پرش به محتوا

بنیاد

فدرالیسم؛ حامیان آن، وظایف ما / داریوش همایون

شما ملت ایران را از دست بدهید که چهار تا سازمان تجزیه‌طلب دورتان جمع شوند که نمی‌شوند. این‌ها همین‌طور امتیاز می‌گیرند و یک امتیاز هم نمی‌دهند. شما ببینید بعد از این همه تماس‌های شاهزاده و امتیازات و تعارفات، یک کلمه از مواضعشان پائین آمده‌اند؟ ابدا. حالا “مناطق ملی“ را هم علم کرده‌اند. لابد چون از بابت ایشان مطمئن‌اند. ایشان هیچ در این زمینه‌ها نمی‌گوید چون پادشاه همه ایرانیان است! آخر این حرف شد؟

درختی که تلخ است وی را سرشت / مسعود دباغی

‌ ‌

اراده‌ی ملّی اراده‌ی ملّت ایران است، چه‌آن‌ها که آن را بپذیرند، چه نپذیرند، چه به شاهزاده باور داشته باشند یا نه. این اراده تفکیک‌ناپذیر است، درست عین تمامیّت ارضی. اراده‌ی ملّی، اراده‌ی ناسیونالیست‌ها یا هوادادان شاهزاده نیست. البته که اراده‌ی مخالفان هم نیست. آن را نمی‌توان به شعبات مختلف تقسیم کرد و بعد بابت اشتباه در انتخاب نمایندگان هر شعبه‌ش، مجموع آن عقاید متضاد ضدملّی را داخل منشوری گرد آورد و مدعی شد که این منشور ملّی است. منشور انقلاب ملّی نمی‌تواند مانیفست ۵۷ی‌ها باشد.

کاری نکنید «به نیندیشیدنی‌ها بیندیشیم»

زمانی که این پرسش در برابر داریوش همایون قرار داده شد و او با چنین روشنی بدان پاسخ داد، نگاه داریوش همایون و پرسشگر ــ هر دو ــ به تصاویر زننده‌ای بود که نمونه‌های آن را امروز هم مشاهده می‌کنیم و ناگزیر از تکرار همان هشدارها بیدار می‌شویم.

‌ ‌

ایران، بزرگ‌مردی را از دست داد / مسعود دباغی

‌ ‌

از تعدادی از این روزنامه‌نگاران اصلاحات‌طلب به‌شدّت بیزار بودند. امروز دیدم یکی از همان‌ها که از ترس رسوایی تا دکتر زنده بود جرئت نداشت یک کلمه حرف بزند، با رذالتی مخصوص عمّال رژیم، هنوز چند ساعتی از فوت سیدجواد نگذشته، مشغول مصادره‌ی دکتر شده است! مصادره‌ی همان دکتری که کل عمر ضد ایدئولوژی ۵۷ی‌ها نوشت.‌ ‌

‌ ‌

آخرین پیام، بدرود

صبحگاه امروز غم عالم در قلب ما آوار شد. پدر ایران درگذشت و ما سیاه پوشیم! ‌ ‌ استاد عزیز و ارجمند! اگر حتی حوصله… 

وراثت، پادشاهی و حق انتخاب: آیا وراثت سیاسی امری ضد دموکراسی است؟ / امیریحیی آیت‌اللهی

برخلاف آزادی انتراعی که خاستگاهی در تاریخ ندارد، آزادی موروثی ریشه در سنت سرامدان دارد و نگاه‌بان فرهنگ فرهیختگی است (ادموند برک). آزادی‌ها و حقوق در زنجیره میراث و رسوم دیرین جای می‌گیرد و بدین‌سان تردیدناپذیر و ابدی می‌شود. بدین‌معنا، آزادی موروثی نسب‌نامه و نیاکان خود را دارد و به‌عنوان یک حق برآمده از سنت، دارای پیشینه، اصالت و مشروعیت موروثی است.

سپاسِ امروز را باید داشت!

حضور شاهزاده‌ای که پیام‌آور بزرگی، عزت و منزلت مردم ایران و ملت خود بود. آن عزت و بزرگی، اما امروز در سخنان شاهزاده رضاپهلوی، تلالویی خاص و سزاوار خود را یافت. در روایت شاهزاده از ایرانیان، تصویر مردمانی «قربانیِ» دژخیم، سرکوب شده، سرخورده از وضعیت ناشاد و «ترحم‌برانگیز» هیچ جایی نداشت.

ایران یک هسته سخت دارد /گفتگو با داریوش همایون

داریوش همایون ــ من هیچ حسن‌نیتی در این شیوه‌ها نمی‌بینم و توصیه‌ام به همه نیرو‌های سیاسی و شخصیت‌هائی که به هر وسیله دنبال یافتن نقشی برای خود هستند این است که وارد هیچ ترتیباتی با آن سازمآن‌ها نشوند تا هنگامی که بر سر دو اصل توافق صورت گیرد: 1) تمرکز زدائی و حقوق مدنی و فرهنگی اقوام و مذاهب ــ هر دو در چهارچوب اسناد سازمان ملل متحد از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های پیوست؛ و 2) کشور و ملت ایران.

در باره کنفرانس امنیتی سالانۀ مونیخ

طبق اخبار منتشره در رسانه‌های آلمانی، در مورد برگزاری کنفراس امنیتی سالانۀ مونیخ، امسال نمایندگان جمهوری اسلامی ایران، به این اجلاس دعوت نشده و بجای آن نمایندگان، «نمایندگانی از جامعه مدنی ایران» و از «مخالفان» این نظام به این اجلاس دعوت شده‌اند. طبق اخبار انتشاریافته در رسانه‌های ایرانی، شاخص‌ترین و برجسته‌ترین چهرۀ مخالفان رژیم اسلامی در این کنفرانس شاهزاده رضا پهلوی خواهند بود.

فتنه 57، شورشی علیه تداوم «مشروطه خواهی» ملت ایران / پرویز خسروی

آخوند روح‌الله خمینی فرزند خلف فضل‌الله نوری بود. «فتنه» سال 57، در نیمه دوم قرن بیستم در کشور کهن سال ایران آنچنان ننگین و فلاکت‌بار است که بدون تردید حتی تاریخ نویسان را برای ثبت آن دچار حیرت و شرمساری کرده و می‌کند.

ترس مخالفین کمپین وکالت از شفافیت سیاسی و کنش‌های ایجابی. / محمد محبی

‌ ‌

کمپین وکالت، به مثابه یک تیغ جراحی بود که بر دمل‌های چرکین گروه‌های پنجاه‌وهفتی وارد شد و تمام عفونت‌های نیم‌قرن اخیر آنان را بیرون ریخت. بحث‌ها و نزاع‌های پیرامون آن نشان داد که هنوز هم جنگ هشتادساله بین جریان ارتجاع سرخ و سیاه با جریان تجددخواه و مشروطه‌خواه هم‌چنان ادامه دارد و جبهه اصلی پیکار سیاسی در ایران تغییری نکرده است.

