پرش به محتوا

Blog

شماره پنجم فصلنامه‌ی فکری ـ تحلیلی فریدون منتشر شد

در شماره پنجم از «فریدون» تلاش شد به تامل در انقلاب ملی ایران پرداخته شود. انقلابی که از دی ۱۳۹۶ آغاز شده است و در شهریور ۱۴۰۱ بلندترین خیز خود را برداشته است. انقلابی ملی در انقلاب اسلامی که «فتنه ۵۷» را «عامل هر فلاکت» معرفی می‌کند و بسیاری از پیش‌بران آن، خواستار بازگشت «ولیعهد» به خاک ایران هستند. انقلاب ملی، ایران را وارد مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر کرده است و بر این اساس، لازم است پیرامون انقلاب ملی ایران، بیشتر سخن رود.

‌ ‌

‌ ‌ سمینار “تمامیت ارضی و مسئله اقوام” در شهر هامبورگ ـ آلمان سال 1992 شرکت کنندگان: بابک امیر خسروی، بهزاد کریمی، داریوش همایون، حسن… 

سخنرانی فرخنده مدرس در مراسم افتتاح سازمان مشروطه ایران در کلن

مشروطۀ پادشاهی، تاریخ درازدامنی دارد. تاریخی، هر چند با نتایج درخشان و بی‌سابقه‌، اما این تجربۀ تاریخی ناکامی‌های فراوانی را نیز به همراه داشته است. این نام را برخود نهادن، با خود مسئولیت بسیار سنگینی می‌آورد، یعنی مسئولیت آگاهی را! چه در شناخت و احیای دستاوردهایش، که در صورت احیای آنها به اقتضای زمان و انتظارات جدید می‌تواند ما را به جاهای بسیار بلندی برساند و چه در شناخت و پرهیز از ناکامی‌هایش، که دیگر نه زمان و نه فرصتی برای تکرار آن‌ها در ایران نمانده است.

بررسی تطبیقی کشف حجاب و حجاب اجباری درایران؛ آثار، پیامدها و نتایج / بهروز حسینی

زنِ ایرانی که به‌قول یکی از متجدّدین آن زمان تا پیش از کشف حجاب داخل آدمیزاد نبود و صرفاً به‌عنوان دستگاه تلذّذ جنسی مرد و فرزندآوری شناخته می‌شد، پس از چند دهه عنوان نایب‌السلطنه‌ای را کسب نمود و پست‌های وزارتی و سفارتی و نمایندگی را تصاحب کرد! این‌ها همه از پیامدهای کشف حجاب بود.

بازنشر گفتگوی تلاش با عبدالله مهتدی دبيرکل کومه له در باره چند ترم سياسی

‌ ‌

می‌پرسید “ملت‌های تحت ستم چه کسانی هستند با کدام جغرافيای سياسی و دولت‌های به رسميت شناخته شده”؟ اگر بخواهم فقط یکی از آنها را نام ببرم می‌‌گویم: کردها. جغرافیایشان هم در ایران ناشناخته نیست، به­جز آنها که در طول قرون کوچ اجباری داده شده و یا خود در نقاط دیگر مسکن گزیده­اند، در سرزمین آبا و اجدادی خود واقع در استان‌های شمال غربی و غرب کشور زندگی می‌‌کنند و سرزمین خود را کردستان می‌‌نامند که استان کردستان فقط جزئی از آن است.

نقل از: حزبی برای اکنون و آینده ایران

هيچ “ملتی” به زور به ايران نپيوسته است؛ ‏كشوری است با اقوامی با زبان‌های گوناگون و پا پیروان مذهب‌های گوناگون که از پگاه تاريخ با يكديگر در آن زيسته‌اند و ‏پشت به پشت هم اين اندازه از نياخاك را تا اينجا نگهداشته‌اند و ما با هر وسيله و به هر بها ديگر اجازه ‏نخواهيم داد از اين كوچك‌تر شود. ايران در مرزهای كنونی‌اش هسته اصلی هر دولتی بوده كه بر ايران ‏فرمانروائی كرده است ـ از مادها تا امروز. نامش هم از دوهزار سال پيش همين بوده است. چنين كشوری ‏را چند مليتی نمی‌توان ناميد و در حالی‌كه بيشتر اقوام ايران هركدام به نوبه خود گاه تا سده‌ها حكومت را ‏در دست داشته‌اند از ستم ملی يا قومی نيز نمی‌توان سخن گفت.

.

استقلال و تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران برای ما از همه بالاتر است. حتا از خودِ ما

سخن سردبیر / مسعود دبّاغی / نقل از: فصلنامه ایران بزرگ فرهنگی / شماره ششم

به‌بیان ساده، آثار این رژیم فاسد را اگرچه تنها می‌توان با اقدامات رادیکال از میان برد، امّا این انقلاب ملّی، برخلاف تصوّر عدّه‌ای از بازماندگان انقلاب پنجاه‌وهفت، به‌معنای تداوم وضعیّت شورش علیه میراث مشروطیّت نمی‌تواند باشد، بلکه گسستی از کلیهٔ‌ پندارهای پنجاه‌وهفتی است، و احیای آنچه در آن انقلاب از دست رفت. نتیجه اینکه انقلاب ملّی ما، در ادامهٔ اقدامات رادیکال رضاشاه علیه شجرهٔ خبیثهٔ قجری است که به تٲسیس دولت ملّی و حکومت قانون انجامید. امّا این انقلاب علیه وضعیّت اضطراری انقلابی چند دههٔ‌ اخیر است و مقصودی جز احیای نهادهای سابق ندارد.

.

فصلنامۀ ایران بزرگ فرهنگی فصلنامۀ ایران بزرگ فرهنگی / شماره هفتم / شهریور 1402 / 2582 شاهنشاهی / منتشر شد ***‌ ‌ فصلنامۀ ایران بزرگ… 

فرازهایی از سخنان داریوش همایون /

گذشته اين ايران در سه هزاره است و آينده‌اش در غرب، در جهانی که مرزهايش منظومه شمسی است. اين ايرانی است که دارد از قالب فکری عرب ـ اسلامی بيرون می‌آيد و جهانی می‌شود. مسئله آن ديگر سازگار کردن پيشرفت و آزادی با جزميت و تامگرائی و ذهن توتاليتر نيست (که معادل فلسفی و جامعه شناسی مسئله رياضی غيرممکن «تربيع دايره» است)؛ بدور افکندن «پوست» شعر مولوی است، حتا در شعر خود او؛ دريدن هر پوستی و شکستن هر قالبی است؛ درآمدن از انديشه باطل اصلاح مذهبی بجای اصلاح سياسی و اقتصادی است.

کدام اسلام؟ نه «این اسلام» و نه «آن اسلام»! / فرخنده مدرّس

در شرایطی که شمع وجود میهن، به عنوان نتیجۀ مصیبت‌بار داعیۀ قدرت و استقرار نظام اسلامی،‌ رو به خاموشی‌ گذاشته است، و ضربه‌های آخر به هستی این کشور، به عنوان پیامد چهل و اندی سال «سیاست‌های استراتژیکی اسلامی» تدارک می‌شوند، سخنان «آیت‌الله علوی بروجردی» نه تنها پس افتاده از زمان و بی‌تأثیر بر موقعیت پرخطر کشور، بلکه تنها بیان بخشی از حقیقت است، که کمکی به دو ضرورت، یعنی پایین کشیدن رژیم اسلامی از قدرت و بیرون بردن دیانت از سیاست نمی‌کند.

شانه بر زلف سخن / رضا فرخ‌فال

‌ ‌

سطرهایی از سرآعاز کتاب:

کس چو حافظ نَگشاد از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلفِ سخن را به قلم شانه زدند ــ حافظ

آرامش دوستدار در کتابش، زبان و شبه زبان، فرهنگ و شبه فرهنگ، با نقل بیت بالا از حافظ می‌پرسد، «…آیا اندیشه نقاب دارد؟» و خود پاسخ می‌دهد که «تصور نمی‌کنم.» از دیدگاهی ادبی مشکل از همین‌جا با آرامش دوستدار آغاز می‌شود، هرچند که این مشکل فقط یکی از نمودهای مشکلی است که با خواندن کتاب دوستدار جای جای با آن روبرو می‌شویم. این مشکل در واقع برخورد دوستدار با زبان به طور کلی و زبان فارسی و به ویژه زبان شعر است.

به طور کلی می‌توان گفت که در این کتاب ما نه با مشکل زبان فارسی که با خود آرامش دوستدار همچون یک مشکل روبروییم.

قدردانی از تقویت پیکار ملی ایرانیان / فرخنده مدرّس

برانگیخته شدن خشمِ کسانی‌ که، «جاه‌طلبی‌های» خُرد و بی‌مقدار خود را در برابر پیکار ملت ایران، ارجح می‌دارند، پس از هشداری که دکتر طباطبایی دادند، دور از انتظار نبود. همچنین انتظار می‌رفت که کینه‌توزی کسانی که روزشمار تجزیۀ ایران هستند، یا خود را متحد سیاسی، تاریخی و «طبیعی» سازمان‌های تجزیه‌طلب می‌دانند، علیه دکتر طباطبایی اوج تازه‌ای گیرد. نه آن خشم و نه این کینه‌ورزی هیچ‌کدام دور از انتظار نبود. اما شگفتی‌آور تنگ شدن خُلق دوستانی‌ بود که مدعی دفاع از پیکار ملی ایرانیان هستند و آرزوی بیرون آمدن پیروزمندانۀ ایران از بند رژیم اسلامی را دارند.

