پرش به محتوا

گفتگوها

ایران چیزی جدا از همه ایرانیان نیست / گفتگوی فرخنده مدرّس با ساسان مسیبی

‌ ‌

‌ قوم‌گرایان نماینده تام و تمام اقوام ایرانی نیستند. به دیگر سخن مطالبات مردم در ایران لزوما‌‌ همان ادعاهایی نیست که در گفتار قوم‌گرایان متجلی می‌شود. این یادگاری برخی از احزاب چپ ایرانی است که خود را نماینده خلق‌ها و توده‌ها قلمداد می‌کردند. بی‌آنکه در عالم عینی و واقعی نشان چندانی از مردمی که به نام آنان سخن گفته می‌شد در خود داشته باشند.

اندیشۀ ملی، بستر فراگیر حقوق زنان / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با شیدا تهرانی

خیزش انقلابی اخیر نیز حاصل خشم و نارضایتی عمیقی است که در اثر چند دهه تحمل انواع فشارها و تبعیض و سرکوب، در زیر پوست جامعه ایران انباشته شده است‌‌. جامعه‌‌ ایران مانند انبار باروت است. قتل حکومتی مهسا امینی، دختر ایران، در شهریور ۱۴۰۱ به مانند گرانی شبانه بنزین در آبان ۹۸، جرقه‌ای بود بر این انبار باروت. اما آنچه از دی ۹۶ تا به امروز، در خیزش‌های پی‌درپی آشکار و غرورانگیز است، بلوغ سیاسی ملت ایران است که فرای ابراز خشم از حکومت، در شعارهایی با مضامین ملّی و میهنی بروز می‌یابد.

سیاست ایران‌گرا، عرصۀ میلیشیاگری و تجزیه‌طلبی نیست! / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با نیما کرمی

‌باید متذکر شد مهتدی و سازمان میلیشیایی متبوعش نه تنها سیاسی نبوده بلکه بدلیل نوع فعالیتهایشان در نزدیک به نیم قرن گذشته کاملا تروریستی هستند. بنابر افشاگریهای اعضای سابق کومه‌له نظیر شورش خراسانه، بختیار بلوری و بهرام رضایی و البته افشاگری‌‌های اعضای کومه‌له‌ی ابراهیم علیزاده شخص عبدالله مهتدی فرمان ترور مخالفانش را صادر کرده است. مهتدی در سال 63 یکی از رهبران جنگ برادرکشی یا جنگ اورامانات میان کومه‌له و حدکا بود که بیش از چهار سال به طول انجامید و بالغ بر هزار نفر از دو طرف را به کام مرگ کشید. جنگی که هدف از ایجاد آن برتری جویی و تلاش در جهت هژمونی و تسلط بر کردستان بود. در این جنگ بسیاری از مردم غیرنظامی نیز مورد تعرض و خشونت و کشتار قرار گرفتند.

نقش ملی و فراجناحی شاهزاده رضا پهلوی/ گفتگوی بنیاد داریوش همایون با روشنک آسترکی

‌ ‌

شاهزاده رضا پهلوی برای به عهده گرفتن یک نقش ملّی آموخته شده و پرورش یافته است. در غربت و تبعید ناخواسته‌ی ۴۴ ساله هم توانسته نقش ملّی و فراجناحی خود را حفظ کند و پاسدار منافع ملی و سرزمینی باشد؛ این شیوه‌ی عمل همان «داد و دهش» است که می‌تواند از او «فریدون» بسازد و به نظرم تا امروز و این مقطع تاریخی نیز در همین مسیر بوده است.

عدم فهمِ نسبت قانون، دمکراسی و تمامیت ارضی از سوی روشنفکری / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با مسعود دباغی

روشنفکران بی‌وطن ایرانی می‌گویند:«هر فرد ایرانی این حق را دارد که خواستار ایجاد سیستم فدرال و حتّی جدایی‌خواهی باشد و به‌نحوی مسالمت‌آمیز در چارچوب دموکراسی برای هدف خود تلاش کند. تمامیّت ارضی که بالاتر از قانون اساسی نیست، قانون را می‌توان تغییر داد پس تمامیّت ارضی را هم می‌شود.»‌ ‌

‌ ‌

‌ ‌ مطلب فوق هیچ ایرادی ندارد، چون از بیخ غلط است.

