از جنگل هابسي به موزائيک چندگرا
فصل نهم از جنگل هابسي به موزائيک چندگرا تا چند سال پيش در تئوريهاي توسعه سهم دگرگونيهاي اقتصادي بسيار دست بالا…
فصل نهم از جنگل هابسي به موزائيک چندگرا تا چند سال پيش در تئوريهاي توسعه سهم دگرگونيهاي اقتصادي بسيار دست بالا…
فصل دهم چالش اسلامی اينهمه نيست دور تازه و دراماتيک حملات تروريستي که از 11 سپتامبر 2001 در نيويورک و واشينگتن…
فصل يازدهم بيرون آمدن از مرداب انديشه و تاريخ جامعه پويا با سرعت دگرگشتهايش شناخته ميشود، چه در زمينههاي مادي و…
فصل دوازدهم سپهر تازه سياست ايران قرار گرفتن حقوق بشر در قلب گفتمان سياسي ايرانيان بياعنتائي تاريخي ما را به…
فصل سيزدهم بيرون از جهان هاي ما ايران يک کشور جهان سومي، خاورميانهاي، و اسلامی است و مسئله ايران را…
نامهای کسان آ آتاترك 27، 28، 169، 176 آجوداني ماشاءالله 318 آخوندزاده 12 آدامز جان 391 آدميت فريدون 8 آدنائر كنراد 250 آرتور…
واژهنامه آ آبلرزه Tsunami آزرم Dignity آخرزمانی Millenarian آرمانشهر Uotopia آموزه Doctrine الف اجتماع Community احيای دينی Revivalism اختر…

انگار در هميشه میرفت که بر اين پاشنه بچرخد و اين باور نااميدانه میرفت جا بيفتد که جمهوری اسلامی از انسان ايرانی موجودی ساخته پست که با هر ساز او خواهد رقصيد. که ناگهان مردم در برابر دروغ به پا خاستند آن هم درست در لحظهای که گمان میرفت چيزی بجز آن را نه میجويند نه میگويند. آزرم مشترک درست هنگامی که انتظارش را نمیرفت در وعدهگاه بود و حتا در نزد شماری از فوتباليستها. پلاکارد ساده و سادهدلانهی «دروغ ممنوع» که در روزهای تبليغات انتخاباتی به چشم میخورد حاکی از پديداری دوبارهاش بود.

محمد مشيری: گزارش مستندی تحت عنوان “رساله تحقيقات سرحديه” نوشته ميرزا جعفرخان مشيروالدوله سفير ايران در دربار عثمانی ضمن اين مقالات از نظر علاقمندان خواهد گذشت که قبل از درج آن برای روشن شدن موضوع توضيح مختصری را لازم میداند.

رهبری سازمان مجاهدین خلق، همکاری با دشمن در جنگ و مزدوری عراق را با یک مقایسه تاریخی توجیه میکند. رهبر مجاهدین از خیلی پیش خودش را لنین ایران میدانسته است. هنگامی که جنگ با عراق پیش آمد به نظر خودش شباهتش با لنین بیشتر شد.

ویژگی احزاب سوسیال دموکراسی اصلاحطلب مدرن در مقایسه با قرن نوزدهم، چنانچه در توضیحات قبلی عرض کردم، تبدیل آن از حزب یک طبقه (پرولتاریا) به حزب مردمی بود. لذا سوسیال دموکراسی صرفا حزب طبقه کارگر یا «اقشار فرودست» جامعه نیست. ولی بی گمان لازمه پیکار برای عدالت اجتماعی و ایجاد جامعه متعادل، توجه به مسائل و معضلات اقشار فرودست و یافتن راه حل عاجل به نیازها و خواستهای آنان است.
تكرار ميكنم كه، به خلاف آنچه نويسندگان و مترجمان ايراني گفتهاند، رسالة شهريار ماكياوللي نه تنها هيچ ربطي به «دستورنامه»، «اندرزنامه» و … ندارد، بلكه، برعكس، تدوين مبناي نظري اين انديشة سياسي جديد جز با گسستي از منطق سياستنامهها ممكن نشده است. اگر اين بحث بر خوانندهاي ــ يا مترجمي ــ روشن نشده باشد، بسياري از نكتههاي ظريف رسالة ماكياوللي از او فوت خواهد شد، چنانكه از نويسندگان ايراني و مترجمان فارسي فوت شده است.

