پرش به محتوا

نقد و نظر

به داریوش همایون، با احترام به هشتاد و دو سال و یک سال زندگی

«تاريخ کار خودش را می‌کند و هر کس را جای خودش می‌گذارد.» بحث و بررسی آنچه داريوش همايون برای ما گذاشته، تازه آغاز شده است. نمونه‌هائی که در زير به ياد هشتادوسومين زادروز وی آورده شده، پرتوی است بر جائی که تاريخ برای او در نظر گرفته است.

آنگاه که رودخانة تاریخ به دریای پیشرفت برسد! نقد‌ها و پاسخ‌ها / گفتگوی فرخنده مدرس با داریوش همایون

ارزیابی دوباره کارکردها و دوران خود و نگرش انتقادی به معنی واقع گرایانه از رژیم پیشین برایم دوستان زیاد و دشمنان بسیار بیشتر فراهم کرده است ولی این کار می باید از جایی آغاز می شد و من پشیمان نیستم که از آغاز کنندگان بوده ام.

مفهوم سیاست و سیاستگر را باید عوض کرد / گفتگوی هما سرشار با داریوش همایون

من اصلاً پست مدرن نیستم برای اینكه خود پست مدرن به نظر من یك تناقض عبارتی است. مدرن در خودش همیشه پس از خود را دارد، همیشه نو شدن را دارد. مدرن یعنی نو شدن، یعنی نایستادن، یعنی دائماً با دید انتقادی نگاه كردن. در نتیجه لازم نیست ما پست مدرن باشیم. پست مدرن ایدهً بسیار خطرناكی است

داریوش همایون آینه‌ای در برابر خویش، آینه‌ای در برابر دیگران / نیلوفر بیضایی

اصولا آشنایی بانظرات همایون, ما را بدین نكته متوجه می كند كه می توان سیاستمدار بود و هفتاد و پنج ساله، اما مدرن اندیشید, می توان سیاستمدار ایرانی بود و سر پیری هوس “بازگشت به خویشتن“ از نوع عرفانی و اسلامی نكرد, بلكه به بلوغ فكری در درك مفهوم تجدد رسید وحامل نگرشی بود كه “زمان آن رسیده است“.

شب اوّل / سیروس آموزگار

همایون یكی از خوش فكرترین مردان سیاسی ایران بود و هست و هرگز نمی‌خواستم كه خود را آلوده كارهای اجرائی بكند. او در مقام یك اندیشمند سیاسی و اجتماعی می‌توانست خود را بالاتر از حزب و بالاتر از فعالیت‌های سیاسی نگه دارد و خیلی هم مفیدتر باشد.

روزنامه آیندگان به روایت فیروز گوران: روزنامه سفید فقط یک مقاله داشت

همایون در نخستین مصاحبه‌ای که من با او انجام دادم در پاسخ به یکی از سوال‌ها گفت: «آیندگان روزنامه صبح را وارد تصویر مطبوعات کرد.» بی‌تردید این برداشت ایشان کاملا درست بود و به گمان من انتشار روزنامه صبح در ایران یادگار ماندگار ایشان است

“بچه‌های رضاشاهی” و مسئله توسعه و نوسازی ایران / گفتگو با دکتر علینقی عالیخانی

آنچه از همان نخستین مراحل چشمگیر بود, قدرت نویسندگی وی بود. قدرت نویسندگی همراه با استدلال. … ما به یکباره در میان جمع خود با فردی روبرو شدیم که مسائل را بقلم می کشد, آنهم نه تنها بقدر کافی زیبا بلکه دارای محتوا. او با منطق سخن می گفت. از این نقطه نظر داریوش در میان ما کاملاً فرد برجسته ای بود.

كوتوله‌های “بلند‌قامت“ در سایة غروب آفتاب / گفتگو با ایرج تبریزی

در مورد رفتن همایون به كابینه به عنوان وزیر اطلاعات و جهانگردی من معتقد بودم انتخابی بود كاملاً شایسته و مناسب و برخلاف رسم غالب كه حكومتگران اعتبار و حرمت خود را از پست و سمت‌اشان می گرفتند، همایون به عنوان یك صاحب‌نظر و عنصر جامعه مطبوعات به پست خود اعتبار بخشید.

