Blog
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم آخرین بخش
با این بخش تفسیر پدیدارشناسی روح هگل که به همت مصطفی نصیری از نوار پیاده شده بود به پایان می رسد. گویا جلسۀ دیگری نیز وجود داشته است که نواری از آن در دسترس نیست. با تشکر از این دوست گرامی امیدوارم مجموعه این مطالب مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته باشد
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش سوم
هگل در نقد خود از رویکرد روشنگری به عصر ایمان به چند نکته اشاره می کند که یکی از آن ها موضوع آگاهی در دیانت و ایمان است که خداست. هگل معتقد است که روشنگری متوجه این نکته نیست که در ورای مناسکی که مسیحیت به عنوان دین مبین آورده و اجرا می شود، معانی رمزی وجود دارد. به عنوان مثال وقتی مومن مسیحی در مقابل صلیبی چوبی قرار می گیرد، در ورای این قطعه چوب یک معنای رمزی وجود دارد که روشنگری نسبت به آن معنا بی تفاوت است. هگل این جا یک توضیح نسبتاً مفصلی درباره مارتین لوترمی دهد و می گوید اصلاح دینی در آلمان از این جا شروع شد که که تمام ابزار و اشیائی که در داخل کلیسا در مناسک مسیحی به کار می رفت، به تدریج برای مومنان به قطعه ای شیء تبدیل شدند، بنابراین در واکنش به این وضع بود که لوترگفت ایمان لطیفه ای درونی است و هیچ ربطی به این مناسک بیرونی ندارد.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش دوم
هگل در توضیح نخستین وجه یعنی جهالت مردم عصر ایمان می گوید مردم از طریق مناسک ــ که مهمترین این مناسک در مسیحیت مراسم عشای ربانی یا نان و شراب است و اشاره به آخرین شام عیسی با حواریان دارد[1] ــ سعی می کنند پیوند مجددی با مسیح برقرار کنند و به این طریق گناهان خود را بازخرید کنند در حالی که این مناسک از نظر روشنگری فاقد هر گونه معنای رمزی بوده وهیچ اهمیتی ندارد پس تکه ای نان و جرعه ای شراب نمی تواند موجب بخشودگی گناهان آنان شود ، هگل نتیجه می گیرد که مردم نسبت به معنای روحانی ایمان خود جاهل هستند یا به تعبیر دیگر، ایمان آنان به این مناسک مردم را جاهل بارآورده است. از طرف دیگر، کشیشان هم موجب فریب می شوند تا بتوانند حاکمیت خود را تثبیت کنند.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش نخست
در این جلسه سعی می کنم نظر هگل را درباره دوره روشنگری به اجمال بررسی کنم. همان طور که در مبحث انقلاب فرانسه بیان شد این انقلاب از پیامدهای جنبش روشنگری در فرانسه بود و به همین جهت این دوره برای تحولات اروپا بسیارمهم است. شاید بتوان گفت این دوره برای ما هم از جهت سلبی مهم است چون ما هنوز چنین دوره ای را تجربه نکرده ایم. به همین دلیل فهمیدن آن برای ما بسیار مهم است. به اعتباری هگل را می توانیم فیلسوف عصرروشنگری بدانیم چون حدود سی سال اول عمر خود را در عصر روشنگری و نیمه دوم آن را درقرن نوزدهم گذراند که این دو سده هم برای اروپا وهم برای بشریت بسیارمهم بوده است.
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش چهارم
نتیجه مهمی که هگل می گیرد، از دیدگاه اندیشه دینی که برای ما آشناست مطلقاً غیر قابل دفاع و نوعی کفرگویی است. این نتیجه در مسیحیت هم مبتنی بر تفسیر خاصی است و آن این که دین مسیح در واقع در زمان خود مسیح و حواریان کامل نشده است بلکه دین یک امر تاریخی است و آشتی میان جمع و فرد، درون و بیرون و خدا و انسان در پایان تاریخ امکان پذیر خواهد شد. دین هم باید در تحول خود تمام دورانهای تاریخی را گذرانده باشد تا به آن وحدت نهایی برسد، و بیشتر از آن هگل حتی می خواهد بگوید که خدای آغازین همان خدای نهایی و پایانی نیست.
توسعه سيستان و بلوچستان و چالش های پيش رو / احسان هوشمند
توسعه یکی از مفاهیم جاری و پر مصرف است؛ از مطالب روزنامهها و نشریهها گرفته تا متون سیاسی، اداری و علمی، از محاورات روزمره تا مناظرههای سیاسی و فرهنگی همه و همه به این مفهوم ارجاع میدهند. بارها و بارها واژه توسعه مورد استفاده و استناد قرار میگیرد، بی آنکه گویندگان و یا نویسندگان توافق روشنی درباره این مفهوم داشته باشند.
*
*
آریا آرام نژاد را آزاد کنید!