چهار گفتمان، چهار نسل ایرانی / گفتگوی حسین مهری با داریوش همایون

مشکل امروزی جامعه ایرانی هم همین نسل سوم است. یعنی نسل سوم و نسل انقلاب، نه‌تنها مسئول به‌وجود آوردن انقلاب بود، نه‌تنها شرایط پیروزی انقلاب را فراهم کرد با طرز تفکرش، با کارکرد‌هایش، با اشتباهاتش و با زیاده‌روی‌هایش، بلکه میراث‌اش را به پس از انقلاب هم کشانید. ما می‌بینیم که انقلاب شده است، بیشتر افراد این نسل سوم یا شکست‌خورده‌اند یا از کشور بیرون افتاده‌اند و یا اگر در ایران هستند از هیچ کار برنمی‌آیند. نسلی است به‌کلی باخته. ولی گفتمان این نسل سوم چیست؟ گفتمانش‌‌ همان گفتمان پیش از انقلاب و دوران انقلاب است.

به ما مشکوک هستند! / گفت وگو با مسئول پروژه تاریخ شفاهی عصر پهلوی دوم؛

من و همه كساني كه با آنها به گفت‌وگو نشستم یک چیز مشترک داشتیم؛ ایران. هر دو یک وطن داشتیم. هر دو ما وقتی اسم ایران می‌آمد بغض می‌کردیم. ما این نقطه اشتراک را گرفتیم و پای صحبت نشستیم. ما تلاش کردیم با قریب به دویست نفر صحبت کنیم اما حدود پنجاه نفر راضی به گفت‌وگو شدند.

لیبرالیسم همان عقل عقلایی است / مصاحبۀ مهرنامه با دکترغنی‌نژاد و دکترطباطبایی

اشکال روشنفکری این است که نظام مشروطه صد سال پیش را از انگلستان کنونی قیاس می‌گیرد. نظام‌های آزادی آغازی دارند اما انجامی ندارند. به خلاف انقلاب‌های برای برابری که یکباره نظام تولید و قانونی کشور را نابود می‌کنند. آزادی تنها می‌تواند از نقطه صفر آن شروع شود.

مرگ پایان کبوتر نیست / به‌یاد داریوش همایون / گفتگوی مهرداد حریری با داریوش همایون

آنچه که پشیمانم از آن، این است که ضعف بنیادی و پوسیدگی درونی نظامی را که در آخرین روز‌ها و سال‌هایش به آن پیوستم، یعنی به درونش راه یافتم را نفهمیدم و احساس نکردم. و فرصت‌های بسیاری را از دست دادم. شاید پشیمانی دیگرم اینجاست که وقتی رفتم به درون دستگاه قدرت به مقدار زیادی شیفته قدرت و ظواهرش شدم …‌‌

وقتی دربار عثمانی محفل هنر ایرانی شد / گفت‌و‌گو با آرش محافظ

انتشار آلبوم «عجملر» یکی از اتفاق‌های مهم عرصه موسیقی در سال جاری است. پیش از آنکه بحث کیفیت و زیبایی‌شناسی اثر مطرح باشد، بعد تاریخی اثر اهمیت فراوانی دارد. «عجملر» برآمده از مکتوباتی متعلق به موسیقی دوران عثمانی همزمان با دوره صفوی در ایران است.

متن کامل مصاحبه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با روزنامه آمریکایی فایننشیال تایمز

‌‌

فایننشیال تایمز: آقای رفسنجانی 79 ساله در یک مصاحبه‌ای نادر اعلام کرد که توافق موقت روز یکشنبه سخت‌ترین گام بود زیرا به معنای فایق آمدن بر چندین دهه بیگانگی دیپلماتیک با آمریکا بود که از انقلاب اسلامی سال 1979 شروع شد.

«می‌خواستند به همۀ کار‌ها رنگ سیاسی خودشان را بزنند» ـ گفت‌وگوی ماندانا زندیان با مهشید امیرشاهی پیرامون شب‌های شعر گوته

Mahshid-Amirshahi2

وقتی نفس مخالفت ارزش پیدا کرد دیگر محتوای آن و صلاحیت مخالفخوان از قلم می‌افتد. ما در انقلاب شاهد تمام ضایعاتی که چنین وضعی می‌تواند به بار بیاورد بودیم. در آن شرایطِ بحرانی آدم‌هایی که در حوزه‌های خودشان هم قابلیت چندانی نشان نداده بودند، با قابلیتی کمتر در حوزه‌هایی وسیع‌تر و بغرنج‌تر به ارشاد مردم پرداختند.