محمد مختاری (زاده شده در یکم اردیبهشت یکهزار و سیصد و بیست و یک خورشیدی؛ قربانی قتل های زنجیره ای در دوازدهم آذر هفتاد و هفت…)

اشاره: آنچه تحت عنوان “دستنوشتهها” در اين بخش منتشر میگردد، نوشتههای دستی داريوش همايون است که به تدريج در اختيار علاقمندان آثار وی قرار خواهند گرفت.

نویسنده کتاب در پردازش تمامی مفاهیمی که در آن کتاب معرفی کرده است هم از مشاهدات عینی خود از سیاست بهره برده است و هم از منابع تاریخی ـ هم غربی و هم ایرانی ـ برای بسط و تعمیق از مبانی آن مفاهیمی که ارایه داده است، استفاده نموده است.
EJIL: Talk! EJIL: Talk! is the blog of the European Journal of International Law, a forum for debate which allows young academics and researches to…
The American Society of International Law The American Society of International Law aims at fostering “the study of international law and to promote the establishment…
International Review of the Red Cross The International Review of the Red Cross is a quarterly published journal on international humanitarian law and humanitarian action…
Journal of international Law of peace and armed conflict / Humanitäres Völkerrecht – Informationsschriften Die „Humanitäres Völkerrecht – Informationsschriften“ ist eine deutsch- wie englischsprachige Zeitschrift,…
Zeitschrift VEREINTE NATIONEN Informiert über die Tätigkeit der Vereinten Nationen und seiner Hauptorgane und analysiert aktuelle Themen aus den Bereichen Friedenssicherung, Nord-Süd, Menschenrechte sowie Fortbildung…
چنانكه گذشت، ماكیاوللی، در سه رسالة مهم خود، شهریار، گفتارها و تاریخ فلورانس، توصیف تنشهای نظام سیاسی هر دولتـ شهر و كشوری را با اصطلاح «دو طبع مخالف» بیان كرده است. تأكید من بر اینكه نمیتوان این اصطلاح را نفهمید و آن رسالهها را ترجمه كرد، از این حیث اهمیت داشت كه اگرچه ماكیاوللی فیلسوف نبود، و به زبان فلسفی سخن نمیگفت، اما با اهل فلسفه هم سخن میگفت و، از اینرو، شیوة نوشتاری او فلسفی است، یعنی با دقتی فلسفی دستگاه مفهومی اندیشة سیاسی خود را بیان كرده است تا به تعبیری كه در آغاز دفتر نخست از رسالة گفتارها آورده «راهی» را هموار كند كه تا زمان او كسی در آن قدم نگذاشته بود.
من از این حیث به رسالة اسكینر و ترجمة فارسی آن اشاره كردم كه اسكینر از مفسران مهم اندیشة سیاسی سدة شانزدهم است و رسالة او تنها نوشتة مهمی است كه تاكنون دربارة ماكیاوللی به زبان فارسی ترجمه شده است.
Publikationen MenschenRechtsZentrum der Universität Potsdam

گر مهر من نسبت به وطن تنها از آن سبب باشد كه خود از آن مرز و بوم هستم و بخواهم این عنوان را وسیله ی مغایرت خویش و بیگانه قرار داده و از اختلاف و نفاق بین مردم برای خود استفاده كنم، این وطن پرستی نیست، خود پرستی است و مانند تعصب دینی آن جماعت از ارباب ادیان كه اختلاف دین و مذهب و نفاق بین مردم را وسیله ی منافع و اعتبارات شخصی و فرقه ای قرار می دادند، مذموم است و باید مردود باشد.