ایران چیزی جدا از همه ایرانیان نیست / گفتگوی فرخنده مدرّس با ساسان مسیبی

ایران چیزی جدا از همه ایرانیان نیست. اگر بر این مبنای تحلیلی با موضوع روبرو شویم دیگر نمی‌توان در میان ایرانیان از خودی و غیرخودی سخن گفت. هر ایرانی که در تمدن‌سازی و یا حفاظت و پاسداری میراث مادی و غیرمادی این مرز و بوم نقشی ایفا کرده یا می‌کند ایرانی است.

تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت، در مذمت شهوت جدایی‌طلبی / محمد محبی

مضحک‌ترین حرف تجزیه‌طلبان، استناد به حق تعیین سرنوشت است. آن‌ها حق تعیین سرنوشت را به مثابه شهوت جدایی‌طلبی تلقی کرده‌اند و در نهایت بلاهت می‌گویند که اگر اکثریت اهالی یک نقطه از سرزمین خواهان جدایی از سرزمین مادر شوند، براساس حق تعیین سرنوشت می‌توانند جدا شده و تبدیل به یک کشور مستقل شوند. این شیوه استدلال نشان می‌دهد که از دانش حقوقی اندک هم برخوردار نیستند. چه کسی گفته که تمامیت ارضی یک کشور را می‌توان به رأی گذاشت و همانند گوشت قربانی خیرات کرد؟

«تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران برای ما از همه بالاتر است. حتا از خودِ ما»

«اکثریتی، اکثریت بسیار بزرگی از ایرانیان تا پای هر چه، در دفاع از یکپارچگی و یگانگی ملی خواهد ایستاد. بر این موضوع باید تأکید کرد که جای تردید برای کسی نماند، تا پای هر چه. این را تاریخ و روانشناسی این ملت می‌گوید. هر چه هم ملت ایران را قبول نداشته باشند تفاوت نمی‌کند. بارها در تاریخ ما روی داده است، تا همین اواخر، و باز روی خواهد داد. در برابر خطر تجریه ـ نام‌ش را فدرالیسم بگذارند یا خودمختاری ـ همه اجزای این اکثریت با هم یکی خواهند شد. اختلاف‌های سیاسی و گروهی را کنار خواهند گذاشت.»

یکبار ائتلاف شوم پنجاه‌وهفتی علیه ایران کافی‌ست!

ائتلاف نیروهای سیاسی تنها می‌تواند تابعی از اصل وحدت و یکپارچگی ملی‌ و مکان و محل بازتاب آن باشد، یا ضد آن. به عبارت دیگر؛ با «ائتلاف سیاسی» تنها می‌توان آن را پاس‌ داشت و تقویت کرد یا برضد آن برخاست. بنابراین اگر قرار باشد، یک «ائتلاف سیاسی»، خلاف چنین اصلی منعقد گردد، نامیمون و غلط است و باید از آن پرهیز شود.

ایران هسته‌ای سخت دارد! / داریوش همایون

توصیه‌ام به همه نیرو‌های سیاسی و شخصیت‌هائی که به هر وسیله دنبال یافتن نقشی برای خود هستند این است که وارد هیچ ترتیباتی با آن سازمآن‌ها نشوند تا هنگامی که بر سر دو اصل توافق صورت گیرد؛ حفظ تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی ملی ایران

شماره پنجم فصلنامه‌ی فکری ـ تحلیلی فریدون منتشر شد

در شماره پنجم از «فریدون» تلاش شد به تامل در انقلاب ملی ایران پرداخته شود. انقلابی که از دی ۱۳۹۶ آغاز شده است و در شهریور ۱۴۰۱ بلندترین خیز خود را برداشته است. انقلابی ملی در انقلاب اسلامی که «فتنه ۵۷» را «عامل هر فلاکت» معرفی می‌کند و بسیاری از پیش‌بران آن، خواستار بازگشت «ولیعهد» به خاک ایران هستند. انقلاب ملی، ایران را وارد مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر کرده است و بر این اساس، لازم است پیرامون انقلاب ملی ایران، بیشتر سخن رود.

بررسی تطبیقی کشف حجاب و حجاب اجباری درایران؛ آثار، پیامدها و نتایج / بهروز حسینی

زنِ ایرانی که به‌قول یکی از متجدّدین آن زمان تا پیش از کشف حجاب داخل آدمیزاد نبود و صرفاً به‌عنوان دستگاه تلذّذ جنسی مرد و فرزندآوری شناخته می‌شد، پس از چند دهه عنوان نایب‌السلطنه‌ای را کسب نمود و پست‌های وزارتی و سفارتی و نمایندگی را تصاحب کرد! این‌ها همه از پیامدهای کشف حجاب بود.

نقل از: حزبی برای اکنون و آینده ایران

هيچ “ملتی” به زور به ايران نپيوسته است؛ ‏كشوری است با اقوامی با زبان‌های گوناگون و پا پیروان مذهب‌های گوناگون که از پگاه تاريخ با يكديگر در آن زيسته‌اند و ‏پشت به پشت هم اين اندازه از نياخاك را تا اينجا نگهداشته‌اند و ما با هر وسيله و به هر بها ديگر اجازه ‏نخواهيم داد از اين كوچك‌تر شود. ايران در مرزهای كنونی‌اش هسته اصلی هر دولتی بوده كه بر ايران ‏فرمانروائی كرده است ـ از مادها تا امروز. نامش هم از دوهزار سال پيش همين بوده است. چنين كشوری ‏را چند مليتی نمی‌توان ناميد و در حالی‌كه بيشتر اقوام ايران هركدام به نوبه خود گاه تا سده‌ها حكومت را ‏در دست داشته‌اند از ستم ملی يا قومی نيز نمی‌توان سخن گفت.

.

استقلال و تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران برای ما از همه بالاتر است. حتا از خودِ ما

سخن سردبیر / مسعود دبّاغی / نقل از: فصلنامه ایران بزرگ فرهنگی / شماره ششم

به‌بیان ساده، آثار این رژیم فاسد را اگرچه تنها می‌توان با اقدامات رادیکال از میان برد، امّا این انقلاب ملّی، برخلاف تصوّر عدّه‌ای از بازماندگان انقلاب پنجاه‌وهفت، به‌معنای تداوم وضعیّت شورش علیه میراث مشروطیّت نمی‌تواند باشد، بلکه گسستی از کلیهٔ‌ پندارهای پنجاه‌وهفتی است، و احیای آنچه در آن انقلاب از دست رفت. نتیجه اینکه انقلاب ملّی ما، در ادامهٔ اقدامات رادیکال رضاشاه علیه شجرهٔ خبیثهٔ قجری است که به تٲسیس دولت ملّی و حکومت قانون انجامید. امّا این انقلاب علیه وضعیّت اضطراری انقلابی چند دههٔ‌ اخیر است و مقصودی جز احیای نهادهای سابق ندارد.