هویت ایرانی از دوره رضاشاه تا جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با جمشید بهنام و مناف‌زاده ـ بخش دوم

“برلنی‌ها” هم تا حدی به ایران باستان توجه داشتند، اما نگاه آنان بیشتر به آینده بود. شاید بشود گفت که تقی‌زاده رئالیست‌تر بود و کاظم‌زاده رمانتیک‌تر. ولی به طور کلی توجه آنها به موضوع تجدد و آینده بود.

هویت ایرانی و حلقه برلن به روایت جمشید بهنام و مناف زاده – بخش اول

این که مدام سئوال کنیم که “هویت ما چیست”، یا “هویت‌مان را از دست داده‌ایم”، یا “هویت ما چه شد”… این بیم و هراس به عقیدۀ من بی‌معناست. ایرانی‌ها همیشه خود را ایرانی می‌دانسته‌اند و هویتی هم برای خود قائل بوده‌اند.

چرا اساس مشروطیت مختل شد؟ ـ نطق رادیویی محمدعلی فروغی در ۱۵ مهر ۱۳۲۰

مردم وقتی آزاد خواهند بود که قانون در کار باشد و هر کس حدود اختیارات خود را بداند و از آن تجاوز نکند. پس کشوری که قانونی ندارد یا قانون در آن مجری و محترم نیست مردمش آزاد نخواهند بود و آسوده زیست نخواهند کرد.

“پیروزی“ خشم و کین انقلابی ـ داریوش همایون

انقلاب اسلامی، و فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی بطور کلی، در شهریور 1367/1988 با لحظه حقیقت خود روبرو شد. هزاران جوان انقلابی پرشور، اعضای سازمان‌هائی در خون تعمید یافته، در سرداب‌های کشتارگاه‌هائی که زندان آنها بود دسته دسته از دم شمشیر انقلابی که در راهش از جان خود مایه گذاشته بودند گذشتند.

بخشودن و فراموش نکردن ـ داریوش همایون

سال‌ها پیش آقای اکبر گنجی خواستار پیگرد و محکومیت و بخشودن آمران و عاملان آدمکشی‌های زنجیره‌ای، که خود رسوایشان کرده بود، شد. اکنون بار دیگر در سخنرانی دریافت جایزه قلم طلائی به آن ایده باز گشته است و در تعبیر گسترده‌تری چنین می‌گوید: ”امروز دیگر نباید با همان سلاح خشونت‌طلبان به مقابله با آنان پرداخت. باید مقاومت صلح‌آمیز مدنی را جایگزین خشونت انقلابی کرد. شعار من برای مبارزه با ظلم و خشونت ”ببخش و فراموش نکن” است.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش دوم

هگل در پدیدارشناسی روح از نظریه اولیه خود درباره آرمانی بودن وضع یونان فاصله می­گیرد. پیشتر هگل گمان می­کرد که راه پایان دادن به وجدان نگون بختی که مسیحیت برای انسان اروپایی ایجاد کرده بازگشت به هماهنگی و وحدت زیبای یونانی و تکرار آن تجربه است.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش نخست

آن چه در جلسات قبل درباره پدیدارشناسی روح گفتم بیشتر مقدمات با تاکید بر مقدمه و پیشگفتار این کتاب بود و بحث به این جا رسید که دوعنوان فرعی پدیدارشناسی روح هر دو به یک مطلب اصلی برمی­گردند. نظر مفسران پیشین – بویژه مفسران سده نوزده و اوایل سده بیستم – نیز که اعتقاد داشتند تعارضی میان دوعنوان فرعی وجود دارد، با توجه به تفسیرهای جدید درست به نظر نمی رسد.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه سوم بخش چهارم

هگل از این حیث تعبیر راه را به کار می گیرد که تجربه آگاهی یا آگاهی آگاهی از خود در این رفتن – به تعبیر دیگری در این سلوکی که مسیر تجربه آگاهی و خودآگاهی از آن می گذرد که تکرار می کنم معنای دیالکتیک در نزد هگل جز این نیست – تحقق پیدا می کند.