یک توضیح / جواد طباطبایی

من می‌دانم که جاه‌طلبی برخی از این بانوان مانند طاعون است که – به تعبیر زیبای یک رجل سیاسی ایتالیایی – تنها می‌توان از آن فرار کرد. این یادداشت ناچیز را برای جوانان وطن می‌نویسم که بدانند کسانی که «آدم‌های خنده‌دار» دست آنان را می‌گیرند و در دست مکرون می‌گذارند، شاید، هدف‌هایی را دنبال کنند که جوان ایرانی را از چاله درآورد و در چاه بیفکند!

سازمانهای تجزیه طلب و افرادی چون خانم حکاکیان باید بدانند؛ همانگونه که برای تمامی ملتهای جهان حفظ و بقای سرزمینشان اصل اساسی و تعیین کننده… 

پایندگی پیمان ارتش ملی ایران برای دفاع از تمامیت سرزمینی و وحدت ملی / فرخنده مدرّس

ارتشیانی که از چنگ جوخه‌های اعدام حکومت نوخاستۀ انقلابی رسته بودند، محروم از حمایت و جریحه‌دار از بدعهدی مردمان خود، و به رغم آن‌که فردایشان تیره‌ می‌نمود، اما، زیر فرماندهی «تیمور لنگی» دیگر، در آن جنگ هشت ساله شرکت جسته، دلیرانه سینه‌هایشان را دیواری ساختند و از میهن‌ و از مرزهای کشور دفاع کردند. افسران و سربازان ایران از آزمایش وفاداری به پیمان دفاع از ایران، از میان آتش و خون سرفراز بیرون آمدند. از آن پس بود که ورق برگشت و ارتش بار دیگر در نگاه ملت عزت خود را بازیافت و ایرانیان بدان باردیگر به ستایش و احترام نگریستند و ایدۀ ارتش بار دیگر در حافظۀ ایرانیان رو به روییدن نهاد. و از آن پس بود که ارتشِ باقی مانده در دست و اختیار رژیم اسلامی به نقطۀ امید و اتکای ایرانیان، برای روز مبادای ایران، بدل گشت.

اصلاح‌طلبان در نشئۀ فریب / فرخنده مدرّس

پیکار امروز ایرانیان، به سرکردگی جوانان، برای آزادی، برای حقوق برابر انسانی و برای ایران ا‌ست. پیکاری‌ست که نه تنها تمام موجودیت و هستی نظام اسلامی را به لرزه انداخته، بلکه تمام نفوذ و سلطۀ فرهنگ اسلامی آن را نیز در برابر پرسش‌های اساسی و گذار ریشه‌ای از آن قرار داده است.

… / داریوش همایون

آمادگی بیشتر ایران برای یک نظام دمکراتیک، ساخته بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، برجسته‌ترین ویژگی آن و بهترین نشانه نقش سازنده‌ای است که ایران در… 

در ایران، اندیشۀ حقوقی، به خلاف اندیشۀ سیاسی، سابقۀ طولانی ندارد. در تاریخ ایران، حقوق دو دورۀ باستانی ــ با توجه به منابعی که در دسترس است، به طور عمده، ساسانی ــ و دورۀ اسلامی شناخته شده است و دربارۀ برخی از وجوه این دوره نیز پژوهش‌های بسیار اندکی صورت گرفته است. در یک تقسیم‌بندی دیگر، در دورۀ اسلامی، می‌توان دو دورۀ قدیم و جدید را از هم تمیز داد. برحسب معمول، پیروزی مشروطیت، صدور فرمان مشروطیت و تدوین مجموعه قانون‌های نظام جدید حقوقی را آغاز دوران جدید می‌دانند.

بار دیگر دربارۀ عمق استراتژیکی ایران و وضع کنونی / جواد طباطبایی

یادداشت‌هایی که به تدریج از این پس به خوانندگان عرضه می‌کنم، چنان‌که آرنت در عنوان فرعی کتاب میان گذشته و آینده آورده هم‌چون «تمرین‌های در اندیشۀ سیاسی» است. پیشتر نیز یادداشت دیگری دربارۀ لقلقۀ لسانی به نام «عمق راهبردی» منتشر کرده و گفته بودم که مسئولان ج.ا. در دام اهل ادب فرهنگستان افتاده و گمان کرده‌اند که می‌توان با واژه‌ها بازی و، جهت «پاسداشت پارسی»، برای هر واژه‌ای معادلی درست کرد.

از: داریوش همایون

جهان اسلامی هیچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عرب‌هاست. ما همواره ایرانی مانده‌ایم و نه آن دویست سال تاراج و کشتار و ویرانی… 

یک توضیح دربارۀ سخنان امروز جان بولتون / جواد طباطبایی

ایران، مانند همۀ کشورها، منافعی دارد و منطق تأمین همین منافع، و معیار این منافع، است که دوست را از دشمن تمیز می‌دهد و گرنه ما دوست و دشمن ابدی نداریم. بولتون و همفکران او به دنبال پیاده کردن نقشۀ خاورمیانۀ جدید هستند که یکی از مهم‌ترین هدف‌های آن نابودی ایران و تبدیل آن به چیزی شبیه به «ایرانستان» است. همۀ ایرانیان، اگر تنها یک هدف داشته باشند، آن هدف باید دفاع از ایران باشد، به قول میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام : «به مردی یا نامردی»! از همۀ قرائن موجود چنین برمی‌آید که این دفاع از ایران «به مردی» ممکن نخواهد شد. جای شگفتی است بولتون آبی به آسیاب مسئولان ایران می‌ریزد که برخی از آنان نیز در مواردی چنین ادعاهایی دارند.

درد مزمن «خدعه» و «فریب» / فرخنده مدرّس

تشبث به «فریب» و «خدعه» در توجیه عمل انقلابی و استقرار نظام اسلامی، و بکارگیری آن در توضیح بنیاد عمل نیروهای قد و نیم‌قد انقلاب اسلامی در ایران، از جمله فقهای در قدرت، چنان متداول شده و قوت گرفته که گویی توضیح انقلاب اسلامی و پیامدهای آن را همین «نظریه» فریب‌خوردگی و فریب‌کاری کفایت کرده و هر توضیح تاریخی و ریشه‌ای دیگری را بیهوده و بی‌اعتبار می‌کند. و در صدر این بی‌اعتباری البته عبارت مهم، تکان‌دهنده و پردامنۀ «جهل دلیل نیست» را از رونق می‌اندازد

شاهزاده رضا پهلوی در یک نشست خبری گفت که باید برای سقوط جمهوری اسلامی آماده و متحد شد. او از نیروهای مسلح، مخصوصا ارتش خواست… 

هیچ «شکافی» در میان نیست، پیروزی با وحدت ملی‌ست! / فرخنده مدرّس

وحدت تاریخی و یکپارچگی ملی که امروز خود را، بار دیگر در یک قامت واحد پدیدار ساخته و خویشتن را، تمام قد، به نمایش گذاشته است، را نمی‌توان با اتحاد عمل نیروهای سیاسی گوناگون و چانه‌زنی‌های کوته‌بینانه اشتباه گرفت. طبیعی‌ست که هر اتحاد عمل سیاسی، بر مبنای پذیرش این وحدت  ویکپارچگی ملی وتعهد به تمامیت سرزمینی کشور، می‌تواند موجب تقویت رستاخیز ملی علیه رژیم اسلامی باشد، اما چنین اتحادی سیاسی را نمی‌تواند به هر قیمت، از جمله به قیمت پاشیدن تخم لق و لغو علیه همین وحدت و یکپارچگی، به نام وجود «شکاف‌های» خیالی، در این پیکر واحد پذیرفت؛.تخم‌های لغو ولقی که امروز توسط مزورانِ دورویِ سیاست‌باز پراکنده و کشت می‌شوند، تا نوبت برداشت محصولِ ازهم‌پاشی ایران فرا رسد.

Azadi

نسل امروز ایران نه پیرو شریعت است و نه دنباله‌رو شریعتمدار

آقای حسن شریعتمداری، نسل امروز ایران، با مشاهده چهل و اندی سال از دشمنی‌های آشکار و پنهان حکومت اسلامی با بقای ایران، عزم خود را جزم کرده و می‌خواهد از رژیم اسلامی امت‌گرا، عبور کرده و ایران را از این وضعیت روانپارگی تاریخی ـ اسلامی، ایرانی ـ بیرون آورد.

آقای حسن شریعتمداری، ملت یکپارچه ایران؛ در سراسر ایران نشان دادند که همه پشت و پناه یکدیگرند، و با تمام تنوعات تباری، زبانی، جنسیتی، عقیدتی و آیینی، ملتی یکپارچه‌اند. مردم ایران در این جنبش ملی خود بعنوان ملت یکپارچه در پی بازپس گرفتن حقوق ملی خود می‌باشد، نه حقوق سیاسی اتنیک‌های ایران.

آقای حسن شریعتمداری مردم ایران امروز، نه دنباله‌رو خلق مسلمان هستند و نه خلق‌های دیگر. مردم ایران؛ با سر دادن شعار «سنندج، زاهدان، چشم و چراغ ایران»، در یک کلام، به شعار «جانم فدای ایران» معنا بخشیدید.

آقای حسن شریعتمداری، همۀ ایرانیان در ایران و در بیرون ایران به روشنی با سوابق شما آشنایند و بدرستی می‌دانند که، وقتی شما از شکافِ گروه‌های اتنیکی سخن می‌گوئید در اصل در پی اهداف گفتمان تجزیه‌طلبی خود بوده و بدان جان می‌بخشید و از تمامیت سرزمینی و یکپارچگی ملت ایران جان می‌ستانید.

