پرش به محتوا

نقد و نظر

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ سوم / سیروس پرویزی

یکی از کشفیات جدید منتقدان طباطبایی این است که او در نوشته‌های خود به مهم‌ترین منابعی که مباحث اساسی خود را با الهام از آن‌ها مطرح کرده ارجاع نداده است. تعبیر «با الهام» از من است تا ترکیب مهوع «انتحال» و «سرقت علمی» را که برادر آقاجری همۀ هفتاد بطن معنای آن را می‌داند، به کار نبرده باشم. این کشف در کشوری که رسم ارجاع در میان روشنفکران هرگز وجود نداشته است، تاحدی شگفت و حتی اندکی مشکوک نیز می‌نماید.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ دوم / سیروس پرویزی

تا جایی که من می‌توانم بفهمم، روح نوشته‌های طباطبایی، که به طور عمده ناظر بر طرح پرسش هستند، با هیچ چیزی به اندازۀ جستجوی کلید بیگانه نیست. کسی می‌تواند کلید جستجو کند که قفلی داشته باشد، هم چنان که نویسندگان «زوال سیاسی در ایران» در جستجوی کلید «دموکراسیِ مقدم بر حقیقت» هستند، زیرا آنان مشکلی در شناسایی قفل خودکامگی نداشته‌اند.

تعلیقه هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / تعلیقۀ نخست / سروس پرویزی

اگر نویسندگان اندکی هگل خوانده بودند، در حد سال دوم فلسفه منظورم هست، می‌توانستند بدانند که هگل تاریخ را محل سیر خرد می‌داند، و بدیهی است که طباطبایی، اگر هگلی می‌بود، نمی‌توانست در مورد سیر بی‌خردی در ایران به تمثیل هگل دربارۀ سیر خرد استناد کند. اگر طباطبایی هگلی است ـ برابر اظهار صریح نویسندگان و دیگر دوستان آنان ـ نمی‌تواند تاریخ را سیر بی‌خردی بداند، اما اگر تاریخ را سیر بی‌خردی می‌داند، پس، هگلی نیست!‌

تعلیقه‌هایی بر مقالۀ «زوال سیاسی در ایران» / درآمد / سیروس پرویزی

من حدود ده سال پیش گفته بودم (اینجا) که طباطبایی آمده است و در دهۀ هشتاد خورشیدی یکه‌تاز میدان بحث‌های نظری ایران خواهد شد. در این نخستین سال‌های دهۀ نود، طباطبایی کانون بحث‌های نظری ایران را به داخل ایران انتقال داده، جایگاه خود را به عنوان یگانه سردار میدان این بحث‌ها استوار کرده و در ایران کنونی هیچ بحث نظری نیست بتوان بدون ارجاعی به او پیش برد.

روشنفكری در زمانه‌ی عسرت / سيروس پرويزی

‌‌آنچه از نظر خوانندگان می‌گذرد، مقاله‌ای است حدود ده سال پیش (جمعه ٢٢ ارديبهشت ١٣٨٥) نوشته شده و در سایت گفتگو آمده بود. ما آن را به مناسبت مقاله‌ای می‌آوریم که سیروس پرویزی در نقد مقالۀ زوال سیاسی در ایران نوشته و در سایت خود منتشر کرده است.

زانچ آستین کوته و دست دراز کرد! / هومن قاسمی / بخش سوم

در فلسفۀ قارّه‌ای تمایز و تفکیکی میانِ فلسفه و تاریخ فلسفه وجود ندارد و لاجرم اندیشیدن از سنّتِ خود جدا نیست. پیوستگی سنّت و اندیشه نیز جز نقّادی اوّلی برای تعیین و تحدیدِ آنچه از دوّمی بیرون مانده نیست و درست همین جاست که مسئلۀ «تاریخیّت» آشکار می‌شود.

زانچ آستین کوته و دست دراز کرد! / هومن قاسمی / بخش دوم

فراتر از اوصاف کمپانی در نوشتۀ «دباغ کوچک»، هویّت این کمپانی نیز در وجیزۀ او قابل پیگیری است، بویژه آنجا که سروش دباغ به علی میرسپاسی ارجاع می‌دهد. تأمّل در این ارجاع و کاویدنِ آن می‌تواند در پیوندِ با مطالبِ تاکنون گفته‌شده، به یک اعتبار، مهمّترین جدال نظریِ طباطبایی با روشنفکران را آشکار سازد.

زانچ آستین کوته و دست دراز کرد! / هومن قاسمی / بخش نخست

‌جالب‌ترین صفتِ «کمپانی» که در سیاقِ متنِ «سروشِ صغیر» خودنمایی می‌کند آن فقراتی است که عنود و لجوج بر طباطبایی خرده می‌گیرد که چرا بر «نادانی و کم‌سوادی دیگران» انگشت می‌نهد! «دباغ کوچک» جز بیانِ در لفافۀ کراماتِ علمیِ خویش، هیچ کجای وجیزۀ خود، اندک سعی و کمینه تلاشی برای ردّ مدّعای طباطبایی دربارۀ «چهره‌های فرهنگ» و «متفکّران» به کار نمی‌گیرد! «پسرِ سروش»، حتی در حدّ یک اشاره بر آن نشده است تا نشان بدهد که بر خلافِ فلان مدّعای طباطبایی، بهمان چهره یا متفکّر در بحثی مفروض، نادان نبوده است!‌

آفرینش واقعیت به نیروی کلام / فرخنده مدرس

ابراز امیدواری و خوشبینی نوید کرمانی از تغییر اوضاع و احوال سرزمین مادریش چندان بی‌پایه نیست. با نگاه به احساس، عواطف و افکار روادارانه و مداراجویانه‌ای که فعال‌ترین بخش‌های اجتماعی کشور و جامعه مدنی نوپای آن از خود نشان می‌دهند، پیام‌های صلح‌دوستی و آرزوی همزیستی با جهان که از دهان سرآمدان فرهنگی و هنرمندان ایرانی نمی‌افتد، و همین طور سخنان تازه‌ای که از سوی‌ بخش بزرگی از پایوران دین و روحانیون در دفاع از اسلام رحمانی شنیده می‌شود،… مایه‌های این خوشبینی قوام بیشتری می‌یابد…

‌‌

انگیزه‌ها و پیامدهای جنگ ایران و عراق / داریوش همایون

برای نیروهای مخالف رژیم اسلامی ایران جنگ ایران و عراق معمای نا‌خوشایندی است. یک کشور بیگانه به قصد آشکار و با هدف‌های اعلام شده جهانگیری به قلمرو ملی ایران تجاوز کرده، ده‌ها هزار غیر‌نظامی را به هلاکت رسانده، صدها روستا و شهر را ویران کرده و در حدود ۵ / ١ میلیون تن از هم‌میهنان ما را آواره و بی‌خانمان گردانیده است. با هر معیار و توضیح، این یک جنگ میهنی است. برای ایرانیان اولویتی بیش از درهم شکستن دشمن بیگانه نمی‌ماند.