لفظ مشروطه و يادی از اوايل مشروطيت: حسن تقی‌زاده

به نظر من مشروطيت ايران اگر چه با مجاهدت صادقانه و بيغرضانه و جانفشانی پرشور و فدارکاری و کوشش مستمر قسمت بزرگی از طبقات متوسط ملت و علماء و تجار و اصناف پيشرفت نمود، در درجه اول مديون يازده يا دوازده نفر پيشروان و قوائم مشروطيت و آزادی سياسی بود.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ سوم بخش دوم

سخن هگل این است که فیلسوفان دیگر ــ از دکارت تا کانت که در همین مقدمه از آن ها انتقاد می­کند ــ در محدوده نوعی واقع گرایی یا رئالیسم فلسفه تأسیس کرده اند، در حالی که اولین گام فلسفه پشت کردن به همین رئالیسم فلسفی است.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ سوم بخش نخست

تعبیر کاخ برای پدیدارشناسی روح را که گفتم خود هگل تعبیر راه را به کار می­برد، از این حیث بار دیگر تکرار کردم که بگویم مختصات معماری جایی که می­خواهیم وارد آن شویم برای ما کاملاً ناشناخته است.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ــ جلسۀ دوم بخش چهارم

هگل در ادامه به روح می رسد و می­گوید : «در این پدیدارشناسی غنای پدیدارهای این روح که در نخستین نگاه بی نظم و آشفته به نظر می­رسد، به مرتبه نظم علمی آورده می­شود که آن پدیدارها را در ضرورت آن ها بازنماید».

تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ دوم بخش سوم

این جا از باب تقریب به ذهن می خواهم از دو اصطلاح اهل عرفان استفاده بکنم تا پیچیدگی بحث هگل را نشان بدهم. در یک حدیث قدسی معروف[1] که عرفاء بسیار به آن استناد کرده اند، و البته به احتمال زیاد جعلی است، خداوند درباره خلقت عالم می­گوید : «من گنجینۀ پنهانی بودم و خواستم که شناخته شوم. پس، عالم را آفریدم تا شناخته شوم»

تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ دوم بخش دوم

هگل می­ گوید پدیدار شناسی روح با تمامی شیوه های پیشین مقدمه نویسی بر فلسفه متفاوت است، کار اصلی پدیدارشناسی این است که دانش را بنیاد گذاری کند. هگل برای بنیاد گذاری از کلمه begrunden استفاده می­کند که معادل انگلیسی آن to found است.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ دوم بخش نخست

در جلسه قبل گفتم که بسیاری از نویسندگان پدیدارشناسی را به یک راه مانند کرده اند که خود هگل هم کم و بیش این تعبیر را به کار می برد. من ترجیح دادم برای فهم بهترمطلب تعبیر کاخ بلند را حفظ کنم چون آنچه در زبان فارسی درباره پدیدارشناسی روح نوشته یا ترجمه شده همگی بحثهایی است که در بیرون این ساختمان می گذرد و در واقع توصیف­هایی از بیرون است.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ نخست بخش چهارم

کار مهم هگل که فعلاً به صورت گذرا به آن اشاره می کنم این بود که توضیح داد که مطلق یا روح در زمان یا در تاریخ و به تعبیر دیگر در تحول تاریخی است که به خودش آگاهی پیدا می کند، در سیر تاریخی است که از خود بیگانه می شود و بار دیگر به خود برمی گردد، پس، این مطلق اولیه و این روح اولیه، مطلق یا روح آخرهم هست با این تفاوت که بر او تاریخ گذشته است.

