پرش به محتوا

نقد و نظر

دینخویی: منشِ مسلط در فرهنگ دینی ـ به مناسبت هشتاد سالگی آرامش دوستدار / آرش جودکی

از دیدگاه دوستدار، با توجه به تنیدگیِ دینخویی در روزمرگیِ ما، مایِ دینخو خود ماییم، همان خودی که عجالتاً و در بیشتر اوقات هستیم. اما همیشه در ما آن توانایی هست که آنچه هستیم نباشیم و آنچه نیستیم باشیم.

رساله‌ی تحقیقات سرحدیه / عثمانی، یکوجب زمین در یسار شط العرب نداشته است… (به نقل از آيندگان 16 ارديبهشت 1348) بخش هفتم

‌بنا براین دولت عثمانیه در یسار شط العرب به غیر ازنفس محمره و لنگرگاه پیش روی آن و جزیرة‌الخضر جای دیگر را به دولت ایران واگذارنکرده و آن چه از این محال خارج می‌نماید….

هژدهم تیر

شهر تهران، روز جمعه با این خبر از خواب برمی‌خیزد: «کوی دانشگاه به هم ریخته و تخریب شده است »

رساله‌ی تحقیقات سرحدیه / استدلال مشيرالدوله (به نقل از آيندگان 15 ارديبهشت 1348) بخش ششم

هنگام بهار که آب بارش در غديرهای آنجا جمع و اراضی شيرين آنها سبز می‌شود، از طوايف اعراب متفج و بنی‌لام و اعراب چادرنشين حويزه در آنجا چادر زده علف‌چرانی می‌کنند، بدين علت يد تصرفی به اين صحرا، بالخصوص نيافته مگر بواسطه آن که اکثر اعراب خارجی که آنجا می‌آيند اگر فترتی در حکومت ولات حويزه و حاکم محمره بلکه در حاکم عربستان نباشد.

فقه پویا و انحرافات دیگر / دستنوشته‌ها ۱۳ ژانویه ۹۲ / داریوش همایون

با دیکتاتوری نمی‌شود به جنگ مسائل اجتماع امروز رفت، چه اسم دیکتاتور امام باشد یا فقیه یا ولی امر و یا پیشوائی که وظیفه هدایت جامعه را بسوی دمکراسی در مدت نامعلوم و نا‌محدود برای خودش قرار می‌دهد. شکست از پایه را با دگرگونی از پایه باید علاج کرد و جمهوری اسلامی و حکومت دین از پایه فاسد و دچاز شکست شده است.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / نهم/ دکتر جواد طباطبایی

‌کسی که به مناسبت پژوهشی به ترجمه‌های فارسی متن‌های اساسی اندیشة اروپایی مراجعه کند و فقراتی از آن‌ها را با متن اصلی بسنجد، به نکته‌هایی شگفت‌انگیز برخورد خواهد کرد. در هر سه ترجمة فارسی رسالة شهریار ماکیاوللی نیز چنین شگفتی‌هایی اندک نیست. مفسران ایتالیایی و فرانسوی، که به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در فهم ظرافت‌های اندیشة سیاسی ماکیاوللی دست یافته‌اند، و بویژه با توجه به آشنایی نزدیک آنان به زبان او، توانسته‌اند پرتوی بی‌سابقه بر نکته‌هایی که در نوشته‌های او وجود دارد، و تاکنون از نظر‌ها پنهان مانده بود، بیفکنند.

رساله‌ی تحقیقات سرحدیه / یک سند تاریخی و معتبر در باره حقوق حاکمیت ایران در شط العرب (به نقل از آیندگان 14 ارديبهشت 1348) بخش پنجم

اما محمره (خرمشهر فعلی) و ساير اراضی خوزستان که محل سکنای عشاير کعب و موافق قرارنامه آخری ملک طلق دولت عليه ايران و از جمله اراضی قرب جوار مبدأ حد دولتين اسلام از سمت جنوب است، به اين قرار است که محمره بندری است از توابع اراضی حعب که در طرفين رود کاران که از زردکوه و ساير جبال بختياری برمی‌خيزد و نزديک به محل انصاب به شط العرب واقع است

زنان، مردان و حجاب اجباری / آرش جودکی

کشمکش سی ساله بر سر شکل و رنگ پوشش اجباری تنها گوشه کوچکی از پيکار دلاورانه و روزانه زنان با جمهوری اسلامی بر سر پاسداری و گسترش حقوق‌ اجتماعی‌شان است. که اوج آن را بايد از يکسو در کمپين يک ميليون امضا که از پنج شهريور 1385 به راه افتاده است ديد و از سوی ديگر در نقش ويژه‌ای که زنان در پويايی جنبش سبز ايفا می‌کنند.

آی …ای حنجره ی آبی ! / رضا مقصدی

احمد شاملو درباره ی مرگِ دوستی می گفت: انسان هایی از این دست نمی میرند. ناگهان در میان ما گم می شوند. تنها یادی، خاطره ای، فریادی، آن ها را به میان ما بازمی گرداند. راست گفته است. همین لحظه در این جا هستی. درمیان ِ جان ِ ما نشسته ای.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / هشت/ دکتر جواد طباطبایی

‌برای هر فردی که از عقل سلیم بهره‌ای برده باشد، این‌که مترجم باید از موضوعی که کتابی دربارة آن ترجمه می‌کند اندک دانشی داشته باشد، باید از بدیهیات بوده باشد. با نظری به بسیاری از متن‌های ترجمه شده در سال‌های اخیر به آسانی می‌توان دریافت که این امرِ بدیهی، در کشوری که ادبیات عالیترین فرآوردة علمی و تتبعات لغوی و ادبی بالا‌ترین تولید علم به شمار می‌آید، مانند بسیاری از بدیهیات، چندان بدیهی نیست.

“سرود ملی” رها. الف./ ایران

«اگر می‌خواهید تمام خاطرات تلخ و شیرین جنبش سبز را تنها در یک شعر مُرور کنید، شما را دعوت می‌کنم به خواندن شعر “سرود ملی” که “رها. الف.” از تهران برای صفحه‌ی شعر ایستادگی فرستاده است. او به زیباترین و در عین حال، اندوهبارترین شکل ممکن سه رنگ پرچم ایران را با خاطرات جنبش در هم‌ آمیخته و شعری آفریده است که می‌تواند جنبش سبز را نه تنها در تاریخ سیاسی، که در تاریخ ادبیات ایران به ثبت برساند.

رساله‌ی تحقیقات سرحدیه / یک سند تاریخی و معتبر در باره حقوق حاکمیت ایران در شط العرب (به نقل از آيندگان 13 ارديبهشت 1348) بخش چهارم

‌ مخمفی نماناد که مملکت خوزستان چنان که معلوم عموم ارباب جغرافيا است به هر عصری و عهدی چه بر وفق عهود و شروط و چه بر حسب تملک و تصرف حق از جمله ممالک محروسه ايران و ملک طلق اين دولت عليه بوده و چه فاصل آن از مملکت عراقين يعنی نطنز به اصطلاح امروز و از مملکت بصره و بغداد چنانکه در ميان اراضی حويزه مفصلاً ذکر خواهد شد مجرای شط العرب بوده.

اهمیت شاهنامه فردوسی / دکتر جلال خالقی مطلق

فردوسی با آفرینش شاهنامه رشته از هم گسیخته ملیت ایرانی را از نو گره زد. از آن پس صدها بد حادثه و آشوب زمانه بر ما گذشت. نام بچه‎ها و كوچه‎هایمان هم عوض گشت، ولی هویت ایرانی خود را هم‌چنان نگهداشته‎ایم و این را تا حدود زیادی مدیون شاهنامه‎ایم.