وطن، زبان فارسی و شعر مشروطه / ماشاءالله آجودانی

‌سال‌ها پيش از آن که رضاشاه به حکومت برسد، در عصر رونق صنعت چاپ و انتشار در ايران، خود به خود و به طور طبيعی، زبان فارسی تنها زبان اصلی و مهمی بود که کار نشر در شکل عمومی آن، با آن آغاز شده بود. و اين امر آن اندازه طبيعی و بديهی بود که جای چون و چرا نداشت، چرا که زبان ديگری را در ايران توان آن نبود که به عنوان زبان “نوشتار” برگزيده شود و اين جريان طبيعی بدون بخشنامه و امر و نهی، خود به خود سير خود را طی می‌کرد

زبان فارسی، زبان مشترک ایرانیان / نجف دریابندری

‌زبان فارسی چه از حیث شکل جاری آن به اصطلاح ملک طلق فارس‌ها نیست، بلکه در واقع ساخته و پرداختة همه مردم ایران است. کافی است آثار “فارسی زبان‌ها” را به همان معنای مورد بحث، یعنی در تمایز با “فارس” از فهرست ادبیات فارسی حذف کنیم تا ببینیم که از این ادبیات غنی، که این قدر به آن افتخار می‌کنیم، چه برجا می‌ماند.

فرجام ناشاد «آموزش به زبان مادری» / علی کشگر

با راه‌حل… «آموزش به زبان مادری» خواسته یا ناخواسته باید در انتظار سرنوشتی نشست که فرجام آن تنها به بند کشیدن ناگزیر افراد متعلق به اقوام و محدود نمودن فضای زیست و تنگ کردن فضای آزادی عمل آنان در محدوده گروه قومی و رساندن زیست آدمیان به زیست ابتدایی است.

دمکراسی و حقوق بشر در بافتار ایران / داریوش همایون

پیش از هر چیز گذاشتن بار ملامت تنها بر حکومت‌ها، رژیم‌های سیاسی و قانون‌های اساسی درست نیست. این رویکرد به آسانی می‌تواند صرفا یک سلاح سیاسی بشود. حقوق از آن مردم است، و مردم متن و بستر هر چه در جامعه یگذرد هستند. آنها تا هنگامی که پاره‌ای دگرگونی‌ها در بخش مهمی از فرهنگ خود، از جمله رویکرد به مذهب، و به ویژه در فرهنگ سیاسی خود ندهند قربانیان سهل‌انگاری و واپس‌ماندگی خویش خواهند بود.

ما زیاران چشم یاری داشتیم‌ ‌ ‌ خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم / فرخنده مدرس

‌دشنام‌های شاملو به شاهنامه هنوز از یاد نرفته است و کسانی هنوز سنت دشنام‌گویی وی را ادامه می‌دهند. داریوش آشوری البته ظاهراً به صراحت ناسزاگویی آشکار را پیشه نمی‌کند، … اما در برابر پرسش از علت تداوم کشور و ملت ایران، خود را به ندانستن می‌زند و می‌گوید…

مهشید امیرشاهی در دانشگاه استنفورد

‌مهشید امیرشاهی برای دریافت جایزة سالانة بیتا که به هنرهای ایرانی اختصاص دارد، روز جمعه پانزدهم نوامبر ۲۰۱۳ مهمان دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا بود. این جایزه به پاس کمال و نوآوری و تأثیر گستردة آثارش، آزادگی و شرافت هنری و حقیقت‌گویی خودش و نیز کوشش‌های او در راه احقاق حقوق زنان، در روز جمعه پانزدهم نوامبر ۲۰۱۳ به خانم مهشید امیرشاهی تقدیم شد.

گام‌هائی به پيش، گام‌هائی به پس / داریوش همایون

‌تفاوت عمده‌ای که ميان مدرنيته با مدرنيزاسيون يا نوسازندگی است از همان آغاز يا فهميده نشد، يا به فراموشی افتاد. مدرنيته فرايند دراز و ژرف تغييرات ريشه‌ای در فرهنگ و ارزش‌هاست؛ …مراد از مدرنيته جهان‌بينی تازه‌ای است که بر پايه خردگرائی (راسيوناليسم)، عرفيگرائی (سکولاريسم) و انسانگرائی (هومانيسم) ساخته شده است.  مقصود از مدرنيزاسيون شيوه تازه‌ای در سازمان دادن زندگی است؛ فرايندِ آوردن نهادها و زيرساخت‌های مادی و فرهنگی به جامعه‌های سنتی و بنا بر تعريف واپسمانده است….

تراژدی فرنگ / سید فخرالدین شادمان؛

‌ملت زنده‌ی محروم از آزادی، بیماری است که جز به داروی آزادی به هیچ دارویی به نمی‌شود. این خطاست و کاری ابلهانه که برای مریض محتاج طبیب و دوا و غذا به جای تهیه‌ی وسایل شفا، بازیچه بخرند و تفرج‌گاه بسازند و قصه بگویند.

ماندلا، آموزگار بخشندگی / رضا داوری

زبان ماندلا زبان آزادی از قهر و خشونت و کینه توزی زمانه بود و عجب نیست که این سخن در گوش جان مردمی که اکنون دیگر نه کینتوزی پنهان بلکه صورت عریان آن را به چشم می دیدند و به جان می آزمودند نشست و اثری برجا گذاشت که هنوز درباره آن حکم روشن نمی توان کرد.

داوری درباره داوری / گفتگو با رضا داوری اردکانی

‌‌

جدا شدن فلسفه عملي از فلسفه نظري امري است كه در تاريخ فلسفه به راحتي مي‌توان آن را يافت. وقتي فلسفه از عمل جدا مي‌شود، ديگر فلسفه نيست. چنانكه وقتي عمل از نظر جدا مي‌شود، عمل نيست. فلسفه بي ‌فرونسيس قوام پيدا نمي‌كند.

‌‌

با آشنا سخن آشنا بگو! گفت‌و‌گوی اکبر گنجی و محمدرضا نیکفر / فرخنده مدرس

مبتنی کردن عملی به عمل دیگری، ما را از توجه به ماهیت افکار و عمل خویش باز و از بررسی ریشه‌ای فرهنگ خود دور داشته و خالی از تأثیر بیدارکننده است. در دایرهٔ بسته این نوع روش بحث می‌توان تا ابد پا برجا ماند و انگشت اتهام را همواره به سوی دیگری نشانه رفت و از نگاه کردن به خود پرهیز داشت. طبیعی‌ست نیروهای حقمدار گریزان از اصل پذیرش مسئولیت از چنین روش «گفت‌و‌گویی» به غایت استقبال می‌کنند. طبعاً استقبال نیکفر از پاسخ به نوشتة گنجی از آن روست که این زبان و این گونه رویکرد به مسئله را بهتر می‌فهمد.

