راه صدساله: از «دولت با اساس» تا سازش برای نفع مشترک
نگاهی به ظرقیتهای قانون اساسی مشروطیت در گفتگو با دکتر محمدرضا خوبروی پاک بمناسبت سالگرد انقلاب مشروطه
نگاهی به ظرقیتهای قانون اساسی مشروطیت در گفتگو با دکتر محمدرضا خوبروی پاک بمناسبت سالگرد انقلاب مشروطه
در پاکستان، چنانکه در بیشتر سرزمینهای خاورمیانه یا آسیای جنوبی و آفریقا و آمریکای لاتین ـ آنچه کشتی حکومت را غرق در گردابها کرد در تحلیل آخر نارضائی تودههای مردم بود ـ مردم عادی کوچه و خیابان، کارگران کارخانهها و کشاورزان روستاها…
وسائلی را که تا کنون داشتهايم هر چند که ديگر کارآمد هم نباشند، هر گاه که به دست آوريم نه به هويت فعلی و کنونی شان بلکه به هويت گذشته و از سکه افتادهشان که يادگار دوران آرزومندی ماست توجه میکنيم،…
یک جهان بینی پویا که لطف سیاست را در پیش بردن و بهترکردن میداند طبعا نمیتواند گذشته را به بیش از حد سودمندی آن ـ…
ملک حسين در مجموعه جسارتهای خود اين جسارت را نيز دارد و هنگامی که زمان چنان توافقی فرا رسد اوست که رهبران و حکومتهای ديگر را از مخمصه خواهد رهاند.
این جا از باب تقریب به ذهن می خواهم از دو اصطلاح اهل عرفان استفاده بکنم تا پیچیدگی بحث هگل را نشان بدهم. در یک حدیث قدسی معروف[1] که عرفاء بسیار به آن استناد کرده اند، و البته به احتمال زیاد جعلی است، خداوند درباره خلقت عالم میگوید : «من گنجینۀ پنهانی بودم و خواستم که شناخته شوم. پس، عالم را آفریدم تا شناخته شوم»
هگل می گوید پدیدار شناسی روح با تمامی شیوه های پیشین مقدمه نویسی بر فلسفه متفاوت است، کار اصلی پدیدارشناسی این است که دانش را بنیاد گذاری کند. هگل برای بنیاد گذاری از کلمه begrunden استفاده میکند که معادل انگلیسی آن to found است.
در جلسه قبل گفتم که بسیاری از نویسندگان پدیدارشناسی را به یک راه مانند کرده اند که خود هگل هم کم و بیش این تعبیر را به کار می برد. من ترجیح دادم برای فهم بهترمطلب تعبیر کاخ بلند را حفظ کنم چون آنچه در زبان فارسی درباره پدیدارشناسی روح نوشته یا ترجمه شده همگی بحثهایی است که در بیرون این ساختمان می گذرد و در واقع توصیفهایی از بیرون است.
کار مهم هگل که فعلاً به صورت گذرا به آن اشاره می کنم این بود که توضیح داد که مطلق یا روح در زمان یا در تاریخ و به تعبیر دیگر در تحول تاریخی است که به خودش آگاهی پیدا می کند، در سیر تاریخی است که از خود بیگانه می شود و بار دیگر به خود برمی گردد، پس، این مطلق اولیه و این روح اولیه، مطلق یا روح آخرهم هست با این تفاوت که بر او تاریخ گذشته است.
جوانی هگل مصادف با پایان فلسفه کانت و اوج فعالیت فیشته است که اولی در سال 1804 و دومی 10 سال پس از آن درگذشت. هگل که در این دوره هنوز در آغاز راه بود، متوجه شد که اروپا دو دوره تاریخی را از سر گذرانده است، یکی دوره اصالت معقول و دیگری دوره اصالت عاقل یا به تعبیر دیگر رئالیزم و ایدئالیزم که البته هگل این کلمات را به این صورت به کار نمی برد.