رفتار حیوانی / دستنوشته‌ها ۱۳ اکتبر ۱۹۹۱ / داریوش همایون

‌تا کنون نشنیده بودیم که متهمان سیاسی را هم به شلاق خوردن محکوم کنند. مثلا کسانی که نامه‌ای به رئیس جمهور بنویسند و از او بخواهند که به قانون اساسی که خودش به آن قسم خورده و به موجب آن به ریاست جمهوری رسیده عمل کند، به زندان و شلاق محکوم شوند. اکنون بنا به گزارش سازمان عفو بین المللی ۹ نفر از اعضای گروه بازرگان که به دوره‌های چندماهه تا چندسالة زندان محکوم شده بودند، علاوه براین محکومیت، قرار است هر کدامشان از ده تا سی ضربه شلاق بخورند.

‌‌

رساله‌ی تحقیقات سرحدیه / یک سند تاریخی و معتبر در باره حقوق حاکمیت ایران در شط العرب (به نقل از آيندگان 11 ارديبهشت 1348) بخش سوم

‌ دولت عثمانی به موجب شرط فقره قرارنامه تصور می‌کنند که ترک کردن شهر و بندر و لنگرگاه و هم چنين “جزيره‌الخضر” به ايران، اين ترتيب نمی‌تواند احاطه کند نه اراضی دولت عثمانی را که بيرون از شهر محمره است نه ساير بنادر دولت عثمانی را که واقع است در آنجاها

به «مادرهای خوب» ایران، که «بی‌بهار و بی‌خزان، سبز و تَرَ[ ند ]» / ماندانا زندیان

‌اندیشه و عاطفۀ مادرهای خوب ایران، به دست‌های فرزندهای خود، یا نسلی که می‌آید و آیینه‌های ایرانی را به نسل دیگر می‌سپارد، سپرده می‌شود- لبخندی که پخش می‌شود بر اندوه، مانند دایره‌های آب، و به دست‌های جوان‌تر می‌خورد و قلب را از هیاهوی آینه می‌کَنَد و می‌بَرد جایی که بازگشتی هم ندارد، مانند عمر که دست‌های مادر است؛ و مادر یکی شدن سیب دانایی ست با بهشت اسطوره‌ها بر همین خاک، که آرمان است و امید.

‌‌

به التماس افتاده‌اند / دستنوشته ها ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۲ / داریوش همایون

‌کشوری که بیست سال پیش رفت و جزیره‌ها را پس گرفت امروز به حال و روزی افتاده است که التماس می‌کند کاری به او نداشته باشند و امری را که در آن هنگام روی داده و پذیرفته شده است امروز هم بپذیرند. اما همسایگان با استفاده از انزوا و از هم پاشیدگی جمهوری اسلامی پا را روی گلوی رژیم گذاشته‌اند. صحبت از تجاوز ایران می‌کنند و دنبال پس گرفتن جزیره هستند.

رساله‌ی تحقیقات سرحدیه / یک سند تاریخی و معتبر در باره حقوق حاکمیت ایران در شط العرب (به نقل از آیندگان 10 اردیبهشت 1348) بخش دوم

‌‌

ایشان از راه طفره و مغلطه این مسئله را به میان آوردند که محمره ملک ما است، از توابع بصره و بغداد محسوب می‌شود، ما رعیت و عاصیان دولت خود تزکیه کرده‌ایم. حالا که دولت ایران ادعای ملکیت محمره را می‌نماید و به آن سبب خسارات و ترضیه می‌خواهد در این صورت دو فقره محل نزاع می‌شود. یکی حال و دیگری محل.

جنبش سبز، رستاخيز بر ضد زور و دروغ ـ آرش جودکی

انگار در هميشه می‌رفت که بر اين پاشنه بچرخد و اين باور نااميدانه می‌رفت جا بيفتد که جمهوری اسلامی از انسان ايرانی موجودی ساخته پست که با هر ساز او خواهد رقصيد. که ناگهان مردم در برابر دروغ به پا خاستند آن هم درست در لحظه‌ای که گمان می‌رفت چيزی بجز آن را نه می‌جويند  نه می‌گويند. آزرم مشترک درست هنگامی که انتظارش را نمی‌رفت در وعده‌گاه بود و حتا در نزد شماری از فوتباليست‌ها. پلاکارد ساده‌ و ساده‌دلانه‌‌ی «دروغ ممنوع» که در روزهای تبليغات انتخاباتی به چشم می‌خورد حاکی از پديداری دوباره‌اش بود.

رساله‌ی تحقيقات سرحديه / يک سند تاريخی و معتبر در باره حقوق حاکميت ايران در شط العرب (به نقل از آيندگان 8 اردیبهشت 1348)

محمد مشيری: گزارش مستندی تحت عنوان “رساله تحقيقات سرحديه” نوشته ميرزا جعفرخان مشيروالدوله سفير ايران در دربار عثمانی ضمن اين مقالات از نظر علاقمندان خواهد گذشت که قبل از درج آن برای روشن شدن موضوع توضيح مختصری را لازم می‌داند.

مقایسه نامربوط / دست‌نوشته‌های سال ۱۹۸۷ / داریوش همایون

‌رهبری سازمان مجاهدین خلق، همکاری با دشمن در جنگ و مزدوری عراق را با یک مقایسه تاریخی توجیه می‌کند. رهبر مجاهدین از خیلی پیش خودش را لنین ایران می‌دانسته است. هنگامی که جنگ با عراق پیش آمد به نظر خودش شباهتش با لنین بیشتر شد.

هشتاد سال زندگی و شصت سال مبارزه / گفتگوی رضا فانی یزدی با بابک امیرخسروی

ویژگی احزاب سوسیال دموکراسی اصلاح‌طلب مدرن در مقایسه با قرن نوزدهم، چنانچه در توضیحات قبلی عرض کردم، تبدیل آن از حزب یک طبقه (پرولتاریا) به حزب مردمی بود. لذا سوسیال دموکراسی صرفا حزب طبقه کارگر یا «اقشار فرودست» جامعه نیست. ولی بی گمان لازمه پیکار برای عدالت اجتماعی و ایجاد جامعه متعادل، توجه به مسائل و معضلات اقشار فرودست و یافتن راه حل عاجل به نیازها و خواست‌های آنان است.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / هفت/ دکتر جواد طباطبایی

‌تكرار مي‌كنم كه، به خلاف آن‌چه نويسندگان و مترجمان ايراني گفته‌اند، رسالة شهريار ماكياوللي نه تنها هيچ ربطي به «دستورنامه»، «اندرزنامه» و … ندارد، بلكه، برعكس، تدوين مبناي نظري اين انديشة سياسي جديد جز با گسستي از منطق سياستنامه‌ها ممكن نشده است. اگر اين بحث بر خواننده‌اي ــ يا مترجمي ــ روشن نشده باشد، بسياري از نكته‌هاي ظريف رسالة ماكياوللي از او فوت خواهد شد، چنان‌كه از نويسندگان ايراني و مترجمان فارسي فوت شده است.