دگراندیشی در منطقِ کهنه محمدرضا نیکفر / فرخنده مدرس

اگر قصد بالاکشیدن اعتبار «دگراندیشی» انسان‌هائی‌ست که در دهه شصت محکوم به نابودی شدند و یا اگر نیت، برکشیدن اصل و ارزش «دگراندیشی» به عنوان یک حق و دفاع از این حق بر بستر آن واقعه فاجعه‌بار تاریخی بوده است، باید پرسید؛ آیا هیچ پردة ابهام و تردیدی به این ضخامت می‌شد بر معنای اندیشه که مقدم بر «دگراندیشی‌» ست افکند؟… یا فزون‌تر از این بی‌عدالتی، می‌شد بر «حقوق» از دست رفتة آن انسان‌ها وارد نمود؟

دشواریِ ساختن آیندة خالی از خشونت، به آسانیِ زنده نگه داشتنِ گذشتة خونین می‌ارزد! / فرخنده مدرس

برای ما پس از آن همه تجربه‌های گران، شانزدهم شهریور 67 جز آنچه داریوش همایون در آخرین خطوط مقاله خود نوشته است، نیست:

«روز بیداری ما بر بیهودگی خونبار همه اندیشه‌های مطلق‌گرایانه و حق‌مدار است. کسانی را که گلویشان از عربده‌های انتقام‌جوئی خسته نمی‌شود باید واگذاشت که همچنان بر فاصله خود با ملتی که از جهان مردة مرگ‌پرور آنان بیرون می‌آید بیفزایند.»‌

پيشگفتار / صدسال کشاکش با تجدد / داریوش همایون

‌روشنفکران و طبقه متوسط ایران می‌باید شهامت آن را بیابند که به نهتوی (اصطلاح م.امید) فرهنگ چیره هزار ساله، به ژرفای غارهائی  که جهان تنگ نازیبای ما در آن گرفتار است، بروند و به قلب مسئله بزنند. مردم ما می‌باید دریابند که با منطق زیارت و نذر و نیاز و کتاب دعا و شهادت و انتظار ظهور؛ با شیوه تفکر سرسری و سطحی، و گذاشتن امداد غیبی بجای اراده آگاهانه؛ با زیستن در تناقض و باور به امور بیرون از قلمرو شعور و دانش و اخلاق، روزگارشان همین است

“در جستجوی پاسخ ـ دفتر دوم” منتشر شد!

“در جستجوی پاسخ ـ دفتر دوم” شامل ۵۶ گفتگو با ۲۳ تن از ایرانیان اهل نظر، سیاست و ادب و هنر است که از میان حدود سیصد گفتگوی انجام شده با ده‌ها تن دیگر از هم‌میهنان، در طول بیش از یک دهه، برگزیده و در یک اثر، مشتمل بر شش فصل، منتشر شد.

فکر و فرهنگ که ساخته شود عمل هم خواهد آمد / فرخنده مدرس

Farkhomdeh 3

ما از این که صدای اصلاح‌طلبی رئیس جمهور جدید نیز چون ندای تعامل و گفتگو با جهانِ سیدمحمد خاتمی و فریادهای میرحسین موسوی در راه سلامت سیاست ایران، دستگاه فکری، فرهنگی و گفتمانی ملت را در راه تأسیس آزادی و استقرار دمکراسی، تکمیل کند و از نظر فرهنگی نهادینه گردند، در هیچ صورتی و با هیچ حسابی زیان نخواهیم کرد. فکر و فرهنگ که ساخته شود عمل هم خواهد آمد.

سیاست «رای» مطالباتی در کردستان / احسان هوشمند

Hoshmand4

افراط‌گرایی و رادیکالیسم پرهزینه مدت‌هاست از نظر مردم حوزه‌های کردنشین به بایگانی تاریخ سپرده شده است. مردم حوزه‌های کردی با روش‌های مدنی و دموکراتیک در پی ایفای حقوق‌حقه خود، همانند دیگر ایرانیان هستند. آیا زمان تجدیدنظر این احزاب و گروه‌ها فرا نرسیده است؟ آیا نباید به سیاست‌های غیرقابل انعطاف گذشته یعنی تاکید مصرانه بر روش‌های قبلی با دیده تردید نگریست؟

به او که سرهنگ نیست! / سپیده جدیری

Jodori‌‌

‌‌خوشحالم که در آن سرزمین تعداد شاعران از سرهنگ‌ها بیشتر است و امیدوارم به احساساتِ این شاعران که زایندهٔ شعر و شعور بوده و است… و حالا، با این شوری که این بار برای شما در کوی و برزنِ آن سرزمین بر پا شده است، می‌دانم که می‌توانم با افتخار در این طرف آب‌ها هم فریاد بزنم که دیارِ من که دیارِ شاعران است، به یک حقوقدان رأی می‌دهد، نه به یک سرهنگ.

… / هیلا صدیقی/ ایران

Hila's writing.j#2pg

ما هرجا که باهم نبودیم زخم خوردیم؛ و پیروز شدیم هرجا که همراه بودیم … ما چاره‌ای نداریم جز این که با هم و کنار هم باشیم … به زمین و زمان سوگند اگر نقطۀ عطفی در حیات اجتماعی‌ام باشد، همان خرداد 88 است …اگر 88 هزار بار دیگر تکرار شود، هزار بار دیگر رای می‌دهم و هزار بار دیگر سبز می‌شوم …

“هر احتمالی برای انسان تکلیف می‌آورد.”/ فرخنده مدرس

Farkhomdeh 3

وضع مردمانمان بد است و بر سر راه کشور خطرهای بسیار کمین کرده است، رژیم تنها راه سرکوب و نمونه دست پا زدن بشار اسد را الگوی خود کرده است. سودای تجزیه کشور بسیار بیشتر و گسترده‌تر از مرزهائی‌ست که رفسنجانی اشاره کرده است … ایشان شاید به ملاحظه بدتر نکردن رابطه با کشورهای همسایه و منطقه و جلوگیری از کیش دادن سلفی‌های خون‌آشام به مرزهای کشور همه‌ی کانون‌های مرزی خطر را نشمرده‌اند. در چنین وانفسای بزرگی، تکلیف ما تبعیدیان چیست؟

زیستن واقعی، تنها در حاشیه زیستن است / عاطفه گرگین

atefe gorgin

تئوری سیاسی هانا آرنت استوار بر نوع نگرش های سیاسی بود. او مدافع آزادی و برابری بود و منتقد و مخالف ایدئولوژی ها؛ نه فاشیسم پسندبود، نه کمونیست پسند و نه ناسیونالیسم تندرو. او علیه خشونت نگاشت. او بر این نظر بود که کاربرد خشونت نشانه ی داشتن قدرت نیست، بلکه نشانه ضعف است. خشونت وقتی به میان می آید  که سیاست از میان رفته و بی معنا شده باشد

سانسور و حرکت‌های ادبی مستقل ـ گفت وگوی ماندانا زندیان با سپیده جدیری پیرامون شب‌های شعر گوته

#3

«شعر زیبا؛ شعری که مستقل است و فرمایشی نیست، اما در عین حال، به امر سیاسی نیز نپرداخته است، خودبسنده است برای این که شعر ایستادگی به شمار آید. هنر واقعی، اگر دارای مضمون سیاسی و انتقادی نیز نباشد، در مقابله با هنر فرمایشی، خودبسنده است که هنر متعهد محسوب شود.»

گفت‌وگو با خشایار دیهیمی در مورد اخلاق در حوزه سیاست

dihimi

بزرگ‌ترین حافظ قانون یعنی اخلاق در حوزه عمومی قوه‌قضاییه است و اگر این قوه استقلال نداشته باشد نمی‌تواند از اخلاق در حوزه عمومی، یعنی قانون، حفاظت کند. اتفاقا اگر در سیاست مصلحت جایی دارد، در قوه‌قضاییه مصلحت هیچ جایی ندارد، آنجا فقط حق است که حکم می‌راند

ایران «تاریخ» است! در بارة برخی واژه‌های نا‌اصل در فرهنگ سیاسی ایرانیان معاصر ـ محمد جلالی چیمه (م. سحر)

واژگان مجعول نااصل و زحمت‌افزا در فرهنگ رایج سیاسی ایران فراوان‌اند اما من فعلا به توضیح کوتاه این چند واژه، که شرح آن‌ها رفت، اکتفا می‌کنم. به نظر من از ایراندوستان و آزادی‌خواهان و کسانی که درد ایران و درد آزادی ملت ایران را دارند انتظار می‌رود که به موضوع فرهنگ مجعول سیاست در ایران اهمیت بیشتری قائل شوند.