در ادامه بحث خواهیم دید که بحث اصلی کتاب پدیدارشناسی روح عبارت از علم تجربه است، یعنی مسئله مهم این است که نه تنها علم تاسیس می شود و تکوین پیدا می کند بلکه این علم در تکوین خود چگونه به خود آگاهی پیدا می کند. به عبارت دیگر و برای تقریب به ذهن، اگر خط مستقیمی وجود داشته باشد که علم یا فلسفه (علم در نزد هگل به معنی فلسفه است) در آن جا تکوین پیدا می کند و پیش می رود،
تفسیر پدیدارشناسی روح هگل ـ بخش نخست جلسۀ نخست
این درسگفتار به مناسبت دویستمین سال انتشار پدیدارشناسی هگل در هشت جلسه در تهران عرضه شده است. آقای مصطفی نصیری با دقت آن ها را از نوار پیاده و بازنویسی کرده است. با تشکر از او این درسگفتارها را در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.
***
اشاره : درسگفتارهای تفسیر پدیدارشناسی روح هگل به تقل از http://gadim-va-jadid.blogfa.com/ در سایت بنیاد داریوش همایون درج گردیده است.
متن کامل درسگفتارهای دربارۀ اندیشۀ سیاسی مارکس را که به کوشش آقای مصطفی نصیری از نوار پیاده و بازنویسی شده بود در این جا به پایان می رسد. آقای نصیری درسگفتارهای پدیدارشناسی روح را نیز به همین ترتیب بازنویسی کرده است. پس از آماده شدن آن درسگفتارها را نیز در اختیار علاقه مندان قرار خواهیم داد.
اشاره : متن کامل درسگفتارهای دربارۀ اندیشۀ سیاسی مارکس به تقل از http://gadim-va-jadid.blogfa.com/ در سایت بنیاد داریوش همایون درج گردیده است.
فروغی ـ در مقام وزیر عدلیه ـ قانون اصول محاکمات حقوقی را، که میرزا حسنخان مشیرالدوله زحمت تهیه، تنظیم و گذراندن آن را از کمیسیون عدلیهی مجلس کشیده بود، به مرحلهی اجراء در میآورد و از این طریق «قدمی بزرگ در راه استواری عدلیهی جدید» برمیدارد
وقتی همايون را با معيارهائی که از کسانی چون رمون آرون، ژان پل سارتر و هانا آرنت آموختهايم بسنجيم، بیترديد او را نماد قامت افراخته روشنفکر مسئول میيابيم او حقيقت پژوه است و دمی از پويش بازنمیايستد،
تک تک سلولهای همايون از اميد ساخته شده بود…. او برخوردار از يک فرهنگ سياسی ژرف بود: يک دورنگر سياسی، عاری از بغض و کين سياسی…. بردباری و رواداری در کردار او مشهود بود….
نظریه دولت هگل یکی ازنظریههای بسیار مهم درباره دولت است واولین نوشته مهم مارکس هم از همینجا آغاز میشود. این نظریه به همراه نظراتی که هگل درباره جامعه مدنی طرح کرده، دو مفهوم بنیادین در تمام بحثهای اندیشه سیاسی جدید پس از هگل است. اما اینکه از میان اینهمه اندیشمندان مهم متاخر مثل ماکیاوللی، هابز و جان لاک و…. که گاهی بحثهایی درباره اندیشه و آراء آنها صورت میگیرد چرا هگل این همه اهمیت دارد و بیشتر بحثها درباره اندیشه و نظرات اوست در چند نکته نهفته است.
مارکس درآغازکتاب بیانیه حزب کمونیست (۱۸۴۸) نوشت؛ شبحی در اروپا در حال گشت و گذار است. با وام گیری واژه شبح از خود مارکس باید گفت، شبح مارکس چند سالی پس از درگذشت هگل در برلین ظاهر شد. مارکس در آغاز، تحصیلات خود را در دانشگاه بن پایتخت سابق آلمان غربی شروع کرد و پس یک یا دو ترم، خود را به دانشگاه برلین که دانشگاه بسیار بزرگ ومهم اروپا بود منتقل کرد، وقتی مارکس دانشجوی دانشگاه برلین شد، حدود سه سالی از مرگ هگل میگذشت.
