایاب شد؟

پیش از این انتشار هر کتاب تازه از جواد طباطبایی یک اتفاق بود. به این خاطر که آن کتاب‏ها به مثابه تکه‏های پازلی بودند که پروژه فکری-تالیفی او را متکامل‏تر می‏کردند. اما انتشار جدیدترین کتاب او با عنوان «ملاحظات درباره دانشگاه» در نوع خود یک اتفاق نادر بود! چرا که هزار نسخه چاپ نخست آن در همان هفته اول توزیع به فروش رفت و کتاب به سرعت در بازار نشر کشور نایاب شد. این نایابی در دوره‏ای که تیراژ کتاب‏های فکری به ۵۰ نسخه (بله درست می‏خوانید: پنجاه نسخه) نیز رسیده است، یک شادمانی ویژه را با خود به همراه دارد.

ادامه‌ی مطلب

برای جهانی‌شدن، ابتدا باید ایرانی باشیم / کاظم کردوانی در گفتگو با محمدحیدری

ما برای دومین بار در موضوعِ حیاتیِ «هویتِ ایرانی» دچار مشکل شده‌ایم. برای بسیاری از آخوندها (و صدالبته نه همه‌ی آنان) ایران به‌عنوانِ ایران هیچ‌گاه اهمیت نداشته است؛ اهمیت کشور ایران برای اینان تنها از این زاویه بوده است که ایران تنها کشور شیعه‌ی جهان بوده است و بس! با انقلاب ایران و فرادستی ملایان در آن، حکومت هویتی فراملی برای خود  قائل شد و به‌صورت بسیار گسترده و نظام‌مند به یک هویت‌سازی یک‌سویه‌ی دینیِ شیعه‌ی اثناعشری (با شاقولِ ولایت فقیه) دست یازید که آن را در تمامِ جنبه‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی جامعه‌ی ما می‌بینید. کافی است نگاهی به کتاب‌های درسی دوره‌های دبستانی و دبیرستانی بیاندازید یا به فرمان‌ها و سخنان و سخنرانی‌های بزرگان حوزه که در سیاست‌های فرهنگیِ حکومت دستِ بالا دارند مراجعه کنید تا ببیند چه نفرتی از واژه‌ی «ایران» دارند! و آشکارا طرح آن را مبارزه با اسلام می‌دانند!

ادامه‌ی مطلب

گفتمان، قدرت، حاکمیت (اشکال از سروش نیست اشکال از متوهمان است) / فرهاد قناعتگر

شما نمی‌توانید دلسوز اسلام باشید و در عین حال از رضا شاه هم دفاع کنید. اما اگر ایران را به مثابه یک موجودیت تاریخی در نظر بگیرید که سنت‌های دانش در آن و سبک زندگی مردم رو به انحطاط می‌‌رفت و در این زمان رضا شاهی آمد و برای ایرانیان اندک احترامی آورد در آن صورت قضاوتتان نسبت به او تعیین می‌‌شود. پیش از رضا شاه اسلام همه جا حاضر بود در تمام شئون اجتماعی و خصوصی ایرانیان داور و حَکَم نهایی اسلام بود، با یک فتوای میرزای شیرازی قلیان‌ها در حرم شاه شکسته می‌‌شد. مردم با اسلام فکر می‌‌کردند و با اسلام عمل می‌‌کردند. دانش‌ها همه اسلامی بود. با قدرتگیری رضا شاه اسلام جایگاه خود را از دست داد. توقع نداشته باشید که یک اسلامگرا از پهلوی‌ها خوب بگوید.

ادامه‌ی مطلب

هر فرد، یک رسانه شعار است / گفت ‏و گوی سازندگی با سیروس علی‌‏نژاد

‌دولت باید برای وجود خبرنگار ارزش قائل باشد و برای تربیت خبرنگار هزینه کند و فکر نکند که این خبرنگار، خبرنگار من نیست. خبرنگار باید برای مملکت تربیت شود نه برای دولت. ما صد و ده، بیست سال است که از نفت تغذیه می‌کنیم اما یک خبرنگار نفت در سطح جهانی نداریم. وزارت نفت به این عظمت هرگز فکر نکرده است که برای تربیت یک خبرنگار نفت در سطح جهانی هزینه کند. یک نفر را بفرستد خارج درس بخواند و خبرنگار نفت شود. به وزارت نفت هم کاری نداشته باشد. وزارت نفت فقط پول بدهد که تربیت شود. کسانی که در سطح بالای مملکت هستند باید به این قائل باشند که ما باید آدم تربیت کنیم به عنوان خبرنگار، خبرنگاری که مو را از ماست بکشد ولی گفتن این حرف‌ها اینجا چه فایده‌ای دارد؟!