«نتیجه را هیچ‌گاه نباید از مقدمات جدا کرد» ـ گفت‌و‌گوی ماندانا زندیان با سیروس علی‌نژاد

ریاست شخص آزادی‌خواهی چون فریدون آدمیت، بر کانون حتا دو ساعت هم تحمل نشد. اساسا جامعۀ ما برای رفتن به سمت دمکراسی آمادگی لازم را پیدا نکرده بود. ما وارد دوران آزادی نشده بودیم. درک عمومی ما از آزادی خواهی ابتر بود.

«هر متن در ذات خود اجتماعی است» / گفت و گوی ماندانا زندیان با دکتر احمد کریمی حکاک / پیرامون شب‌های شعر گوته

به رغم همۀ مسائل سی و چند سال گذشته، جامعۀ ایران ـ و نه حکومت ـ بسیار پیش رفته است و مهم‌ترین شاخص این پیشرفت، حرکت زنان است؛ زنان نسل جوان ایران واقعاً زنان دیگری‌اند ـ نه یک فمنیست رادیکال‌اند، نه یک مذهبی فناتیک. اگر شب‌های شعر گوته در این دوران اتفاق می‌افتاد، شاید بیش نیمی از شاعران و نویسندگان، خانم‌ها می‌بودند. عقدۀ فروخوردۀ هزارسالۀ شهرزاد، عملاً سر بازکرده است؛ و باید هم این طور باشد. ادبیات کاری خلاقه است و باید دست زن باشد، چون آفرینندگی و زایندگی از آنِ اوست، و از زاییدن زنانه تا نوشتن، راه چندانی نیست.

نشر”گفتگو با فرزند رضاشاه” با مقدمه‌ای بر مقدمه «تاریخ ایرانی»

‌این مقدمه را بر مقدمه «تاریخ ایرانی» می‌نویسیم تا بگوئیم، که با همه  قدرشناسی از کار آقای قانعی فرد، و به ویژه با همه ستایش دلاوری مسئولین سایت «تاریخ ایرانی» در انتشار این گفتگو، برخی نکات و ارزیابی‌ها در آن مقدمه را اگر نگوئیم؛ تحمیل روایت‌های خدشه‌دار و سیاست‌زده بر تاریخ، اما ناشی از تجربه‌‌نیاموختگی نویسنده‌ی آن مقدمه بشمار می‌آوریم.

«و ما هزار و یک شب دیگر داریم» / گفت‌وگوی ماندانا زندیان با جلال سرفراز / پیرامون شب‌های شعر گوته

متاسفانه بخش بزرگ جامعة ما همیشه روی چهره‌های شناخته شده و ارزش‌های تضمین شده حساب می‌کند، و در پی کشف استعدادهای نو نیست. در این میان،‌ای بسا چهره‌های مستعد، و ارزش‌های نوین که در سایه قرار می‌گیرند، و به موقع شناخته نمی‌شوند. من دوست داشتم که میدان باز باشد. هر شاعری بتواند به فراخور حرف و استعدادش جایی در میان جمع داشته باشد، و شعرخوانی فقط در تیول دو سه چهرة صاحب نام نباشد.

«و آب‌های مکرر از هم تکان نخورده‌اند» / گفت‌وگوی ماندانا زندیان با علیرضا بهنام/ پیرامون شب‌های شعر گوته

‌‌‌‌

‌این دوری از مردم را از خلال بسیاری از صحبت‌های آن شب‌ها هم می‌شود به روشنی دید. متاسفانه بیش از آن که سانسور به این وضعیت انجامیده باشد، ایده‌آل‌گرایی ایدئولوژیک مسوول آن است.

از جهان‌نگری تا فرهنگ /گفت‌وگوی ماندانا زندیان با دکتر اسماعیل خویی / پیرامون شب‌های شعر گوته

پس از سی و پنج پاییز، در این فضای انگاری و آزاد پرونده‌ای برای بازنگری ده شب شعر گوته گشوده می‌شود تا همراه بازخوانی متن‌های ارائه‌ شده در آن شب‌ها، فضای چیره بر روشنفکری آن دوران و ذهنیت جامعه را از نگاه امروز روزنامه‌نگاران، شاعران و نویسندگان آن نسل و نسل جوان امروز ایران ارزیابی کنیم.