درادامه نقد مارکس از قانون ممیزی رسیدیم به اینجا که گفت قانون ممیزی تنها اسم قانون را دارد و از رسم قانون تهی است، زیرا برخلاف اصل آزادی است، اما قانون آزادی مطبوعات، قانون واقعی است زیرا آزادی دراین قانون اصل است واصولا درباره آزادی مطبوعات میتوان قانون گذراند، اما درباره ممیزی نه، چون ممیزی سلب آزادی است، اما قانون آزادی مطبوعات، قانونی برای صیانت از آزادی است تا کسانیکه از آزادی تجاوز میکنند را مجازات نماید.
انتشارمقالههای مارکس در مجله ایالت راین، توقیف و تعطیلی این نشریه را در پی داشت. قبلا گفتیم که این مقالات که هنوز رنگ و بوی لیبرالی داشت، همچون آزمایشگاهی بود که مفاهیم بعدی و اصلی مارکس درآنها شکل اولیه خود را گرفت و سانسور هم متوجه خطرات مستقیم (مثل نقادی لایحه سانسور) و خطرات احتمالی بعدی آنها (پی ریزی انقلابی رادیکال) شد و لذا در اولین گام، اقدام به توقیف نشریه مارکس نمود.
نوشته مارکس که عنوانش «نقادی فلسفه دولت یا فلسفه سیاسی هگل» است، تحلیل و نقدی است بر نقش دولت در فلسفه سیاسی هگل که از کمتر شناخته شدهترین آثار دوره جوانی مارکس است و مانند برخی دیگر از آثار او، در بین سالهای ۱۸۴۲ تا ۱۸۴۳ نوشته شده ولی در زمان خود مارکس منتشر نگردید.
مارکس برای نقادی خود از اصول فلسفه حق هگل که در زمان خودش منتشر نشد، مقدمهای نوشت که چکیده نقادی مبسوط است، این مقدمه در سال ۱۸۴۳ چاپ شد. مقدمه نقادی اصول فلسفه حق هگل که از این پس مقدمه نامیده میشود،
رساله مسئله یهود از دیگرنوشتههای مهم مارکس است که در آن رابطه دولت وجامعه مدنی را برای اولین بار مورد بررسی قرارداده و رسالهای است که از دیدگاه گذار از بحث ایدئولوژی دینی یا دین به اندیشه سیاسی بویژه دولت جدید اهمیت دارد که آن را دولت سرمایه داری مینامد.
مارکس با استفاده از امکان منحصر به فرد زبان آلمانی گفت که آگاهی عبارت از آگاه بودن است و نتیجه بسیار مهمی از این جمله گرفت و آن تقدم واقعیت بر فکربود، البته این تقسیم بندی کم وبیش قبل ازمارکس هم میان برخی فلاسفه ایدئالیست وجود داشت اما مارکس بیش از دیگران این مسئله را ذیل دو مقوله هستی و اندیشه ساده کرد و طبیعی است که به عنوان یک ماتریالیست معتقد به تقدم و اصالت واقعیت یا بیرون بر فکر و ذهن است و ماتریالیزم هم به یک معنی اصالت و تقدم عین بر ذهن است.
گفتیم که یکی از قرائتهای مارکس امروزه ارزش خود را از دست داده و آن قرائت رسمی حزب کمونیست شوروی و احزاب اقماری آن است، امروزه مجموعه آثار مارکس به عنوان یک متفکر، و نه ایدئولوگ حکومت از نوع شوروی و اقمار آن مثل چین، کره شمالی، کوبا و… دارای ارزش بحث و مطالعه است.
مارکس حدود سالهای هزار و هشت صد چهل و پنچ وشش، از نقادی ایدئولوژی به نقادی اقتصاد سیاسی منتقل شد، کتاب مانیفست آغاز گسست از گذشته است که همانطور که گذشت، بود یا نبود این گسست و چگونگی ربط مارکس جوان به مارکس میانسال محل مناقشه است.