گلوی آزادی را / با یک بطری آب خنک / تازه می کنیم / گلوی آزادی را / به یکدیگر تعارف می کنیم / گلوی آزادی / دست به دست / می شود / دهان به دهان / راه خودش را بازمی کند
گفتگوی دکتر مهرداد حریری با داریوش همایون ــ پائیز 2004

ما در ایران کرد داریم، عرب داریم، آذری داریم، بلوچ داریم. اما لزوماً مردم سمنان را در هیچکدام از این قومها نمیتوان جا داد. مردم شیراز، مردم بوشهر، مردم هرمزگان را. اینها ممکن است که خودشان را شیرازی، بوشهری و یا هرمزگانی بشناسند، ولی به عنوان اینکه مثلاً فرض کنید قومی به نام قوم فارس در ایران هست محل تردید است و این هم از آن خطاهایی است که برخی از کسانی که درگیر مطالعات قومی هستند، متأسفانه، به آن توجه نکردهاند. ما در ایران قومی به نام قوم فارس نداریم و زبان فارسی، نمادی از تعامل تاریخی ایرانیان و زبان همهی قومهای ایرانی است نه زبان یک قوم به نام فارس.
یشتر، گفتم كه اندیشة سیاسی ماكیاوللی نقیض آن چیزی است كه در نوشتههای فارسی آمده است. خوانندهای كه اندك آشنایی با مبانی اندیشة سیاسی جدید داشته باشد، با نظری به دو رسالة مهم او، در یكی از زبانهای اروپایی، یا به تفسیرهای مهم اندیشة سیاسی ماكیاوللی، در خواهد یافت كه ترجمة این متنها یا نوشتههای فارسی تا چه پایهای تُنُكمایه است. از اشارههای من به برخی از اشكالات ترجمة این متنها نیز كمابیش میتوان دریافت كه دانش ایرانی حتی در كلیات این مباحث نیز از حدِّ تفنن فراتر نرفته است.
اگر بنویسم که کسروی، گفت و گو برانگیزترین روشنفکر دوران مدرنیته ایران است، سخنی به گزاف بر کاغذ ننهاده ام. با این که شست و شش سال از ترور او در کاخ دادگستری می گذرد، گویی او زنده و کوشا در کانون گفتمان اجتماعی امروز ایران نشسته و هنوز سخنی برای گفتن دارد. هفت دهه بی مهری دولتیان به کتاب ها و نوشتارهایش، نه بازدارنده روی آوری نسل در پی نسل جویندگان راستی و شیفتگان پژوهش در تاریخ بوده و نه دم تیز نقد او را به خرافات و شریعت کند کرده است. راستی این است که هرچه زمان می گذرد، کمبود کسانی که مانند او به نقد بی امان روشنفکرانه به ارزش های فرهنگی چیره بنشینند، بیشتر و بیشتر احساس می شود.
بر مبنای آنچه به اجمال دربارۀ اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی از درسنامۀ حمید عنایت، و نیز مقدمههای مترجمان بر رسالۀ شهریار، آوردم، میتوان گفت که اندیشۀ ماکیاوللی نقیض آن چیزی است که در این نوشتهها آمده است. به خلاف گفتۀ عنایت، شهریار مهمترین نوشتۀ ماکیاوللی نیست و آن رساله را نیز نمیتوان، و نباید، به برخی از تدابیری که ماکیاوللی برای نگاه داشت قدرت پیشنهاد کرده، و گویا موجب بدنامی او شده است، فروکاست. اگر اندیشۀ ماکیاوللی جز آن نبود که عنایت، و دیگر نویسندگان ایرانی، خلاصهای از آن را بر مبنای خلاصههای دیگر نویسندگان آوردهاند، نمیبایست اهمیتی داشته باشد.
از زمانی که رسالۀ شهریار ماکیاوللی نخستین بار توسط محمود محمود به فارسی برگرانده شده، بیش از هفت دهه گذشته است. این نخستین ترجمه به سال ۱۳۱۱ انتشار پیدا کرده واز آن پس نیز در ۱۳۲۴ تجدید چاپ شده است. محمود محمود بر ترجمۀ خود دیباچهای را نیز افزوده که حاوی اطلاعاتی دربارۀ تاریخ ایتالیا و فلورانس، زندگی و نوشتههای ماکیاوللی، و خلاصهای از اندیشۀ سیاسی اوست. در این صفحات در مواردی مطالبی سودمند برای خوانندۀ آن زمان آمده است، اما اطلاعات نادرست نیز در آنها اندک نیست.