آریا آرام نژاد را آزاد کنید! “استبداد، خواستِ تسلط داشتن بر اندیشه و آرمان دیگری- هر کس و به هر شکل- است، خشونت حتی در…
واسلاو هاول، و فرهنگ رفتار سیاسی / ماندانا زندیان

هاول روشنفکری را اندیشیدن برای عمل کردن میداند، و روشنفکر را انسانی که اندیشه ورزی را تا بهکرد امر عمومی- آنچه او اهمیت دادن به زندگی «دیگری» تعریف میکند- پیش میبرد. او که برای سالها پیش از ورود به سیاست، در جایگاه نمایشنامه نویسی توانا و کامیاب، از مخالفان و معترضان به سیستم حاکم بر جامعه بود، از تجربۀ ریاست جمهوری- راهی برای لمس نزدیک مشکلات پیش رو در امر عمومی- به تاکید بر ارزش اخلاق و فرهنگ در سیاست میرسد، و چنان که در خودزندگی نامهاش مینویسد، درمی یابد سیاست، در درازای عمرش، چه اندازه از پرهیز روشنفکران در نزدیک شدن به گسترۀ خود، آسیب دیده است
چرا بیانیه تسلیت به مناسبت درگذشت آقای همایون را امضا کردم / علی تیزقدم
برای من داریوش همایون بزرگ و ستودنی بود به خاطر ثابت قدم بودن و مداومت او در پیشبرد تفکری که آن را درست می انگاشت. بر خلاف باور معمول از نظر من شالوده بینش داریوش همایون حفظ تمامیت ارضی ایران و ایجاد دموکراسی در آن بود و اگر از نظام پادشاهی مشروطه نیز جانبداری می کرد به این دلیل بود که بر اساس آنچه او از تاریخ ایران استنباط کرده بود شاه می توانست به عنوان نماد وحدت ملی و عامل مهمی برای حفظ تمامیت ارضی کشور باشد.
کشور غير نمونه / داريوش همايون /آيندگان پنجشنبه 21 فروردين 1348
عقبماندگی و توسعه نيافتگی ايران بيش از علل اجتماعی و درونی، علل تاريخی و بيرونی داشته است. ايران سرزمين تمدنهای شکوفانی است که پيوسته پايمال هجومهای بيگانه شده است. در خود اين جامعه و سرزمين در هر دوره تاريخی بنيه کافی برای ساختن و دو باره ساختن و برای برپا ساختن و در خود جذب کردن ضربت هجوم خارجی بوده است. امروز هم که پس از نزديک به دو قرن ايران آثار استعمار بيگانه را از زندگی ملی خود میزدايد بار ديگر برای جهش آماده میشود.
مشروطه و موسیقی سرفصل های نوآوری در موسیقی ایران ـ دکتر محمود خوشنام
یکی دیگر از تأثیرات فرهنگی جنبش مشروطه در جامعة موسیقی ایران، گشوده شدن راه هنرنمائی به روی زنان است. البته این گشایش به آرامی انجام گرفت. جنبش در آغاز کار می بایست به «مسائل مبرم سیاسی» می پرداخت. از آن گذشته محافظه کاران مذهبی نیز در رهبری جنبش مشارکت داشتند و به «تابو»های اسلامی پایبند بودند. مردانی که به سوی موسیقی می رفتند کمابیش اعتبار اجتماعی خود را از دست می دادند. چه برسد به زنان که اگر چنان می کردند مستحق سنگسار می شدند.
دیوان اشعار ایرج میرزا
دیوان اشعار ایرج میرزا / تهیه شده در سایت کل کده
دیوان اشعار ایرج میرزا
Divan e Iraj mirza Mandana
تفکر و خشونت؛ تاملی در مفاهیم «یادآوری» و «بازنگری» / بهروز داودیان
همایون همه را ترغیب به تفکر انتقادی میکند تا اینکه بدیعیات سیاسی ذهنی گذشته را به چالش کشد و چهارچوبهای نو و استواری را در حوزه سیاست بنا نهد. فقدان تفکر انتقادی در حوزه سیاست ایران ناشی از همین ترس خراب کردن و ساختن از نو است که یکی از عناصر محوری تمدن غرب است، و بنظر میرسد که همایون در این خراب کردن و از نو ساختن بدیعیات سیاسی ذهن ایرانی هیچ ترسی را به دل خود راه نمیدهد.
مردم سالاری و جنگ / فرهاد یزدی
تا کنون هرگاه سیاست، کاربرد خود را از دست میداد، یعنی هرگاه حکومتی نمیتوانست به هدفهای مورد نظر از طریق سیاسی دست یابد، جنگ به عنوان حربه نهایی بکار گرفته میشد. پس چگونه است که مردمسالاریها، با مکانیسم حل مسالمتآمیز اختلافات، در جنگ شرکت میکنند؟ آیا این مکانیسم حل مسالمتآمیز اختلاف در مقابل مردمسالاریها و حکومتهای خودکامه یکسان عمل میکنند؟
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش سوم
هگل در مرحله دیگری می گوید آگاهی نگون بخت با وجود فردی و حیثیت درونی او یکی می شود اما ذات هم چنان جدای از آگاهی است. از این جا به بعد هگل الگوی مسیحیت را مد نظر قرار می دهد و می گوید بعد از این خودآگاهی در مقابل امر دیگر یا ذاتی قرار می گیرد که آن را به نوعی درونی کرده ولی آن ذات هنوز کاملاً در بیرون آن هست. هگل می افزاید ضمن این که ذات امری غیر قابل دسترسی است و از هرحرکتی که بخواهد او را به چنگ آورد فرار می کند یا به تعبیر بهتر فرارکرده است. بحث هگل این جا درباره خدای مسیحیت است که باید آن را توضیح بدهم.