سخنی و شعری برای مهشید امیر شاهی / محمد جلالی چیمه(م.سحر)

افزون برهمهء این ها اندیشه و فکر او و عشق کم نظیر او به آن سرزمین و به آن آب و خاک و به فرهنگ ایران و زبان فارسی و به آزادی  ست که در سطر سطر نوشته های او موج می زنند و این خود ویژگی بسیار مهم و ارزنده ای ست که به ویژه در این این ایام مثل سیمرغ و کیمیا نادر و کمیاب است.

به مهشید امیرشاهی که رسم آزادی و آزادگی را می نویسد

فارسی در داستان‌های کوتاه، در رمان‌ها و در طنزنامه‌‌ی دختر دخو، در افسانه‌های ایرانی عصرما و در هزار بیشه‌های سیاسی مهشید امیرشاهی‌ست که زبان آزادی، آزادگی، آزاد زیستن و دفاع از آزادی شده است. این را باید ستود و قدر شناخت.

 

یک اولویت و سه راه‌کار “تغییر فلسفه حکومت، حفظ نظام گزینه‌ای واقع‌گرایانه و یک سازش آبرومند” ـ مروری بر دیدگاه‌ داریوش همایون / فرخنده مدرس

با وجود حکومتی چون رژیم اسلامی و رئیس‌جمهوری چون احمدی‌نژاد و حد بیزاری اندازه‌ ناگرفتنی ایرانیان از چنین حکومتی که خود عامل بی‌ثباتی و ناامنی‌ست، چه کسی می‌تواند تضمین کند، که ایران در صورت از دست دادن رشته شکیبائی و عقلانیت، غفلت در تشخیص اولویت‌ها سرنوشتی رنج‌آورتر و ویران‌کننده‌‌تر از آن چه بر سوریه می‌رود، در پیش‌ نخواهد داشت؟

داریوش همایون، لیبرالی اصولگرا / علی تیزقدم

داریوش همایون یک لیبرال بود ولی در عین حال اصولی داشت که خط قرمز او بود و به هیچ وجه از أنها گذر نکرد، از جمله مهمترین این اصول همان حفظ تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران بود. به همین واسطه اگر کسی از من نام یک اصولگرای واقعی را بپرسد من قطعا آقای داریوش همایون را یاد خواهم کرد که بر سر اصول خود حاضر یه هیچ سازشی نشد….

چند کلمه درباره‌ «یک کلمه» ـ آرش جودکی

‌نمی‌توان از کشف اهمیت رساله «یک کلمه» سخن گفت، چون اهمیت هر کار و اثری که یا با خود سخن و اندیشه تازه‌ای می‌آورد یا اندیشه و سخن از پیش موجودی را آرایشی دیگر می‌بخشد، چنان است که امکان خوانش‌های دوباره به منظور برجسته کردن اهمیتش را از پیش در خود دارد.

پاسخ عبدالحسین آذرنگ به پرسش‌های تاریخ ایرانی: فروغی می‌خواست ایران حفظ شود

تاریخ ایرانی: پنجم آذرماه امسال هفتادمین سالگرد درگذشت محمدعلی فروغی سیاستمدار، فیلسوف و ادیب پرآوازه بود. فروغی در قامت یک روشنفکر با آثار مکتوبش در زمینه معرفی اندیشه غرب به مخاطب فارسی‌زبان شناخته می‌شود، در قامت یک سیاستمدار عملکردش در روی کار آوردن و سپس حفظ حکومت پهلوی پررنگ شده است و در قامت یک ادیب با آثار فراوانش در زمینه ادبیات فارسی شناخته می‌شود. عبدالحسین آذرنگ، نویسنده، پژوهشگر و مترجم کتاب «زندگی و زمانۀ محمدعلی فروغی» در گفت‌وگو با «تاریخ ایرانی» به این پرسش پاسخ می‌دهد که عملکرد فروغی در دنیای سیاست تا چه اندازه با دستگاه فکری او منطبق بود.

«زندگی را شعله باید برفروزنده» / ماندانا زندیان

کژراهه ندیدن حقیقت است، ندیدن روشنایی که بر سپیدیِ درفش سرزمینمان پشت دلاوری ایستاده‌است ـ بیداری با طول و عرض شگفت که نمی‌گذارد از یک ناامیدی به ناامیدی دیگر رهسپار شویم، اگر در مسیرِ درست بمانیم تا سایۀ حنجره‌مان بر خیابان‌های شهر بروید و صدا شود.

پنجم دی، زادروز بهرام بیضایی است…

این‌که ما گوشه‌ای گُزیده باشیم و اصطلاحاً مترقی‌ترین متن‌های دنیا را بخوانیم، معنی‌اش این نیست که همه‌ی مردمِ ما هم در دنج‌های خود، همان را می‌خوانند… اگر ما می‌خواهیم کاری برای خودمان و این مردم کرده باشیم، راهی نداریم جز این‌که ببینیم آنها در دنجِ خود به چه می‌اندیشند.

‌‌

افولِ ایرانیت و سنگسار حقیقت / ریشه‌های تفرقه گرایی در ایران (بخش دوم) / محمد جلالی چیمه (م.سحر)

بار‌ها شده است که دین‌ها از این سرزمین عبور کرده و تغییر یافته یا کمرنگ شده یا در غبار فراموشی نهان شده یا خاطراتی از خود را در اسطوره‌ها به یادگار نهاده یا به ادیان تازه تری بدل شده‌اند، اما خوشبختانه ایران که نزد بزرگان اندیشه در جهان، مُبدع و بنیانگذار نخستین امپراطوری بزرگ در جهان شناخته می‌شود، حداقل از بیست و پنج قرن پیش تا کنون، به عنوان یک کشور و همچون یک مفهوم دولتمدار، هرگز از میان نرفته و به کشوردیگری بدل نشده بوده است.

بازخوانی ده شب شعر گوته / ماندانا زندیان

goethe postert 1‌‌

پس از سی و پنج پاییز، در این فضای انگاری و آزاد پرونده‌ای برای بازنگری ده شب شعر گوته گشوده می‌شود تا همراه بازخوانی متن‌های ارائه‌ شده در آن شب‌ها، فضای چیره بر روشنفکری آن دوران و ذهنیت جامعه را از نگاه امروز روزنامه‌نگاران، شاعران و نویسندگان آن نسل و نسل جوان امروز ایران ارزیابی کنیم.