در شادمانی زنی که منم

چکیده: سخن بر سر سنجش است در عرف و در علوم. سه صفحه اول به طرح مجمل نظریه سنجش و اعتبار سنجه ها و نیز شرائطی می پردازد که مقیاس را برای احراز صلاحیت مساعد می کند. با طرح این مقدمه می رسیم به موضوع سنجش در علم اقتصاد و سپس به تحلیل پول بمثابه سنجه در اقتصاد می پردازیم. برای تبیین این امر ناگزیر سری می زنیم به سازوکار بانک مرکزی بمثابه آفریننده پول پایه و نظام بانکی بمثابه تولید کننده پول اعتباری و نقش بانک مرکزی در حفظ قدرت خرید پول ملی و شرائط احراز آن. …
روز جمعه (۲۴ فوریه/۵ اسفند) سالن Reinischens Landesmuseum در شهر بن آلمان، محل برگزاری کنسرتی با عنوان «ترانههای مشروطیت» خواهد بود. هدف از این برنامه که زیر نظر دکتر محمود خوشنام، کارشناس موسیقی اجرا میشود، معرفی و بازخوانی موسیقی مشروطه و بررسی تاثیر ترانههای اعتراضی آن در پیروزی جنبش مشروطه ایران عنوان شده است.
در مدرسۀ علوم سیاسی و در نخستین دهههای دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران، اندیشۀ سیاسی جایی در میان موادی که تدریس میشد نداشت. علم سیاست در ذیل و در صورت حقوق عمومی، که مهمترین بخش آن حقوق اساسی بود، وارد ایران شد.

در چشم انداز پیش روی من، که سرتاسر سالهای جنگ را بر خاک ایران زندگی کردهام، مخالفت با هر دخالت بیگانه در این خاک، و دفاع از یکپارچگی کشور و ملت ایران روح زندگانی نسلی است که هر واقعیت ملموس را از هر امیدی که میتوانست داشته باشد، سرقت کرده بودند؛ …
«به آغوش دراز نی» گزیدهای از اشعار و داستانهای سپیده جدیری، انتشارات ناکجا، پاریس/ در هر دو شکل پی دی اف، و کتاب چاپی.(کلیۀ…
علم سیاست به ضرورتی به ایران وارد شد، اما به تفنن بسطی پیدا کرد. ضرورت از خلئی ناشی میشد که با زوال تدریجی اندیشۀ سیاسی کهن ایران ایجاد شده بود؛ تفنن از پیامدهای انحطاط تاریخی ایران در سدههای متأخر بود.
دانشگاهی که تولید علم در آن در بیشتر علوم انسانی از پلی کپیهای ناخوانا فراتر نمیرفت، در مواردی، به کتابی نیز نیاز پیدا میکرد و، چون خود تولید نمیکرد، بدیهی است که ناچار میبایست بخشی از آن را از بازار آزاد روشنفکری غیر دانشگاهی – اگر نگویم ضد دانشگاهی – وارد میکرد. بدین سان، بخشی از کتابهایی که در دانشگاه تدریس میشد، نوشتههایی بود که مترجمان آنها و در موارد نادری نویسندگان آنها خود دانشگاهی نبودند، یا بسیار زود فارغ التحصیل شده بودند.
آنچه در این صفحات میآوریم، یادداشتهایی از دکتر طباطبایی است که قرار است متن منقح آن در مقدمۀ چاپ سه مجلد نخست اندیشۀ سیاسی جدید در اروپا – شامل بازنویسی کامل جدال قدیم و جدید و در هزار هفت صد صفحه، به شرط صدور مجوز وزارت ارشاد – بیاید. در این مجموعه پاسخ مستدل و مستندی به انتقادهای داریوش آشوری نیز آمده است که در یکی از مجلات تهران بر خلاصهای از درسهای دکتر طباطبایی که خبرنگار مجله آن به صورت بسیار مغلوطی تهیه کرده بود انتشار پیدا کرده بود.
