پرش به محتوا

Blog

عصر نو در آلمان / آیندگان 1 آبان 1348 / داریوش همایون

‌آن چه سرنوشت حکومت برانت را تعیین خواهد کرد بیش از ریاضیات پارلمانی، توانائی آن در مشاهده کردن افکار عمومی آلمان خواهد بود، به این که یک آلمان نو می‌توان بوجود آورد. ترس توده‌ی آلمانی از آزمایش و تغییر هم‌اکنون به درجات زیاد ریخته است. نخستین ماه‌های سوسیال دمکرات‌ها و همراهانشان در حکومت می‌تواند دگرگونی طرز تلقی آلمان‌ها را کامل کند. آن چه را که برانت در پارلمان کم دارد در درازا و پهنای کشور می‌تواند بدست آورد.

آغاز / محمدعلی فروغی

سیر انسان در طریق ارتقا و تجاوز از مرتبه حالیه اکمل و اعلی همانا تا یک اندازه بعزم و اراده و تصرف خود اوست و وسیله آن جز ترقی و تکمیل علم نتواند بود و هر چند جمیع علوم بترقی یکدیگر و کمال انسان مدد می‌نمایند در این خط مخصوص دو رشته خاص از علوم مستقیماً و تاماً بکار است یکی شیمی دیگر طب و معرفة‌الحیات.

حقوق شهروندی به روایت آیت‌الله موسوی بجنوردی / حسن یوسفی اشکوری

‌‌

ارض موعود هر ایرانی وطن او و پدرانش هست و هیچ کس حق ندارد خود را ایرانی‌تر بداند و دیگران را از کمترین حقی محروم کند. وطن ایرانی و شناسنامه ایرانی مشروعیت بخش حقوق شهروندی ایرانیان است و بس.‌

رضا شاه، بزرگ‌ترین ایرانی سده بیستم / داریوش همایون

امروز ایرانیان هر چه بیشتری، بویژه در میان آن شصت درصدی که پس از انقلاب اسلامی به جهان آمده‌اند، به گذشته صد ساله کشور خود می‌نگرند و فارغ از نبردهای سیاسی نسل پیش از خود، سهم هر دوره و شخصیت تاریخی را ارزیابی می‌کنند. رضاشاه که ایران از دست رفته را به زندگی باز آورد و جنبش مشروطه را در آرمانهای ترقیخواهانه‌اش تحقق بخشید و بدین ترتیب تاریخ نوین ایران را آغاز کرد با همه کاستی‌هایش چهره‌ای هر چه برجسته‌تر می‌یابد؛ برخلاف دیگران نیازی به زیارتنامه خوان و متولی ندارد و به نیروی کارهای بزرگی که تنها از او برآمد در خودآگاهی ملی ایرانیان پیش می‌رود.

اندیشه دور و دراز / محمدعلی فروغی

از خواندن این رساله توقع ندارم همه کس معتقد شود که پیش‌آمد احوال نوع بشر چنان است که من فرض کرده‌ام زیرا خود نیز مطمئن نیستم چنین باشد بلکه قریب به یقین دارم که سیر عالم انسانیت در مدارج ترقی عیناً مطابق آنچه به خیال می‌رسیده نخواهد بود. مقصود من از نگارش این سطور فقط تفریح خاطر جوانان و برانگیختن ایشان به تفکر بوده است.

خطابه / محمدعلی فروغی

‌‌عمارت چهل ستون و عالی قاپی تا چندی قبل زباله‌دان بود و فقط پس از تشکیل قشون جدید که اصفهان یکی از مراکز قشونی گردید صاحب‌منصبان اهتمامی کردند و آن‌ها را از ابتذال و نکبت بیرون آوردند.