اقوام ایرانی و ساختار دولتی آینده / بابک امیرخسروی

چه حکمتی در این نهفته است که در ۵۰۰ سال گذشته، همه سلسله‌های پادشاهی که هر کدام به قوم خاصّی تعلق داشته‌اند، هرگز به فکر تشکیل دولت قومی- زبانی خاص خویش نیفتادند و همواره اولین هدف‌شان تامین وحدت سرتاسری ایران و ایجاد دولت واحد ایران بوده است؟ چه رمزی در این نهفته است که صفویه از اردبیل بپا می‌خیزد و شاه اسماعیل تا پایش به تبریز می‌رسد خود را پادشاه ایران می‌خواند نه آذربایجان؟ و اولین اقدام‌اش جنگ با اُزبک‌ها و ترک‌های عثمانی می‌شود؟

درنگی در نقش دین مدنی در ایران آینده / حسن یوسفی اشکوری

در ایران آینده یعنی با فرض تأسیس نظام عرفی بی گمان نقش دین و شریعت اسلامی-شیعی به اعتبار دین و مذهب اکثریت قاطع مردم، برجسته و تعیین کننده خواهد بود و از این رو چگونگی تعامل با آن هم می تواند چالش زا و بحران آفرین باشد و هم می تواند به تحکیم و تقویت نظام عرفی و دموکراسی و حقوق بشر کمک کند.

مبحث ملی و بررسی اجمالی آن در ایران / ملت چیست؟ بخش ششم و پایانی

معمولاً رابطه و پیوند اقوام ایرانی و ملت ایران را به قالی ایران تشبیه می‌کنند. قالی‌های محلی و منطقه‌ای گوناگون، درعین داشتن خطوط و رنگ آمیزی‌های متفاوت، درطرح کلیِ هویتِ قالی ایران جا می‌گیرند و معرّف قالی ایرانند. به عبارت دیگر، اجزاء یک کل‌اند نه نافی یکدیگر.

رساله‌ی “یک کلمه” در پرتو نخستین نظام حقوقی جدید / فرخنده مدرس

برپایه‌ی برداشت ما از نظرات دکتر جواد طباطبائی، مشروطیت در ایران به عنوان “طرحی از حکومت قانون” بر پایه‌ی فلسفه و نظام حقوقی جدید، که تا آن زمان در ایرانِ  وجود نداشت، و آنچه وجود داشت جز سلطه‌ی نظام خودکامگی و سلطه‌ی احکام ناسخ و منسوخ شریعتمداران بر احوال شخصیه و مصیبت‌بار مردم و بر پایه قوانین شرعی نبود، در اصل پاسخی بود که ایرانیان مشروطه‌خواه در مواجهه با بحران عظیمی که همه جنبه‌های حیات آن روزگار ایران را در بر گرفته و ایران را در آستان فروپاشی دیگری قرار داده بود، دادند؛

آیندگان و نعلبندیان / سیروس علی‌نژاد

عباس نعلبندیان روزنامه فروش از پدیده‌های دهۀ ۴۰ بود. «پژوهشی ژرف و سترگ…» را زمانی نوشت که بیست سالی بیشتر نداشت و درس و دبیرستان را‌‌ رها کرده بود. این نمایشنامه چنان درگرفت و گل کرد که نویسنده‌اش را از کار در دکه روزنامه فروشی به مدیریت کارگاه نمایش ارتقا داد.

مبحث ملی و بررسی اجمالی آن در ایران / بخش پنجم / پدیده «دولت ـ ملت»

«ما ایران را وطن مشترک تمامی اقوامی که قرن هاست در آن زندگی می‌کنند، اعم از فارس، ترک و ترکمن ، کرد و لُر، عرب و بلوچ می‌دانیم.کشور ما که قرن‌ها گذرگاه و موطن اقوام مختلف آریائی و ترک و سامی بود و مردم آن به گفته فردوسی، از«ترک و دهقان و تازی» تشکیل شده است، با گذشت قرن‌ها و زندگی در این آب و خاک و گرفتن رنگ‌وبو و عادات و سنت‌ها، و بالاخره فرهنگ مشترک ایرانی، ویژگی‌های قومی و در این میان زبان و لهجه‌های خود را نیز حفظ نموده‌اند. این حقیقت، واقعیتی تغییر ناپدیر و قابل انکار نیست. بنابراین، از این کثرت تاریخی، وحدت امروزی ایجاد شده و به شکل ملت واحد ایران پا به عرصه گیتی نهاده است.»

دربارة ریشه‌های تفرقه گرایی و دعوی ستم ملی در ایران / بخش نخست / محمد جلالی چیمه (م. سحر)

‌اگر سابقاً صحبت از «خلق‌ها» درمیان بود و از «جمهوری دموکراتیک خلق» فلان ایالت و بهمان ولایت در «کشورکثیرالمله ایران» دادِ سخن می‌دادند یا خواستار «خودگردانی» و «خود مختاری» مثلا برای کردستان بودند این روز‌ها با «اعتماد به نفس» و جدّیتی افزون‌تر، از «ملت‌ها» و «ملل» یا «ملیت‌های ساکن ایران» سخن می‌گویند و برای هریک از آنان به طور ضمنی خواستار دولتی مستقل می‌شوند و نام چنین پروژه‌ای را هم «فدرالیسم» نهاده‌اند که البته مقصودشان «فدرالیسم قومی یا زبانی» ست

کردهای ترکیه، میراث بر جای مانده / احسان هوشمند

‌زبان‌های کُردی مجموعه‌ای به هم پیوسته از زبان‌ها و گویش‌هایی است که در مجموعۀ زبان‌های ایرانی جای می‌گیرند و دارای تنوعی از زبان‌ها و گویش‌ها است.از نظر زبانی کردهای ترکیه به زبان‌های کُردی کرمانجی و زازا سخن می‌گویند. اگر چه اکثر کردهای ترکیه به کرمانجی سخن می‌گویند اما برخی منابع جمعیت زازا‌های ترکیه یا دیملی‌ها را حدود چهار الی پنج میلیون نفر بر آورد کرده‌اند.

‌‌

جای خالی اصل حاکمیت ملت در رساله «یک کلمه» ـ آرش جودکی

‌ترجمه‌ی نارسای مستشارالدوله از بند سوم «اعلاميه حقوق بشر و شهروند»، و توضیح نابجايی که در پی آن ترجمه‌ی نيم‌بند می‌آورد تمام ساختمان «اعلاميه حقوق بشر» را بهم می‌ريزد. ترکيب‌بندی دوباره پيکره‌ی اجتماعی ـ که سند بنيادين انقلاب فرانسه آن را به گرد سه محور: فرد، ملت و قانون پايه می‌ريزد ـ در رويکرد مولفِ «يک کلمه» از هم می‌پاشد و درک انديشه سياسی نوپای ايرانی را از سکولاريزاسيون ناکارآمد می‌کند.


 بررسی چند موضوع در مقوله ملت / فصل چهارم / بابک امیرخسروی

اساساً کمتر نمونه‌ای در جهان می‌توان یافت که درآن، ملت و دولت ملی، بر پایه قوم واحدی تشکیل شده باشد. ملتها و دولت‌های ملی معمولاً از چند قوم و اختلاط آنها به وجود آمده‌اند. حتی ملت فرانسه که معمولاً جزو نمونه‌های ملتهای یکدست به شمار می‌آید، لااقل اختلاطی از سلت‌ها، ایبری‌ها و ژرمن‌هاست. ملت کنونی ایران، حاصل درهم آمیزی اقوام متعدد آریایی، آزیاتیک، ترک و سامی است. اقوام ساکن ایران در طول سده‌ها و هزاره‌ها در فراز و نشیب‌های تلخ و شیرین با هم جوش خورده و ملت ایران را به وجود آورده‌اند.