فرازهایی از سخنان داریوش همایون /

گذشته اين ايران در سه هزاره است و آينده‌اش در غرب، در جهانی که مرزهايش منظومه شمسی است. اين ايرانی است که دارد از قالب فکری عرب ـ اسلامی بيرون می‌آيد و جهانی می‌شود. مسئله آن ديگر سازگار کردن پيشرفت و آزادی با جزميت و تامگرائی و ذهن توتاليتر نيست (که معادل فلسفی و جامعه شناسی مسئله رياضی غيرممکن «تربيع دايره» است)؛ بدور افکندن «پوست» شعر مولوی است، حتا در شعر خود او؛ دريدن هر پوستی و شکستن هر قالبی است؛ درآمدن از انديشه باطل اصلاح مذهبی بجای اصلاح سياسی و اقتصادی است.

سازمانهای تجزیه طلب و افرادی چون خانم حکاکیان باید بدانند؛ همانگونه که برای تمامی ملتهای جهان حفظ و بقای سرزمینشان اصل اساسی و تعیین کننده… 

… / داریوش همایون

آمادگی بیشتر ایران برای یک نظام دمکراتیک، ساخته بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، برجسته‌ترین ویژگی آن و بهترین نشانه نقش سازنده‌ای است که ایران در… 

از: داریوش همایون

جهان اسلامی هیچگاه جهان ما نبوده است، آنگونه که برای عرب‌هاست. ما همواره ایرانی مانده‌ایم و نه آن دویست سال تاراج و کشتار و ویرانی… 

شاهزاده رضا پهلوی در یک نشست خبری گفت که باید برای سقوط جمهوری اسلامی آماده و متحد شد. او از نیروهای مسلح، مخصوصا ارتش خواست… 

Azadi

نسل امروز ایران نه پیرو شریعت است و نه دنباله‌رو شریعتمدار

آقای حسن شریعتمداری، نسل امروز ایران، با مشاهده چهل و اندی سال از دشمنی‌های آشکار و پنهان حکومت اسلامی با بقای ایران، عزم خود را جزم کرده و می‌خواهد از رژیم اسلامی امت‌گرا، عبور کرده و ایران را از این وضعیت روانپارگی تاریخی ـ اسلامی، ایرانی ـ بیرون آورد.

آقای حسن شریعتمداری، ملت یکپارچه ایران؛ در سراسر ایران نشان دادند که همه پشت و پناه یکدیگرند، و با تمام تنوعات تباری، زبانی، جنسیتی، عقیدتی و آیینی، ملتی یکپارچه‌اند. مردم ایران در این جنبش ملی خود بعنوان ملت یکپارچه در پی بازپس گرفتن حقوق ملی خود می‌باشد، نه حقوق سیاسی اتنیک‌های ایران.

آقای حسن شریعتمداری مردم ایران امروز، نه دنباله‌رو خلق مسلمان هستند و نه خلق‌های دیگر. مردم ایران؛ با سر دادن شعار «سنندج، زاهدان، چشم و چراغ ایران»، در یک کلام، به شعار «جانم فدای ایران» معنا بخشیدید.

آقای حسن شریعتمداری، همۀ ایرانیان در ایران و در بیرون ایران به روشنی با سوابق شما آشنایند و بدرستی می‌دانند که، وقتی شما از شکافِ گروه‌های اتنیکی سخن می‌گوئید در اصل در پی اهداف گفتمان تجزیه‌طلبی خود بوده و بدان جان می‌بخشید و از تمامیت سرزمینی و یکپارچگی ملت ایران جان می‌ستانید.

ـــــــــــــــــــــ

ارزیابی حسن شریعتمداری، از صحبت‌های شاهزاده رضاپهلوی

https://twitter.com/i/status/1583187098156552193

قدرت مردم متحد

متن کامل سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی روز پنج‌شنبه ۲۸ مهر با حضور خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها

نقش پادشاه به عنوان نماد یگانگی ملت ایران

آشتی دادن میان نقش پادشاه به عنوان یک شخصیت سیاسی و رهبر پیکار، و نقش او به عنوان نماد یگانگی ملت ایران، با وفادار ماندن به روح و آرمان‌های مشروطیت و وارد کردن آنها در کارکردهای روزانه میسر تواند شد. پادشاه باید فعال‌تر شود و به مرکز دایره تلاش‌ها بیاید. باید هواداران پادشاهی مشروطه را به سازمان دادن خود یاری دهد. باید ایرانیان را از گرایش‌های سیاسی گوناگون به پیکار مشترک برای رهائی و بازسازی یک ایران دموکراتیک و پیشرو بخواند، و اینهمه را می‌توان با اعتقاد به چندگانگی (پلورالیسم) در سیاست و جامعه، با باز نگهداشتن درهای گفت و شنود، با احترام گذاشتن به نظر‌ها و گرایش‌های گوناگون انجام داد.

فراز و نشیب آزادی زنان / داریوش همایون

این پندار که می‌توان در کنار فولکلور مذهبی زیست و آن را دست آموز کرد، می‌توان هم آن را نگه داشت هم پیش رفت، به انقلاب اسلامی انجامید. ظاهر و باطن را نمی‌توان از هم جدا کرد. نگه داشتن ظواهر و کوشش نیمه کاره در دگرگون کردن باطن امور، همچنانکه نگه داشتن باطن و دلخوش بودن به تغییرات ظاهری، اینهمه، فریب دادن خود و به عقب انداختن زمان روبرویی با حقیقت است. باید از درون و بیرون اصلاح شد وگرنه از درون و بیرون شکست خواهد بود.

بیرون آمدن از «رستگاری در روانپارگی»

نسل امروز ایران، با مشاهده چهل و اندی سال از دشمنی‌های آشکار و پنهان حکومت اسلامی با بقای ایران و همچنین با آگاهی از روانپارگی 1400 ساله ایرانیان در برابر اسلام و زندگی در وضعیت «دوپارگی»، عزم خود را جزم کرده و می‌خواهد از رژیم اسلامی امت‌گرا، عبور کرده و ایران را از این وضعیت روانپارگی تاریخی بیرون آورده و ایرانی را بنا کند که دیگر با این شعر بهار که می‌گوید: «گرچه عرب زد چو حرامی به ما /  داد یکی دین گرامی به ما.» آینده ایران را ادامه ندهد. نسل امروز ایران می‌خواهد در جهان امروز و با سطح جهان امروز زندگی کند و نمی‌خواهد با اسلام بیندیشد و آینده‌اش را با اسلام تعریف کند.

شکست محتوم، سرانجام ایدئولوژی«ولایت» و «امت» / پرویز خسروی

تشبث فریبکارانه به فرهنگ و تاریخ ملی ایرانیان و مفاهیمی هم چون «وطن» یا میهن و «ملت» و «ملی» که هیچ نسبتی با ایدئولوژی امت‌گرایانه حکومت اسلامی ندارد، در چند دهه گذشته متناسب با قدرت و ضعف حکومت به درجات متفاوت مورد سواستفاده حکومت فاسد و تا مغز استخوان ضدملی قرار گرفته است. اما آنچه از جانب آنان واقعی و اصالت داشته بر باد دادن هستی «ملت ایران» بوده است. حکام اسلامی دهه‌هاست که در اوهام خود و درسراب ساختن «امت» اسلامی یمنی ـ سوری ـ لبنانی ـ عراقی، تمامیت و یکپارچگی ارضی ایران را به گونه‌ای جدی به خطر انداخته و اکنون که بساط قدرت ضدملی خود را درخطر فروپاشی می‌بینند، رذیلانه نگران «تجزیه ایران» شده‌اند.