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش دوم
این جا برای توضیح وجدان نگون بخت باید یک اصطلاح هگلی را قدری توضیح بدهم و آن Consciousness است. من تا این جا این اصطلاح را به آگاهی ترجمه کردم و باید هم چنین باشد و چون کتاب پدیدارشناسی روح کتابی منظم و سیستماتیک است بنابراین نمی شود هر اصطلاحی را به چندین معنی ترجمه کرد و این کار به انسجام کلی کتاب و درک آن لطمه میزند ولی این جا جایی است که فکر میکنم به جای آگاهی باید از وجدان صحبت بکنیم چون همان طورکه مفسرین گفته اند این جاست که هگل برای اولین بار در حوزه مسیحیت وارد میشود یعنی به وجه تاریخی بحث خود میپردازد و به مقام مسیحیت در تاریخ اروپا اشاره میکند.
تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش نخست
بعد از بحث خدایگان و بنده که دو جلسه تمام طول کشید ، متاسفانه برای ادامه ، متن فارسی قابل اعتنایی در اختیارنداریم تا به شما معرفی کنم که بتوانید بحث را دنبال کنید. بنابراین من پدیدارشناسی را از آنجا که حمید عنایت رها کرده دنبال می کنم . گفتم که خدایگان و بنده در یکی از تفسیرها که مهمترین هم هست یعنی تفسیر لبریر، تمثیلی برای دو وجه خودآگاهی است. این تمثیل در حالی در کتاب پدیدارشناسی روح تمام می شود که دو آگاهی یعنی خدایگان و بنده مراحلی را در جریان پیکار تا حد مرگ دنبال کرده و تحولی را پذیرفته اند ولی هنوز وحدتی میان این دو حاصل نشده است .
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش پنجم
بار دیگر به تفسیر کوژو برمی گردم که گفت اینجا یعنی با پیروزی پرولتاریا، یا به تعبیربعدی مارکس، با پیروزی تاریخ بر ماقبل تاریخ پرونده بسته شده است و بعد از این دیگر پیکاری در میان نخواهد بود. گفتیم که هگل چنین چیزی را نمی گوید چون هگل اعتقاد نداشت که پیکار در حوزه مناسبات اجتماعی تمام شدنی است، در نظرهگل صورتهای پیکارعوض می شود ولی اصل پیکار سر جای خود هست. اما این که هگل این بحث را در بخش اول پدیدارشناسی روح آورده آیا به معنی ظهور تاریخ در پدیدارشناسی روح قبل از ظهورعینی خود تاریخ است؟
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش چهارم
اما پاراگراف نوزده که آخرین پاراگراف است. هگل می گوید : « ولی عمل شكل دادن به چیز [بوسیله كار] تنها دارای این معنی مثبت نیست كه بنده به یاری آن از این كه به طور واقعی و عینی برای خود وجود دارد آگاه می شود ». قدم اول این است كه آگاهی که كار انجام می دهد یا کار از او صادرمی شود ، به خود و استقلال خود آگاهی پیدا می كند. در واقع به این دقیقه پی می برد که خودآگاه مستقل است. پس تنها دارای این معنا نیست « بلكه بر ضد دقیقه یا عنصر نخستین خود ، یعنی ترس ، معنای منفی نیزدارد.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش سوم
در این جا باز تحولی صورت می گیرد و آن این است که موضوع آگاهی، مسئله استقلال است، آگاهی باید در برابر موجودی قرار بگیرد که استقلال داشته باشد تا بتواند ایستادگی کند ولی تا این جا نه بنده و نه عالم خارج، فاقد چنین استقلالی هستند. پس موضوع آگاهی خدایگان، بنده است که مستقل نمی باشد و چیزی که بنده ایجاد می کند نسبت به بنده مستقل است ولی نسبت به خدایگان مستقل نیست،
«خانه سیاست عمارتهای بسیار دارد»: متممی بر مقاله «آسیبشناسی مخالفان بیرون» به قلم آقای داریوش همایون
همایون در نقد روان سیاسی مخالفان بیرون از چهارچوب توبه و عقوبت سیاسی عبور میکند و ندامت از گذشته سیاسی را نقطه ضعف نمیپندارد، بلکه آن را برخاسته از نیت سیاسی بلوغ یافته میداند. از این منظر در جغرافیای سیاسی همایون همه پویندگان سیاسی دارای جایگاهی رفیع هستند و شعور سیاسی مسبوق بر ارزشهای انسان گرایانه از اهمیت والائی برخوردار است. در این جغرافیای سیاسی، تنگ نظری سیاسی جای خود را به فراخی، گشادی و در بر گیرندگی میدهد.
سنجش ادبی ِ کار ِ دیکتاتورهای اهل قلم / کوشیار پارسی
به جست و جوی دیکتاتورهایی برآیی که به شکلی از شکلها دلمشغولی ادبی داشتهاند، ناگزیر و به شکل واقعی فیلم دیکتاتور بزرگ چارلی چاپلین را خواهی دید.
ایران، بزرگترین صادرکنندة مادّة خاکستری ـ روایتی از توسعة وارونه(*) / دکتر حسن منصور
بیگانگی رهبران انقلاب با مبادی دنیای مدرن، بارسنگین فرهنگ گریزی و انسانستیزی در نظام ذهنی آنان، بیقانونی ناشی از انقلاب و بیاعتقادی رهبران به قانون، بیاعتنایی به انسان علیرغم بافندگی در باره کرامت انسان، همه دست در دست هم فضا را برای انسانهای امروزی، فرهیخته و علماندیش تنگ و تنگتر کرد تا شمار گریزندگان از ایران از مرز چهارمیلیون گذشت
روزگارِ «همايون» / دکتر محمود خوشنام
يكى از ويژگى هاى همايون، شهامت گفتارى و كردارى اوست كه در سراسر زندگى با او همراه بوده و در «زندگينامه»اش نيز بازتابيده است. شهامتى كه گاه او را به كژراهه ها كشانده ولى گاه نيز با تكيه به اعتماد به نفس قوى، او را به پروازهاى بلند برده است.