فرانسه برای مارکس مرکز و کانون همه مبارزات طبقاتی و بویژه انقلاب ۱۸۴۸ در اروپای غربی بود. مارکس اندکی قبل از انقلاب فوریه ۱۸۴۸ گفته بود که پیکار نهایی علیه سرمایه داری در پیش است ولی این پیکار نهایی اندکی پیش رفت ولی شکست خورد. با انقلاب فرانسه سلطنت برچیده شد و به جای آن جمهوری اعلام شد که به آن جمهوری اول گفتند
این کتاب بسیار مهم و یکی از دقیقترین کتابهای مارکس است که متاسفانه نمیتوانیم به صورت کامل به آن بپردازیم. یکی از ویژگیهای مهم این کتاب که به نوبه خود امر ترجمه را دشوارمی سازد، کاربرد اصطلاحات تئاتری در کنار پیچیدگی زبانی معمول مارکس است.
حکومت اجامر و اوباش و دورنمای واژگونی کامل کشور و پدیدار شدن ابرهای خونبار در افق، کیفر رژیمی بود که بیش از عدالت به قدرت میپرداخت و بیش از مهربانی و دلجوئی تنبیه میکرد و معدود ثروتمند و صاحب قدرت را بر تودههای بیچیز ولی صاحب حق و قدرت واقعی مقدم میداشت.
اکنون مردم معمولی برخلاف گذشته به این قانع نیستند که عقاید دیگران را دربست بپذیرند یا رد کنند. آنها عقایدی از آن خود دارند ـ اگر چه از دیگران گرفته باشند ـ و در هر موضوع به خود حق اظهار نظر می دهند،
مسئله عمده در یک کشور عقب افتاده آنست که چگونه مردم را از نظر سیاسی به آن توجه تربیت کنند که تحولات جامع لزوماً ناگهانی و انفجاری نباشد و سیر تکاملی امکان یابد.
در اين اولين روزهای سال نو انقلاب اداری همچنان بحالت يک اصل معوقه و اجرا نشده در برابر ماست. اين تعويق و عدم تحقق بیدليل نيست. انقلاب اداری ماهيت اجتماعی خاص و پيچيدهای دارد که برخلاف اصول يازدهگانه ديگر با قانونگذاری سامان نمیگيرد
بخش اول ـ موانع دمکراسی و تفاهم ملی در ایران اکنون که ندای دمکراسی از هر سو به گوش میرسد تاملی بر مسئله تفاهم ملی…
بخش اول ـ پرورش دمکراسی در نبردی با فرهنگی و روان ایرانی لسآنجلس بیش از هر اجتماع ایرانی در خارج، به تعبیر و تا حدودی…
بخش اول ـ پادشاهی همه چیز نیست ولی لیبرال دمکراسی هست بحث پرمعنی و سودمندی که آقای علی کشگر پیرامون قطعنامه کنفرانس جنبش سبز حزب…
بخش دوم ـ انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه و انقلاب دیگر مقایسه انقلاب مشروطه ۱۹۰۶/۱۲۸۵ و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹/۱۳۵۷ یک بررسی در ادامه و تضاد است.…
بخش دوم ـ تنها روزی كه مایه كشمكش نیست اگر پدرم زنده میبود چند هفتهای دیگر نود و پنجمین زادروزش را جشن میگرفتیم. او با…
بخش دوم ـ یک روز تاریخی و یک روز یاد ماندنی روزهای تاریخی مانند زیبائی، در چشم بینندهاند. کسان میتوانند نظرهای متفاوت خود را درباره…
بخش دوم ـ مشروطه سنتی ماندگار برای آینده تاریخ ایران در سده بیستم، تاریخ مشروطیت است. اندیشههائی که از جنبش مشروطه در آغاز این سده…
بخش دوم ـ رضا شاه، بزرگترین ایرانی سده بیستم سده بیستم گذشت و ما نتوانستیم بزرگترین ایرانی آن سده را برگزینیم. در خود ایران جای…
بخش سوم ـ زندگی و مرگ رسانهای زن روزگار ما در واپسین روز ماه اگوست شاهزاده خانم دیانا به مرگی که درخور چنان زندگانیی بود…
او که در مرگی که آزموده بود مرگ همگانی را میديد در پیِ پروبال دادن به «شايدبود»هايی همگانی رفت که همان مرگ چشمش را بر آنها گشوده بود. در اين راه هوشِ همايون او را از همه پيشتر میبُرد اما اين پيشروی را دستمايه فخرفروشی به ديگران نمیکرد بلکه با زبان فاخرش از آن سرمايهای همگانی میساخت.