مفاهیم و مبانی: بررسی فصولی از کتاب «صد سال کشاکش با تجدد» اثر داریوش همایون/بهروز داودیان

نویسنده کتاب در پردازش تمامی مفاهیمی که در آن کتاب معرفی کرده است هم از مشاهدات عینی خود از سیاست بهره برده است و هم از منابع تاریخی ـ هم غربی و هم ایرانی ـ برای بسط و تعمیق از مبانی آن مفاهیمی که ارایه داده است، استفاده نموده است.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / شش/سه/ دکتر جواد طباطبایی

چنان‌كه گذشت، ماكیاوللی، در سه رسالة مهم خود، شهریار، گفتارها و تاریخ فلورانس، توصیف تنش‌های نظام سیاسی هر دولت‌ـ شهر و كشوری را با اصطلاح «دو طبع مخالف» بیان كرده است. تأكید من بر این‌كه نمی‌توان این اصطلاح را نفهمید و آن رساله‌ها را ترجمه كرد، از این حیث اهمیت داشت كه اگرچه ماكیاوللی فیلسوف نبود، و به زبان فلسفی سخن نمی‌گفت، اما با اهل فلسفه هم سخن می‌گفت و، از این‌رو، شیوة نوشتاری او فلسفی است، یعنی با دقتی فلسفی دستگاه مفهومی اندیشة سیاسی خود را بیان كرده است تا به تعبیری كه در آغاز دفتر نخست از رسالة گفتارها آورده «راهی» را هموار كند كه تا زمان او كسی در آن قدم نگذاشته بود.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / شش/دو/ دکتر جواد طباطبایی

من از این حیث به رسالة اسكینر و ترجمة فارسی آن اشاره كردم كه اسكینر از مفسران مهم اندیشة سیاسی سدة شانزدهم است و رسالة او تنها نوشتة مهمی است كه تاكنون دربارة ماكیاوللی به زبان فارسی ترجمه شده است.

ایران را چرا باید دوست داشت؟ / محمد علی فروغی( ذکاء الملک)

‌گر مهر من نسبت به وطن تنها از آن سبب باشد كه خود از آن مرز و بوم هستم و بخواهم این عنوان را وسیله ی مغایرت خویش و بیگانه قرار داده و از اختلاف و نفاق بین مردم برای خود استفاده كنم، این وطن پرستی نیست، خود پرستی است و مانند تعصب دینی آن جماعت از ارباب ادیان كه اختلاف دین و مذهب و نفاق بین مردم را وسیله ی منافع و اعتبارات شخصی و فرقه ای قرار می دادند، مذموم است و باید مردود باشد.

مصاحبه با استاد احسان هوشمندجامعه شناس و پژوهشگر برجسته حوزه مطالعات قومی

ما در ایران کرد داریم، عرب داریم، آذری داریم، بلوچ داریم. اما لزوماً مردم سمنان را در هیچ‌کدام از این قوم‌ها نمی‌توان جا داد. مردم شیراز، مردم بوشهر، مردم هرمزگان را. این‌ها ممکن است که خودشان را شیرازی، بوشهری و یا هرمزگانی بشناسند، ولی به عنوان این‌که مثلاً‌ فرض کنید قومی به نام قوم فارس در ایران هست محل تردید است و این هم از آن خطاهایی است که برخی از کسانی که درگیر مطالعات قومی هستند، متأسفانه، به آن توجه نکرده‌اند. ما در ایران قومی به نام قوم فارس نداریم و زبان فارسی، نمادی از تعامل تاریخی ایرانیان و زبان همه‌ی قوم‌های ایرانی است نه زبان یک قوم به نام فارس.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / شش/یک/ دکتر جواد طباطبایی

‌یشتر، گفتم كه اندیشة سیاسی ماكیاوللی نقیض آن چیزی است كه در نوشته‌های فارسی آمده است. خواننده‌ای كه اندك آشنایی با مبانی اندیشة سیاسی جدید داشته باشد، با نظری به دو رسالة مهم او، در یكی از زبان‌های اروپایی، یا به تفسیرهای مهم اندیشة سیاسی ماكیاوللی، در خواهد یافت كه ترجمة این متن‌ها یا نوشته‌های فارسی تا چه پایه‌ای تُنُك‌مایه است. از اشاره‌های من به برخی از اشكالات ترجمة این متن‌ها نیز كمابیش می‌توان دریافت كه دانش ایرانی حتی در كلیات این مباحث نیز از حدِّ تفنن فراتر نرفته است.

کسروی، شریعت و رفرماسیون دینی/ محمد امینی

اگر بنویسم که کسروی، گفت و گو برانگیزترین روشنفکر دوران مدرنیته ایران است، سخنی به گزاف بر کاغذ ننهاده ام. با این که شست و شش سال از ترور او در کاخ دادگستری می گذرد، گویی او زنده و کوشا در کانون گفتمان اجتماعی امروز ایران نشسته و هنوز سخنی برای گفتن دارد. هفت دهه بی مهری دولتیان به کتاب ها و نوشتارهایش، نه بازدارنده روی آوری نسل در پی نسل جویندگان راستی و شیفتگان پژوهش در تاریخ بوده و نه دم تیز نقد او را به خرافات و شریعت کند کرده است. راستی این است که هرچه زمان می گذرد، کمبود کسانی که مانند او به نقد بی امان روشنفکرانه به ارزش های فرهنگی چیره بنشینند، بیشتر و بیشتر احساس می شود.

یک دهه روزنامه‌ آیندگان / گفتگوی فرخنده مدرس با حسین مهری

داریوش همایون همواره نگاهی به نیروی محرکی که غرب و تمدن غربی را پیش می‌برد داشت…. اینکه عقلانیت غربی از نیروی شک به یقین می‌رسید، او را مفتون می‌ساخت و همین شیفتگی به غرب، در مقاله‌ها و ترجمه‌هائی که در صفحات لایی آیندگان انعکاس می‌یافت، به چشم می‌خورد.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / پنج/ دکتر جواد طباطبایی

‌بر مبنای آنچه به اجمال دربارۀ اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی از درسنامۀ حمید عنایت، و نیز مقدمه‌های مترجمان بر رسالۀ شهریار، آوردم، می‌توان گفت که اندیشۀ ماکیاوللی نقیض آن چیزی است که در این نوشته‌ها آمده است. به خلاف گفتۀ عنایت، شهریار مهم‌ترین نوشتۀ ماکیاوللی نیست و آن رساله را نیز نمی‌توان، و نباید، به برخی از تدابیری که ماکیاوللی برای نگاه داشت قدرت پیشنهاد کرده، و گویا موجب بدنامی او شده است، فروکاست. اگر اندیشۀ ماکیاوللی جز آن نبود که عنایت، و دیگر نویسندگان ایرانی، خلاصه‌ای از آن را بر مبنای خلاصه‌های دیگر نویسندگان آورده‌اند، نمی‌بایست اهمیتی داشته باشد.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / چهار / دکتر جواد طباطبایی

‌از زمانی که رسالۀ شهریار ماکیاوللی نخستین بار توسط محمود محمود به فارسی برگرانده شده، بیش از هفت دهه گذشته است. این نخستین ترجمه به سال ۱۳۱۱ انتشار پیدا کرده واز آن پس نیز در ۱۳۲۴ تجدید چاپ شده است. محمود محمود بر ترجمۀ خود دیباچه‌ای را نیز افزوده که حاوی اطلاعاتی دربارۀ تاریخ ایتالیا و فلورانس، زندگی و نوشته‌های ماکیاوللی، و خلاصه‌ای از اندیشۀ سیاسی اوست. در این صفحات در مواردی مطالبی سودمند برای خوانندۀ آن زمان آمده است، اما اطلاعات نادرست نیز در آن‌ها اندک نیست.