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

غیبت مفهوم ایران در پروژه فیرحی / روح الله اسلامی

‌ ‌

قرائت ساده و تقلیل‌گرای دکتر فیرحی هویت و اندیشه ایران را نشانه رفته است و به اسم گفت‌وگو، دموکراسی، حزب‌گرایی، چرخش نخبگان و واژگان مدرن، سنت ایران را نفی می‌کند. ‌ ‌

ایران همین جایی است که ایستاده‌ایم و کتاب‌های علمی تاریخی، نسخه‏‌های اندیشه‏‌ای عهد باستان و بناها و آثار و کتیبه‌هایی که هر روز هم بر کشفیات آن افزوده می‏‌گردد جای هیچ گونه انکار و نفی را باقی نمی‏‌گذارد.

ادامه‌ی مطلب

شاهنامه ستیزی در جامه‌ای دیگر! / جواد رنجبر درخشی‌لر

رابطه شاهنامه و ملت ایران اظهر من‌الشمس است. اگر کسی فقط چند صفحه درباره اسطوره و حماسه خوانده باشد (البته نه در این دانشگاه‌های بی علم ستیزگر با ایران) خواهد دانست که ملتی صاحب اسطوره می‌شود که قرن‌ها زیسته باشد. نسل‌ها در پی هم آمده باشند و هر نسلی قصه خود را گفته باشد. خاطره جمعی ساخته شده باشد. چنان که امروز در جای جای ایران نوروز رسمی کهن است و جمشید نامی برای مردان و ضحاک چهره‌ای پلید. فرق نمی‌کند آذربایجان باشد یا سیستان یا کردستان. اسطوره‌ها به شرط تداوم ملی (در حافظه یک ملت) می‌توانند شکل حماسی بگیرند. یعنی ملتی باید باشد تا حماسه‌ای باشد تا کتابی حماسی چون شاهنامه نوشته شود. برعکس نیست. یعنی با شاهنامه ملت ساخته نمی‌شود.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

داریوش همایون، بچه‌های رضاشاهی، و برون آمدن از سه جهان / شروان فشندی

او به اینکه کل خاورمیانه بتوانند از این سه جهان بیرون بیایند چندان خوشبین نبود، به ویژه احتمال می‌داد که کشورهای خاورمیانه که بر پایه اسلام بنا شده‌اند به سختی بتوانند از “جهان اسلامی” بیرون آیند. اما کار را بر ایرانیان آسانتر می‌دید، به این دلیل ساده که گرچه اکثریت ایرانیان مسلمانند، لیکن هویت ایرانی از اسلام نمی‌آید. پیش از اسلام نیز بوده و چه بسا استوارتر و درخشانتر هم بوده است. او نوشت: “جهان اسلامی هيچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عربهاست. ما همواره ايرانی مانده‌ايم و نه آن ‏دويست سال تاراج و کشتار و ويرانی سيستماتيک را برای نابود کردن عنصر ايرانی فراموش کرده‌ایم و نه هزار و ‏پانصد سال بزرگی پيش از آن را. اسلام دین بسياری از ما است ولی موجوديت ما نيست. ما با عربها بيش از ‏اينها تفاوت داريم. موضوع برتری و فروتری [نسبت به عرب‌ها] نيست. موضوع، تفاوتی است که ۱۴۰۰ سال اسلام نتوانسته ‏است آن را بزدايد.”

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

شترسواری دولادولا نمی‌شود / عباس سلیمی آنگیل

قوم‌گرایی امروزین تفاوتی ظریف اما وحشتناک با قوم‌گرایی قبل از انقلاب دارد؛ بسیاری از قوم‌گرایان امروزی همزمان یا قانون‌گذارند و یا قانون‌گزار. به نحوی خرشان می‌رود. دورویی و نفاق مهترین خصیصه‌ی قوم‌گرایی متأخر و پساانقلابی است. من نمی‌دانم در عمل چه می‌کنند، اما در نظر که کارها می‌کنند. هر از گاهی که مصاحبه‌ای از این قوم‌گرایان می‌خوانم از لابه‌لای واژگان‌شان کینه‌ای عمیق از زبان فارسی و هویت ایرانی بیرون می‌زند. وجود چنین کارگزارانی برای آینده‌ی ایران بسیار خطرناک است. به نظر می‌رسد قبح قوم‌گرایی در ایران شکسته شده است.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