بخش سوم ـ آرزو های خوش برای جمهوریخواهان همایش جمهوریخواهان در برلین فرصت مهمی است. این همایش میتواند نوعی هماهنگی و رابطه سازمانی میان گروهی…
بخش سوم ـ ژئوپلیتیک تازه ایران تا بیست سالی پس از انقلاب اسلامی، بخش بزرگی از طبقه سیاسی ایران در ضد اسرائیلی بودن آشکار و…
بخش سوم ـ زبان رو به گسترش ما هر خط اندیشه که پیوستهاند بر پر مرغان سخن بستهاند نظامی هزار سال پیش ابو ریحان بیرونی…
بخش چهارم ـ افزودن ورشكستگی اندیشه بر شكست سیاسی رئیس پیشین انجمن شهر تهران كه در سوء قصدی بدفرجام تا دم مرگ رفت و اگر…
بخش چهارم ـ از همگریزی به همگرائی استراتژیک تاریخچه مبارزه با جمهوری اسلامی با تاریخ آن همزمان است و این دو ــ مبارزه و جمهوری…
بخش چهارم ـ بخشودن و فراموش نکردن سالها پیش آقای اکبر گنجی خواستار پیگرد و محکومیت و بخشودن آمران و عاملان آدمکشیهای زنجیرهای، که خود…
بخش چهارم ـ “پیروزی“ خشم و کین انقلابی انقلاب اسلامی، و فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی بطور کلی، در شهریور 1367/1988 با لحظه حقیقت خود روبرو…
بخش پنجم ـ آزادي، مسئوليت، سانسور ـ با نگاهي به سانسور رسانهها در عصر پهلوي سانسور، محدوديت آزادي گفتار و کردار است و در زمينههاي…
بخش پنجم ـ پیروزی صنفی در متن شکست حرفهای سندیکای نویسندگان و روزنامهنگاران مطبوعات ایران نخستین سندیکای مستقل به معنی ناوابسته به احزاب سیاسی و…
بخش پنجم ـ صد سال از روزنامه نگاری به سیاست ـ اندیشههائی دربارة دو «کاریر» یک زندگی تا یک دو دهه پایانی سده نوزدهم راه…
بخش ششم ـ چالش و فرصت روشنگری ایرانی ایران یک حکومت مذهبی است و بیشتر ایرانیان هرچند هم مذهبی، به معنی بجای آورنده observant، نباشند…
بخش ششم ـ چشم اندازهای تازه دمکراسی با اعلام پایان تاریخ (تاریخ با ت بزرگ) از سوی فوکویاما به نظر میرسید که سیر تاریخ به…
واژه نامه آ آموزه doctrine الف اندرکنش interaction انتزاعي abstraction انگاري virtual ب بافتار context بجاي آورنده observant برسازي build up پ پرديس campus پوچي…
این قانون است که بی هوس حکم می راند در حالیکه افراد تحت تاثیرهوسهایشان حکم می رانند. این نظریه در قرون وسطی و همینطور در دنیای جدید بعد از ماکیاولی، فلسفه های حقوق را درغرب شکل داده است.
ظرفیتی که در نوشتههای آقای همایون وجود دارد باید حالا حالا در واقع توسط علاقمندان و اهل تحقیق شکافته بشود و از این مسیر هم میشود اندیشههای مشروطه خواهی و آرمانهای مشروطیت را در ایران شناخت.
در کشورهای شرق رابطه ميان دستگاه حکومتی و توده مردم از دير باز به وسيله مأمورانی برقرار شده است که خصلت عمدهشان مهر ارتشاء و فسادی بود که بر چهره داشتند.
در تاریخ، ما دوگونه شکست داریم، شکست سیاسی و شکست تاریخی. شکست سیاسی، مغلوب شدن در برابر اوضاع و احوال است؛
بنیان و اصول نظم فرنگستان یك “كلمه” است و هرگونه ترقیات و خوبیها ]كه[ در آنجا دیده میشود، نتیجة همان یك “كلمه” است.