تفسیر پدیدارشناسی هگل ـ جلسۀ نخست بخش سوم

جوانی هگل مصادف با پایان فلسفه کانت و اوج فعالیت فیشته است که اولی در سال 1804 و دومی 10 سال پس از آن درگذشت. هگل که در این دوره هنوز در آغاز راه بود، متوجه شد که اروپا دو دوره تاریخی را از سر گذرانده است، یکی دوره اصالت معقول و دیگری دوره اصالت عاقل یا به تعبیر دیگر رئالیزم و ایدئالیزم که البته هگل این کلمات را به این صورت به کار نمی برد.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ نخست بخش دوم

در ادامه بحث خواهیم دید که بحث اصلی کتاب پدیدارشناسی روح عبارت از علم تجربه است، یعنی مسئله مهم این است که نه تنها علم تاسیس می شود و تکوین پیدا می کند بلکه این علم در تکوین خود چگونه به خود آگاهی پیدا می کند. به عبارت دیگر و برای تقریب به ذهن، اگر خط مستقیمی وجود داشته باشد که علم یا فلسفه (علم در نزد هگل به معنی فلسفه است) در آن جا تکوین پیدا می کند و پیش می رود،

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ جلسۀ نخست بخش نخست

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ بخش نخست جلسۀ نخست

این درسگفتار به مناسبت دویستمین سال انتشار پدیدارشناسی هگل در هشت جلسه در تهران عرضه شده است. آقای مصطفی نصیری با دقت آن ها را از نوار پیاده و بازنویسی کرده است. با تشکر از او این درسگفتارها را در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.

***

اشاره : درسگفتارهای تفسیر پدیدارشناسی روح هگل به تقل از http://gadim-va-jadid.blogfa.com/ در سایت بنیاد داریوش همایون درج گردیده است.

فروغی در گذر تاریخ ـ احمد افرادی

فروغی ـ در مقام وزیر عدلیه ـ قانون اصول محاکمات حقوقی را، که میرزا حسن‌خان مشیرالدوله زحمت تهیه، تنظیم و گذراندن آن را از کمیسیون عدلیه‌ی مجلس کشیده بود، به مرحله‌ی اجراء در می‌آورد و از این طریق «قدمی بزرگ در راه استواری عدلیه‌ی جدید» برمی‌دارد

داريوش همايون؛ قامت افراخته‌ی روشنفکر مسئول

وقتی همايون را با معيارهائی که از کسانی چون رمون آرون، ژان پل سارتر و هانا آرنت آموخته‌ايم بسنجيم، بی‌ترديد او را نماد قامت افراخته روشنفکر مسئول می‌يابيم او حقيقت پژوه است و دمی از پويش بازنمی‌ايستد،

جلسه نخست ـ نظریه دولت هگل به عنوان مدخل به اندیشه مارکس

نظریه دولت هگل یکی ازنظریه‌های بسیار مهم درباره دولت است واولین نوشته مهم مارکس هم از همینجا آغاز می‌شود. این نظریه به همراه نظراتی که هگل درباره جامعه مدنی طرح کرده، دو مفهوم بنیادین در تمام بحثهای اندیشه سیاسی جدید پس از هگل است. اما اینکه از میان اینهمه اندیشمندان مهم متاخر مثل ماکیاوللی، هابز و جان لاک و…. که گاهی بحثهایی درباره اندیشه و آراء آن‌ها صورت می‌گیرد چرا هگل این همه اهمیت دارد و بیشتر بحث‌ها درباره اندیشه و نظرات اوست در چند نکته نهفته است.

جلسه دوم

مارکس درآغازکتاب بیانیه حزب کمونیست (۱۸۴۸) نوشت؛ شبحی در اروپا در حال گشت و گذار است. با وام گیری واژه شبح از خود مارکس باید گفت، شبح مارکس چند سالی پس از درگذشت هگل در برلین ظاهر شد. مارکس در آغاز، تحصیلات خود را در دانشگاه بن پایتخت سابق آلمان غربی شروع کرد و پس یک یا دو ترم، خود را به دانشگاه برلین که دانشگاه بسیار بزرگ ومهم اروپا بود منتقل کرد، وقتی مارکس دانشجوی دانشگاه برلین شد، حدود سه سالی از مرگ هگل می‌گذشت.