شما از کی نگران تمامیت ارضی ایران شدید؟! / محمد محبی

‌ ‌

اعضاء و فعالان تراست مذکور، ــ (تراست ایران‌ستیزی) ــ ، زیادی دروغ بزرگ «نبود حافظه تاریخی در میان ملت ایران» را باور کرده‌اند، جماعتی که هیچ‌گاه در طول حیات سیاسی خود دغدغه ایران نداشتند، و تمام عمر و سرمایه خود را برای یکی از ایران‌سوزترین وقابع تاریخ یعنی انقلاب پنجاه‌وهفت و تداوم اهداف و ایدئولوژی‌های آن خرج کردند، انقلابی که بیشترین ویرانی و بدبختی را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورده است، حالا در کمال بی‌شرمی، به جنبشی حمله می‌کنند که کوچک‌ترین نمود قومیتی ندارد و زیباترین نشانه‌های اتحاد و همبستگی و درهم‌تنیدگی ایرانیان در آن مشاهده می‌شود.

انقلاب ملّی، پدیدار وحدت ملّی / مسعود دباغی

‌ ‌

‌ سوای تاثیرگذاری بلندگوهای گلوبال که به خدمت این جنبش ملّی درآمده‌اند، آن‌چه باعث می‌شود که جهان مدرن با ایران هم‌ذات‌پنداری کند، مدرن بودن جنبش است. پشتیبانی مردان از زنان و حضور این دو به وجه انسانی‌شان در مبارزه با فرقه‌ای که علیه ارزش‌های مدرن شکل گرفته است.

..

آنچه این اعتراضات را متمایز می‌کند، پیشگامی زنان شجاع و حق‌طلب، با پشتیبانی و هم‌آهنگی مردان آزادیخواه است که از دانشگاه و بازار تا خیابان‌های سراسر ایران، فریاد بلند «زن، زندگی، آزادی» سر می‌دهند، با هم می‌ایستند، و تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد تفرقه و شکاف بین هم‌میهنان کُردمان و بقیه ملت ایران را نقش بر آب می‌کنند.

‌ ‌فرازهایی از سخنان داریوش همایون

در دفاع از ایران‌گرایی / میزگرد شماره چهارم «فریدون»

نه صرفا برای کنشگران میهن‌پرست ایرانی بلکه به نظر می‌رسد حتی برای شهروندان عادی ایرانی نیز، ایران‌گرا بودن امری بدیهی است. برای آنان این مسئله که سیاست‌گذاری‌های کلان بایستی در جهت خدمت به ایران و تامین منافع شهروندان ایرانی باشد امری قطعی به نظر می‌رسد؛ ولی مسئله این است به واسطه سلطه رژیم امت‌گرای جمهوری اسلامی بر مقدرات کشور طی چند دهه اخیر، این امر بدیهی و قطعی با پرسش‌هایی روبرو گردیده است که لازم است به آن‌ها پرداخته شود. به ویژه وقتی وجود دیگر رویکردهای ضدایرانی همچون رویکردهای تجزیه‌طلبانه یا کمونیستی را هم در نظر بگیریم، بیشتر به این ضرورت می‌رسیم که ایران‌گرایی بایستی از منظر دیدگاه‌های کارشناسانه تعریف و تبیین شود و تلاش شود در حوزه‌های مختلف برای آن بنیان‌های نظری استوار ایجاد شود. بر این اساس از چهار کارشناس، دکتر محمدرضا جهان‌پرور، اقتصاددان فدرال رزرو آمریکا، دکتر امین سوفیامهر، تحصیلکرده فلسفه و روابط بین‌الملل در آمریکا، دکتر ناصر کرمی، متخصص اقلیم و استاد دانشگاه در نروژ و بابک مینا، دانشجوی دکترای فلسفه در مدرسه مطالعات عالی پاریس، در قالب یک میزگرد دعوت کردیم درباره این مسئله سخن بگویند. این میزگرد با مدیریت علیرضا کیانی، سردبیر نشریه «فریدون» برگزار شد.

فرازهایی از سخنان داریوش همایون پیرامون لحظۀ تاریخیِ 28 مرداد

‌ ‌

28  مرداد لحظۀ تاریخی در نگهداری ایران از زبان دو شاهد

اردشیر زاهدی و بابک امیرخسروی

سرداران نبرد زیبایی‌شناسانه / بابک مینا

‌نقش سرداران زیبایی‌شناسی انقلابی را در پیروزی و تداوم انقلاب به هیچ عنوان نباید دستکم گرفت. فاصلهٔ میان شورش ۴۲ تا انقلاب اسلامی همین سایه‌ها و براهنی‌ها و لطفی‌ها هستند. اینها بودند که اعتبار از پهلوی گرفتند و به انقلابیون دادند. چشمِ بخشِ غیرمذهبیِ جامعهٔ ایران که فعالانه در انقلاب شرکت کرد، دنبال آنها بود. سایه و دوستان‌اش نبرد زیبایی‌شناسانهٔ انقلابیون را رهبری می‌کردند. شعر می‌گفتند، ترانه می‌ساختند، نقاشی می‌کشیدند، فیلم می‌ساختند برای مشروعیت‌زدایی از پهلوی و مشروعیت‌بخشی به انقلاب. انقلاب ۵۷ فقط انقلاب اسلام‌گرایان و «آخوندها» نبود. شورش خالص اسلام‌گرایان همان خرداد ۴۲ بود که توانی محدود داشت. آنچه در سال ۵۷ تغییر کرده بود، اتحاد جبههٔ چپ و ملی با جبههٔ مذهبی بود.

رضاشاه محصول انقلاب مشروطه بود / گفتگوی فرخنده مدرّس با پرفسور گوئل کهن

بی‌تردید‌ قبل‌ از آمدن‌ رضاشاه‌ بخش‌ عمده‌ای‌ از رهبری‌ فکری‌ ایران‌ به‌ این‌ نتیجه ‌رسیده‌ بود که‌ شرایط در حال‌ معرفی‌ پارادیم‌ جدیدی‌ است‌، می‌رفت‌ که‌ این‌ پارادیم‌ را برای‌ خود تعیین ‌نماید. این‌ گروه‌ متوجه‌ شده‌ بود که‌ به‌ آرمان‌ها و آرزوهای‌ صدر مشروطیت‌ یعنی‌ دمکراسی‌، آزادی‌، مساوات‌ و عدالت‌ باید با دید دیگری‌ نگریست‌. به‌عبارت‌ دیگر این‌ مطالبات‌ توضیح ‌دیگری‌ هم‌ لازم‌ دارند. برای‌ تحقق‌ آن‌ها شرایط‌ دیگری‌ ضروری‌ است‌. آن‌ها پیش‌ از آمدن‌ رضاشاه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ بودند، که‌ بر پایه ناامنی و‌ بی‌ثباتی‌ سیاسی‌ با این‌ شرایط‌ مجلس‌ و آمد و رفت‌ دائم‌ کابینه‌ها دستیابی‌ به‌ آن‌ اهداف‌ ناممکن‌ است‌. لازمة‌ آن‌ بستر محکمی‌ است‌ که‌ وقتی‌ پایمان‌ را روی‌ آن‌ می‌گذاریم‌ زمین‌ فرو نرود و یا نلرزد.