در برابر ملک حسين که شناسائی اسرائيل و تماميت امنيت تضمين شده آن را به همراه حق عبور از آبهای بينالمللی (خليج عقبه و کانال سوئز) تنها در برابر تخليه سرزمينهای اشغالی پيشنهاد میکند، پافشاری اسرائيلیها در مذاکره مستقيم با اعراب هر گونه اعتبار خود را به عنوان يک زمينه معقول برای گفتگو از دست میدهد. مذاکرات مستقيم بين دو طرف بیشک وسيله نهائی رسيدن به هر صلحی است که ميان آنها ميسر باشد. ولی اين وسيله نهائی را شرط مقدماتی شمردن و هر کوشش غير مستقيم و تدريجی را در راه صلح محکوم دانستن جز از سترونی تفکر و رهبری سياسی در اسرائيل میدهد.
با صاحب رای شدن مردم و تشکیل مجلس شورای ملی: حاکمیت ملی پدیدآمد، وضع قوانین بر عهده نمایندگان مردم گذاشته شد؛ دگرگونی استبداد فردی و گسست در حقوق الهی پادشاه رخ داد، دولت خودکامه دگر گشت و شهروند جای رعیت را گرفت؛ مهمتر از همه آنکه فرد به رسمیت شناخته شد و حقوق اساسی مردم مانند: حق مشارکت در اداره امور خود با تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی، و از این راه ایجاد جامعه مدنی؛ نیرومند شد. تعیین حدود حکام ایالات و ولایات؛ صورت گرفت.
در چهارم خرداد ۱۳۵۸ هفتهنامه تهران مصور گفتوگويی با احمد شاملو را چاپ کرد که عنوانی غافلگير کننده داشت. نه اينکه رازی نهان با آن فاش شده باشد يا حقيقت نهفتهای به واسطهاش نمايان. به برکت همان «چنگِ تيزْ پاسخِ احساس» شايد، شاعر توانسته بود پيشاپيش حدس هنوز مبهمی که آغاز فعاليت دوباره حزب توده پس از انقلاب برانگيخته بود و هنوز بايد زمانی میگذشت تا به يقين بدل شود را از محدوهی گنگِ احساس برهاند و آگاهانه در قالب يک حکم بيانش کند. …

واژه تماميتخواهى اولين بار در دهه ٢٠ قرن بيستم توسط منتقدانِ موسولينى در ايتاليا براى نامگذارى ويژگيهاى حكومت او استفاده شد و بلافاصله مورد پسند خود موسولينى قرار گرفت که آن را براى توصيف رژيم فاشيستى كاملا گويا و مناسب تشخيص داد.
1- مقدمه “آنها که گذشته را فراموش کنند، محکوم به تکرار آن هستند[۱]“ چاپ این گفتار مصادف است با ٨٨ امین سالگرد مرگ…
2- تاریخنگارى، راز زدایى از گذشته یا جریانِ همیشگى تولیدِ تفسیرهایِ جدید چونلاى نخست وزیر چین پس از گذشت ١۶٠ سال در مورد انقلاب…
۳- دو راهى سرنوشت ساز انسان پس از انقلاب علمى جریان روشنگرى یا عصر استدلال[۱۰] (واژه استدلال در اینجا آگاهانه در تمایز با خرد،…
۴- اولین انقلابى حرفهاى دوران مدرن ژان ژاک روسو در اثر ‘قرارداد اجتماعى’ وجود نیروى سیاسىِ بسیار عظیمى را شناسایى و پیشبینى کرده بود…
5- ظهور ‘توده ها’ در دوران مدرن و تمایلات سیاسى آنها به چپ و راست در فاصله دو انقلاب فرانسه و روسیه، تغییرات زیادى…
6- جلسه ده ساعته کمیته مرکزى در ١٠ اکتبر ١٩١٧ آنچه در این جلسه گذشت در یک جمله عبارت بود از پیروزى شکوهمند عقلِ…
۷- اهمیت تاریخی-فلسفیِ تصمیمِ جلسه ١٠ اکتبر از نتیجه راىگیرى جلسه ١٠ اکتبر (بامداد ١١ اکتبر – ٢۴ اکتبر با تقویم جدید) لنین یا…