نجف دریابندری؛ کسی که بیش از یک آدم است / سیروس علی‌نژاد

دریابندری فقط مترجم نیست، نویسنده است. از قضا بیشتر نویسنده است تا مترجم. به همین جهت ترجمه‌هایش چنین جاندار و ماندگار از کار در آمده است. اما هنر نجف در نوشتن بیشتر در مقدمه‌ها و گفتگو‌هایش بروز کرده است. او برای هر کتابی که ترجمه کرده ـ از وداع با اسلحه و پیرمرد و دریا گرفته تا تاریخ فلسفۀ غرب ـ مقدمه‌ای نوشته که آن مقدمه راهگشای خوانندگان آثار اوست.

داریوش کبیر و هرقلیطوس حکیم… / محمدعلی فروغی

‌‌

دانش‌طلبی و هنرپروری شهریاران قدیم ایران شواهد معروفه بسیار دارد. ما نخواستیم به تکرار حکایات مشهوره پردازیم این حکایت را که در ممالک ما معروف نبود اختیار کردیم و هر چند بهتر می‌دانیم استخراج فواید آن را به قوه عبرت و دقت خوانندگان واگذاریم

ترجمه لغات فرنگی / محمدعلی فروغی

‌بسیار معانی در ذهن یک قوم هست که در ذهن قوم دیگر یا هیچ نیست یا اگر هست کاملاً مطابق نیست و با شباهتی کم یا بیش تفاوتی در کار هست. مثلاً معانیی که در زبان فارسی به الفاظ ماه و خورشید و ستاره و آب و آتش و امثال آن ادا می‌شود در همه السنه الفاظ مطابق دارد زیرا که عین این معانی در ذهن تمام اقوام موجود است، اما معانیی که در نزد ایرانیان به الفاظ قلیان و کرسی و پشمک و باقلوا و قورمه سبزی و غیرها ادا می‌شود در هر زبانی لفظ مطابق ندارد، چون این چیزها در زندگانی همه اقوام نبوده و نیست

ایران را چرا باید دوست داشت / محمدعلی فروغی

آخرین عقیده‌ای که می‌خواهم اظهار کنم این است که چون وطن‌پرستی و ملت دوستی البته لوازمی دارد که هر کس باید به قدر و قوه به آن قیام نماید در نظر من نخستین لوازم آن این است که شخص در ادای آن وظایف انسانیت که موجب عزت و حرمت ملتش می‌شود کوتاهی ننماید، و اگر استعدادش در انجام این وظیفه سرشار نباشد لااقل در تجلیل و تکریم کسانی که استعداد را داشته و بکار انداخته‌اند بکوشد.

جامعه بهائی دخالت در سیاست به معنای تغییر رژیم به هر وسیله را قبول ندارد / سهراب نیکو صفت

‌بنیانگذار آئین بهائی ایرانی بوده و در ایران هزاران بابی و بهائی به خاطر اعتقاداتشان کشته شده و مدفون هستند. هیچ ایرانی از بهائیان بیشتر به فرهنگ و کشور ایران علاقه‌مند نیست. بهائیان در خارج از ایران هر ساله جلساتی در بزرگداشت فرهنگ ایران برپا می‌کنند. تهمت بی‌علاقه‌گی به ایران و فرهنگ ایرانی به بهائیان اتهامی است خالی از حقیقت.

حقوق در ایران / سخنرانی محمدعلی فروغی در دانشکدۀ حقوق، در سال ۱۳۱۵ شمسی

حکومت واقعی را علمای دین حق خود می‌دانستند و نمی‌خواستند از دست بدهند، در صورتی که هر روز در حکومت خودشان احکام ناسخ و منسوخ صادر می‌کردند، و اگر عدلیه صحیح درست می‌شد یا حکومت از دست آن‌ها بیرون می‌رفت یا مجبور می‌شدند با قید به نظامات و اصول حکومت کنند، آن هم منافی با صرفه و مصالح آن‌ها بود.