سنجش ، سنجه و پول – نگاهی به تلاطم بازار ارز و طلا در ایران / حسن منصور

چکیده: سخن بر سر سنجش است در عرف و در علوم. سه صفحه اول به طرح مجمل نظریه سنجش و اعتبار سنجه ها و نیز شرائطی می  پردازد  که مقیاس  را برای احراز صلاحیت  مساعد می کند. با طرح این مقدمه می رسیم به موضوع سنجش در علم اقتصاد و سپس به تحلیل پول بمثابه سنجه در اقتصاد می پردازیم. برای تبیین این امر ناگزیر سری می زنیم به سازوکار بانک مرکزی بمثابه آفریننده پول پایه و نظام بانکی بمثابه تولید کننده پول اعتباری و نقش بانک مرکزی در حفظ قدرت خرید پول ملی و شرائط احراز آن. …

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / سه / دکتر جواد طباطبایی

در مدرسۀ علوم سیاسی و در نخستین دهه‌های دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران، اندیشۀ سیاسی جایی در میان موادی که تدریس می‌شد نداشت. علم سیاست در ذیل و در صورت حقوق عمومی، که مهم‌ترین بخش آن حقوق اساسی بود، وارد ایران شد.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / دو / دکتر جواد طباطبایی

علم سیاست به ضرورتی به ایران وارد شد، اما به تفنن بسطی پیدا کرد. ضرورت از خلئی ناشی می‌شد که با زوال تدریجی اندیشۀ سیاسی کهن ایران ایجاد شده بود؛ تفنن از پیامدهای انحطاط تاریخی ایران در سده‌های متأخر بود.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / یک / دکتر جواد طباطبایی

‌دانشگاهی که تولید علم در آن در بیشتر علوم انسانی از پلی کپی‌های ناخوانا فرا‌تر نمی‌رفت، در مواردی، به کتابی نیز نیاز پیدا می‌کرد و، چون خود تولید نمی‌کرد، بدیهی است که ناچار می‌بایست بخشی از آن را از بازار آزاد روشنفکری غیر دانشگاهی – اگر نگویم ضد دانشگاهی – وارد می‌کرد. بدین سان، بخشی از کتاب‌هایی که در دانشگاه تدریس می‌شد، نوشته‌هایی بود که مترجمان آن‌ها و در موارد نادری نویسندگان آن‌ها خود دانشگاهی نبودند، یا بسیار زود فارغ التحصیل شده بودند.

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / درآمد / دکتر جواد طباطبایی

‌آنچه در این صفحات می‌آوریم، یادداشت‌هایی از دکتر طباطبایی است که قرار است متن منقح آن در مقدمۀ چاپ سه مجلد نخست اندیشۀ سیاسی جدید در اروپا – شامل بازنویسی کامل جدال قدیم و جدید و در هزار هفت صد صفحه، به شرط صدور مجوز وزارت ارشاد – بیاید. در این مجموعه پاسخ مستدل و مستندی به انتقادهای داریوش آشوری نیز آمده است که در یکی از مجلات تهران بر خلاصه‌ای از درس‌های دکتر طباطبایی که خبرنگار مجله آن به صورت بسیار مغلوطی تهیه کرده بود انتشار پیدا کرده بود.

قانون اساسی و نخستین قانون‌های مشروطه / محمدرضا خوبروی پاک

با صاحب رای شدن مردم و تشکیل مجلس شورای ملی: حاکمیت ملی پدیدآمد، وضع قوانین بر عهده نمایندگان مردم گذاشته شد؛ دگرگونی استبداد فردی و گسست در حقوق الهی پادشاه رخ داد، دولت خودکامه دگر گشت و شهروند جای رعیت را گرفت؛ مهم‌تر از همه آنکه فرد به رسمیت شناخته شد و حقوق اساسی مردم مانند: حق مشارکت در اداره امور خود با تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی، و از این راه ایجاد جامعه مدنی؛ نیرومند شد. تعیین حدود حکام ایالات و ولایات؛ صورت گرفت.

توده‌ای‌ها و مسلمانی ـ آرش جودکی

در چهارم خرداد ۱۳۵۸ هفته‌نامه تهران مصور گفت‌وگويی با احمد شاملو را چاپ کرد که عنوانی غافلگير کننده داشت. نه اينکه رازی نهان با آن فاش شده باشد يا حقيقت نهفته‌ای به واسطه‌اش نمايان. به برکت همان «چنگِ تيزْ پاسخِ احساس» شايد، شاعر توانسته بود پيشاپيش حدس هنوز مبهمی که آغاز فعاليت‌ دوباره حزب توده پس از انقلاب برانگيخته بود و هنوز بايد زمانی می‌گذشت تا به يقين بدل شود را از محدوه‌ی گنگِ احساس برهاند و آگاهانه در قالب يک حکم بيانش کند. …

همزیستی اقوام ایرانی / سخنرانی محمدرضا خوبروی پاک

اکنون به بحث اصلی خود که راههای حقوقی همزیستی اقوام ایرانی است می پردازم. مهم ترین منابع این گفتار، تاریخ حقوق ایران، قانون اساسی مشروطیت، قانون انجمن های ایالتی و ولایتی و متمم قانون اساسی مشروطیت است؛ بی آن که قصد دفاع از همه آن قانون و یا نظرِ خاصی به نظام برگزیده آن قانون را داشته باشم.

نقدی فلسفی بر تصمیم کمیته مرکزی حزب بلشویک در ده اکتبر 1917

واژه تماميت‌خواهى اولين بار در دهه ٢٠ قرن بيستم توسط منتقدانِ موسولينى در ايتاليا براى نام‌گذارى ويژگيهاى حكومت او استفاده شد و بلافاصله مورد پسند خود موسولينى قرار گرفت که آن را براى توصيف رژيم فاشيستى كاملا گويا و مناسب تشخيص داد.

با یاد ِ داریوش ِ همایون در سالروز ِ خاموشی‌اش / شیرین طبیب‌زاده

داریوش ِ همایون در اواخر زندگی، نگاهش به جهان نگاهی فیلسوفانه بود. تفکر ِاو تا انتهای ِ افقهای دور و آینده‌ای که کمتر کسی قدرت ِ دید ِ آن را داشت، در پرواز بود. خوشبینی ِ حیرت آور ِ او به آیندۀ ایران گاه انسان را مبهوت می‌کرد که او در این بساط جهنمی چه می‌بیند که اینهمه امیدوار است.

زبان رو به گسترش ما* / داریوش همایون

در بحث زبان اهل زبان بیش از خود آن اهمیت دارند. از ابوریحان تا امروز ما از ناتوانی فارسی نالیده‌ایم. ولی این زبان “ناتوان“ در هزار و صدسال تاریخ ادبیات‌ش از برآوردن نیازهای گوناگون دوره‌های گوناگون برآمده است و تا هرجا اهل زبان اجازه داده‌اند گسترش یافته است. در عصر خود ما چنان دامنه بیانی یافته است که نه تنها هزارسال بلکه صدسال پیش نیز دست نیافتنی می‌نمود.

دو کتاب و يک گفتگو / فرخنده مدرس

بنياد داريوش همايون ـ برای مطالعات مشروطه‌خواهی در نخستين سالگرد درگذشت داريوش همايون دو اثر منتشر نموده است که از سوی اين بنياد به نشانه‌ی سپاس از خدمات تأثيرگذار وی بر فرهنگ و انديشه سياسی ايران، به ياد ماندگار او تقديم می گردد.

پیش از آغاز ــ گفتگوی منتشر نشده / گفتگوی مهرداد حریری با داریوش همایون

‌‌

آنچه که پشیمانم از آن، این است که ضعف بنیادی و پوسیدگی درونی نظامی را که در آخرین روز‌ها و سال‌هایش به آن پیوستم، یعنی به درونش راه یافتم را نفهمیدم و احساس نکردم. و فرصت‌های بسیاری را از دست دادم. شاید پشیمانی دیگرم اینجاست که وقتی رفتم به درون دستگاه قدرت به مقدار زیادی شیفته قدرت و ظواهرش شدم …‌‌

اندیشه آزاد و آزادی اندیشه برای همزیستی اقوام ایرانی / ۳ – خودمدیری / م. ر. خوبروی پاک

غربت با همه رنج‌هایش، گاهی امتیازاتی اتفاقی هم دارد؛ مانند فضای مساعد سیاسی – اجتماعیِِ جامعه تازه که در آن، غریب بتواند آزادانه بیاندیشید و آزادانه عمل کند. در چنین فضائی جائی برای اتوپیا‌ها و استعاره و تمثیل باقی نمی‌ماند؛ اندیشه ویا اندیشه‌ها با معیارهای علمی تعریف و ارائه می‌شود و نقد و تکمیل آن‌ها نیز آزاد است.