۸- استحکام بى عیب و نقص عقل استدلالی و تناقض فلسفى در اندیشه لنین معنای معامله لنینی: علىرغم خدشهناپذیر بودن استدلال عقلى لنین و…
9- تبدیل اسمولنى به کلیساى علمى و دولتى آگوست کومت در اسمولنى تروتسکى، رهبر سویتهاى پتروگراد، ستاره میدان بود، سخنرانیهاى او در لحظات اوج خود…
10- هگل و استحاله انسانگرایی دوران مدرن براى درک بهتر استدلالِ لنین به دهه ۴٠ قرن نوزدهم برمیگردیم؛ در نظر هگل، حرکت تکاملى تاریخ،…
11- تمامیتخواهى و کلان-پروژههاى علمى-فنى استفاده از تمثیل نیروى بخار رشته کلام را به رابطه فناورى و تمامیتخواهى میکشاند که خود مبحثى مستقل و…
12- سخن پایانىِ فصل اول: نقدی کوتاه بر گفتمانِ مدرنیته در ایران اسکلت فکرى مارکسیزم-لنینیزم در اجزا اصلى آن با مدرنیته سیاسى، گفتمان غالب در…
در بحث زبان اهل زبان بیش از خود آن اهمیت دارند. از ابوریحان تا امروز ما از ناتوانی فارسی نالیدهایم. ولی این زبان “ناتوان“ در هزار و صدسال تاریخ ادبیاتش از برآوردن نیازهای گوناگون دورههای گوناگون برآمده است و تا هرجا اهل زبان اجازه دادهاند گسترش یافته است. در عصر خود ما چنان دامنه بیانی یافته است که نه تنها هزارسال بلکه صدسال پیش نیز دست نیافتنی مینمود.

سمینار “تمامیت ارضی و مسئله اقوام” در شهر هامبورگ ـ آلمان سال 1992
گفتگوی حسین مهری با فرخنده مدرس / در سالگرد درگذشت زنده یاد داریوش همایون
آنچه که پشیمانم از آن، این است که ضعف بنیادی و پوسیدگی درونی نظامی را که در آخرین روزها و سالهایش به آن پیوستم، یعنی به درونش راه یافتم را نفهمیدم و احساس نکردم. و فرصتهای بسیاری را از دست دادم. شاید پشیمانی دیگرم اینجاست که وقتی رفتم به درون دستگاه قدرت به مقدار زیادی شیفته قدرت و ظواهرش شدم …
غربت با همه رنجهایش، گاهی امتیازاتی اتفاقی هم دارد؛ مانند فضای مساعد سیاسی – اجتماعیِِ جامعه تازه که در آن، غریب بتواند آزادانه بیاندیشید و آزادانه عمل کند. در چنین فضائی جائی برای اتوپیاها و استعاره و تمثیل باقی نمیماند؛ اندیشه ویا اندیشهها با معیارهای علمی تعریف و ارائه میشود و نقد و تکمیل آنها نیز آزاد است.
غربت با همه رنجهایش، گاهی امتیازاتی اتفاقی هم دارد؛ مانند فضای مساعد سیاسی – اجتماعیِِ جامعه تازه که در آن، غریب بتواند آزادانه بیاندیشید و آزادانه عمل کند. در چنین فضائی جائی برای اتوپیاها و استعاره و تمثیل باقی نمیماند؛ اندیشه ویا اندیشهها با معیارهای علمی تعریف و ارائه میشود و نقد و تکمیل آنها نیز آزاد است.
غربت با همه رنجهایش، گاهی امتیازاتی اتفاقی هم دارد؛ مانند فضای مساعد سیاسی – اجتماعیِ جامعه تازه که در آن غریب بتواند آزادانه بیاندیشید و آزادانه عمل کند. در چنین فضائی جائی برای اتوپیاها و استعاره و تمثیل باقی نمیماند؛ اندیشه ویا اندیشهها با معیارهای علمی تعریف و ارائه میشود و نقد و تکمیل آنها نیز آزاد است.