گفتگو با داریوش همایون / برنامه تاریخ شفاهی / بخش پایانی

بی‌تردید هر مبارزه‌ای که با رژیم کنونی ایران بشود و شده، ارزش خودش را دارد و داشته است. من خیلی به کارائی گروه‌های مخالف در خارج از ایران اعتقادی ندارم و خیلی تصور نمی‌کنم که فعالیت این‌ها در شکل دادن به رژیم آینده ایران، حکومت آینده ایران و سیاست‌های آینده ایران تأثیری داشته باشد، ولی خالی از تأثیر هم نخواهد بود. بهر حال ورزش‌های فکری و کوشش‌های تشکیلاتی که در این چند سال شده و همچنان دارد می‌شود اثری کم و بیش برآینده ایران خواهد گذاشت.

گفتگو با داریوش همایون / برنامه تاریخ شفاهی / بخش چهارم

اصلاً توجهی به جور بودن و سازگاری اعضاء مختلف کابینه با هم نمی‌شد. کابینه بعنوان یک هیئت در نظر گرفته نمی‌شد، کابینه یک نخست‌وزیر بود و یک عده وزیر که با او ارتباط داشتند و اگر با هم میانه آن‌ها خوب نبود، شاید نخست‌وزیر در ته دل خیلی خوشحال می‌شد. برای اینکه نظام حکومتی بیشتر برداشت سنتی آن در نظر گرفته می‌شد. می‌بایستی مقامات مختلف صاحب قدرت هم‌دیگر را خنثی و تعدیل می‌کردند تا کسانی که مقامات بالاتری داشتند به راحتی بتوانند حکومتشان را ادامه بدهند.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ هفتم/ سیروس

من کوشش کردم که نشان دهم آنان نظریۀ طباطبایی را با ارجاع به متن‌هایی می‌خوانند که خود آن متن‌ها را نمی‌فه‌مند. بدیهی است که تا اطلاع ثانوی بحث باز است. مخالفان می‌توانند ایرادهای خود را بیان کنند. در تعطیلی دانشگاه در ایران، به تعبیر طباطبایی، درهای فضای مجاری هم چنان باز است. این تعلیقه‌های پراکندۀ من پایان بحث نیست، آغاز آن است. جنبه‌های ایجابی بحث من در نوشتۀ دیگری خواهد آمد.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ ششم / بخش دوم / سیروس

یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که فوکو – به خلاف مترجمانی که دربارۀ چیزی که ترجمه می‌کنند هیچ نمی‌دانند و گمان می‌کنند مانع فهم اندیشۀ جدید واژه‌های به کار رفته است، یعنی چیزنویس «اندر مناقب لغت بازی» – واژۀ جعل نمی‌کند – زیرا زبان فرانسه متولی دارد و هر یاوه‌ای را نمی‌شود به مردمی که به زبان خود احترام می‌گذارند قالب کرد – بلکه او فکر نو خود را در‌‌ همان واژگان موجود بیان می‌کند.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ ششم / بخش نخست / سیروس

بار‌ها گفته‌ام که استادان فارسی نمی‌دانند، به قول خودشان، «به‌‌ همان نشان که» در آغاز عبارتی که آورده‌ام، گفته‌اند: «ناکامی و نادرستی سخن طباطبایی…» که معلوم نیست سخن چگونه ناکام می‌شود؟ آن «ناکامی» از سنخ این «نادرستی» نیست که بتوان به آن عطف کرد.

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش پایانی/ آرش جودکی

انتخابات ریاست جمهوری، بزنگاه نمودِ آشکار پارادوکس‌های رژیم جمهوری اسلامی بوده و هست. چون با همه فاصله کیهانی‌اش از انتخاباتی شایسته نام انتخابات آزاد، سنجه گزینشِ بالاترین مقام اجرایی کشور را، از میان نامزدان دستچین شده و وابسته به حکومت، رای مردم می‌گیرد.