جلسه سوم

درادامه نقد مارکس از قانون ممیزی رسیدیم به اینجا که گفت قانون ممیزی تنها اسم قانون را دارد و از رسم قانون تهی است، زیرا برخلاف اصل آزادی است، اما قانون آزادی مطبوعات، قانون واقعی است زیرا آزادی دراین قانون اصل است واصولا درباره آزادی مطبوعات می‌توان قانون گذراند، اما درباره ممیزی نه، چون ممیزی سلب آزادی است، اما قانون آزادی مطبوعات، قانونی برای صیانت از آزادی است تا کسانیکه از آزادی تجاوز می‌کنند را مجازات نماید.

جلسه چهارم

انتشارمقاله‌های مارکس در مجله ایالت راین، توقیف و تعطیلی این نشریه را در پی داشت. قبلا گفتیم که این مقالات که هنوز رنگ و بوی لیبرالی داشت، همچون آزمایشگاهی بود که مفاهیم بعدی و اصلی مارکس درآن‌ها شکل اولیه خود را گرفت و سانسور هم متوجه خطرات مستقیم (مثل نقادی لایحه سانسور) و خطرات احتمالی بعدی آن‌ها (پی ریزی انقلابی رادیکال) شد و لذا در اولین گام، اقدام به توقیف نشریه مارکس نمود.

جلسه پنجم

نوشته مارکس که عنوانش «نقادی فلسفه دولت یا فلسفه سیاسی هگل» است، تحلیل و نقدی است بر نقش دولت در فلسفه سیاسی هگل که از کمتر شناخته شده‌ترین آثار دوره جوانی مارکس است و مانند برخی دیگر از آثار او، در بین سال‌های ۱۸۴۲ تا ۱۸۴۳ نوشته شده ولی در زمان خود مارکس منتشر نگردید.

جلسه ششم

مارکس برای نقادی خود از اصول فلسفه حق هگل که در زمان خودش منتشر نشد، مقدمه‌ای نوشت که چکیده نقادی مبسوط است، این مقدمه در سال ۱۸۴۳ چاپ شد. مقدمه نقادی اصول فلسفه حق هگل که از این پس مقدمه نامیده می‌شود،

جلسه هفتم ـ مسئله یهود

رساله مسئله یهود از دیگرنوشته‌های مهم مارکس است که در آن رابطه دولت وجامعه مدنی را برای اولین بار مورد بررسی قرارداده و رساله‌ای است که از دیدگاه گذار از بحث ایدئولوژی دینی یا دین به اندیشه سیاسی بویژه دولت جدید اهمیت دارد که آن را دولت سرمایه داری می‌نامد.

جلسه هشتم ـ مفهوم ماتریالیزم

مارکس با استفاده از امکان منحصر به فرد زبان آلمانی گفت که آگاهی عبارت از آگاه بودن است و نتیجه بسیار مهمی از این جمله گرفت و آن تقدم واقعیت بر فکربود، البته این تقسیم بندی کم وبیش قبل ازمارکس هم میان برخی فلاسفه ایدئالیست وجود داشت اما مارکس بیش از دیگران این مسئله را ذیل دو مقوله هستی و اندیشه ساده کرد و طبیعی است که به عنوان یک ماتریالیست معتقد به تقدم و اصالت واقعیت یا بیرون بر فکر و ذهن است و ماتریالیزم هم به یک معنی اصالت و تقدم عین بر ذهن است.

جلسۀ نهم ـ آلتوسر

گفتیم که یکی از قرائتهای مارکس امروزه ارزش خود را از دست داده و آن قرائت رسمی حزب کمونیست شوروی و احزاب اقماری آن است، امروزه مجموعه آثار مارکس به عنوان یک متفکر، و نه ایدئولوگ حکومت از نوع شوروی و اقمار آن مثل چین، کره شمالی، کوبا و… دارای ارزش بحث و مطالعه است.

جلسۀ دهم ـ مانیفست حزب کمونیست

مارکس حدود سالهای هزار و هشت صد چهل و پنچ وشش، از نقادی ایدئولوژی به نقادی اقتصاد سیاسی منتقل شد، کتاب مانیفست آغاز گسست از گذشته است که همانطور که گذشت، بود یا نبود این گسست و چگونگی ربط مارکس جوان به مارکس می‌انسال محل مناقشه است.