پس جنبش مشروطه فقط همه آنچه بود نيست، بلکه هر آنچه نبود، هرآنچه خواست باشد و نتوانست بشود هم هست چرا که همچون رخدادی تقليلناپذير به آنچه روی داد، دگرگشت سرنوشت ما که با او و از پیاش میآید سرشتاش را هربار روبروی او و رودرروی ما میگذارد. آگاهی به اين امر را در رويکرد همايون به جنبش مشروطه میيابيم، رويکردی که ريشه در شناخت برنامه تجدد تقیزاده و همسويی با آن دارد.
ایرج گرگین، فرهنگ را برتر از همه چیز و هر چیز می دانست، به اعتدال و انصاف باورداشت، و اخلاق را آنسان می زیست که می نوشت؛ می گفت «جامعۀ ایده آل و کاملی که در آرزوی ماست، دست نیافتنی ست، … اگر بتوان در زندگی کار مثبتی کرد، بهتر از کنار نشستن و بافتن سخنان منفی ست. من هرگز به مطلق گرایی، به این که یا باید «همه چیز» داشت، یا « هیچ چیز»- شعار برخی از جزم اندیشان و افراطیون سیاسی – اعتقاد نداشته ام.»
برای ما عهدی که بسته بودیم ناگسستنی بود و توقف کار ناشدنی. آنچه میماند، دشواری بر عهده گرفتن سهم ایشان در انتشار آثار بود که جسارتی میخواست. پایبندی به اصل امانتداری، کار «گلچین» مصاحبهها از سوی ما را منتفی میکرد. از همین رو گفتگوهائی را که احتمالاً بدست ایشان به یک جلد میرسید، به مجموعهای چند جلدی بدل نمود و ناگزیر تقسیمبندئی را لازم میساخت. برآن شدیم نخستین جلد این کتاب را به مجموعه گفتگوهای من اختصاص دهیم و جلدهای بعدی را به گفتگوهای دیگران.
و حرف بايد که حرف بياورد تا کسی نباشد که حرف آخر را بزند: گردش آزادِ حرف در دهان. دهانهايی که آزادی را فرياد میزنند با چنين گردشی آغاز میکنند و آن را فرجام فريادشان میخواهند. اينجاست که شکلِ حرف زدن، شکلِ سلطنتِ حرف میشود. و سلطنتِ حرف هم يعنی دموکراسی. که گردش بیدليل کلماتی است که پيوسته بیدليل پهلوی همديگر در دهان همان مردمی قرار میگيرند که اين حرفها در ابتدا برای دهانشان بیدليل قلمداد میشد.
امروزه نهاد دولت ـ ملت از دو زاویه مورد تهدید قرار میگیرد؛ از بیرون بهوسیله جهانیشدن و از درون بهوسیله برجستهكردن گروههای خُرد و فرو-ملی كه هر یك ممكن است خواستار خروج از حاكمیت ملی یا تحدید آن در منطقه مورد ادعای خود باشند. به نظر نمی رسد در ایران چنین وضعیتی حكمفرما باشد و جدا از دخالتهای خارجی در حوزه اقوام، نگرانی خاصی حس نمیشود، ولی در كل دو تحول بزرگ در دو دهه گذشته تأثیر زیادی بر هویت ملی و به دنبال آن امنیت ملی در كشور ما داشته است: نخست فروپاشی شوروی و دیگری اشغال عراق و برپایی نظام فدرالی در این كشور. آنچه در زیر میآید حاصل گفتوگو با احسان هوشمند، جامعهشناس و كارشناس مسائل هویتی بویژه در حوزه كردستان است.