فراموش نکینم که تجددخواهی ایرانیان در زمینه مدرنیزاسیون و نوسازی ایران گاه تند و گاه کند همواره ادامه داشته و در 150 سال اخیر جامعه ایران دگرگونی بسیار پیدا کرده و رو به پیشرفت بوده …
با جنبش مشروطه که قرار شد آدمها ارزشی پیدا کنند و شناسنامه داشته باشند و سرنوشتشان را خودشان تعیین کنند و در واقع آدم به حساب بیایند،
می دانیم که هیچ حادثه تاریخی بدون زمینه ها و مقدمات بوجود نمی آید و اگر آن حادثه در حد یک انقلاب و یا حتی جنبش اجتماعی باشد، این قاعده دربارة آن صادق تر است.
پس از تنش و کشاکشی که میان مردم و دستگاه حکومتی رخ داد؛ مظفرالدین شاه، فرمان اول مورخ دی ماه ۱۲٨۴ (۱۹۰۵) را صادر کرد که در آن ایجاد عدالتخانه دولتی برای اجرای احکام شرع… و تعیین حدود و اجرای احکام شریعت پیشبینی شده بود.
هرگاه تمركز قدرت سیاسی را یكی از شاخصترین وجوه یك دولت مدرن بدانیم، آنگاه بدیهی است كه تمركز قدرت سیاسی بدون مقابله با دیگر انواع اتوریته در ایران ممكن نبوده است.
حکایت تاریخ و روایتهای چندگانۀ تجدد و مؤلفة برجسته و محرک آن ــ شرح کارنامة روشنفکری ایران ــ همواره با غرضورزی، تحریف، و خصومت شگفتانگیزی روبهرو بوده است.
آخوندها از این که دولت در امر تعلیم و تربیت دخالت کرده است و در دارالفنون علوم جدید به توسط معلمان خارجی تدریس می شود سخت برآشفتند.
اهميت انقلاب مشروطه برای ايران نوين، بيش از آن است که صفات و طرز عمل رهبران مشروطه، آن را ناچيز سازد.
امروز نيز پس از اينهمه که درباره جنبش مشروطه نوشته شده است هنوز نمیتوان گفت که به تاريخ پيوسته يعنی به ملکيت همه گرايشهای سياسی ايران آمده است و سياسيکاران در جايگاه و پيامهای آن به همرائی رسيدهاند.
تلاش شماره ۳۵ بمناسبت دومین سالگرد جنبش سبز سال نهم ـ خرداد 1390 برابر با 2011 June *** فهرست در این شماره نخستین شماره…
سردبیر تلاش ـ فرخنده مدرس در این شماره «جمع نشدن در سطح خیابانها به معنای تمام شدن جنبش نیست.» پذیرش این گفتة مهندس میرحسین موسوی،…
نخستین شماره بدون حضور داریوش همایون فرخنده مدرس به عادت همیشه هنگامی که طرح و محور مضمونی هر شمارة فصلنامه تلاش آماده و مقدمات…
فرخنده خانم عزیز من در این فاصله به خاطر جراحی دوباره رفتم بیمارستان و متاسفم که کار شما را با همه تعهدی که احساس…
آه اگر آزادی سرودی میخواند احمد شاملو آی آزادی! اگر روزی دوباره به سرزمین من آمدی در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید…
روزنامه نگاری و سیاست گفتوگوی ماندانا زندیان با علیرضا بهنام علیرضا بهنام، شاعر، روزنامه نگار، و مترجم، زادۀ سال یکهزار و سیصد و پنجاه و…
برای فرزاد کمانگر و تمام شهیدان راه آزادی هنگامه هویدا من با مرگم ماشه را کشیدم و تو هنوز فکر می کنی زنده ای…
برای احمد زیدآبادی و خانواده اش امیر / ایران نميدانم مادر، آيا او هم با من مثلِ وقتي دارم ميخوابم از «چقدر دلتنگم» ميگويد؟…
«این فصل تازهای ست که آغاز گشته است» * گفتگوی ماندانا زندیان با شیرین نشاط شیرین نشاط، عکاس و فیلم ساز، زادۀ سال یکهزار و…