همرأیی شیخ محمد مردوخ کردستانی با شیخ فضلالله نوری / احسان هوشمند۱
اسناد موجود نشان میدهد بعد از تهران و تبریز و یکی دو حوزه جمعیتی دیگر، کرمانشاهان یکی از مهمترین مناطقی است که باید نقش و تأثیرگذاری آن در جنبش آزادیخواهی مردم ایران و مشروطهطلبی مورد توجه قرار گیرد. اگر بیتوجهی تاریخی نبود، بیگمان فداکاری و نقش شهید مشروطهطلب کرمانشاهی سردار مجاهد، یارمحمدخان کرمانشاهی میتوانست همسنگ یا همتراز جانبازیها و فداکاریهای ستارخان و باقرخان مطرح شود.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش دوم
حال به پاراگراف 12 هگل در صفحه پنجاه کتاب عنایت منتقل می شویم که می گوید: «آن چه در این تجربه [این پیكار مرگبار] برای خودآگاهی حاصل می شود این است كه زندگی حیوانی برایش به همان اندازه ضرور و ذاتی است كه خودآگاهی محض، در خودآگاهی بی میانجی من ساده و بسیط عینی مطلق است ولی این عین برای ما یا در نفس خود میانجیگری یا وساطت مطلق است و استقلال استوار و اساسی، عنصر ذاتی آن است»
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش نخست
جلسه گذشته تا پاراگراف ده متن خدایگان و بنده هگل با توجه به ترجمه حمید عنایت ــ صفحه 43 ــ پیش رفتیم و این جلسه ادامه بحث هگل در بررسی نسبت خدایگان و بنده را پی می گیریم. تا این جا هگل از دیدگاه خدایگان این رابطه را بررسی می کند و پس از یکی دو پاراگراف، این رابطه را از دیدگاه بنده بررسی خواهد کرد.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش چهارم
پس دو خودآگاهی در پیکاری تا پای جان با هم درگیر میشوند که هگل در پاراگراف ده به بعد به آن اشاره میکند که ترجمه عنایت در این جا خیلی کارساز نیست. ترجمه عنایت چنین است: «تظاهر [وجود انسان] به مثابه مفهوم محض و مجرد برای خودبودگی عبارت از آن است که [وجود انسان] خویشتن را در مقام نافی محض و مطلق صورت عینی خویش آشکارکند یا نشان دهد که به هیچ گونه هستی متعین و به هیچ گونه جزئیتی که صفت عام هستی به عنوان هستی است و به زندگی وابسته نیست».
تغییرات جهان و آینده ایران ـ ضرورت بازگشت به پیشینه در سدهی بیست ویکم/ دکتر مهرداد پاینده
آنچه برای ایران فردا در این فرایند [جهانگرایی]، که هر روز نیز با جهشی ناباورانه در حال حرکت به جلو است، اهمیت دارد، دستیابی به نظمی سیاسی، اقتصادی و پولی است، که جایگاه فرهنگی ما را از جایگاه جغرافیایی کنونی ما برافکند و به دنیای سازندگان و کارگردانان سدهی بیست ویکم وارد سازد، دنیایی که از آمدن ما استقبال خواهد کرد، ولی منتظر ما نخواهد ماند.
سخنرانی دکتر مهرداد پاینده در مراسم بزرگداشت داریوش همایون
در ابتدای سخنانم عرض کردم، که دوستی من و نسل من با همایون ناگزیر از گونهای دیگر است و ما از بخت همنسل بودن برخوردار نبودهایم. وقتی به حاصل شش دهه تلاش او برای ارائهی طرحی کلی برای فردای این سرزمین کهن مینگرم، میبینم که باید جملهی بالا را تصحیح کنم. من نمیتوانم حتا همنسل بودنم را به بخت و اقبال واگذار کنم. بهتر میبینم که خودم تصمیم بگیرم که با چه کسی دوست و همنسل باشم. دوستی من و نسل من با همایون ناگزیر از گونهای دیگر میماند و نسل من به اختیار و با اشتیاق با او هم نسل میشود.
«ايران» نام ديگر برابری ـ آرش جودکی
تبعيضهايی که به احساسات جدايیطلبی در ايران امروز دامن میزنند ريشه در صفت «اسلامی» نظام حاکم دارند و نه در برتریجويیهای يک قوم خاص در قبال قومهای ديگر. از سوی ديگر اقبالی که قومسالاری از پس فروپاشی کشورهای سوسياليستی يافته است، زمينهی مناسبی برای طرح و گسترش چنين احساساتی فراهم میآورد. اگر به مردمسالاری همچون يگانه راهِ برونشو از تنگناي جمهوری اسلامی باور داريم ـ تنگنايی که همهی ايرانيان از هر قوم و مسلک و مذهبی در آن گرفتار آمده اند ـ میبايستی معنای فراقومیِ مردم ِ دموکراسی را پيش چشم داشته باشيم.