تلاش شماره 20 ویژه‌نامه رضاشاه / فرخنده مدرس

ما تنها از تبار شكست‌خوردگان نبوده‌ایم. ریشه‌هایمان به پیروزی و پیروزمندان نیز می‌رسد. در این گذشته تنها انهدام، سستی، خفت و خفتگی نبوده و گاهی نیز جنبشی بوده و خشتی چیده شده است. ایران امروز شاید مخروبه‌ای جلوه كند، اما این بنا بهره از بن‌ محكمی دارد. آن را باید دید!


مبحث ملی و بررسی اجمالی آن در ایران / (بخش سوم) / بابک امیرخسروی

متأسفانه، طرفداران متعصب ايرانی «اصل لنينی» حق ملل در تعيين سرنوشت، به اين تفاوت کيفی ميان روسيه چون «زندان خلق‌ها» و کشور باستانی ايران، که در آن اقوام مختلف طی سده‌ها و هزاره‌ها همزيستی داشته‌اند، توجه نمی‌کنند. هرگز در تاريخ ايران، مناسبات اقوام ايرانی با يکديگر، مناسبات قوم سلطه‌گر و زيرسلطه نبوده است. هرگز قوم فارس به عنوان مثال، با لشکرکشی، دولتهای بر سر کار اقوام غيرفارس را برنينداخته و به زيرسلطه خود درنياورده است. چگونه می‌توان بدون توجّه به واقعيت فرهنگی – تاريخی ايران، نمونه‌های کشورهای ديگر را برای ايران نسخه پيچی کرد؟

همه عالم تن است و ایران دل / بیانیه تعدادی از فعالان کُرد حوزه شمال غرب و غرب کشور

شمار زیادی از فعالان سیاسی فرهنگی،حقوق بشری و مدنی و روزنامه نگاران کُرد با انتشار بیانیه ای ضمن تأکید بر پیوندهای تاریخی،فرهنگی و اجتماعی دیرین مردم کُرد با دیگر ایرانیان ،هر گونه تلاش برای ایجاد اختلاف میان ایرانیان و رودر قرار دادن اقوام ایرانی را محکوم کرده اند

گفت و گویی مکتوب درباره اقوام ایرانی / اشکوری – شفیعی

‌آنچه در حال جاضر در عرصه عمومی و از جمله در جامعه روشنفکری و کنشگران فرهنگی و سیاسی ایرانی مورد نیاز است مکالمه و مفاهمه است. تجربه نشان می دهد پاره ای از مسائل مهم ملی و بیشتر حول مسائل قومی در ایران چنان دچار بدفهمی و در نتیجه سوء تفاهم است که اصولا شماری از طرفهای مباحثه حرف همدیگر را به درستی نمی فهمند. این گفتگو نیز یکی از این نمونه هاست.


مبحث ملی و بررسی اجمالی آن در ایران / (بخش دوم) / بابک امیرخسروی

‌طرح گسترده مقوله‌هایی نظیر «ایران کشور کثیرالمله است» یا تمسک به «اصل لنینی» حق ملل در تعیین سرنوشت خویش و قید آن‌ها در برنامه‌های احزاب گوناگون در کشور ما، کم و بیش پس از ماجرای «فرقه دموکرات آذربایجان» وارد ادبیات و فرهنگ سیاسی ایران شده است. در کمال تأسف باید گفت که چپ ایران این «کالاهای» وارداتی را چشم بسته به جان خرید و بی‌آنکه کاوشی انجام دهد و بررسی بکند که آیا با واقعیت تاریخی – فرهنگی و مردم شناسی ایران همخوانی دارد یا نه؛ کورکورانه مدافع و مبلّغ آن شد.

زخم‌هایی بر پیکر مناطق کردنشین غرب / احسان هوشمند

‌پس از گذشت سی‌سال حتی برای شناسایی این واقعیت چه گام‌هایی برای التیام زخم‌هایی‌که بر مناطق کُردنشین غرب کشور وارد شد، برداشته شده است؟ به حال خود رهاکردن ضایعاتی از این دست، به صورت نوعی خوش‌خیالی  بر این فرض که گذشته‌ها گذشته، جز دعوتِ به مشکلات بیشتر در مراحل بعد هیچ نتیجه‌ای نداشته و ندارد.

مبحث ملی و بررسی اجمالی آن در ایران / (بخش اول) / بابک امیرخسروی

اشاره: آنچه از نظر می‌گذرانید، بخش‌هائی از سلسله مقاله‌هائی است که بیست سال پیش، برای انتشار در نشریۀ «راه آزادی» تهیّه شده است. ….اینک بخاطر بحث‌هائی که در پیِ «توافقنامۀ» دو حزب کردستان ایران و در پیِ آن، «بیانیۀ ما» در نقد و بررسی آن در گرفته است؛ بعضی از دوستان که در جریان مطالب مندرج در این رساله بودند؛ انتشار آنها را مفید دیده از من خواسته‌اند، این مقاله ها را منتشر کنم.

هر بشکه نفت چند دلار باید باشد؟ – نظری بر اقتصاد منابع طبیعی / حسن منصور

چکیده؛ می‏ خواهیم بدانیم آیا قیمت “درست” و “عادلانه‏”‏ای برای نفت وجود دارد؟ قیمت بازاری نفت آیا “پایان‏ پذیری” و “تجدید تولید ناپذیری” نفت را در خود جاسازی کرده و “مطلوبیت اجتماعی” آن را بازتاب می‏ دهد؟ نرخ بهره‏ برداری “مناسب” چگونه تعیین می ‏شود؟

پیشگفتار کتاب «بیرون از سه جهان ـ گفتمان نسل چهارم» / آرش جودکی

‌تعهد به نیاخاک هیچگاه نزد همایون از تعهد به مردمی که در آن می‌زیند جدا نیست. چون «مردم آن زمینی هستند که همه چیز بر آن می‌روید.»(ص۸۲) نبضِ پایبندی و دلبستگی به ایران‌ و ایرانیان در این پرسش می‌زند: «مصلحت این ملت و این کشور چند هزار ساله در چیست؟»(ص۴۷). پاسخ کوتاهی که در همانجا می‌آید (اول در این است که بماند و نه دیگران بر آن بتازند، نه مردمان‌ش به جان هم بیفتند)

امید و آزادی / ایرج گرگین

«من همیشه گفته‌ام که رسانه‌های گروهی یک جامعهٔ مهاجر – از جمله ایرانی – انجام وظایف دوگانه‌ای را به عهده دارند و مهم‌تر از هر چیز، خوب است بدانند‌ که بین یک جامعهٔ مهاجر و یک ملت، تفاوت است. نباید جامعهٔ مهاجر را که بخش کوچکی از‌کل مردم ایران‌اند، با «ملت ایران» اشتباه گرفت.

یادداشت‌های سفر کوتاهی به مشهد و نیشابور / آیندگان خرداد ۱۳۴۸ / داریوش همایون

‌ بی‌وفائی به تاریخ را در همه شهرهای ایران می‌توان دید. از بناهای یادبود و جاهای تاریخی معدود که بگذرند، کمتر نشانی است که شهر‌ها تاریخ‌های چند صدساله و‌گاه چند هزارساله دارند. گوئی ایران پس از همه این‌ها کشور نوخاسته‌ای است و سه هزار سال تاریخ پرافتخار پشت‌سر ندارد. مردم زیر سایه سی‌قرن نشسته‌اند و تنها به دیروز و امروز می‌اندیشند.