خرداد ۱۳۸۸ بود دخترم بیش از تمام خردادها باران آمد همسن تو بودم دلم زندگی میخواست، رنگ و آواز… خرداد ۱۳۸۸ بود گاهی اگر خیره…
«تغییر برای برابری» و چالشهای حقوقی پیش رو گفتوگو با مهری جعفری ماندانا زندیان ماندانا زندیان ـ شما در جایگاه یک خانم وکیل،…
روجا چمنکار/ فرانسه آمده بودم رفته بودی شب بود هرچه خودم را تکان میدهم از خواب نمیپرم تب دارد این تبعید وقتی از ماضی بعید به حال نمیآیم تکان تکانههای …
مروری بر ترانههای اعتراض از مشروطیت تا جنبش سبز محمود خوشنام تاریخ گستردة فرهنگ ایران، تا آنجا که چشم کار میکند، هیچگاه بینغمه و ترانه…
اشکآور خوب است مثل سوت مسابقۀ دو میدوی چشمها میسوزد بار اول میترسی ـ مثل باتوم و کابل ـ بارهای بعد سیگار در میآوری دود میکنی…
سپیده جدیری، شاعر، نویسنده و مترجم، زادۀ سال یکهزار و سیصد و پنجاه و پنج خورشیدی در اهواز، و دانش آموختۀ مهندسی شیمی در دانشگاه…
نگاهی کوتاه به ریشههای گفتمان شعری در دهههای ۷۰ و ۸۰ ادبیات امروز در پیوند با موج سوم تجدد علیرضا بهنام تردیدی نیست که…
«نسل سوخته» آرش نصرت اللهی/ ایران آتش خسته میشود نشسته میشود نشسته روی خاکسترش خاکسترش را مأمور شهرداری ببرد دودش را باد…
بازویم سبز است سپیده جدیری/ ایران بازویم سبز است و پشتم گرم به آنچه از او مُردم. دیگر نمیخواهد تظاهر کنید؛ بویتان…
ما آدمهای حاشیهایم احسان عابدی/ایران ما آدمهای حاشیهایم بی آنکه نشانی داشته باشیم برهنه چون سطح ماه سطحی چون کف امواج پیش میرویم…
شکافته می شوی از گلو مهری جعفری/ ایران شکافته می شوی از گلو جایی میان سرخ و سبز جایی میان ترس و حرف کسی…
دو خرداد، دو نسل، دو خواست، یک گفتمان مهشید و رضا/ ایران به هما زاهدی ــ شانه امن خردمندترین پیکارها. خرداد…
رقابت با جنبش سبز بدترین ارمغان ما برونیان خواهد بود! مهرداد احسانیپور مدتی است دوباره بحث آلترناتیو سازی میان ایرانیان بیرون جای ویژه ای…
هنوز هم «آقا اجازه!» گفتگو با رضا عليجانی تلاش ـ نظام جمهوری اسلامی بسيار از هم گسيخته مینمايد. ظاهراً درگيری ميان جناح های…
درخت ها زياد هستند ناما جعفری/ ایران درخت ها زياد هستند مثلا درخت مجيد توكلی مثلا درخت شيوا نظرآهاری مثلا درخت كوهيار گودرزی…
گذشته شقه شقه می شود ماندانا مشایخی گذشته شقه شقه می شود از سکوت خون می ریزد و آن یک جفت چشم…
گاه بايد گم كني تا بيابي مثل آرائي كه شب گم شد و فردا صبح ما همديگر را در خيابان ها يافتيم
من و تو از خیابان انقلاب گذشتیم ماندانا زندیان من و تو از خیابان انقلاب گذشتیم، در بهارستان مشروطه خواندیم، در جمهوری دویدیم، و…
ایستادن بر مطالبات دمکراتیک، ادامه روش مسالمتآمیز و تقویت جنبش سبز گفتگو با فرهاد یزدی تلاش ـ با ادامه تظاهرات خیابانی مردم و تصمیم رژیم…
درباره آراء و شخصیت آیتالله منتظری گفتگو با محسن کدیور تلاش ـ ما درگذشت آیتالله منتظری، را در همان هنگام، «ضایعهٔ بزرگی برای ملت ایران»…
ضرورت نقد بنیادی: آغاز از همان نخستین گزارهٔ «حق فرمانروائی از آنِ خداوند» گفتگو با حسن یوسفی اشکوری تلاش ـ ما در این گفتگو مایلیم…