سخنرانی هوشنگ گلشیری درباره جوانمرگی در نثر معاصر فارسی
با توجه به انقلاب مشروطیت و مسالهای به اسم قانون اساسی ایران، ما هنوز در همان مرحلهای هستیم که میرزا آقاخان کرمانی بود، شیخ احمد روحی بود که دهخدای «چرند و پرند» بود که سیدجمالالدین اسدآبادی بود، یعنی هشتاد سالی است با همان آرمانها داریم سر میکنیم، بگوییم صد سالی است درجا میزنیم.
روی ديگر سکه
ما بار اول نيست که فرصتطلبی و سودجوئی واردکنندگان را در چنين موقعيتها تجربه میکنيم. کمترين افزايش يا گفتگو از افزايش قيمت به دست آنان دلايل کافی برای گرانفروشی میدهد
من به این آزادی مشکوکم ـ سخنرانی بهرام بیضایی در شبهای شعر گوته
کلمههایی که از دستگاههای دولتی تا روشنفکر معاصر همینطور هم یکسان به کار میبرند. به من حق بدهید که نسبت به این کلمهها مشکوک باشم. اگر قرار باشد دستگاه دولت مسوولیت بگوید و ما هم بگوییم، من به این مسوولیت مشکوکم، اگر قرار است او دربارۀ آزادی بگوید و ما هم، من به این آزادی مشکوکم.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش سوم
قبل از ادامه بحث باید اینجا پرانتزی بازکنم و آن این است که اگر تا این جا دقت کنید می بینید که بحث هگل تقریباً به طور کلی به تنها متفاوت بلکه متعارض پارادایم نظری عمده ماست. مسئله هگل موکداً عبارت از خودآگاهی است و نه آگاهی و به توضیحی که هگل تا اینجا آورده، این خودآگاهی جز از طریق دیدن خود در آیینه غیر امکان پذیر نیست.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش دوم
اگریادتان باشد در ترجمه و توضیح چند سطری که هگل به عنوان معرفی پدیدارشناسی برای خوانندگان نوشته بود به تعبیرکاخ اشاره کردم وگفتم که گویی دراین کاخ ارکستری وجود دارد که قرار است برنامه ای را اجرا کند، که چند آن سطر هگل بمثابه معرفی کلی آن برنامه است.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه پنجم بخش نخست
باز نکته دیگری که قبل از پرداختن به متن اشاره به آن لازم است این است که هگل در سال ۱۸۳۱ چند هفتهای پیش از مرگ خود شروع به تصحیح ویراست آثارش کرد و بعد از تصحیح یکی ـ دو اثر به تصحیح پدیدارشناسی روح پرداخت که متاسفانه اندکی پس از شروع به بازنویسی بر اثر ابتلاء به وبا درگذشت.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش پنجم
وانگهی، در نظر هگل مرگ بدترین اتفاق زندگی نیست، بلکه او بر آن بود که دو نوع مرگ وجود دارد : مرگ – به تعبیر ما – افتخارآمیز و دیگر مرگ برای هیچ یا مرگ مفت. هگل بر آن بود که مرگ های انقلاب فرانسه از این نوع اخیر بود. اما همان طور که گفتم هگل از دوره جوانی توجهی به شهر و مدینه یونانی داشت و همان به همراه دیگر دوستان هم حجره به اهمیت مناسبات شهروندی در یونان پی برده بود.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش چهارم
نظریه خود هگل مبتنی بر این است که دو ساحت فرد و جمع باید بتوانند هر یک در جای خود حضور پیدا و رابطه ای دیالکتیک ایجاد کنند. معنی دولت جدید یا مدرنیته همین است. البته ما در ایران هم بسیار شنیده ایم که گفته اند ما چون امت وسط هستیم بنابراین همه چیزمان بینابینی است و از این رو نه لیبرالیسم را قبول داریم و نه سوسیالیسم را بلکه معتقد به یک راه بینابینی هستیم.
از سرزمينی آشنا
اما اگر دشواریهای کار مالزی از اختيار آن بيرون بوده رهبری اين کشور به اندازهی کافی چيرهدستی سياسی و قابليت اداری داشته است که نه تنها بر مشکلات يک کشور نوخاسته چند نژادی، بلکه بر تهديدهای خارجی و شورشهای داخلی و ناهماهنگی اجزاء پراکندهی يک فدراسيون غلبه کند.
انجمنهای زنان در دوران مشروطه / الهه باقری
مدرسه فمینیستی: انقلاب مشروطه یکی از قابل توجهترین تحولات دوران معاصر ایران بود که در شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور تأثیر بسزایی داشت، زنان نیز به عنوان نیمه خاموش جامعه از این تاثیرات دور نماندند.
ساکنان خانههای عنکبوتدار/ نگاهی به کتاب “سفر دانه به گل” و جایگاه زنان ایرانی در دوره قاجار
در فرهنگ مکتوب ایران نمونههای نثر زنان بسیار کمیاب است و در کل دوره تاریخ ایران تا ابتدای دوره قاجار، به جز چند رساله فقهی نمونه دیگری از نثر زنان در دست نیست. به واقع زنان اهل سخن فرض نمیشدند و در تاریخها، تذکرهها و سایر متون نثر به مواردی انگشتشمار حضور نداشتند. غایب بودن آنان، نشان دهنده بیاعتبار دانستن حضور زن در ساختار فرهنگ مکتوب است
به داریوش همایون، با احترام به هشتاد و دو سال و یک سال زندگی
«تاريخ کار خودش را میکند و هر کس را جای خودش میگذارد.» بحث و بررسی آنچه داريوش همايون برای ما گذاشته، تازه آغاز شده است. نمونههائی که در زير به ياد هشتادوسومين زادروز وی آورده شده، پرتوی است بر جائی که تاريخ برای او در نظر گرفته است.