آقای شاهین فاطمی، احکام جزمی صادر نکنید!‌‌‌ / علی کشگر

‌‌

دشمن تراشی‌ها علیه رژیم اسلامی در منطقه و تشویق کشورهای پیرامون ایران، علیه ایران و آماده کردن آنان و فراخواندنشان به اقدام برای درهم شکستن قدرت سیاسی در ایران یک صندوق پاندورای واقعی را بر ایران خواهد گشود و از دشمنان قسم خورده هزار ساله ایران تا غول بی‌شاخ و دم داعش امروزی و از القاعده تا دسته‌های مسلح کوچک و بزرگ که هم اکنون در مرزهای ایران بسیج شده‌اند به ایران سرازیر خواهند شد و سرنوشتی چون سوریه و عراق را در ایران رقم خواهند زد.

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش سوم / آرش جودکی

‌در پنجاه سال گذشته، ایران سه دگرگونی بزرگ، هر بار به رنگی از رنگ‌های پرچم‌اش را از سر گذرانده است. نخستین آنها، انقلاب سفید، اصلاحاتی بود که خود را انقلاب می‌نامید. دومین دگرگونی، انقلابی بود که اسلام آورد و رنگ خونین بیشتر از آنکه نمادِ پس‌زمینه پیدایش‌اش باشد، دستاوردش شد. و آخرین آنها، جنبش سبز، نیمه انقلابی بود که می‌خواست اصلاحات باشد.

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش دوم / آرش جودکی

انقلاب اسلامی نمودی است از پارادوکسِ درونیِ ایرانِ اسلامی. چرا که در زیر لعابِ تجدد، سرسپردگیِ دینی همچنان در تپش بود، به گونه‌ای که متجددنمایان را آنچنان شرمسار نوزیستی و نوگرایی خود می‌کرد که حکومت را دو دستی همچون جزیه به مذهبی‌ها هدیه کردند.

سبزها بیخود قرمز نشدند ـ به بهانه پنجمین سالگرد جنبش سبز / بخش اول / آرش جودکی

‌در پنجاه سال گذشته، ایران سه دگرگونی بزرگ، هر بار به رنگی از رنگ‌های پرچم‌اش را از سر گذرانده است. نخستین آنها، انقلاب سفید، اصلاحاتی بود که خود را انقلاب می‌نامید. دومین دگرگونی، انقلابی بود که اسلام آورد و رنگ خونین بیشتر از آنکه نمادِ پس‌زمینه پیدایش‌اش باشد، دستاوردش شد. و آخرین آنها، جنبش سبز، نیمه انقلابی بود که می‌خواست اصلاحات باشد.

‌‌

معرفی کتاب…

‌ معرفی کتاب «نگاه کریم امامی به فرهنگ، هنر و ادبیات»، سخنران: حورا یاوری معرفی کتاب «نگاه کریم امامی به فرهنگ، هنر و ادبیات»، سخنران:… 

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ پنجم / سیروس پرویزی

‌آیا استادان فصل دربارۀ قائم مقام یا تجربه‌های نو در زبان فارسی را دیده‌اند؟ می‌توانند یک مقاله دربارۀ قائم مقام به من نشان دهند که حتی بتواند با یک سطر فصل طباطبایی ـ که به جرأت می‌گویم شاهکاری در فهم نامه‌های میرزا ابوالقاسم و فارسی نویسی است ـ برابری کند؟ از استادان دعوت می‌کنم که ده سطر دربارۀ منشأت بنویسند و آن‌گاه معلوم خواهد شد که به واقع طباطبایی در این فصل ـ و البته فصل‌های دیگر ـ چه کرده است.