ـــــــــــــــــــــ

ارزیابی حسن شریعتمداری، از صحبت‌های شاهزاده رضاپهلوی

https://twitter.com/i/status/1583187098156552193

قدرت مردم متحد

متن کامل سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی روز پنج‌شنبه ۲۸ مهر با حضور خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها

بُرندگیِ «سلاح خودآگاهی ملی» / فرخنده مدرّس

تبیین گام به گام «انقلاب ملی» به نشانۀ بیداری دو باره ملتی‌ که از خود غافل شده بود، بیش از هرچیز دل در گرو به نتیجه رساندن یک نبرد تاریخی‌ دارد. بیانگر اهمیت تاریخی این «رستاخیز ملی»ست و بیش از آن‌که «نظام را بکار آید» بکار همین رستاخیز می‌خورد، تا سترگی و اهمیت و جدیت و ژرفای تاریخی هدفی که بدان برخاسته است را دریابد. تبیین و توصیف «شکست‌ناپذیری» ملتی تاریخی که به «خودآگاهی ملی» رسیده باشد، خرد و فهمی نیست که بکار قوم حرامی اشغالگر سریر سیاست ملتِ ایران آید، که با ایدئولوژی مبتنی بر اعلام مرگ این ملت تاریخی، به قدرت رسید. این آن خرد و فهمی‌ست که بکار تعمیق درک و به ژرفابردن این پیکار ملی و اشاره به وظایف آن می‌آید.

نقش پادشاه به عنوان نماد یگانگی ملت ایران

آشتی دادن میان نقش پادشاه به عنوان یک شخصیت سیاسی و رهبر پیکار، و نقش او به عنوان نماد یگانگی ملت ایران، با وفادار ماندن به روح و آرمان‌های مشروطیت و وارد کردن آنها در کارکردهای روزانه میسر تواند شد. پادشاه باید فعال‌تر شود و به مرکز دایره تلاش‌ها بیاید. باید هواداران پادشاهی مشروطه را به سازمان دادن خود یاری دهد. باید ایرانیان را از گرایش‌های سیاسی گوناگون به پیکار مشترک برای رهائی و بازسازی یک ایران دموکراتیک و پیشرو بخواند، و اینهمه را می‌توان با اعتقاد به چندگانگی (پلورالیسم) در سیاست و جامعه، با باز نگهداشتن درهای گفت و شنود، با احترام گذاشتن به نظر‌ها و گرایش‌های گوناگون انجام داد.

فراز و نشیب آزادی زنان / داریوش همایون

این پندار که می‌توان در کنار فولکلور مذهبی زیست و آن را دست آموز کرد، می‌توان هم آن را نگه داشت هم پیش رفت، به انقلاب اسلامی انجامید. ظاهر و باطن را نمی‌توان از هم جدا کرد. نگه داشتن ظواهر و کوشش نیمه کاره در دگرگون کردن باطن امور، همچنانکه نگه داشتن باطن و دلخوش بودن به تغییرات ظاهری، اینهمه، فریب دادن خود و به عقب انداختن زمان روبرویی با حقیقت است. باید از درون و بیرون اصلاح شد وگرنه از درون و بیرون شکست خواهد بود.

بیرون آمدن از «رستگاری در روانپارگی»

نسل امروز ایران، با مشاهده چهل و اندی سال از دشمنی‌های آشکار و پنهان حکومت اسلامی با بقای ایران و همچنین با آگاهی از روانپارگی 1400 ساله ایرانیان در برابر اسلام و زندگی در وضعیت «دوپارگی»، عزم خود را جزم کرده و می‌خواهد از رژیم اسلامی امت‌گرا، عبور کرده و ایران را از این وضعیت روانپارگی تاریخی بیرون آورده و ایرانی را بنا کند که دیگر با این شعر بهار که می‌گوید: «گرچه عرب زد چو حرامی به ما /  داد یکی دین گرامی به ما.» آینده ایران را ادامه ندهد. نسل امروز ایران می‌خواهد در جهان امروز و با سطح جهان امروز زندگی کند و نمی‌خواهد با اسلام بیندیشد و آینده‌اش را با اسلام تعریف کند.

شکست محتوم، سرانجام ایدئولوژی«ولایت» و «امت» / پرویز خسروی

تشبث فریبکارانه به فرهنگ و تاریخ ملی ایرانیان و مفاهیمی هم چون «وطن» یا میهن و «ملت» و «ملی» که هیچ نسبتی با ایدئولوژی امت‌گرایانه حکومت اسلامی ندارد، در چند دهه گذشته متناسب با قدرت و ضعف حکومت به درجات متفاوت مورد سواستفاده حکومت فاسد و تا مغز استخوان ضدملی قرار گرفته است. اما آنچه از جانب آنان واقعی و اصالت داشته بر باد دادن هستی «ملت ایران» بوده است. حکام اسلامی دهه‌هاست که در اوهام خود و درسراب ساختن «امت» اسلامی یمنی ـ سوری ـ لبنانی ـ عراقی، تمامیت و یکپارچگی ارضی ایران را به گونه‌ای جدی به خطر انداخته و اکنون که بساط قدرت ضدملی خود را درخطر فروپاشی می‌بینند، رذیلانه نگران «تجزیه ایران» شده‌اند.

شما از کی نگران تمامیت ارضی ایران شدید؟! / محمد محبی

‌ ‌

اعضاء و فعالان تراست مذکور، ــ (تراست ایران‌ستیزی) ــ ، زیادی دروغ بزرگ «نبود حافظه تاریخی در میان ملت ایران» را باور کرده‌اند، جماعتی که هیچ‌گاه در طول حیات سیاسی خود دغدغه ایران نداشتند، و تمام عمر و سرمایه خود را برای یکی از ایران‌سوزترین وقابع تاریخ یعنی انقلاب پنجاه‌وهفت و تداوم اهداف و ایدئولوژی‌های آن خرج کردند، انقلابی که بیشترین ویرانی و بدبختی را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورده است، حالا در کمال بی‌شرمی، به جنبشی حمله می‌کنند که کوچک‌ترین نمود قومیتی ندارد و زیباترین نشانه‌های اتحاد و همبستگی و درهم‌تنیدگی ایرانیان در آن مشاهده می‌شود.

خبرگزاری تسنیم، اکبر گنجی خدعه‌ای دیگر به حال خود کنید! / فرخنده مدرّس

از همان نخستین لحظه‌های انتشار خبر قتل مهسا، ایران سراسر بپا خاست و یکصدا فریاد زد: «می‌جنگیم، ‌می‌میریم  ایران رو پس می‌گیریم»، «کردستان کردستان چشم و چراغ ایران»، «از زاهدان تا تهران جانم فدای ایران»… این فریاد نسلی‌ست که داریوش همایون در نبرد علیه رژیم و فرهنگ اسلامی به آن دل و امید بسته بود. این نسل‌، نسل بلافصل افکار داریوش همایون است. اما افراد مسخ شده در فرهنگ اسلامی و ضد ایرانی هرگز نتوانستند این روحیۀ ملت ایران را دریابند و به این راز سرگشاده پی‌ببرند که؛ مهمتر و قدرتمندترین نیروی پاسداری از تمامیت ایران و جلوگیری از هر حملۀ بیگانه و درهم شکننده هر قوای تجزیه‌طلبی، همین وحدت ملی و اتحاد و یکپارچگی ملت ایران و در سراسر این مرز و بوم از پس هزاره‌های تاریخ این ملت است. دلبستگی، حساسیت و هشیاری چنین ملتی را نمی‌توان به بازی گرفت و تردید بدان روا داشت. آقای گنجی و سایت تسنیم بهتر است خدعه‌ای دیگر به حال فلاکت‌بار رژیم خود کنید.

هر نسلی پیروزی خودش را دارد / فرخنده مدرّس

در چنین شرایطی، که فرزندان‌مان، در خیابان و خانه و مدرسه و دانشگاه، عزم به پیکاری بی‌باکانه، کرده‌اند، جز به تشویق پدران و مادران و مردم سراسر ایران، برای حضور میلیونی و پیوستن به پیکار فرزندان و جز به تشویق اعتصاب‌های سراسری برای دفاع از کودکان دبستانی و جوانان دبیرستانی و دانشگاهی، برای شکستن کمر رژیم مافیایی و این گروه حرامی، چه می‌توان بر زبان آورد؟ در چنین شرایطی، اگر نمی‌توانیم در عمل یارشان باشیم، با اخذ زبان‌های تخطئه‌گرانه‌ و با کلام پر نیش و کنایه نیز بار خاطرشان نشویم.

ضرورت رای اعتماد به نماد وحدت ملی و حامل ارزش‌های مدرن / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با علیرضا کیانی

حق افراد است از شاهزاده خوش‌شان بیاید یا از او نفرت داشته باشند یا شیفته و شیدای او باشند یا انتقادهای کم و زیاد داشته باشند. بحث من اساسا چیز دیگری است. بحث من درباره ظرفیت‌ها و ویژگی‌های ایشان و جایگاه ایشان است که نوع نگاه و احساس ما به ایشان و خانواده پهلوی، تاثیری در کم و کیف آن ندارد. مثال می‌زنم. ببینید؛ مهم‌ترین و یا دستکم یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های نهایی سرنگونی یک رژیم و برآمدن نظم جدید، نوع تصمیم‌گیری نیروهای نظامی است. نیروی نظامی اگر به رژیم مستقر پشت کند و به مخالفان رو بیاورد تقریبا کار رژیم مستقر تمام است. من از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی می‌پرسم چه فرد دیگری می‌شناسند که احتمال می‌دهند نیروهای نظامی کشور در صورت تصمیم برای پشت‌کردن به سیستم به او رجوع کنند و او را در اندازه‌ای بدانند که به عنوان طرف مذاکره و گفتگوی خود انتخاب کنند؟ من جز شاهزاده کسی را نمی‌شناسم. به ویژه که پیشینه نظامی هم دارد. این برد و نفوذ شاهزاده هم از برد و نفوذ مردمی‌اش می‌آید.