«…و با تمام افق های باز نسبت داشت» / ماندانا زندیان
سمفونی نثر همایون از صدای انسان لبریز است، و پیروزی ما در پالایش فرهنگ سیاسی جامعه، هر زمان که دست دهد، و بر هر نسل، سهمی از زندگانی داریوش همایون؛ سهمی که بر نام ارجمندش روی خواهد داد.
آنگاه که رودخانة تاریخ به دریای پیشرفت برسد! نقدها و پاسخها / گفتگوی فرخنده مدرس با داریوش همایون
ارزیابی دوباره کارکردها و دوران خود و نگرش انتقادی به معنی واقع گرایانه از رژیم پیشین برایم دوستان زیاد و دشمنان بسیار بیشتر فراهم کرده است ولی این کار می باید از جایی آغاز می شد و من پشیمان نیستم که از آغاز کنندگان بوده ام.
مفهوم سیاست و سیاستگر را باید عوض کرد / گفتگوی هما سرشار با داریوش همایون
من اصلاً پست مدرن نیستم برای اینكه خود پست مدرن به نظر من یك تناقض عبارتی است. مدرن در خودش همیشه پس از خود را دارد، همیشه نو شدن را دارد. مدرن یعنی نو شدن، یعنی نایستادن، یعنی دائماً با دید انتقادی نگاه كردن. در نتیجه لازم نیست ما پست مدرن باشیم. پست مدرن ایدهً بسیار خطرناكی است
داریوش همایون آینهای در برابر خویش، آینهای در برابر دیگران / نیلوفر بیضایی
اصولا آشنایی بانظرات همایون, ما را بدین نكته متوجه می كند كه می توان سیاستمدار بود و هفتاد و پنج ساله، اما مدرن اندیشید, می توان سیاستمدار ایرانی بود و سر پیری هوس “بازگشت به خویشتن“ از نوع عرفانی و اسلامی نكرد, بلكه به بلوغ فكری در درك مفهوم تجدد رسید وحامل نگرشی بود كه “زمان آن رسیده است“.
شب اوّل / سیروس آموزگار
همایون یكی از خوش فكرترین مردان سیاسی ایران بود و هست و هرگز نمیخواستم كه خود را آلوده كارهای اجرائی بكند. او در مقام یك اندیشمند سیاسی و اجتماعی میتوانست خود را بالاتر از حزب و بالاتر از فعالیتهای سیاسی نگه دارد و خیلی هم مفیدتر باشد.
آنکس که میداند و میداند که میداند۱ / بهمن امیرحسینی
دشوار است که که کسی با داریوش همایون و اندیشه و قلمش آشنا شود و بی تفاوت بماند. آن “دشمنی های سخت و دوستی های پر شور ” که وی از آن نام می برد را می توان فرایند همین مقوله دانست.
روزنامه آیندگان به روایت فیروز گوران: روزنامه سفید فقط یک مقاله داشت
همایون در نخستین مصاحبهای که من با او انجام دادم در پاسخ به یکی از سوالها گفت: «آیندگان روزنامه صبح را وارد تصویر مطبوعات کرد.» بیتردید این برداشت ایشان کاملا درست بود و به گمان من انتشار روزنامه صبح در ایران یادگار ماندگار ایشان است
“بچههای رضاشاهی” و مسئله توسعه و نوسازی ایران / گفتگو با دکتر علینقی عالیخانی
آنچه از همان نخستین مراحل چشمگیر بود, قدرت نویسندگی وی بود. قدرت نویسندگی همراه با استدلال. … ما به یکباره در میان جمع خود با فردی روبرو شدیم که مسائل را بقلم می کشد, آنهم نه تنها بقدر کافی زیبا بلکه دارای محتوا. او با منطق سخن می گفت. از این نقطه نظر داریوش در میان ما کاملاً فرد برجسته ای بود.
كوتولههای “بلندقامت“ در سایة غروب آفتاب / گفتگو با ایرج تبریزی
در مورد رفتن همایون به كابینه به عنوان وزیر اطلاعات و جهانگردی من معتقد بودم انتخابی بود كاملاً شایسته و مناسب و برخلاف رسم غالب كه حكومتگران اعتبار و حرمت خود را از پست و سمتاشان می گرفتند، همایون به عنوان یك صاحبنظر و عنصر جامعه مطبوعات به پست خود اعتبار بخشید.
هویت ایرانی از دوره رضاشاه تا جمهوری اسلامی در گفتوگو با جمشید بهنام و منافزاده ـ بخش دوم
“برلنیها” هم تا حدی به ایران باستان توجه داشتند، اما نگاه آنان بیشتر به آینده بود. شاید بشود گفت که تقیزاده رئالیستتر بود و کاظمزاده رمانتیکتر. ولی به طور کلی توجه آنها به موضوع تجدد و آینده بود.