نقطه کانونی درد کجاست؟ / فرخنده مدرس

به یک بحث ماهیتاً سیاسی، چاره‌ای نیست و باید بتوان سیاسی نیز برخورد کرد و نشان داد که چرا برنامه‌های سیاسی آقایان(مهرزاد بروجردی و علیرضا شمالی) در خارج کشور به شکست می‌رسد و این گناه دکتر طباطبایی نیست. باید نشان داد که چرا برداشت‌ نویسندگان دو تنه نه از نوع نفوذ اجتماعی دکتر طباطبایی و چرایی آن درست است و نه دریافت آنان از جریان واقعیت‌های درون ایران و نه از سرشت و جوهره جوشش اجتماعی و مدنی فعالین داخل کشور…

حکومت دشوارتر و آسان‌تر / آيندگان 20 مهر 1348 / داريوش همایون

15 میلیون رأی‌دهند‌ی ترک که امروز رأی به نمایندگان مجلس ملی 450 نفری خود می‌دهند، بزرگ‌ترین نمودار پیش‌رفتی هستند که جامعه‌ی ترک، خاصه در دمکراسی ده‌سال گذشته‌ی خود، تجربه کرده است. مبارزات انتخاباتی که در هفته‌های آخر تندی و تیزی فراوان یافت بحث سیاسی را با روح کرد. دو حزب بزرگ و شش حزب کوچک کار انتخابات را جدی گرفتند و مطبوعات سهم بزرگی ادا کردند. هیچ سیاست داخلی و خارجی نماند که موضوع بحث‌ها و جدال‌ها قرار نگرفت.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ چهارم / سیروس پرویزی

در کشوری که روشنفکری آن تاکنون هرگز موضعی دقیق و جدی نداشته ـ یا دست کم علنی نکرده ـ است، طباطبایی به این خطر تن داده است که موضع خود را اعلام کند. بنابراین، رونمایی چند نقل قول نجویده کمکی به روشن شدن موضع او نمی‌کند. اینکه طباطبایی به همۀ منایع خود اشاره می‌کند و همۀ منابع دست دوم را که می‌تواند در بحث او مورد ارجاع باشد، در پایان هر کتابی می‌آورد، از باب مفهوم مخالف فاصله‌ای با کسانی ایجاد می‌کند که گمان می‌کنند بحث علمی در فضای عمومی «مؤسسۀ وعظ و خطابه» است.

گفتگو با داریوش همایون / برنامه تاریخ شفاهی / بخش دوم

من مشهور بودم به اینکه طرفدار آمریکا هستم و طرفدار اسرائیل هستم و این سبب می‌شد که عده زیادی از خواندن روزنامه من خودداری می‌کردند، و من این را بخوبی می‌دانستم ولی هیچ کوششی نکردم برای اینکه آن گروه را جلب کنم. من به این معنی طرفدار آمریکا بودم که معتقد بودم در مقابل شوروی ما یک وزنه متقابلی مثل آمریکا لازم داریم، ولی با تمام نشانه‌های تسلط سیاست آمریکا بر ایران و فرهنگ آمریکائی بر فرهنگ ایرانی مبارزه می‌کردم. من آمریکا را بعنوان یک عاملی در سیات خارجی ایران قبول داشتم و بس.

سیمین، دردانۀ فرهنگ ما

شاید هیچ شاعری نتوان یافت که مانند سیمین با شعرش زندگی کرده باشد. حرف‌های قلمبه سلمبه نمی‌زد. همان حرف‌هایی را که ما از درد و داغ‌های روزانه با یکدیگر در میان می‌نهیم سیمین بهبهانی با خود به زبان شعر زمزمه می‌کرد. ادای شعر در نمی‌آورد چنانکه ما آدم‌های معمولی ادای حرف زدن در نمی‌آوریم. حرف زدنش به همین سیاق بود که در دیوان شعرش می‌بینیم. وقتی درد می‌کشید زبانش این گونه می‌شد. وقتی قلم و کاغذ بر می‌داشت زبانش همین بود که می‌گوییم شعر.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ سوم / سیروس پرویزی