انقلاب ملّی، پدیدار وحدت ملّی / مسعود دباغی

‌ ‌

‌ سوای تاثیرگذاری بلندگوهای گلوبال که به خدمت این جنبش ملّی درآمده‌اند، آن‌چه باعث می‌شود که جهان مدرن با ایران هم‌ذات‌پنداری کند، مدرن بودن جنبش است. پشتیبانی مردان از زنان و حضور این دو به وجه انسانی‌شان در مبارزه با فرقه‌ای که علیه ارزش‌های مدرن شکل گرفته است.

زن پاشنۀ آشیل رژیم اسلامی‌ست / فرخنده مدرّس

با تقدیر ستایش‌گرانه از جوانان دلیر کشورمان و به یاد زادروز داریوش همایون

‌ ‌

استواری در خواستِ رفع تبعیض و دفاع از حقوق برابر و آزادی‌های زنان می‌تواند، سلامت و تداوم مبارزه، تا مرحلۀ پیروزی نهایی بر این رژیم و فرهنگ اسلامی آن را تضمین نماید. زیرا، همان‌طور که در افق دید و افکار عمومی به درستی نقش بسته است؛ زن و مبارزات زنان پاشنۀ آشیل حکومت اسلامی‌ و فرهنگ آن‌ست.

انقلابِ «ملّی» در انقلاب اسلامی / بخش نخست تا، بخش پایانی / جواد طباطبایی

نخستین بار در تاریخ معاصر ایران است که نسلِ جدید آن در حسرت کربلاهای بسیار گذشته نیست، بلکه، «یک دست جام باده و یک دست زلف یار»، به میانۀ میدان آمده و آمادۀ دست‌افشانی است. آن‌چه در این پدیدار شدن نسل جدید شگفت‌انگیز است، و البته درافتادن با او را مشکل می‌کند، این است که ساحت جهانی و تجددخواه او مانع از بسط ساحت آگاهی ملّی او نشده است. نسل متفاوتی از ایرانی پا به میدان گذاشته است، از او شگفتی‌ها پدید خواهد آمد؛ آن‌چه من می‌توانم بگویم این است که از میدان بیرون نخواهد رفت!

انقلابِ «ملّی» در انقلاب اسلامی / بخش نخست / جواد طباطبایی

کوشش برای تبدیل یکی از کهن‌ترین ملّت‌ها به امّت‌‌ـ خلق‌ها بزرگ‌ترین اشتباهی بود دو طیف مذهبی و ضد مذهبی انقلاب 57 مرتکب شدند. همۀ وقایع روزهای اخیر – و ماه‌ها و سال‌های پیش از آن – دلیلی بر این تحول شگرف در کشور است که ملّت ایران انقلابی «ملّی» در انقلاب کرده‌اند و آن را پیش می‌برند. این «انقلاب ملّی» تنها در ایران ممکن بود، و اینک که ممکن شده است پیش می‌رود.

..

آنچه این اعتراضات را متمایز می‌کند، پیشگامی زنان شجاع و حق‌طلب، با پشتیبانی و هم‌آهنگی مردان آزادیخواه است که از دانشگاه و بازار تا خیابان‌های سراسر ایران، فریاد بلند «زن، زندگی، آزادی» سر می‌دهند، با هم می‌ایستند، و تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد تفرقه و شکاف بین هم‌میهنان کُردمان و بقیه ملت ایران را نقش بر آب می‌کنند.

تحقق آگاهی ملی در نهادهای عقلانی مدرن / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با مسعود دباغی

‌ ‌

آگاهی ملّی از حاصل جمع جبری آگاهی‌های فردی ساخته نمی‌شود، بلکه آگاهی ملّی ساحتی فراتر از آگاهی افراد جامعه دارد، و در وضعیت کشور ایران هم‌چون بسیاری دیگر از کشورها جز از طریق برپایی نهادهای عقلانی مدرن به شیوه‌ای که رضاشاه بنیان گذاشت، امکان تحقق آن وجود ندارد، اگرچه آمرانه و اگرچه نیز که خواست ملّی با آن بیگانه نبوده است.

‌ ‌فرازهایی از سخنان داریوش همایون

“عرف ترافیک تهران” / آیندگان 31 تیر 1349 / داریوش همایون

اکنون هر پیاده رو در خیابان باید رانندگان را کم‌وبیش جانیانی تلقی کند که در قصد جان اویند. و هر راننده عابران و رانندگان دیگر را تسمیه دیوانگانی که در بند جان خود و دیگران نیستند و اصرار دارند خود را به کشتن بدهند. تنها در این صورت است که دو طرف می‌توانند از حرکات یکدیگر نتایج درستی بگیرند که به جلوگیری از تصادف و سانحه بیانجامد. آنچه ما در وسط خیابان می‌کنیم به چشم ناظری ناآشنا با “عرف ترافیک تهران” بی‌تردید بی‌شباهت به حرکات “جانیان و نیمه دیوانگان” نخواهد آمد.

لیبرال کردن آموزش / آیندگان 30 تیر 1349 / داریوش همایون

“لیبرال”‌تر کردن آموزش خصوصی ظاهراً آخرین مشکل آموزش در جامعه‌ای با اقتصاد مختلط است که در آن تسلط دولت نامحدود نیست و توانایی آن در بسیج کردن همۀ منابع ملی سخت اندک است و با همۀ بی‌میلی که اکثریتی از کارکنان آن دارند، باید هرچه بیشتر و در زمینه‌های گوناگون‌تر از مردم کمک بخواهد.

چهار گفتمان، چهار نسل ایرانی / گفتگوی حسین مهری با داریوش همایون

مشکل امروزی جامعه ایرانی هم همین نسل سوم است. یعنی نسل سوم و نسل انقلاب، نه‌تنها مسئول به‌وجود آوردن انقلاب بود، نه‌تنها شرایط پیروزی انقلاب را فراهم کرد با طرز تفکرش، با کارکرد‌هایش، با اشتباهاتش و با زیاده‌روی‌هایش، بلکه میراث‌اش را به پس از انقلاب هم کشانید. ما می‌بینیم که انقلاب شده است، بیشتر افراد این نسل سوم یا شکست‌خورده‌اند یا از کشور بیرون افتاده‌اند و یا اگر در ایران هستند از هیچ کار برنمی‌آیند. نسلی است به‌کلی باخته. ولی گفتمان این نسل سوم چیست؟ گفتمانش‌‌ همان گفتمان پیش از انقلاب و دوران انقلاب است.

در ایران، اندیشۀ حقوقی، به خلاف اندیشۀ سیاسی، سابقۀ طولانی ندارد. در تاریخ ایران، حقوق دو دورۀ باستانی ــ با توجه به منابعی که در دسترس است، به طور عمده، ساسانی ــ و دورۀ اسلامی شناخته شده است و دربارۀ برخی از وجوه این دوره نیز پژوهش‌های بسیار اندکی صورت گرفته است. در یک تقسیم‌بندی دیگر، در دورۀ اسلامی، می‌توان دو دورۀ قدیم و جدید را از هم تمیز داد. برحسب معمول، پیروزی مشروطیت، صدور فرمان مشروطیت و تدوین مجموعه قانون‌های نظام جدید حقوقی را آغاز دوران جدید می‌دانند.

یک نکته دربارۀ آبراهامیان و مشروطیت / جواد طباطبایی

اگر مشروطه از شریعت و مشروعه گرفته شده بود، و به معنای مطابقت قوانین دنیوی با شرع الهی بود، پس، دعوای طرفداران مشروعه و هواداران مشروطه سر چه بود؟ تاریخ‌نویس و مترجم وطنی ما نیز مثل همه چیزمان است. این هر دو از همان آسیب های بی شعوری، بیسوادی و حقه بازی رنج می برند. اینان دست در دست هم، با اهدافی که هنوز همۀ ابعاد آن روشن نشده، تاریخ جعل می کنند تا بتوانند از نمدِ تاریخ کشوری کلنگی کلاهی برای خود بدوزند. ملتی که دانشگاه آن نتواند تاریخ خود را بنویسد دلالان انترناسیونال ورشکسته برایش تاریخ می نویسند و با این تاریخ‌نویسی انتقام شکست خود را از کشوری می گیرند که رفقای آبراهامیان نتوانستند آن را دست بسته تحویل کشور شوراها بدهند.

رضاشاه، ارتش و نظام مدرن / مسعود دباغی

ضرورت ارتش برای کشورها، محض برخورداری از نیرویی نظامی نیست. ارتش هر کشوری، نماینده‌ی نظام آن کشور است. ارتش نماینده‌ی نظم مدرنی‌ست که هر کشوری عملا می‌بایست داشته باشد. پیش از آن‌که هر نظریه‌ای درباره‌ی شیوه‌ی تشکیل و انسجام کشوری بتواند فراتر از کاغذها معنایی در واقع بیابد، می‌بایست اراده‌ی عمومی یک ملّت را به طریقی بر وضع کشور عامل کرد. این، ممکن نیست مگر از مسیر نظام سلسله‌مراتبی که در نهادهای مدرن وجود دارد. نظمی که نخست‌بار در ارتش‌های جدید نمود یافت، و ازین‌رو برای ساختن کشوری بر روی ویرانه‌هایی، از ارتش باید آغاز کرد. در ارتش هرکس در زمان مشخصی در جای مشخصی مشغول کار مشخصی‌ست که ماحصل آن مکتوب شده، و بازخورد آن با اعداد و ارقام سنجیدنی‌ست. اراده‌ی نخست‌وزیر، رئیس‌جمهور یا پادشاه هر‌کشوری از طریق نظام سلسله‌مراتب از بالا به پایین منتقل می‌شود. اگر این اراده بر پیشرفت قرار گرفته باشد، تحولات عمیقی در اوضاع آن کشور ایجاد می‌کند؛ نظیر آن‌چه رضاشاه انجام داد.