اندیشه آزاد و آزادی اندیشه / 2 ـ برای همزیستی اقوام ایرانی / م. ر. خوبروی پاک

غربت با همه رنج‌هایش، گاهی امتیازاتی اتفاقی هم دارد؛ مانند فضای مساعد سیاسی – اجتماعیِِ جامعه تازه که در آن، غریب بتواند آزادانه بیاندیشید و آزادانه عمل کند. در چنین فضائی جائی برای اتوپیا‌ها و استعاره و تمثیل باقی نمی‌ماند؛ اندیشه ویا اندیشه‌ها با معیارهای علمی تعریف و ارائه می‌شود و نقد و تکمیل آن‌ها نیز آزاد است.

اندیشهِ آزاد و آزادی اندیشه / 1 ــ برای همزیستی اقوام ایرانی / م. ر. خوبروی پاک

‌غربت با همه رنج‌هایش، گاهی امتیازاتی اتفاقی هم دارد؛ مانند فضای مساعد سیاسی – اجتماعیِ جامعه تازه که در آن غریب بتواند آزادانه بیاندیشید و آزادانه عمل کند. در چنین فضائی جائی برای اتوپیا‌ها و استعاره و تمثیل باقی نمی‌ماند؛ اندیشه ویا اندیشه‌ها با معیارهای علمی تعریف و ارائه می‌شود و نقد و تکمیل آن‌ها نیز آزاد است.

بررسی پيوند دوران رضاشاه با جنبش مشروطه از خلال ديدگاه داريوش همايون ـ آرش جودکی

‌‌‌

پس جنبش مشروطه فقط همه آنچه بود نيست، بلکه هر آنچه نبود، هرآنچه خواست باشد و نتوانست بشود هم هست چرا که همچون رخدادی تقليل‌ناپذير به آنچه روی داد، دگرگشت سرنوشت ما که با او و از پی‌اش می‌آید سرشت‌اش را هربار روبروی او و رو‌در‌روی ما می‌گذارد. آگاهی به اين امر را در رويکرد همايون به جنبش مشروطه می‌يابيم، رويکردی که ريشه در شناخت برنامه تجدد تقی‌زاده و همسويی با آن دارد.

دموکراسی: سلطنتِ حرف / آرش جودکی

و حرف بايد که حرف بياورد تا کسی نباشد که حرف آخر را بزند: گردش آزادِ حرف در دهان. دهان‌هايی ‌که آزادی را فرياد می‌زنند با چنين گردشی آغاز می‌کنند و آن را فرجام فريادشان می‌خواهند. اينجاست که شکلِ حرف زدن، شکلِ سلطنتِ حرف می‌شود. و سلطنتِ حرف هم يعنی دموکراسی. که گردش بی‌دليل کلماتی است که پيوسته بی‌دليل پهلوی همديگر در دهان همان مردمی قرار می‌گيرند که اين حرفها در ابتدا برای دهانشان بی‌دليل قلمداد می‌شد.

اقوام و اقلیت‌ها و جایگاه حقوقی آنان / دکتر محمدرضا خوبروی پاک

ملیت گرائی و شهروندی ممكن است از دو مقوله جداگانه باشند مانند بسیاری از ایرانیان دو تابعیتی كه شهروند یك كشور خارجی هستند ولی در ژرفای وجودشان ملی گرا و دلبسته ریشه و تبار ایرانی خویشند. میتوان وابستگی فرهنگی یا قومی ویژه ی داشت. اما در همان حال وفادار به یك كشور بود.

ملیت، هویت و فدرالیسم / گفت‌وگو با احسان هوشمند / چشم انداز

امروزه نهاد دولت ـ ملت از دو زاویه مورد تهدید  قرار می‌گیرد؛ از بیرون به‌وسیله جهانی‌شدن و از درون به‌وسیله برجسته‌كردن گروه‌های خُرد و فرو-ملی كه هر یك ممكن است خواستار خروج از حاكمیت ملی یا تحدید آن در منطقه مورد ادعای خود باشند. به نظر نمی رسد در ایران چنین وضعیتی حكمفرما باشد و جدا از دخالت‌های خارجی در حوزه اقوام، نگرانی خاصی حس نمی‌شود، ولی در كل دو تحول بزرگ در دو دهه گذشته تأثیر زیادی بر هویت ملی و به دنبال آن امنیت ملی در كشور ما داشته است: نخست فروپاشی شوروی و دیگری اشغال عراق و برپایی نظام فدرالی در این كشور. آنچه در زیر می‌آید حاصل گفت‌وگو با احسان هوشمند، جامعه‌شناس و كارشناس مسائل هویتی بویژه در حوزه كردستان است.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم آخرین بخش

با این بخش تفسیر پدیدارشناسی روح هگل که به همت مصطفی نصیری از نوار پیاده شده بود به پایان می رسد. گویا جلسۀ دیگری نیز وجود داشته است که نواری از آن در دسترس نیست. با تشکر از این دوست گرامی امیدوارم مجموعه این مطالب مورد توجه علاقه مندان قرار گرفته باشد

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش سوم

هگل در نقد خود از رویکرد روشنگری به عصر ایمان به چند نکته اشاره می کند که یکی از آن ها موضوع آگاهی در دیانت و ایمان است که خداست. هگل معتقد است که روشنگری متوجه این نکته نیست که در ورای  مناسکی که مسیحیت به عنوان دین مبین آورده و اجرا می شود، معانی رمزی وجود دارد. به عنوان مثال وقتی مومن مسیحی در مقابل صلیبی چوبی قرار می گیرد، در ورای این قطعه چوب یک معنای رمزی وجود دارد که روشنگری نسبت به آن معنا بی تفاوت است. هگل این جا یک توضیح نسبتاً مفصلی درباره مارتین لوترمی دهد و می گوید اصلاح دینی در آلمان از این جا شروع شد که که تمام ابزار و اشیائی که در داخل کلیسا در مناسک مسیحی به کار می رفت، به تدریج برای مومنان به قطعه ای شیء تبدیل شدند، بنابراین در واکنش به این وضع بود که لوترگفت ایمان لطیفه ای درونی است و هیچ ربطی به این مناسک بیرونی ندارد.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش دوم

هگل در توضیح نخستین وجه یعنی جهالت مردم عصر ایمان می گوید مردم از طریق مناسک ــ که مهمترین این مناسک در مسیحیت مراسم عشای ربانی یا نان و شراب است و اشاره به آخرین شام عیسی با حواریان دارد[1] ــ سعی می کنند پیوند مجددی با مسیح برقرار کنند و به این طریق گناهان خود را بازخرید کنند در حالی که این مناسک از نظر روشنگری فاقد هر گونه معنای رمزی بوده وهیچ اهمیتی ندارد پس تکه ای نان و جرعه ای شراب نمی تواند موجب بخشودگی گناهان آنان شود ، هگل نتیجه می گیرد که مردم نسبت به معنای روحانی ایمان خود جاهل هستند یا به تعبیر دیگر، ایمان آنان به این مناسک مردم را جاهل بارآورده است. از طرف دیگر، کشیشان هم موجب فریب می شوند تا بتوانند حاکمیت خود را تثبیت کنند.

تفسیر پدیدارشناسی روح هگل / جلسۀ هشتم بخش نخست

در این جلسه سعی می کنم نظر هگل را درباره دوره روشنگری به اجمال بررسی کنم. همان طور که در مبحث انقلاب فرانسه بیان شد این انقلاب از پیامدهای جنبش روشنگری در فرانسه بود و به همین جهت این دوره برای تحولات اروپا بسیارمهم است. شاید بتوان گفت این دوره برای ما هم از جهت سلبی مهم است چون ما هنوز چنین دوره ای را تجربه نکرده ایم. به همین دلیل فهمیدن آن برای ما بسیار مهم است. به اعتباری هگل را می توانیم فیلسوف عصرروشنگری بدانیم چون حدود سی سال اول عمر خود را در عصر روشنگری و نیمه دوم آن را درقرن نوزدهم گذراند که این دو سده هم برای اروپا وهم برای بشریت بسیارمهم بوده است.