نقل از: صدسال کشاکش با تجدد / داریوش همایون

انقلاب مشروطه بيشتر آنچه را که می‌بايد بر آن بسازيم به ما می‌دهد؛ انقلاب اسلامی بيشتر آنچه را می‌بايد به دور اندازيم به ما می‌آموزد. يکی به ما می‌گويد چه بايد بشويم؛ ديگری می گويد چه نبايد باشيم.

محمدرضا شاه هیچ‌گاه پیشوائی چون مصدق و پادشاه مقتدری چون رضاشاه نشد ولی دستاوردهایش از هر دو بویژه مصدق درگذشت. ثروتی که به رهبری او در ایران تولید شد هیچگاه نه پیش از او به آن اندازه بود و نه پس از او رسیده است. پیروزی‌های سیاست خارجی‌اش آرزوی رضاشاه می‌بود و هنگامی که نوزده سال پس از مصدق، کنسرسیوم بین‌المللی تنها به صورت خریدار نفت ایران درآمد، ملی شدن نفت به کامل‌ترین صورت آن عملی گردید. / داریوش همایون

رضا شاه، بزرگترين ايرانی سده بيستم /

رضاشاه در نيمه برنامه‌های گسترده‌اش برای نوکردن زير ساختهای جامعه ايرانی از پادشاهی به زير کشيده شد. ولی تا همانجا ايران را بر راهی انداخته بود که مانند قطار‌هائی که بر راه‌آهن انداخت، با انقلاب و حکومت اسلامی نيز از آن بيرون آمدنی نيست. او را می‌بايد پادشاه زيرساختها شمرد و آنقدر زير ساخت بود که بدست او بوجود آيد که توقع دمکراسی و توسعه مستقيم سياسی را به دشواری می‌توان از او داشت. زير ساخت اصلی و مهم‌ترين، بازسازی ايران به عنوان يک کشور و در صورت نوين دولت ـ ملت بود. نخست بايست از تکه پاره‌های ممالک محروسه و مناطق فئودالی و بخشهای عملا جدا شده يا در حال جدا شدن ايران کشوری با يک حکومت می‌ساخت که در درون مرزهايش قانون خود آن و نه خواست سفارت دولتهای فخيمه انگليس و بهيه روس روا باشد

«یک “ثابت” در تصویر دگرگون شونده تاریخ ما هست و آن پابرجائی پیوند‌ها و اراده شکست‌ناپذیر نگهداری این ملت است که یک نگاه به سه هزاره گذشته نیازی به اثبات دوباره آن نمی‌گذارد.»‌

امروز شاهزاده رضا پهلوی نماد این پایداری و پابرجایی پیوندهاست.

شاهزاده رضا پهلوی برای ایران مبارزه می‌کند، برای ایرانی که موجودیت هر روزی‌اش با رژیم اسلامی تهدید می‌شود. حضور شاهزاده در میدان مبارزه از ایراندوستی اوست و نه دشمنی با این و آن.

ایران به‌مثابه‌ی فرش ایرانی / الهه حسینی رامندی

تلاش زمامداران عصر پهلوی آن بود که بتوانند در حوزه‌ی عمل مصالح ملّی ایران را به نحو احسن تأمین سازند. اما در کنار بحث ملّی و مصالح عالی ما یک بحث علمی هم داریم.‌

‌تا آن زمان اگرچه می‌شد ایران را به‌مثابه‌ی هر کشور واقعی و یا حتی چون دوّل جعلی پیرامون آن، با تدابیری عام به تامین منافع ملّی خود واداشت، و یا در دانشگاه‌های این کشور به تدریس موضوع ایران پرداخت، نکته‌ی اصلی ربط عقلانی، روشمند و منطقی این دو بود که امری مغفول در ایران بوده است. یگانه کسی که به کوششی فلسفی جهت ربط عقلانی و روش‌مند میان ایران به‌مثابه‌ی موضوع علم با مصالح عالی ملّی پرداخت دکتر جواد طباطبایی است که طی چند دهه مرکز ثقل کوشش‌های او این بوده که به مبحثی علمی در باب مصالح ملّی بپردازد. این راه نویی در بیرون بیراهه روشنفکری صدساله است که اگر بتوان بنیانی استوار برای آن فراهم آورد گسستی از گذشته ایجاد خواهد شد، و شاید اتفاقی بیافتد: انقلابی در شیوه‌ی اندیشیدن ایرانی.

سلطنت پهلوی: اصلاح‌گر یا محافظه‌کار؟ / امیریحیی آیت‌اللهی

نخستین برگزیدۀ ما، این‌بار، از «فصلنامه فریدون» ـ شمارۀ سه ـ البته با اجازه از دست‌درکاران و تلاشگران این نشریه، به منظور بازنشر در سامانۀ «بنیاد داریوش همایون ـ برای مطالعات مشروطه‌خواهی»، نوشتۀ امیریحیی آیت‌اللهی‌ست، تحت عنوان «سلطنت پهلوی اصلاح‌گر یا محافظه‌کار؟». انگیزۀ ما از این بازنشرها به نقل از «فصلنامه فریدون»، در گام نخست، جلب نظر هم‌میهنان و ترغیب‌شان به پیگیری این نشریه است، که تلاش پرهمتی می‌کند، تا ظرفی برای بیان افکار تازه و اندیشه‌های جدید نسل‌های بیرون آمده از تجربۀ شکست انقلاب اسلامی‌ گردد، نسلی که از دورن خود، سربرافراشتن لایۀ جدید روشنفکری ایران را نوید می‌دهد، روشنفکرانی با رویکردی روشن‌بینانه به ایران و با تکیه بر دفاع از آیندۀ این کشور و ملت و با اتکاء به اندیشه و دانشی استوار، که می‌روند تا رفته رفته جایگزین لایۀ روشنفکری «تاریک اندیش» سال‌های سیاه انقلاب اسلامی گردند.