رساله در انتقال حقوق عمومی / جواد طباطبایی

سبب این‌که اینک به انتشار این دفتر دلیر شده‌ام این است که تاریخ و فلسفۀ حقوق بحثی مغفول در نظام دانشگاهی ایران است و تا کنون هیچ نوشته‌ای از استادان دانشگاه مادر در این باره صادر نشده است که، نمی‌گویم بتواند حقِّ مطلب را ادا کند، بلکه طرحی از این بحث را عرضه کرده باشد. این دفتر هم‌چون تکمله‌ای بر رسالۀ مفصلی است که با عنوان قدیم و جدید در فلسفۀ حقوق به دست خواننده خواهد رسید که تدوین نهایی آن نیز تاکنون به عهدۀ تعویق افتاده است. این دفتر اخیر بحثی در فلسفۀ حقوق در ایران در تحول آن از قدیم به جدید است.

درآمد بر تحقیقی دربارۀ مشروطیت ایران / جواد طباطبایی

مشروطیت مهم‌ترین رخداد تاریخ معاصر ایران و یکی از انقلاب‌های مهم جهانی برای برقراری حکومت قانون است، اما این فرق عمده را با همۀ آن انقلاب‌ها دارد که دربارۀ آن‌ها انقلاب‌های دیگر یک کتابخانه نوشته‌اند، در حالی‌که آن‌چه تاکنون دربارۀ مشروطیت نوشته شده در بهترین حالت حتیٰ به دو سه دوجین هم نمی‌رسد.

«سیرآفاقیِ» لاقید زمان و مکانِ روشنفکران تاریک‌اندیش / فرخنده مدرّس

‌ ‌

به نظر ما خالی بودن دست مرادی طادی همچون مصیبتی او را گرفتار کرده است، از هر طرف که می‌خزد، به دیواره‌های همان سد سکندر و حضور «سخن طباطبایی» برمی‌خورد! درست است که در عسرت نظری و مفهومی مجبور است ظاهر آن سخنان را به‌کار گیرد و استنادات خود را با آن «سخن» مستند کند، اما در عین حال، با سرداشتن در آبشخورهای دیگری همانند «مرگ ایرانشهری» و طرح «ادارۀ دموکراتیک جامعه با امکانات فقه سیاسی» چاره‌ای ندارد که بگوید با آن‌ها مخالف است. زیرا می‌داند؛ دستگاه نظری ـ تاریخی دکتر طباطبایی «چشم مسلح» تشخیص عناصر جدید در قدیم فرهنگ و متون اندیشیدن ایرانی‌ست و بسط و احیای نوآیین آن «جدیدهای در قدیم» در این دستگاه نظری با رویکردی نوآیین ممکن است. «نظریۀ دوره‌بندی تاریخ ایران» در این دستگاه نظری ویژۀ این تاریخ است. از این ویژگی‌ست که بوی استقلال ایران از «جهان اسلام» به مشام می‌رسد. شرح تاریخ پایداری فرهنگی یک ملت تاریخی‌ست، حتا اگر پیروز نشده باشد، اما وجود نوعی از آگاهی ملی در او مانع از پیشبرد اهداف اسلامی امت‌گرایان و روشنفکران تاریک‌اندیش ضد ایران است.

‌ ‌

در دفاع از ایران‌گرایی / میزگرد شماره چهارم «فریدون»

نه صرفا برای کنشگران میهن‌پرست ایرانی بلکه به نظر می‌رسد حتی برای شهروندان عادی ایرانی نیز، ایران‌گرا بودن امری بدیهی است. برای آنان این مسئله که سیاست‌گذاری‌های کلان بایستی در جهت خدمت به ایران و تامین منافع شهروندان ایرانی باشد امری قطعی به نظر می‌رسد؛ ولی مسئله این است به واسطه سلطه رژیم امت‌گرای جمهوری اسلامی بر مقدرات کشور طی چند دهه اخیر، این امر بدیهی و قطعی با پرسش‌هایی روبرو گردیده است که لازم است به آن‌ها پرداخته شود. به ویژه وقتی وجود دیگر رویکردهای ضدایرانی همچون رویکردهای تجزیه‌طلبانه یا کمونیستی را هم در نظر بگیریم، بیشتر به این ضرورت می‌رسیم که ایران‌گرایی بایستی از منظر دیدگاه‌های کارشناسانه تعریف و تبیین شود و تلاش شود در حوزه‌های مختلف برای آن بنیان‌های نظری استوار ایجاد شود. بر این اساس از چهار کارشناس، دکتر محمدرضا جهان‌پرور، اقتصاددان فدرال رزرو آمریکا، دکتر امین سوفیامهر، تحصیلکرده فلسفه و روابط بین‌الملل در آمریکا، دکتر ناصر کرمی، متخصص اقلیم و استاد دانشگاه در نروژ و بابک مینا، دانشجوی دکترای فلسفه در مدرسه مطالعات عالی پاریس، در قالب یک میزگرد دعوت کردیم درباره این مسئله سخن بگویند. این میزگرد با مدیریت علیرضا کیانی، سردبیر نشریه «فریدون» برگزار شد.

فرازهایی از سخنان داریوش همایون پیرامون لحظۀ تاریخیِ 28 مرداد

‌ ‌

28  مرداد لحظۀ تاریخی در نگهداری ایران از زبان دو شاهد

اردشیر زاهدی و بابک امیرخسروی

سرداران نبرد زیبایی‌شناسانه / بابک مینا

‌نقش سرداران زیبایی‌شناسی انقلابی را در پیروزی و تداوم انقلاب به هیچ عنوان نباید دستکم گرفت. فاصلهٔ میان شورش ۴۲ تا انقلاب اسلامی همین سایه‌ها و براهنی‌ها و لطفی‌ها هستند. اینها بودند که اعتبار از پهلوی گرفتند و به انقلابیون دادند. چشمِ بخشِ غیرمذهبیِ جامعهٔ ایران که فعالانه در انقلاب شرکت کرد، دنبال آنها بود. سایه و دوستان‌اش نبرد زیبایی‌شناسانهٔ انقلابیون را رهبری می‌کردند. شعر می‌گفتند، ترانه می‌ساختند، نقاشی می‌کشیدند، فیلم می‌ساختند برای مشروعیت‌زدایی از پهلوی و مشروعیت‌بخشی به انقلاب. انقلاب ۵۷ فقط انقلاب اسلام‌گرایان و «آخوندها» نبود. شورش خالص اسلام‌گرایان همان خرداد ۴۲ بود که توانی محدود داشت. آنچه در سال ۵۷ تغییر کرده بود، اتحاد جبههٔ چپ و ملی با جبههٔ مذهبی بود.

رضاشاه محصول انقلاب مشروطه بود / گفتگوی فرخنده مدرّس با پرفسور گوئل کهن

بی‌تردید‌ قبل‌ از آمدن‌ رضاشاه‌ بخش‌ عمده‌ای‌ از رهبری‌ فکری‌ ایران‌ به‌ این‌ نتیجه ‌رسیده‌ بود که‌ شرایط در حال‌ معرفی‌ پارادیم‌ جدیدی‌ است‌، می‌رفت‌ که‌ این‌ پارادیم‌ را برای‌ خود تعیین ‌نماید. این‌ گروه‌ متوجه‌ شده‌ بود که‌ به‌ آرمان‌ها و آرزوهای‌ صدر مشروطیت‌ یعنی‌ دمکراسی‌، آزادی‌، مساوات‌ و عدالت‌ باید با دید دیگری‌ نگریست‌. به‌عبارت‌ دیگر این‌ مطالبات‌ توضیح ‌دیگری‌ هم‌ لازم‌ دارند. برای‌ تحقق‌ آن‌ها شرایط‌ دیگری‌ ضروری‌ است‌. آن‌ها پیش‌ از آمدن‌ رضاشاه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ بودند، که‌ بر پایه ناامنی و‌ بی‌ثباتی‌ سیاسی‌ با این‌ شرایط‌ مجلس‌ و آمد و رفت‌ دائم‌ کابینه‌ها دستیابی‌ به‌ آن‌ اهداف‌ ناممکن‌ است‌. لازمة‌ آن‌ بستر محکمی‌ است‌ که‌ وقتی‌ پایمان‌ را روی‌ آن‌ می‌گذاریم‌ زمین‌ فرو نرود و یا نلرزد.

رضاشاه «خودکامه» نبود کام بخش ایران بود / علی کشگر

فهم اصلاحات و اقدامات تاریخی رضاشاه و دورانِ رضاشاه و کارهایی که این پادشاه دوران‌ساز در ایران انجام داده، برای همگان یکسان نیست. به‌قول زنده‌یاد داریوش همایون؛ «پاره‌ای اندیشه‌ها را همگان از همان آغاز درنمی‌یابند… و آثاری که به یک زبان نوشته می‌شوند همه در یک زمان برای همگان فهمیدنی نیستند.» این گفته زنده‌یاد داریوش همایون تنها، شامل حال محمد امینی نیست بلکه کارنامه ردی تمامی روشنفکران تاریک‌اندیش حاضر در انقلاب اسلامی است. کارنامه‌ای که مهر قرمز رفوزه شد را بر پیشانی دارد.