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش چهارم

نتیجه مهمی که هگل می گیرد، از دیدگاه اندیشه دینی که برای ما آشناست مطلقاً غیر قابل دفاع و نوعی کفرگویی است. این نتیجه در مسیحیت هم مبتنی بر تفسیر خاصی است و آن این که دین مسیح در واقع در زمان خود مسیح و حواریان کامل نشده است بلکه دین یک امر تاریخی است و آشتی میان جمع و فرد، درون و بیرون و خدا و انسان در پایان تاریخ امکان پذیر خواهد شد. دین هم باید در تحول خود تمام دوران­های تاریخی را گذرانده باشد تا به آن وحدت نهایی برسد، و بیشتر از آن هگل حتی می خواهد بگوید که خدای آغازین همان خدای نهایی و پایانی نیست.

توسعه سيستان و بلوچستان و چالش های پيش رو / احسان هوشمند

توسعه یکی از مفاهیم جاری و پر مصرف است؛ از مطالب روزنامه‌ها و نشریه‌ها گرفته تا متون سیاسی، اداری و علمی، از محاورات روزمره تا مناظره‌های سیاسی و فرهنگی همه و همه به این مفهوم ارجاع می‌دهند. بارها و بارها واژه توسعه مورد استفاده و استناد قرار می‌گیرد، بی آنکه گویندگان و یا نویسندگان توافق روشنی درباره این مفهوم داشته باشند.

*

*

واسلاو هاول، و فرهنگ رفتار سیاسی / ماندانا زندیان

هاول روشنفکری را اندیشیدن برای عمل کردن می‌داند، و روشنفکر را انسانی که اندیشه ورزی را تا بهکرد امر عمومی- آنچه او اهمیت دادن به زندگی «دیگری» تعریف می‌کند- پیش می‌برد. او که برای سال‌ها پیش از ورود به سیاست، در جایگاه نمایشنامه نویسی توانا و کامیاب، از مخالفان و معترضان به سیستم حاکم بر جامعه بود، از تجربۀ ریاست جمهوری- راهی برای لمس نزدیک مشکلات پیش رو در امر عمومی- به تاکید بر ارزش اخلاق و فرهنگ در سیاست می‌رسد، و چنان که در خودزندگی نامه‌اش می‌نویسد، درمی یابد سیاست، در درازای عمرش، چه اندازه از پرهیز روشنفکران در نزدیک شدن به گسترۀ خود، آسیب دیده است

چرا بیانیه تسلیت به مناسبت درگذشت آقای همایون را امضا کردم / علی تیزقدم

برای من داریوش همایون بزرگ و ستودنی بود به خاطر ثابت قدم بودن و مداومت او در پیشبرد تفکری که آن را درست می انگاشت. بر خلاف باور معمول از نظر من شالوده بینش داریوش همایون  حفظ تمامیت ارضی ایران و ایجاد دموکراسی در آن بود و اگر از نظام پادشاهی مشروطه نیز جانبداری می کرد به این دلیل بود که بر اساس آنچه او از تاریخ ایران استنباط کرده بود شاه می توانست به عنوان نماد وحدت ملی و عامل مهمی برای حفظ تمامیت ارضی کشور باشد.

مشروطه و موسیقی سرفصل های نوآوری در موسیقی ایران ـ دکتر محمود خوشنام

یکی دیگر از تأثیرات فرهنگی جنبش مشروطه در جامعة موسیقی ایران، گشوده شدن راه هنرنمائی به روی زنان است. البته این گشایش به آرامی انجام گرفت. جنبش در آغاز کار می بایست به «مسائل مبرم سیاسی» می پرداخت. از آن گذشته محافظه کاران مذهبی نیز در رهبری جنبش مشارکت داشتند و به «تابو»های اسلامی پایبند بودند. مردانی که به سوی موسیقی می رفتند کمابیش اعتبار اجتماعی خود را از دست می دادند. چه برسد به زنان که اگر چنان می کردند مستحق سنگسار می شدند.

تفکر و خشونت؛ تاملی در مفاهیم «یادآوری» و «بازنگری» / بهروز داودیان

همایون همه را ترغیب به تفکر انتقادی می‌کند تا اینکه بدیعیات سیاسی ذهنی گذشته را به چالش کشد و چهارچوب‌های نو و استواری را در حوزه سیاست بنا نهد. فقدان تفکر انتقادی در حوزه سیاست ایران ناشی از همین ترس خراب کردن و ساختن از نو است که یکی از عناصر محوری تمدن غرب است، و بنظر می‌رسد که همایون در این خراب کردن و از نو ساختن بدیعیات سیاسی ذهن ایرانی هیچ ترسی را به دل خود راه نمی‌دهد.

مردم سالاری و جنگ / فرهاد یزدی

تا کنون هرگاه سیاست، کاربرد خود را از دست می‌داد، یعنی هرگاه حکومتی نمی‌توانست به هدف‌های مورد نظر از طریق سیاسی دست یابد، جنگ به عنوان حربه نهایی بکار گرفته می‌شد. پس چگونه است که مردمسالاری‌ها، با مکانیسم حل مسالمت‌آمیز اختلافات، در جنگ شرکت می‌کنند؟ آیا این مکانیسم حل مسالمت‌آمیز اختلاف در مقابل مردمسالاری‌ها و حکومت‌های خودکامه یکسان عمل می‌کنند؟

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش سوم

هگل در مرحله دیگری می گوید آگاهی نگون بخت با وجود فردی و حیثیت درونی او یکی می شود اما ذات هم چنان جدای از آگاهی است. از این جا به بعد هگل الگوی مسیحیت را مد نظر قرار می دهد و می گوید بعد از این خودآگاهی در مقابل امر دیگر یا ذاتی قرار می گیرد که آن را به نوعی درونی کرده ولی آن ذات هنوز کاملاً در بیرون آن هست. هگل می افزاید ضمن این که ذات امری غیر قابل دسترسی است و از هرحرکتی که بخواهد او را به چنگ آورد فرار می کند یا به تعبیر بهتر فرارکرده است. بحث هگل این جا درباره خدای مسیحیت است که باید آن را توضیح بدهم.

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش دوم

این جا برای توضیح وجدان نگون بخت باید یک اصطلاح هگلی را قدری توضیح بدهم و آن Consciousness است. من تا این جا این اصطلاح را به آگاهی ترجمه کردم و باید هم چنین باشد و چون کتاب پدیدارشناسی روح کتابی منظم و سیستماتیک است بنابراین نمی شود هر اصطلاحی را به چندین معنی ترجمه کرد و این کار به انسجام کلی کتاب و درک آن لطمه می­زند ولی این جا جایی است که فکر می­کنم به جای آگاهی باید از وجدان صحبت بکنیم چون همان طورکه مفسرین گفته اند این جاست که هگل برای اولین بار در حوزه مسیحیت وارد می­شود یعنی به وجه تاریخی بحث خود می­پردازد و به مقام مسیحیت در تاریخ اروپا اشاره می­کند.