نوشتۀ امیریحیی آیت‌اللهی را به عنوان نمونۀ نخست، از این شماره، برگزیدیم، زیرا همۀ آنچه را که می‌گوییم، یکجا در خود داشته و بازتاب می‌دهد؛ نوشته‌ای متکی به دانش نظری در حوزۀ اندیشۀ سیاسی مدرن، و پیوند آن دانش نظری، همچون بستری استوار، با و برای بررسی تاریخ معاصر ایران و تحولات جاری در این تاریخ و نتیجه‌گیری‌های روشن از این بررسی سیاسی، نظری و تاریخی. دومین ویژگی برجستۀ این نوشته، که ما را بیش از بیش به ترغیب خوانندگان در خواندن آن برمی‌انگیزد، این است که در این نوشته، ضمن طرح مجدد پرسش‌هایی‌ست که ذهن ایرانیان را در چرایی وقوع انقلاب اسلامی در ایران، سال‌هاست که به خود مشغول داشته است. آیت‌اللهی، ضمن طرح این پرسش‌ها، همچنین پاسخ‌هایی را نیز ارائه می‌نماید، که این پاسخ‌ها، علاوه بر بی‌اعتباری بیشتر «پاسخ‌های» سراسر کذب و بی‌پایۀ روشنفکران انقلابی نسل‌های گذشته، همچنین همچون گشایش راهی جلوه می‌کنند،‌ برای عبور از آن گذشتۀ رنج‌آوری که بدست همان «تاریک‌اندیشان»‌ فراهم آمده و همچنان ادامه دارد. راهی، همچنین، برای بیرون آمدن، به همراه فرهیختگی بیشتر، به یاری سخنگویان نسل تازۀ میهنم‌مان که در فردای ایران، پس از جمهوری اسلامی، آیندۀ روشنرایانه‌ای در ادامۀ روشن‌رایی نسل مشروطه‌خواهان و دو پادشاه نیکنام پهلوی را نوید می‌دهند.

پژوهشگران معاصر ایران / سریرا شاگردان

مختصات روشنفکری روسی آن بود که در عرصه آن جایی برای روشنفکران غیرخودی وجود نداشت. حتا اگر روشنفکری از جنس کمونیستی اما به لونی دیگر یافت میشد نمیتوانست در درون روشنفکری روسی جایی دست و پا کند. خودی و غیر خودی پیش از آنکه در حکومت اسلامی باب شود، در میان روشنفکران نوع روسی باب شده بود. نیز از آنجا که پنجره دیدش تنها به سوی ایدئولوژیها و افکار و ادبیات وارداتی باز بود، به پژوهندگان سرزمین خود اعتقاد و اعتنایی نداشت…. در دیدگاه چنین روشنفکری، دکترقاسم غنی و علامه قزوینی ادیب و محقق به حساب نمیآمدند اما هر الفبا نخواندهای که طرفدار ایدئولوژی بود یا خود را طرفدار ایدئولوژی جا میزد، با هر اندازه نادانی و صرفا با ترجمه دو شعر از نوع دلخواه میتوانست در صف نویسندگان و مترجمان زمانه گردن افرازد.

آغاز فرآیند صلح یا شروع جنگ فرسایشی طولانی؟! / محمد محبی

بعد از گذشت ۳۵ روز از تجاوز نظامی روسیه به اوکراین، به نظر می‌رسد که روس‌ها از اهداف حداکثری خود بعنی تصرف کی‌یف منصرف شده‌اند. گرچه مقامات روسیه و مدافعان سینه‌چاک آن در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مدام تکرار می‌کنند که روسیه از اول هم قصد نداشت کل اوکراین را اشغال کند، و معاون وزیر دفاع روسیه و یکی از مذاکره‌کنندگان روسی این عقب‌نشینی را حرکتی در جهت پیش‌برد مذاکرات اعلام کرده‌اند، اما نوع قشون‌کشی روسیه نشان می‌داد که هدف اصلی آن‌ها اتفاقاً اشغال پایتخت اوکراین یعنی کی‌یف بود، حرکت کاروان نظامی معروف ۶۴ کیلومتری از محور شمال به سمت کی‌یف در هفته نخست جنگ گواه این مدعاست. اما بخشی از این کاروان منهدم شده، بخشی به غنیمت اوکراینی‌ها درآمده و بخشی از آن هم از امروز در حال ترک محور است.

پیشبرد آنچه در ۱۷ دی آغاز شد / داریوش همایون

هفده دی روزی بود (در ١٣١۴/۱۹۳۶) که زنان ایرانی بطور ‏رسمی و به دستور دولت از پوشیدن روی خود در بیرون خانه منع شدند. نام رسمی آن رویداد کشف حجاب ‏بود، اما بسیار بیش از برافتادن پرده از روی زنان معنی می‌داد. بخش هوادار پادشاهی پهلوی، که در ‏بیشتر هفت، هشت دهه گذشته در اکثریت بوده است، هفده دی را روز آزادی زنان شمرد. مخالفان آن ‏پادشاهی که با تنگ کردن چشم‌انداز تاریخی خود، از سرتاسر آن دوران با سه برچسب استبداد و فساد و ‏وابستگی می‌گذرند، یا اصلا هفده دی را مانند بسا دگرگشتهای تاریخی و ملت‌ساز آن دوران ندیده می‌‏گیرند، و یا کشف حجاب را جلوه دیگری از استبداد رضاشاهی می‌شمرند.

‌ ‌                           نوروز بر همۀ ایرانیان فرخنده و خرّم باشد.‌ ‌

رژیم اسلامی، این دشمنِ وجودی ایران، دیشب با شلیک 12 موشک بالیستیک به سمت کنسولگری آمریکا در اربیل آمادگی خود را برای «نقش‌آفرینی در تحولات… 

برای ما ایرانیانِ میهن‌دوست بی‌طرفی در برابر تجاوز پوتین به اوکراین جایز نیست / فرخنده مدرّس

چه کسی می‌پندارد که ایرانیانی که در حرف از میهن‌دوستی، از استقلال، از آزادی و حاکمیت ملت خویش دفاع می‌کنند، و از دلاوری در دفاع از این آرمان‌ها و ارزش‌ها دم می‌زنند، امروز با سکوت در قبال مردم اُکراین، که در راه همین آرمان‌ها و ارزش‌ها می‌رزمند، فردا بی‌آسیب در اعتبار خود خواهند ماند؟ آیا تصور می‌کنند، که دوباره اعتمادی به خود را برخواهند انگیخت؟ که، بازهم به قول داریوش همایون، در سیاست شرط اول است.

توهم تجزیه ایران را به گور خواهید برد. / محمد محبی

کسانی که می خواهند سامان سیاسی مطلوب را داشته باشند، و به حقوق حقه خود برسند، باید برای اصلاح سیستم پای‌مردی کنند، نه این‌که با سرزمین خود بجنگند! و اگر انگیزه‌ای غیر از سامان سیاسی و حقوق شهروندی دارند، این دیگر می شود «شهوت جدایی‌طلبی»! هیچ شهوتی هم موجب و موجد تأسیس حق نمی‌شود. مثلا یک عده که دارای یک قومیت و یا نژاد و یا زبان خاص دارند، بخواهند فقط همراه باهم زندگی کنند و با دیگر قومیت‌ها، هم‌میهن نباشند، این فقره در مواردی از شهوت جدایی‌طلبی هم بدتر است و یک نژادپرستی آشکار است و با نژادپرستی باید جنگید. نژادپرستی و جدایی‌طلبی، در هیچ نظام حقوقی، پذیرفتنی نیست و هیچ نظام حقوقی آن را تحمل نمی‌کند.