خدای طالب و قانون الهی / جستاری در اندیشۀ سیاسی و فلسفۀ حقوق / جواد طباطبایی

طلبان نیز مانند همۀ خیالبافان دیگر، با به بن‌بست رسیدن «فکر پریدن»، تازه خواهند «فهمید» که «یک عمر قفس بافتن» چه پی‌آمدهایی برای نسل‌های افغان داشته است. اگر تجربۀ ایران را ملاک عمل بدانیم می‌توانیم بگوییم که آنان، به عنوان مؤمنان راستین، به جمعی اصلاح‌طلب ـ در داخل یا در پناه امریکای جهانخوار ـ تبدیل خواهند شد، که به معنای بی‌عملی مزمن است، و جمعی دیگر پشیمانان ابدی و منفی‌باف! آن‌چه در این میان به حساب نخواهد آمد نابودیِ ـ دومِ ـ افغانستان و عمرهای تلف شدۀ چند نسل از مردم افغانستان خواهد بود، که البته ارزش چندانی نیز ندارد، زیرا این افغانان همان کسانی هستند که می‌خواهند قانون بشری تدوین کنند و همه سدِ راه پیاده شدن قانون الهی ملّا هبت‌اﷲ هستند!

پهلوی در تداوم یا گسست از مشروطه؟ / الهه حسینی رامندی

ایران در فاصله مرگ شاه‌عباس تا رضاشاه کشوری از دست رفته بود. چند سالِ کریم‌خان هم استثنایی بود، هیچ یک از شاهان مدیر نبودند، حتی نادرشاه سردار خوبی، اما شاه بدی بود. ایران چهار قرن به قهقرا رفت. این نیازمند تدابیر رادیکال بود تا کشور حفظ و نهادهای جدید تاسیس شود. این بود که همان مشروطه‌خواهان سابق وقتی که در واقعیت عملا به سختی‌ها و ناممکناتی برخوردند که ناشی از انحطاط تاریخی و فساد درمان‌ناپذیر خاندان سلطنتی بود، به‌حکم ضرورت و تجویز عقل، از یک جایی اجماع عقل عمومی بر آن قرارگرفت، که سنت منحطی که وجود داشت قطع شود و خون نویی به رگ‌های این کشور تزریق گردد. پدیدار شدن چنان اجماعی، اگرچه هیچ امیدی به اصلاح وضع موجود، جز به معجزه نمی‌رفت، به ظهور رضاشاهی منجر شد که ناشناخته‌ترین و نابیوسیده‌ترین رجال زمان بود. یکصدسال و اندی پیش قشون رضاخان آماده می‌شد تا با فتح تهران، آن حکومت قانونی را که با جنبش مشروطه‌خواهی در آرمان وامانده بود، عملا برپا کند.

‌ ‌

بخشی از رسالۀ دربارۀ ایرانشهر / جواد طباطبایی

چنان‌که گذشت، تداوم تاریخی ایران، از ایرانشهرِ دوران باستان تا ایران دورۀ اسلامی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تاریخ این کشور است. فهم تاریخ کشوری که به‌رغم دگرگون‌های بسیار بیش از بیست و پنج سده تداوم پیدا کرده و توانسته است وحدت سرزمینی، فرهنگ ملّی و ویژگی‌های تمدنی خود را حفظ کند نیازمند مفاهیم و مقولاتی در تاریخ‌نویسی است. 

بیرون آمدن از «عالَم اسلامی» یا ادامۀ راه «شترگاوپلنگی» / فرخنده مدرّس

کسی که چنین بر مضامین «آبستن» کنندۀ ایرانشهرانه ـ خاصه در حوزۀ مفاهیم نظری ـ در «عالم اسلامی» تکیه دارد، آیا نباید در مورد سهم و مسئولیت این عامل «باروری» در عقب‌ماندگی این «عالَم اسلامی» نیز اندیشناک شود؟ آیا نباید فروتنانه‌تر بیاندیشد که؛ آن «تمدن اسلامی» که «کاملاً …ایرانشهرانه است» چرا و چگونه عقب ماند؟ و با توجه به آگاهی جدیدمان بر «درونی بودن منطق عقب‌افتادگی» و پیوند آن با تداوم «شرایط امتناع تفکر» آیا نباید از خود بپرسد؛ پس تکلیف «ایرانشهرانه» بودن این «امتناع» در این میانۀ واماندگی عقب‌افتاده چه خواهد بود؟

نقل از: صدسال کشاکش با تجدد / داریوش همایون

انقلاب مشروطه بيشتر آنچه را که می‌بايد بر آن بسازيم به ما می‌دهد؛ انقلاب اسلامی بيشتر آنچه را می‌بايد به دور اندازيم به ما می‌آموزد. يکی به ما می‌گويد چه بايد بشويم؛ ديگری می گويد چه نبايد باشيم.

محمدرضا شاه هیچ‌گاه پیشوائی چون مصدق و پادشاه مقتدری چون رضاشاه نشد ولی دستاوردهایش از هر دو بویژه مصدق درگذشت. ثروتی که به رهبری او در ایران تولید شد هیچگاه نه پیش از او به آن اندازه بود و نه پس از او رسیده است. پیروزی‌های سیاست خارجی‌اش آرزوی رضاشاه می‌بود و هنگامی که نوزده سال پس از مصدق، کنسرسیوم بین‌المللی تنها به صورت خریدار نفت ایران درآمد، ملی شدن نفت به کامل‌ترین صورت آن عملی گردید. / داریوش همایون

رضا شاه، بزرگترين ايرانی سده بيستم /

رضاشاه در نيمه برنامه‌های گسترده‌اش برای نوکردن زير ساختهای جامعه ايرانی از پادشاهی به زير کشيده شد. ولی تا همانجا ايران را بر راهی انداخته بود که مانند قطار‌هائی که بر راه‌آهن انداخت، با انقلاب و حکومت اسلامی نيز از آن بيرون آمدنی نيست. او را می‌بايد پادشاه زيرساختها شمرد و آنقدر زير ساخت بود که بدست او بوجود آيد که توقع دمکراسی و توسعه مستقيم سياسی را به دشواری می‌توان از او داشت. زير ساخت اصلی و مهم‌ترين، بازسازی ايران به عنوان يک کشور و در صورت نوين دولت ـ ملت بود. نخست بايست از تکه پاره‌های ممالک محروسه و مناطق فئودالی و بخشهای عملا جدا شده يا در حال جدا شدن ايران کشوری با يک حکومت می‌ساخت که در درون مرزهايش قانون خود آن و نه خواست سفارت دولتهای فخيمه انگليس و بهيه روس روا باشد

«یک “ثابت” در تصویر دگرگون شونده تاریخ ما هست و آن پابرجائی پیوند‌ها و اراده شکست‌ناپذیر نگهداری این ملت است که یک نگاه به سه هزاره گذشته نیازی به اثبات دوباره آن نمی‌گذارد.»‌

امروز شاهزاده رضا پهلوی نماد این پایداری و پابرجایی پیوندهاست.

گذر از 57 و چرخش گفتمانی در ایران ـ مزدک بامدادان

آینده ایران در گرو بازگشت به گذشته آن است. این بازگشت ولی یک بازگشت واپسگرایانه نیست. این بازگشت نگاه به گفتمانی دارد که در برابر گفتمان اسلامی-مارکسیستی انقلاب 57 شکست خورد و بخشی از مردم ایران این نکته را بخوبی دریافته‌اند: میدان نبرد انقلاب 57 میدان جنگ میان آزادی و خودکامگی نبود، در این میدان بمانند هفت دهه پیش از آن مشروطه در برابر مشروعه ایستاده بود. در آن هفت دهه هیولای روحانیت شیعه تنها در 16 سال از پادشاهی رضا شاه و در 25 سال از پادشاهی محمدرضا شاه تا اندازه‌ای به زنجیر کشیده شد. “رضا شاه، روحت شاه” آرزوی به بند کشیدن دوباره این هیولا است، آرزویی که جز با گسست همه‌سویه از گفتمان 57 برآورده نخواهد شد.

شاهزاده رضا پهلوی برای ایران مبارزه می‌کند، برای ایرانی که موجودیت هر روزی‌اش با رژیم اسلامی تهدید می‌شود. حضور شاهزاده در میدان مبارزه از ایراندوستی اوست و نه دشمنی با این و آن.