هویت ایرانی و حلقه برلن به روایت جمشید بهنام و مناف زاده – بخش اول
این که مدام سئوال کنیم که “هویت ما چیست”، یا “هویتمان را از دست دادهایم”، یا “هویت ما چه شد”… این بیم و هراس به عقیدۀ من بیمعناست. ایرانیها همیشه خود را ایرانی میدانستهاند و هویتی هم برای خود قائل بودهاند.
مسئله شرق هميشگی ـ داريوش همايون
در سراسر قرن نوزدهم تا جنگ جهانی اول بالکان يک انبار باروت بالقوه بود و “مسئله شرق” ـ چنانکه قضايای مربوط به اروپای شرقی و امپراطوری عثمانی را در اصطلاح زمان می ناميدند ـ اشتغال عمدهی ديپلماسی اروپائی بشمار میرفت. بر سر اين مسئله چهار امپراطوری بزرگ روسيه و عثمانی و هابسبورگ و هوهنزونلرن از ميان رفتند.
نقشآفرینی زنان ایرانی ارمنی در انقلاب مشروطه
زنان ایرانی ارمنی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در زمینهٔ آموزش، خیریه و به میزان کمتری در زمینه سیاست به عنوان بخشی از جنبش ملیخواهانه ارمنی که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد بسیار فعال شدند.
چرا اساس مشروطیت مختل شد؟ ـ نطق رادیویی محمدعلی فروغی در ۱۵ مهر ۱۳۲۰
مردم وقتی آزاد خواهند بود که قانون در کار باشد و هر کس حدود اختیارات خود را بداند و از آن تجاوز نکند. پس کشوری که قانونی ندارد یا قانون در آن مجری و محترم نیست مردمش آزاد نخواهند بود و آسوده زیست نخواهند کرد.
پیشدرآمد برخوردها ـ داریوش همایون
محافل حاکم عراق در در سی و چند سال استقلال کشور خود پیوسته در پیرامون مرزهایشان در پی ماجراهای جهانگیری بودهاند. زمانی هلال خصیب بود و سوریه و اردن، وقتی کویت بود و احیاناً خوزستان و امروز خلیج فارس است در سراسر کرانه جنوبی آن.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش سوم
هگل پس از توضیح چند نکته دیگر که مجال طرح آن ها نیست، از یونان که در نظر او آغاز اروپا بود، گذر کرده و به انقلاب فرانسه که از نظر وی پایان – یعنی غایت تحول تاریخی – اروپاست منتقل میشود.
«همايون» و موسيقی ـ محمود خوشنام
همايون سياستمردی بود که موسيقی را برای ارزشهای زيبائیشناسانه و روانشناختنیاش گرامی میداشت
“پیروزی“ خشم و کین انقلابی ـ داریوش همایون
انقلاب اسلامی، و فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی بطور کلی، در شهریور 1367/1988 با لحظه حقیقت خود روبرو شد. هزاران جوان انقلابی پرشور، اعضای سازمانهائی در خون تعمید یافته، در سردابهای کشتارگاههائی که زندان آنها بود دسته دسته از دم شمشیر انقلابی که در راهش از جان خود مایه گذاشته بودند گذشتند.
بخشودن و فراموش نکردن ـ داریوش همایون
سالها پیش آقای اکبر گنجی خواستار پیگرد و محکومیت و بخشودن آمران و عاملان آدمکشیهای زنجیرهای، که خود رسوایشان کرده بود، شد. اکنون بار دیگر در سخنرانی دریافت جایزه قلم طلائی به آن ایده باز گشته است و در تعبیر گستردهتری چنین میگوید: ”امروز دیگر نباید با همان سلاح خشونتطلبان به مقابله با آنان پرداخت. باید مقاومت صلحآمیز مدنی را جایگزین خشونت انقلابی کرد. شعار من برای مبارزه با ظلم و خشونت ”ببخش و فراموش نکن” است.
پایان “اسکاندال” ـ آیندگان شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۴۸
لبنان از آن کشورهاست که در دوستیش سودی نیست و در دشمنیش زیانی. نه زهر بهر دشمن و نه مهر بهر دوست.