عالیجناب ولودیمیر زلنسکی، رییس جمهوری اوکراین، ‌ ‌ آقای رییس‌جمهور عزیز، ‌ ‌ در روزهای گذشته، جهان شاهد نمایش کاملی از شجاعت و میهن‌پرستی مردم… 

..

مقاومت دلیرانۀ مردم اوکراین در برابر تجاوز بربرمنشانه ارتش روسیه به این کشور، نشاندهنده این است که روسیه بازنده اخلاقی و انسانی این تجاوز ددمنشانه… 

تجاوز نظامی روسیه به اوکراین نقض حقوق ملل است / پرویز خسروی

مخالفت هر دولت و کشور قانونمند در این شرایط خطیر جهانی در برابر تجاوز آشکار پوتین به اوکراین، مطابق قوانین پذیرفته شده بین “ملل” و رعایت اصل احترام به تمامیت ارضی همه کشورها و دفاع از امنیت و صلح جهانی، از بدیهیات مناسبات سیاسی و متمدنانه جهان امروز و هم‌زمان در خدمت منافع عمومی ملت‌هاست.

… / امین سوفیامهر

دستگاه پروپاگاندای اولیگارشی روسیه تجاوز‌های روسیه را واکنشی به پیشروی‌های غرب و دست‌اندازی به منافع روسیه می‌داند. این دروغی بزرگ است. غرب از پس فروپاشی… 

فرازی از سخنان داریوش همایون

انقلاب مشروطه بيشتر آنچه را که می‌بايد بر آن بسازيم به ما می‌دهد؛ انقلاب اسلامی بيشتر آنچه را می‌بايد به دور اندازيم به ما می‌آموزد.… 

مسئولیت شخصی و شرایط سیاسی و اجتماعی در انقلاب اسلامی / گفتگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون

در اینجا به اهمیت بلوغ عاطفی که باز هیوم و دوست همفکرش آدام اسمیت بر آن تاکید داشتند و فضیلت‌های مدنی از آن می‌زاید می‌رسیم. سرامدان جامعه بیش از دیگران نیاز به چنان بلوغ و چنان فضیلت‌هائی دارند. تسلیم شدن به توده‌های به هیجان آمده، توده‌هائی که خود سرآمدان به هیجان آورده بودند، همواره در شکست و بدبختی فرو می‌رود. آن چوپان که با نی سحرآمیزش پیشاپیش گله به پرتگاه افتاد بهترین تمثیل در این جستار ماست. آیا گناه ما به گردن دیگران بود؟ آری، گناه دیگران نیز به گردن ما بود.

در هيچ کشوری دانشگاه با اصلاحات ارضی يا حق رای زنان يا سهيم شدن کارگران در سود کارخانه‌ها مبارزه نکرده است. آن اصلاحات دليرانه‌ترين اقدامات… 

مصدق و سیاست «موازنۀ منفی»

‌مصدق رسما بیانگر احساسات ملی ضداستعماری و میهن دوستانه ایرانیان بود و اعلام می‌داشت که باید از اعطای هرگونه امتیاز به خارجیان اجتناب کرد و این رویه را «سیاست موازنه منفی» می‌نامید و در حقیقت بزرگترین نقطه ضعف او همین منفی بودن در همۀ شئون بود.

بزرگداشت فرهنگ و هنر ایرانی / به نقل از کتاب پاسخ به تاریخ

نخستین کوشش ما حفظ و صیانت هنرهای سنتی و یاستانی ایران و تجدید حیات آنها بود. همچنین توجه بلیغ به شکوفایی فرهنگ و هنر اصیل و نوین ایران معطوف شد. ایجاد کتابخانه‌های متعدد موسسات تحقیقاتی و آموزشی، موزه‌ها، فرهنگسراها برپایی جشنواره‌ها، تشویق نویسندگان و شاعران و هنرمندان، همه براجرای این اصل تکیه داشت و آنقدر روشن است که نیازی به تفصیل در بازگفتن آن نیست.

پیام شاهزاده‌ رضا پهلوی درباره قرارداد ۲۵ ساله با چین ملت ایران زیر بار قراردادهای خائنانه‌ رژیم منزوی و نامشروع جمهوری اسلامی نمی‌رود

دستورالعمل دولت برای اجرای قانون کشف حجاب.

روایتی که اسلامیست‌ها، چپ‌ها، و بومی‌گرایان از قانون کشف حجاب در عصر رضاشاه ارائه کرده‌اند، مملو از جعل، دروغ و اغراق است. این متن دستورالعمل محمود جم، نخست‌وزیر و وزیر داخله وقت ایران، به فرمانداری‌ها و شهربانی‌ها و سایر ادارات دولتی جهت اجرای قانون کشف حجاب است که حاوی نکات مهمی است و نشان می‌دهد که چقدر در مورد این واقعه تاریخی، چه یاوه‌هایی تحویل مخاطبین داده‌اند. صدالبته در جریان اجرا ممکن است اتفاقات ناگواری هم رخ داده باشد، اما آن اتفاقات احتمالی در راستای رویه دولت وقت نبوده است.

سال نو میلادی فرخنده باد!

شادباش! به مناسبت هفتادوششمین زادروزِ ارجمندِ دکتر جواد طباطبایی

این‌بار، در آستانه و آغاز سال دیگری از عمر گرانقدر دکتر جواد طباطبایی، ما بر آن شدیم که بیانِ شادیِ دلِ وامدار و احترامِ سرِ فرودآمده در قدرشناسیِ خدمتِ سترگِ ایشان به ایرانِ ارجمندمان را به کلام دوستی واگذاریم. بگذاریم که این‌بار، به مناسبت سالگردِ این روز فرخنده، فردی از میان نسل‌های جوانترِ ایرانیان، زبانِ ما در یادآوریِ مقامِ بلندِ دکتر طباطبایی شود. بدین مقصود، در بیان شادباش خود، نوشتۀ علیرضا کیانی (ششم آگوست ۲۰۲۰) را برگزیدیم و آن را، با اجازۀ ایشان، به دکتر طباطبایی تقدیم می‌کنیم.