ترکیه، نوعثمانی‌گری، جمهوری علیف و بحران داخلی / دکتر جواد طباطبایی

در سیاست خارجی، در چهار دهۀ گذشته، ایران از کشوری مقتدر، دست‌کم، در منطقه، به کشوری تو‌ـ سری‌ـ خور تبدیل شده تا جایی که حتیٰ فرمانروای مستبد کشوری جعلی و تازه به دوران رسیده مانند علیف برای ایران شاخ و شانه می‌کشد و وزارت امور خارجه را بازی می‌دهد. «اقتدار» ادعایی، و سیاست مبتنی بر «عزت» مسئولان کشور همین قدر تحقّق خارجی پیدا کرده که طالبان سیل مهاجران را به طرف کشور روانه کنند، اما شیرهای آب سهم ایران را ببندند. آیا دولت فکر کرده است که در میان صدها هزار افغان، که بخشی از آن‌ها هم‌زبان و هم‌فرهنگ ما هستند، در چه مقیاسی از انواع اقوام تروریست وارد کشور شده و در آن جا خوش می‌کنند تا روزی در خدمت مطامع طالبان، ارودغان و علیف، یا حتیٰ گروه‌های آدمکش دولت اسلامی شام و عراق، قرار گیرند؟

ایران به‌مثابه‌ی فرش ایرانی / الهه حسینی رامندی

تلاش زمامداران عصر پهلوی آن بود که بتوانند در حوزه‌ی عمل مصالح ملّی ایران را به نحو احسن تأمین سازند. اما در کنار بحث ملّی و مصالح عالی ما یک بحث علمی هم داریم.‌

‌تا آن زمان اگرچه می‌شد ایران را به‌مثابه‌ی هر کشور واقعی و یا حتی چون دوّل جعلی پیرامون آن، با تدابیری عام به تامین منافع ملّی خود واداشت، و یا در دانشگاه‌های این کشور به تدریس موضوع ایران پرداخت، نکته‌ی اصلی ربط عقلانی، روشمند و منطقی این دو بود که امری مغفول در ایران بوده است. یگانه کسی که به کوششی فلسفی جهت ربط عقلانی و روش‌مند میان ایران به‌مثابه‌ی موضوع علم با مصالح عالی ملّی پرداخت دکتر جواد طباطبایی است که طی چند دهه مرکز ثقل کوشش‌های او این بوده که به مبحثی علمی در باب مصالح ملّی بپردازد. این راه نویی در بیرون بیراهه روشنفکری صدساله است که اگر بتوان بنیانی استوار برای آن فراهم آورد گسستی از گذشته ایجاد خواهد شد، و شاید اتفاقی بیافتد: انقلابی در شیوه‌ی اندیشیدن ایرانی.

ایرانشهر به عنوان رمز تداوم ایران / بخشی از رسالۀ در دست تدوین دربارۀ معنای ایرانشهر / دکتر جواد طباطبایی

اصطلاح نصّ را به عمد به کار می‌برم تا اشاره‌ای به اهمیت آن متن‌ها در تدوین نظام سنت قدمایی ایران کرده باشم. همۀ کشورهایی که در خلافت ادغام شدند توانستند سنتی تدوین کنند که تنها مبتنی بر یک نصّ ــ کتاب آسمانی اسلام ــ بود. در ایران، یکی از مهم‌ترین نمایندگان این دریافت از سنت امام محمد غزالی بود که با احیاء علوم‌الدین خود بیانیه‌ای برای اسلامِ نابِ شریعتمدارانه فراهم آورد، اگرچه آن اسلام ناب نیز به تصوف آمیخته بود. پیکار او با فیلسوفان دورۀ اسلامی و اسماعیلیان و شیعیان از دیدگاه دفاع از همین اسلام «ناب» شرعی بود. در ایران، از همان آغاز، سنت بر پایۀ نصّ‌های سه‌گانۀ کتاب آسمانی، منابع اندیشۀ ایرانشهری و نوشته‌های فیلسوفان یونانی تدوین شد و در سده‌های آتی نیز ادامه پیدا کرد.

دیوانسالاری ایرانی و اندیشۀ سیاسی ـ دیوانیِ ایران ـ بخش دوم / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با بابک مینا

اصلاحات پهلوی به تدریج رژیم اجتماعی جامعهٔ ایران را دموکراتیک‌تر کرد. فقط کافی است تحول موقعیت زنان را در ذهن‌مان احضار کنیم. حرکت به سوی برابر‌سازی نسبی موقعیت زن و مرد، فهم زن ایرانی از خود و جنس مرد را عمیقاً دگرگون کرد. این اصلاحات پهلوی بود که زن ایرانی را بیش از پیش توامند کرد و عاملیت او را به رسمیت شناخت. اکنون می‌توانم به سئوال شما برگردم. یکی دیگر از ابعاد این برابرسازی در معنایی که شرحش گذشت، برابرتر کردن روابط طبقات و اقشار اجتماعی بود. یعنی دیگر امتیاز عضویت در اشرافیت دیوان‌سالار در انحصار خانواده‌هایی خاص نبود و افراد معمولی نسبت به گذشته بخت بیشتری داشتند که از نردبان ترقی بالا بروند.

پایداری فرهنگ ایرانی / گفتگوی بنیاد داریوش همایون با سیروس علی‌نژاد

ایرانیان به غیر از آنکه در دورۀ پیش از اسلام حدود دو هزاره هویت خود را نگه داشته‌اند، در دورۀ اسلامی نیز اکنون هزار و پانصد سال است که تفاوت‌های خود را با دیگر ملل اسلامی حفظ کرده‌اند. فرهنگ همان گونه که پیشتر گفتم به سادگی تغییر پذیر نیست و نباید خیلی نگران بود.

‌ ‌

سلطنت پهلوی: اصلاح‌گر یا محافظه‌کار؟ / امیریحیی آیت‌اللهی

نخستین برگزیدۀ ما، این‌بار، از «فصلنامه فریدون» ـ شمارۀ سه ـ البته با اجازه از دست‌درکاران و تلاشگران این نشریه، به منظور بازنشر در سامانۀ «بنیاد داریوش همایون ـ برای مطالعات مشروطه‌خواهی»، نوشتۀ امیریحیی آیت‌اللهی‌ست، تحت عنوان «سلطنت پهلوی اصلاح‌گر یا محافظه‌کار؟». انگیزۀ ما از این بازنشرها به نقل از «فصلنامه فریدون»، در گام نخست، جلب نظر هم‌میهنان و ترغیب‌شان به پیگیری این نشریه است، که تلاش پرهمتی می‌کند، تا ظرفی برای بیان افکار تازه و اندیشه‌های جدید نسل‌های بیرون آمده از تجربۀ شکست انقلاب اسلامی‌ گردد، نسلی که از دورن خود، سربرافراشتن لایۀ جدید روشنفکری ایران را نوید می‌دهد، روشنفکرانی با رویکردی روشن‌بینانه به ایران و با تکیه بر دفاع از آیندۀ این کشور و ملت و با اتکاء به اندیشه و دانشی استوار، که می‌روند تا رفته رفته جایگزین لایۀ روشنفکری «تاریک اندیش» سال‌های سیاه انقلاب اسلامی گردند.

نوشتۀ امیریحیی آیت‌اللهی را به عنوان نمونۀ نخست، از این شماره، برگزیدیم، زیرا همۀ آنچه را که می‌گوییم، یکجا در خود داشته و بازتاب می‌دهد؛ نوشته‌ای متکی به دانش نظری در حوزۀ اندیشۀ سیاسی مدرن، و پیوند آن دانش نظری، همچون بستری استوار، با و برای بررسی تاریخ معاصر ایران و تحولات جاری در این تاریخ و نتیجه‌گیری‌های روشن از این بررسی سیاسی، نظری و تاریخی. دومین ویژگی برجستۀ این نوشته، که ما را بیش از بیش به ترغیب خوانندگان در خواندن آن برمی‌انگیزد، این است که در این نوشته، ضمن طرح مجدد پرسش‌هایی‌ست که ذهن ایرانیان را در چرایی وقوع انقلاب اسلامی در ایران، سال‌هاست که به خود مشغول داشته است. آیت‌اللهی، ضمن طرح این پرسش‌ها، همچنین پاسخ‌هایی را نیز ارائه می‌نماید، که این پاسخ‌ها، علاوه بر بی‌اعتباری بیشتر «پاسخ‌های» سراسر کذب و بی‌پایۀ روشنفکران انقلابی نسل‌های گذشته، همچنین همچون گشایش راهی جلوه می‌کنند،‌ برای عبور از آن گذشتۀ رنج‌آوری که بدست همان «تاریک‌اندیشان»‌ فراهم آمده و همچنان ادامه دارد. راهی، همچنین، برای بیرون آمدن، به همراه فرهیختگی بیشتر، به یاری سخنگویان نسل تازۀ میهنم‌مان که در فردای ایران، پس از جمهوری اسلامی، آیندۀ روشنرایانه‌ای در ادامۀ روشن‌رایی نسل مشروطه‌خواهان و دو پادشاه نیکنام پهلوی را نوید می‌دهند.

پژوهشگران معاصر ایران / سریرا شاگردان

مختصات روشنفکری روسی آن بود که در عرصه آن جایی برای روشنفکران غیرخودی وجود نداشت. حتا اگر روشنفکری از جنس کمونیستی اما به لونی دیگر یافت میشد نمیتوانست در درون روشنفکری روسی جایی دست و پا کند. خودی و غیر خودی پیش از آنکه در حکومت اسلامی باب شود، در میان روشنفکران نوع روسی باب شده بود. نیز از آنجا که پنجره دیدش تنها به سوی ایدئولوژیها و افکار و ادبیات وارداتی باز بود، به پژوهندگان سرزمین خود اعتقاد و اعتنایی نداشت…. در دیدگاه چنین روشنفکری، دکترقاسم غنی و علامه قزوینی ادیب و محقق به حساب نمیآمدند اما هر الفبا نخواندهای که طرفدار ایدئولوژی بود یا خود را طرفدار ایدئولوژی جا میزد، با هر اندازه نادانی و صرفا با ترجمه دو شعر از نوع دلخواه میتوانست در صف نویسندگان و مترجمان زمانه گردن افرازد.