بیست و هشت ِ پنج ِ سی و دو* / ابراهیم گلستان

این برای تو. آن را بخوان ببین که چهل سال رفته است. می بینی چگونه چهل سال رفته است؟ آن روزها کجا بودی، چه می کردی، چند سالت بود؟ می بینی چگونه واقعیت ها هر روز با رنگ روز، و این که هوا ابری ست یا باد، خاک و شن دارد، یا آسمان آبی ست، یا برف می بارد به جورهای دیگری به چشم آمدند و می آیند اما می دانی چیزی که روی داده است آن جوری که روی داده است بوده است و می ماند.

در قيمومت يک “روشنفکر دينی” / آرامش دوستدار

سی سال است عبدالکريم سروش در “قبض و بسط” سکنا گزيده و به تفاريق در آن اظهار وجود می‌کند، بی‌آنکه بتواند چيزی قبض کند يا بسط دهد. کار او تکرار خودش است در طرح‌هايی که در اين زمينه نمی‌ريزد و انجام نمی‌دهد. اين همان حرفه‌ای است که “روشنفکر دينی” نام گرفته است

رساله تحقيقات سرحديه / بخش 9 ، 10 ، 11 ، / آيندگان 18 ، 20 ، 21 ارديبهشت 1348

‌حاصل گفتگوهای مأمورین واسطه به ملاحظه عدم ابطال ایضاحات سفرای خودشان این شد که از برای فصل دادن این ماده باید به اصل مرام و مآل معاهده نظر کرد.  منظور از این معاهده آبادی و محل تجارتگاه بودن محمره و امنیت سفاین جاریه در روی کاران است….

گذشته‌ای با دستاوردهای بزرگ / فرخنده مدرس

‌برای نخستین بار برخاستن به عنوان یك ملت در جنبش مشروطه، با تلاشی ـ هرچند نیمه بیدار و نیمه هشیار ـ برای درك وضعیت خود در برابر یا در كنار دیگران، تلاش برای رساندن خود به پیشرفته‌ترین‌هایشان، افت و خیزها و افتادن به بن‌بست‌های خودخواسته یا ناخواسته در نخستین تجربه‌های دولت ملی و مجلس مشروطه، عزم بیرون كشیدن خود از این بن‌بست‌ها و برخاستن دوباره با ارادة آغاز راه آینده در دوران رضاشاه، گاه با پیروزی و زمانی با شكست و بعد ناپایداری و تزلزلمان در ادامة راه، سپس كج‏‌فهمی‌ها و بیشتر از آن كج‌اندیشی‌ها و رها ساختن و لعن آنچه بدست آورده بودیم و در نهایت تصمیم سبكسرانه به بازگشت به گذشته. این همه را یكجا در تاریخ یك سدة گذشته‌ تا امروزمان داریم. جادة آیندة ایران از این گذشته عبور می‌كند.

فصل‌ چهارم‌ ـ نخستین‌ رساله‌ در اصلاح‌ نظام‌ حقوقی‌ / دکتر جواد طباطبایی

دکتر جواد طباطبائی در پاسخ مثبت به درخواست و نظرخواهی ما از ایشان در باره جنبش مشروطه و درج آن در شمارة ویژه تلاش، این فصل از اثر آتی خود را در اختیار ما قرار دادند و موجبات سپاس‌گذاری ما را از خود فراهم آوردند. فصلی در بررسی ارزش و اهمیت رساله «یک کلمه» به عنوان اثری در خور توجه در تاریخ شکل‌گیری اندیشه و نظام حقوقی و تاریخ قانون‌خواهی ایرانیان که بر بستر آن خواننده به صورت عمیق‌تری با جایگاه و قدر تلاش‌های میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله رجال روشنفکر عصر ناصری را در تاریخ تجددخواهی ایران آشنا می‌گردد.

مشروطیت، مرحله ای در سیر تکوینی تجددخواهی / گفتگو با دکتر جمشید بهنام

فراموش نکینم که تجددخواهی ایرانیان در زمینه مدرنیزاسیون و نوسازی ایران گاه تند و گاه کند همواره ادامه داشته و در 150 سال اخیر جامعه ایران دگرگونی بسیار پیدا کرده و رو به پیشرفت بوده اما اصول فلسفی و سیاسی مدرنیته مورد توجه قرار نگرفته است.

مجلس اول و اهمیت قانون انجمن‌ها و تشکیلات ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام / گفتگو با دکتر محمدرضا خوبروی پاک

در کشورهای تاریخی نوعی ملی‌گرائی بومی و کهنسال وجود دارد که با ملی‌گرائی «وارداتی» ـ مانند «دولت وارداتی» در کشورهای نوپا ـ متفاوت است. ناسیونالیسم کشورهای نوخاسته بر اساس ساختن هویت ملی به جای هویت‌های محلی و قبیله‌ای قرار گرفته است هرچند که به برابری قانون و حقوق شهروندی اصرار بورزند. در حالی که در کشورهای تاریخی، مانند ایران، به علت تاریخ مشترک و پذیرفتن سرنوشت مشترک به ملت‌سازی و هویت مصنوعی نیازی نیست.

مخاطرات تدوین قوانین مدنی ایران؛ خطابه ای از محمد علی فروغی

… تصور نکنید این کارها [تدوین قوانین عرفی] به آسانی انجام گرفت. کشمکشها کردیم، لطائف الحیل به کار بردیم، با مشکلات و دسیسه ها تصادف کردیم که مجال نیست شرح بدهم. من جمله این که مقدسین… چماق شریعت را نسبت به قوانین بلند کردند و در ابطال و مخالفت آنها با شرع شریف حرفها زدند و رساله ها نوشتند…

“خدمت به میهن” سنت روشنفكری دوران رضاشاهی / گفتگو با استاد احسان یارشاطر


استاد احسان یارشاطر از دانش‌آموختگانی است كه در پرتو توجه وآموزش استادان بزرگی پرورش یافت، كه به نسل درخشانی تعلق داشتند. نسلی كه با خود تاریخ روشنفكری در ایران را آغاز نمود و با احساس تعهد در قبال جامعه، با اندیشه ترقی و عمل اجتماعی خویش در جهت تحقق ایده‌های مدرن گام برداشت و صفت “بنیانگذار” در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی را به حق شایسته خود كرد.

نقش زبان, ارتباطات و فهم یکدیگر در بافتار تجدد و توسعه / گفتگو با داریوش همایون

پیشروان تجدد ایران رابطه میان مدرنیته و دولت ـ ملت و زبان ملی را خوب دریافته بودند ….تاکید آنان بر زبان ملی از ملاحظات عملی، از ملاحظاتی مانند دفاع از استقلال و یکپارچگی کشور در جهان استعماری، سیر کردن اکثریت گرسنه، و جلوگیری از مرگ و میر انبوه بر می‌خاست.