تفسیر پدیدارشناسی روح ــ جلسۀ هفتم بخش نخست

بعد از بحث خدایگان و بنده که دو جلسه تمام طول کشید ، متاسفانه برای ادامه ، متن فارسی قابل اعتنایی در اختیارنداریم تا به شما معرفی کنم که بتوانید بحث را دنبال کنید. بنابراین من پدیدارشناسی را از آنجا که حمید عنایت رها کرده دنبال می کنم . گفتم که خدایگان و بنده در یکی از تفسیرها که مهمترین هم هست یعنی تفسیر لبریر، تمثیلی برای دو وجه خودآگاهی است. این تمثیل در حالی در کتاب پدیدارشناسی روح تمام می شود که دو آگاهی یعنی خدایگان و بنده مراحلی را در جریان پیکار تا حد مرگ دنبال کرده و تحولی را پذیرفته اند ولی هنوز وحدتی میان این دو حاصل نشده است .

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش پنجم

بار دیگر به تفسیر کوژو برمی گردم که گفت اینجا یعنی با پیروزی پرولتاریا، یا به تعبیربعدی مارکس، با پیروزی تاریخ بر ماقبل تاریخ پرونده بسته شده است و بعد از این دیگر پیکاری در میان نخواهد بود. گفتیم که هگل چنین چیزی را نمی گوید چون هگل اعتقاد نداشت که پیکار در حوزه مناسبات اجتماعی تمام شدنی است، در نظرهگل صورتهای پیکارعوض می شود ولی اصل پیکار سر جای خود هست. اما این که هگل این بحث را در بخش اول پدیدارشناسی روح آورده آیا به معنی ظهور تاریخ در پدیدارشناسی روح قبل از ظهورعینی خود تاریخ است؟

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش چهارم

اما پاراگراف نوزده که آخرین پاراگراف است. هگل می گوید : « ولی عمل شكل دادن به چیز [بوسیله كار] تنها دارای این معنی مثبت نیست كه بنده به یاری آن از این كه به ‌طور واقعی و عینی برای خود وجود دارد آگاه می‌ شود ». قدم اول این است كه آگاهی که كار انجام می ‌دهد یا کار از او صادرمی شود ، به خود و استقلال خود آگاهی پیدا می ‌كند. در واقع به این دقیقه پی می برد که خودآگاه مستقل است. پس تنها دارای این معنا نیست « بلكه بر ضد دقیقه یا عنصر نخستین خود ، یعنی ترس ، معنای منفی نیزدارد.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش سوم

در این جا باز تحولی صورت می گیرد و آن این است که موضوع آگاهی، مسئله استقلال است، آگاهی باید در برابر موجودی قرار بگیرد که استقلال داشته باشد تا بتواند ایستادگی کند ولی تا این جا نه بنده و نه عالم خارج، فاقد چنین استقلالی هستند. پس موضوع آگاهی خدایگان، بنده است که مستقل نمی باشد و چیزی که بنده ایجاد می کند نسبت به بنده مستقل است ولی نسبت به خدایگان مستقل نیست،

«خانه سیاست عمارتهای بسیار دارد»: متممی بر مقاله «آسیب‌شناسی مخالفان بیرون» به قلم آقای داریوش همایون

همایون در نقد روان سیاسی مخالفان بیرون از چهارچوب توبه و عقوبت سیاسی عبور می‌کند و ندامت از گذشته سیاسی را نقطه ضعف نمی‌پندارد، بلکه آن را برخاسته از نیت سیاسی بلوغ یافته می‌داند. از این منظر در جغرافیای سیاسی همایون همه پویندگان سیاسی دارای جایگاهی رفیع هستند و شعور سیاسی مسبوق بر ارزشهای انسان گرایانه از اهمیت والائی برخوردار است. در این جغرافیای سیاسی، تنگ نظری سیاسی جای خود را به فراخی، گشادی و در بر گیرندگی می‌دهد.

ایران، بزرگترین صادرکنندة مادّة خاکستری ـ روایتی از توسعة وارونه(*) / دکتر حسن منصور

بیگانگی رهبران انقلاب با مبادی دنیای مدرن، بارسنگین فرهنگ گریزی و انسان‌ستیزی در نظام ذهنی آنان، بی‌قانونی ناشی از انقلاب و بی‌اعتقادی رهبران به قانون، بی‌اعتنایی به انسان علیرغم بافندگی در باره کرامت انسان، همه دست در دست هم فضا را برای انسان‌های امروزی، فرهیخته و علم‌اندیش تنگ و تنگتر کرد تا شمار گریزندگان از ایران از مرز چهارمیلیون گذشت

روزگارِ «همايون» / دکتر محمود خوشنام

يكى از ويژگى هاى همايون، شهامت گفتارى و كردارى اوست كه در سراسر زندگى با او همراه بوده و در «زندگينامه»اش نيز بازتابيده است. شهامتى كه گاه او را به كژراهه ها كشانده ولى گاه نيز با تكيه به اعتماد به نفس قوى، او را به پروازهاى بلند برده است.

کاستی‌های نظری طرح «بخشودن و فراموش نکردن» / گفتگوی فرخنده مدرس با دکتر آرش جودکی

پيش از هرچيز می‌بايستی يک طرح سياسی را با توجه به ظرفيت درونی آن سنجيد. اما از آنجايی که توفيق هر طرح سياسی به پشتيبانی و اقبال عمومی نياز دارد، نمی‌توان ظرفيت و کاراکتر کسانی که می‌کوشند آن طرح را از حرف به عمل دربياورند ناديده گرفت.

«بخشودن و فراموش نکردن»، دعوتنامه‌‌ای به پالودن وابستگان از پليدی رژيم

هر چه بر جنایات رژیم و گسترش خشونت دولتی افزوده می شود، بازهم تاکید دوباره بر درستی ضرورت گذار از فرهنگ کینه و انتقام به عنوان مرز میان دو فرهنگ دیکتاتوری و دمکراسی از اهمیت بیشتری برخوردار می شود.

هم‌رأیی شیخ محمد مردوخ کردستانی با شیخ فضل‌الله نوری / احسان هوشمند۱

اسناد موجود نشان می‌دهد بعد از تهران و تبریز و یکی دو حوزه جمعیتی دیگر، کرمانشاهان یکی از مهم‌ترین مناطقی است که باید نقش و تأثیرگذاری آن در جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران و مشروطه‌طلبی مورد توجه قرار گیرد. اگر بی‌توجهی تاریخی نبود، بی‌گمان فداکاری و نقش شهید مشروطه‌طلب کرمانشاهی سردار مجاهد، یارمحمدخان کرمانشاهی می‌توانست هم‌سنگ یا هم‌تراز جانبازی‌ها و فداکاری‌های ستارخان و باقرخان مطرح شود.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش دوم

حال به پاراگراف 12 هگل در صفحه پنجاه کتاب عنایت منتقل می شویم که می گوید: «آن چه در این تجربه [این پیكار مرگبار] برای خودآگاهی حاصل می‌ شود این است كه زندگی حیوانی‌ برایش به همان اندازه ضرور و ذاتی است كه خودآگاهی محض، در خودآگاهی بی‌ میانجی من ساده و بسیط عینی مطلق است ولی این عین برای ما یا در نفس خود میانجیگری یا وساطت مطلق است و استقلال استوار و اساسی، عنصر ذاتی آن است»

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ ششم بخش نخست

جلسه گذشته تا پاراگراف ده متن خدایگان و بنده هگل با توجه به ترجمه حمید عنایت ــ صفحه 43 ــ پیش رفتیم و این جلسه ادامه بحث هگل در بررسی نسبت خدایگان و بنده را پی می گیریم. تا این جا هگل از دیدگاه خدایگان این رابطه را بررسی می کند و پس از یکی دو پاراگراف، این رابطه را از دیدگاه بنده بررسی خواهد کرد.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش چهارم

پس دو خودآگاهی در پیکاری تا پای جان با هم درگیر می­شوند که هگل در پاراگراف ده به بعد به آن اشاره می­کند که ترجمه عنایت در این جا خیلی کارساز نیست. ترجمه عنایت چنین است: «تظاهر [وجود انسان] به مثابه مفهوم محض و مجرد برای خودبودگی عبارت از آن است که [وجود انسان] خویشتن را در مقام نافی محض و مطلق صورت عینی خویش آشکارکند یا نشان دهد که به هیچ گونه هستی متعین و به هیچ گونه جزئیتی که صفت عام هستی به عنوان هستی است و به زندگی وابسته نیست».