آغاز فرآیند صلح یا شروع جنگ فرسایشی طولانی؟! / محمد محبی

بعد از گذشت ۳۵ روز از تجاوز نظامی روسیه به اوکراین، به نظر می‌رسد که روس‌ها از اهداف حداکثری خود بعنی تصرف کی‌یف منصرف شده‌اند. گرچه مقامات روسیه و مدافعان سینه‌چاک آن در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مدام تکرار می‌کنند که روسیه از اول هم قصد نداشت کل اوکراین را اشغال کند، و معاون وزیر دفاع روسیه و یکی از مذاکره‌کنندگان روسی این عقب‌نشینی را حرکتی در جهت پیش‌برد مذاکرات اعلام کرده‌اند، اما نوع قشون‌کشی روسیه نشان می‌داد که هدف اصلی آن‌ها اتفاقاً اشغال پایتخت اوکراین یعنی کی‌یف بود، حرکت کاروان نظامی معروف ۶۴ کیلومتری از محور شمال به سمت کی‌یف در هفته نخست جنگ گواه این مدعاست. اما بخشی از این کاروان منهدم شده، بخشی به غنیمت اوکراینی‌ها درآمده و بخشی از آن هم از امروز در حال ترک محور است.

پیروزی دیگر ایران / آیندگان 25 تیر 1349 / داریوش همایون

پس از کویت، عربستان سعودی نیز عقیدۀ ایران را تأیید کرد که حکومت تازۀ انگلستان باید وعدۀ حکومت پیشین را حرمت گذارد و در موعدی که تعیین شده بود پایگاه‌های خود را در خلیج فارس ـ در بحرین و شارجه ـ تخلیه کند. این اظهار صریح آثار زیاد در پی خواهد داشت. عربستان سعودی با جایگاهی که در کرانۀ جنوبی خلیج فارس و شیخ‌نشین‌ها دارد وزنۀ خود را در ترازوی ایران ـ که هم‌آنگاه بسیار سنگین بود ـ افکنده است و اثر نیرویی را که پدیدار شده است باید در اظهار شگفتی محافل انگلیسی از واکنش حکومت‌های خلیج فارس دریافت. آن موافقتی که می‌بایست پایۀ باقی ماندن نیروهای انگلیسی در خلیج فارس قرار گیرد از کویت نیامد و، از آن بدتر، از عربستان سعودی نیز نیامده است.

پیشبرد آنچه در ۱۷ دی آغاز شد / داریوش همایون

هفده دی روزی بود (در ١٣١۴/۱۹۳۶) که زنان ایرانی بطور ‏رسمی و به دستور دولت از پوشیدن روی خود در بیرون خانه منع شدند. نام رسمی آن رویداد کشف حجاب ‏بود، اما بسیار بیش از برافتادن پرده از روی زنان معنی می‌داد. بخش هوادار پادشاهی پهلوی، که در ‏بیشتر هفت، هشت دهه گذشته در اکثریت بوده است، هفده دی را روز آزادی زنان شمرد. مخالفان آن ‏پادشاهی که با تنگ کردن چشم‌انداز تاریخی خود، از سرتاسر آن دوران با سه برچسب استبداد و فساد و ‏وابستگی می‌گذرند، یا اصلا هفده دی را مانند بسا دگرگشتهای تاریخی و ملت‌ساز آن دوران ندیده می‌‏گیرند، و یا کشف حجاب را جلوه دیگری از استبداد رضاشاهی می‌شمرند.

‌ ‌                           نوروز بر همۀ ایرانیان فرخنده و خرّم باشد.‌ ‌

رژیم اسلامی از شعار «جنگ را متوقف کنید»، بر سینۀ جوان و دلاور مهسا کمالی، می‌هراسد! / فرخنده مدرّس

با آغاز تجاوز پوتین به اُکراین و برقراری تحریم‌های سخت غرب، و با رسیدن بوی خطرات ناشی از آن، به مشام‌ هواداران دور و نزدیک رژیم اسلامی، آنان را، چون همیشه و در هر بحرانی، به دست و پای «چاره‌اندیشی»، انداخت و در آن میانه زمزمه و توصیۀ اخذ موضع «بی‌ط‌رفی» برخاست. و با سرعت شگفت‌آوری، همۀ بخش‌ها و جناح‌های مختلف درون نظام اسلامی و مدافعان دور و نزدیک آشکار و پنهان را موقتاً، یعنی تا خاتمۀ مذاکرات جاری در بارۀ سرنوشت برجام و چشم‌انداز برداشتن تحریم‌ها، به یک موضع مشترک، یا به زبان خود رژیم به یک «اجماع»، رساند، که به تعبیری همان موضع «بی‌طرفی» است.‌ آن «اجماع» سپس خود را در «رای ممتنع» نمایندۀ رژیم به قطعنامۀ پایانی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مبنی بر محکومیت تجاوز پوتین به اُکراین، عینیت بخشید.

رژیم اسلامی، این دشمنِ وجودی ایران، دیشب با شلیک 12 موشک بالیستیک به سمت کنسولگری آمریکا در اربیل آمادگی خود را برای «نقش‌آفرینی در تحولات… 

عکس‌العمل ایران / آیندگان 20 تیر 1349 / داریوش همایون

پس از دیدار سه روزه وزیرخارجۀ ایران از کویت نه تنها کویتی‌ها، که همه در خلیج فارس، ایران را در پرتو تازه‌ای خواهند دید. در گذشته ایران کمتر چنین صراحت و چنین قدرتی در ابراز نظر خود بکار برده بود و در کمتر موردی از طرف مذاکره خود چنین پاسخ روشن و سریعی خواسته و گرفته بود.

برای ما ایرانیانِ میهن‌دوست بی‌طرفی در برابر تجاوز پوتین به اوکراین جایز نیست / فرخنده مدرّس

چه کسی می‌پندارد که ایرانیانی که در حرف از میهن‌دوستی، از استقلال، از آزادی و حاکمیت ملت خویش دفاع می‌کنند، و از دلاوری در دفاع از این آرمان‌ها و ارزش‌ها دم می‌زنند، امروز با سکوت در قبال مردم اُکراین، که در راه همین آرمان‌ها و ارزش‌ها می‌رزمند، فردا بی‌آسیب در اعتبار خود خواهند ماند؟ آیا تصور می‌کنند، که دوباره اعتمادی به خود را برخواهند انگیخت؟ که، بازهم به قول داریوش همایون، در سیاست شرط اول است.

توهم تجزیه ایران را به گور خواهید برد. / محمد محبی

کسانی که می خواهند سامان سیاسی مطلوب را داشته باشند، و به حقوق حقه خود برسند، باید برای اصلاح سیستم پای‌مردی کنند، نه این‌که با سرزمین خود بجنگند! و اگر انگیزه‌ای غیر از سامان سیاسی و حقوق شهروندی دارند، این دیگر می شود «شهوت جدایی‌طلبی»! هیچ شهوتی هم موجب و موجد تأسیس حق نمی‌شود. مثلا یک عده که دارای یک قومیت و یا نژاد و یا زبان خاص دارند، بخواهند فقط همراه باهم زندگی کنند و با دیگر قومیت‌ها، هم‌میهن نباشند، این فقره در مواردی از شهوت جدایی‌طلبی هم بدتر است و یک نژادپرستی آشکار است و با نژادپرستی باید جنگید. نژادپرستی و جدایی‌طلبی، در هیچ نظام حقوقی، پذیرفتنی نیست و هیچ نظام حقوقی آن را تحمل نمی‌کند.

عالیجناب ولودیمیر زلنسکی، رییس جمهوری اوکراین، ‌ ‌ آقای رییس‌جمهور عزیز، ‌ ‌ در روزهای گذشته، جهان شاهد نمایش کاملی از شجاعت و میهن‌پرستی مردم… 

..

مقاومت دلیرانۀ مردم اوکراین در برابر تجاوز بربرمنشانه ارتش روسیه به این کشور، نشاندهنده این است که روسیه بازنده اخلاقی و انسانی این تجاوز ددمنشانه… 

تجاوز نظامی روسیه به اوکراین نقض حقوق ملل است / پرویز خسروی

مخالفت هر دولت و کشور قانونمند در این شرایط خطیر جهانی در برابر تجاوز آشکار پوتین به اوکراین، مطابق قوانین پذیرفته شده بین “ملل” و رعایت اصل احترام به تمامیت ارضی همه کشورها و دفاع از امنیت و صلح جهانی، از بدیهیات مناسبات سیاسی و متمدنانه جهان امروز و هم‌زمان در خدمت منافع عمومی ملت‌هاست.

… / امین سوفیامهر

دستگاه پروپاگاندای اولیگارشی روسیه تجاوز‌های روسیه را واکنشی به پیشروی‌های غرب و دست‌اندازی به منافع روسیه می‌داند. این دروغی بزرگ است. غرب از پس فروپاشی… 

نتیجه محتوم رجعت به عصر پیش از مشروطیت / محمد محبی

اعوجاج و کلافگی باشندگان رنگارنگ جریان روشنفکری اخته ایرانی، اعم از باشندگان مذهبی و غیرمذهبی و ضدمذهبی، ریشه در طغیان این جریان علیه مشروطیت ایران دارد. تجربه چهار دهه اخیر نشان می‌دهد که سرچشمه و علت‌العلل اغلب بحران‌ها در این سرزمین همان شورش و طغیان نابخردانه است. در ایران تنها یک زمین سفت وجود دارد و آن زمین مشروطیت است. و از آنجا که اغلب سردمداران جریان روشنفکری ایرانی بیش از هفت دهه است که هویت خود را بر شورش علیه مشروطیت قرار داده‌اند بنابراین نمی‌توانند در یک زمین سفت بایستند. چون اگر بایستند هویت وجودی خود را از دست می‌دهند.‌ ‌

‌بعد از وقوع جنایت هولناک قتل یک کودک‌همسر 17 ساله و بریدن سر او گرداندن سر دور شهر توسط شوهرش، آقای محقق داماد در یادداشتی تحت عنوان «دریغا اخلاق، دریغا اجتهاد» در روزنامه اطلاعات، بار دیگر اغتشاش فکری خود را به نمایش گذاشت.

‌ ‌