سرچشمه‌های تدوین تاریخ ایران / گفتگو با دکتر جلال خالقی مطلق

بعضی‌ها می‌گویند، كسی حق واژه‌سازی ندارد. واژه‌ها را مردم و توده ایران می‌سازند و زبان همانی است كه ما با آن صحبت می‌كنیم و با آن می‌نویسیم و نیازی هم ندارد كه آنرا پالایش كنیم. من در پاسخ می‌گویم: پیش از فرهنگستان اول مردم به‌جای دادگستری، عدلیه و بجای شهرداری، بلدیه, بجای شهربانی, نظمیه و… می‌گفتند. … ولی آیا امروز برای نسل جدید، عدلیه، بلدیه، نظمیه… اصطلاحات قابل فهم است؟ بسیاری از واژه‌های ناب فارسی كه جای آنها گذاشته شد رواج پیدا كرد. آیا این عمل به زبان فارسی ضرری زد؟ آیا زبان فارسی در اثر این واژه‌ها ناتوان‌تر شد؟ نه‌!

ایران در سالهای 1285 تا 1320 / گفتگو با ماشاءالله آجودانی

تا آنجا كه به رضاشاه مربوط می‌شود، دفتر كارنامه او صفحات بسیار درخشانی دارد كه می‌توان با توجه به این صفحات از انتقادات بسیار اصولی و مهمی كه براو و كارنامه او وارد است، نترسید. با نقد اصولی این كارنامه اهمیت اصولی آن بیشتر به چشم خواهد آمد.

در بارة عبدالحسین‌تیمور تاش / گفتگو با منیژة تیمور تاش

‌[تیمور تاش] انسانی باهوش سرشار و شدیداٌ وطن‌پرست. بشدت تحت تأثیر آتاتورک و تحولاتی که در ترکیه بوجود آمده بود. بدون شک جاه‌طلب, بسیار دوست‌باز و بشدت سردر پی زنان زیباروی, می‌دانم که اینطور بوده و واقعیت را باید گفت. البته من در اینجا قضاوت اخلاقی مطلقاٌ نمی‌کنم, تنها می‌خواهم واقعیت را بگویم. آنچه بنظر من می‌آید, در هرصورت برای آن روزگار ایران آمدن پدربزرگ من زود بود!

تاریخ در محکمة انصاف / فرخنده مدرس

‌تیمورتاش از جمله كسانی بود كه با تكیه بر اقتدار رضاشاه و با پشتوانة عمیق‌ترین اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جهت توانمند ساختن كشور، تلاشهای بسیار ودر عین حال موفقیت‌آمیزی را در تغییر چهرة ایران وایرانی در دید دیگران و از میان بردن آن نگاه تحقیربار به ملت ایران كه حاصل 150 سال حكومت خفت‌بار سلاطین قاجاربود، به ثمر رساند.

فرهنگ “ستیزی“ در دوره رضاشاه / علی کشگر

باید فصل رضاشاه را در كتاب تاریخ ایران فصل گل‌سرخ نام نهاد. فصلی كه شادابی, زیبایی, طراوت, سرزندگی و بالندگی از خصوصیات آن است و مثل هر گل‌سرخی نیز خارهائی بر شاخه دارد. اما نباید فراموش كنیم كه در نهایت خارها نیز برای حفاظت از شاخه لازم می‌باشد. .

عهد‌نامه یک عشق، عشق‌نامه یک عهد / بهمن امیرحسینی

یادداشت‌های ماموریت‌های رضاشاه، این دماوند فلات تاریخ ایران را «عهد‌نامه یک عشق، عشق‌نامه یک عهد» می‌نامیم تا شاید نشانه‌ای باشد از وقوف ما بر عشق او بر ما و عهد او بر پیشبرد امر ما، ما فرزندان ایران.

ترجمه از فارسی / آرش جودکی

‌متن حاضر ترجمه‌ی آزادی‌ست از متنِ فرانسویِ پيشگفتارِ ترجمه شاعران همروزگار ايرانی به زبان فرانسه. از آنجا که اين متن در ابتدا برای چاپ در کادری ديگر در نظر گرفته شده بود، پوبليک خاصی را مخاطب قرار می‌دهد که با مباحث تئوريک در بابِ شعر و فلسفه در زبانِ فرانسه آشنا، اما با شعر و زبان فارسی بيگانه است. پس خواننده‌ فارسي زبان در اينجا‌ با دو گونه اطلاعات روبه رو خواهد شد. دسته‌ای شايد به نظرش نامربوط بيايند، و دسته‌ای ديگر جزو بديهيات.

‌‌

رساله تحقيقات سرحديه / چند شرط ناحق درویش پاشا…. / (به نقل از آيندگان 17 ارديبهشت 1348) بخش هشتم

‌دلیل اول و قطعی‌الدلاله این که همین اراضی چنان که اندک اشعاری در این باب جغرافیا ملک خوزستان و یک جهت آن محدود به شط العرب و دولت عثمانیه در جمیع عهود که بعد از صفی مغفور و سلطان مراد رابع منعقد شده است و حدود را به عهدنامه این دو پادشاه راجع کرده است اگر چه صورت آن عهدنامه در میانه نیست ولیکن سوادنامه سلطان مرادخان را که برای تصدیق عهدنامه نوشته و شما آن را مستمسک سند در باب حدود دستور ساخته‌اید و حال آن که نوشته دولت هر قدر معتبر هم باشد در مقام مناظره برای اضرار دولت آخر سند نمی‌شود

وزنِ شعر احمدرضا احمدی، آرش جودکی

‌اگر وزنی که در شکل شعرهای احمدرضا احمدی است را دريابيم، ميان ادعای او که، حتی در معنای دقيق نيمايی‌شان هم، هيچگاه دنبال وزن و قافيه نرفته است، و آن خطِ نامه‌اش به فروغ ـ من اکنون هم در انديشه‌ی وزن هستم ـ تناقضی نخواهيم يافت. و نه آن تکذيب اين خواهد بود، و نه اين دليلی بر بی‌اعتباری آن

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / دهم/ دکتر جواد طباطبایی

‌چنان‌كه از توضيح‌هاي دربارة تركيب دو واژة نه چندان مهمي مانند «چه بسا»، كه در بخش پيشين اشاره‌هايي به آن آوردم، مي‌توان دريافت، اشكالات مترجم ايراني در فهم مطلب تنها به نظام مفاهيم و مباحث اصلي متن‌هاي اساسي انديشه مربوط نمي‌شود، بلكه بسياري از مترجمان اهميت واژگان و جايگاه آن‌ها در عبارت‌هاي فارسي را نيز نمي‌دانند و در موارد بسياري ادب‌نمايي آنان حجاب بي‌اعتنايي به مباني نظري ترجمه است.

آسیب شناسی جنبش های مدنی در ایران / گفت‌وگو با دکتر محمد امینی/ اردوان روزبه/ شبکه تصویری کوچه

محمد امینی پژوهش گر و نظریه پردازی است که شبکه تصویری کوچه در حاشیه «سومین همایش اتحاد برای پیش برد سکولار دموکراسی در ایران» به گفت و گو با وی پرداخته است. روند تاریخی جریانات سیاسی در ایران، نگرشی به سکولاریسم و دموکراسی خواهی در ایران و آسیب شناسی جنبش های مدنی از موارد مطرح شده در این پرسش و پاسخ است.

شعر، زبانِ تاریک ـ تأملاتی در حاشیه‌ شعری از رویایی / آرش جودکی

تأملاتی که اینجا بر حاشیه این شعرِ رویایی نوشته می‌شود نه به قصدِ به تحلیل بردن شعر در سخنی فلسفی، که مدد جستن از اینگونه سخن برای گوش سپردن به صدایِ شعر در خوانشی است که شعر به آن نه چندان نیازی دارد، و نه به آن وابستگی‌‌ی.