تغییرات جهان و آینده ایران ـ ضرورت بازگشت به پیشینه در سده‌ی بیست و‌یکم/ دکتر مهرداد پاینده

آنچه برای ایران فردا در این فرایند [جهان‌گرایی]، که هر روز نیز با جهشی ناباورانه در حال حرکت به جلو است، اهمیت دارد، دستیابی به نظمی سیاسی، اقتصادی و پولی است، که جایگاه فرهنگی ما را از جایگاه جغرافیایی کنونی ما برافکند و به دنیای سازندگان و کارگردانان سده‌ی بیست و‌یکم وارد سازد، دنیایی که از آمدن ما استقبال خواهد کرد، ولی منتظر ما نخواهد ماند.

سخنرانی دکتر مهرداد پاینده در مراسم بزرگداشت داریوش همایون

در ابتدای سخنانم عرض کردم، که دوستی من و نسل من با همایون ناگزیر از گونه‌ای دیگر است و ما از بخت هم‌نسل بودن برخوردار نبوده‌ایم. وقتی به حاصل شش دهه تلاش او برای ارائه‌ی طرحی کلی برای فردای این سرزمین کهن می‌نگرم، می‌بینم که باید جمله‌ی بالا را تصحیح کنم. من نمی‌توانم حتا هم‌نسل بودنم را به بخت و اقبال واگذار کنم. بهتر می‌بینم که خودم تصمیم بگیرم که با چه کسی دوست و هم‌نسل باشم. دوستی من و نسل من با همایون ناگزیر از گونه‌ای دیگر می‌ماند و نسل من به اختیار و با اشتیاق با او هم نسل می‌شود.

«ايران» نام ديگر برابری ـ آرش جودکی

تبعيض‌هايی که به احساسات جدايی‌طلبی در ايران امروز دامن می‌زنند ريشه در صفت «اسلامی» نظام حاکم دارند و نه در برتری‌جويی‌های يک قوم خاص در قبال قوم‌های ديگر. از سوی ديگر اقبالی که قوم‌سالاری از پس فروپاشی کشورهای سوسياليستی يافته است، زمينه‌ی مناسبی برای طرح و گسترش چنين احساساتی فراهم می‌آورد. اگر به مردم‌سالاری همچون يگانه راهِ برون‌شو از تنگناي جمهوری اسلامی باور داريم ـ تنگنايی که همه‌ی ايرانيان از هر قوم و مسلک و مذهبی در آن گرفتار آمده‌ اند ـ می‌بايستی معنای فراقومیِ مردم ِ دموکراسی را پيش چشم داشته باشيم.

سخنرانی هوشنگ گلشیری درباره جوانمرگی در نثر معاصر فارسی

با توجه به انقلاب مشروطیت و مساله‌ای به اسم قانون اساسی ایران، ما هنوز در همان مرحله‌ای هستیم که میرزا آقاخان کرمانی بود، شیخ احمد روحی بود که دهخدای «چرند و پرند» بود که سیدجمال‌الدین اسدآبادی بود، یعنی هشتاد سالی است با‌‌ همان آرمان‌ها داریم سر می‌کنیم، بگوییم صد سالی است درجا می‌زنیم.

من به این آزادی مشکوکم ـ سخنرانی بهرام بیضایی در شب‌های شعر گوته

کلمه‌هایی که از دستگاه‌های دولتی تا روشنفکر معاصر همینطور هم یکسان به کار می‌برند. به من حق بدهید که نسبت به این کلمه‌ها مشکوک باشم. اگر قرار باشد دستگاه دولت مسوولیت بگوید و ما هم بگوییم، من به این مسوولیت مشکوکم، اگر قرار است او دربارۀ آزادی بگوید و ما هم، من به این آزادی مشکوکم.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش سوم

قبل از ادامه بحث باید اینجا پرانتزی بازکنم و آن این است که اگر تا این جا دقت کنید می بینید که بحث هگل تقریباً به طور کلی به تنها متفاوت بلکه متعارض پارادایم نظری عمده ماست. مسئله هگل موکداً عبارت از خودآگاهی است و نه آگاهی و به توضیحی که هگل تا اینجا آورده، این خودآگاهی جز از طریق دیدن خود در آیینه غیر امکان پذیر نیست.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسۀ پنجم بخش دوم

اگریادتان باشد در ترجمه و توضیح چند سطری که هگل به عنوان معرفی پدیدارشناسی برای خوانندگان نوشته بود به تعبیرکاخ اشاره کردم وگفتم که گویی دراین کاخ ارکستری وجود دارد که قرار است برنامه ای را اجرا کند، که چند آن سطر هگل بمثابه معرفی کلی آن برنامه است.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه پنجم بخش نخست

باز نکته دیگری که قبل از پرداختن به متن اشاره به آن لازم است این است که هگل در سال ۱۸۳۱ چند هفته‌ای پیش از مرگ خود شروع به تصحیح ویراست آثارش کرد و بعد از تصحیح یکی ـ دو اثر به تصحیح پدیدار‌شناسی روح پرداخت که متاسفانه اندکی پس از شروع به بازنویسی بر اثر ابتلاء به وبا درگذشت.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش پنجم

وانگهی، در نظر هگل مرگ بدترین اتفاق زندگی نیست، بلکه او بر آن بود که دو نوع مرگ وجود دارد : مرگ – به تعبیر ما – افتخارآمیز و دیگر مرگ برای هیچ یا مرگ مفت. هگل بر آن بود که مرگ های انقلاب فرانسه از این نوع اخیر بود. اما همان طور که گفتم هگل از دوره جوانی توجهی به شهر و مدینه یونانی داشت و  همان به همراه دیگر دوستان هم حجره به اهمیت مناسبات شهروندی در یونان پی برده بود.

تفسیر پدیدارشناسی روح ـ جلسه چهارم بخش چهارم

نظریه خود هگل مبتنی بر این است که دو ساحت فرد و جمع باید بتوانند هر یک در جای خود حضور پیدا و رابطه ای دیالکتیک ایجاد کنند. معنی دولت جدید یا مدرنیته همین است. البته ما در ایران هم بسیار شنیده ایم که گفته اند ما چون امت وسط هستیم بنابراین همه چیزمان بینابینی است و از این رو نه لیبرالیسم را قبول داریم و نه سوسیالیسم را بلکه معتقد به یک راه بینابینی هستیم.

انجمن‌های زنان در دوران مشروطه / الهه باقری

مدرسه فمینیستی: انقلاب مشروطه یکی از قابل توجه‌ترین تحولات دوران معاصر ایران بود که در شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور تأثیر بسزایی داشت، زنان نیز به عنوان نیمه خاموش جامعه از این تاثیرات دور نماندند.

ساکنان خانه‌های عنکبوت‌دار/ نگاهی به کتاب “سفر دانه به گل” و جایگاه زنان ایرانی در دوره قاجار

در فرهنگ مکتوب ایران نمونه‌های نثر زنان بسیار کمیاب است و در کل دوره تاریخ ایران تا ابتدای دوره قاجار، به جز چند رساله فقهی نمونه دیگری از نثر زنان در دست نیست. به واقع زنان اهل سخن فرض نمی‌شدند و در تاریخ‌ها، تذکره‌ها و سایر متون نثر به مواردی انگشت‌شمار حضور نداشتند. غایب بودن آنان، نشان دهنده بی‌اعتبار دانستن حضور زن در ساختار فرهنگ مکتوب است