جلسۀ یازدهم ـ مبارزه طبقاتی درفرانسه

فرانسه برای مارکس مرکز و کانون همه مبارزات طبقاتی و بویژه انقلاب ۱۸۴۸ در اروپای غربی بود. مارکس اندکی قبل از انقلاب فوریه ۱۸۴۸ گفته بود که پیکار نهایی علیه سرمایه داری در پیش است ولی این پیکار نهایی اندکی پیش رفت ولی شکست خورد. با انقلاب فرانسه سلطنت برچیده شد و به جای آن جمهوری اعلام شد که به آن جمهوری اول گفتند

جلسۀ دوازدهم ـ کتاب ۱۸ برومرلویی بناپارت

این کتاب بسیار مهم و یکی از دقیق‌ترین کتابهای مارکس است که متاسفانه نمی‌توانیم به صورت کامل به آن بپردازیم. یکی از ویژگیهای مهم این کتاب که به نوبه خود امر ترجمه را دشوارمی سازد، کاربرد اصطلاحات تئاتری در کنار پیچیدگی زبانی معمول مارکس است.

پرورش سیاسی ملت ـ داریوش همایون،دی ماه 1339 ـ روزنامه اطلاعات

اکنون مردم معمولی برخلاف گذشته به این قانع نیستند که عقاید دیگران را دربست بپذیرند یا رد کنند. آنها عقایدی از آن خود دارند ـ اگر چه از دیگران گرفته باشند ـ و در هر موضوع به خود حق اظهار نظر می دهند،

داريوش همايون زنده‌ از پس مرگ، در پيش مرگ، آرش جودکی

او که در مرگی که آزموده بود مرگ همگانی را می‌ديد در پیِ پر‌و‌بال دادن به «شايدبود»هايی همگانی رفت که همان مرگ چشمش را بر آنها گشوده بود. در اين راه هوشِ همايون او را از همه پيشتر می‌بُرد اما اين پيشروی را دستمايه فخرفروشی به ديگران نمی‌کرد بلکه با زبان فاخرش از آن سرمايه‌ای همگانی می‌ساخت.

مجلس اول و اهمیت قانون انجمن‌ها و تشکیلات ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام

پس از تنش و کشاکشی که میان مردم و دستگاه حکومتی رخ داد؛ مظفرالدین شاه، فرمان اول مورخ دی ماه ۱۲٨۴ (۱۹۰۵) را صادر کرد که در آن ایجاد عدالتخانه دولتی برای اجرای احکام شرع… و تعیین حدود و اجرای احکام شریعت پیش‌بینی شده بود.

مقدمه کتاب تقی زاده و نهضت مشروطه

حکایت تاریخ و روایت‌های چندگانۀ تجدد و مؤلفة برجسته و محرک آن ــ شرح کارنامة روشنفکری ایران ــ همواره با غرض‌ورزی، تحریف، و خصومت شگفت‌انگیزی روبه‌رو بوده است.

رفتن به ژرفای جنبش مشروطه

امروز نيز پس از اينهمه که درباره جنبش مشروطه نوشته شده است هنوز نمی‌توان گفت که به تاريخ پيوسته يعنی به ملکيت همه گرايش‌های سياسی ايران آمده است و سياسيکاران در جايگاه و پيام‌های آن به همرائی رسيده‌اند.

سالشمار انقلاب مشروطه

پس از صدور فرمان مشروطيت روز شنبه بيست و ششم مرداد در سرای «مدرسة نظام» نشست باشکوهی با حضور همه علما، سران تلاشگران، درباريان و وزيران به منظور گشايش مجلس موقتی تشکيل شد.

سمینار دو روزه بررسی و معرفی کتاب “صدسال کشاکش با تجدد” اثر داریوش همایون

کتاب «صد سال کشاکش با تجدد» اثری است در ۴۵۶ صفحه و مشتمل بر یک پیشگفتار و ۱۳ فصل، همراه با یک واژه نامه ۷ صفحه‌ای شامل کلیه کلمات بکار گرفته شده از زبانهای دیگر همراه با معادل فارسی آن‌ها. کتاب در سال 2006 و به مناسبت صدمین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه توسط «نشر تلاش» منتشر شده است.