«آزادیِ ما به قدر آگاهیِ ماست» / گفت و گوی ماندانا زندیان با نعمت آزرم پیرامون شب های شعر گوته

پس از سی و پنج پاییز، در این فضای انگاری و آزاد پرونده‌ای برای بازنگری ده شب شعر گوته گشوده می‌شود تا همراه بازخوانی متن‌های ارائه‌ شده در آن شب‌ها، فضای چیره بر روشنفکری آن دوران و ذهنیت جامعه را از نگاه امروز روزنامه‌نگاران، شاعران و نویسندگان آن نسل و نسل جوان امروز ایران ارزیابی کنیم.

گفت‌و‌گوی امیر رسولی با ماندانا زندیان به مناسبت انتشار مجموعه شعر «چشمی خاک، چشمی دریا»

‌ایران برای من، تنها، یک قطعه خاک نیست که دوری‌اش به بیگانگی بینجامد. ایران همین واژه‌هایی است که شما و من می‌نویسیم؛ همین زبانی که با آن صحبت، بلکه فکر می‌کنیم؛ همین حس وصف‌ناشدنی که هنگام اعلام نام سرزمینمان در جایگاه برنده جایزه اسکار غرق خوشبختیمان می‌کند. ایران تار علیزاده و شعر سپهری و نثر گلستان است؛ و با این تعریف شاید بسا کسان دررون مرزهای این سرزمین، و بیگانه با فرهنگ آن زندگی کنند.

آسیب شناسی جنبش های مدنی در ایران / گفت‌وگو با دکتر محمد امینی/ اردوان روزبه/ شبکه تصویری کوچه

محمد امینی پژوهش گر و نظریه پردازی است که شبکه تصویری کوچه در حاشیه «سومین همایش اتحاد برای پیش برد سکولار دموکراسی در ایران» به گفت و گو با وی پرداخته است. روند تاریخی جریانات سیاسی در ایران، نگرشی به سکولاریسم و دموکراسی خواهی در ایران و آسیب شناسی جنبش های مدنی از موارد مطرح شده در این پرسش و پاسخ است.

گفت‌وگو با پرویز ممنون؛ غایت بازیگری، هنر بازی نکردن / سیروس علی‌نژاد

‌‌

از حدود شش ماه پیش گهگاه روزنامۀ آیندگان را ورق زده‌ام. … آیندگان از دو نظر قابل بحث است: یکی اینکه سطح بحث و نقد را در ایران بالا کشید و دیگر اینکه روزنامۀ شامگاهی را در ایران به روزنامه صبحگاهی بدل کرد، به گونه‌ای که امروز ۴۵ سال بعد از شروع انتشار آن روزنامه، اساسا روزنامۀ عصر بی‌معنی شده و تمامی روزنامه‌هایی که در شروع انتشار آیندگان، عصر‌ها منتشر می‌شدند، اینک صبح‌ها منتشر می‌شوند.

هشتاد سال زندگی و شصت سال مبارزه / گفتگوی رضا فانی یزدی با بابک امیرخسروی

ویژگی احزاب سوسیال دموکراسی اصلاح‌طلب مدرن در مقایسه با قرن نوزدهم، چنانچه در توضیحات قبلی عرض کردم، تبدیل آن از حزب یک طبقه (پرولتاریا) به حزب مردمی بود. لذا سوسیال دموکراسی صرفا حزب طبقه کارگر یا «اقشار فرودست» جامعه نیست. ولی بی گمان لازمه پیکار برای عدالت اجتماعی و ایجاد جامعه متعادل، توجه به مسائل و معضلات اقشار فرودست و یافتن راه حل عاجل به نیازها و خواست‌های آنان است.

مصاحبه با استاد احسان هوشمندجامعه شناس و پژوهشگر برجسته حوزه مطالعات قومی

ما در ایران کرد داریم، عرب داریم، آذری داریم، بلوچ داریم. اما لزوماً مردم سمنان را در هیچ‌کدام از این قوم‌ها نمی‌توان جا داد. مردم شیراز، مردم بوشهر، مردم هرمزگان را. این‌ها ممکن است که خودشان را شیرازی، بوشهری و یا هرمزگانی بشناسند، ولی به عنوان این‌که مثلاً‌ فرض کنید قومی به نام قوم فارس در ایران هست محل تردید است و این هم از آن خطاهایی است که برخی از کسانی که درگیر مطالعات قومی هستند، متأسفانه، به آن توجه نکرده‌اند. ما در ایران قومی به نام قوم فارس نداریم و زبان فارسی، نمادی از تعامل تاریخی ایرانیان و زبان همه‌ی قوم‌های ایرانی است نه زبان یک قوم به نام فارس.