پیشگفتار
پیشگفتار هزاره دوم بر ایرانی چشم گشود که از شب تیره فرمانروائی عرب بر بامداد سه سده زرین ایران و رنسانس کوچکی که تا اروپا…
از سده بیست به هزاره نو
از سده بیست به هزاره نو در این نخستین روزهای سالی كه آغاز سده و هزارهای نیز هست انسان به دشواری میتواند به آینده نیندیشد؛…
بخش اول ـ دگرگونی اجتماعی صحنهسازی نیست
بخش اول ـ دگرگونی اجتماعی صحنهسازی نیست از همان فردای انقلاب اسلامی، یك مساله مركزی بر اجتماع ایرانی برونمرزی كه هزار هزار بر آن میافزود،…
بخش اول ـ پیشبرد آنچه در 17 دی آغاز شد
بخش اول ـ پیشبرد آنچه در 17 دی آغاز شد این روزها با هفده دی همزمان شده است. هفده دی روزی بود (در ١٣١۴/1936) كه…
بخش اول ـ 28 مرداد مهمترین رویداد جهانی
بخش اول ـ 28 مرداد مهمترین رویداد جهانی پنجاهمین سالگرد 28 مرداد در یک فوران تبلیغاتی و سیاسی، با چنان سر و صدائی گذشت که…
بخش اول ـ چهل سال پس از یک انقلاب اجتماعی
بخش اول ـ چهل سال پس از یک انقلاب اجتماعی ششم بهمن را اگر دوستی به یاد نیاورده بود از این خاطر نیز میگریخت ــ…
بخش اول ـ دمکراسی خم رنگرزی نیست
بخش اول ـ دمکراسی خم رنگرزی نیست درباره دمکراسی در ایران و دورههای کوتاه آن در سده گذشته، به اندازه کافی کلیشههای تکراری شنیدهایم. برداشت…
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش دوم
هگل در پدیدارشناسی روح از نظریه اولیه خود درباره آرمانی بودن وضع یونان فاصله میگیرد. پیشتر هگل گمان میکرد که راه پایان دادن به وجدان نگون بختی که مسیحیت برای انسان اروپایی ایجاد کرده بازگشت به هماهنگی و وحدت زیبای یونانی و تکرار آن تجربه است.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش نخست
آن چه در جلسات قبل درباره پدیدارشناسی روح گفتم بیشتر مقدمات با تاکید بر مقدمه و پیشگفتار این کتاب بود و بحث به این جا رسید که دوعنوان فرعی پدیدارشناسی روح هر دو به یک مطلب اصلی برمیگردند. نظر مفسران پیشین – بویژه مفسران سده نوزده و اوایل سده بیستم – نیز که اعتقاد داشتند تعارضی میان دوعنوان فرعی وجود دارد، با توجه به تفسیرهای جدید درست به نظر نمی رسد.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه سوم بخش چهارم
هگل از این حیث تعبیر راه را به کار می گیرد که تجربه آگاهی یا آگاهی آگاهی از خود در این رفتن – به تعبیر دیگری در این سلوکی که مسیر تجربه آگاهی و خودآگاهی از آن می گذرد که تکرار می کنم معنای دیالکتیک در نزد هگل جز این نیست – تحقق پیدا می کند.
در سراشيب ـ داریوش همایون
عبدالناصر نه میتواند صلح را به ملت خود عرضه دارد و نه پيروزی در جنگ را. توسعه اقتصادی و بهروزی مردم مصر نيز در شرايط کنونی داستانهای فراموش شده است.
لفظ مشروطه و يادی از اوايل مشروطيت: حسن تقیزاده
به نظر من مشروطيت ايران اگر چه با مجاهدت صادقانه و بيغرضانه و جانفشانی پرشور و فدارکاری و کوشش مستمر قسمت بزرگی از طبقات متوسط ملت و علماء و تجار و اصناف پيشرفت نمود، در درجه اول مديون يازده يا دوازده نفر پيشروان و قوائم مشروطيت و آزادی سياسی بود.
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه سوم بخش سوم
این جا این سوال پیش مطرح می شود : چرا فلسفه از این جا شروع میشود؟ چرا این راه در نهایت به علم مطلق منجرمیشود؟ و بالاخره این که علم مطلق به این معنی چیست؟
تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ سوم بخش دوم
سخن هگل این است که فیلسوفان دیگر ــ از دکارت تا کانت که در همین مقدمه از آن ها انتقاد میکند ــ در محدوده نوعی واقع گرایی یا رئالیسم فلسفه تأسیس کرده اند، در حالی که اولین گام فلسفه پشت کردن به همین رئالیسم فلسفی است.
جنگ در دو جبهه ـ داریوش همایون
علائم فروریختگی سیاست اروپای شرقی شوروی ـ سرکشی رومانی و بیگانگی یوگوسلاوی و مقاومت منفی شگفتآور چکسلواکی و بالا گرفتن شبح ناسیونالیسم در بالکان و اروپای مرکزی ـ در همه جا آشکار است. دکترین حاکمیت محدود برژنف در کار آنست که خود شوروی را بیش از پیش در منطقه تسلط خود محدود سازد
در حاشیه نوشته داریوش آشوری / فرخنده مدرس
نگارش این اشاره… تنها سخنی با خودمان و با خوانندگان آثار بزرگانمان در حوزهی نظر و اندیشه است، آن هم به منظور یادآوری و تقویت روحیهی جدیدی در خوانندگان ـ یعنی خودمان ـ که دیگر در برابر «پرخاش» و «تشر» و «تهدید» و…. مصون شده است و در پس غوغا و همه این پردهها گوهرها را میبینند و از وجود همه آنها شاد است و از محتوای فکری جنگ و جدال اهل اندیشه به«شمشیر قلم» در حوزهی نظر شکرگزار!
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ سوم بخش نخست
تعبیر کاخ برای پدیدارشناسی روح را که گفتم خود هگل تعبیر راه را به کار میبرد، از این حیث بار دیگر تکرار کردم که بگویم مختصات معماری جایی که میخواهیم وارد آن شویم برای ما کاملاً ناشناخته است.
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ دوم بخش چهارم
هگل در ادامه به روح می رسد و میگوید : «در این پدیدارشناسی غنای پدیدارهای این روح که در نخستین نگاه بی نظم و آشفته به نظر میرسد، به مرتبه نظم علمی آورده میشود که آن پدیدارها را در ضرورت آن ها بازنماید».
پایان انزوا
هنگامی که در اکتبر ۱۹۶۸ ژنرال اسد و پشتیبانان ارتشی او یوسف زعین و دکتر ماخوس، نخستوزیر و وزیرخارجه وقت، را برکنار کردند انتظار برخورد دیگری میرفت.



