انقلاب مشروطه سرمشق زنده‌ای که باید از آن پیش‌تر رفت / گفتگوی فرخنده مدرّس با داریوش همایون

مسئولیت بزرگ سرآمدان سیاسی و فرهنگی پس از رضاشاه (مورد خود او در زمانی که جامعه از دوران بعدی مذهبی‌تر بود، بسیار گویاست) در آن است که به ملاحظات پست و خطاآمیز سیاسی، به دست خود پایگان مذهبی را برکشیدند و در مسابقه‌ای برای بهره‌برداری از مذهب، آن پایگان را سرانجام «طبقه» حکمروا گردانیدند. در این میان گناه روشنفکران زننده‌تر است زیرا خویشکاری روشنفکر جنگیدن با تاریک اندیشی است که فولکلور مذهبی پایگان آخوندی بزرگ‌ترین سرچشمه آن بشمار می‌رود و هشتصد سال هر جنبش روشنگرانه و روشنفکری را در ایران خفه کرده است و مسئول اصلی جدا شدن بخش بزرگی از سرزمین ایران از میهن بوده است (در سنی کشی صفویان و جنگ دوم ایران و روس.) روشنفکرانی که هر چه را از اندیشه کم می‌آوردند با سیاستبازی پر می‌کردند بجای آنکه نقش روشنفکر را برعهده گیرند فرصت طلبانه به عبای آخوند‌ها آویختند و دانشگاهی را که از باززائی و روشنگری غرب به ایران آورده شده بود به حوزه بازگرداندند. ولی بخش بزرگی از مسئولیت روشنفکران به سیاستگرانی باز می‌گردد که نفهمیدند با آخوندبازی و بی‌شهامتی خود چه ماری را در آستین پرورش می‌دهند. روشنفکران هنگامی ‌که با سیاستبازان همراهی کردند آسیب خود را زدند.

تفاوت میان دین و نگرش دینی / داریوش همایون

هر انسانی می‌باید بتواند خود را از محدودیت زایش و پیرامون و فرهنگ بالا‌تر بکشد. جامعه‌های مسیحی توانستند بر قرون وسطای خود، بر کلیسا و تفتیش عقاید و جزم مذهبی، بر ارسطوی جامه کلیسائی پوشیده، چیره ‌شوند زیرا لوتر به آنان آموخت که به بنیاد، به خود مسیح، باز گردند. بازگشت به بنیاد، چنانکه می‌بینیم، در همه مذاهب به چنان نتیجه‌ای نمی‌انجامد. با این مقدمات آیا می‌باید نا امید ‌شد یا چاره را در ریشه کن کردن اسلام دید، چنانکه دلخواه پاره‌ای به جان آمدگان است که هر زمان از یک سر بام می‌افتند؟ ما نه نیاز به در آوردن ایران به مسیحیت داریم نه بازگشت به ایران زرتشتی. برای رسیدن به پاسخ درست‌تر می‌توان به تفاوت میان دین و نگرش دینی نگریست.

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت «روز کوروش بزرگ»

گرامی‌داشت یاد و نام کوروش نه تنها یادآور ویژگی‌های نیک مدنی و اخلاقی ایرانیان است، بلکه کمک می‌کند که بدانیم ما به عنوان ملت ایران چگونه ایرانی را می‌خواهیم: ایرانی سربلند، یکپارچه و متحد، متشکل از اقوام و مذاهب و باورهای گوناگون، و البته آراسته به ویژگی‌های ستوده‌ی دوران مدرن هم‌چون دموکراسی و سکولاریسم.

برگزیده از سخنان داریوش همایون

شما وقتی فرهنگ ایرانی می‌گویید، باید بگویید منظورتان چیست. این فرهنگی که من می‌گویم ما را به زمین زد، این فرهنگ اسلام سیاسی است. اسلام رادیکال است که از شگفتی‌های روزگار مارکسیست‌ها را هم زیر دامن خودش آورد. آتئیست‌ها را هم زیر دامن خودش آورد. این ما را زمین زد. ولی فرهنگ ایرانی فقط مذهب نیست. فقط آخوند نیست. مذهبی که ما داریم فولکلور مذهبی است. این دین نیست حقیقتاً. وقتی شما ده هزار تا امامزاده در مملکت دارید که همه صاحب معجزه‌اند، این دین نیست و هیچ جای دین ربطی به این حرف‌ها ندارد. آن فولکلور مذهبی ما را به زمین زد. و این فولکلور مذهبی گوشه فاسد فرهنگ ما است. فرهنگ ایرانی خیلی فرهنگ وسیعی است و خیلی چیزهای خوب دارد. من اتفاقاً جزو کسانی هستم که خیلی رگه‌های امروزی در تاریخ و فرهنگ خودمان پیداکرده‌اند. که اسباب شگفتی است و حقیقتاً ما یکی از آغازکنندگان اندیشه لیبرال هستیم در دنیا. اصلاً فکر نمی‌کردم که ایران سنت لیبرال داشته باشد. اولین ملتی که یک پایه سنت لیبرال را گذاشته است ایرانی‌ها هستند برای اینکه مسئولیت فرد را شناخته. تنها ملتی که در آن زمان فرد انسانی نه فقط مسئول خودش است بلکه مسئول جهان و هستی و همه چیست، ایرانی‌ها هستند. خب، وقتی شما مسئولیت را قبول می‌کنید، انسان را مسئول جهان هستی می‌دانید ناگزیر هم باید حقی برایش قائل بشوید. و قائل شده بودند. این گل نوشته‌های تخت جمشید که تازه دارند ترجمه می‌کنند، متأسفانه دو سه هزار تا بیشتر ترجمه نشده، درحالی‌که سی هزار تا است، خب نشان می‌دهد که چقدر آزادمنشانه رفتار می‌کردند با مردم. هیچ‌کس برده نبود، حقوق می‌دادند به کارگر‌ها، به زن‌های باردار چهار ماه پیش و چهار ماه بعد حقوق می‌دادند، خانم‌ها رئیس بودند، صاحب‌کار بودند، یک هم‌چین تمدنی بوده. در نتیجه ما از آغازکنندگان سنت لیبرال هستیم. خب یونانی‌ها هم آزادی‌اش را آوردند. این است که خیلی چیزهای درخشانی هست در فرهنگ ما. بله، آنچه ما را در سال ۱۳۵۷ زمین زد فرهنگ و آن فولکلور مذهبی بود که بخشی از فرهنگ ما است.

برگزیده از: گسترة اقتدار دین در حیات اجتماعی ایرانیان

انقلاب‌هایی ‌مانند انقلاب‌ اکتبر در روسیه‌ و انقلاب‌ اسلامی‌ در ایران‌، به‌ هر حال‌، با دیدگاه‌هایی‌ به‌ مخالفت‌ برخاستند که‌ در چارچوب‌ آن‌ها مفهوم‌ منافع‌ ملّی‌ می‌توانست‌ مطرح‌ شود. این‌ هر دو انقلاب‌، بر دریافتی‌ از اندیشة‌ سیاسی ‌تکیه‌ داشتند که‌ مفهوم‌ «ملّت‌» را نفی‌ می‌کرد و بنابراین‌، رهبران‌ این‌ انقلاب‌ها، به‌ طور اصولی‌، حتی‌ اگر می‌خواستند، نمی‌توانستند نمایندگان‌ مصالح‌ ملّی ‌باشند. هدف‌ انقلاب‌ اکتبر تأمین‌ مصالح‌ پرولتاریای ‌روسیه‌ و انقلاب‌ جهانی‌ و هدف‌ انقلاب‌ اسلامی‌ تأمین ‌مصالح‌ امت‌ اسلامی‌ بود.