یکی از کشفیات جدید منتقدان طباطبایی این است که او در نوشته‌های خود به مهم‌ترین منابعی که مباحث اساسی خود را با الهام از آن‌ها مطرح کرده ارجاع نداده است. تعبیر «با الهام» از من است تا ترکیب مهوع «انتحال» و «سرقت علمی» را که برادر آقاجری همۀ هفتاد بطن معنای آن را می‌داند، به کار نبرده باشم. این کشف در کشوری که رسم ارجاع در میان روشنفکران هرگز وجود نداشته است، تاحدی شگفت و حتی اندکی مشکوک نیز می‌نماید.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ دوم / سیروس پرویزی

تا جایی که من می‌توانم بفهمم، روح نوشته‌های طباطبایی، که به طور عمده ناظر بر طرح پرسش هستند، با هیچ چیزی به اندازۀ جستجوی کلید بیگانه نیست. کسی می‌تواند کلید جستجو کند که قفلی داشته باشد، هم چنان که نویسندگان «زوال سیاسی در ایران» در جستجوی کلید «دموکراسیِ مقدم بر حقیقت» هستند، زیرا آنان مشکلی در شناسایی قفل خودکامگی نداشته‌اند.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ نخست / سروس پرویزی

اگر نویسندگان اندکی هگل خوانده بودند، در حد سال دوم فلسفه منظورم هست، می‌توانستند بدانند که هگل تاریخ را محل سیر خرد می‌داند، و بدیهی است که طباطبایی، اگر هگلی می‌بود، نمی‌توانست در مورد سیر بی‌خردی در ایران به تمثیل هگل دربارۀ سیر خرد استناد کند. اگر طباطبایی هگلی است ـ برابر اظهار صریح نویسندگان و دیگر دوستان آنان ـ نمی‌تواند تاریخ را سیر بی‌خردی بداند، اما اگر تاریخ را سیر بی‌خردی می‌داند، پس، هگلی نیست!‌

تعلیقه‌هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / درآمد / سیروس پرویزی

من حدود ده سال پیش گفته بودم (اینجا) که طباطبایی آمده است و در دهۀ هشتاد خورشیدی یکه‌تاز میدان بحث‌های نظری ایران خواهد شد. در این نخستین سال‌های دهۀ نود، طباطبایی کانون بحث‌های نظری ایران را به داخل ایران انتقال داده، جایگاه خود را به عنوان یگانه سردار میدان این بحث‌ها استوار کرده و در ایران کنونی هیچ بحث نظری نیست بتوان بدون ارجاعی به او پیش برد.

روشنفكری در زمانه‌ی عسرت / سيروس پرويزی

‌‌آنچه از نظر خوانندگان می‌گذرد، مقاله‌ای است حدود ده سال پیش (جمعه ٢٢ ارديبهشت ١٣٨٥) نوشته شده و در سایت گفتگو آمده بود. ما آن را به مناسبت مقاله‌ای می‌آوریم که سیروس پرویزی در نقد مقالۀ زوال سیاسی در ایران نوشته و در سایت خود منتشر کرده است.

گفتگو با داریوش همایون / برنامه تاریخ شفاهی / بخش اول

‌هر مذهبی اگر بخواهد مسائل روزانه زندگی خصوصی و زندگی عمومی افراد را و جامعه را زیر ضوابط خودش بیاورد، با یک تضاد اجتناب‌ناپذیر روبرو می‌شود که یا جامعه را از بین می‌برد، یا مذهب را، و یا هر دو را، علتش هم بسیار ساده است و علتش این است که زندگی انسان و زندگی اجتماعات تابع هیچ قانون و هیچ اصل همیشگی و تغییرناپذیر نمی‌تواند باشد، زیرا زندگی بسیار متغیر است و تغییرهائی که در زندگی وجود دارند و در جامعه وجود دارند قابل شماره و اندازه‌گیری نیستند.