با این بخش تفسیر پدیدارشناسی روح هگل که به همت مصطفی نصیری از نوار پیاده شده بود به پایان می رسد. گویا جلسۀ دیگری نیز وجود داشته است که نواری از آن در دسترس نیست. با تشکر از این دوست گرامی امیدوارم مجموعه این مطالب مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته باشد
هگل در نقد خود از رویکرد روشنگری به عصر ایمان به چند نکته اشاره می کند که یکی از آن ها موضوع آگاهی در دیانت و ایمان است که خداست. هگل معتقد است که روشنگری متوجه این نکته نیست که در ورای مناسکی که مسیحیت به عنوان دین مبین آورده و اجرا می شود، معانی رمزی وجود دارد. به عنوان مثال وقتی مومن مسیحی در مقابل صلیبی چوبی قرار می گیرد، در ورای این قطعه چوب یک معنای رمزی وجود دارد که روشنگری نسبت به آن معنا بی تفاوت است. هگل این جا یک توضیح نسبتاً مفصلی درباره مارتین لوترمی دهد و می گوید اصلاح دینی در آلمان از این جا شروع شد که که تمام ابزار و اشیائی که در داخل کلیسا در مناسک مسیحی به کار می رفت، به تدریج برای مومنان به قطعه ای شیء تبدیل شدند، بنابراین در واکنش به این وضع بود که لوترگفت ایمان لطیفه ای درونی است و هیچ ربطی به این مناسک بیرونی ندارد.
هگل در توضیح نخستین وجه یعنی جهالت مردم عصر ایمان می گوید مردم از طریق مناسک ــ که مهمترین این مناسک در مسیحیت مراسم عشای ربانی یا نان و شراب است و اشاره به آخرین شام عیسی با حواریان دارد[1] ــ سعی می کنند پیوند مجددی با مسیح برقرار کنند و به این طریق گناهان خود را بازخرید کنند در حالی که این مناسک از نظر روشنگری فاقد هر گونه معنای رمزی بوده وهیچ اهمیتی ندارد پس تکه ای نان و جرعه ای شراب نمی تواند موجب بخشودگی گناهان آنان شود ، هگل نتیجه می گیرد که مردم نسبت به معنای روحانی ایمان خود جاهل هستند یا به تعبیر دیگر، ایمان آنان به این مناسک مردم را جاهل بارآورده است. از طرف دیگر، کشیشان هم موجب فریب می شوند تا بتوانند حاکمیت خود را تثبیت کنند.
در این جلسه سعی می کنم نظر هگل را درباره دوره روشنگری به اجمال بررسی کنم. همان طور که در مبحث انقلاب فرانسه بیان شد این انقلاب از پیامدهای جنبش روشنگری در فرانسه بود و به همین جهت این دوره برای تحولات اروپا بسیارمهم است. شاید بتوان گفت این دوره برای ما هم از جهت سلبی مهم است چون ما هنوز چنین دوره ای را تجربه نکرده ایم. به همین دلیل فهمیدن آن برای ما بسیار مهم است. به اعتباری هگل را می توانیم فیلسوف عصرروشنگری بدانیم چون حدود سی سال اول عمر خود را در عصر روشنگری و نیمه دوم آن را درقرن نوزدهم گذراند که این دو سده هم برای اروپا وهم برای بشریت بسیارمهم بوده است.
نتیجه مهمی که هگل می گیرد، از دیدگاه اندیشه دینی که برای ما آشناست مطلقاً غیر قابل دفاع و نوعی کفرگویی است. این نتیجه در مسیحیت هم مبتنی بر تفسیر خاصی است و آن این که دین مسیح در واقع در زمان خود مسیح و حواریان کامل نشده است بلکه دین یک امر تاریخی است و آشتی میان جمع و فرد، درون و بیرون و خدا و انسان در پایان تاریخ امکان پذیر خواهد شد. دین هم باید در تحول خود تمام دورانهای تاریخی را گذرانده باشد تا به آن وحدت نهایی برسد، و بیشتر از آن هگل حتی می خواهد بگوید که خدای آغازین همان خدای نهایی و پایانی نیست.
توسعه یکی از مفاهیم جاری و پر مصرف است؛ از مطالب روزنامهها و نشریهها گرفته تا متون سیاسی، اداری و علمی، از محاورات روزمره تا مناظرههای سیاسی و فرهنگی همه و همه به این مفهوم ارجاع میدهند. بارها و بارها واژه توسعه مورد استفاده و استناد قرار میگیرد، بی آنکه گویندگان و یا نویسندگان توافق روشنی درباره این مفهوم داشته باشند.
*
*
آریا آرام نژاد را آزاد کنید! “استبداد، خواستِ تسلط داشتن بر اندیشه و آرمان دیگری- هر کس و به هر شکل- است، خشونت حتی در…