بازخوانی «ترانه‌های مشروطیت» • گفت‌وگو با محمود خوشنام

‌‌‌

روز جمعه (۲۴ فوریه/۵ اسفند) سالن Reinischens Landesmuseum در شهر بن آلمان، محل برگزاری کنسرتی با عنوان «ترانه‌های مشروطیت» خواهد بود. هدف از این برنامه که زیر نظر دکتر محمود خوشنام، کارشناس موسیقی اجرا می‌شود، معرفی و بازخوانی موسیقی مشروطه و بررسی تاثیر ترانه‌های اعتراضی آن در پیروزی جنبش مشروطه ایران عنوان شده است.

پیش از آغاز ــ گفتگوی منتشر نشده / گفتگوی مهرداد حریری با داریوش همایون

‌‌

آنچه که پشیمانم از آن، این است که ضعف بنیادی و پوسیدگی درونی نظامی را که در آخرین روز‌ها و سال‌هایش به آن پیوستم، یعنی به درونش راه یافتم را نفهمیدم و احساس نکردم. و فرصت‌های بسیاری را از دست دادم. شاید پشیمانی دیگرم اینجاست که وقتی رفتم به درون دستگاه قدرت به مقدار زیادی شیفته قدرت و ظواهرش شدم …‌‌

ملیت، هویت و فدرالیسم / گفت‌وگو با احسان هوشمند / چشم انداز

امروزه نهاد دولت ـ ملت از دو زاویه مورد تهدید  قرار می‌گیرد؛ از بیرون به‌وسیله جهانی‌شدن و از درون به‌وسیله برجسته‌كردن گروه‌های خُرد و فرو-ملی كه هر یك ممكن است خواستار خروج از حاكمیت ملی یا تحدید آن در منطقه مورد ادعای خود باشند. به نظر نمی رسد در ایران چنین وضعیتی حكمفرما باشد و جدا از دخالت‌های خارجی در حوزه اقوام، نگرانی خاصی حس نمی‌شود، ولی در كل دو تحول بزرگ در دو دهه گذشته تأثیر زیادی بر هویت ملی و به دنبال آن امنیت ملی در كشور ما داشته است: نخست فروپاشی شوروی و دیگری اشغال عراق و برپایی نظام فدرالی در این كشور. آنچه در زیر می‌آید حاصل گفت‌وگو با احسان هوشمند، جامعه‌شناس و كارشناس مسائل هویتی بویژه در حوزه كردستان است.

روزنامه آیندگان به روایت فیروز گوران: روزنامه سفید فقط یک مقاله داشت

همایون در نخستین مصاحبه‌ای که من با او انجام دادم در پاسخ به یکی از سوال‌ها گفت: «آیندگان روزنامه صبح را وارد تصویر مطبوعات کرد.» بی‌تردید این برداشت ایشان کاملا درست بود و به گمان من انتشار روزنامه صبح در ایران یادگار ماندگار ایشان است

هویت ایرانی از دوره رضاشاه تا جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با جمشید بهنام و مناف‌زاده ـ بخش دوم

“برلنی‌ها” هم تا حدی به ایران باستان توجه داشتند، اما نگاه آنان بیشتر به آینده بود. شاید بشود گفت که تقی‌زاده رئالیست‌تر بود و کاظم‌زاده رمانتیک‌تر. ولی به طور کلی توجه آنها به موضوع تجدد و آینده بود.

هویت ایرانی و حلقه برلن به روایت جمشید بهنام و مناف زاده – بخش اول

این که مدام سئوال کنیم که “هویت ما چیست”، یا “هویت‌مان را از دست داده‌ایم”، یا “هویت ما چه شد”… این بیم و هراس به عقیدۀ من بی‌معناست. ایرانی‌ها همیشه خود را ایرانی می‌دانسته‌اند و هویتی هم برای خود قائل بوده‌اند.