«ستاره دیده فروبست و آرمید»

یک متر و هفتاد صدم افراشت قامت سخنم‌

یک متر و هفتاد صدم از شعر این خانه منم‌

یک متر و هفتاد صدم پاکیزگی، ساده دلی‌

جانِ دل آرای غزل، جسم شکیبای زنم‌

مسئولیت‌ها در برابر / آيندگان 17 مهر 1348 / داريوش همایون

‌در خلیج‌فارس اکنون مشکل همکاری‌ کشورهای منطقه‌ای خاصه شیخ‌نشین‌های خلیج وجود دارد؛ و مسئله حل نشده بحرین و اظهارنظر آزادانه‌ مردم آن در مورد آینده خود؛ و تحریکاتی که از داخل و خارج خلیج ‌فارس کوشش خود را برای گردهم آمدن و تشکیل یک اتحادیه با این فرض غلط شروع کردند که می‌توانند همسایگان خود و قدرت‌های منطقه‌ای را ندیده بگیرند.

بنای استوار مشروطیت در صدوهشتمین سالگرد / بخش پایانی / سیری در فصل دوم کتاب “مکتب تبریز”…

‌‌

دریافت از مصالح کشور به مثابه «صید مرواریدی» است که نیازمند غوطه‌ور شدن در دریای پرخروش مسایل کشوری پر بلاست و باید ابزار، اسباب و «بینش سیاسی» آن فراهم باشد.

‌ ‌‌     ‌فرخنده مدرس ‌‌‌‌  ــ نوشته‌ها ‌ــ مصاحبه‌ها ــ کتاب‌ها: در جستجوی پاسخ ـ دفتر نخست در حستجوی پاسخ ـ دفتر دوم ‌ بیمِ… 

بنای استوار مشروطیت در صدوهشتمین سالگرد / بخش دوم: سیری در عنوان «مکتب تبریز»… / فرخنده مدرس

بدیهی‌‌ست برای فهم منظور دکتر جواد طباطبایی از «ایران به عنوان یک مفهوم» باید با دستگاه نظری و «گردونه» فکری وی که بر «محور» ایران می‌گردد، آشنا بود و در خواندن آثار وی، به منظور این آشنایی، دقیق و پر شکیب.

بنای استوار مشروطیت در صدوهشتمین سالگرد / بخش نخست: مقدمه‌ای به پاس قدردانی از دکترجواد طباطبایی

‌‌

نفوذ و تأثیر نظری دکترجواد طباطبایی بر بخش بزرگی از جامعه فعال ایرانی ماهیتی فرهنگی و مَنشی یافته و خوانندگان پی‌گیر آثار و جویندگان آرای وی را، به ملاحظه کشور، محتاط و «محافظه‌کار» و ایراندوست‌تر کرده است.

‌‌

برای کودکان جنگ

‌‌«آيا بايستى اين چنين از ارتفاعى بلند فرو مى‌افتاديم و دستانِ به خونِ خويش آلوده را مى‌ديديم، تا دريابيم كه بر خلاف آنچه گمان مى برديم فرشته نيستيم؟
 چه دروغ بود وقتى مى‌گفتيم: ما استثنائيم !

تصديقِ خويش، بدتر از دروغ گفتن به ديگرى ست!

ناشادی ِزمانه

‌ دیشب درونِ آینه، دیدم : ناشادیِ زمانه ی برباد رفته را.‌ دیشب کنار زردترین شاخه های باغ در پیش ِ رویِ ثانیه های پریده… 

آغاز سخن

‌ آغاز سخن سوگ درگذشت داریوش همایون سنگين بود، اما حسرتِ از دست دادن شخصیتی با اندیشه‌‌های تأثيرگذار، کلامی پر نفوذ و ايده‌های راهگشا در… 

… / رضا

‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دوستان گرامی تلاش ‌‌ ‌ ‌‌ دوست مشترکمان به ما گفت که در شرایط پاسخ نوشتن و تسلی دادن به کسی… 

130

  بنیاد داریوش همایون منتشر کرد برای تهیه کتاب می‌توانید از طریق ایمیل: bonyadhomayoun@hotmail.com  اقدام نمائید.