اصلاح برجام نه! اصلاح نظر مخالفان برجام! / امیر مُمبینی

‌ ‌

اگر قرار است قانون وحش بر جهان حکم براند و زورگویان زور عریان را نام سیاست بگذارند، آنگاه ملت‌هایی باید فداکاری کنند و به هر قیمت در مقابل این سیر سیاه جهانسوز بایستند. ما در مقابل تحقیر و زورگویی می‌ایستیم. ما به دستور شما خود را خلع سلاح نمی‌کنیم تا شما بدون دردسر ما را مغلوب کنید. جهان هنوز به آن حد از مرز توحش نرسیده است که دولت آقای ترامپ فکر می‌کند. هرگونه جنگی با ایران جنگ با ایرانیان است.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

حرکت سوم اسفند اجماع نخبگان سیاسی بود نه کودتا/ گفتگو با حمید احمدی

«کار، کار انگلیسی­ ها است.» جمله آشنایی است که برای روایت و تحلیل تاریخ ایران در ١٢۰ سال گذشته بارها استفاده شده است. حضور نیروهای خارجی مثل روسیه و انگلیس در آن حوالی تاریخی کار تحلیل­گران را برای پیدا کردن متهم در دادگاه مشکلات ایران آسان می­کند. اما سند قاطعی در کار نیست تا نشان دهد کودتای سوم اسفند ماه ١٢٩٩ هجری شمسی کار آنهاست. بیشتر بازیگران عرصه سیاسی ایران از هرج و مرج و ناامنی به ستوه آمدند و با یک اجماع به یک حرکت نظامی شبه ــ کودتا دست زدند. بررسی نقش انگلستان و اقوام در این حرکت سیاسی ــ نظامی از زبان دکتر حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با تکیه بر اسناد موجود موضوع این گفت­گو است.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

از خدمت تا خیانت / درباره پیشه‌وری و فرقه‌ی دمکرات آذربایجان / رابعه موحد

تشکیل حکومت خودمختار زیر چتر بیگانه آتش‌بازی کودکانه‌ای را در گوشه‌ی خانه‌ی پدری بر پا کرد و ویرانی بسیار به بار آورد. روزی رسول‌زاده نام قطعه‌ای از خاک ایران بزرگ را به نام اجنبی زد. روزگاری دیگر میرزای جنگل خواست دیواری وسط خانه‌ی همه‌ی ایرانیان بکشد و روزی دیگر پیشه‌وری قطعه‌ای از خاک همه‌ی ایرانیان را به نام جمهوری آذربایجان نام‌گذاری کرد و همگی به سرنوشت یکسان دچار می‌شوند. گویا سامان نمی‌دهد این خطه بر هر آن کس که کمر به بی‌سامانی‌اش می‌بندد. نگون‌بختی نهایی پیشه‌وری این بود که او پس از برچیده شدن بساط فتنه‌ی آذربایجان و شکست پروژه‌ی خیانت همچنان متوجه عملکرد خود نشد. بلکه گله‌مند نیمه‌تمام ماندن خیانت خویش بود. او معترض پشت کردن شوروی به او در انجام مأموریت‌ش بود.

ادامه‌ی مطلب

مرگ از نگاهِ داریوش شایگان

‌ ‌

کتابی می‌خواندم که نویسنده‌اش تصویر حکیمانه‌ای از مرگ داده بود. نوشته بود که برای یک جوان زندگی همچون خیابانی طولانی و پر از درخت در روبه‌روست. اما هرچه جلوتر می‌روید خیابان پشت سر طولانی‌تر می‌شود خیابان روبه‌رو کوتاهتر. به جایی می‌رسید که در مقابلتان فقط یک افق وجود دارد. خیابان به انتها می‌رسد و پشت سرش یک خیابان دور و دراز است. من هم به جایی رسیده‌ام که روبه رویم دیگر خیابانی نیست. پشت سرم خیابان طویلی است. رو‌به‌رویم دیگر راهی نیست

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب

نگهداشت جمهوری اسلامی به بهای ایران؟ ـ آرش جودکی

دگرگونی سخن من که پیگیری جنگ را پس از آزادی خرمشهر بیهوده و خونین خوانده بودم، به : «عجبا که آزادی خرمشهر موجب افسوس آرش جودکی‌ست! از آن رو که بهره‌اش، به خیال او، به جمهوری اسلامی رسید!»، نامی جز زشتکاری ندارد. چون در پسِ ترفندِ بازبستن چنین ایستاری به من، نیرنگی است که می‌خواهد تنها راه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را دست‌اندازی بیگانه و جنگ داخلی وابنمایاند و سپس به دستاویز هشدارِ همایون که سرنگونی رژیم را «به بهای تکه پاره شدن ایران یا جنگ داخلی یا تکرار وضع عراق» نمی‌شایست، با یکسان‌سازی استراتژی و تاکتیک همایون در این میان، اندیشه‌ی او را به سود ایدئولوژیِ اصلاح‌طلبی هزینه کند.

‌ ‌

ادامه‌ی مطلب